پژوهن ده (سال شانزمجله دهم، شمارهپژوهشي 2خرداد، و پي تير دانشگاهدر پي 1390علوم 80، پزشكي صفحات 73شهيد تا 78 بهشتي) تاريخ تاريخ پذيرش دريافت مقاله:مقاله :11 3/6//3/13901389

بررسي زمان وصال يافتگي و عوامل مرتبط با آن در زنان مراجعه كننده به مراكز بهداشتي درماني و بيمارستانهاي تحت پوشش دانشگاه علوم پزشكي
شهيد بهشتي شهر تهران در سال 1388
معصومه اميني 1، گيتي ازگلي2*، دكتر ماهيار آذر3، دكتر حميد علوي مجد4

كارشناس ارشد مامايي، شعبه بين الملل دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
عضو هيأت علمي، گروه مامايي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
استاديار، گروه روانپزشكي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دانشيار، گروه آمار زيستي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

چكيده
سابقه و هدف: با توجه به اهميت زمان وصال يافتگي و مشاهده بعضي از زنان متأهل و جوان وصال نيافته، اين تحقيـق بـر روي زنـانمراجعه كننده به مراكز بهداشتي درماني و بيمارستانهاي تحت پوشش دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي شهر تهـران در سـال 1388 به منظور تعيين زمان وصال يافتگي انج ام گرديد.
مواد و روشها: اين تحقيق به روش توصيفي-مقطعي بر روي 200 زن كه به طور مستمر مراجعه ميكردنـد، انجـام گرفـت. ايـن زنـانحداكثر 4 ماه از ازدواجشان گذشته و فاقد بيماري شناخته شده طبي، رواني و اعتياد بودند. زمان وصـال يـافتگي پـس از تـلاش بـرايانجام آن، تعيين شد و نقش خصوصيات فردي و اجتماعي در عدم موفقيت در اولين تلاش براي وصال يافتگي با استفاده از آزمون كايدو مورد قضاوت آماري قرار گرفت.
يافته ها: تحقيق نشان داد از بين 200 نفر مورد بررسي كه در سـنين 44/4±7/24 و مـدت ازدواج 4/3±7/3 مـاه بودنـد ميـزان عـدمموفقيت در اولين تلاش براي وصال يافتگي 61% بود و عدم تدارك براي جشن عروسي و ترس از آسيب مهبل بـا بـروز عـدم موفقيـتوصال يافتگي مرتبط بود (0001/0P<).
نتيجهگيري: به نظر ميرسد تأخير در وصال يافتگي جاي تأمل دارد. بررسي وضعيت آن و ريشه يابي علل آن در ساير مناطق، با توجـهبه نو بودن اين نوع تحقيق، توصيه ميشود.
واژگان كليدي: ازدواج، ازدواج به وصال نرسيده، اختلال عملكرد جنسي، رفتارهاي جنسي، مقاربت

لطفاً به اين مقاله به صورت زير استناد نماييد:
Amini M, Ozgoli G, Azar M, Alavi Majd H. The time of consummation of marriage and related factors in women visited at health care centers and hospitals of Shahid Beheshti University of Medical Science in Tehran 2009. Pejouhandeh .8-37:)2(61;1102

مقدمه1
عملكرد جنسي بخشي از سلامت زن محسوب مي شـود 1().
تمايلات جنسي در انسان حيطههاي مختلفي دارد كـه شـاملكشش جنسي، جهت گيري جنسي، سـبك زنـدگي جنـسي و
رفتارهاي جنسي است 2(). به رفتار هـايي كـه بـشر در هنگـام

* نويسنده مسؤول مكاتبات: گيتي ازگلي ؛ تهـران، ولنجـك، خ يمـن، خ پروانـه،دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، بخش مامـايي؛ تلفـن: 88202512-21-98 ؛+ پست الكترونيك: [email protected]

روبرو شدن با شريك جنسي از خـود نـشان مـي دهـد، رفتـار جنسي گفته ميشود (3). شـايعترين نـوع رفتارهـاي جنـسي،فعاليت جنسي از طريق واژن ميباشـد . بـدنبال ازدواج، انتظـارمقاربت و فعاليت جنسي بصورت طبيعي و بـا خواسـت هـر دوطرف وجود دارد. اما مطالع ات نشان ميدهد كه گاه مقاربت نهتنها دراولين تلاش 4() بلكه حتي تا سالها به تعويق ميافتـد وگاهاً هرگز مقاربت صورت نميپذيرد 2() و اصطلاحاً ازدواج بـه
وصال نرسيده (Unconsummated Marriage) شكل ميگيرد. اگرچه آماري در خصوص تأخير وصال در ازدواج، به دليل عدم مراجعه جامعه عمومي به هنگام شكست در انجـام مقاربـت دردست نيست، اما در برخي مطالعـات شـيوع ازدواج بـه وصـالنرسيده در بين افراد پذيرفته شده در كلينيك ها بين تا2 20% گزارش شده است 5-8(). در مطالعـهاي كـه توسـط ازدميـر و همكاران 4() انجام شد علت عدم موفقيت در انجام مقاربت در 67% موارد زنانه و 7% موارد مردانه و 26% موارد هر دو شريكجنسي گزارش شده است. فقدان آموزش جنسي، نابـالغي هـردو شريك جنسي، وابـستگي بـيش از حـد بـه خـانواده اوليـه،تأثيرات فرهنگي همانند قوانين سخت مذهبي، و محدوديتهايجنسي توسط والدين و جامعـه (911-) خـصوصياتي هـستندكه در زوجين وصال نيافته مشاهده مـيشـود . احـساس گنـاه،شرم و بيكفايتي زوجين، ناباروري، تزلزل در روابط زناشويي ودر نهايت طلاق از جمله عوارضي مي باشند كه بـه دنبـال ايـنمشكل بوجود مـيآينـد (12 و 13). در حاليكـه مـي تـوان بـهبسياري از اين بيماران به سادگي و با آموزش در مورد تـشريحو فيزيولوژي دستگاه تناسلي و آموزش جنسي كمك كرد 2().
هر چند اين موضوع يك مشكل اجتماعي و پزشكي متـداولميباشد، اما به نظر مي رسد در جامعه عمومي، جهت شناخت،پيشگيري و درمان آن تا قبل از بروز عوارض اقدامي نمي شـود ، يعني ابتدا تأخير در وصال رخ ميدهـد و بـدنبال آن بـه علـتاضطراب و عـوارض ناشـي از ايـن مـشكل، مراجعـه بـه مراكـزدرماني رخ ميدهد كه اين خود تأكيدي بر نيـاز بـه مطالعـاتبيشتر است (4). ماماها در ارتباط تنگاتنگ با زنان جامعه بودهو معمولاً اولين كساني هستند كه اين افـراد بـه آنهـا مراجعـهميكنند. با توجه به مـشاهده مـواردي از ايـن مـشكل و عـدماطلاع از وضعيت زمان وصال يافتگي و عوامـل مـرتبط بـا آن، اين مطالعه در زنان مراجعه كننده به مراكز بهداشتي درماني وبيمارسـتانهاي تحـت پوشـش دانـشگاه علـوم پزشـكي شـهيد بهشتي در سال 1388 انجام شد.

مواد و روشها
اين پژوهش به صورت توصيفي-مقطعـي و بـر روي 200 زنانجام شد . نمونهگيري بصورت نمونهگيري چند مرحلهاي بـود. در ايـن پـژوهش نمونـ هگيـري بـصورت تركيبـي از سـه روش نمونهگيري طبقهاي، خوشهاي و آسان انجام شد. بدين ترتيـبكه مناطق تحت پوشش دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي به سـه ناحيـه جغرافيـايي-اجتمـاعي-اقتـصادي شـمال، شـرق و شميرانات تقسيم شد. سپ س از هر منطقه بصورت تصادفي يكخوشه (مركز بهداشتي درماني يا بيمارستان) انتخاب شـد و درنهايـت متناسـب بـا تعـداد مـراجعين هـر درمانگـاه يـا مركـز بهداشتي درماني مورد نظر نمونهگيري صورت گرفت تا تعـدادنمونه مورد نظر تأمين گرديد.
معيارهاي ورود به مطالعه شامل: ايراني بـودن، اولـين ازدواج،حداقل يك بار تلاش جهت انجام نزديكي، عدم وجود بيمـاريشناخته شده طبي و رواني، گذشت حداكثر 4 مـاه از ازدواج و داشتن حداقل سواد خواندن و نوشتن بود. جمع آوري داده ها و اطلاعات از طريق پركردن پرسشنامه انجام شد. فرم اطلاعـاتيشامل 92 سؤال (سؤالات مربوط به فعاليت جنـسي و سـؤالاتدموگرافيك) بود كه با روش اعتبار محتوا و آزمون آلفا كرونباخ(ضريب 80/0) و آزمون مجدد (برابر 7/0) تعيين پايـايي شـد.
دادهها پس از ثبت در فرم اطلاعاتي، بـا كمـك كـامپيوتر و بـااستفاده از نسخه 16 نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرارگرفت. شيوع عدم وصال يافتگي در نمونههـا تعيـين و م يـزان واقعي (CI) با احتمال 95% در جامعه برآورد شد و نقش عوامل مرتبط با آن با آزمون كاي دو مورد قضاوت آماري قرار گرفت.

يافته ها
تحقيق روي تعداد 200 نفر انجـام گرفـت. سـن افـراد مـوردبررسي 4/4±7/24 سال و از حداقل 17 تـا 41 سـال متفـاوتبود. 5/13% در خـانواده مـشترك زنـدگي مـيكردنـد ، 5/73% خانهدار بودند ، 18% سطح سـواد راهنمـايي و كمتـر داشـته و 33% داراي تحــصيلات دانــشگاهي بودنــد. ســطح ســواد درهم سران آنه ا 29% تح صيلات راهنم ايي و كمتـر و 5/27% تحـصيلات دانـشگاهي بـود. مـدت ازدواج آنهـا 4/3±7/3 مـاه (حداقل 5/6% كمتر از يك ماه) بود . توزيع افراد مـورد بررسـيبرحسب زمان وصال يافتگي در جدول شماره 1 ارائه شده كـه نشان مي دهـد عـدم وصـال يـافتگي در اولـين تـلاش در 61% وجود داشت . با توجه به اين شـيوع عـدم وصـال در نمونـههـا،ميزان واقعـي آن در جامعـه بـا احتمـال 95% (CI 95%) بـين 7/55% تـا 3/66% بـرآورد مـي گـردد در. 5/15% افـراد، وصـال يافتگي پس از ماه اول وجود داشت. ضمناً در3 نفر يا 5/1% با گذشت 4 ماه وصال يافتگي وجود نداشت.
جدول 1- توزيع 200 زن مورد بررسي برحسب زمان اولـين وصـاليافتگي
فراواني
242408-119721

زمان وصال يافتگي تعداد درصد درصد تجمعي همان شب 58 29 29 هفته اول 78 39 68 ماه اول 33 5/16 5/84
9624069928098

يك ماه پس از عروسي 28 14 5/98 عدم وصال يافتگي 3 5/1 100 مجموع 200 100
عدم موفقيت در دخول در اولين تمـاس در 142 نفـر (71%) وجود داشت و مهمترين عوامل آن، ترس از نزديكي در 8/34% و سپس درد زياد حين نزديكي در 4/30% بود.

جدول 2 – توزيع زنان مورد بررسي بر حسب وصال نيافتگي به تفكيك عوامل مرتبط
Odds ratio نتيجه آزمون تعداد (درصد) تعداد (درصد) عوامل مرتبط
13 p<0/0001 60 (42/2)
82 (57/8) 3 (5/)2
55 (94/8) خير
بلي تهيه و تدارك براي جشن عروسي

13 p<0/0001 60 (42/2)
82 (57/8) 17 (29/3)
41 (70/7) بلي
خير ترس از آسيب مهبل

— p<0/3 41 (31/8)
101 (68/2) 12 (20/7) 46 (79/3) بلي خير خجالت كشيدن از عريان شدن

— p<0/9 91 (64/1)
51 (35/9) 36 (62/1)
22 (37/9) بلي خير ترس از حامله شدن

— p<0/6 52 (36/6)
90 (63/4) 24 (41/4) 34 (58/6) بلي خير ترس از عدم رضايت همسر

1/7 p<0/08 50 (35/2) 92 (64/8) 28 (48/3)
30 (51/7) بلي خير اصرار و پافشاري براي مقاربت

— p<0/3 77 (54/2) 65 (45/8) 26 (44/8)
32 (55/2) بلي خير ترس و اضطراب در اصرار به مقاربت

— p<0/9 44 (24/6)
98 (75/4) 12 (20/7) 46 (79/3) بلي خير اضطراب در همسر

2/3 0/01 64 (45/1)
78 (54/9) 15 (25/9)
43 (74/1) بلي خير سابقه معاينه ناخوشايند دستگاه تناسلي

2/9 p<0/005 84 (59/1)
58 (40/9) 47 (81)
11 (19) خيلي زياد
متوسط و كم علاقه به همسر

462534-6041

وصال در اولين تلاش (58 نفر) در تلاشهاي بعدي (142 نفر)
.(OR=13 است كه نشان مي دهد در حالتي كه مراجعه بـه علـت تهيـه وتدارك براي جشن عروسـي بـوده اسـت، زنـاني كـه در اولـين
4298605530094

توزيع افراد مورد بررسـي برحـسب وصـال يـافتگي در اولـينتلاش و به تفكيك عوامل مرتبط در جدول شماره 2 ارائ ه شده
شماره 2، پي در پي 80، خرداد و تير 1390 معصومه اميني و همكاران/ 75
تلاش موفق نشدهاند 3 نفر(2/5%) و آنهايي كه موفق بودهانـد 55 نفر (8/94%) بوده است (0001/0 p< ،)
لذا در اين حالت تعداد افراد ناموفق 13 برابر بيـشتر از افـراد موفق ميباشد (13=OR). به علاوه تـرس از آسـيب بـه مهبـلش انس ع دم موفقي ـت را اف زايش داده اس ت (0001/0p< و
بحث
ازدواج به وصال نرسيده يك اختلال جنسي اسـت كـه در آن زوجين پس از ازدواج قادر بـه انجـام ارتبـاط جنـسي طبيعـينيستند. در مطالعات گوناگون، شيوع ازدواج به وصال نرسـيده، متفاوت ميباشد. در برخي مطالعـات شـيوع ازدواج بـه وصـالنرسيده را بين 4 تا 17% (14) و در بعضي ديگر 2 تا 20% (4) گزارش كردهاند. در مطالعه ما فراواني ازدواج به وصال نرسـيدهدر 4 ماه اول ازدواج در نمونه هاي واجد شرايط، 5/1% ميباشد.
علت تفاوت مطالعه ما بـا سـايرين شـايد بـه دليـل تفـاوت درجامعه و محـيط انجـام مطالعـه مـا باشـد . سـاير مطالعـات دركلينيكهاي جنسي يا طبي كه زوجين با مـسائل و مـشكلاتجنسي مراجعه كرده بودند انجام گرفته در حاليكه مطالعـه مـادر جامعه عمومي صورت گرفته و مراجعين ما صرفاً بـه دليـل وجود اين مشكل مراجعه نكرده بودند. در مطالعه ما علل عـدمموفقيت در دخول بنا بر اظهارات بيماران، در دو سـوم مـوارد ، ترس و درد ذكر شـده اسـت. در بررسـيهـاي انجـام شـده در ايران، مهمترين علل رواني ازدواج وصال نيافته در زنان را ترساز نزديكي و در مردان اضطراب عملكرد جنسي ذكـر كـردهانـد(11 و 15). Badran و همكــاران (14) نيــز مهمتــرين علــتازدواج به وصال نرسيده را اخـتلال اضـطراب عملكـردي بيـانكردهاند كه ترس و پيشبيني درد، در واقع ناشـي از اضـطرابجنسي است (15)؛ در حاليكه بندرت شواهدي دال بـر وجـودضايعات جسمي كه باعث درد شود، وجود دارد. از جملـه علـلرواني ديگر، كه سبب تأخير در وصال يافتگي مي شـود، تـرساز دخول ميباشد، بطوري كه در مطالعه ما نيز نشان داده شدهكه ترس از دخول از علل مهم و اصلي عدم موفقيت در وصـالميباشد. ترسهاي ساختگ ي، سبب احساس نااميدي در شـريكجنسي گرديده و فكر مـيكنـد كـه نزديكـي و عمـل جنـسي،كثيف و زشت بوده و توانـايي ايجـاد لـذت در طـرف مقابـل راندارد (16). يكي ديگر از عوامل مرتبط با زمان وصال يـافتگي،درد حين نزديكي ميباشد. 5/59% از زنان درد حـين نزديكـيداشتند و نشان داده شده است كه زناني كه درد حين نزديكيدارند زمان وصال يافتگي طولانيتري نيز دارند. دراين مطالعـهنشان داده شد كه ترس از حاملگي نيـز بـا افـزايش تـأخير دروصال يافتگي همراه ميباشد. ترس از بارداري بدنبال نزديكـي،سبب ايجاد واژينيسم ثانويه شده كه آن نيز به نوبه خود سببتأخير در وصال يافتگي ميشود (17).
در پژوهش حاضر، ميانگين سن زنان 41/4±7/24 و ميانگين سن مردان 47/4±58/28 سال بود و با افزايش سن، وصال بـهتأخير افتاده بود . از اين نظر جامعـه مـورد مطالعـه مـا مـشابهجامعـه Ozdemir و همكـاران 4() و متفـاوت از جامعـه مـورد مطالعه Al Sughayir (18) بود كه در آن، زنان وصـال نيافتـهدر سنين پايينتري نسبت به زنان وصال يافته بودند. علت ايـنتفاوت ممكن است به دليل تفـاوت در نمونـههـا باشـد كـه درمطالعه ايشان فقط زنان وصال نيافته مورد بررسي قرار گرفتند.
از آنجا كه بر اثر افزايش سن تغييراتي در ميل جنـسي، شـكلبدن و وضعيت سلامتي فرد ايجاد مـيشـود، هـر يـك از ايـنتغييرات به نوبه خود بـر عملكـرد جنـسي مـؤثر خواهنـ د بـود(18). ازاين نظر مطالعه ما، مـشابه مطالعـه بلوريـان (18) نيـزميباشد.
افزايش تحصيلات زن و نيز شاغل بودن در مطالعه مـا سـببافزايش زمان وصال يـافتگي بودنـد و از ايـن نظـر مطالعـه مـامتفاوت با مطالعه Al Sughayir (18) بود. تحصيلات و شـاغلبودن، هر دو مـيتواننـد احتمـالاً بـر روي ارتباطـات زن تـاثيربگذارند. مشكلات ارتباطي از طريق ايجاد احـساس عـصبانيت،آزردگي و تنفر از نزديكـي، احـساس تحقيـر در مـورد شـريكجنسي، ترس از ناامني و بياعتباري، تـرس از آسـيب فيزيكـيبدنبال نزديكي، ترس از رانده شدن توسـط شـريك جنـسي وترس از آينده سبب تأثير بر روي پا سخ جنسي زنـان مـيشـود(19).
در مطالعه حاضر نشان داده شده است كه زناني كه در خانـهمشترك زندگي ميكردند زمـان وصـال يـافتگي طـولانيتـريداشـتند. از ايـن نظ ر مطالعـه م ا م ش ابه مطالع ه Badran و همكاران (14) ميباشد. در مطالعه زرگوشـي (20) نـشان دادهشد كـه در 5/57% مـو ارد علـت ازدواج وصـال نيافتـه، حـضوربستگان و عدم احساس خصوصي بـودن مـيباشـد . زنـدگي درخانه مشترك، باعث ميشود كه احساس عدم خصوصي بـودنبه زن دست بدهد. از جمله خصوصياتي كه سبب فقـدان يـا ازدست دادن احساسات جنسي ميشود عدم احساس خـصوصيبودن ميباشد (17).
در مطالعه حاضر، زناني كه علاقـه خـود را بـه همسرانـشان”خيلي زياد ” گزارش كرده بودند بيشترين وصال يافتگي را درشب اول ازدواج خود داشـتند و در دو سـوم مـوارد ازدواج بـهدرخواس ت زوج ين ص ورت گرفتـه ب ود ن ه ب ا اجبـار و زور خانوادهها، با توجه بهاين مطلب كه فعاليت جنسي يك ارتبـاطانساني، عاطفي و جسمي ميباشد (17) اين يافته قابل توجيـهميباشد.
در اين مطالعه وجود احساسات بد در برقراري رابطه جنـسيبا افزايش زمان وصال يافتگي مرتبط بود. حـدود يـك چهـارمافراد حاضر در مطالعه به هنگام برقراري رابطـه جنـسي دچـاراحساس بد (از جمله ترس، نفرت، درد و ناخوشـايندي) بودنـدكه منجر به عدم موفقيت در دخول ميشد. هيجانهـاي منفـيمانند خشم، احساس گناه، ترس، خجالت يا نفرت ممكن استبر عملكرد جنسي به ويژه اگـر در طـي رابطـه جنـسي تجربـهشوند تأثير بگذارند (15 و 19). اين نتايج مشابه نتايج مطالعـهما ميباشد.
از ديگر عوامل مرتبط با زمان وصـال يـافتگي سـابقه معاينـهناخوشايند دستگاه تناسلي ميباشـد . عوامـل آسـيبزا هماننـدتجربه جنسي انزجارآميز پيشين، يا تجربه جنسي پيشين كه باهر نوع ضربه يا آسيب ناحيه تناسـلي همـراه باشـد، در ايجـاداختلال تماس جنسي مؤثر ميباشد (20) و ازاين نظر مطالعـهما، مشابه مطالعه مهرابي و همكاران (15) ميباشد.
حدود دو سوم افراد شركت كننده در مطالعه ما، هيچ الزامـي براي نزديكي در شب عروسي نداشـتند، و در عـين حـال يـكسوم همان شب اول اقدام به مقاربت كردند. از اين نظر مطالعهما متفاوت از مطالعه زرگوشي (22) ميباشد. علت ايـن تفـاوتشايد به دليل تفاوت در محيط انجام مطالعه ميباشد. زرگوشي در منـاطق روسـتايي و شـهري (هـر دو) و نيـز در بـين افـراد مراجعه كننده به كلينيك جنسي مطالعه خود را انجام داده درحاليكه مطالعه ما در شهر و در جامعـه عمـومي انجـام گرفتـهاست.
در مطالعه ما شركت در مراسم جشن عروسـي طـولاني و پـر سر و صدا و خـستگي حاصـله سـبب تـأخير در زمـان وصـاليافتگي بود كه ازاين نظر، مطالعه ما مـشابه مطالعـهBadran و همكاران (14) ميباشد. در مطالعه ما، 122 نفر (61%) از زنانحاضر در مطالعه، از ورود جسم خارجي به مهبل ميترسـيدند كه اين خود سبب عدم موفقيت در دخـول شـده اسـت. عـدمآگاهي كافي بيمار از مسائل جنسي و دادن اطلاعـات نادرسـتاز سوي خانواده درست قبل از ازدواج به ايجاد ترس و وحـشتو در نتيجه سفت شدن بدن وي منجر مي شود (13) و از ايـننظـر، مطالع ه مـا مـشابه مطالع ه سـمناني و همكـاران (13) ميباشد.
مهرابي و همكاران (15) ذكر مي كنند كه اخـتلالات كنـشيجنسي ناشي از عوامل جسماني و روانشناختي مـي باشـند كـه حت ي اگـر اسـاس مـشكل، مـسائل جـسمي باشـد، مـسائل روانشناختي آن را پيچيدهتر مي كند. همچنين آنها بـه نقـل ازهاوتون (1989) ذكر مي كنند كه عوامل روانـشناختي بـه سـهدسته عوامل زمينه ساز (يعني عواملي كه فرد را آسـيب پـذيرمي كنند نظير تجربيـات دوران كـودكي و عوامـل خـانوادگي ،) عوامل آشكارساز (نظير مسائل ارتباطي، يعني عواملي كه باعثبروز مشكل مي شوند)، و عوامل نگهدارنده (نظير اضطراب يعني عواملي كه باعث تداوم مشكل ميشوند)، تقسيم مي شود.
در اين مطالعه، عوامل زمينهساز نظير اصرار و پافشاري بـرايمقاربت از طرف ديگران و تجربـه ناخوشـايند معاينـه دسـتگاهتناسلي با تأخير در زمان وصال يافتگي مرتبط بود، به عبـارتياحتمالاً افراد مورد مطالعه ما آسيب پذير نبودند و از طرفي بـهدليل عوامل مؤثر ديگر نظير علاقه به همسر، با وجود تأخير درزمـان وصـال، در 5/98% از ايـشان وصـال در طـي 4 مـاه رخ ميدهد.
شماره 2، پي در پي 80، خرداد و تير 1390 معصومه اميني و همكاران/ 77
در توجيه نوع ارتباط عوامل آشكارساز و تداومبخش مي تـوانگفت از آنجايي كه جامعه ما جامعه عادي بودند اين عوامل يـانظير تدارك عروسي تأثير كوتاه مدت داشتند و يا نظير علاقـهزن به همسر تأثير مثبت داشتند. آنهايي كـه ارتبـاط معكـوسداشـتند نظيـر تـرس و پـيش بينـي درد كـه مـنعكس كننـده اضطراب ميباشد با توجه به اثرات مثبـت نظيـر علاقـه زن بـهشوهر و ارتباط مناسب به مرور زمـان برطـرف شـده و لـذا در5/98% موارد وصال در طي 4 ماه اتفاق ميافتد.

نتيجه گيري
از جمله عوامل مؤثر در تأخير وصال يافتگي م يتوان افـزايشسن زن، افزايش تحصيلات زن و شاغل بودن زن، ترس از ورودجسم خـارجي بـه مهبـل، تـرس از نزديكـي، درد زيـاد حـيننزديكــي، تــرس از حــاملگي، ميــزان علاقــه زن بــه همــسر، احساسات بد به هنگام برقراري رابطه جنـسي، سـابقه معاينـهناخوشايند دستگاه تناسلي و شركت در مراسم جشن عروسـيطولاني و پر سروصدا و خستگي حاصله را نـام بـرد. هـر چنـدفراواني عدم وصال يافتگي 5/1% مي باشد اما بنظـر مـي رسـدتأخير در وصال يافتگي جاي تأمـل دارد و بررسـي وضـعيت وعلل آن با توجه به نو بودن اين نـوع تحقيـق در سـاير منـاطقتوصيه مي شود.

تشكر و قدرداني
اين مقاله حاصل پاياننامـه كارشناسـي ارشـد خـانم معـصومهاميني در واحد بين الملل دانشگاه علوم پزشكي شـهيد بهـشتيبه راهنمايي خانم گيتي ازگلي مـيباشـد . بدينوسـيله از كليـهمسؤولين واحد زنان كه دراين پژوهش ما را ياري دادند تـشكرمي شود.
REFERENCES
120793968429

Berek G. Novak Gynecology. 14th ed. Philadelphia: Lippincott Williams & Wilkins; 2007. p.269.
Sadock BJ, Sadock VA. Kaplan & sadock’s Synopsis of Psychiatry, Behavioral Science/ Clinical Psychiatry. 10th ed. New York: Lippincott Williams & Wilkins; 2003. p.329.
Ganjlu J. Study of sexual behaviors normal and abnormal relations level of satisfaction and married people. The second series of articles; congress of sexual disorders compact disk. 2003. (Text in Persian)
Ozdemir O, Simsek F, Ozkardeş S, Incesu C, Karakoç B. The unconsummated marriage: its frequency and clinical characteristics in a sexual dysfunction clinic. J Sex Marital Ther 2008;34(3):268-79.
Gindin LR, Resnicoff D. Unconsummated marriages: a separate and different clinical entity. J Sex Marital Ther 2002;28(Suppl 1):85-99.
Lomax-Simpson JM. Unconsummated marriage in women. Med World 1960;92:221-4.
Malleson J. Sex problems in marriage with particular reference to coital discomfort and the unconsummated marriage. Practitioner 1954;172(1030):389-96.
Sturgis SH. Taymor ML, Morris T. Routine psychiatric interviews in a sterility investigation. Fertil Steril 1957;8(6):521-6.
Addar MH. The unconsummated marriage: causes and management. Clin Exp Obstet Gynecol 2004;31(4):279-81.
Chakrabarti N, Sinha VK. Marriage consummated after 22 years: a case report. J Sex Marital Ther 2002;28(4):3014.
Zargooshi j. Unconsummated marriage: clarification of aetiology treatment with intracorporeal injection. BJU Int 2000;86(1):75-9.
Mirzaie N, Saremi A. A fourteen year unconsummated marriage and its successful treatment (a case report). J Repro & Infert 2002;3(2):59-63. (Full text in Persian)
Semnani Y, Razzaghzadeh B. Management of unconsummated marriage after 14 years. J Qazvin Univ Med Sci 2003;7(4):89-92. (Full text in Persian)
Badran W, Moamen N, Fahmy I, El-Karaksy A, Abdel-Nasser TM, Ghanem H. Etiological factors of unconsummated marriage. Int J Impot Res 2006;18(5):458-63.
Mehrabi F, Dadfer M. The role of psychological factors in sexual function disorders. Iran J Psych Clin Psycol. 2003;9(1):1-14. (Text in Persian)
Azar M, Nouhi S. Practical Manual of Sex Therapy. 2nd ed. Tehran: Moein; 2008. p.30.
Andrews G (editor). Women’s Sexual Health. 3th ed. London: Bailliere Tindall; 2005. p.161-71.
Al Sughayir MA. Unconsummated marriage: A Saudi Version. Arab J Psychi 2004;15(2):122-30.
Bolourian Z, Ganjloo J. Evaluating Sexual Dysfunction and some Related Factors in Women Attending Sabzevar Health Care Centers. J Reprod Infertil 2007;8(31):163-70. (Full text in Persian)
Zargooshi J. Male sexual dysfunction in unconsummated marriage: long-term outcome in 417 patients. J Sex Med 2008;5(12):2895-903.
Mehrabi F, Dadfer M. The role of psychological factors in sexual function disorders. Iran J Psych Clin Psycol 2003:9(1):4-11. (Full text in Persian)
Ghorbani B, Arefi S, Modabberi Saber Y, Sadri Ardekani H. Successful infertility treatment and spontaneous pregnancy in an unconsummated marriage after 7 years. J Reprod Infertil 2006;7(28):284-89. (Full text in Persian)



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید