پژوهنده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي)
تاريخ دريافت مقاله: 1/3/1391
سال هفدهم، شماره 2، خرداد و پي تيردر پي 1391 86، صفحات 98 تا 103 تاريخ پذيرش مقاله: 16/5/1391
تعيين نتايج جراحي و ميزان رضايتمندي بيماران ارتوپدي حداقل دو سال بعد از
ساق پا و باقي ماندن ايمپلنت Intramedullary Nailing
دكتر رضا توكلي PدارستانيP 1، دكتر مهسا خياط PخوييP 2، دكتر عليرضا PمنافيP 1، دكتر سعيد افشاP رP 3، دكتر غلامحسين Pكاظميان1*

استاديار، دپارتمان ارتوپدي ،مركز آموزشي درماني امام حسين (ع)، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
پزشك عمومي، كميته پژوهشي دانشجويان، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
-10922197130

جراح ارتوپد، دپارتمان ارتوپدي ،مركز آموزشي درماني امام حسين (ع)، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي چكيده
سابقه و هدف: دستورالعمل براي خارج سازي ايمپلنت هاي ارتوپدي واضح نيست و لزوم خارج سازي روتين تمام ايمپلنت هاي ارتوپـديبعد از بهبود شكستگي ها هنوز مورد اختلاف نظر است. مطالعات معدودي به بررسي نتايج طولاني مدت بيماران بعد از جراحي ارتوپـديو قرار دادن ايمپلنت ها پرداخته اند و اين كمبود اطلاعات سبب شده كه جراحان ارتوپد به طور سليقه اي جهت خارج سازي ايمپلنـت هـاعمل كنند. اين مطالعه با هدف تعيين كيفيت زندگي و عوارض درازمدت پس از جايگذاري ايمپلنت Intaramedullary Nailing (IMN) در بيماراني كه حداقل دو سال قبل به دنبال شكستگي استخوان ساق پا تحت عمل جراحي IMN قرار گرفته اند، انجام شد.
مواد و روشها: در يك بررسي پيگيري، بيماراني با شكستگي اسـتخوان سـاق كـه در سـال 1387 و قبـل از آن ايمپلنـت ارتوپـدي در بدنشان قرار گرفته بود مورد بررسي باليني قرار گرفتند. بيماران از نظر عوارض ناشي از جراحي مانند درد و يا محدوديت حركت مفاصل معاينه شدند و كيفيت زندگي بيماران نيز توسط پرسشنامه SF-36 بررسي شد.
يافته ها: امتياز كلي پرسشنامه SF-36 در بيماران، اختلاف آماري معنـي داري بـا امتيـاز محاسـبه شـده بـراي نرمـال جامعـه نداشـت.
21 بيمار( 2/31%) دچار محدوديت حركتي در مفصل مچ پا بودند و 11 بيمار( 9/14%) ضعف در اندام جراحـي شـده داشـتند. از نظـرباليني در 9/68% بيماران دامنه حركت در مفصل مچ پا كامل بود .3/70% از بيماران هيچ تندرنسي در معاينه اندام نداشتند.
نتيجه گيري: با توجه به اينكه تقريباً تمام بيماران از نظر باليني نرمـال بودنـد و كيفيـت زنـدگي مشـابهي بـا نرمـال جامعـه داشـتند،خارج سازي روتين ايمپلنت در تمام بيماران توصيه نمي شود.
-18286235062

واژگان كليدي: ثابت كردن شكستگي، اينترامدولاري فراكچر فيكسيشن، كيفيت زندگي، خارجسازي ايمپلنت لطفاً به اين مقاله به صورت زير استناد نماييد:
Tavakoli-Darestani R, Khayat-Khoei M, Manafi A, Afshar S, Kazemian Gh. Surgical outcome and satisfaction in orthopaedics patients Intramedullary Nailing implant fixation remained in-situ for more than 2 years.
510165422

Pejouhandeh 2012;17(2):98-103.

مقدمهP0F1
شكستگي هاي استخوان ساق پا از شايعترين شكسـتگي هـاياستخوانهاي دراز هستند (3-1) و در سالهاي اخيـر اسـتفاده ازايمپلن ت هـاي داخــل اس تخواني يــاIntramedullary nails (IMNs) براي درمان آنها افزايش پيدا كرده است (6-4). كاربرد اين روش درماني همراه با افـزايش تعـداد بيمـاراني اسـت كـهايمپلنت هاي فلزي ارتوپدي در بدنشان قرار مي گيرد و به دنبال آن تعداد جراحيهاي ارتوپـدي بعـد از بهبـود شكسـتگي بـراي

*نويسنده مسؤول مكاتبات: دكتر غلامحسين كاظميان؛ تهران، خيابان شهيد مـ دني، مركـ ز آموزشـ ي درمـ اني امـ ام حسـ ين (ع)، دپارتمـ ان ارتوپـ دي؛
[email protected] :پست الكترونيك

خارج سازي اين ايمپلنت ها هم افزايش يافته اسـت (1، 7 و 8).
در متون پزشكي شرايط خاصي براي خارج سازي ايمپلنت هـايارتوپدي بيان شده و بر عوارض احتمالي جراحي مجـدد بـرايخ روج ايمپلن ت ه اي ارتوپ دي تأكي د ش ده اس ت( 20-9)؛ همچنين توصيه شده كه خارج سازي ايمپلنت فقط در صـورتوجود شرايط خاص انجام شود (5). اما در غيـاب ايـن شـرايطني ز، نگران ي از ع وارض موض عي و سيس تميك ب اقي مان دن طولاني مدت ايمپلنت هاي فلزي در بدن، باعث افزايش تمايـلبه انجام جراحيهاي انتخابي براي خارج سازي ايمپلنت ها پس از بهبود شكستگي حتي در بيماران بدون علامت شده است (8). از سوي ديگـر انجـام جراحـي انتخـابي بـر روي بيمـاران غيـراورژانس به دليل هزينه عمل و خطر جراحي مجدد و همچنين بازماندن يك نيروي فعال از حضور در جامعه در مـدت زمـانيكه بعد از اين جراحي غير ضروري نياز به استراحت دارد، باعث تحميل بار اضافي بر افراد و جامعه مي شود (4 و 8).
به رغم تمام اين موارد، ميان جراحـان ارتوپـد بـر سـر لـزومخارج سازي روتين ايمپلنت هاي ارتوپدي در تمام بيماران پـساز بهب ود شكس تگي اخ تلاف نظ ر وج ود دارد و بس ياري ازجراحان كاملاً سليقه اي در اين مورد عمل مي كنند (3-1، 21 و 22). در نتيجه امروزه خارج سازي اين ايمپلنت ها بـه صـورتگسترده اي انجام مي شود (2 و 9) و شايعترين جراحي ارتوپدي انتخابي در كشورهاي توسعه يافته است (3).
مطالعــات انجــام شــده بــر روي عــوارض بــه جــا مانــدنايمپلن ت ه اي ارتوپ دي در ب دن مع دود اس ت (4) و هم ين مطالعات نيز نتايج متفاوتي را گزارش كرده اند (2، 5، 10، 11 و 25-23). بدليل اين گوناگوني نتايج، مطالعـات بيشـتري بـرروي بيماراني كه ايمپلنت ارتوپدي در بدنشان دارند لازم است تا نهايتاً راهنماي مناسـبي جهـت هـدايت دقيـق جراحـان درتصميم گيري براي خارج سازي ايمپلنـت هـاي ارتوپـدي ايجـادشود (1، 2 و 4).
اين مطالعه با هدف تعيين كيفيت زندگي و عوارض درازمدت پس از جايگذاري ايمپلنت در بيماراني كه حداقل دو سال قبل به دنبال شكستگي استخوان ساق پا تحت عمل جراحـيIMN قرار گرفته بودند انجام شد.

مواد و روشها
اين مطالعه پس از تأييد كميته اخـلاق دانشـگاه بـه صـورتتوصيفي-مقطعي اجرايي گرديد. جامعه مـورد بررسـي در ايـنمطالعه شامل بيماراني بود كه بـه دنبـال شكسـتگي اسـتخوانساق پا (Tibial Fracture) تحـت عمـل جراحـي و قرارگيـريIMN در بيمارس تان ام ام حس ين (ع) ق رار گرفت ه بودن د وحداقل 2 سال از قرارگيري ايمپلنت در پاي آنها گذشـته بـود.پرونده تمام اين بيماران كه در سال 87 و قبـل از آن جراحـيشده بودند، انتخاب شد (كـلاً 332 پرونـده). بـا تمـام بيمـارانتماس تلفني گرفته شد و مطالعه توضيح داده شد. در نهايت از بين تمام بيماران با در نظر گرفتن معيارهاي خروج از مطالعـهو با توجه به تمايل بيماران به همكاري ،74 نفر به مطالعه وارد ش دند. معياره اي ورود ب ه مطالع ه ش امل شكس تگي تيبي ا، قرارگيري ايمپلنت( IMNs) در استخوان، سن بيشتر يا مساوي 20 سال و كمتر يا مساوي 64 سال و گذشتن 2 سال يا بيشتر از جراحي بود. معيار خروج از مطالعه نيز خارج كردن ايمپلنت از اندام بعد از بهبود شكستگي و عفونت بود. بـراي ايـن طـرح، هزينه معاينه بيماران و تهيـه گرافـي كـه در بيمارسـتان امـامحسين (ع) انجام مي شد، از قبل تقبل شـده بـود و در صـورتتمايل بيماران بـراي موجـه كـردن غيبـت يـك روزه از كـار و حضور در بيمارستان براي شركت در مطالعه، بـه آنهـا گـواهيجهت گرفتن مرخصي داده مي شد.
ابتدا بيماران از نظر ميزان فعاليت روزانـه، كيفيـت زنـدگي وميزان درد بررسي شدند. براي اين منظور بيماران گونه فارسي پرسشنامه SF-36 مربـوط بـه كيفيـت زنـدگي را پـر كردنـد واطلاعات اوليه و دموگرافيك بيماران نيز در همان فـرم توسـطخــود بيمــاران ثبــت شــد. از آنجــايي كــه پركــردن كامــلپرسشنامه هاي Disease Specific توسط خود بيمـاران ميـزانهمكاري آنها را پايين آورده و دقت اطلاعات بدست آمده را هم كاهش مي داد، در مرحله بعـد تنهـا ميـزان درد در محلـي كـهمورد جراحي تعبيه ايمپلنت قرار گرفته بود، به كمك خط كش درد (VAS يا Visual Analogue Scale) توسط بيماران تعيين شد و سپس بررسي سـاير عـوارض جراحـي در تمـام بيمـارانتوسط رزيدنت و كارورز ارتوپدي و با نظارت متخصص ارتوپدي انجام شد و اطلاعات در چك ليسـت هـاي طراحـي شـده ثبـتگرديد. اين چك ليست ها شامل معاينـه بيمـاران بـا تمركـز بـر نتايج جراحـي شكسـتگي سـاق پـا از نظـر وجـود محـدوديتحركت ي در مفاص ل زان و و م چ پ ا، تن درنس، اس كار و س اير دفـورميتي هـاي حاص ل از جراحـي شكس تگي سـاق و تعبي هايمپلنت بود. از تمام بيماران راديوگرافي مجدد به عمل آمـد واطلاعات مربوط به آن ثبت شد.
پرسش نامه SF-36 ي ك اب زار اس تاندارد ب ين الملل ي ب راي سنجش كيفيت زندگي است و متشكل از 36 سؤال مـي باشـدكه از تركيب آنها 8 مقيـاس بدسـت مـي آيـد. ايـن 8 مقيـاسشـامل عملكـرد جسـمي ، محـدوديت جسـمي ، درد جسـمي،سلامت عمومي، نشاط، عملكرد اجتمـاعي ، مشـكلات روحـي وسلامت روان است. ميزان نمـره كلـيSF-36 از ميـانگين ايـنمقياسها محاسبه مي شود. امتياز هر مقياس بين صـفر تـا صـدمتغير است و هرچه ميزان آن بيشتر باشد نشان دهنده كيفيت بهتر زندگي است (26).
در اي ن مطالع ه نت ايج بدس ت آم ده از پرسش نامه SF-36 بيماران با نتايج گزارش شده براي نرمـال جامعـه توسـط علـيمنتظـري و همكـاران (26) مقايسـه گرديـد و بـه ايـن طري قكيفيت زندگي بيماران با نرمال جامعه مقايسـه شـد. جمعيـتبررسي شده در مطالعه فوق كه نرمال جامعه و به عنوان گـروهكنترل بودند، افراد بين 20 تا 65 ساله بودنـد كـه بـه صـورتتصادفي از جمعيت شهر تهران انتخاب شـد ه بودنـد. داده هـ اي مطالعـه حاضـر بـه كمـك آزمـونOne Sample T-test و ب ا نرم افزار SPSS version 16 آناليز گرديد و 05/0< P معنـي دار در نظر گرفته شد.

يافته ها

جدول 1- ويژگيهاي جمعيتي نمونه مورد مطالعه
درصد تعداد ويژگيهاي جمعيتي
% 31/1 23 20 -24 گروههاي سني (سال)
% 35/1 26 25 -44
%33/8 25 45 – 64
%2/7 2 دارد سابقه بيماري مزمن ديگر
%97/3 72 ندارد
%1/4 1 فعاليت عادي روزانه فعاليت بدني قبل از جراحي
%63/5 47 متوسط
%35/1 26 ورزشكار
74 كل افراد
34 ماه كمترين زمان گذشته از جراحي (ماه)
70 ماه بيشترين
(6/15) 40/8 ميانگين (انحراف معيار)

جدول 2- مقايسه امتيازهاي سنجش كيفيت زندگي پرسشنامه SF-36
نرمال جامعه
ميانگين (انحراف معيار) مطالعه حاضر
ميانگين (انحراف معيار) امتيازهاي پرسشنامه SF-36
(20/8) 85/3 (16/5) 83/1 عملكرد جسمي (PF)
(38) 70 (28/6) 68/6 مشكلات جسمي (RP)
(25/1) 79/4 (17/5) 79/6 درد جسمي (BP)
(20/4) 67/5 (19/9) 64/8 سلامت عمومي (GH)
(17/3) 65/8 (17/7) 65/4 نشاط (VT)
(24/4) 76 (18/2) 76/8 عملكرد اجتماعي (SF)
(41/4) 65/6 (29) 73 مشكلات روحي (RE)*
(18) 67 (17/2) 64/9 سلامت روان (MH)
(25/675) 72/075 (20/575) 72/025 امتياز كلي
*031/0< P
در اين مطالعه 74 نفر كه به طور متوسـط 8/40 مـاه (انحـرافمعيار: 15/6) از جراحـي و قـرار گـرفتن ايمپلنـت در پـاي آنهـامي گذشت بررسي شدند. ميانگين سـني آنهـا برابـر 6/36 سـال(انحراف معيار: 2/14) بود. از ميان ايـن بيمـاران 20 نفـر (27%) زن و 54 نفر( 73%) مرد بودند. قسمت اعظـم بيمـاران گـزارش
100/ دوماهنامه پژوهنده تعيين نتايج جراحي و ميزان رضايتمندي مبتلايان به …
كردند كه قبل از شكستگي ساق و انجام عمل جراحـي ، فعاليـتبدني در حد متوسط داشـته انـد. اطلاعـات تكميلـي مربـوط بـهويژگيهاي جمعيتي بيماران در جدول 1 نمايش داده شده است.
ســپس مقياســهاي بدســت آمــده از پرسشــنامهSF-36 در بيماران ارتوپدي با تعبيه ايمپلنت، با امتياز محاسبه شده براي نرمال جامعه توسط علـي منتظـري و همكـاران (26) مقايسـهشد. نتايج نشـان داد كـه امتيـاز كلـي محاسـبه شـده در ايـنبيماران اختلاف آماري معني داري با امتياز كلي محاسبه شـدهبراي نرمال جامعه نداشت. در زيرگـروه ايـن پرسشـنامه، تنهـا
مقي اس مرب وط ب ه مش كلات روح ي( RE) اخ تلاف آم اري معني داري با نرمال جامعه داشت و از نرمال جامعـه 4/7 نمـرهبهتر بود (031/0 p<)، جدول 2.
در مصاحبه بـا بيمـاران و بـه كمـك خـط كـش درد ( VAS) ميزان درد بين صفر تا 9 متغير بود و ميانگين آن برابر با 77/2 بــود (انحــراف معيــار: 23/2). همچنــين 46 نفــر (2/62%) از بيماران كاهشي در ميزان فعاليت بدني خود بـه دنبـال تعبيـهايمپلنت را ذكر نمي كردند، در حاليكه 28 نفر( 8/37%) چنين كاهشي را ذكر كردند. در مصاحبه با بيماران 35 نفـر (3/47%) مشكلي با وجود ايمپلنت در بدنشان نداشـتند و رضـايت خـودبيمار دليل عدم خارج سازي ايمپلنـت بعـد از جـوش خـوردناس تخوان ب ود. در 1/31% توص يه پزش ك و 6/21% ت رس از هزينه هاي اضافي دليل خارج نكردن ايمپلنت اعلام شد.
در معاينه باليني بيماران، 52 نفر (3/70%) هيچ تندرنسي در معاينه اندام ايمپلنت گذاري شده نداشتند. محدوديت حركتـيدر غالب بيماران بسيار كم بود يا اصلاً وجود نداشت: 48 نفر از بيماران (9/64%) Full Range of Motion در مفصل زانو و 51
نفر (9/68%) Full Range of Motion در مفصل مچ پا داشتند. در تمام بيماران، Limb Alignment مشابه اندام مقابل و نرمال بود. تست هاي فعاليتي در 66 نفـر (2/89%) از بيمـاران نرمـالبود. از نظر زيبايي و ميزان اسكار بـه جـا مانـده، تنهـا 22 نفـر(7/29%) از بيم اران اس كار بيش تر از 5 س انتي مت ر داش تند
(جدول 3). راديوگرافي تمام بيمـاران نرمـال بـود. دو مـورد ازعكسهاي راديوگرافي بيماران نيز در ادامـه مقالـه آمـده اسـت (عكس 1).
جدول 3- نتايج بدست آمده از معاينه بيماران
تعداد (درصد) متغير مورد بررسي
52 نفر (3/70%) ندارد تندرنس
15 نفر (3/20%) كم 7 نفر (5/9%) متوسط 0 نفر (0%) شديد 48 نفر (9/64%) نرمال محدوديت حركت مفصل زانو
15 نفر (3/20%) <3° lack of ext and 0-5° lack of flex 11 نفر (9/14%) 3-5 °lack of ext and 6-15° lack of flex 0 نفر (0%) 6-10 °lack of ext and 16-25° lack of flex 0 نفر (0%) >10 °lack of ext and >25° lack of flex 51 نفر (9/68%) نرمال محدوديت حركت مفصل مچ پا
19 نفر (7/25%) <3° lack of ext and 0-5° lack of flex 3 نفر (1/4%) 3-5° lack of ext and 6-15° lack of flex 0 نفر (0%) 6-10 °lack of ext and 16-25° lack of flex 1 نفر (4/1%) >10 °lack of ext and >25° lack of flex 74 نفر (100%) نرمال Limb Alignment
0 نفر (0%) غير نرمال 12 نفر (2/16%) كمتر از 1 سانتي متر اسكار جراحي
40 نفر (1/54%) بين 1 تا 5 سانتي متر 22 نفر (7/29%) بيشتر از 5 سانتي متر 66 نفر (2/89%) نرمال تست هاي فعاليتي
8 نفر (8/10%) محدود شده است

عكس 1- راديوگرافي دو نفر از بيماران به ترتيب 3 و 4 سال بعد از جراحي و قراردهي IMN

102/ دوماهنامه پژوهنده تعيين نتايج جراحي و ميزان رضايتمندي مبتلايان به …

بحث
در اين مطالعه بيماران ارتوپدي با شكستگي استخوان ساق پا كه ايمپلنت هاي ارتوپدي تعبيه شده در بدنشان( IMNs) بيش از 2 سال بر جاي مانده بود بررسي شدند و عـوارض جراحـي وكيفيت زندگي آنها با نرمال جامعـه مقايسـه شـد. نتيجـه ايـنمطالعه نشان مي دهد كه كيفيت زندگي بيمـاران ارتوپـدي بـهرغم برجاي ماندن ايمپلنت ها در بدنشـان، بـا كيفيـت زنـدگينرمال جامعه تفاوت آماري معني داري ندارد و در اكثر موارد در محدوده نزديك به نرمال جامعه مـي باشـد. همچنـين در اكثـربيماراني كه بدون عوارض شديد (كه انديكاسيون خـارج سـازيايمپلنت از بدن باشد، مانند عفونت يـا شكسـتگي ايمپلنـت درپا) زندگي مي كنند، وجود ايمپلنت در بدن موجب محـدوديتقابل توجهي در فعاليتهاي بدني طبيعـي نشـده اسـت. در ايـنمطالعه همچنين مشخص شد كه درصد بـالايي از بيمـاران بـهدليل رضايت شخصي (و نه دستور پزشك يا ترس از هزينه هـا)اقدام به پيگيري جهت خارج سازي ايمپلنت نكـرده انـد و ايـنخود نشان دهنده خفيف و قابل تحمل بـودن عـوارض و علايـمبيمار پس از به جاي ماندن ايمپلنت بعد از جراحي است.
براي خارج سازي ايمپلنت هاي ارتوپدي، بيماران بايد تحت عمـلجراحي مجدد قرار بگيرند كه اين جراحي غير ضـروري عـلاوه بـرهزينـه م الي، خطـرات جراح ي مجـدد از جمل ه خطـرات ح ينجراحي و بيهوشي را نيز بـه همـراه دارد. گذشـته از آن مطالعـاتيهم هستند كه گزارش كرده اند علايمي مانند درد ممكن اسـت دربيماران باقي بماند و همچنـين بيمـاران حـداقل 2 هفتـه توانـاييحضور در محل كارشان را نخواهند داشت( 10 و 21). ايـن مـواردباعث تحميل هزينه فردي و اجتماعي غير ضـروري مـي شـود كـهمــي تــوان از آن جلــوگيري نمــود ( 4، 7 و 17). از ســوي ديگــر ،مطالعاتي پيش از اين انجام شده اند كه نشان داده انـد بـا بـه جـاي
مان دن ايمپلن ت ه اي ارتوپ دي، ريس ك ع وارض جدي د بيش تر نمي شود( 27). مطالعات ديگري نشان مي دهنـد بـه جـاي مانـدنايمپلنت هاي ارتوپدي حتـي در ورزشـكاراني كـه ورزش حرفـه اي مي كنند باعث ايجـاد محـدوديت و مشـكل نمـي شـود ( 30-28).
همانطور كه ذكر شد، جراحي براي خارج سـازي ايمپلنـت ممكـناست حتي بر عـوارض بيمـاران از جملـه درد بيفزايـد (17 و 21).
طبق گزارش Townend M و همكاران، درد در بيمـاران ارتوپـديبا خارج سازي ايمپلنـت از بـين نمـي رود و در 50% مـوارد پـس ازخارج سازي ايمپلنت نيز باقي مي ماند( 31). البته مطالعات ديگـريهم هستند كه گزارش كرده اند به دنبال خـارج سـازيIMNs قـرارداده شده در ساق، درد قدام زانو كاهش مي يابد( 1، 22 و 32)، امـابه طور كلي و به رغم وجود اين گونـاگوني در يافتـه هـا، مطالعـاتگ زارش مــي كننــد ك ه تعــداد جراحيهــا جه ت خــارج ســازي ايمپلنت هاي ارتوپدي در بيماران ترومايي رو به افـزايش اسـت( 2) و در بسياري از مراكـز در سراسـر دنيـا بـه صـورت روتـين انجـاممي شود( 16).PP به دليل عدم وجود شاخصهاي مشخص و كامـل دراين زمينه، جراحان ارتوپد براي خارج سازي ايمپلنت هـا سـليقه اي تصميم مي گيرند( 3-1) و توافـق مشخصـي بـر روي انديكاسـيونخارج سازي تمام ايمپلنت هاي ارتوپـدي وجـود نـدارد( 16 و 33).
نتايج مطالعه حاضر تأكيدي بر گروهي از مطالعـات قبلـي اسـت ونشان مي دهد كه بيماران حتـي بـدون خـارج سـازي ايمپلنـت هـاكيفيت زندگي مشابهي با نرمال جامعـه دارنـد و علايـم و عـوارضموجود در بيماران زياد نبوده و باعث محـدوديت فعاليتهـاي بـدنيآنها نمي شود.
البته محدوديتهايي نيز در اين مطالعه وجود داشـت ، نخسـتاينكه تعداد مردان نسـبت بـه زنـان بسـيار بيشـتر بـود و ايـنموضوع مقايسه دقيق بين دو جـنس مختلـف از نظـر عـوارضايمپلنت ها را بسيار مشكل مي كرد. از طرف ديگر ايـن مطالعـهتنها بر روي ايمپلنت هاي قرار داده شده در ساق پا انجام شـدهاست و پيشنهاد مي شود كـه مطالعـات ديگـري بـراي بررسـيايمپلنت هاي ارتوپدي در ساير نقاط بدن به صورت مشابه انجام شود. همچنين انجام مطالعه اي بر روي بيماراني كه ايمپلنت از بدنشان خارج شده و مقايسه آنها با بيمـاراني كـه ايمپلنـت دربدنشان باقي مانده است مي تواند اطلاعات تكميل كننده اي بـرمطالعـه حاض ر بيافزاي د و بـه ح ل اخ تلاف نظـري ك ه ب ينمطالعات بر روي اثربخشي خارج سازي ايمپلنت هـا بـر كـاهشميزان درد وجود دارد، كمك بيشتري كند.

نتيجه گيري
نتايج نشاندهنده آن است كه اكثر بيماران به رغم بـاقي مانـدنايمپلنت ارتوپدي IMN در بدنشان براي 2 سال يا بيشتر، از نظر باليني و كيفيت زندگي تفاوت معني داري با نرمال جامعه ندارنـدو با توجه به هزينه و خطرات فراوان انجام جراحي مجـدد بـرايخارج سازي ايمپلنت، خارج سـازي روتـين تمـام ايمپلنـت هـا دربيماران فاقد علامت جدي باليني توصيه نمي شود.

تشكر و قدرداني
مقاله فوق برگرفتـه از پايـ ان نامـه بـه شـماره 341م مصـوبدانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي مي باشـد. نويسـندگان بـر خود لازم مي دانند از زحمات مـد ير درمانگاههـاي بي مارسـتان امام حسين(ع): سركار خانم هما مذهب دار و سركار خانم زهـرادليريان تشكر نمايند.
REFERENCES

Sidky A, Buckley RE. Hardware removal after tibial fracture has healed. Can J Surg 2008;51(4):263-8.
Richards RH, Palmer JD, Clarke NM. Observations on removal of metal implants. Injury 1992;23(1):25-8.
Finkemeier CG, Schmidt AH, Kyle RF, Templeman DC, Varecka TF. A prospective randomized study of intramedullary nails inserted with and without reaming for the treatment of open and closed fractures of the tibial shaft. J Orthop Trauma
2000;14(3):187-93
Watson JT. Treatment of unstable fractures of the shaft of the tibia. J Bone Joint Surg Am 1994;76(10):1575-84.
Busam ML, Esther RJ, Obremskey WT. Hardware removal: indications & expectations. J Am Acad Orthop Surg 2006;14(2):113-20.
Wu CC, Shih CH. Refracture after removal of a static-locked femoral nail. Acta Orthop Scand 1995;66(3):296-8.
Böstman O, Pihlajamäki H. Routine implant removal after fracture surgery: a potentially reducible consumer of hospital resources in trauma units. J Trauma 1996;41(5):846-9.
Beaupre GS, Csongradi JJ. Refracture risk after plate removal in the forearm. J Orthop Trauma 1996;10(2):87-92.
Davison BL. Refracture following plate removal in supracondylar-intercondylar femur fractures. Orthopedics 2003,26(2):157-9.
Langkamer VG, Ackroyd CE. Removal of forearm plates. A review of the complications. J Bone Joint Surg Br 1990;72(4):601-4.
Sanderson PL, Ryan W, Turner PG. Complications of metalwork removal. Injury 1992;23(1):29-30.
Müller ME, Schneider R, Willenegger H, Allgöwer M. Manual of internal fixation: techniques recommended by the AOASIF Group. New York: Springer Verlag; 1979.
Brown RM, Wheelwright EF, Chalmers J. Removal of metal implants after fracture surgery–indications and complications. J R Coll Surg Edinb 1993;38(2):96-100.
Browner BD, Edwards CC. The science and practice of intramedullary nailing. Philadelphia: Lea and Febiger; 1987
Toms AD, Morgan-Jones RL, Spencer-Jones R. Intramedullary femoral nailing: removing the nail improves subjective outcome. Injury 2002;33(3):247-9.
Jamil W, Allami M, Choudhury MZ, Mann C, Bagga T, Roberts A. Do orthopaedic surgeons need a policy on the removal of metalwork? A descriptive national survey of practicing surgeons in the United Kingdom. Injury 2008;39(3):362-7.
Hanson B, van der Werken C, Stengel D. Surgeons’ beliefs and perceptions about removal of orthopaedic Implants. BMC Musculoskelet Disord 2008;9:73.
Kahle WK. The case against routine metal removal. J Pediatr Orthop 1994;14(2):229-37.
Husain A, Pollak AN, Moehring HD, Olson SA, Chapman MW. Removal of intramedullary nails from the femur: a review of 45 cases. J Orthop Trauma 1996;10(8):560-2.
Leung AH, Shen J, Leung AH, Hung YW, Mok AH, Cheung WH, Leung KS. Outcomes and satisfaction of patients with orthopaedic implants left in-situ for more than three years: a retrospective study. Chin Med J (Engl) 2011;124(15):2297-300.
Boerger TO, Patel G, Murphy JP. Is routine removal of intramedullary nails justified? Injury 1999;30(2):79-81.
Court-Brown CM, Gustilo T, Shaw AD. Knee pain after intramedullary tibial nailing: its incidence, etiology, and outcome. J Orthop Trauma 1997;11(2):103-5.
Gösling T, Hufner T, Hankemeier S, Zelle BA, Muller-Heine A, Krettek C. Femoral nail removal should be restricted in asymptomatic patients. Clin Orthop Relat Res 2004;(423):222-6.
Brown OL, Dirschl DR, Obremskey WT. Incidence of hardware related pain and its effect on functional outcomes after open reduction and internal fixation of ankle fractures. J Orthop Trauma 2001;15(4):271-4.
Unno Veith F, Lädermann A, Hoffmeyer P. Is hardware removal a necessity? Rev Med Suisse 2009;5(201):977-80. (Full text in French)
Montazeri A, Goshtasebi A, Vahdaninia M, Gandek B. The Short Form Health Survey (SF-36): Translation and validation study of the Iranian version. Qual Life Res 2005;14(3):875-82.
Giannoudis PV, Chalidis BE, Roberts CS. Internal fixation of traumatic diastasis of pubic symphysis: is plate removal essential? Arch Orthop Trauma Surg 2008;128(3):325-31.
Evans NA, Evans RO. Playing with metal: fracture implants and contact sport. Br J Sports Med 1997;31(4):319-21.
Lindsey RW, Fenison AT, Doherty BJ, Law P, LeBlanc A. Effects of retained diaphyseal plates on forearm bone density and grip strength. J Orthop Trauma 1994;8(6):462-7.
Wentz S, Eberhardt C, Leonhard T. Reconstruction plate fixation with bone graft with for mid-shaft clavicular nonunion in semi professional athletes. J Orthop Sci 1999;4(4):269-72.
Townend M, Parker P. Metalwork removal in potential army recruits. Evidence-based changes to entry criteria. J R Army Med Corps 2005;151(1):2-4.
Keating JF, Orfaly R, O’Brien PJ. Knee pain after tibial nailing. J Orthop Trauma 1997;11(1):10-3.
Schmalzried TP, Grogan TJ, Neumeier PA, Dorey FJ. Metal removal in a paediatric population: benign procedure or necessary evil? J Paediatr Orthop 1991;11(1):72-6.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید