پژوهنده (مجله سال هجدهم، فروردينشماره پژوهشي و1 ، پي دردانشگاه پيارديبهشت علوم 91، 1392 پزشكي صفحات 34 شهيد تا 39 بهشتي) تاريختاريخ پذيرشدريافت مقالهمقاله:: 3/27/113//13911391
بررسي تغييرات وضعيت سلامت رواني و منابع استرسزا در دانشجويان دورههاي كلينيكي دانشكده دندانپزشكي دانشگاه آزاد تهران
دكتر كتايون اصفهانيزاده1، دكتر شيرين ضيايي2، دكتر زهرا ميرشريف2، دكتر صادق نصري3، فاطمه ميرشريف4، مهندس ناصر ولايي5، دكتر ايلناز صدرا* 6

استاديار، بخش كودكان، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد دندانپزشكي تهران
دندانپزشك
عضو هيأت علمي دانشگاه اهواز
مدرس دانشگاه پيام نور، واحد شهر ري
مشاور آمار، عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي، واحد دندانپزشكي تهران
-9110189954

دستيار تخصصي، بخش كودكان، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد دندانپزشكي تهران چكيده
سـابقه و هدف: دانشـكده هاي دندانپزشـكي محيط پر استرسي محسوب ميشوند كه بر روي سلامت روان دانشجويان مؤ ثر ميباشند. گزارشات مختلفي از منابع استرسزا و آمار متفاوت از وضعيت آن در دانشجويان دندانپزشكي داده شده است. هدف اين تحقيق بررسي وضعيت سلامت رواني و منابع استرسزا در دانشجويان دورههاي كلينيكي در دو مقطع زماني مختلف در اين دانشكده بود.
مواد و روشـها: اين تحقيق به روش cross-sectional و در دو مقطع زماني روي دانشـجويان دوره هاي كلينيكي دانشكده دندانپزشكي دانشـگاه آزاد تهران انجام گرديد. در مرحله اول 301 دانشجو و در مرحله دوم 395 دانشجو مورد ارزيابي قرار گرفتند. سلامت رواني با اسـتفاده از پرسـشنامه استاندارد(General Health Questionnaire) GHQ-28 بررسي شد. منابع استرسزا نيز با پرسشنامه استاندارد (Dental Environment Stress) DES بررسي شد و عوامل مرتبط شامل خصوصيات فردي و اجتماعي آنها نيز ارزيابي گرديد. دادهها با استفاده از آزمون آماري كاي-دو مورد بررسي قرار گرفت.
يافتهها: در مقطع زماني اول 209 دختر (04/69%) و 92 پسـ ر (6/30%) و در مقطع زماني دوم 290 دختر (4/73%) و 105 پسـ ر (5/26%) شركت داشتند. ميانگين سني در گروه اول 9/1±6/23 و ميانگين سني افراد در گروه دوم 2/2±2/24 سال بود. از دانشجويان گروه اول 60% مشـكوك به ناسازگاري رواني بودند كه اين رقم براي گروه دوم 56% بود. سه عامل مهم استرسزا در گروه اول به ترتيب نقش مسـؤولين و اسـاتيد، مسـائل و مشـكلات مالي و حجم تكاليف، و در مورد گروه دوم، حجم تكاليف، اسـاتيد و مسـؤولان، كارآيي دانشجو و نگرش به رشته دندانپزشكي بود.
نتيجهگيري: با توجه به شـيوع قابل توجه موارد مشكوك به عدم سلامت رواني و وجود عوامل متعدد استرسزا براي دانشجويان، اقدام هرچه سريعتر مسؤولين محترم در تعديل عوامل لازم است.

واژگان كليدي: استرس رواني، دانشجوي دندانپزشكي، پرسشنامه GHQ-28، پرسشنامه DES

لطفاً به اين مقاله به صورت زير استناد نماييد:
Esfahanizadeh K, Ziaii SH, Mirsharif Z, Nasri S, Mirsharif F, Valaii N, Sadra E. Changes in mental health status and sources of stress in dental students of Islamic Azad University, Tehran. Pejouhandeh 2013;18(1):34-9.

مقدمه1
اولين بار Selyeدر ســال 1956 بر روي مشــكل اســترس تحقيق كرد (1). يكي از نگرانيهـاي جـامعـه، بويژه در كـادر

*نويسـنده مسؤول مكاتبات: دكتر ايلناز صدرا، تهران، پاسداران، نيستان 10، واحد دندانپزشـك ي دانشـگاه آزاد ، واحد تهران، بخش كودكان؛ پست الكترونيك:
[email protected]

پزشكي كه دانشجويان دندانپزشكي زيرمجموعهاي از اين گروه ميباشــند، وجود اســترس اســت. تحقيقات انجام شــده در كشــورهاي مختلف و نتايج آنها نشــان ميدهد كه دانشــكدهدندانپزشـكي براي دانشـجويان اين رشـته ، محيط پر استرسيتلقي ميشود و دانشجويان دندانپزشكي، نسبت به مردم عادياسترس بيشتري را تجربه ميكنند (2). عوامل مختلفي در بروزاين استرسها مطرح شدهاند كه در بين دانشجويان كشورهاي مختلف ترتيـب اســـترسزايي آنهـا متفاوت بوده اســـت (3). مسؤوليت معالجه بيماران، مشكلات فراگيري مهارتهاي عملي، ترس از مردود شدن، حجم سنگين درسها و پيچيدگي مطالب از جمله عوامل اس ترسزاي دانش جويان رش ته دندانپزش كي معرفي شدهاند. تداوم استرس باعث ناراحتيهاي جسمي و رواني متعدد و اثر بر سـلامت فرد خواهد بود و ميتواند عوامل رواني نظير احسـاس عدم كارآيي، تشـويش ، كينه، بيحوصلگي و… و عوارض متعـدد ديگر مـاننـد اختلالات گوارشـــي، پرخوري، بياشـتهايي ، تند شـدن ضـربان قلب، بيخوابي، سردرد و … را در بر داشـته باشـد . بيحوصلگي ناشي از استرس، حتي ممكن اسـت به بيعلاقگي نسـبت به رشـته تحصـيلي نيز منجر شود (4-2).
تشــخيص زودرس منابع اســترسزا و ســعي در تعديل آنها ميتواند در سـلامت رواني دانشجويان و در نتيجه جامعه نقش بسـزايي داشته باشد و منجر به رضايت تحصيلي و شغلي و در نهـايت بالا رفتن اعتماد به نفس و احســـاس رضـــايت در دانشـــجويـان گردد. با توجه به احتمال متفاوت بودن منابع اسـترسزا و ميزان سـلامت رواني دانشـجويان دندانپزشكي در ايران، بخصوص در دانشگاه آزاد اسلامي با توجه به شرايط ويژه آن نسـبت به دانشگاههاي سراسري ، لزوم اين تحقيق احساس شـد . در اين تحقيق به بررسـي وضعيت سلامت رواني و منابع استرسزاي دانشجويي در بين دانشجويان دندانپزشكي دانشگاه آزاد اســـلامي در دورههاي كلينيكي واحد تهران در طي دو مقطع زماني سالهاي تحصيلي 83-82 و 89-88 پرداخته شد.

مواد و روشها
اين مطالعه از نوع توصيفي cross-sectional بود. جامعه مورد بررسـي در مقطع اول 500 دانشجوي دوره كلينيكي دانشكده دندانپزشكي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران در سال 83-82 و در مقطع دوم 460 دانشـجوي مشـغول به تحصـيل در سال 89-88 را شــامل ميشــد. براي جمعآوري دادهها از تكنيك تكميل فرمهاي اطلاعاتي و پرســشــنامه اي اســتفاده شــد. نمونهگيري با سرشماري انجام شد و كليه دانشجويان دورههاي كلينيكي در دو سـال تحصيلي 83-82 و 89-88، وارد مطالعه شدند. براي كليه شركتكنندگان، طرح تحقيقاتي توضيح داده شـد . در سـال تحصيلي 83-82 از مجموع 500 دانشجو، 301نفر و در ســال تحصــيلي 89-88 از 460 دانشــجو، 359 نفرموافقت خود را براي شــركت اعلام كرده و پرسـ شـ نامهها وفرمهاي اطلاعاتي را به صورت دقيق، كامل كرده بودند.
در ابتدا فرم اطلاعاتي شماره 1 كه شامل پرسشهايي از قبيلسـن ، گروه سني (25-21، 25 و بيشتر)، جنس، ترم تحصيلي، محل اقامت (تهران يا شــهرســتان )، وضــعيت تأهل و محل سكونت (زندگي مستقل يا با والدين) بود، در اختيار دانشجويان قرار گرفت. اين فرمها داراي كد بود تا دانشــجويان مجبور به ذكر نام خود در پرســشــنامه نشــوند. پس از تكميل فرم، پرسشنامه هاي استاندارد (General Health Questionnaire) GHQ-28 ارائه شــده توســط گلدبرگ در ســال 1976 (5) و (Dental Environment Stress Questionnaire) DES (6)، در اختيار دانشـجويان قرار گرفت. اين دو پرسشنامه در مطالعات قبلي مورد اســـتفـاده قرار گرفته و بدين ترتيب روايي لازم راداشـت ند. پايايي آنها نيز در يك مطالعه آزمايشي به فاصله يك هفته از طريق test-retest بررسي شد كه برابر با 84/0 بود. در اين تحقيق از فرم 28 سؤالي پرسشنامه سلامت عمومي GHQ استفاده شد كه اعتبار اين تست توسط تحقيقات ديگر به اثبات رسـيده اسـت (9-7). اين آزمون شـامل چهار مقياس 7 سؤلي مربوط به شـاخصـهاي سـلامت رواني (يعني علائم جسـماني، اضــطراب، اختلال در كاركرد اجتماعي و افســردگي) اســت. مقياس علائم جسـماني (سؤال 1 تا 7) شامل سؤالاتي در مورد احسـاس سـلامتي و بيماري، احساس نياز به داروهاي تقويتي، احسـاس ضـعف و سستي و … است. سؤالهاي مقياس اضطراب ( سـؤال 8 تا 14) شـامل بيخوابي، احسـاس فشـار ، عصباني و بدخلق ش دن، ترس و وحش ت بيدليل، دلش وره و ناتواني در انجام كارها اســـت. در مقياس اختلال در كاركرد اجتماعي (سؤال 15 تا 21) ناتواني فرد در انجام كارهاي روزمره، احساس عدم رضـايت در انجام وظايف، احسـاس عدم مفيد بودن، عدم قدرت يادگيري و لذت بردن از فعاليتهاي روزمره زندگي مورد بررسي قرار ميگيرد و مقياس افسردگي (سؤال 22 تا 28) نيز شـامل علائم اختصـاصي افسردگي از قبيل احساس بيارزشي، نااميدي، احســاس بيارزش بودن زندگي، افكار خودكشــي، آرزوي مردن و ناتواني در انجام كارها ميباشد (9).
شـيوه نمرهگذاري اين پرسشنامه به صورت ليكرت بود كه در آن هر يك از ســؤالها چهار درجهاي و به صــورت 0، 1، 2، 3 نمرهگذاري ميشوند؛ در نتيجه نمره فرد از 0 تا 84 متغير بود. نقطه برش اين آزمون برابر با 23 اسـت . اين بدان معناست كه نمره بالاتر از 23 نشانه مشكوك بودن فرد به ناسازگاري رواني و نمره كمتر از 23 نشـانه سلامت رواني فرد ميباشد. نمره 23 تا 53 مسـ تعد بودن فرد به بيماري رواني و نمره 54 تا 84 وجود بيماري را به شكل كامل نشان ميدهد (10).
پرسشنامه استاندارد DES شامل 38 سؤال است كه به منظور شناسايي و طبقهبندي عوامل استرسزاي دانشجويي در محيط دانشكده دندانپزشكي به كار ميرود (2 و 11). توسط اين ابزار عوامل اس ترسزاي دانش جويي در گروههايي نظير مش ـكلات خانوادگي، مش كلات مالي، مس ؤولان و كادر علمي دانش كده، دروس و تكاليف و .. بررس ي ميش ود. ش يوه نمرهگذاري اين پرسـشـنامه نيز به صـورت ليكرت بوده بدين صورت كه به هر ســـؤال امتيازي بين 1 تا 4 تعلق ميگيرد. امتياز 1 معادل كمترين ميزان اســترسزايي و امتياز 4 معادل بالاترين ميزان آن است. ميانگين هر يك از گروهها با در نظر گرفتن ميانگين هر كدام از عوامل داخل گروه محاســبه ميگردد. امتياز بالاتر هر گروه نشــانه اســترسزايي (5/2 تا 4) و امتياز پايين (1 تا 5/2) نشـانه كم اهميت بودن عوامل استرس در آن گروه است.
جدول 1. توزيع دانشجويان دو مقطع زماني بر حسب خصوصيات جمعيتشناختي
61023-6746

سال تحصيلي جنس سن تأهل محل اصلي زندگي داشتن فرزند وضعيت اشتغال
بيكار شاغل ندارد دارد شهرستان تهران متاهل مجرد مرد زن 259(86)
42(14)
288(95/6)
13(4/4)
34(11/3)
267(88/7)
49(16/3)
252(83/7)
23/8±2
92(30/6)
209(69/4)
82-83
(n= 301)
357(90/3) 38(9/7) 384(97/4) 11(2/6) 77(19/3) 318(80/7) 39(9/9) 356(90/1) 24/2±2/2 105(26/6) 290(73/4)
88-89
(n= 395)

جدول 2. توزيع دانشجويان بر حسب سلامت رواني و به تفكيك مقاطع زماني مورد مطالعه
برآورد موارد مشكوك به ناسازگاري در جامعه با اطمينان 95% مشكوك به ناسازگاري رواني داراي سلامت رواني سال تحصيلي
5/54 تا 5/65 182(%60) 119(%40) n= 301 ،82-83
51 تا 9/60 221(%56) 174(%44) n= 395 ،88-89

اسـتفاده متعدد از اين پرسشنامه حكايت از اعتبار آن دارد (2، 5 و 12). پس از تكميل پرسشنامه و فرم اطلاعاتي، شيوع عدم س لامت رواني در نمونهها تعيين و ميزان واقعي آن در جامعه برآورد شـد و نقش عوامل مرتبط با ناسـازگاري سـلامت رواني
36/ دوماهنامه پژوهنده بررسي تغييرات وضعيت سلامت رواني و منابع استرسزا در …
نظير سـن ، جنس، وضـعيت تأهل، محل اصلي سكونت، داشتن فرزند، وضـعيت اشتغال و ترم تحصيلي با آزمون كاي دو مورد بررسي قرار گرفت.

يافتهها
در مقطع زماني اول از 500 دانشجوي در حال تحصيل در آن تاريخ 301 نفر و در مقطع زماني دوم از 460 دانشجو 395 نفر پرســشــنامه ها را تكميل كردند. توزيع دانشــجويان دو مقطع زماني از نظر خصـوصـيات در جدول شماره 1 ارائه شده است. اين جدول نشان ميدهد كه دانشجويان دو گروه به لحاظ سن، جنس، وضــعيت تأهل، محل اصــلي زندگي، داشــتن فرزند و وضـعيت اشتغال مشابه بوده و يا اختلاف موجود از نظر آماري قابل توجه نيست (5/0 (p>.
توزيع دانشجويان بر حسب سلامت رواني و به تفكيك مقاطع زماني مورد مطالعه در جدول شماره 2 ارائه شده است و نشان ميدهد كه در شركتكنندگان مرحله اول 60% و در گروه دوم 56% مشكوك به ناسازگاري رواني بودند. آزمون كاي-دو نشان داد كه اين اختلاف بين دو مقطع زماني از نظر آماري معنيدار نبود (3/0 (p>.
در شـركت كنندگان سال تحصيلي 83-82، افراد مشكوك به ناســازگاري رواني همگي مســتعد به بيماري رواني بوده (نمره 23 تا 53 در تستGHQ-28) ولي هيچكس بيماري را به شكل كامل نشـان نداده بود. اما در شـركت كنندگان سـال تحصيلي89-88، از افراد مشكوك به ناسازگاري رواني 210 نفر (95%) مستعد به بيماري رواني بوده و 11 نفر (5%) بيماري را به شكل كامل نشـان دادند (نمره 54 تا 84). در رابطه با عوامل مرتبط، تنها جنسـيت بود كه در ميزان استرس نقش داشت، بهطوري كه در تمامي موارد شـاخصـهاي سلامت رواني، دختران در هر دو گروه وضــعيت بدتري را نســبت به پســران نشــان دادند (05/0(p<. تفاوت آماري قابل توجهي از نظر ترم تحصـــيلي دانشـ جويان در اين زمينه وجود نداشـ ت (3/0 (p<. در بين شــاخصــهاي ســلامت روا ني، اضــطراب و به دنبال آن اختلال كاركرد اجتماعي و علايم جســـماني داراي بيشـــترين نقش و افسردگي داراي كمترين نقش بودند.
توزيع دانشـجويان مورد بررسـي بر حسـب عوامل اسـترسزا نشـان ميدهد كه از نظر دانشـجويان سـال تحصيلي 83-82، اسـترس وارده از طرف اساتيد و مسؤولين دانشكده در 4/76% موارد مهمترين عامل استرسزا بوده است و در رتبههاي بعديبه ترتيب مشــكلات مالي به ميزان 4/63%، و حجم تكاليف ودشـواري دروس با 8/57% قرار دارد. كمترين عوامل استرسزامربوط به برخورد با جنس مخالف به ميزان 8% و مشـــكلاتخانوادگي به ميزان 7/4% بود (نمودار شماره 1).
از نظر دانش جويان س ال تحص يلي 89-88، حجم تكاليف و دشواري دروس در 5/66% موارد مهمترين عامل استرسزا بوده اســت. در رتبههاي بعدي به ترتيب اســترس وارده از طرف اساتيد و مسؤولين دانشكده به ميزان 5/61% و نظر دانشجو در

نمودار شماره 1. توزيع دانشجويان مورد بررسي بر حسب عوامل استرسزا

مورد كارآيي خودشـــان كه فاقد كارآيي بودند 7/57% قرارداشـت. كمترين عوامل اسـترسزا مربوط به محل سـكونت بهميزان 19% و برخورد با جنس مخالف به ميزان حدود 11%بود. در رابطه با جنس يت در هر دو مقطع مورد مطالعه، جنسمؤنث نسـبت به مذكر درصد بالاتري از استرس را نشان داد بهخصوص در زمينه سه عامل استرسزاي ناشي از حجم تكاليف، دشـواري دروس و عامل اساتيد و مس ؤولين دانشكده؛ در حالي كه در مورد عامل استرسزاي نگرش فرد به رشته دندانپزشكي در پسران استرس بيشتري گزارش شد (05/0 (p<.
بحث
تحقيق حاضـر نشان داد كه در جامعه مورد بررسي در هر دو سـال تحص يلي درصـد قابل توجهي از دانش جويان علائمي از ناسـازگاري رواني را نشـان دادند. در دانشـجويان پسر سلامت رواني مطلوبتر بود. در تحقيقي كه توســط Gorter و همكاران در پنج دانشـكده اروپا انجام شـد ، 44% از دانشجويان در تست سلامت عمومي رواني (GHQ)، ناسازگاري رواني داشتند (13)، كه درصــد پايينتري نســبت به تحقيق ما اســت. اين تفاوت آماري، با توجه به خاســـتگاه متفاوت جامعه آماري در اين مطالعه و تفاوت س طح رفاهي و زندگي در كش ورهاي اروپايي قابل توجيه اسـت . اسـدي و همكاران در سال 2007 با مطالعه روي ســلامت رواني پزشــكان و دانشــجويان پزشــكي ايرانيدريـافتنـد كه 44% از دانشـــجويان شـــركتكننده در معرض اختلالات رواني بودنـد كه اين احتمال در بين دانشـــجويان و زنان نسـبت به پزشكان و اينترنها بالاتر بود (14). شريعتي و همكاران نيز در سال 2007 با مطالعه روي دانشجويان پزشكي به اين نتيجه رسيدند كه در 7/40% آنان مشكلات رواني وجود داشت كه شيوع اين مشكلات در زنان بالاتر بود (15). هر دوي اين مطالعات ذكر شـده، درصد پايينتري از ناسازگاري رواني را نسـبت به مطالعه حاضـر گزارش كرده بودند؛ احتمالاً اسـترس ناشي از كار كلينيكي روي بيماران و تفاوت در جامعه آماري از دلايل اين اختلاف نتيجه است.
عوامل اسـترسزا در دانشـجويان كشـورهاي مختلف متفاوت اسـت كه شـايد علت آن شـرايط متفاوت دانشـكدهها، فرهنگ مختلف جوامع، گروهبنـديهاي متفاوت، و وجود دانشـــجويان خارجي و بومي در تحقيقات مختلف باشـــد. اما براي كليه دانشجويان در تحقيقات مختلف عامل حجم تكاليف و دشواري دروس، كمبود وقت كافي براي اســتراحت و مطالعه، كارآيي دانشـ جو در پر كردن ريكوارمنت (كارهاي عملي مقرر جهت گذراندن دوره) و امتحانات و نمرات درســي، جو ايجاد شــده توسـط اساتيد و مسؤولان، اعتماد به نفس، و ارتباط با بيماران استرسزا تلقي ميشود (3، 13 و 18-16).
در تحقيق حاضـر اولين عامل استرسزا در مقطع زماني اول، عامل اســاتيد و مســ ؤولين (4/76%) بود كه در مقطع دوم در رتبه دوم قرار ميگرفت (5/61%)، در حالي كه رتبه اول مربوط ب ه حـجـم تـك الـيـف بـود (5/66%). در تـحـقـيـق دكتر Polychronopoulou درسـال 2003-2002 در دانشگاه يونان نيز حجم تكاليف و دشـواري دروس بيشـترين عامل استرسزا (82%) در دانشـــجويـان بود (2)، در حـالي كـه در تحقيق Murihead در سـال 2005 در دانشـجويان كانادا اين عامل در رتبه دوم عوامل اس ترسزا قرار ميگرفت (17). در توجيه اين قضـــيه ميتوان گفت كه با توجه به زمان كم و حجم زياد دروس، دانشجويان اين رشته برنامه منظم و زمانبندي مناسب براي انجام تكاليف ندارند كه باعث اسـترس در اين مورد شـده اسـت . در همين تحقيق، عامل اساتيد و مسؤولين، رتبه چهارم از عوامل اسـترسزا را داشته (17) و در تحقيق Rosli در سال 2005-2004 در دانشكدهاي در مالزي، در رتبه دهم واقع شده بود (18). اين عـامل در تحقيقات مشـــابه خارجي رتبهاي به مراتب پايينتر را اش غال كرده كه ش ايد به دليل رس يدگي بيشــتر مســؤولين دانشــكدههاي مورد بررســي به مشــكلات دانشـجويان و يا نحوه برقراري ارتباط دانشـجويان با اسـاتيد و مسـؤولين باشـد . به نظر دانشجويان استراليايي جو ايجاد شده توسط اساتيد استرسزايي كمتري داشته است (19).
در تحقيق حاضـر ، عامل كارآيي دانشـجو و فشار كاري شامل امتحـانـات و نمرات، انتقـاد ديگران و تكميـل ريكوارمنـت، رتبههاي چهارم و ســـوم را بهترتيب در دو مقطع زماني اول و دوم به خود اختصـ اص داد. اين در صـــورتي اســـت كه در دانشـجويان كانادا، عامل نمرات و رتبه، بيشترين عامل استرس در دوره آكادميك بود (17) و در تحقيقي در پنج دانشــكده اروپايي كه توسط Gorter و همكاران در سال 2003 انجام شد به ترتيب اجبار در درس خواندن (در ش اخه حجم تكاليف)، و ارتباط با بيماران و فش اردروس (در شــاخه كارآيي دانش جو) بالاترين رتبه آزمون DES را داشـتند (13). در اغلب تحقيقات خارجي دو عامل تكميل ريكوارمنت و امتحانات و نمرات، رتبه اول تا ســوم را داشــتند كه علت اين تفاوت شــايد به دليل ســختگيري بيشــتر دانشــگاههاي خارج در اين مورد و عدم فارغالتحصــيل شــدن دانشــجويان به علت ناتمام گذاشــتن ريكوارمنتها يا كم بودن نمرات باشد. ميتوان گفت فشار ناشي از امتحانات و نمرات و تعداد زياد ريكوارمنتها جزو مهمترين عوامل استرسزا براي كليه دانشجويان دندانپزشكي است.
38/ دوماهنامه پژوهنده بررسي تغييرات وضعيت سلامت رواني و منابع استرسزا در …
در تحقيق حاضـر ، عامل نگرش فرد به رشته دندانپزشكي در هر دو گروه در رتبه چهارم قرار گرفته اسـت . در صورتي كه در تحقيقـات مشـــابـه جزو عوامـل اوليه نبوده و در رتبههاي كماهميت آمده است (17 و 18). در توجيه اين قضيه ميتوان به تفاوت جامعه آماري و نبود برنامهريزي جامع جهت اشـتغال و نداشـتن احسـاس امنيت شـغلي در كشـور ما در مقايسـه با كشـورهاي خارجي اشاره كرد. نگراني در مورد سلامت جسمي و آسيبهاي شغلي ناشي از دندانپزشكي باعث ايجاد استرس دراين مورد شـده است. لازم به ذكر است كه در تحقيقات مشابهعواملي نظير ترس از عقب افتادن و مردود شــدن و ترس ازناتواني در فراگيري مهارتهاي عملي و اتمام دوره تحصــيلي ازموارد مهم اسـترسزا براي دانشـجويان تلقي ميشـد (19). درتحقيق حاض ر اين عوامل براي دانش جويان چندان اس ترسزا نبود كه شايد به دليل سختگيري بيشتر دانشكدههاي خارجي در اين مورد باشد.
درباره جنسيت، رابطه معنيدار آماري يافت شد كه اين خود نشـان ميدهد جنس مؤنث نسبت به مذكر از استرس بيشتر و سـلامت رواني كمتري برخوردار است. همانطور كه ذكر شد در دختران مقطع اول، ســه رتبه اول عوامل اســترس زا به ترتيب مربوط به اسـاتيد و مسـؤولين، كارآيي دانشجو و نگرش فرد به دندانپزشــكي قرار داشــت. اين ترتيب در دختران مقطع دوم عبارت بود از استرس ناشي از حجم تكاليف و دروس، اساتيد و مس ؤولان و كارآيي دانشــجو. لازم به ذكر اســت كه در مقطع دوم، اس ترس ناش ي از نگرش فرد به رش ته دندانپزش كي در پسـران بيشـتر ديده شـد و رتبه دوم و سـوم متعلق به كارآيي دانشـجو و اسـاتيد و مسـؤولان بود، در حالي كه در مقطع اول ترتيـب عوامـل مشـــابه دختران به دســـت آمد. همانطور كه مشـاهده مي شـود ، در دو عامل استرسزاي اساتيد و مسؤولين دانشــكده و عامل كارآ يي دانشــجو در تكميل ريكوارمنت ها و امتحانات و نمرات، در مواجهه بيشــتري با جنس دختر بوديم، اما در مورد عامل استرسزاي نگرش فرد به رشته دندانپزشكي در پسـران اسـترس بيشتري داشتيم، كه نشان ميدهد پسران بيش تر از دختران نگران آينده ش غلي و درآمدش ان هس تند.
Rosli و همك اران در ســــال 2005-2004 در دانشـــگ اه Kebangsaan مالزي به اين نتيجه رســـيدند كه دانشـــجويان دختر استرس بيشتري را نسبت به دانشجويان پسر نشان دادند (18). Sanders در تـحـقـيـقـي بـر روي 205 دانشـــجوي دندانپزشـكي استراليايي نيز اعلام كرد كه دانشجويان دختر در بررسـي وي اسـترس بيشتري نسبت به پسران داشتهاند (19). دكتر Polychronopoulouدر سـال 2003-2002 در دانشگاه يونان نيز در تحقيقي در ارتباط با منابع استرس در دانشجويان و ارتباط نقش جنس و سـال تحصـيلي دريافت كه جنسيت از عوامل مؤثر در ميزان اسـترس بوده و خانمها استرس بيشتري را در پروسههاي تحصيلي گزارش كردند (2).
در تحقيق حـاضـــر از لحاظ آماري رابطه معنيداري بين اسـترس و عوامل سـن ، وضـعيت تأهل، وضعيت اشتغال، محل زندگي (تهران يا شهرستان)، وضعيت سكونت (زندگي مستقل يا با والدين) و داش تن فرزند يافت نش د. دكتر Murihead درتحقيق خود به اين نتيجه رسيد كه استرس كلاً به سن، جنسو يا وضــعيت تأهل بســتگي ندارد ولي رابطه معنيداري بيندانشـــجوياني كه با والدين خود زندگي ميكنند و آنهايي كهخانواده را ترك كردهاند يافت ش د (17) كه اين تفاوت ش ايد ناشي از تعداد كم نمونههاي آماري و يا مربوط به جامعه آماري و فرهنگ متفاوت باشد.
نتيجه تحقيق حاضـر نشـان داد كه دانشـجويان دندانپزشكي مورد مطالعه از ســلامت رواني پاييني برخوردارند. همچنين مشـخص شد كه عامل استرسزاي محيط دانشكده در سلامت رواني دانشجويان مؤثر بوده و ميان اين عوامل و سلامت رواني دانشجويان ارتباط وجود دارد.
از نقاط ضـعف اين مطالعه ميتوان به افت شركتكنندگان و عدم شــركت برخي دانشــجويان اشــاره كرد. اين افت احتمالاً مربوط به افرادي بوده كه به درجاتي از ناسازگاري رواني مبتلابودهاند. همچنين اين مطالعه به روش پرسشنامهاي انجام شدهاسـت ، در صـورتي كه اسـتفاده از روشinterview ميتوانستنتايج دقيقتري ارائه دهد. از نقاط قوت تحقيق ميتوان به تعدادبالاي نمونه (696) و اسـتفاده از روش سـرشـماري اشاره كرد.
نكته مهم در اين مطالعه بررسي تغييرات ايجاد شده بعد از يك دوره زماني است.

نتيجهگيري
در نهايت با توجه به نتايج به دست آمده و ميزان بالاي افراد در معرض خطر، توصيه ميشود كه مهارت مديريت استرس به دانشــجويان آموزش داده شــود و ارتباط مؤثر و مناســبي بين اسـاتيد و مسـؤولان دانشـكده با دانشجويان، به عنوان يكي از اولويتهاي جدي آموزشي مد نظر قرار گيرد.
REFERENCES
113690464763

Selye H. Stress and psychiatry. Am J Psychiatry 1956;113:423-427.
Polychronopoulou A, Divaris K. A longitudinal study of Greek dental students’ perceived sources of stress. J Dent Educ 2010;74(5):524-30.
Polychronopoulou A, Divaris K. Dental students’ perceived sources of stress: a multi-country study. J Dent Educ 2009;73(5):631-9.
Silverstein S, Kritz-Silverstein D. A longitudinal study of stress in first-year dental students. J Dent Educ 2010;74(8):836-48.
Goldberg DP, Rickels K, Downing R, Hesbacher P . A comparison of two psychiatric screening tests. Br J Psychiatry 1976;129:61-7
Grandy TG, Westerman GH, Combs CE, Turner CH. Perceptions of stress among third-year dental students. J dent Educ 1989;593(12):718-21.
Alzahem AM, van der Molen HT, Alaujan AH, Schmidt HG, Zamakhshary MH. Stress amongst dental students: a systematic review. Eur J Dent Educ 2011;15(1):8-18.
Peker I, Alkurt MT, Usta MG, Turkbay T. The evaluation of perceived sources of stress and stress levels among Turkish dental students. Int Dent J 2009;59(2):103-11.
Malakouti SK, Fatollahi P, Mirabzadeh A, Zandi T. Reliability, validity and factor structure of the GHQ-28 used among elderly Iranians. Int Psychogeriatr 2007;19(4):623-34.
Tangade PS, Mathur A, Gupta R, Chaudhary S. Assessment of stress level among dental school students: an Indian outlook. Dent Res J (Isfahan) 2011;8(2):95-101.
Kumar S, Dagli RJ, Mathur A, Jain M, Prabu D, Kulkarni S. Perceived sources of stress amongst Indian dental students. Eur J Dent Educ 2009;13(1):39-45.
Abu-Ghazaleh SB, Rajab LD, Sonbol HN. Psychological stress among dental students at the University of Jordan. J Dent Educ 2011;75(8):1107-14.
Gorter R, Freeman R, Hammen S, Murtomaa H, Blinkhorn A, Humphris G. Psychological stress and health in undergraduate dental students: fifth year outcomes compared with first year baseline results from five European dental schools. Eur J Dent Educ 2008;12(2):61-8 .
Assadi SM, Nakhaei MR, Najafi F, Fazel S. Mental health in three generations of Iranian medical students and doctors. A cross-sectional study. Soc Psychiatry Psychiatr Epidemiol 2007;42(1):57-60
Shariati M, Yunesian M, Vash JH. Mental health of medical students: a cross-sectional study in Tehran. Psychol Rep 2007;100(2):346-54.
Garbee WH Jr, Zucker SB, Selby GR. Perceived sources of stress among dental students. J Am Dent Assoc 1980;100(6):853-7.
Muirhead V, Locker D. Canadian dental students’ perceptions of stress. J Can Dent Assoc 2007;73(4):323.
Rosli TI, Abdul Rahman R, Abdul Rahman SR, Ramli R. A survey of perceived stress among undergraduate dental students in Universiti Kebangsaan Malaysia. Singapore Dent J 2005;27(1):17-22.
Sanders AE, Lushington K. Sources of stress for Australian Dental strudent. J Dent Educ 1999;63(9):688-97.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید