پژوهنده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي)
تاريخ دريافت مقاله: 10/5/1391
سال هفدهم، شماره 6بهمن ، و پي در اسفند پي 139190، صفحات 279 تا 285 تاريخ پذيرش مقاله: 3/11/1391
بررسي سه بعدي تأثير بانداژ مچ پا بر يافته هاي كينماتيكي اين ناحيه در افراد
سالم طي راه رفتن بر روي زمين
دكتر عباس رحيمي*1، الهه شعراء2، دكتر محسن رازقي3، علي فرهادي4

دانشيار گروه فيزيوتراپي، دانشكده توانبخشي و مركز تحقيقات فيزيوتراپي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
كارشناس ارشد فيزيوتراپي، دانشگاه علوم پزشكي شيراز
استاديار، دانشكده توانبخشي، دانشگاه علوم پزشكي شيراز
-10921208258

كارشناس ارشد فيزيوتراپي، فدراسيون پزشكي سازمان تربيت بدني، تهران چكيده
سابقه و هدف: استفاده از بانداژ مچ پا به عنوان يكي از روشهاي پيشگيري و نيز كمك كننده در درمان پـيچ خـوردگي مـچ پـا بسـيارمتداول است. هدف از بانداژ مچ پا كمك به حفظ الگوي نرمال بيومكانيك پا (foot) و مچ پاسـت. عليـرغم اسـتفاده فـراوان از بانـداژ دركليه ورزشها، دلايل عيني بسيار كمي در اين رابطه موجود است. هدف از انجام تحقيق حاضر، تعيين ميزان تأثير بانداژ در تغيير الگـويكينماتيك مچ پا در سه صفحه در طول راه رفتن بر روي زمين مي باشد.
مواد و روشها: 36 دانشجو( 18 دختر و 18 پسر) بدون سابقه پيچ خوردگي مچ پا و با ميانگين سني 3±23 سال و توده بـدني 2±23، در سه گروه بدون بانداژ، بانداژ به روش Gibney close basket weave و پلاسبو بانداژ، با سرعت دلخواه روي زمين راه رفته و اطلاعـاتكينماتيكي صفحات ساجيتال، فرونتال و عرضي مفصل مچ پاي نمونه ها توسـط دسـتگاه پيشـرفته آنـاليز 3 بعـدي حركـت(Qualysis, Sweden) بررسي گرديد.
يافته ها: بانداژ مچ پا توانست به طور معني داري باعث كاهش دامنه سوپينيشن پا در لحظه برخورد پاشنه به زمـين شـده و نيـز باعـثكاهش معني دار ميزان حداكثر پلانتار فلكشن و پرونيشن در فاز استانس و سوپينيشن در فاز سوئينگ گردد( 01/0p<). مقادير پلاسـبوبانداژ بسيار شبيه به وضعيت بدون بانداژ بود.
نتيجه گيري: بانداژ مچ پا توانست با تأثير بر خلف پا ،حركات سوپينيشن و پلانتار فلكشن مچ پا را محدود نمايد. اسـتفاده از بانـداژ مـچاحتمالاً در پيشگيري از پيچ خوردگي مچ پا كمك كننده مي باشد.

-18286235520

واژگان كليدي: بانداژ، بيومكانيك ،مچ پا، آسيبهاي مچ پا، آناليز 3 بعدي راه رفتن لطفاً به اين مقاله به صورت زير استناد نماييد:
Rahimi A, Shoara E, Razeghi M, Farhadi A. The effects of ankle taping on 3-dimensional kinematic findings of the
510165416

ankle joint during walking on level ground. Pejouhandeh 2013;17(6):279-85.

0مقدمهF1
آسيب ليگامان خارجي مچ پا، معمولترين ضايعه اي است كـهدر فعاليتهاي ورزشي گزارش مـي شـود (3-1). طبـق گـزارشانجمن طب ورزشي آمريكا، پيچ خوردگي مچ پا 15-10 درصد از كل ضايعاتي كه در فوتبال اتفاق مي افتد را شـامل مـي شـود(4). اي ن پ يچ خوردگيه ا در فوتب ال، بس كتبال ، واليب ال و

*نويسنده مسؤول مكاتبات: دكتر عباس رحيمي؛ تهـران ، خ دماونـد ، روبـروي بيمارستان بوعلي، دانشكده توانبخشي دانشگاه علوم پزشكي شـه يد بهشـت ي، گـروهفيزيـــوتراپي، كـــد پســـتي 1616913111؛ تلفـــن: 4-77561721-21-98+، داخلــــي: 225؛ فكــــس: 77561409-21-98+؛ پســــت الكترونيــــك:
[email protected]

ورزشهايي كه نياز به تغيير جهت سـريع حركـت بـدن دارنـد،بيشتر اتفاق مي افتد( 5). پلانتار فلكشن وضعيتي است كه مـچپا را مستعد پيچ خوردگي، به ويژه از نوع اينورژنـال مـي نمايـدكه همراه با چرخش رو به داخل است كه ليگامان سمت خارج پا را در معرض آسيب بيشتر قرار مي دهد( 6). چندين عامل در ايجاد پيچ خوردگي مچ پا مهـم اسـت. عوامـل داخلـي شـاملبي ثبـاتي مفصـل، كوتـاهي عضـلات، غيـر قرينگـي در قـدرتعضلات، آسيبهاي قبلي، كافي نبودن توانبخشي، اسـترس هـايرواني و نوع راه رفتن، و عوامل خارجي شـامل: سـطح مهـارتورزشي، سطح رقابت و تمرين، قوانين و خطاي بازي است (7).
توانبخشي مناسب و تقويت عضلات اطراف مچ پا بـ ه منظـورجل وگيري از پ يچ خ وردگي مج دد م چ پ ا ض روري اس ت.آسيبهاي ناشي از پيچ خوردگي گاهي تا شـش مـاه يـا بيشـترادامه دارند كه باعث ناتواني در راه رفتن و ايجاد اختلال در كار و زنــدگي روزانــه مــي شــود( 8). همچنــين بــيش از 30% از بازيكناني كه دچار پيچ خوردگي مچ پـا مـي شـوند، بـي ثبـاتيمــزمن پــا را تجربــه مــي كننــد( 9). عمومــاً بســياري از پيچ خوردگيها خوب مي شوند ولي حدود 20-40% از آنها نيـزدچار علائم بي ثباتي مزمن (مكانيكي و عملكردي) پا مي گردنـد(6). بر طبق اصل تقدم پيشگيري بر درمان، روشهاي متعددي از قبيل استفاده از بريس، بانـداژ، تمرينـات حـس عمقـي و… جهت پيشگيري از پيچ خوردگي مجـدد مـچ پـا وجـود دارنـد
.(10)
استفاده از بانداژ مچ پا به عنوان يكي از روشهاي پيشگيري از پيچ خوردگي مچ پا بسيار متداول است .Dizon و همكـاران بـابررسي ورزشكاران آسيب ديده دريافتند كه بانداژ مانع از 71% پيچ خوردگي مچ پا و بريس مانع از 69% از پـيچ خوردگيهـاي مچ پا مي شود( 3). بانداژ و بريس با ايجاد حمايـت مكـانيكي وتأثير بر حس عمقي مانع از پيچ خـوردگي مـچ پـا مـي شـوند.استفاده از بريس به علت محدوديت بيشتر و ممانعـت از انجـامآزادانــه فعاليتهــاي ورزشــي و ممنوعيــت اســتفاده از آن درمسابقات بعضي از رشته هاي ورزشي (به علت احتمـال آسـيببه ساير ورزشكاران) مورد توجه ورزشكاران نبـوده و در عـوضبانداژ بيشتر مورد توجه و استقبال بوده است. بـه رغـم تـأثير بانداژ در محدودكردن دامنه حركتي در حالت استاتيك، تـأ ثير آن بر دامنه حركتي طي ورزش و راه رفتن مشخص نمي باشـد(11). استفاده از دستگاههاي پيشرفته آناليز حركت به صـورتديناميك تأثير به سزايي در بررسي دقيقتر حركات فراهم نموده است. از آنجايي كه طي راه رفتن روي زمين، پا بر روي زمـينثابت است (زنجيره حركتي بسته)، توجه به ارتباط بيومكانيكي بين مفصل مچ پا و ديگر مفاصل اندام تحتـاني ضـروري اسـت(12). بنابراين تحقيق حاضر با هدف تعيين تأثير بانداژ مـچ پـابر ميزان محدوديت دامنه حركتي آن در افراد سالم انجام شد.

مواد و روشها
36 فرد سالم در محدوده سني 28-18 سال (18 دختر و 18 پسر) از بين دانشـجويان دانشـكده توانبخشـي دانشـگاه علـومپزشكي شيراز كه از نظر ظاهر، راه رفتن نرمال داشتند، بررسي شدند. در صورت وجود هر گونه سـابقه آسـيب ناحيـه مـچ پـامانند سابقه پيچ خـوردگي و جراحـي اسـتخواني و نيـز وجـود
شـلي ب يش از ح د ليگامـاني (Ligament hyperlaxity) (ك ه توسط تست هاي رسـاندن انگشـت شسـت از عقـب بـه مـچ و هيپراكستانسيون بـيش از حـد زانـو تشـخيص داده مـي شـد ) نمونه ها از مطالعه حذف شدند. از بانداژ غير الاستيك چسبنده (Non-elastic adhesive tape) توليـــد شـــركتCrame
(Cramer Company, USA) به پهناي يك و نيم اينچ به روش Gibney close basket weave كه جهـت حمايـت و اسـتحكاممچ پا در پيشگيري از پيچ خـوردگي اينورژنـال مـچ پـا معرفـيگرديده است (13) استفاده گرديد. روش بانداژ شامل اسـتفادهاز اسپري مخصوص (Adhesive spray) بـا هـدف چسـبندگيبهتر بانداژ، لايه زيرين بانداژ( Under wrap)، سه عـدد اتصـالنعلي شكل (Stirrup) عمودي (آنكور) به شكلU ، شـش عـدداتصال نعلي شكل عرضي به شـكلC ، قفـل خـارجي و داخلـي(lock) و در نهايت بانداژ بـه شـكل 8 بـود (شـكل 1). پلاسـبوبانداژ از نظر ظاهر دقيقاً شبيه بانداژ اصلي بود با اين تفاوت كه فاقد قفلهاي پاشنه و فاقد نوار به شكل 8 بود. به عبارت ديگـر،دو عدد اتصال نعلي شكل عمودي بدون همپوشاني و سپس دو عدد اتصال نعلي شكل عرضي بسته مي شد و هدف از انجام آن بانداژي بود كه بتواند همانند بانداژ اصلي سطح تماس با پوست جهت همانندي اثر حس عمقـي اعمـال نمايـد و فقـط عوامـلايجاد ثبات را نداشت تا از نظر مكانيكي ساپورت ايجاد نكند.

Gibney Close Basket Weave شكل 1. بانداژ

بر طبق روش ماركرگذاري سيستم آنـاليز حركـتQualysis ، 24 ماركر منعكس كننده نور با قطر 19 ميلي متر توسط چسب دو طرفه با ضخامت تقريبي 5/0 ميلـي متـر مسـتقيماً بـر رويپوست نواحي مشخص قرار گرفته و جهت بررسي حركات سـهبعدي سگمان هاي لگن، ران، ساق پا و پا استفاده گرديد. تست فقط بر روي پاي غالب انجام شد (در اين مطالعه همگي راست پا بودند). ماركر گذاري طبـق روش (6- Degree of freedom, 6-DOM) مدل Qualysis Track Manager (QTM) انجام شد (شكل 2) و طبق استاندارد Qualysis، ماركرها در مكانهاي زير قرار داده شدند:
-دو ماركر در بالاترين قسمت ستيغ ايلياك ،راست و چپ
-دو ماركر در خار خاصره جلويي بالايي، راست و چپ
-دو ماركر در خار خاصره خلفي بالايي، راست و چپ
-دو ماركر در مركز تروكانتر بزرگ ران، راست و چپ
-دو ماركر در دو طرف خط مفصلي زانوي راست (كنديل هاي داخلي و خارجي فمور)
دو ماركر در مالئولوس داخلي و خارجي پاي راست
دو ماركر در قاعده و سر متاتارس پنجم پاي راست
يك ماركر در سر متاتارس اول پاي راست
يك ماركر در برجسته ترين قسمت ناحيه پشت پاشنه پـايراست
8 مـاركر موسـوم بـه ماركرهـاي كلاسـتر (Cluster) (يـكصفحه مخصوص كه 4 ماركر در 4 گوشـه آ ن قـرار گرفتـه) دريك سوم پاييني و خارج ساق پا و يك دوم خارجي ران راست

شكل 2. ماركر گذاري به روش QTM در سيتم آناليز حركت Qualysis

براي ماركرگذاري با ثبـات، موهـاي محـل اتصـال الكترودهـاتراشيده شد. ماركرها در زمان تحمل وزن (ايستاده) روي بـدنفرد چسبانده مي شـدند تـا اخـتلاف موقعيـت مـاركر بـر رويپوست در زمان استاتيك و ديناميك به كمترين مقـدار ممكـنبرسد. جهت ثبت داده ها، از شش دوربين با ديودهاي فرستنده نور با فركـانس 120 هرتـز جهـت بـه دسـت آوردن داده هـايكينماتيك استفاده گرديد.
بعد از امضا فرم رضايت نامه، كليه افراد حاضر در مطالعه تحـتسه شرايط بدون بانداژ، با بانداژ و با بانداژ پلاسـبو تحـت آزمـوناستاتيك و ديناميك قرار گرفتند. جهت حذف تـأثير آمـوزش درنتيجه تكرار و احتمال خستگي، توالي تست ها به طـور تصـادفيانجام گرفت. پس از آن از نمونه هـا خواسـته شـد كـه در مسـيرمشخص شده آزمايشگاه با سـرعت دلخـواه راه برونـد و در تمـاممدت زمان راه رفتن به نقطه ثابتي كـه بـر روي ديـوار مشـخصشده است، نگاه كنند تـا در رونـد طبيعـي حركـت تغييـري رخندهد. از هر فرد 5 تست ديناميك موفق ثبت شد. تسـت موفـقبه تستي گفته شد كه در آن ضمن حفظ راه رفتن طبيعي فـرد،پاي فرد به طور كامل و صحيح بر روي فورس پليت قرار گيرد.
پــس از اتمــام تســت، ماركرهــا توســط نــرم افــزار Qualysis نام گذاري شدند. جهت بررسي داده ها از نرم افزار QTM و جهـتآناليز كينماتيك داده ها از نرم افزار Visual 3D اسـتفاده شـد. درمرحله بعد داده هاي اسـتاتيك هـر فـرد بـه همـراه پـنج تسـتديناميك آن به نرم افزار آناليز حركت( Visual 3D) منتقل شدند تا براي سـگمان هـاي ران، سـاق، پـا، لگـن و مفاصـل بـين آنهـامدل سازي انجام گيرد. پس از ساخت مدل، لحظه برخورد پاشنه با زمين (Heel strike) و لحظـه جـدا شـدن انگشـتان از زمـين (Toe off) مشخص شد و نمـ ودار كينماتيـك آن رسـم گرديـد.
تم ام محاس بات ب ا توج ه ب ه اعم ال ق انون Newton-Euler و Cardan sequence (X-Y-Z) در مــورد محورهــاي مختصــات
سگمان ها (Segment Coordinate System) انجام گرديد. متغيرهاي كينماتيكي مورد بررسـي در ايـن تحقيـق، شـاملزاويه مچ پا در Initial Contact در صفحات ساجيتال، فرونتـالو عرضي، حداكثر زاويه پلانتار فلكشن و دورسي فلكشن مچ پـادر زمان تحمل وزن، مجموع دامنه حركتي دورسـي فلكشـن وپلانتار فلكشن در يك سيكل راه رفتن، حداكثر زاويه اينورژن و سوپينيشن مچ پا در زمـان سـوئينگ، حـداكثر زاويـه اورژن و پرونيشن مچ پا در زمان تحمل وزن ،و مجموع دامنـه حركتـيسوپينيشن و پرونيشن در يك سيكل راه رفتن بود.
براي تجزيه و تحليل داده ها از آزمون تي زوجي استفاده شـدو 05/0< P سطح معني داري اختلاف ها قرار داده شد.

يافته ها
ميانگين قـد بررسـي شـدگان 4/11±5/169سـانتي متـر، وزن2/12±8/61 كيلوگرم، شـاخص تـوده بـدني 4/2±8/22 و سـن
5/2±8/22 سال بود.

جدول 1. ميانگين و انحراف معيار پارامترهاي مچ پا در صفحه ساجيتال طي راه رفتن بر روي زمين در وضعيتهاي مختلف بانداژ
لحظه برخورد پاشنه به زمين ((Heel Strike (درجه) حد اكثر دورسي فلكشن (درجه) حد اكثر پلانتار فلكشن (استانس) (درجه)
* -24/6±7/6 8/7±3/5 -6±3/4 بدون بانداژ
* -21±7/6 9±3/3 -6,1±3/9 بانداژ
-24/6±7/6 7/8±3/5 -6±3/4 بدون بانداژ
-24/8±7/2 8/7±3/7 -6/5±4/2 بانداژ پلاسبو
* -24/8±7/2 8/7±3/7 -6/5±4/2 بانداژ پلاسبو
* -21±7/6 9±3/3 6/1±3/9 بانداژ
P <0/0001 *
جدول 2. ميانگين و انحراف معيار پارامترهاي مچ پا در صفحه فرونتال طي راه رفتن بر روي زمين در وضعيتهاي مختلف بانداژ

لحظه برخورد پاشنه به زمين ((Heel Strike (درجه) حد اكثر اينورژن (درجه) حد اكثر اورژن (درجه)
4/5±2/6 -6/8±4/7 -4/9±4/5 بدون بانداژ
5±3/2 -6/7±4/1 -4/4±4/1 بانداژ
4/5±2/6 -6/8±4/7 -4/9±4/5 بدون بانداژ
4/5±3 -6/4±6/3 -4±4/4 بانداژ پلاسبو
4/5±3 -6/4±6/3 -4±4/4 بانداژ پلاسبو
5±3/2 -6/7±4/1 -4/4±4/1 بانداژ
هيچ كدام از اختلافها معني دار نيست .
جدول 3. ميانگين و انحراف معيار پارامترهاي مچ پا در صفحه عرضي طي راه رفتن بر روي زمين در وضعيتهاي مختلف بانداژ
لحظه برخورد پاشنه به زمين ((Heel Strike (درجه) حد اكثر پروناسيون (درجه) حد اكثر سوپيناسيون (درجه)
**13/5±8/6 *5/1±3/5 *-3/8±3/2 بدون بانداژ
**-10/8±5/9 *3/2±3/1 *-0/9±7/2 بانداژ
13/5±8/6 5/1±3/5 -3/8±3/2 بدون بانداژ
-12/9±8/7 5/8±4/4 -3/2±5/8 بانداژ پلاسبو
-10/8±5/9 5/8±4/4 -3/2±5/8 بانداژ پلاسبو
-12/9±8/7 3/2±3/1 -0/9±7/2 بانداژ
P <0/006** ، P <0/1*
بيشترين تغييرات در حداكثر پلانتار فلكشن در مرحله استانس رخ داد( 24 در مقابل 21 درجه) و بانداژ پلاسـبو تغييـر خاصـيايجاد نكرد. بانداژ به خوبي توانست 10% از ميزان پلانتار فلكشـنمچ پا را كاهش دهد، در حـالي كـه بانـداژ پلاسـبو نتوانسـت در ميزان پلانتار فلكشن تغيير معني داري ايجاد نمايد. بانداژ مـچ پـابـر حـداكثر پلانت ار فلكشـن طـي ف از ايسـتايي تفـاوت آم اريمعني داري را نشان داد (جدول 1، 0001/0< P). بانداژ مچ پا بـرهيچكدام از متغيرها تفـاوت معنـي داري را نشـان نـداد. تفـاوت
معني داري بين بانداژ و بانداژ پلاسبو يافت نشد (جدول2). بانـداژمـچ پـا توانسـت ميـزان سوپينيشـن و پرونيشـن پـا را در هم هپارامترها، يعني هم در لحظه برخورد با زمـين (01/0< P) و هـمدر فــــاز ايســــتايي (پروناســــيون) (01/0< P)و ســــوئينگ (سوپيناسيون) (006/0< P) به طـور معنـي داري كـاهش دهـد.
مقدار اين كاهش چشمگير و به طـور متوسـط حـدود 20% بـود (جدول 3).
بحث
در مطالعه حاضر دامنه حركتي به صـورت ديناميـك بررسـيگردي د. بررس ي دامن ه حركت ي ديناميـك بهت ر از بررس ياستاتيك ميزان توانايي بانداژ در محدود نمودن يك مفصـل درطول يك سـيكل راه رفـتن را نشـان مـي دهـد و ايـن يكـي ازمهمترين تفاوتهاي اين مطالعه بـا بسـياري از مطالعـات قبلـياست .
در صفحه ساجيتال، در لحظه برخورد پاشنه با زمـين تفـاوتمعني داري ديده نشد. به عبارت ديگر، نـه بانـداژ و نـه پلاسـبو بانداژ هيچكدام نتوانستند در لحظه برخورد پاشنه پا با زمين از ميزان پلانتار فلكشن آن بكاهند. اما بانداژ مـچ پـا توانسـت بـرحداكثر پلانتار فلكشن طي فاز ايستايي در طول يك سيكل راه رفتن مؤثر باشد و حداكثر ميزان پلانتار فلكشـن مـچ پـا را در صفحه ساجيتال به طور معني داري كاهش دهد. نتايج تحقيـقحاضر با يافته هاي عده اي از محققين همخواني داشـت (1، 2 و 17-14) و با نتايج تعدادي ديگر از محققين در تضاد بود( 11،
18 و 19). گرچه روش آزمون در تحقيقهاي مختلـ ف متفـاوت
بوده است ولي همگي بر تأثير مثبت بانداژ در محـدود نمـودندامنه حركتي پلانتار فلكشن مچ پـا در موقعيتهـاي مختلـف ازجمله در وضعيت استاتيك، پرش طـ ولي، پـرش (Jumping) و طي راه رفتن (در تحقيق حاضر) اذعان داشته اند. اما در تحقيق حاضر، بانداژ در محدود كردن دامنه پلانتار فلكشـن در لحظـهبرخورد پاشنه با زمين مؤثر نبود. چرا كه بانـداژ انتهـاي دامنـهحركتي را محدود مي كند و در لحظه برخورد پاشـنه بـا زمـينطي راه رفتن، مچ پا در ابتـداي دامنـه پلانتـار فلكشـن اسـت،بنابراين طبيعي است كه بانداژ نتواند محـدوديت لازم را ايجـادكند.
معني داري در ميزان پرونيشن نشان دهد، در حـالي كـه نتـايج
در صفحه فرونتال، هيچكدام از دو نوع بانداژ و پلاسـبو بانـداژنتوانستند تفاوت معني داري در حداكثر اينورژن و اورژن ايجـادنمايند. به عبارت ديگر بانداژ مچ پا نتوانست بر ميـزان اورژن واينورژن چه در فـاز ايسـتايي و چـه در سـوئينگ مـؤثر باشـد.همچنين بررسي مجموع اينورژن و اورژن در طول يك سـيكلراه رفتن حاكي از عدم وجود هـر گونـه تفـاوت معنـ ي داري در استفاده از بانداژ و يا پلاسبو بانداژ بود. در تحقيـقDelahunt و همكاران( 2009) كه بر روي افراد دچار بي ثباتي مزمن مچ پـادر حالت پرش بر روي زمين انجام شد (2)؛ نتايج نشان داد كه استفاده از قفل خـارجي (Lateral heel lock) توانـايي محـدودنمودن دامنه حركتي اينورژن را نـدارد.Delahunt در تحقيـقخود بيان كرد كه اولين هدف قفل پاشنه محدود كردن حركت اينورژن ساب تالار مي باشد و اگر آزمون به صـورت راه رفـتن ودويدن مي بود، اثر قفل خارجي بانداژ در محدود كـردن دامنـهحركتي مشهود مي گرديد. به عبارت ديگر، تست پرش بـر روي زمين آنقدر حساس نبود كه اثر قفـل خـارجي بانـداژ را نشـاندهد. در تحقيق حاضر نيز كـه بـا روش مشـابه بانـداژ طـي راهرفتن بر روي زمين بررسي شد تأثيري در محدود كردن دامنـهحركتي اينورژن ديده نشد و نظريـهDelahunt تأييـد نگرديـد.در تحقيقاتي كه به صورت ديناميك انجام شـده اسـت، بانـداژنتوانسته دامنه حركتي اينورژن را محدود كند. ايـن نتـايج بـرخلاف يافته هاي تحقيق Arnold و همكاران ،Alt و همكاران و Eils و همكاران است( 11، 18 و 19). آنـان بيـان كردنـد كـهبان داژ دامن ه حركت ي اين ورژن را ك اهش م ي ده د. احتم الاً يافته هاي متفاوت ايـن محققـين بـه دليـل روشـهاي متفـاوتبررسي دامنه حركتي باشد. در تحقيقات اين محققين بررسـ ي در وضعيت عدم تحمل وزن و به صورت استاتيك انجام گرفتـهبود، در حالي كه تحقيقات در وضعيت ديناميـك (از جملـه درتحقيق حاضر) تأثير معني داري را نشان نمي دهد.
به علت وجود محدوديتهاي ابزاري در بررسي دامنـه حركتـيدر صفحه عرضي، تحقيقات بسيار كمـي اثـر بانـداژ در صـفحهعرضي را بررسي كرده اند. مطالعه حاضـر نشـان داد كـه بانـداژباعث كاهش ميزان سوپينيشن مچ پا در لحظه برخورد پاشـنهبا زمين گرديد. در مجموع پرونيشـن و سوپينيشـن طـي يـكسيكل راه رفـتن، بانـداژ توانسـت 25% و پلاسـبو بانـداژ 7% از مجموع حركات چرخشي مچ پا را كاهش دهد. به عبارت ديگر بانداژ هم از ميزان پرونيشن و هم از ميزان سوپينيشن كاسـت.بانداژ مورد استفاده در اين تحقيق بـه خـوبي توانسـت ميـزانحداكثري پرونيشن و سوپينيشن را كاسته و در كنترل حركات پا مؤثر باشد. ايـن نتـايج بـا تحقيـقFiollkowskis همخـوانيداشت. او نقش بانـداژ غيـر الاسـتيك بـا روش Gibney close basket weave را در كاهش پرونيشن و محدود كردن حركـاتRearfoot مفيد بيان نمود( 20). به عبارت ديگـر بانـداژ مـورداستفاده جهت پيشگيري از پيچ خوردگي (كـه اكثـراً در حـالسوپينيشن پا رخ مي دهد) بر محدود نمودن حركات پرونيشـنپا هم مـؤثر اسـت. تحقيـقMeana نيـز ايـن نتيجـه را تأييـدمي كند كه بانداژ باعث كاهش ميزان سوپينيشن مي گردد( 1).
Konradsen و همك اران( 2002) بي ان كردن د ك ه اف زايش اينورژن در لحظه برخـورد پاشـنه بـا زمـين مـي توانـد فـرد رامستعد پيچ خوردگي كند( 21). Wright و همكـاران ( 2000) بيان كردند كه افزايش پلانتار فلكشن در لحظه تماس پاشنه با زمين يكي از عواملي است كه مچ پا را مسـتعد پـيچ خـوردگيمي كند( 22). با توجه به آناتومي مچ پا و مـورب بـودن محـورحركت مفصل مچ پا به نظر مي رسد بانـداژ مـچ پـا بـا محـدودكردن دامنه پلانتار فلكشن اجازه دامنـه حركتـي بيشـتري بـهحركت اينورژن نمي دهد و به اين ترتيب مانع از ايجاد اينورژن مي شود. به نظر مي رسد از آنجا كه بانداژ قادر اسـت تـا حـديحرك ات چرخش ي Rear foot را كنت رل كن د، م ي توان د در جلوگيري از پيچ خوردگي مچ پا مؤثر باشد. همچنين مي توانـدبا محدوديتي كه طي يك سيكل راه رفتن در صفحات عرضـيو ساجيتال (حركات سوپينيشن، پرونيشـن و پلانتـار فلكشـن)ايجاد مي كند، بر ثبـات مفصـل مـؤثر باشـد. تعـداد ديگـري ازمحققين نيز تأثير بانداژ را در بهبودي ثبات مفصل مفيد بيـانكرده اند (18 و 25-23). در تحقيقات ديگر محققين علت تأثير بانداژ را كاستن از زمان عكس العمل عضـله پرونئـال و افـزايشفعاليت عضله پرونئوس لانگوس دانسته اند (28-26). بـ ه علـتافزايش ميزان حس پروپريوسپشن، در اين مطالعه نيـز انتظـارمي رفت كه پلاسبو بانداژ بتواند با وضعيت بدون بانـداژ تفـاوتدر هيچ كدام از متغيرهاي مچ پا تفاوتي بـين بانـداژ پلاسـبو ووضعيت بدون بانداژ نشان نداد. بـه عبـارتي پلاسـبو بانـداژ بـرهيچكدام از وضعيتهاي مورد بررسي در مچ پـا مـؤثر نبـود. در مطالعه حاضر، مقايسه بانداژ و پلاسبو بانـداژ نشـان داد كـه درمورد مچ پا وجود اجزاي ثبات دهنـد ه بانـداژ جهـت تـأثير بـرمحدود نمودن حركات پـا ضروريسـت و صـرف افـزايش حـسپروپريوسپشن در كنترل دامنه حركتي كافي نيست. چنانكه در تحقيق Refshauge و همكاران كـه در آن روش بانـداژ مشـابهپژوهش حاضر بود، بيان گرديد كه تأثير حمايتي بانداژ به علت افزايش حس عمقي در صفحه ساجيتال نمي باشد و بانـداژ مـچپا نتوانسته حس عمقي را در حركات دورسي فلكشن- پلنتـار فلكشن پا افزايش دهد( 17).
تحقيقات انجام شـده در زمينـه مـچ پـا همگـي بانـداژ را درپيشگيري از پيچ خوردگي مچ پا مؤثر بيان كردند اما ايـن كـهدقيقاً بانداژ بـا چـه مكانيسـمي باعـث كـاهش پـيچ خـوردگي مي شود، هنوز واضـح نيسـت( 3). در تحقيـق Refshauge كـهروش بانداژ مشابه پژوهش حاضر بـود، بانـداژ نتوانسـت حـسعمقي را در صفحه پلنتار فلكشـن – دورسـي فلكشـن افـزايشدهد و نتيجه گرفتند تأثير پيشـگيري كننـده بانـداژ بـه علـتافزايش حس عمقي در صفحه پلنتارفلكشن- دورسـي فلكشـننمي باشد( 17). پژوهش حاضر نشان داد كه اسـتفاده از بانـداژغير الاستيك عوامل مكانيكي بيشتر حركات مچ پا را كنتـرل ومحدود مي كند. اين فرضيه مطرح است كه بانداژ تسهيل كلـيدر سطح نخاع و سطوح بالاتر ايجاد مي كند. به نظـر مـي رسـدبجز تأثير بانداژ بـر حـس عمقـي، عوامـل مكـانيكي و كـاهشعكس العمل پرونئال، بانداژ باعث برنامه ريزي بهتـر در سيسـتممركزي حركتي مي شود و از طريق برنامه ريزي سيستم مركزي حركتي است كه وضعيت مچ پا تنظيم مي شود. به همين دليل است كه بعد از گذشت مدت زماني از بانـداژ كـه اسـتحكام آنكم شد، هنوز بانداژ قادر به كنتـرل حركـات مـچ پـا و نتيجتـاًپيشگيري از پيچ خوردگي است.

نتيجه گيري روش بانداژ Gibney close basket weave با دو قفل پاشنه و figure 8 قادر بـه كنتـرل حركـاتRearfoot مـي باشـد. روشبانداژ به صورت مسـتقيم در كنتـرل وضـعيت و حركـات پـا وحمايت از حركات مچ پا مؤثر است. از اين رو توصيه مـي شـودكه در مراكز ورزشي و نيز كلينيك هـاي فيزيـوتراپي در جهـتجلوگيري از پيچ خوردگي مچ پا از اين بانداژ استفاده گردد.

تشكر و قدرداني
بودجه لازم براي اجراي پروژه حاضـر توسـط مركـز تحقيقـاتفيزيوتراپي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي و سيستم آناليز حركات توسط دانشكده توانبخشي دانشگاه علوم پزشكي شيراز فراهم گرديد كه بدين وسيله از كليـه مسـؤولين محتـرم ايـنمراكـز و ني ز دانشـجويان عزي ز داوطلـب تشـكر و قـدرداني مي گردد.
1208785137335

REFERENCES
Meana M, Alegre LM, Elvira JLL, Aguado X. kinematic of ankle taping after a training session. Int J Sports Med 2008;29(1):70-6.
Delahunt E, O’Driscoll J, Moran K. Effects of taping and exercise on ankle joint movement in subjects with chronic ankle instability: a preliminary investigation. Arch Phys Med Rehabil 2009;90(8):1418-22.
Dizon J, Reyes JJ. A systemic review on the effectiveness of external ankle supports in the prevention of inversion ankle sprains among elite and recreational players. J Sci Med Sport 2010;13(3):309-17.
Mickel TJ, Bottoni CR, Tsuji G, Chang K, Baum L, Tokushige KA. Prophylactic bracing versus taping for the prevention of ankle sprains in high school athletes: A prospective randomized trail. J Foot Ankle Surg 2006;45(6):3605.
Sammarco GJ. Rehabilitation of the foot and ankle. 1st ed. St Louis: Mosby;1995.p.306-10.
Brotzman SB, Wilk KE. Clinical orthopaedic rehabilitation. 2nd ed. Pennsylvania: Mosby.2003.
Willems T, Witvrouw E, Delbaere K, De Cock A, De Clercq D. Relationship between gait biomechanics and inversion sprains: a prospective study of risk factors. Gait Posture 2005;21(4):379-87.
Delahunt E. Neuromuscular contributions to functional instability of the ankle joint. J Bodyw Mov Ther 2007;11(3):203-13.
Dayakidis MK, Boudolos K. Ground reaction force data in functional ankle instability during two cutting movements. Clin Biomech (Bristol, Avon) 2006;21(4):405-11.
Hughes T, Rochester P. The effect of proprioceptive exercise and taping on proprioception in subject with functional ankle instability review of the literature. Phys Ther Sport 2008;9(3):136-47.
Arnold BL, Docherty CL. Bracing and Rehabilitation–what’s new. Clin Sports Med 2004:23(1):83-95.
Darlene H, Kessler RM. Management of common musculoskeletal disorders: Physical therapy principles and methods. 4th ed. Lippincott Williams & wilkkins; 2006. p.574.
Wright KE, Whitehill W, Lewis M. Preventive techniques: Taping wrapping techniques and protective devices. 3rd ed. Cramer Company; 2004.
Herrington L, Al-Shebli SA. Effect of ankle taping on vertical jump in male volleyball players before and after exercise. Phys Ther Sport 2006;7(4):175-6.
Cordova ML, Scott BD, Ingersoll CD, LeBlanc MJ. Effects of ankle support on lower-extremity functional performance. Med Sci Sports Exerc 2005;37(4):635-41.
Wilkerson GB. Comparative biomechanical effects of the standard method of ankle taping and a taping method designed to enhance subtalar stability. Am J Sports Med 1991;19(6):588-95.
Refshauge KM, Kilbreath SL, Raymond J. The effect of recurrent ankle inversion sprain and taping on proprioception at the ankle. Med Sci Sports Exerc 2000;32(1):10-5.
Alt W, Lohrer H, Gollhofer A. Functional properties of adhesive ankle taping: neuromuscular and mechanical effects before and after exercise. Foot Ankle Int 1999;20(4):238-45.
Eils E, Rosenbaum D. A multi-station proprioceptive exercise program in patients with ankle instability. Med Sci Sports Exerc 2001;33(12):1991-8.
Fiolkowski P, Rowe J. Kinetic differences between types of prophylactic ankle taping. Proceeding of the 21st ISB Congress 2007; July 1-5. Taipei, Taiwan. J Biomech 2007;40(S2):IV.
Konradsen L, Voigt M. Inversion injury biomechanics in functional ankle instability: a cadaver study of simulated gait. Scand J Med Sci Sports 2002;12(6):329-36.
Wright IC, Neptune RR, van den Bogert AJ, Nigg BM. The influence of foot position on ankle sprains. J Biomech 2000;33(5):513-9.
Hume Pa, Gerrard DF. Effectiveness of external ankle support. Bracing and taping in rugby union. Sports Med 1998;25(5):285-312.
Müller CC, Hintermann B. Effectiveness of outer stability aids on rotational stability of the ankle joints, Sportverletz Sportschaden , 1996,10(4):84-87. (Full text in German)
Krik T, Saha S, Bowman LS . A new ankle laxity tester and its use in the measurement of the effectiveness of taping. Med Eng Phys 2000;22(10):723-31.
Konradsen L. Sensori-motor control of the uninjured and injured human ankle. J Electromyogr Kinesiol 2002;12(3):199-
Karlsson J, Andreasson GO. The effect of external ankle support in chronic lateral ankle instability An electromyographic study. Am J Sports Med 1992;20(3):257-61.
Geyer M, Siebert WE. Complex movement analysis: Dynamic study of the effect of a tape bandage on pronation in high jumping with three dimensional movement analysis and electromyography. Sportvrtlez Sportschaden 1991;5(2):103-7. (Full text in German)



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید