پژوهنده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي)
تاريخ دريافت مقاله: 12/7/1390
سال هفدهم، فروردينشماره و1 ، پي در پيارديبهشت 85، 1391 صفحات 8 تا 17 تاريخ پذيرش مقاله: 16/3/1391

تأثير مكمل دهي كوتاه مدت ال-كارنيتين و كوآنزيم 10Q بر عملكرد هوازي و بيهوازي مردان غيرفعال
دكتر فريبرز هوانلو*1، دكتر مريم نورشاهي2، احسان اميني3، مينا سهامي4

استاديار، دكتراي توانبخشي جسماني، گروه فيزيولوژي ورزشي، دانشكده تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه شهيد بهشتي
دانشيار، گروه فيزيولوژي، دانشكده تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه شهيد بهشتي
دانش آموخته كارشناسي ارشد فيزيولوژي ورزشي، دانشكده تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه شهيد بهشتي
-18286221955

دانشجوي دكتراي فيزيولوژي ورزش، دانشكده تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه شهيد بهشتي چكيده
سابقه و هدف: در عضلات بدن، كارنيتين در انتقال اسـيدهاي چـرب و تسـهيل بتـا-اكسيداسـيون نقـش اساسـي دارد. كـوآنزيم 10Q (يوبي كوئينون، 10CoQ) نيز يكي از اجزاي تشكيل دهنده زنجيره انتقال الكترون در ميتوكندري و همچنين يك آنتـي اكسـيدان ضـرورياست. عليرغم وجود اطلاعات فراوان در زمينه متابوليسم پايه اين دو ماده، هنوز ابهاماتي در قبال تأثير مكملدهي آنها وجود دارد. هدف از اين تحقيق، بررسي تأثير مصرف كوتاهمدت مكملهاي ال-كارنيتين و كوآنزيم 10Q، بر عملكرد هـوازي و بـيهـوازي دانشـجويان مـردغيرفعال بود.
مواد و روشها: در اين مطالعه دوسوكور ،40 مرد سالم و غيرفعال داوطلب با ميانگين سني 97/2±01/23 سـال ، شـاخص تـوده بـدني 2kg/m 74/3±32/23 و ميانگين VO2max 13/5±47/39 ميليليتر بر كيلوگرم در دقيقه، شركت كردند. آزمودنيها به صـورت تصـادفيبه 4 گروه 10 نفره (ال-كارنيتين، كوآنزيم 10Q، ال-كارنيتين+كوآنزيم 10Q و دارونمـا) تقسـيم شـدند. مكمـل ال-كـارنيتين بـه ميـزان mg/kg/d 30 و مكمل كوآنزيم 10Q به ميزان mg/kg/d 3، به شكل كپسولهاي همشكل براي هر آزمودني تهيه شد كه هر فـ رد دو بـاردر روز و به مدت 10 روز آنها را مصرف نمود .در جلسات پيشآزمون و پسآزمون، براي اندازهگيـري مسـتقيم تـوان هـوازي از آزمـونبروس تعديل شده بر روي نوارگردان دستگاه تجزيه گازهاي تنفسي و براي انـدازه گيـري تـوان بـيهـوازي از آزمـون وينگيـت بـر رويدوچرخه كارسنج استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون تحليل واريانس با اندازههاي تكراري و تي وابسته تجزيه و تحليل گرديد.
يافته ها: مصرف كوتاهمدت و همزمان ال-كارنيتين و 10CoQ باعـث افـزايش معنـيدار VO2max و مصـرف كوتـاهمـدت ال -كـارنيتين بهتنهايي، باعث بهبود معنيدار شاخص خستگي شد( 05/0p<). در گروه ال-كارنيتين تمايل بـه افـزايشVO2max (7/3%) و در گـروهال-كارنيتين+ 10CoQ تمايل به كاهش شاخص خستگي( 7/7%) مشاهده شد كه از لحاظ آماري معنيدار نبود .
نتيجه گيري: مصرف كوتاهمدت و همزمان ال-كارنيتين و كوآنزيم 10Q ممكن است عملكرد ورزشي در فعاليتهاي هوازي و بي هوازي را بهبود دهد.
-18286241267

واژگان كليدي: كارنيتين، مكمل كوآنزيم 10VO2max ،Q، شاخص خستگي، نحوه زندگي بي حركت لطفاً به اين مقاله به صورت زير استناد نماييد:
Hovanloo F, Nourshahi M, Amini E, Sahami M. Effect of short term supplementation with L-carnitin and coenzyme Q10 on aerobic and anaerobic exercise performance in sedentary college men. Pejouhandeh 2012;17(1):8-17.

مقدمه٠F1
امروزه مكملهاي غذايي و ورزشـي در سراسـر جهـان توسـطورزشكاران مورد استفاده قرار گرفته و مصرف صـحيح و بهينـه

*نويسنده مسؤول مكاتبات: دكتر فريبرز هوانلو؛ تهـران، اويـن، دانشـگاه شـهيدبهش تي، دانش كده تربي ت ب دني و عل وم ورزش ي، گ روه فيزيزيول وژي ورزش ي؛ پست الكترونيك: [email protected]

مكمله اي غ ذايي در ورزش از دغدغ ه ه اي اص لي مربي ان و ورزشكاران است. ضعف آگـاهي در ايـن خصـوص و همچنـينعرضه مواد گوناگون توسط شـركتهاي سـودجو گـاه برخـي ازورزشكاران را به سـمت مصـرف بـيرويـ ه ايـن مـواد رهنمـونمي سازد كه نهتنها بيفايده بوده بلكه سـلامتي آنهـا را نيـز بـهخطر مـي انـدازد. مكمـل ورزشـي بنـا بـر تعريـف، تركيـب يـافرآورده اي است كه مستقيمًاً و از طريق اثرات شبهدارويي خود باعث بهبود عملكرد و بـازد ه ورزشـي ورزشـكاران شـود (1). از جمله آنها ميتوان به ال-كارنيتين و كوآنزيم 10Q اشاره كرد.
كارنتين واژه اي عام است كه براي تعدادي از تركيبات، شامل ال-كارنيتين، استيل ال-كـارنيتين و پروپيونيـل ال-كـارنيتينبه كار برده مي شود. كارنيتين نقشـي حيـاتي در توليـد انـرژيدارد. نقش عمده اين ماده انتقال اسـيدهاي چـرب بـا زنجيـره بلنــد و متوســط از ســيتوزول بــه درون ميتوكنــدري جهــتبتا-اكسيداسيون است( 2). اين مكمل همچنين تركيبات سمي توليد شده در اين اندامك سلولي را براي پيشـگيري از تجمـعآنها به خارج حمل مي كند. كـارنتين بـا داشـتن ايـن وظـايفكليدي در ميتوكندري جهت اسـتفاده از اسـيدهاي چـرب بـهعن وان ي ك س وخت غ ذايي، در بافته ايي همچ ون عض لات اسكلتي و قلبي تجمـع مـي يابـد ( 3). ال-كـارنيتين بـه دليـلاهميت آن در توليد انرژي و اينكه عموماً به عنوان يـك عامـلدرماني ايمن و قابل قبول به شمار مي رود، بهطـور گسـترده اي مورد مطالعه قرار گرفته است (4). تحقيقـات متعـددي نيـز درمورد تـأثير مكمـل دهـي ال -كـارنيتين روي عملكـرد ورزشـيصورت گرفتـه اسـت كـه برخـي از آنهـا بهبـود در عملكـرد راگزارش كرده و در برخي ديگر تغييري ديده نشده است( 5).
اختلال در قابليـت انقبـاض عضـلاني ناشـي از خسـتگي، دركاهش عملكرد فيزيكي يا ورزشي انسـان نقـش دارد. در چنـدمطالعــه بــر روي حيوانــات آزمايشــگاهي، تجــويز دوز بــالايكارنيتين و ايجاد غلظت زياد كارنيتين خستگي عضلاني را بـهتعويق انداخته و باعث افـزايش در مانـدگاري قابليـت انقبـاضشده است( 6). در مطالعات آرناس و همكاران( 1994) كـه بـرروي ورزشكاران فعال به مدت 6-1 ماه انجام شد، مكمل دهـيكـارنيتين از كـاهش محتـواي كـارنيتين عضـله در اثـر ورزشجلوگيري كـرده و فعاليـت آنـزيمهـاي اكسايشـي كليـدي درعضله، شامل پيرواتدهيـدروژناز و آنـزيمهـاي زنجيـره انتقـالالكترون را افزايش داد( 7).
بررسيهاي انجام شده در مورد آثار مكملدهي ال-كارنيتين بر عملكرد ورزشي به يافتههاي متفاوتي دست يافته انـد كـه درچند مقاله بازنگري با دقـت مـورد بحـث قـرار گرفتـهانـد ( 6). قســمت عمــده اي از كارآزمــاييهــاي ورزشــي كــه كــارآيي ال-كارنيتين را مورد بررسي قرار دادهاند، كار خود را بر مبنـاينقش كارنيتين در انتقال اسـيدهاي چـرب طراحـي كـرده و ازاينرو پروتكل آزمونهـاي عملكـرد اسـتقامتي، بـا انـدازهگيـريVO2max، يا نشانگرهاي (شاخصهاي) آستانه بـي هـوازي كـه ازطريق آزمونهاي درجهبندي شده پيشرونده تعيين ميشـوند رامورد استفاده قرار دادهاند. به طور كلي بيشتر مطالعات در ثبت افزايش در VO2max يا ركوردهاي عملكردي در افراد ورزشكار و غيرورزشكار نـاموفق بـودهانـد. عمومـاً مؤلفـان ايـن مطالعـات،همانند مؤلفان مقالات بازنگري، عدم موفقيـت در ثبـت بهبـودعملك رد تح ت ت أثير ك ارنيتين را ب ه ع دم امك ان اف زايشغلظتهاي استراحتي كارنيتين عضله نسبت دادهاند. با اينحـالچند مطالعه نيز افزايش در VO2max (5 و 8) و كـاهش تجمـعلاكتات پس از ورزش( 8 و 9) را گزارش كردهاند .
كوآنزيم 10Q كه با نام يوبي كوئينون نيز شناخته مي شود يـكم اده ش به ويت امين و محل ول در چرب ي اس ت ك ه در هم ه سلول هاي بدن يافت مي شود (10 و 11). اين مـاده كـه بـراياولين بـار در ميتوكنـدري قلـب گـاو شناسـايي شـد، تركيبـيضروري در زنجيره تنفسـي ميتوكنـدري بـوده و از ويژگيهـ اي آنتي اكسيداني نيز برخوردار است( 12). ايـن تركيـب چنـديننقش مهم در بدن ايفا مي كند كه شامل انتقال الكتـرون هـا درزنجيره تنفسي ميتوكندري و در نتيجـه توليـدATP ، داشـتننقـ ش آنتـ ياكســـيداني و پشـ تيباني از بازسـ ازي ســـايرآنتي اكسيدان ها، تأثير بر ثبات، سـياليت و نفوذپـذيري غشـايسلول و تحريك رشد سلول و ممانعت از مرگ آن اسـت (11). كوآنزيم 10Q در قلب، كليه ها، كبد، عضلات، لوزالمعـده و غـده تيروئيد ساخته مي شود و در اين نقاط غلظت بيشتري دارد. بـاافزايش سن، غلظت كوآنزيم 10Q در اندامها كاهش مي يابـ د. بـااين حال كوآنزيم 10Q از غذاهايي ماننـد گوشـت، مـاهي، انـواعمغزها و ،… (اگرچه مقدار آن در اين غذاها خيلي كم است) نيز قابل جذب است. در حال حاضر برخي از متخصصـان تغذيـه ازكوآنزيم 10 Qبه طور گسترده اي براي درمان تعدادي از بيماريها استفاده ميكنند( 13).
پيشنهاد شده كه مصرف اين ماده بهعنوان مكمل، بنيـه فيزيكـيو استقامت ورزشي را بهبود داده و ضـعف و خسـتگي عضـلاني راتقليل مي دهد. در سالهاي اخير استفاده از كوآنزيم 10Q بـه عنـوانمكمل غذايي بهطور گستردهاي افزايش يافته است. علائـم كمبـودآن در ورزشكاران ممكن است به صورت فشار متابوليـك و افـزايشتشكيل راديكالهـاي آزاد، طـي تمرينـات شـديد، مشـاهده شـود(14). از طرفي از آنجا كـه كـوآنزيم 10Q در توليـد انـرژي هـوازينقشي كليدي دارد، افزايش سطح كوآنزيم 10Q سرم احتمالاً تـأثيرچشمگيري بر عضلات در حال انقباض دارد( 15). از ايـن رو بـا درنظر گرفتن دانسته هاي موجود پيرامـون وظـايف كـوآنزيم 10Q در بدن، اين فرضيه كه مكمل دهي كوآنزيم 10Q ممكـن اسـت باعـثبهبود عملكرد ورزشي شود، مطرح شده است( 10 و 13). با اين حال نتايج تحقيقاتي كه بر مبناي اين فرضيه طراحـيو اجرا شدهاند ضد و نقيض است( 13 و 14). براي مثال نتـايجچندين مطالعه بر روي مصرف مكمل كوآنزيم 10Q (بـه ميـزانmg 100- 60 در روز و به مدت 8-4 هفتـه) حـاكي از بهبـودتوان هوازي، آستانه بي هوازي، عملكرد ورزشي و ريكاوري پس از ورزش در ورزشكاران تمرينكرده و افراد بي تمرين بوده است (10). درمقابل، در چند مطالعه ديگـر پـس از مصـرف مقـادير مشابه( mg 150-60 در روز به مـدت 8-3 هفتـه) هـيچگونـهفوايد ارگوژنيكي (نيروافزايي) بـر ظرفيـت ورزشـي بيشـينه يـازيربيشينه افراد تمرينكرده يـا تمـريننكـرده، مشـاهده نشـدهاست( 10، 16 و 17).
با توجه به آثار عمده ال-كارنيتين و كوآنزيم 10Q در سيسـتمتوليـد ان رژي در بـدن و ع دم وجـود يافت ههـاي مش خص درخصوص تأثير اين مكملها بر عملكـرد ورزشـكاران، بـهويـژه درحيطه هوازي و بيهوازي، و اينكه توان هوازي و بـي هـوازي دوشاخص اصلي در ارزيابي آمـادگي جسـماني هسـتند، هـدف ازتحقيق حاضـر مقايسـ ه تـأثير مصـرف كوتـاه مـ دت (ده روزه) مكمل كـوآنزيم 10Q، مكمـل ال -كـارنيتين و تركيـب آنهـا بـرعملكرد هوازي( VO2max) و بـي هـوازي (شـاخص خسـتگي)دانشجويان مرد غيرفعال است.

مواد و روشها
اين كارآزمايي باليني به صورت تصادفي، دوسو بـي خبـر و بـاگروه كنترل اجرا شد. آزمودنيهاي اين تحقيق شامل 45 نفر از دانشجويان مرد غيرفعـال سـاكن در خوابگـاه دانشـگاه شـهيدبهشتي بودند كه بـه طـور داوطلبانـه در ايـن پـژوهش شـركتكردند. در جريان اجراي طرح تحقيـق 2 نفـر از آزمودنيهـا بـهدليل بيماري و 3 نفر ديگر به دلايل شخصي و نيز اقرار به عدم مصرف مكمل در طول دوره مكملدهي، از ايـن تحقيـق كنـارگذاشته شده و در نهايت 40 نفر از دانشجويان در 4 گـروه 10 نف ري موف ق ب ه اج راي كام ل ط رح تحقي ق ش دند. هم هآزمودنيهاي شركت كننده در اين تحقيق غيرفعـال بودنـد، بـهطوريكه قبل از اجراي طرح تحقيق حداقل براي يك سـال درهيچگونه فعاليت ورزشي بهطور مـنظم شـركت نداشـتند. ايـنافراد در طول دوره مكملدهي نيز از شركت در هرگونه فعاليت ورزشي يا بدني شديد منع شدند.
همه آزمودنيها در طي يك جلسه آشنايي كه چند روز قبل از شروع اجراي تحقيق و اجراي پيشآزمون برگزار شـد از شـيوهانجام آزمونها و نحوه مصرف مكملها به طـور كتبـي و شـفاهي آگاهي كامل پيدا كـرده و فـرم رضـايتنامـه را آگاهانـه امضـاكردند. پيش از آن نيز هر يك از افراد داوطلب يك پرسشـنامهتعيين سلامت و اطلاعات عمومي را تكميل نمودنـد. در زمـاناجراي مطالعه هيچ يك از آزمودنيهـا بيمـار نبـوده و از دارويخاصي نيز استفاده نميكردنـد. از آنجـا كـه آزمودنيهـا سـاكنخوابگاه دانشگاه شهيد بهشتي بودنـد، همگـي از رژيـم غـذايينسبتاً يكساني اسـتفاده مـيكردنـد. بـا ايـنحـال از آزمودنيهـاخواسته شد تا در طول دوره مصرف مكمل به هيچ وجه عادات غذايي و ساعات خواب و استراحت خود را تغيير ندهند. قبل از شروع اجراي آزمون از آزمودنيها درخواست شـد كـه از مصـرف قهوه، گوشت، ماهي و مواد لبني و انجام فعاليـت بـدني شـديد ، حداقل يك روز قبل از اجراي آزمون امتناع كننـد و خـود را در شرايط عادي براي انجام آزمون قرار دهند.
در روز پيشآزمون، قد و وزن ورزشـكاران توسـط قدسـنج و ترازوي ديجيتال Seca اندازهگيري شد. پـس از آن ابتـدا بـرايارزيابي توان بـي هـوازي و بـه طـور مشـخص تعيـين شـاخصخستگي از آزمون وينگيت 30 ثانيه بر روي دوچرخه كارسـنج Monark (ويژه آزمون بيهوازي وينگيت) استفاده شد. در ايـنرابطه از هر آزمودني خواسته شـد تـا پـيش از اجـراي آزمـونوينگيت، براي گرم كردن به مدت 5 دقيقه و با سـرعت 50 تـا60 دور در دقيقه، بدون اعمال بار، بـر روي دوچرخـه كارسـنجبه ركابزني بپردازد. پس از اتمـام 5 دقيقـه گـرم كـردن، هـرآزمودني روي دوچرخه به صورت غير فعال به مدت يك دقيقه استراحت كرد و در طول اين مدت آزمونگر وزنه مورد نياز (كه به دليل غيرفعال بودن آزمودنيهاي اين تحقيق به انـدازه 5/6% وزن بدن هر آزمودني در نظر گرفته شده بود( 10)) را بـر رويدستگاه انتخاب ميكرد. پس از اتمام يك دقيقه استراحت و بـافرمان شروع توسط آزمونگر، آزمودني بر روي دوچرخه، بـدوناين كه از روي زين بلند شود، با بيشترين سرعت ممكن شروع به ركاب زدن مينمود. پس از اينكه سرعت ركابزني بـه 120 دور در دقيقه ميرسيد، وزنهها بهطور خودكار رها شده و فشار تنظيم شده بر روي ركاب اعمال ميشد. در اين زمان آزمودني در پاهاي خود فشار بيشتري احساس مينمود، ولـي بـا ايجـادانگيختگي و تشويقي كه توسط آزمونگر انجام ميشـد، بايـد بـاحداكثر توان تا اتمام 30 ثانيه زمان آزمون به ركابزنـي ادامـهميداد. از زمان سقوط وزنهها هـر آزمـودني بايسـتي 30 ثانيـهحركت ركاب زدن را حفظ ميكرد كه اين فعاليت وي با اعـلامزمان باقيمانده و تشويق توسط آزمونگر، براي ايجاد انگيختگـيبيشتر در آزمودني براي حفظ سرعت ركابزني همراه بود. پس از اتمام 30 ثانيـه، اطلاعـات بـه دسـت آمـده ذخيـره شـده وآزمودني بر روي دوچرخه به مدت سه دقيقه با ركاب زدن آرام و عادي، بدون اعمـال بـار و پـس از آن بـا قـدم زدن و ايجـادكشش در عضلات اندام تحتاني به سرد كردن ميپرداخت.
شاخص مد نظـر در اجـراي ايـن آزمـون، شـاخص خسـتگي
(Fatigue index, FI) بود كه بـراي محاسـبه آن، ميـزان افـتتوان( Power drop, PD) بر تـوان اوج ( Peak power, PP) بـهدست آمده در طول 30 ثانيه ركابزني تقسيم شده و در عـدد100 ضرب ميشود (معادله 1). افت توان نيـز از تفاضـل تـواناوج و كمترين توان( Minimum power, MP) به دسـت آمـدهدر طول 30 ثانيه اجراي آزمون وينگيت به دست ميآيد( 18).

1136623100111

FI = PDPP = PPPP−MP معادله 1- شاخص خستگي
براي ايجاد ريكاوري و بازسازي مجدد ذخاير انرژي مصـرفشده در طول فعاليت بيهوازي و بازگشت به حالت اوليه بـرايانجام آزمون دوم، بـر اسـاس روش مـورد اسـتفاده در مطالعـهكوك و همكاران( 2008) به هر فرد 30 دقيقـه فرصـت بـراياستراحت بين دو آزمون داده شد( 10).
پس از اتمام 30 دقيقه استراحت، آزمون هوازي بر اسـاسپروتكل بروس تعديل شده بر روي نوارگردان با كمك دسـتگاهتجزيه گازهاي تنفسي Cortex، اندازه گيري شد. براي اطمينان از اعمـال تـلاش بيشـينه توس ط آزمـودني در ايـن آزم ون، ازشركتكنندگان خواسته شد تا جايي كه برايشـان امكـان دارد (سرحد واماندگي) به دويدن بـر روي نـوارگردان ادامـه دهنـد.براي حصول اطمينان از رسيدن آزمودنيها به حداكثر اكسـيژنمصرفي، شرايط زير در نظر گرفته شد:
ضربان معادل 95% از ضربان قلـب بيشـينه (سـن- 220) باشد.
نسبت تبادل تنفسي معادل 15/1 باشد.
نمودار اكسـيژن مصـرفي و ضـربان قلـب( VO2/HR) بـه حالت يكنواختي يا كفه رسيده باشد.
اعلام رسيدن به واماندگي از سوي آزمودني( 19).
در خلال اجراي آزمون، گازهاي تنفسي لحظه به لحظه بـهوسيله دستگاه اندازه گيري مـي شـد و در پايـان نيـزVO2max براي هر فرد اندازهگيري و ثبت گرديد.
جه ت درياف ت مكم ل، ه ر ي ك از آزمودنيه ا ب ه ش يوه تصادفي و دوسو بي خبر در يكي از چهار گـروه مصـرف مكمـلال-كارنيتين، مصرف مكمل كوآنزيم 10Q، مصـرف همزمـان دومكم ل ال-ك ارنيتين و ك وآنزيم 10Q و مص رف آرد گن دم ب ه عنوان دارونما، تقسيمبندي شدند .در پيش آزمون بين حـداكثراكسيژن مصرفي گروهها و شاخص خستگي تفاوت معنـي داري مشاهده نشد( 05/0p<) به عبارت ديگر چهار گروه در هـر دومتغير قبل از مداخله همسان بودند. از همه آزمودنيها خواسـتهشد تا در طول دوره مكملدهي، طبق دستورالعمل ارائه شـده،به مصرف مكمل يا دارونما كه به شكل كپسـول هـاي ژلاتينـيهمشكل تهيه شده بود، بپردازنـد. مصـرف مكمـل در صـورتيمورد تأييد آزمونگر قرار ميگرفت كه هـر آزمـودني در جلسـهپسآزمون بستههـاي خـالي مكمـل را بـه آزمـونگر بازگردانـد.
مقدار مكمل ال-كارنيتين مورد نياز براي هر آزمودني به ميزان mg 30 و مق دار مكم ل ك وآنزيم 10Q م ورد ني از ب ه مي زان mg/kg 3 تعيين شد. براي گروه دارونمـا بـه جـاي مكمـل دركپسولها از آرد گندم استفاده شـده بـود. پـس از اتمـام دورهمكملدهي، آزمودنيها در آزمايشگاه حاضر شده و پسآزمون را نيز عيناً به شيوه پيش آزمون اجرا كردند .
پ س از تأيي د توزي ع طبيع ي داده ه ا از طري ق آزمـون كلموگروف- اسميرنوف و نيز تأييد همگني واريانسها از طريق آزمون لوين، از آزمون استنباطي تحليل واريـانس ( ANOVA) با اندازهگيري تكراري و آزمون تي وابسته استفاده شد.
همه دادههاي به دست آمده از پيشآزمون و پسآزمون بـااس تفاده از تحلي ل واري انس دوطرف ه 2×4 (عام ل×گ روه) ب ا ارزشيابي مكرر و آزمون تي وابسته مورد تجزيه و تحليـل قـرارگرفتند. كليه عمليات آماري بـا اسـتفاده از نـرم افـزار آمـاريSPSS 16 انجام و سطح معنيداري( 05/0p<) در نظـر گرفتـهشد .

يافته ها
چهار گروه از نظر سن، قد، وزن و شاخص توده بدني همسان بودند (جدول 1). مصرف كوتاه مدت و همزمـان ال كـارنيتين وك وانزيم 10Q باع ث اف زايش معن ي دار VO2max (1/8%) ش د (008/0< P)، اما مصرف ال كارنيتين و كـوانزيم 10Q بـه طـورجداگانه تأثير معني داري بـر تـوان هـوازي نداشـت. بـه عـلاوهمصـرف كوت اه م دت ال ك ارنيتين بـه تنه ايي باع ث ك اهشمعن ي دار شـاخص خس تگي( 2/11%) ش د( 046/0P<). ام ا مصرف كوانزيم 10Q به تنهايي و ال كـارنيتين + كـوانزيمQ10 تأثير معني داري بر شاخص خستگي نداشت (جدول 2).

بحث
نتايج اين تحقيق نشان داد كه تغييرات VO2max پـس از ده روز مكملدهي با ال-كارنيتين، در مردان جـوان غيرفعـال، بـاوجود 7/3% افزايش، معنيدار نبود. اين نتيجه با نتايج بهدسـتآمده در مطالعات گريگ و همكاران( 1987)، وايس و همكاران (1990) ناتـ الي و همكـ اران( 1993)، واتانابـ ه و همكـ اران
(1995) و ايزدي و همكاران( 2009 و 2010) هـم راسـت ا بـود
(25-20). بــا ايــن حــال در مطالعــات مــاركوني و همكــاران
(1985)، آرن اس و همك اران( 1994)، ويكچيـت و همكـاران
(1990)، ساچان و همكـاران ( 2000) و نورشـاهي و همكـاران

جدول 1- ويژگيهاي آزمودنيهاي تحقيق به تفكيك گروه
(M±SD) كنترل كوآنزيم 10(M±SD) Q ال-كارنتين+كوآنزيم 10(M±SD) Q ال-كارنيتين (M±SD) ويژگي
21/95±2/4 21/65±2/62 23/75±3/33 24/7±2/75 سن (سال)
178/05±4/46 175/85±4/95 177/15±6/39 176/15±5/90 (cm) قد
74/55±12/45 70/25±13/39 76/8±9/55 70±11/49 وزن (kg)
22/66±4/32 24/5±3/05 22/6±3/71 شاخص توده بدن (2kg/m)
عدم تفاوت معني دار بين چهار گروه در متغيرهاي سن، قد، وزن و شاخص توده بدني( 05/0p>)

جدول 2- نمايش آمارههاي توصيفي متغيرهاي وابسته تحقيق
شاخص خستگي (M±SD) حداكثر اكسيژن مصرفي (M±SD) گروه
p-value پسآزمون پيشآزمون p-value پسآزمون پيشآزمون 0/046 * 72/00±7/80 81/08±10/44 0/096 41/40±3/47 39/90±4/15 ال-كارنيتين
0/099 75/50±11/03 81/80±8/75 0/008* 47س/4±70/43 40/40±5/97 ال-كارنتين+كوآنزيم 10Q
0/31 72/95±9/63 76/80±8/88 0/464 39/30±4/76 38/80±4/56 كوآنزيم 10Q
0/306 82/50±9/78 78/60±9/40 0/625 38/40±6/50 38/80±6/18 كنترل
واحد VO2max ميليليتر بر دقيقه بر كيلوگرم از وزن بدن و شاخص خستگي بدون واحد است.
* 05/0p< و معني دار است.
(2009)، مكم لده ي ال-ك ارنيتين باع ث اف زايش معن يدار
VO2max شد( 5، 7، 8، 26 و 27). از آنجا كه اكثـر مطالعـات انجام شده از نظر تعداد آزمـودني، سـطح آمـادگي آزمودنيهـا،زمان و ميزان مكملدهي، شدت فعاليت ورزشي و نـوع مكمـلمورد استفاده با هم تفاوت دارند، شايد علـت اصـلي تفـاوت درنتايج بهدست آمده ناشي از تنوع در پروتكلهاي به كار گرفتـهشده باشد.

براس و همكاران( 1994) پس از تزريق وريدي ال-كارنيتين ،عدم افزايش معنيدار سطوح كارنيتين عضله را ملاحظه كردند (28). از اي نرو تزريــق ال-كـارنيتين نتوانســته ب ود غلظــتعضلاني آن را تغيير دهد. در مطالعه واچر و همكـاران ( 2002) نيز عدم مشاهده فوايد ارگوژنيك پس از 3 ماه مكملدهي ال-كارنيتين به ميزان 4 گرم در روز، را مـي تـوان بـه دليـل عـدمافزايش سطوح آن در عضلات دانست. محققان در اين مطالعـهبي ان ك ردهان د ك ه ب ه دلي ل اينك ه غلظ ت ك ارنيتين درون سلول هاي عضلاني بسيار بيشتر از غلظـت آن در خـون اسـت،ورود آن به عضله از طريق انتقال فعال صورت گرفتـه و مقـداردوز مكملدهي مورد استفاده در اين مطالعـه نتوانسـته باعـثانتقال ال-كـارنيتين بـه عضـلات شـود (29). عـدم تغييـر درغلظ ت ك ارنيتين عض له پ س از مكم ل ده ي خ وراكي ال-
كارنيتين، در چند مطالعه ديگر نيز مشاهده شده است( 2، 30 و 31). همانند ديگر تحقيقات انجام شده، در مطالعه حاضر نيز محتمل است كه پروتكل مكملدهي تأثيري بر غلظت عضلاني كارنيتين نداشته و به دنبـال آن اثـر معنـيداري بـرVO2max مشاهده نشده باشد.
ضمناً در مطالعه كـارلين و همكـاران ( 1990) نيـز هماننـدمطالعه حاضر، از افراد غيرفعال به عنوان آزمودني استفاده شده بود. در اين مـورد احتمـالاً نيـاز ورزشـكاران بـه ال-كـارنيتينبيشتر از افراد عادي است (32). از اينرو كارآمدي بيشتر سـازو كارهايي چون افزايش انتقال آن توسـط ناقـلهـاي يـوني درخون و افزايش تعداد گيرندههاي ال-كارنيتين در سطح غشاي سلول عضلاني به منظور افـزايش جـذب ال-كـارنيتين و ورودبيشتر آن به عضلات در افراد ورزشكار نسبت به افراد غيرفعـالمحتمل به نظر ميرسـد. همچنـين بـه دليـل غيرفعـال بـودنآزمودنيهاي به كار گرفته شده در اين مطالعه، قابل پيشبينـياست كه اين افراد نتوانند در طـي اجـراي پروتكـل آزمونهـايورزشي عملكرد بـالايي داشـته باشـند .از طرفـي محـل اصـليذخيره ال-كارنيتين در انسان عضـلات اسـكلتي اسـت و افـرادغيرفعال از تـوده عضـلاني كمتـري برخوردارنـد (35-33). بـاتوجه به اين موارد، علت تفاوت نتايج اين بررسـي بـا مطالعـاتديگري كه در آنها ال-كارنيتين تأثير معنيداري بـرVO2max داشته اسـت، احتمـالاً مـيتوانـد در نتيجـه ميـزان آمـادگي ونيازهاي فيزيولوژيك آزمودنيهاي شركت كننده در مطالعه نيـزباشد.
در اين تحقيق همچنين در اثر مصرف كوتاهمدت و همزمـانال-كـ ارنيتين و كـ وآنزيم 10Q، 1/8% افــزايش در VO2max مشاهده شد( 05/0P<). بر اساس مطالعـات صـورت گرفتـه دراين رابطه به نظر ميرسد اين تحقيق اولين مطالعهاي است كه به بررسي تأثير مكملدهي همزمان اين دو مكمل بر VO2max پرداخته است. اين نتيجه احتمالاً به دنبـال تركيبـي از سـاز وكارهاي اين دو مكمل در متابوليسم انرژي حاصل شـده اسـت.
زيرا يكي از ساز و كارهاي تأثير ال-كـارنيتين بـرVO2max در اين است كه اين ماده با افزايش ورود اسيدهاي چـرب زنجيـرهبلند به درون ميتوكندري، آنها را براي عمل بتـا -اكسيداسـيونآماده ميكند. از آنجا كه چربي براي اكسيداسـيون نسـبت بـهكربوهيدرات به اكسيژن بيشتري نيـاز دارد، لـذا لازم اسـت تـااكسيژن بيشتري توسط سيستم قلبي-عروقي به عضلات برسد (35). ازطرفي ال-كارنيتين با تحريـك پيـروات دهيـدروژناز وافزايش ورود پيروات به مسير بتا-اكسيداسيون، باعـث مصـرفبيشتر اكسيژن ميشود( 34). برآيند اين دو ساز و كار مي تواند موجب افزايش تقاضا براي مصرف اكسيژن شود.
همچنين در مورد كوآنزيم 10Q نيز گزارش شـده كـه ايـنمــاده باعــث افــزايش ســطوح 2، 3-دي فسفوگليســرات در اريتروســيتهــا مــيشــود( 13). بــه دليــل اينكــه 2، 3-دي فسفوگليسرات باعث انتقال منحنـي تجزيـه 2HbO بـه راسـتمـ يش ود، انتقـال اكس يژن در فش ار سـهمي مع ين اكس يژن(2PaO) را افزايش مـي دهـد ( 36). از ايـن رو ممكـن اسـت درنتيجه ساز و كارهاي ذكر شـده، اكسـيژنرسـاني بـه عضـلاتافزايش يافته، در نتيجه سنتز ATP افـزايش و توليـد لاكتـاتكاهش يابد. ايـن رويـداد نـهتنهـا در عضـله اسـكلتي بلكـه درعضلات قلبي و تنفسي نيز اتفاق ميافتد. بنابراين افزايش نيـازبه اكسيژن از طريق افزايش انبساط مويرگي، بهواسطه افـزايشآزادسازي اكسيد نيتريك در لايه اندوتليال مويرگي( 37) و نيز انتقال منحني تجزيـ ه 2HbO بـه راسـت( 13)، تـأمين شـده واحتمالاً موجب افزايش VO2max ميشود.
در مطالعه وارجيو و همكاران( 2002) مكملدهي با تركيبـياز پروپيونيــل ال-كــارنيتين( PLC)، كــوآنزيم 10Q، نيكــوتين آمي د، ريب وفلاوين و اس يد پانتوتني ك موج ب بهب ود قاب لملاحظه عملكرد حركتي عضـلات اسـكلتي، قلبـي و صـاف درم وش ش د (38). ب هع لاوه س رعت و تع داد انقب اض و ت وان عضلاني نيز افزايش يافت. عقيده بر آن اسـت كـهPLC باعـثبهبود روند بتا-اكسيداسيون ميشود و دسترسـي مناسـبتر بـهكوآنزيم 10Q ميتوانـد موجـب بهينـهسـازي عملكـرد زنجيـره تنفسي ميتوكندري و فسفريلاسيون اكسايشي شده و افـزايشتوليد انرژي و بهرهگيري از آن را به دنبال داشته باشـد كـه درمطالعه حاضر نيز افزايش معنيدار VO2max، تأييدي بـر ايـننظريه است. بهعلاوه ممكن اسـت بـه دليـل افـزايش ظرفيـتآنتي اكسيداني و حفاظت از عملكرد ميتوكنـدري (پـاكسـازيگروههاي آسيل، پيشگيري از نشتپذيري ميتوكندري و …)، از عملكرد بافتها بهتر محافظت شود. نتيجـه منطقـي ايـن رونـد،افزايش عملكرد عضلاني خواهد بـود كـه احتمـالاً در ظرفيـتورزشي نيز تأثيرگذار است( 38).
در تحقيـق حاضـر، عـدم تغييـر معنـيدار VO2max در اث ر مكملدهي كوتاهمدت كوآنزيم 10Q مشاهده شـد. ايـن نتيجـههمراستا با يافتههاي بهدسـت آمـده از برخـي مطالعـات اسـت(10، 16، 17 و 42-39) و با يافتههاي برخـي ديگـر در تقابـلمي باشد (43 و 44). در حدود نيمي از كوآنزيم 10Q موجود در بدن در غشاي داخلي ميتوكندري واقـع شـده اسـت. كـوآنزيم10Q به طور طبيعي در قسمت مركزي و آبگريز غشاء قرار ميگيرد. از اينرو عنوان شده كـه احتمـالاً غلظـت آن بـه سـببمحدوديتهاي فيزيكي و عدم ثبات و ناپايداري ملكـول آن، كـهناشي از ساختار دو قطبي آن است، به طور آزادانه و خودبه خود زياد نميشود( 45). در تعدادي از مطالعات نيز اين ايده كه در اثر مكملدهي (به ميزان 120 تا 150 ميلي گرم به مـدت 4 تـا6 هفته) تجمـع كـوآنزيم 10Q در بافتهـايي بـه غيـر از كبـد وپلاسما ناچيز است، تأييد شـده اسـت( 40، 42 و 46). بـا ايـنحال يافته هاي اخير در موشها در تقابل با چنين نظـري اسـت.در اين يافتهها مكملدهي بلند مدت با كوآنزيم 10Q منجـر بـهافزايش سطوح آن در ميتوكندري عضلات اسـكلتي شـد (47). يكي از عواملي كه ممكن است تجمع كوآنزيم 10Q در بافتها را در پاسخ به مصرف آن محـدود كنـد، طـول دوره مكمـل دهـياست( 10). در اغلب مطالعات انجام شده تنها آثـار بلنـد مـدتكوآنزيم 10Q بر غلظت عضلاني آن بررسي شده است( 40، 42 و 46). در مطالعه كوك و همكـاران ( 2008) غلظـت كـوآنزيم10Q عضله ظرف مدت تقريباً 2 ساعت پس از مصـرف حـاد آنافزايش يافته و پس از 2 هفته مكملدهي نيـز ايـن غلظـت درسطوح بيشتري نسبت به روز قبل از مكمـل دهـي بـاقي مانـد،ولي ميزان آن در پايان دوره مكملدهي از زمان 2 ساعت پـساز مكملدهي حاد آن كمتر شده بود (10). از اين رو بيان شـدهاست كه ويژگيهاي داروشناسي جذب و تجمع كوآنزيم 10Q در عضله شبيه به ويژگيهاي جذب و تجمـع كـراتين منوهيـدراتاست كه با مكملدهي آن، يك حـد بيشـينه يكنواخـت يـا دربرخي موارد روندي نزولـي در فعاليـت انتقـال دهنـده هـاي آنمشاهده ميشود كه احتمالاً منجر به بروز كفه (يكنواختي) و يا حتي كاهش در غلظت عضلاني آن در طـي دور ه مكمـل دهـيميشود. چنين اثري مـي توانـد توضـيحي بـراي عـدم افـزايشغلظت كوآنزيم 10Q عضله پـس از 4 تـا 6 هفتـه مكمـلدهـيباشد. با اينحال ايجاد حد بيشينه يكنواخت يا رونـد نزولـي درانتقال كوآنزيم 10Q به درون عضله كه پس از مصرف بلندمدت آن ايجاد ميشود، بحثبرانگيز بوده و بـه بررسـيهاي بيشـترينياز دارد.
نتايج اين تحقيق همچنـين نشـاندهنـده كـاهش معنـيدار شاخص خستگي به ميزان 2/11% در اثر مكملدهي كوتاه مدت ال-كارنيتين بود( 046/0P=). اين نتيجه با نتايج بهدست آمده در مطالعه جكوبز و همكاران( 2009) همخواني داشته( 18) و با نتايج بهدست آمده در مطالعه اسـميت و همكـاران( 2008) در تقابل اسـت (48). در مطالعـه جكـوبز و همكـاران( 2009) افزايش معنيدار توان اوج (PP) و ميانگين توان خروجي (MP) در مردان تمرين كرده مقـاومتي، بـه دنبـال مصـرف 5/4 گـرمگلايسين پروپيونيل ال-كـارنيتين، 90 دقيقـه قبـل از اجـرايآزمون ورزشي، مشاهده شد. پروتكل آزمون ورزشي متشـكل از5 آزمون 10 ثانيه اي وينگيت بود كه بـا در نظـر گـرفتن يـكدقيقه اسـتراحت بـين آنهـا انجـام مـي شـد. مكمـل دهـي ال -كارنيتين همچنين باعث 2/16% كاهش تجمع لاكتات در گروه مكمل نسبت به گروه كنترل، در دقيقه 14 بعد از تمـرين شـد(05/0< P) (18). در مقاب ل در مطالع ه اس ميت و همك اران
(2008)، مصرف گلايسين پروپيونيل ال-كارنيتين (روزانه 1 و
3 گرم) و تمرينات استقامتي به مدت 8 هفته، تأثير معنيداري در هيچيك از متغيرهاي عملكرد هوازي و بي هـوازي مـردان وزنان سالم 18 تا 44 ساله نداشت. در اين تحقيق گروهـي كـهروزانه با 1 گرم ال-كارنيتين مكملدهي ميشـدند نسـبت بـهگروه دارونما، آسـتانه لاكتـات بيشـتري نشـان دادنـد( 5/64% VO2max در مقابـــل 56% VO2max). همچنـــين در گـــروهمكملدهي شده با 1 گرم ال-كارنيتين 3/10%، در گروه 3 گرم 8/8% و در گــروه دارونمــا 5/3% افــزايش در آســتانه لاكتــاتمشاهده شد. با ايـن حـال در غلظـت عضـلاني كـارنيتين بـينگروهها تفاوتي مشاهده نشد. در نتيجه، مصرف روزانـ ه 3 گـرمگلايسين پروپيونيل ال-كارنيتين همـراه بـا ورزش هـوازي درافزايش كارنيتين عضله بـي تـأثير بـوده و بـر عملكـرد ورزشـيهوازي و بي هوازي نيز تأثير معنيداري نداشت( 48).
عملكرد متابوليك ديگـر كـارنيتين، بـافر كـردن مقـاديركوآنزيم آ در مقابل آسيلكوآهاي با زنجيره كوتاه است، كـه بـاافزايش سطوح آنها فعاليت پيروات دهيدروژناز كاهش مي يابـد.
از اي نرو س طوح ك ارنيتين عض له از طري ق ك اهش لاكت ات تولي دي، ب ا توان ايي پاي داري و حف ظ ش دت در فعاليته ايبي هوازي و شديد در ارتباط است( 18).
با در نظر گرفتن شواهد بهدست آمده در تحقيق حاضر و مطالعات پيشين در كنار سـاز و كـارهـاي كشـف شـده بـرايكارنيتين به نظر ميرسد كـه ال -كـارنيتين از طريـق تكميـلذخاير كارنيتين و نيز فراهم كردن يك منبع انرژي اضافي، بـهواسطه ويژگيهاي خاص ملكولي خـود، بـراي اجـراي هـوازي وبيهوازي داراي محاسن ارزشمندي است. مشاهداتي كـه قـبًلاًموفق به نشان دادن محاسن عملكردي ال-كارنيتين نشدهانـد،عموم اً ع دم توان ايي پروتك ل مكم لده ي در اف زايش قاب ل ملاحظه سطوح كارنيتين عضله را بـه عنـوان دليلـي بـراي آنذكر كردهاند( 19). اكسيد نيتريـك، يـك ملكـول نيتـروژن دار واكنشپذير با عمر كوتاه است كـه در بسـياري از عملكردهـايفيزيولوژيك بدن دخيل است. در حدود 20 سال قبل، باكشـفNO، اين ماده به عنوان يك عامل اندوتليالي مسؤول در تنظيم تون عضلاني ساختارهاي مويرگي شناخته و فاكتور اسـتراحتيوابسـته بـه انـدوتليال (Endothelial dependent relaxation factor, EDRF) ناميده شد( 36). در مطالعات اخيـر پيشـنهادشده اسـت كـه گلايسـين پروپيونيـل ال-كـارنيتين از طريـق افزايش توليد اكسيد نيتريك باعث بالا رفتن جريـان خـون درطي ورزش شديد ميشود. كاهش انقبـاض يـا تنگـي مـويرگي (Vasotension) و آزادســازي اســفنكترهاي مــويرگي باعــثافزايش قابل ملاحظه جريان خـون مـويرگي (Capillary bed) شده و منجر بـه افـزايش مبادلـه مغـذيهـا و مـواد حاصـل ازسوخت و ساز مي شود.
در بافت عضله آسيلكارنيتينهاي حاصل از مكملدهي، به كارنيتين آزاد و پروپيونيل كوآ تبديل ميشوند. در طـي انجـامورزش شديد بيهوازي، بـا توليـد آسـيلكـارنيتين هـاي دارايزنجيره كوتاه به منظور تسـهيل فرآينـد بـافر و كـاهش توليـدلاكتات، ممكن است علائم كمبـود كـارنيتين در بـدن آشـكارشود. مكملدهـي ال -كـارنيتين باعـث افـزايش اكسيداسـيوناسيدهاي چرب در زمان استراحت و در طي ورزش زير بيشينه تا زمان رسيدن به نقطه آستانه لاكتات ميشود. در طي ورزش شديد و بيهوازي نيز محاسن مكمل ال-كـارنيتين بـا افـزايشجريان خون در نتيجه سنتز NO و ارائه يك منبع انرژي جديد با عنوان پروپيونات كامل مـي شـود. بـا بـافر شـدن كـوآنزيم آ بوسيله كارنيتين، از افزايش سطوح استيلكوآ كه معمولاً باعث كاهش فعاليت پيـروات دهيـدروژناز و افـزايش توليـد لاكتـاتمي شود، جلوگيري مي شود. از اينرو به نظر مـي رسـد مصـرف مكمل ال-كارنيتين باعث افزايش اكسيداسيون اسـيد چـرب ومتابوليسم هوازي در زمان استراحت و در طي تمرين با شـدتملايم شده و در عين حال بـا كـاهش توليـد لاكتـات در طـيورزش شديد، باعث افزايش توان بيهوازي نيـز مـيشـود. ايـنساز و كار با تركيب تعـدادي از عملكردهـاي از قبـل شـناخته شده كارنيتين در بدن در تركيب با ويژگيهـاي خاصـي كـه در پژوهشهاي اخير براي آن كشف شـده اسـت عنـوان مـيشـود(48).
مكملدهي در گروه ال-كـارنيتين+كوآنزيم 10Q، بـا وجـود7/7% كاهش در متغير شـاخص خسـتگي، نشـاندهنـده عـدمتغيير معنيدار شاخص خستگي در مردان جوان غيرفعـا ل بـود(099/0P=). طبق بررسيهاي انجام شده، مطالعه حاضر اولـينتحقيقي است كه تأثير مكملدهي كوتاهمدت و هـم زمـان ال -كارنيتين با كوآنزيم 10Q را بر شاخص خسـتگي مـورد بررسـيقرار داده است. از اينرو مطالعهاي مبني بر رد يا قبـول نتيجـهبهدست آمده در اين تحقيـق موجـود نيسـت. احتمـالاً وجـودتداخلات دارويي در جذب همزمـان مكملهـاي ال-كـارنيتين وكوآنزيم 10Q در وقوع اين نتيجه نقش دارد. البته اظهار نظر در اين مورد به پژوهشهاي بيشتري نياز دارد .
مكملدهي در گروه كوآنزيم 10Q نشـاندهنده عـدم تغييـرمعنيدار شاخص خستگي، عليرغم 5% كاهش بـود ( 31/0P=).
اين نتيجه بـا يافتـههـاي بـهدسـت آمـده در مطالعـه كـوك وهمكاران( 2008)، كـه عـدم بهبـود تـوان بـيهـوازي پـس ازمكملدهي طـولاني مـدت كـوآنزيم 10Q را گـزارش كـردهانـد،همخواني دارد( 10). گوكبل و همكاران( 2010) بـه دنبـال 8 هفت ه مكم لده ي ب ا ك وآنزيم 10Q (ب ه مي زان روزان ه 100 ميلي گرم)، با اجـراي 5 آزمـون وينگيـت و در نظـر گـرفتن 2 دقيقه استراحت بين آزمونها، افزايش معنيدار توان متوسط در گروه مكمل و تنها در پنجمين مرحله از آزمون وينگيت و نيـزتمايل (غيرمعنيدار) به كاهش شاخص خسـتگي را در مـردانسالم بيتمرين گزارش نمودند. آنها بـر طبـق مشـاهدات فـوقپيشنهاد كردهانـد كـوآنزيم 10Q ممكـن اسـت موجـب بهبـودعملكرد ورزشي در فعاليتهاي تكراري فوق بيشينه شـود( 49). ش وتا و همك اران( 2006) ني ز اف زايش قاب ل ملاحظ ه ت وان خروجي در 5 مرحله آزمون ركابزنـي شـديد 10 ثانيـه اي بـهدنبال دو هفته مصرف همزمان روزانه 100 ميليگـرم كـوآنزيم10Q و 5 گرم كراتين، در ورزشكاران مرد را گـزارش كـردهانـد
.(50)
در غش اي داخل ي ميتوكن دري، ك وآنزيم 10Q ب ه عن وان دريافت كننده الكترون از تركيب (NADH dehydrogenase) І و (Succinate dehydrogenase) ІІ موجود در زنجيره تنفسـيعمل ميكند .با وجـودي كـه غلظـت ايـن مـاده در تركيـبІІ احتمالاً كمتر محدوديتزا است، تركيب І وابستگي بيشتري به كوآنزيم 10Q دارد. بررسيهاي آزمايشگاهي نشان داده كـه واردكردن كوآنزيم 10Q به ميتوكندري باعث افزايش پايدار فعاليـتNADH سيتوكرومC ردوكتاز ميشود( 51). از اينرو چنانچـهغلظت كوآنزيم 10Q در ميتوكندري نسـبتاً بـالا باشـد، سـرعتفعاليت زنجيره تنفسي همبستگي بسيار بـالايي بـا غلظـت آنخواهد داشت( 38). به دليل اينكه غلظت فيزيولوژيكي كوآنزيم 10Q بر اساس شيب منحنـي (سـرعت تنفس/غلظـت كـوآنزيم
10Q) تغيير ميكند، ايجاد تغييرات نسبتاً كم در مقـادير آن درغشاء احتمالاً سبب تغييرات معنيدار سرعت تنفس مـي شـود.
با وجوديكه بيشتر كوآنزيم 10Q جذب شده از دستگاه گوارش در بدن بهوسيله كبد گرفته مـيشـود، آزمايشـات انجـام شـدهبوسـ يله تركيبـ ات علامـ تگـ ذاري شـ ده بـ ا راديواكتيـ و (Radioactive-labeled) نشان دادهاند كه ايـن مـاده بـه طـورمؤثري به غشاي داخلي ميتوكندريهـاي قلـب مـوش منتقـلميشود( 52).

نتيجه گيري
با توجه به يافتههاي اين مطالعه و تأثير مكمـل دهـي توأمـان ال-كارنيتين و كوآنزيم 10Q در بهبود قابـل ملاحظـه عملكـردهوازي در مردان جوان غيرفعال، پيشنهاد ميشود پژوهشـهايمشــابهي نيــز بــر روي زنــان، افــراد ميانســال، ســالخورده وورزشكاران اعم از افراد تمرين كرده استقامتي و مقاومتي انجام شود. همچنين با توجه به مشخص شدن تأثير تزريق همزمـانانســولين و كــارنيتين در افــزايش قابــل ملاحظــه محتــواي كارنيتين عضله، پيشنهاد ميشود مطالعاتي نيـز بـا اسـتفاده از اين روش براي بررسي تأثير مكملدهـي تـوأم ال-كـارنيتين وكوآنزيم 10Q بر شاخصهاي عملكردي و فيزيولوژيـك در ورزشانجام شود. همچنين بـراي مطالعـات تكميلـي از خـونگيري وبيوپسي عضلاني بـراي تعيـين سـطوح دو مكمـل ذكـر شـده،همچنين ذخاير گليكوژن و اسيدهاي چرب آزاد و شاخصـهايفش ار اكسايش ي در زمانهــاي قب ل، حــين و بع د از اجــرايآزمونهاي ورزشي استفاده شود.

تشكر و قدرداني
بدينوسيله از جناب آقاي دكتر پوركياني كه در انجام اين طرح ما را ياري كردند كمال قدرداني به عمل ميآيد.
REFERENCES
120889383408

Williams MH. Dietary supplements and sports performance: Herbals. J Int Soc Sports Nutr 2006;3:1-6.
Hultman E, Cederblad G, Harper P. Carnitine administration as a tool to modify energy metabolism during exercise. Eur J Appl Physiol Occup Physiol 1991;62(6):450.
Sahlin K. Muscle carnitine metabolism during incremental dynamic exercise in humans. Acta Physiol Scand 1990;138(3):259-62.
Foster DW. The role of the carnitine system in human metabolism. Ann NY Acad Sci 2004;1033:1-16.
Marconi C, Sassi G, Carpinelli A, Cerretelli P. Effects of L-carnitine loading on the aerobic and anaerobic performance of endurance athletes. Eur J Appl Physiol Occup Physiol 1985;54(2):131-5.
Brass EP. Supplemental carnitine and exercise. Am J Clin Nutr 2000;72(2 Suppl):618S-23S.
Arenas J, Huertas R, Campos Y, Díaz AE, Villalón JM, Vilas E. Effects of L-carnitine on the pyruvate dehydrogenase complex and carnitine palmitoyl transferase activities in muscle of endurance athletes. FEBS Lett 1994;341(1):91-3.
Vecchiet L, Di Lisa F, Pieralisi G, Ripari P, Menabò R, Giamberardino MA, et al. Influence of L-carnitine administration on maximal physical exercise. Eur J Appl Physiol Occup Physiol 1990;61(5-6):486-90.
Siliprandi N, Di Lisa F, Pieralisi G, Ripari P, Maccari F, Menabo R, et al. Metabolic changes induced by maximal exercise in human subjects following L-carnitine administration. Biochim Biophys Acta 1990;1034(1):17-21.
Cooke M, Iosia M, Buford T, Shelmadine B, Hudson G, Kerksick C, et al. Effects of acute and 14-day coenzyme Q10 supplementation on exercise performance in both trained and untrained individuals. J Int Soc Sports Nutr 2008;5:8.
Crane FL, Hatefi Y, Lester RL, Widmer C. Isolation of a quinone from beef heart mitochondria. 1957. Biochim Biophys Acta 1989;1000:362-3.
Belardinelli R, Muçaj A, Lacalaprice F, Solenghi M, Seddaiu G, Principi F, et al. Coenzyme Q10 and exercise training in chronic heart failure. Eur Heart J 2006;27(22):2675-81.
Zheng A, Moritani T. Influence of CoQ10 on autonomic nervous activity and energy metabolism during exercise in healthy subjects. J Nutr Sci Vitaminol (Tokyo) 2008;54(4):286-90.
Rosenfeldt F, Hilton D, Pepe S, Krum H. Systematic review of effect of coenzyme Q10 in physical exercise, hypertension and heart failure. Biofactors 2003;18(1-4):91-100.
Kon M, Tanabe K, Akimoto T, Kimura F, Tanimura Y, Shimizu K, et al. Reducing exercise-induced muscular injury in kendo athletes with supplementation of coenzyme Q10. Br J Nutr 2008;100(4):903-9.
Braun B, Clarkson PM, Freedson PS, Kohl RL. Effects of coenzyme Q10 supplementation on exercise performance, VO2max, and lipid peroxidation in trained cyclists. Int J Sport Nutr 1991;1(4):353-65.
Weston SB, Zhou S, Weatherby RP, Robson SJ. Does exogenous coenzyme Q10 affect aerobic capacity in endurance athletes? Int J Sport Nutr 1997;7(3):197-206.
Jacobs PL, Goldstein ER, Blackburn W, Orem I, and Hughes JJ. Glycine propionyl-L-carnitine produces enhanced anaerobic work capacity with reduced lactate accumulation in resistance trained males. J Int Soc Sports Nutr 2009;6:9.
Millet GP, Candau RB, Barbier B, Busso T, Rouillon JD, Chatard JC. Modelling the transfers of training effects on performance in elite triathletes. Int J Sports Med 2002;23(1):55-63.
Greig C, Finch KM, Jones DA, Cooper M, Sargeant AJ, Forte CA. The effect of oral supplementation with L-carnitine on maximum and submaximum exercise capacity. Eur J Appl Physiol Occup Physiol 1987;56(4):457-60.
Wyss V, Ganzit GP, Rienzi A. Effects of L-carnitine administration on VO2max and the aerobic-anaerobic threshold in normoxia and acute hypoxia. Eur J Appl Physiol Occup Physiol 1990;60(1):1-6.
Natali A, Santoro D, Brandi LS, Faraggiana D, Ciociaro D, Pecori N, et al. Effects of acute hypercarnitinemia during increased fatty substrate oxidation in man. Metabolism 1993;42(5):594-600.
Watanabe S, Ajisaka R, Masuoka T, Yamanouchi T, Saitou T, Toyama M, et al. Effects of L- and DL-Carnitine on patients with impaired exercise tolerance. Jpn Heart J 1995;36(3):319-31.
Izadi M, Aghdami A, Khorshidi D, Ahmadi S, Doali H, Kyani F. The effect of chronic L-Carnitne supplementation on plasma glucose and lactate during exercise. Sci J Kurdistan Univ Med Sci 2009;13(4):16-22. (Full text in Persian)
Izadi M, Pourvaghar AA, Nazem F, Eghdami A, Khourshidi D. The determination of acute oral l-carnitine ingestion on physiological and biochemical parameters related with lipids in endurance exercise. J Babol Univ Med Sci 2009;11(5):45-51. (Full text in Persian)
Sachan DS, Hongu N. Increases in VO2max and metabolic markers of fat oxidation by caffeine, carnitine, and choline supplementation in rats. J Nutr Biochem 2000;11(10):521-6.
Nourshahi M, Kaviani M, Kimiagar M, Ebrahim Kh. The effects of acute l-carnitine supplementation on anaerobic threshold and lactate accumulation during an incremental exercise. Iran J Nutr Sci Food Technol 2009;4(2):45-52. (Full text in Persian)
Brass EP, Hoppel CL, Hiatt WR. Effect of intravenous L-carnitine on carnitine homeostasis and fuel metabolism during exercise in humans. Clin Pharmacol Ther 1994;55(6):681-92,.
Wächter S, Vogt M, Kreis R, Boesch C, Bigler P, Hoppeler H, et al. Long-term administration of L-carnitine to humans: effect on skeletal muscle carnitine content and physical performance. Clin Chim Acta 2002;318(1-2):51-61.
Vukovich MD, Costill DL, Fink WJ. Carnitine supplementation: effect on muscle carnitine and glycogen content during exercise. Med Sci Sports Exerc 1994;26(9):1122-9.
Stephens FB, Constantin-Teodosiu D, Laithwaite D, Simpson EJ, Greenhaff PL. Insulin stimulates L-carnitine accumulation in human skeletal muscle. FASEB J 2006;20(2):377-9.
Carlin JI, Harris RC, Cederblad G, Constantin-Teodosiu D, Snow DH, Hultman E. Association between muscle acetylCoA and acetylcarnitine levels in the exercising horse. J Appl Physiol 1990; 69(1):42-5.
Karlic H, Lohninger A. Supplementation of L-carnitine in athletes: does it make sense? Nutrition 2004;20(7-8):709-15.
Hiatt WR, Regensteiner JG, Wolfel EE, Ruff L, Brass EP. Carnitine and acylcarnitine metabolism during exercise in humans. Dependence on skeletal muscle metabolic stat. J Clin Invest 1989;84(4):1167-73.
Stephens FB, Constantin-Teodosiu D, Greenhaff PL. New insights concerning the role of carnitine in the regulation of fuel metabolism in skeletal muscle. J Physiol 2007;581(Pt 2):431-44.
Bloomer RJ, Smith WA, Fisher-Wellman KH. Glycine propionyl-L-carnitine increases plasma nitrate/nitrite in resistance trained men. J Int Soc Sports Nutr 2007;4: 2.
Kilmartin JV, Rossi-Bernardi L. Interaction of hemoglobin with hydrogen ions, carbon dyaxide, and organic phosphates. Physiol rev1973;53(4):836-90.
Vargiu R, Licheri D, Carcassi AM, Naimi S, Collu M, Littarru GP, et al. Enhancement of muscular performance by a coformulation of propionyl-L-carnitine, coenzyme Q10, nicotinamide, riboflavin and pantothenic acid in the rat. Physiol Behav 2002;76(2):257-63.
Roberts J. The effects of Coenzyme Q10 on exercise performance. In: 37th annual meeting of the American College of Sports Medicine. May 22-25, 1990, Salt Lake City. Med Sci Sports Exerc 1990;22(2 Suppl): S87.
Laaksonen R, Fogelholm M, Himberg JJ, Laakso J, Salorinne Y. Ubiquinone supplementation and exercise capacity in trained young and older men. Eur J Appl Physiol Occup Physiol 1995;72(1-2):95-100.
Bonetti A, Solito F, Carmosino G, Bargossi AM, Fiorella PL. Effect of ubidecarenone oral treatment on aerobic power in middle-aged trained subjects. J Sports Med Phys Fitness 2000;40(1):51-7.
Zhou S, Zhang Y, Davie A, Marshall-Gradisnik S, Hu H, Wang J, et al. Muscle and plasma coenzyme Q10 concentration, aerobic power and exercise economy of healthy men in response to four weeks of supplementation. J Sports Med Phys Fitness 2005;45(3):337-46.
Amadio E, Palermo R, Peloni G, Littaru G. Effect of CoQ10 administration on VO2max and diastolic function in athletes. In: Folkers K, Littarru GP, Yamagami T, editors. Biomedical and clinical aspects of coenzyme Q10. Amsterdam: Elsevier; 1991. p. 541-5.
Ylikoski T, Piirainen J, Hanninen O, Penttinen J. The effect of coenzyme Q10 on the exercise performance of crosscountry skiers. Mol Aspects Med 1997;18 Suppl:S283-90.
Turunen M, Wehlin L, Sjöberg M, Lundahl J, Dallner G, Brismar K, et al. beta2-Integrin and lipid modifications indicate a non-antioxidant mechanism for the anti-atherogenic effect of dietary coenzyme Q10. BiochemBiophys Res Commun 2002;296(2):255-60.
Svensson M, Malm C, Tonkonogi M, Ekblom B, Sjödin B, Sahlin K. Effect of Q10 supplementation on tissue Q10 levels and adenine nucleotide catabolism during high-intensity exercise. Int J Sport Nutr 1999;9(2):166-80.
Kamzalov S, Sumien N, Forster MJ, Sohal RS. Coenzyme Q intake elevates the mitochondrial and tissue levels of Coenzyme Q and alpha-tocopherol in young mice. J Nutr 2003;133(10):3175-80.
Smith WA, Fry AC, Tschume LC, Bloomer RJ. Effect of glycine propionyl-L-carnitine on aerobic and anaerobic exercise performance. Int J Sport Nutr Exerc Metab 2008;18(1):19-36.
Gökbel H, Gül I, Belviranl M, Okudan N. The effects of coenzyme Q10 supplementation on performance during repeated bouts of supramaximal exercise in sedentary men. J Strength Cond Res 2010 Jan;24(1):97-102.
Shota Y, Yoshiharu F, Kenzuku S, Katsumi S, Masashi M, Chiaki S, et



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید