پژوهن ده (سال شانزمجله دهم، شمارهمرداد پژوهشي و3 ، پي شهريدردانشگاه ور پي علوم 811390، پزشكي صفحات 117شهيد تا 124بهشتي ) تاريختاريخ پذيرشدريافت مقالهمقاله:: 2418/5//5/13891390

بررسي تأثير استرس صوتي در دوران بارداري بر بروز رفتار اضطرابي
فرزندان موش صحرايي
مرضيه برزگر1، سيد عليرضا طلائي زواره2*، سعيده داوري3، دكتر محمود سلامي4
دانشجوي كارشناسي ارشد، گروه فيزيولوژي و فارماكولوژي، دانشكده پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي كاشان
مربي، مركز تحقيقات فيزيولوژي، دانشگاه علوم پزشكي كاشان
كارشناس، مركز تحقيقات فيزيولوژي، دانشگاه علوم پزشكي كاشان
دانشيار، مركز تحقيقات فيزيولوژي، دانشگاه علوم پزشكي كاشان

چكيده
سابقه و هدف: با توجه به شيوع و روند رو به افزايش اختلالات رفتاري، به نظر ميرسد استرس در دوران بـارداري بـا بـروز اخـتلالاترفتاري در فرزندان مرتبط ميباشد. هدف از انجام اين مطالعه، تعيين تأثير استرس صوتي در دوران بارداري بر ميزان اضطراب فرزنـدان نر موشها مي باشد.
مواد و روشها: سه گروه از مادران باردار از روز 15 تا 21 حاملگي، روزانه به مدت 1،2 و يا 4 ساعت در معـرض اسـترس صـوتي قـرارگرفته و يك گروه ديگر دوره بارداري طبيعي را گذراندند. ميزان اضطراب فرزندان نر 45 روزه آنها (10 سر در هرگروه)، بـه وسـيله مـازصليبي شكل مرتفع بـرآورد گرديـد. درصـد تعـداد ورود و مـدت زمـان سـپري شـده در بـازوي مـاز محاسـبه شـد. همچنـين، سـطحكورتيكوسترون در موشهاي باردار و در فرزندان اندازهگيري گرديد و مورد قضاوت آماري قرار گرفت.
يافته ها: اعمال روزانه استرس صوتي به مدت 2 و يا 4 ساعت در هفته آخر بارداري، سبب افزايش ميزان اضـطراب در فرزنـدان گرديـد(05/0 p<). همچنين ميزان كورتيكوسترون سرم در آنها نسبت به حيوانات كنترل بالاتر بود. در مواجهه روزانـه بـا اسـترس صـوتي بـهمدت يك ساعت، ميزان اضطراب و سطح كورتيكوسترون فرزندان مشابه با گروه كنترل بود.
نتيجهگيري: مواجهه با استرس صوتي در موشهاي باردار، سبب افزايش بروز اضطراب و سطح كورتيكوسترون در فرزنـدان مـي شـود، وميزان بروز اين تغييرات به مدت زمان مواجهه با استرس صوتي بستگي دارد.
واژگان كليدي: استرس فيزيولوژيك، مواجهه با صوت، حاملگي، استرس پيش از تولد، اضطراب، ماز صليبي شكل مرتفع، موش صحرايي

لطفاً به اين مقاله به صورت زير استناد نماييد:
Barzegar M, Talaei Zavareh SA, Davari S, Salami M. Prenatal sound stress increases anxiety behvaiour of rat’s male
offspring. Pejouhandeh 2011;16(3):117-24.

مقدمه1
در دوران بارداري، تكامل جنين به وسيله عوامل اسـترسزاي محيطي تحت تأثير قرار ميگيـرد (1). اسـترس هـاي مـادر دردوران بارداري ، مي تواند سبب القاي تغييرات طولاني مـدت دررفتار فرزندان شود (2-4). مطالعات انجام شـده روي حيوانـاتآزمايشگاهي نشان دادهاند كه وارد شـدن اسـترس بـه جنـينپستانداران، بالاخص در يك سوم انتهـايي دوران بـارداري كـهايجاد ارتباطات نوروني در بالاترين حد خـود اسـت (5)، باعـث

* نويسنده مسؤول مكاتبات: سيد عليرضا طلائي زواره؛ كاشـان، بلـوار قطـب
راونــدي، دانــشگاه علــوم پزشــكي كاشــان، مركــز تحقيقــات فيزيولــوژي ؛ تلفــن:
3623240-913-98+ و 3615621157-98 ؛+ پـــــست الكترونيـــــك:
[email protected]

بروز آثار مخـرب در سيـستم عـصبي مركـزي (6)، اخـتلالات رفتاري ( و5 7) و بروز اضطراب (8) در فرزندان آنها مي شود.
آلودگي صوتي به عنوان يـك استرسـور بيولوژيـك شـناختهشده و تماس بيش از حد با صدا به عنوان يك خطر بهداشـتيمحسوب مي شود 9(). قرار گرفتن در معرض صدا روي جنـيناثر داشته و ثابت شده است كه جنين در انتهاي بارداري قـادربه شنيدن صدا از محيط بيرون است 5(). برخي شواهد نـشانمي دهند كه آلودگي صوتي علاوه بر آسيبهاي شنيداري، سبببروز اختلالات رفتاري و سايكوفيزيولوژيك نيز مي شود (10).
بيان شده است كه فعاليـت محـور هيپوتـالاموس-هيپـوفيز -آدرنال (HPA)، تحت تأثير استرس هاي دوران بـارداري تغييـر ميكند (8) و ميتوان گفت علت احتمالي تغييرات عملكـرديو رفتاري فرزنداني كه مادران آنها در دوران بارداري در معرضاسترس بودهاند، تغييرات هورمونهاي آدرنـال مـادر، بـالاخصكورتيكوسترون (11) مي باشد كه از طريق گردش خون جفـتبه جنين ميرسند (12). گلوكوكورتيكوئيدها ميتوانند با عبوراز سد خوني- مغزي پستانداران، به هـر دو نـوع گيرنـده خـود (گيرنده هاي مينرالوكورتيكوئيـد (MR) و گلوكوكورتيكوئيـدي
(GR)) در مغز متصل شوند و نشان داده شده است كـه نقـاطمختلف سيستم عصبي مركزي به ويژه نواحي مختلف سيـستمليمبيك، دار اي تـراكم متوسـط تـا بـالايي از ايـن گيرنـدههـا ميباشند (13). بـه عـلاوه تغييـر در فعاليـت محـور HPA درنتيجه استرس دوران بـارداري، ممكـن اسـت سـبب تغييـر درساختار و عملكردگيرندههاي گلوكوكورتيكوييـدي شـود (14).
براي مثال نتايج يك مطالعه نشان داده است كه در موشـهاييكه است رس پيش از تولد ديدهاند، به علت كاهش رسـپتورهايگلوكوكورتيكوئيــدي، فيــدبك مهــاري هورمــون آزاد كننــدهكورتيكوتروپين تضعيف شده و سطح پلاسـمايي كورتيكوسـترونبالا مي رود؛ از اين رو در سازش با محيط جديد از خود ضـعفنشان ميدهند (15). همچنين گزارش شده است كه افسردگيشديد و اضطراب در افرادي كه در زندگي جنيني يا در سراسربلوغ در معـرض اسـترس بـودهانـد، بـه وجـود مـي آيـد (16).
مطالعات مختلف نشان دادهاند كه آلودگي صوتي نيـز هماننـدساير استرسورها، سبب تغيير در سطح سرمي كورتيكوسـترون
CORT)Corticosterone ) مي شود (19-17). Prabhakaran و همكاران بيان ميدارند كه مواجهه با آلودگي صوتي مـي توانـدسبب افزايش واضح كورتيكوسترون سـرم موشـهاي صـحرايي شود (19) و نتايج يك مطالعه ديگر نيز نـشان داده اسـت كـهقرار گرفتن در معرض صوت با شدت 100 دسي بل مـيتوانـدكورتيكوسترون موشهاي صحرايي را تا 2 برابر بالا ببرد (18).
با توجه به اينكه بر اساس مطالعات ما تاكنون اثر مواجهـه بـااسترس صوتي در دوران بارداري بر ميـزان اضـطراب فرزنـدانبررسي نشده اسـت، هـدف از انجـام ايـن مطالعـه تعيـين اثـراسترس صـوتي در يـك سـوم انتهـايي دوران بـارداري مـوشص حرايي بـر اض طراب فرزن دان ن ر و ني ز تغييـ رات ترشـح كورتيكوسترون آنها و مادرانشان مي باشد.

مواد و روشها

حيوانات مورد آزمايش و نحوه نگهداري آنها در اين مطالعه تجربي از موشهاي صحرايي نر نژاد ويستار بـاوزن حـدود 120 تـا 150 گـرم و سـن 45 روز اسـتفاده شـد. حيوانات در شرايط استاندارد حيوانخانه (دمـاي 2±22 درجـهسانتي گراد، رطوبت 5±55 درصـد، شـرايط تـاريكي روشـنايي12-12 ساعته ) نگهداري شدند . اصول اخلاقي كار با حيوانـاتآزمايشگاهي مطابق با بيانيههاي كميته اخلاق دانـشگاه علـومپزشكي كاشان و نيز معاهده هلسينكي رعايت گرديدند.
گروه هاي آزمايش عبارت بودند از: گروه شاهد ك ه مادران آنهـايك دوره بارداري طبيعي را گذرانده بودند؛ گروهي كه مـادرانآنها در هفته آخر بارداري روزانـه بـه مـدت 1 سـاعت در بـينسـاعات 8 صـبح تـا 12 ظهـر كـه ترشـح كورتيكوسـترون در كمترين حد خود ميباشد (20)، در معرض صداي آزارنده قرارگرفته بودند ؛ و گروههاي حيواناتي كه مادران آنها روزانه 2 و 4 ساعت در معرض صوت آزارنده بودند. مجمـوع حيوانـات در4 گروه (10=n) 40 سر بود. همچنين، شايان ذكر است كه تنهـا1 يا 2 سر از فرزندان حاصل از هر حاملگي انتخاب شده و واردگروهها شده بودند.
براي در معرض صوت قرار دادن حيوانات ابتدا صداي ناشـياز ترافيك در يكي از ميادين پر ترافيـك شـهر تهـران (ميـدانانقلاب) توسط يك د ستگاه ضبط صوت استاندارد، ضبط شد وبا استفاده از نرم افزار Sonar 8.5، شدت آن معـادل 95 دسـيبل تنظيم شد. سپس توسـط يـك بلنـدگو كـه در فاصـله 30 سانتيمتري قفس حيوان (قفس حيـوان در محفظـه انعكاسـيفلزي و با ابعاد 60×60×90 سـانتيمتـر قـرار مـيگرفـت )، درمحيط پخش ميشد. براي اينكـه حيـوان در همـه سـاعات درمعـرض شـدت صـوت يكـسان قـرار بگيـرد بـا يـك دسـتگاه
اندازه گيري شدت صوت (sound level meter)، شـدت صـوتدر تمام مدت زمان مواجهه پايش مي شد. با توجـه بـه اينكـهصداي ضبط شده از ترافيـك طيـف وسـيعي از فركـانس هـايصوتي را در بر ميگيـرد، درايـن تحقيـق تنهـا شـدت آزارنـدهصوت مد نظر قرارگرفت.

اندازه گيري كورتيكوسترون سرم براي بررسي اثر بارداري و شدتهاي مختلف اسـترس صـوتيدر اين دوران بر ميزان كورتيكوسـترون خـون، در پايـان دورهبارداري از حيوانات باردار استرس ديده و كنترل خونگيري بـهعمل آمد . همچنين، يك گروه از موشهاي صـحرايي مـاده كـهباردار نبودند نيز به عنوان گروه كنترل منفـي در نظـر گرفتـهشدند. مجموع حيوانات در 5 گروه مورد مطالعه در اين بخـش (10=n) 50 سر بود. براي اندازه گيـري ميـزان كورتيكوسـترونخون حيوانات 45 روزه (فرزندان مادراني كه بـارداري طبيعـيداشته و يا در معـرض اسـترس بـودهانـد )، روز قبـل از شـروعآزمايشات رفتاري با حداكثر سرعت ممكن و تـلاش بـراي واردشدن كمترين استرس ممكن به آنها، از طريـق وريـد دمـي ازموشهاي صحرايي خونگيري به عمل آمد. بـ ا اسـتفاده از كيـتراديوايمنواســي (DRG Instruments GmBH, Germany) ميــزان ســرم خــون حيوانــات توســط دســتگاه گامــا كــانتر(Berthold; LB951G, Germany) سنجيده شد.

تحقيقات رفتاري
بررسي ميزان اضطراب بـا دسـتگاهElevated Plus Maze (EPM): اين مرحله از آزمايشات بر اساس روش معرفـي شـدهتوسطWalf وFrye انجام شد (21). به طور خلاصه، دسـتگاه EPM يك ماز فلزي يا چوبي به شكل بعلاوه (+) مي باشد كه از چهار بازو با رنگ مشكي تـشكيل شـده اسـت و بـه انـدازه 50 سانتيمتر بالاتر از سطح زمين قرار مـي گيـرد . دو تـا از بازوهـاداراي هيچ ديوارهاي نيست و اندازه آن 10×50 سانتيمتر است. دو بازوي ديگر داراي ديوارههاي جانبي و انتهايي به ارتفاع 50 سانتيمتر است . در محل تلاقي چهار بازو، يك مربع بـه انـدازه10×10 سانتيمتر ايجاد ميشود. حيوانات به صورت تك تك ورو به يكي از بازوهاي بازEPM ، در مربع وسـط مـاز قـرار دادهشده و به آنها اجازه داده مي شود تا براي مدت 5 دقيقه آزادانهحركت كنند . تعداد ورودي هاي حيوان به بازوهاي باز، بازوهايبسته و زمان سپري شده در هـر دو بـازو، مـورد ارزيـابي قـرارمي گيرد. درصد زمان سپري شده در بازوهاي باز و نيـز تعـدادورودها به بازوهاي مذكور بـه عنـوان ميـزان اضـطراب فـضاييحيوان در نظر گرفته ميشود.
آناليز داده ها
داده هاي مربوط به ميزان اضطراب در گروههاي مختلف و نيزميزان كورتيكوسترون سرم حيوانات، بـه وسـيله آزمـونOne- Way ANOVA و آزمون تعقيبي Bonferroni مقايسه شـدند .
كليه آزمونها و آناليزهاي آماري توسط نرم افزارSPSS ويرايش17 انجام گرديد و مقادير P كوچكتر از 05/0 معني دار در نظـرگرفته شد.

يافتهها
الف) بررسي اثر بارداري و اسـترس دوران بـارداري بـرميزان كورتيكوسترون سرم
با مقايسه دادههاي حاصل از بررسي نمونههاي جمع آوري شدهاز گروههـاي مختلـف موشـهاي بـاردار توسـط آزم ون آنـاليز واريانس، مشخص شد كه اختلاف بين گروهها معنـي دار اسـت(0001/0 p<). با توجه به اينكه دادههاي حاصل از اندازهگيري كورتيكوسترون سرم يك گروه موش ماده و يـك گـروه مـوشباردار و سه گروه موش باردار استرس ديده با يكديگر مقايـسهشده بودند، لازم بود نتايج حاصل با پـس آزمـونBonferroni تصحيح شوند و لذا با در نظر گرفتن مقايسه دو مداخله انجـامشده (حاملگي و استرس دوران حاملگي) مقـاديرP بـه دسـتآمده در عدد 2 ضرب شدند؛ بدين ترتيب مشخص گرديـد كـهحاملگي باعث بالا رفتن ميزان كورتيكوسترون خون موشـهايصحرايي (845/38±183/451 در مقابل 381/21±285/270 نانوگرم در ميليليتر براي موشـهاي مـاده كنتـرل) مـي گـردد(006/0 p:). همچنين اعمـال اسـترس صـوتي در هفتـه آخـربـــارداري بـــه صـــورت روزانـــه 2 (002/0 p: و) 4 ســـاعت (0002/0 p:) نيز باعث بالا رفتن ميزان كورتيكوسـترون سـرمموشهاي باردار در مقايسه با موشهاي باردار كنترل ميگـردد واين در حالي است كه اعمـال اسـترس روزانـه بـه مـدت يـكساعت بر اين ميزان بي تأثير است (نمودار 1).

ب– بررسـي اثـر اسـترس دوران بـارداري بـر ميـزان كورتيكوسترون سرم فرزندان نر همانگونه كه در قسمت مواد و روشها ذكر گرديد از فرزنداننر موشها ي صحرايي كه مادر آنها يك دوره بارداري طبيعـي ويا بارداري همراه با اسـترس صـوتي را گذرانـده بودنـد، در روزقبل از انجام آزمايـشات مربـوط بـه بررسـي ميـزان اضـطراب، خونگيري به عمل آمـد. مقايـسه دادههـاي حاصـل گروههـايمختلف آزمـايش بـا آزمـون آنـاليز واريـانس حـاكي از وجـوداختلاف معني دار بين اين گروهها بـود (0001/0 p<). غلظـتاين هورمـون در سـرم حيوانـاتي كـه مـادران آنهـا يـك دورهبارداري طبيعـي را گذرانـده بودنـد 6/14±7/183 نـانوگرم درميلي ليتر بود . با توجه به نمودار شماره 2 و نيز نتايج حاصل ازپس آزمونBonferroni ، ميتـوان دريافـت كـه اعمـال روزانـه2 ساعت (2/36±7/428 نانوگرم در ميليليتر، 0001/0 p<) و
4 ساعت (4/42±7/539 نانوگرم در ميلـيليتـر ، 0001/0 p<) استرس صوتي به مادران باردار در هفته آخر بـارداري، غلظـتاين هورمون در خون فرزندان آنها را بالا مي برد.

ج– بررسي اثر استرس دوران بارداري بر ميزان اضطرابفرزندان نر
به منظور بررسي ميزان اضطراب مدلهـاي آزمايـشگاهي درماز صليبي مرتفع، دو فاكتور درصد ورود حيوانات به بازوهـايباز و نيز زماني كه آنها در اين بازوها سپري مي كنند، به عنوانملاكهاي ميزان اضطراب در نظر گرفته ميشوند؛ بـدين معنـيكه هرچه تعداد ورود حيوانات به اين بازوها كمتر بوده يا مدت

شكل 1- بررسي اثر بارداري و اعمال استرس صوتي در اين دوران بر ميزان كورتيكوسترون سرم خون موشهاي صحرايي
*اختلاف بين گروه موشهاي ماده كنترل و ماده باردار (006/0 p:)
# اختلاف بين گروه موشهاي باردار كه در هفته آخر بارداري روزانه 2 ساعت در معرض استرس صوتي بوده اند و باردار كنترل (002/0 p:)
## اختلاف بين گروه موشهاي باردار كه در هفته آخر بارداري روزانه 4 ساعت در معرض استرس صوتي بودهاند و باردار كنترل (0002/0 p:)

شكل 2- ميزان كورتيكوسترون در خون حيوانات مورد مطالعه
*** اختلاف بين گروههاي كنترل و موشهايي كه مادران آنها در هفته انتهايي دوره بارداري روزانه و2 4 ساعت در معرض استرس صوتي بودهاند (0001/0 p<)

زمان كمتري را در آنها بگذرانند، ميزان اضطراب اين حيوانـاتبيـشتر اسـت. نتـايج حاصـل از مقايـسه دادههـاي مربـوط بـهگروههاي مختلف با آزمون آناليز واريانس نشان مي دهنـد كـهاختلاف بين گروهها در مورد درصد ورود حيوانات به بازوهـايبـاز (0001/0 p<) و ني ز م دت زمـان س پري ش ده در آنه ا(0001/0 p<) معنيدار است . با بررسي نمودار شماره 3 و نيـزدر نظ ر گ رفتن نت ايج حاص ل از پ س آزم ونBonferroni

مي توان دريافت كه اعمال استرس در هفتـه آخـر بـارداري بـهصورت روزانه و به مدت 2 و 4 ساعت باعث ميشود كه درصـدورود فرزندان نر آنها به بازوهـاي بـاز تقريبـاً نـصف شـود (بـهترتيــب: 015/0 p: و 024/0 p:). همچنــين، بــا اعمــال ايــناسترس ها، درصد مدت زمان مانـدن در بازوهـاي بـاز (نمـودار شماره 4) كاهش مي يابد (به ترتيب: 02/0 p: و 0001/0 p<).
بحث
نتايج مطالعه حاضر نشان داد اعمال استرس صوتي به صورتروزانه و به مدت2 و 4 ساعت در هفتـه آخـر بـارداري، سـببافزايش ميزان اضطراب فرزندان نـر 45 روزه مـي شـود؛ بـدينمعني كه تعـداد ورود و درصـد زمـان سـپري شـده در بـازويبازEPM در آنها نسبت به گروه كنترل كمتـر مـيشـود . ايـنبارداري، روزي يك ساعت در مواجهـه بـا صـوت آزارنـده قـرارداشـتند، مـشاهده نـشد. انـدازه گيـري كورتيكوسـترون سـرم موشهاي صحرايي نيز نشا ن داد كه ترشحCORT در حيواناتيكه مادران آنها در هفته آخـر بـارداري در مواجهـه بـا 2 يـا4 ساعت استرس صوتي بودهاند، بهمراتب بيشتر از گـروه كنتـرل
نتيجـه در حيوانـاتي كـه مـادران آنهـا در هفـت روز انتهـايي بوده است.

شكل 3- بررسي اثر اعمال استرس صوتي در دوران بارداري بر درصد ورود فرزندان نر حاصل به بازوهاي باز ماز صليبي مرتفع
* اختلاف بين گروههاي كنترل و موشهايي كه مادران آنها در هفته انتهايي دوره بارداري روزانه 2 ساعت در معرض استرس صوتي بودهاند (015/0 p:)
** اختلاف بين گروههاي كنترل و موشهايي كه مادران آنها در هفته انتهايي دوره بارداري روزانه 4 ساعت در معرض استرس ص وتي بودهاند (024/0 p:)

شكل 4- بررسي اثر اعمال استرس صوتي در دوران بارداري بر درصد مدت زمان ماندن فرزندان نر حاصل در بازوهاي باز ماز صليبي مرتفع
* اختلاف بين گروههاي كنترل و موشهايي كه مادران آنها در هفته انتهايي دوره بارداري روزانه 2 ساعت در معرض استرس صوتي بودهاند (002/0 p:)
** اختلاف بين گروههاي كنترل و موشهايي كه مادران آنها در هفته انتهايي دوره بارداري روزانه 4 ساعت در معرض استرس صوتي بودهاند (0001/0 p<)

محققان نشان داده اند كه مواجهه با اسـترس دوران بـارداري اضــطراب بيــشتر فرزنــدان درEPM مــي شــود ( و8 24)؛ در سبب تغييرات رفتاري و فيزيولوژيك در بلـوغ مـيشـود (22 و حاليكه گزارشNishio و همكاران بيانگر عـدم تفـاوت سـطح23). نتايج تحقيقات انجـام شـده روي حيوانـات آزمايـشگاهي اضطراب بين گروه كنترل و گروهي كه در دوران جنيني تحت
استرس بوده اند، مي باشد (25)؛ حتي نتيجه يك تحقيق نـشانمـي دهـد كـه اسـترس دوران بـارداري سـبب كـاهش ميـزان نشان داده است كـه اسـترس دوران جنينـي از طريـق تزريـقسالين به كف پا يـا محـدود كـردن مـادر در مقيـدكن ، سـبب

اضطراب در فرزندان نر ميشود (26). علت متفاوت بودن نتايجآزمايشات مختلف درباره اخـتلالات رفتـاري ناشـي از اسـترسدوران بارداري، مي تواند متفاوت بودن نـوع اسـترس، مـدت ومحدوده زماني اعمال استرس در دوران بارداري، نـژاد و سـنيكه در آن فرزندان تحت آزمونهاي رفتاري قرار مي گيرند، باشد (27).
بعضي از محققين علت اختلالات رفتاري ناشـي از اسـترسدوران بارداري را افزايش توليد CORT ، به علت تغيير در بلوغ HPA در دوران جنيني بيان كردهاند (8 و 28). شـواهد نـشانمي دهدكه قرار گرفتن در معـرض اسـترس در دوران بـارداري،مي تواند سبب ترشح بيشتر هورمونهاي محورHPA در بلـوغ (29 و 30) و افزايش واكنشهاي رفتاري و اضطراب در شـرايطاسـ ترس زا شـ ود ( ،8 24 و 31). Eser و همكـ اران نيـ ز در تحقيقــات خــود، ارتبــاط بــين بــروز رفتارهــاي اضــطرابي وناكارآمدي محورHPA را گزارش كردنـد (32). همانگونـه كـهذكر شد در تحقيق حاضر نيز ترشح پايهCORT در حيوانـاتيكه در دوران جنيني، تحت استرس بوده انـد، نـسبت بـه گـروهكنترل بـالاتر بـود؛ چنـين نتيجـه اي از مطالعـهTakahashi وهمكاران نيز حاصل شده است (29).
در حالت طبيعي سـطحCORT در انتهـاي بـارداري 2 تـا3 برابر مي شود (33). اسـترس دوران بـارداري مـي توانـد سـببكاهش ميزان گلوبولين باند شونده با (Corticostrone CORTinding globulin; CBG)، افزايش سـطح آزاد سـرميCORT
(33 و 34) در خون مادر و يا كـاهش فعاليـت آنـزيم 11-بتـا هيدروكـ سي اسـ ـتروييد دهيـ دروژناز (β-HSD11)، آنـ زيم غيرفعال كننده كورتيكوسـترون، جفـت شـود (33)؛ در نتيجـهميزان بيشتري ازCORT در تماس با مغز جنين قرار مي گيرد (33 و 34). نتايج مطالعه حاضر نيـز نـشاندهنده اثـر اسـترسصوتي در دوران بارداري بر افزايش ميزان كورتيكوسترون سرمموشهاي باردار در مقايسه با موشهاي باردار كنترل ميباشد.
آميگدال يكي از مهمترين مناطق سيستم ليمبيك در تنظيمرفتارهاي اضطرابي است (35)، در عين حال شواهدي مبني بر
نقـش Bed Nucleuse of the Stria Terminalis) BNST) در پاسخ به استرس و بروز بعضي از انواع رفتارهاي اضطرابي وجود دارد (36 و 37).Walker و همكاران عقيده دارند كه آميگدال وBNST در بروز پاسخهاي اضطرابي سيستم عصبي به صورتمكمل يكديگر عمل ميكنند؛ بدين معني كه اگـر مواجهـه بـااسترس در كوتـاه مـدت باشـد، بـروز پاسـخ اضـطرابي توسـطآميگدال واسطه گري شده و در بلند مـدت، BNST اسـت كـهبروز پاسخ هاي اضطرابي را واسطهگري مي كنـد (38). گـزارششده است كه طي تكامل سيستم عصبي، آميگدال نـسبت بـهكورتيكوستروييد درونزا و برونزا بسيار حساس است (42-39).
نتايج ي ك مطالعه نشان داده است كه قرار گرفتن آميگـدال درمع رض كورتيكواس ـتروييد اض افي در دوره حـ ساس تكامــل، ميتواند سـبب تغييـرات طـولاني مـدت در عملكـرد سيـستمنوروانـدوكرين، رفتـار و هيجانـات شـود (39). Kraszpulski و همكاران در مطالعه خود، كاهش اندازه آميگدال در حيوانات7 و 25 روزه اي ك ه م ادران آنه ا در دوران ب ارداري در مع رض استرس بوده اند را گزارش كردند (43). در يك تحقيـق ديگـرنيـز بـا مهـارβ-HSD 11 جف ت در دوران بـارداري، افـزايشCORT، بــروز اضــطراب و تغييــر در بيــان گيرنــ دههــاي گلوكوكورتيكوييـد آميگـدال در فرزن دان مـشاهده شـد (44 ؛) بـدين ترتيـب شـايد بتـوان گفـت مواجهـه بـا سـطوح بـالاي كورتيكوسترون در دوران بارداري كـه ناشـي از مواجـه شـدنمادران باردار با آلـودگي صـوتي بـوده اسـت، سـبب تغييـر درساختار و عملكرد آميگدال مي شود.

نتيجه گيري
در مجموع ميتوان گفت كه استرس صوتي دوران بارداري دريك محدوده خاص زماني سبب افزايش سطح كورتيكوسـتروندر اي ـن دوران، اف ـزايش ترش ح پاي ه آن درسـ ن 45 روزگ ـي فرزندان نر و افزايش ميزان اضطراب در آنها ميشود كه يكي ازدلايل احتمالي بروز اضطراب ميتواند تغيير ساختار و عملكـردگيرنده هاي گلوكوكورتيكوييد موجود در مراكز تنظيم اضطراب (آميگدال) به علت قرار گرفتن در معرض كورتيكوسترون بيشاز اندازه باشد.

تشكر و قدرداني
ايـن مقالـه حاص ل طـرح تحقيق اتي 8907 مـصوب معاونـت پژوهشي دانشگاه علوم پزشـكي كاشـان اسـت و بدينوسـيله اززحمات آن معاونت محترم سپاسگزاري مـي گـردد . همچنـين،نويسندگان بر خود لازم ميدانند از زحمات جناب آقاي محمدپوربابايي در اندازهگيري كورتيكوسترون سرم قدرداني به عملآورند.
REFERENCES
120789767667

Kim H, Lee MH, Chang HK, Lee TH, Lee HH, Shin MC, et al. Influence of prenatal noise and music on the spatial memory and neurogenesis in the hippocampus of developing rats. Brain Dev 2006;28(2):109-14.
Maccari S, Darnaudery M, Morley-Fletcher S, Zuena A, Cinque C, Van Reeth O. Prenatal stress and long-term consequences: implications of glucocorticoid hormones. Neurosci Biobehav Rev 2003;27(1-2):119-27.
Weinstock M. Alterations induced by gestational stress in brain morphology and behaviour of the offspring. Prog Neurobiol 2001;65(5):427-51.
Weinstock M. The potential influence of maternal stress hormones on development and mental health of the offspring. Brain Behav Immunity 2005;19(4):296-308.
Nishio H, Kasuga S, Ushijima M, Harada Y. Prenatal stress and postnatal development of neonatal rats sexdependent effects on emotional behavior and learning ability of neonatal rats. Int J Dev Neurosci 2001;19(1):37-45.
de Weerth C, Buitelaar JK. Physiological stress reactivity in human pregnancy – a review. Neurosci Biobehav Rev 2005;29(2):295-312.
Weinstock M. Gender differences in the effects of prenatal stress on brain development and behaviour. Neurochem Res 2007;32:1730-40.
Vallee M, Mayo W, Dellu F, Le Moal M, Simon H, Maccari S. Prenatal Stress Induces High Anxiety and Postnatal Handling Induces Low Anxiety in Adult Offspring: Correlation with Stress-Induced Corticosterone Secretion. J Neurosci 1997;17(7):2626-36.
Rabat A, Bouyer JJ, George O, Le Moal M, Mayo W. Chronic exposure of rats to noise: relationship between longterm memory deficits and slow wave sleep disturbances. Behav Brain Res 2006;171(2):303-12.
Cui B, Wu MQ, She XJ. Effects of Chronic Noise Exposure on Spatial Learning and Memory of Rats in Relation to Neurotransmitters and NMDAR2B Alteration in the Hippocampus. J Occup Health 2009;51(2):152-8.
Zarrow M, Philpott J, Denenberg V. Passage of 14C-4-corticosterone from the rat mother to the foetus and neonate. Nature 1970;226(5250):1058-9.
Weinstock M. The potential influence of maternal stress hormones on development and mental health of the offspring. Brain Behav Immun 2005;19(4):296-308.
Roozendaal B, McGaugh J. Glucocorticoid receptor agonist and antagonist administration into the basolateral but not central amygdala modulates memory storage. Neurobiol Learn Mem 1997;67(2):176-9.
McCormick C, Smythe J, Sharma S, Meaney M. Sex-specific effects of prenatal stress on hypothalamic-pituitaryadrenal responses to stress and brain glucocorticoid receptor density in adult rats. Brain Res Dev Brain Res 1995;84(1):55-61.
Weinstock M. Does prenatal stress impair coping and regulation of hypothalamic-pituitary-adrenal axis? Neurosci Biobehav Rev 1997;21(1):1-10.
Arborelius L, Owens M, Plotsky P, Nemeroff C. The role of corticotropin-releasing factor in depression and anxiety disorders. J Endocrinol 1999;160(1):1-12.
Manikandan S, Padma MK, Srikumar R, Parthasarathy NJ, Muthuvel A, Devi RS. Effects of chronic noise stress on spatial memory of rats in relation to neuronal dendritic alteration and free radical-imbalance in hippocampus and medial prefrontal cortex. Neurosci Lett 2006;399(1-2):17-22.
Samson J, Sheeladevi R, Ravindran R, Senthilvelan M. Stress response in rat brain after different durations of noise exposure. Neurosci Res 2007;57(1):143-7.
Prabhakaran K, Suthanthirarajan N, Namasivayam A. Biochemical changes in acute noise stress in rats. Indian J Physiol Pharmacol 1988;32(2):100-4.
Dallman MF, Akana SF, Bhatnagar S, Bell ME, Strack AM. Bottomed out: metabolic significance of the circadian trough in glucocorticoid concentrations. Int J Obes Relat Metab Disord 2000;24 Suppl 2:S40-6.
Walf AA, Frye CA. The use of the elevated plus maze as an assay of anxiety-related behavior in rodents. Nat Protoc 2007;2(2):322-8.
Weinstock M, Matlina E, Maor G, Rosen H, McEwen B. Prenatal stress selectively alters the reactivity of the hypothalamic-pituitary adrenal system in the female rat. Brain Res 1992;595(2):195-200.
Poltyrev T, Keshet G, Kay G, Weinstock M. Role of experimental conditions in determining differences in exploratory behavior of prenatally stressed rats. Dev Psychobiol 1996;29(5):453-62.
Weinstock M, Fride E, Hertzberg R. Prenatal stress effects on functional development of the offspring. Prog Brain Res 1988;73:319-31.
Nishio H, Tokumo K, Hirai T. Effects of perinatal stress on the anxiety-related behavior of the adolescence mouse. Int J Dev Neurosci 2006;24(4):263-8.
Cannizzaro C, Plescia F, Martire M, Gagliano M, Cannizzaro G, Mantia G, et al. Single, intense prenatal stress decreases emotionality and enhances learning performance in the adolescent rat offspring: interaction with a brief, daily maternal separation. Behav Brain Res 2006;169(1):128-36.

Patin V, Lordi B, Vincent A, Caston J. Effects of prenatal stress on anxiety and social interactions in adult rats. Brain Res Dev Brain Res 2005;160(2):265-74.
Wadhwa P, Dunkel-Schetter C, Chicz-DeMet A, Porto M, Sandman C. Prenatal psychosocial factors and the neuroendocrine axis in human pregnancy. Psychosom Med 1996;58(5):432-46.
Takahashi L, Kalin N, Barksdale C, Vanden Burgt J, Brownfield M. Stressor controllability during pregnancy influences pituitary-adrenal hormone concentrations and analgesic responsiveness in offspring. Physiol Behav 1988;42(4):323-9.
Henry C, Kabbaj M, Simon H, Le Moal M, Maccari S. Prenatal stress increases the hypothalamo-pituitary-adrenal axis response in young and adult rats. J Neuroendocrinol 1994;6(3):341-5.
Takahashi L, Turner J, Kalin N. Prenatal stress alters brain catecholaminergic activity and potentiates stress-induced behavior in adult rats. Brain Res 1992;574(1-2):131-7.
Eser D, Romeo E, Baghai T, di Michele F, Schule C, Pasini A, et al. Neuroactive steroids as modulators of depression and anxiety. Neuroscience 2006;138(3):1041-8.
Weinstock M. The long-term behavioural consequences of prenatal stress. Neurosci Biobehav Rev 2008;32(6):1073-86.
Takahashi LK, Turner JG, Kalin NH. Prolonged stress-induced elevation in plasma corticosterone during pregnancy in the rat: Implications for prenatal stress studies. Psychoneuroendocrinology 1998;23(6):571-81.
Walker D, Toufexis D, Davis M. Role of the bed nucleus of the stria terminalis versus the amygdala in fear, stress, and anxiety. Eur J Pharmacol 2003;463(1-3):199-216.
Pego JM, Morgado P, Pinto LG, Cerqueira JJ, Almeida OF, Sousa N. Dissociation of the morphological correlates of stress-induced anxiety and fear. Eur J Neurosci 2008;27(6):1503-16.
Lee Y, Davis M. Role of the hippocampus, the bed nucleus of the stria terminalis, and the amygdala in the excitatory effect of corticotropin-releasing hormone on the acoustic startle reflex. J Neurosci 1997;17(16):6434-46.
Walker DL, Miles LA, Davis M. Selective participation of the bed nucleus of the stria terminalis and CRF in sustained anxiety-like versus phasic fear-like responses. Prog Neuropsychopharmacol Biol Psychiatry 2009;33(8):1291-308.
Matthews SG. Antenatal glucocorticoids and programming of the developing CNS. Pediatr Res 2000;47(3):291300.
Matthews SG. Dynamic changes in glucocorticoid and mineralocorticoid receptor mRNA in the developing guinea pig brain. Brain Res Dev Brain Res 1998;107(1):123-32.
Starkman MN, Gebarski SS, Berent S, Schteingart DE. Hippocampal formation volume, memory dysfunction, and cortisol levels in patients with Cushing’s syndrome. Biol Psychiatry 1992;32(9):756-65.
Shepard JD, Barron KW, Myers DA. Corticosterone delivery to the amygdala increases corticotropin-releasing factor mRNA in the central amygdaloid nucleus and anxiety-like behavior. Brain Res 2000;861(2):288-95.
Kraszpulski M, Dickerson PA, Salm AK. Prenatal stress affects the developmental trajectory of the rat amygdala. Stress 2006;9(2):85-95.
Welberg LA, Seckl JR, Holmes MC. Inhibition of 11beta-hydroxysteroid dehydrogenase, the foeto-placental barrier to maternal glucocorticoids, permanently programs amygdala GR mRNA expression and anxiety-like behaviour in the offspring. Eur J Neurosci 2000;12(3):1047-54.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید