پژوهنده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي)
تاريخ دريافت مقاله: 17/9/1390 سال هفدهم، شمارهفروردين 1و ، پي در پي ارديبهشت 85، 1391 صفحات 18 تا 25 تاريخ پذيرش مقاله: 6/3/1391

اثر كوركومين بر سطح سرمي آنزيمهاي آسپارتات و آلانين آمينوترانسفراز و
شاخصهاي استرس اكسيداتيو در قلب موش صحرايي ديابتي
دكتر فرشاد روغني دهكردي1، دكتر مهرداد روغني2*، دكتر توراندخت بلوچ نژاد مجرد3

دانشيار داخلي و قلب و عروق- اصفهان، دانشگاه علوم پزشكي اصفهان، دانشكده پزشكي، گروه داخلي و قلب و مركز تحقيقـات گياهـان داروئـ ي دانشگاه علوم پزشكي شهركرد
استاد فيزيولوژي، مركز تحقيقات نوروفيزيولوژي، دانشگاه شاهد، تهران
-18287220058

استاد فيزيولوژي، گروه فيزيولوژي، دانشكده پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي تهران چكيده
سابقه و هدف: ديابت قندي در درازمدت موجب افزايش استرس اكسيداتيو و كـاهش فعاليـت سيسـتم دفـاع آنتـي اكسـيدان در بـدنمي گردد. ماده مؤثره زردچوبه (كوركومين) داراي اثر ضد ديابتي و آنتي اكسيداني است. هدف اين مطالعه، ارزيابي اثـر تجـويز درازمـدتآن بر سطح سرمي آسپارتات و آلانين آمينوترانسفراز و سطح برخي شاخصهاي استرس اكسيداتيو در بافت قلب مي باشد .
مواد و روشها: در اين مطالعه تجربي، موشهاي صحرايي به پنج گروه كنترل، كنترل تحت تيمار با كوركومين (mg/kg 50)، ديـابتي، ودو گروه ديابتي تحت درمان با كوركومين (10 و mg/kg 50) تقسيم شدند. كوركومين 7 روز پس از تزريق استرپتوزوتوسـ ين بـه مـدت5 هفته تجويز شد. سطح سرمي آسپارتات و آلانين آمينوترانسفراز و سطح مـالون دي آلدئيـد ، نيتريـت ، نيتـرات و فعاليـت سوپراكسـيدديسموتاز در قلب اندازه گيري شد .
يافته ها: موشهاي ديابتي يك افزايش معنادار در سطح سرمي آسپارتات و آلانين آمينوترانسفراز نشان دادند( 05/0- 01/0(p< و درمـان بـاكوركومين در دوز بالا سطح هر دو آنزيم را به صورت معنادار كاهش داد( 05/0 p<). بعلاوه، ايجاد ديابت باعث افزايش معنادار سطح مـالوندي آلدئيد و نيتريت( 05/0- 01/0(p< و كاهش غير معنادار فعاليت سوپراكسيد ديسموتاز در قلب گرديد. درمان با كوركـومين در دوز بـالاسطح مالون دي آلدئيد و نيتريت را كاهش داد( 05/0 p<)، هر چند تغيير معنادار در فعاليت سوپراكسيد ديسموتاز ايجاد ننمود .
نتيجه گيري: به نظر مي رسد كه درمان دراز مدت با كوركومين مي تواند سطح سرمي آلانـ ين و آسـپارتات آم ينوترانسـفراز و همچنـينبرخي شاخصهاي استرس اكسيداتيو را در بافت قلب موشهاي ديابتي بهبود بخشد.
-18287245419

واژگان كليدي: كوركومين، ديابت قندي، استرپتوزوتوسين، آمينوترانسفراز، مالون دي آلدئيد، نيتريت، سوپراكسيد ديسموتاز لطفاً به اين مقاله به صورت زير استناد نماييد:
Roghani Dehkordi F, Roghani M, Baluchnejadmojarad T.The effect of curcumin on serum level of aspartate and alanine amoinotransferase and cardiac level of oxidative stress markers in diabetic rats. Pejouhandeh 2012;17(1):18-25.

مقدمه٠F1
ديابت قندي از نظر باليني يكي از عوامل خطر مهم بـراي بـروزاختلالات ديگر نظير بيماريهاي قلبي عروقي است كه بـر اسـاسپيش بيني بعمـل آمـده، شـيوع آن در جامعـه انسـاني در آينـدهافزايش خواهد يافت( 1). بعلاوه، مشكلات قلبي و عروقـ ي ناشـ ي از بيماريهاي متابوليك نظير ديابت قندي، درصد بـالا يي از افـراد

*نويسنده مسؤول مكاتبات: دكتر مهرداد روغني؛ تهران، بلـوار كشـاورز، خيابـانشــهيد عبــداﷲ زاده (دهكــده)، دانشــكده پزشــكي شــاهد، صــندوق پســتي:
[email protected] :؛ پست الكترونيك14155-7435

جامع ه را در س نين ب الا گرفت ار م ي كنن د( 2 و 3). مطالع ات مختلف نشان داده اند كه افزايش قند خـون بـا افـزايش اسـترساكسيداتيو همراه مي باشد كـه خـود بسـياري از عـوارض ديابـت قنــدي را بــدنبال دارد( 6-4). از نظــر بيوشــيمي ايي، از جملــه شاخصهاي بافتي اين پديده هاي مخرب، افزايش سـطح سـرمي دو آنزيم آسپارتات آمينوترانسفراز و آلانين آمينوترانسفراز (AST و ALT) در سرم بدنبال آسيب بافتهـا يي نظيـر قلـب، و افـزايشسطح برخي ماركرها نظير مـالون دي آلدئيـد بـه عنـوان يكـي ازشاخصهاي معتبر استرس اكسيداتيو مي باشـد( 6 و 7). از طـرفديگر، با توجـه بـه عـوارض جـانبي كمتـر بسـياري از تركيبـات طبيعي با منشاء گياهي، استفاده از مواد مؤثره گياهي با خاصيت ضد ديابتي و آنتي اكسيداني داراي اهميت باليني بـالا در درمـانافراد ديابتي مي باشد( 3). كوركومين مهمترين مـاده مـؤثر گيـ اه زردچوبـه بـا نـام علمـي Curcuma longa مـ ي باشـد كـه داراي خاصيت آنتي اكسيداني قابل توجـه بـوده (9-8)، سـبب كـاهشراديكال هاي آزاد، مهار پراكسيداسيون ليپيدها و افزايش فعاليـ ت سوپراكسيد ديسموتاز مي گردد( 10). همچنـين داراي اثـر ضـدالتهابي بوده( 11)، و داراي اثرات كاهندگي چربـ ي و قنـد خـونمي باشد( 12). بعلاوه، اثر حفاظتي آن در براير آسيب كليوي القا شده توسط فلوريد سديم در موشـها ي صـحر ايي گـزارش شـدهاست( 13). همچنين در يك بررسي مشخص شد كه كوركومين مي تواند از بروز تغييرات نامطلوب ماركرهاي بيوشـ يميايي خـونبدنبال تزريق ماده سمي سايپرمترين در موشها جلوگيري نموده و بطور مؤثري از افـز ايش پراكسيداسـ يون ليپيـ دي در بافتهـ اي كبد، كليه و مغز جلوگيري نمايد (14). در مطالعه ديگر مشخص شد كه كوركومين قادر به حفاظت عضـله قلـب در برابـر آسـيب ايسكيمك القا شده توسط ايزوپروترنول از طريق افـزا يش سـطحآنزيم هاي دفاعي آنتي اكسيدان و برخي انواع پروتئين هاي شـوكحرارتي مي باشد( 15). ضمناً، اثر محافظت كننـدگ ي آن در مـدلتجربــي التهــاب و ســم يت كبــدي و قلبــي از طريــق مهــار پراكسيداسيون ليپيدي در نواحي بـافت ي نيـ ز مـورد تأييـ د قـرارگرفته اسـت ( 16). لـذا هـدف ايـ ن بررسـي ارز يـ ابي اثـر تجـويز درازمدت كوركـوم ين بـر سـطح سـرمي AST و ALT و سـطحبرخي شاخصهاي استرس اكسيداتيو در بافت قلـب در موشـهاي صحرايي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين بود .

مواد و روشها
در اين مطالعه تجربي از 40 سر موش صـحرايي نـر سـفيد نـژادويستار (انستيتو پاستور، تهران) در محدوده وزني 280-210 گـرماستفاده شد. تمام حيوانها در دماي 23-21 درجه سـانتي گـراد درگروههاي 3 تا 4 تايي در هر قفس قرار داده شدند. حيوانها آزادانـهبه آب لولـه كشـي و غـذاي مخصـوص مـوش بـه مـدت 6 هفتـهدسترس ي داش تند. در ض من، بررس ي ب ر اس اس پروتك ل ه ا و دستورالعملهاي توصيه شده توسط انستيتو ملـي بهداشـت آمريكـا(NIH) بــراي نگهــداري و اســتفاده از حيوانــات آزمايشــگاهي وراهكارهاي عملي موجود در داخل كشور به انجام رسيد.
در اين بررسي از آن دسته موشهاي صحرايي نر استفاده شد كـهدر شرايط طبيعـي و در حالـت روزه داري (بـه مـدت يـ ك شـب)،ميزان گلوكز سـرم آنهـا كمتـر از mg/dl 250 بـود (17). در ايـ ن خصوص از شـبكه رترواورب يتـال و لولـه مو يينـه بـرا ي خـونگ يري استفاده شد. حجم خون اخذ شده از هر حيـوان نيـز حـدود يـك ميلي ليتر بود. موشها به طور تصادفي بـه 5 گـروه كنتـرل، كنتـرلتحت تيمار با كوركومين (سيگما، آلمان) (mg/kg 50)، ديـابتي، ودو گ روه دي ابتي تح ت تيم ار ب ا كورك ومين (10 و mg/kg 50) تقسيم شدند. كوركومين هفت روز پس از تزريق استرپتوزوتوسين به مدت 5 هفته (داخل صفاقي و روزانه) تجويز شد. بـراي ديـابتينمودن موشـها، از داروي استرپتوزوتوسـين (سـيگما، آمريكـا ) بـهصورت تك دوز و داخل صفاقي به ميزان mg/kg 60 حل شـده درمحلول سالين فيزيولوژيك سرد استفاده شـد. يـ ك هفتـه پـس از تزريق، براي اطمينان از ديابتي بودن حيوانات، قنـد ادرار بـه روشنوار ادراري (شركت گلوكوياب، تهران) كنترل شد و فقط حيوانـات ديابتي با ميزان قند ادرار بـالاتر از mg/dl 50 (كـه بـا ميـزان قنـدخون بالاتر از mg/dl 250 با در نظر گـرفتن آسـتانه فيزيولوژيـكظهور قند در ادرار برابري مي كند) به مرحلـه بعـدي بـرا ي شـر وع تيمار راه يافتند. البتـه در روزهـاي بعـد علائـم بـارز ديابـت نظيـرپرخوري، پرنوشي، ديورز، و كاهش وزن نيـز در برخـي موشـها بـهتدريج ديده شد. ضمناً كاهش وزن در پايان كـار در تمـام موشـهاديده شد. تعيين ميزان وزن حيوانات قبل از انجـام كـار و در طـي هفت ه ه اي 3 و 6 پ س از بررس ي ب ه انج ام رس يد. همچن ين،اندازه گيري ميزان گلوكز سرم توسط روش آنزيمي گلوكز اكسـيداز(ش ركت زيس ت ش يمي، ته ران) ب ا اس تفاده از اس پكتروفتومتر
(اسپكترونيك 20، آمريكا) انجام شد.

اندازه گيري سطح سرمي آنزيم ها
براي بدست آوردن مقادير سرمي ALT و AST، از كيت هـا ي بيوشيميايي مربوط و با توجه بـه دسـتورالعمل كيـ ت (زيسـت شيمي) و بر اساس رفرنس استفاده گرديد (16).

سنجش مالون دي آلدئيد بافت قلب (MDA)
پس از پايان كار و بيهوش نمودن حيوانها بـا اسـتفاده از اتـر،بافت قلب جدا شده و پس از شستشو با محلول سالين سـرد وخشك نمودن، يك تكه از آن سريعاً توزين شده و سپس بافـتبه همراه بافر تريس به مـدت 2 دقيقـه بـا دسـتگاه هموژنـايزر ب افتي (ايك ا، آلم ان) ب ا دور 5000 دور در دقيق ه هم وژنيزه (10%) گرديد و محلـول همـوژنيزه شـده ، در دمـا ي 4 درجـهسانتي گراد سانتريفوژ شـد. پـس از انجـام سـانتريفوژ، محلـولرويي شفاف از بقيه محلول جدا شده، و از آن بـراي سنجشـهااستفاده شد. اندازه گيري سطح MDA بر اسـاس روشـي اسـتكه اساس آن واكنش تيوباربيتوريك اسيد (TBA) است كه در دماي جوش و بـر اسـاس رفـرانس انجـام شـد( 18). منحنـياستاندارد نيز بر اساس رقتهاي تترااتوكسي پروپان تهيه شـد وجذبهاي نوري بـه دسـت آمـده از نمونـه هـا بـر روي منحنـياستاندارد تطبيق داده شد.

سنجش نيتريت و نيترات بافتي در بافت قلب
سنجش ميـ زان نيتريـ ك اكسـيد هموژنـه بافـت قلـب بطـورغيرمستقيم بر اساس واكنش گريس و بر اساس رفـرانس هـا ي موجود انجام شد و براي منحني استاندارد از رقتهـا ي مختلـفنيتريت سديم استفاده گرديد (17).

سنجش فعاليت آنزيم سوپراكسيد ديسموتاز در بافت قلب براي اندازه گيري فعاليـ ت ايـ ن آنـزيم از كيـ ت مربوطـه و بـراساس دستورالعمل كيـت بـا توجـه بـه رفـرانس هـا ي موجـوداستفاده شد( 17).

سنجش پروتئين
براي سنجش پـروتئين از روش مرسـوم برادفـورد بـر اسـاسرفرانس استفاده شد( 17).

آناليز آماري
از نظر آماري، تمامي نتايج بصورت ميانگين ± انحراف معيـار بيان گرديد. پس از مشخص نمودن توزيع داده ها، براي مقايسه نتايج هر پارامتر در هر يك از گروهها قبل و بعـد از بررسـي از آزمون آنووا با اندازه گيري مكرر، و براي مقايسه گروهها بـا هـم در ه ر ي ك از پريوده اي زم اني از آزم ون آن ووا يكطرف ه و پست تست توكي اسـتفاده گرديـد. بعـلاوه سـطح معنـي داري 05/0 p< براي تمامي آناليزها در نظر گرفته شد .
يافته ها
از نظر وزن، هيچگونه تفاوت معنـ ادار بـين گروههـا در هفتـهپيش از مطالعه مشاهده نشد. در گروه كنترل تحـت تيمـار بـادوز پايين كوركومين به ميزان mg/kg 10 و گروه كنترل، يـكافزايش طبيعي در وزن در پايان هفته ششم ديده شد. در گروه ديابتي در هفته ششم يك كاهش معنادار در مقايسه بـا هفتـهقبل از بررسي( 01/0p<) مشاهده گرديـد. همـين وضـعيت درم ورد گ روه دي ابتي درياف ت كنن ده كورك ومين ب ه مي زان mg/kg 10 ولي در حد كمتر وجود داشت( 05/0p<). از طرف ديگر، كاهش وزن در گروه ديـابتي تحـت تيمـار بـا دوز بـالايكوركومين( mg/kg 50) در مقايسه با گـروه ديـابتي در هفتـهششم به طور معناداري كمتر بود( 05/0p<) (شكل 1).
در مورد ميزان گلوكز سرم ،در هفته قبـل از بررسـي تفـاوتمعناداري بين گروهها يافت نشد. در هفته ششم ميزان گلـوكزس رم در گ روه دي ابتي و گروهه اي دي ابتي تح ت تيم ار ب اكوركومين در حد معناداري (0005/0p< تا 005/0p<) بيشتر از گروه كنترل بود، هر چند كه با افزايش دوز كوركومين، ايـنافزايش ميـزان گلـوكز سـرم تخفيـف يافـت. بعـلاوه، در گـروهديابتي تحت درمان با دوز بالاي كوركومين، ميزان گلوكز سرم در هفته ششم بطور معنـا داري كمتـر از گـروه ديـابتي درمـاننشده بود( 01/0p<). گروه كنترل تحـت تيمـار بـا كوركـومينكاهش معنادار اين پارامتر را در مقايسه با گروه كنتـرل نشـاننداد (شكل 2).

شكل 1- تغييرات وزن در هفته قبل از مطالعه و هفته هاي سوم و ششم پس از تزريق در موشهاي صحرايي كنترل و ديابتي تيمار شده با كوركومين
05/0p<0/01 ** ، p< (در مقايسه با هفته قبل از مطالعه در همان گروه)، # 05/0p< (در مقايسه با گروه ديابتي در همان هفته)

شكل 2- تغييرات گلوكز سرم در هفته قبل كار و هفته هاي سوم و ششم پس از تزريق در موشهاي صحرايي كنترل و ديابتي تيمار شده با كوركومين
005/0<p<0/0005 *** ،p<0/001 ** ،p (در مقايسه با هفته قبل از مطالعه در همان گروه)،
# 05/0<p<0/01 ## ،p (در مقايسه با گروه ديابتي در همان هفته)
سطح سرمي آنزيم آلانين آمينوترانسفراز (ALT)

1130451-2609179

شكل3: فعاليت آنزيم آلانين آمينو ترانسفراز سرم در موشهاي صحرايي كنترل و ديابتي تيمار شده با كوركومين
*05/0p<0/01* ، p< (در مقايسه با سطح پايه در همان گروه)، # 05/0p< (در مقايسه با گروه ديابتي)
با اندازه گيري سطح سرمي ALT در گروههاي مختلف تحـتبررسي، مشخص شد كه اگرچه در هفته قبل از مطالعه از نظـرآماري تفاوت معناداري بين گروهها نبود، در هفته ششـم يـ ك افزايش كـم و غ يـ ر معنـادار در گـروه كنتـرل تحـت تيمـار بـاكوركومين در دوز بالا (با ضريب تغيير 21/0) نسبت بـه گـروهكنترل (با ضـر يب تغييـ ر 18/0) وجـود دا شـت . در گروههـا ي ديابتي نيز سطح اين آنزيم در هفته ششم يـ ك افـزا يش معنـادار

(05/0-01/0P<) در مقايسه بـا هفتـه قبـل از مطالعـه در همـ ين گروهها نشان داد؛ هر چند ميزان افـزا يش در گـروه د يـ ابتي تيمـار نشده (با ضريب تغيير 17/0) از گروههاي تيمار شده با كوركـوم ين بيشتر بود. در اين رابطه، سطح آنزيم در گروه ديابتي تحـت تيمـار با دوز بالاي كوركـوم ين بـه م يـ زان mg/kg 50 (بـا ضـريب تغييـ ر 17/0) نس بت ب ه گ روه دي ابتي بطـور معن اداري پ ايينتر ب ود
(05/0P<) (شكل 3).

سطح سرمي آنزيم آسپارتات آمينوترانسفراز (AST)

1291380-2564074شكل4- سطح آنزيم آسپارتات آمينوترانسفراز سرم در موشهاي صحرايي كنترل و ديابتي تيمار شده با كوركومين
*05/0p< (در مقايسه با سطح پايه در همان گروه)، # 05/0p< (در مقايسه با گروه ديابتي)
شكل 5: ميزان مالون دي آلدئيد بافت قلب در موشهاي صحرايي كنترل و ديابتي تيمار شده با كوركومين
*01/0p< (در مقايسه با گروه كنترل)، # 01/0p< (در مقايسه با گروه ديابتي تيمار نشده)
با اندازه گيري سطح سرمي AST در هفته هاي قبل از مطالعه و هفته ششم مشـخص شـد (شـكل 4) كـه در هفتـه قبـل ازمطالعه از نظر آماري تفاوت معناداري بـين گروههـاي مختلـفنبود؛ حال آنكه در هفته ششم يك كاهش كـم و غيـر معنـادار در گروه كنترل تحت تيمـار بـا كوركـو مين (بـا ضـريب تغييـر20/0) نسبت به گروه كنترل (بـا ضـريب تغييـر 21/0) وجـودداشت. سطح اين آنزيم در هفتـه ششـم در گروههـاي ديـابتيتيمار نشده (با ضريب تغيير 16/0) و تيمار شده بـا دوز پـايين كوركومين (با ضريب تغيير 17/0) نيز يك افزايش نسبتاً قابـلملاحظ ه و معن ادار (05/0 P<) در مقايس ه ب ا هفت ه قب ل از مطالعه در همين گروهها نشان داد. در همين خصـوص، سـطح آنزيم در گروه ديابتي تحت تيمار با دوز بـالاي كوركـومين (بـاضريب تغيير 20/0) نسبت بـه گـروه ديـابتي بطـور معنـاداري پايينتر بود (05/0 P<) (شكل 3).
سطح مالون دي آلدئيد (MDA) در بافت قلب
بــا انــدازه گيــري ســطح MDA (كــه شاخصــي از اســترس اكسيداتيو مي باشد) در پايان هفته ششم مشخص شد كه ايـ ن پارامتر در گروه كنترل تحت تيمار با دوز بالاي كوركومين (بـاضريب تغيير 42/0) يك كاهش مختصر و غير معنـادار نسـبتبه گروه كنترل (با ضريب تغيير 33/0) داشت. در گروه ديـ ابتي تيمار نشده در هفته ششـم سـطحMDA يـ ك افـزا يش قابـلملاحظه و معنادار (بـا ضـريب تغييـر 21/0) نسـبت بـه گـروهكنترل نشان داد( 01/0p<). در گروههاي ديابتي تحـت تيمـار با كوركومين ميزان افزايش MDA نسبت به گروه ديابتي كمتر ب ود، بطوريك ه در گ روه دي ابتي تح ت تيم ار ب ا دوز ب الاي كوركومين، سطح آن در هفتـه ششـم بـه طـور معنـاداري (بـاضريب تغيير 23/0) كمتـر از گـروه ديـ ابتي تيمـار نشـده بـود(05/0p<) (شكل 5).

سطح نيتريت و نيترات در بافت قلب
با اندازه گيري سـطح بـافتي نيتريـت و نيتـرات مشـخص شـد(شكل 6) كه سطح آن در گروه كنترل تحت تيمار با كوركومين در دوز بالا در حد مختصر (با ضريب تغيير 32/0) كمتر از گـروهكنترل (با ضريب تغيير 31/0) بود. بعلاوه ،يك افـزايش معنـاداردر مورد آن در گروه ديابتي (با ضريب تغييـر 25/0) نسـبت بـهگروه كنترل وجـود داشـت ( 05/0p<). در گـروه ديـابتي تحـتتيمار با دوز پايين كوركومين نيز اين افزايش در حـد كمتـر (بـاضريب تغيير 23/0) و بطور معنادار نسبت به گروه كنترل وجـودداشت( 05/0p<). بعلاوه، در گـروه ديـابتي تحـت تيمـار بـا دوز بالاي كوركومين، ميزان اين متابوليت ها (با ضريب تغييـر 25/0) در مقايسه با گروه ديابتي بطور معناداري كمتر بود (05/0p<).

1467625-2425941شكل 6- ميزان نيتريت و نيترات در بافت قلب در موشهاي صحرايي كنترل و ديابتي تيمار شده با كوركومين
*01/0p< (در مقايسه با گروه كنترل)، # 05/0p< (در مقايسه با گروه ديابتي)

1587790-2428230شكل 7- ميزان فعاليت آنزيم سوپراكسيد ديس موتاز در بافت قلب در موشهاي صحرايي كنترل و ديابتي تيمار شده با كوركومين
بحث
اين تحقيق نشان داد كه موشهاي ديابتي يك افزايش معنادار كوركومين در دوز بالا سطح هر دو آنزيم را به صـورت معنـاداردر سـ طح سـ رمي AST و ALT نشـ ان داده و درمـ ان بـ ا كاهش داد. بعلاوه، ايجاد ديابت باعـث افـزايش معنـادار سـطح

فعاليت آنزيم سوپراكسيد ديسموتاز در بافت قلب
ميزان فعاليت آنزيم سوپراكسيد ديسموتاز در بافـت قلـب درگروه كنترل تحت تيمار با كوركـومين در دوز بـالا (بـا ضـريبتغيير 32/0) نسبت به گروه كنترل (با ضريب تغيير 36/0) يك اف زايش مختص ر و غي ر معن ادار نش ان داد. فعالي ت آنــزيم سوپراكسيد ديسموتاز در گروه ديابتي (با ضريب تغييـر 62/0) نسبت به گروه كنترل بطور غير معناداري كـاهش يافـت، و در گروههاي ديابتي تحت تيمار بـا كوركـومين نسـبت بـه گـرو ه ديابتي تغيير مطلوب و معنـادار فعاليـت آنـزيم مشـاهده نشـد(شكل 7).
MDA و نيتريت و كـاهش غيـر معنـادار فعاليـت سوپراكسـيدديسموتاز در قلب گرديـد و درمـان بـا كوركـومين در دوز بـالاسطح MDA و نيتريت را كاهش داد، هر چند تغيير معنادار در مورد فعاليت سوپراكسيد ديسموتاز ايجاد ننمود.
بر اساس شواهد قبلي، در ديابت قنـدي القـا شـده بـا داروي استرپتوزوتوسين در موش صحرايي، با گذشت زمان كاهش كم تا متوسط وزن و افزايش بارز قند خون رخ مي دهد( 19 و 20) كه اين با نتايج مطالعه حاضر همخواني دارد.كاهش كمتـر وزن در گروه ديابتي تحت تيمـار بـا كوركـومين در ايـ ن بررسـ ي را شايد بتوان به اثرات هيپوگليسميك و ضـد د يـ ابتي آن نسـبتداد. در همين ارتبـاط، نتـايج مطالعـات قبلـي توسـط گوپتـا و همكاران بر روي اثر هيپوگليسميك كوركومين نشـان داد كـهتج ويز درازم دت كورك ومين ب ه موش هاي دي ابتي ي ك اث ر هيپوگليسميك بارز و ضد اسـترس اكسـيداتيو و ضـد التهـابي مطلوب در بافت مغز اعمال مي نمايـد ( 21)، كـه نتـايج تقريبـاً مشابهي نيز در مورد بافت قلب در اين بررسي بـه دسـت آمـد.همچنين، مواد طبيعي نظير كوركومين به همراه ساير درمانهـامي توانند موجب رژنراسيون جزاير لانگرهانس در حالت ديابـتبشوند( 22) كه ممكن است اين نيز در تحقيق حاضـر رخ دادهباشد. بعلاوه، گزارش شده است كه كوركومين در جهت كاهش مقاومت بافتي به انسولين عمل نمـوده، و نيازمنـدي بافـت بـههورمون انسولين را از طريـق تشـديد فعاليـت ترانسـپورترهايگلوكز در بافت عضلاني كاهش مي دهد (23). همچنين چنـينموادي از طريـق تعـديل فعاليـت آنـزيم هـاي كبـدي مسـؤول متابوليس م كربوهي درات ه ا، از جمل ه ك اهش فعالي ت آن زيم فسـفريلاز كب دي و افـزايش فعالي ت گلوكوكينـاز و گليك وژنسنتاز، در جهت كاهش قند خون عمل مي نماينـد ( 12 و 19).
بخش ديگري از اثرات سودمند كوركومين در تحقيق حاضـر رامي توان به اثرات كاهش دهندگي استرس اكسيداتيو ايـن مـادهنسبت داد كه در بررسي حاضر به صورت كاهش معنادار سطح MDA و نيتريــت و افــزايش غيــر معنــادار ســطح فعاليــت سوپراكسيد ديسموتاز خود را نشان داد. نتايج تقريبـاً مشـابه ي نيز قبلاً توسط سوئتيكنو و همكـاران در سـال 2011 در مـدلتجربي تشديد استرس اكسيداتيو بافتي القا شده توسط ديابـتقندي در كليه گزارش شده است( 24). همين محققـان نشـاندادنــد كــه كوركــومين مــي توانــد موجــب افــزايش ســطحآنتـ ي اكسـ يدان ه اي غيـر آنزيمـ ي در ب دن و تشـديد فعال ي ت آنزيم هاي آنتي اكسيدان گردد و موجب كاهش پراكسيداسـيونليپيدي و استرس اكسيداتيو در بافت كليه موشـ هاي صـحراي ي ديابتي شده با استرپتوزوتوسـين گـردد (24). از طـرف ديگـر،تشديد استرس اكسيداتيو و پراكسيداسـ يون ليپيـ دي موجـبب روز ع وارض در بيماريه اي متابولي ك نظي ر دياب ت قن دي مي گردند كه نهايتاً منتهي به عوارض بافتي بيماري مـ ي گـردد(7). در اين رابطه، بدنبال بروز ديابت، با گذشـت زمـان ميـزانپراكسيداسيون ليپيدي و استرس اكسيداتيو افـرايش مـي يابـدكه اين خود را با بالا رفتن سطح برخي ماركرها نشان مي دهـدكه از بهترين آنها ،MDA، نيتريت و نيترات مـي باشـد ( 7). بـاتوج ه ب ه اينك ه اس ترس اكس يداتيو بعل ت تش ديد تش كيل راديكال هاي آزاد اكسيژن مي باشد و ايـن مـواد بـدنبال كامـلنمودن مدار الكتروني خود مي باشند، مواد تشكيل دهنده سلول از جمله ساختارهاي پروتئيني و ليپيدي آسيب مـ ي بيننـد كـهاين با تغييرات سطح آنزيم هاي بافتي نظير كاهش سوپراكسيد ديس موتاز خ ود را نش ان م ي ده د( 5). همچن ين، مطالع ات مختلف نشان داده اند كه افزايش قند خـون در دي ابـت يكـي ازعلل اصلي افزايش استرس اكسيداتيو مي باشد( 5). در بررسـيحاضر افزايش سطح بافتي MDA و نيتريت و كـاهش فعال يـ ت سيستم دفاعي سوپراكسيداز در بافت قلب مشاهده شد كه اين با برخي گزارشـهاي قبلـي همخـواني دارد( 4). بعـلاوه، حالـتديابت، سطح AST و ALT در داخل خون را افزايش مـي دهـدكه علت اصلي آن افزايش استرس اكسيداتيو در نـواحي بـافتيمي باشد كه اين هم تا حدي بعلت افزايش قند خون اسـت (6).
افزايش سطح اين آنزيم ها در سرم موشهاي ديابتي در بررسـيحاضر با گزارشهاي قبلي همخواني داشت (6). بخش ديگري از اثر سودمند كوركومين در بررسـي حاضـر را مـي تـوان بـه اثـرهيپوگليسميك آن نسبت داد كه ايـن از طريـق كـاهش دادنسطح محصولات نهايي گليكوزيلاسيون( AGE) موجب كاهش استرس اكسيداتيو و نشانه هاي آن، از جملـهMDA در نـواحيبافتي از جمله بافت قلب مي گردد.

نتيجه گيري
بطور خلاصه، درمان دراز مدت با كوركومين مي توانـد سـطحسرمي AST و ALT و همچنـين برخـي شاخصـهاي اسـترساكسيداتيو را در بافت قلب موشهاي ديابتي بهبـود بخشـد كـهاين امر مي تواند در كاهش عوارض قلبي عروقي ناشي از ديابت مؤثر باشد.

تشكر و قدرداني
نويسندگان مقاله مراتب تشكر وافـر خـود را از سـركار خـانمفريبا انصاري كارشـناس گـروه فيزيولـوژي دانشـكده پزشـكيشاهد جهت كمك به انجام آزمايشات اعلام مي دارند.

REFERENCES

Tripathi BK, Srivastava AK. Diabetes mellitus: complications and therapeutics. Med Sci Monit 2006:12(7):RA130-47.
Suji G, Sivakami S. Approaches to the treatment of diabetes mellitus: An overview. Cell Mol Biol (Noisy-le-grand) 2003;49(4):635-9.
Shapiro K, Gong WC. Natural products used for diabetes. J Am Pharm Assoc (Wash) 2002:42(2):217-26.
Pitocco D, Zaccardi F, Di Stasio E, Romitelli F, Santini SA, Zuppi C, et al. Oxidative stress, nitric oxide, and diabetes. Rev Diabet Stud 2010;7(1):15-25.
Descorbeth M, Anand-Srivastava MB. Role of oxidative stress in high-glucose- and diabetes-induced increased expression of
Gq/11α proteins and associated signaling in vascular smooth muscle cells. Free Radic Biol Med 2010;49(9):1395-405.
Chang YC, Chuang LM. The role of oxidative stress in the pathogenesis of type 2 diabetes: from molecular mechanism to clinical implication. Am J Transl Res 2010;2(3):316-31.
Pazdro R, Burgess JR. The role of vitamin E and oxidative stress in diabetes complications. Mech Ageing Dev 2010;131(4):276-86.
Ataie A, Sabetkasaei M, Haghparast A, Moghaddam AH, Ataee R, Moghaddam SN. Curcumin exerts neuroprotective effects against homocysteine intracerebroventricular injection-induced cognitive impairment and oxidative stress in rat brain. J Med Food 2010;13(4):821-6.
Dairam A, Fogel R, Daya S, Limson JL. Antioxidant and iron-binding properties of curcumin, capsaicin, and S-allylcysteine reduce oxidative stress in rat brain homogenate. J Agric Food Chem 2008;56(9):3350-6 .
Shukla PK, Khanna VK, Ali MM, Khan MY, Srimal RC. Anti-ischemic effect of curcumin in rat brain. Neurochem Res 2008;33(6):1036-43 .
Wang Y, Yu C, Pan Y, Yang X, Huang Y, Feng Z, et al. A novel synthetic mono-carbonyl analogue of curcumin, A13, exhibits anti-inflammatory effects in vivo by inhibition of inflammatory mediators. Inflammation 2012;35(2):594-604.
Patumraj S, Wongeakin N, Sridulyakul P, Jariyapongskul A, Futrakul N, Bunnag S. Combined effects of curcumin and vitamin C to protect endothelial dysfunction in the iris tissue of STZ-induced diabetic rats. Clin Hemorheol Microcirc 2006;35(4):481-9.
Nabavi SF, Moghaddam AH, Eslami S, Nabavi SM. Protective effects of curcumin against sodium fluoride-induced toxicity in rat kidneys. Biol Trace Elem Res 2012;145(3):369-74.
Sankar P, Telang AG, Manimaran A. Protective effect of curcumin on cypermethrin-induced oxidative stress in Wistar rats. Exp Toxicol Pathol 2012;64(5):487-93.
Tanwar V, Sachdeva J, Golechha M, Kumari S, Arya DS. Curcumin protects rat myocardium against isoproterenol-induced ischemic injury: attenuation of ventricular dysfunction through increased expression of Hsp27 along with strengthening antioxidant defense system. J Cardiovasc Pharmacol 2010;55(4):377-84.
Naik SR, Thakare VN, Patil SR. Protective effect of curcumin on experimentally induced inflammation, hepatotoxicity and cardiotoxicity in rats: evidence of its antioxidant property. Exp Toxicol Pathol 2011;63(5):419-31.
Baluchnejadmojarad T, Roghani M. Chronic epigallocatechin-3-gallate ameliorates learning and memory deficits in diabetic rats via modulation of nitric oxide and oxidative stress. Behav Brain Res 2011;224(2):305-10.
Nasri S, Roghani M, Baluchnejadmojarad T, Rabani T, Balvardi M. Vascular mechanisms of cyanidin-3-glucoside response in streptozotocin-diabetic rats. Pathophysiology 2011;18(4):273-8.
Yanardağ R, Bolkent S, Ozsoy-Saçan O, Karabulut-Bulan O. The effect of chard (Beta vulgaris L. var. cicla) extract on the kidney tissue, serum urea, and creatinine levels of diabetic rats. Phytother Res 2002;16(8):758-61.
Akiyama S, Katsumata S, Suzuki K, Nakaya Y, Ishimi Y, Uehara M. Hypoglycemic and hypolipidemic effects of hesperidin and cyclodextrin-clathrated hesperetin in Goto-Kakizaki rats with type 2 diabetes. Biosci Biotechnol Biochem 2009;73(12):2779-82.
Gupta SK, Kumar B, Nag TC, Agrawal SS, Agrawal R, Agrawal P, et al. Curcumin prevents experimental diabetic retinopathy in rats through its hypoglycemic, antioxidant, and anti-inflammatory mechanisms. J Ocul Pharmacol Ther 2011;27(2):123-30.
El-Azab MF, Attia FM, El-Mowafy AM. Novel role of curcumin combined with bone marrow transplantation in reversing experimental diabetes: Effects on pancreatic islet regeneration, oxidative stress, and inflammatory cytokines. Eur J Pharmacol 2011;658(1):41-8.
Na LX, Zhang YL, Li Y, Liu LY, Li R, Kong T, et al. Curcumin improves insulin resistance in skeletal muscle of rats. Nutr Metab Cardiovasc Dis 2011;21(7):526-33.
Soetikno V, Watanabe K, Sari FR, Harima M, Thandavarayan RA, Veeraveedu PT, et al. Curcumin attenuates diabetic nephropathy by inhibiting PKC-α and PKC-β1 activity in streptozotocin-induced type I diabetic rats. Mol Nutr Food Res 2011;55(11):1655-65.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید