پژوهن ده (سال شانزمجله دهم، شفروردين پژوهشيماره و ،1 ارپي دانشگاهدر ديبهشتپي علوم 79، 1390 پزشكي صفحات 30 شهيد تا 38 بهشتي) تاريخ تاريخ دريافت پذيرش مقامقاله:له: 2227//4/11/138989
بررسي طرح واره ها و پيوند والديني در دختران نوجوان با وزن طبيعي، چاق و يا داراي علائم بي اشتهايي عصبي
زينب شايقيان1*، دكتر ماريا آگيلار وفايي2، دكتر سيدكاظم رسول زادهطباطبايي3 1. دانشجوي دكتراي روانشناسي، دانشگاه تربيت مدرس
استاد، گروه روانشناسي، دانشگاه تربيت مدرس
-9903206368

دانشيار، گروه روانشناسي، دانشگاه تربيت مدرس چكيده
سابقه و هدف: در سالهاي اخير شيوع بياشتهايي عصبي و چاقي در نوجوانان افزايش شگرفي داشته است . هدف مطالعه حاضر تعيـينتفاوت طرحواره ها و پيوند والديني در سه گروه دختران نوجوان داراي علائم بياشتهايي عصبي، داراي وزن بالا و داراي وزن نرمال بود.
مواد و روشها: سه گروه 25 نفره از دختران نوجوان شامل دختران داراي علائم بي اشتهايي عصبي (با ميانگين سني 08/16 و ميانگينتوده بدني زير 2kg/m 17 ،) دختران داراي وزن بالا (با ميانگين سني 20/16 و ميانگين توده بـدني بـالاي2 kg/m27) و دختـران داراي وزن طبيعي (با ميانگين سني 17/16 و ميانگين توده بدني 2kg/m 24-20) از بين 403 دختـر نوجـوان بـه روش خوشـهاي مرحلـهاي انتخاب شدند. در اين تحقيق از 3 پرسشنام ه سياهه علائم اختلال خوردن EDI، فرم كوتاه پرسشنامه طـرح وارههـاي يانـگYSQ-SF، و ابزار پيوند والدينيPBI استفاده شد. تجزيه و تحليل دادهها به كمك نـرمافـزار 16SPSS بـا اسـتفاده از روشـهاي توصـيفي و تحليلـي(همبستگي، رگرسيون و تحليل واريانس) انجام گرفت.
يافتهها: دختران نوجوان داراي وزن بالا، درمقايسه با دختران داراي علائم بي اشـتهايي عـصبي و دختـران داراي وزن نرمـال، گـزارشبـالاتري از باورهـاي ناس ازگار اوليـه بـه خـصوص نـوع شـرم/ نقـص داشـتند (01/0<p). دختـران داراي علائـم بـي اشـتهايي عـصبي (ميانگين 40/31 و انحراف استاندارد 71/11) و دختران داراي وزن بالا (ميانگين31 و انحراف استاندارد 5/13)، نـسبت بـه گـروه دارايوزن نرمال (ميانگين 40/23 و انحراف استاندارد 36/13)، بيشترين گزارش را از پيوند والديني ضعيف داشتند (05/0<p).
نتيجهگيري: بر اساس شواهد حاضر، ميتـوان اسـتنباط كـرد كـه مكـانيزم هـاي شـناختي از طريـق باورهـاي ناسـازگار اوليـه، نقـشپيش بيني كننده مهمي در مسأله چاقي دختران نوجوان دارد. همچنين پارامترهاي بين فردي، ممكن است به صـورت د ريافـت مراقبـتپايين و بيشحمايت كنندگي مراقب تكننده اصلي ، در بروز علائم اختلال خوردن و چـاقي در نوجوانـان مـؤثر باشـد. بررسـي اثـر رابطـهطرح واره هاي اوليه و پيوند والديني مي تواند به درك بهتر سبب شناسي اختلالهاي خوردن كمك كند.
-19047244932

واژگان كليدي: طرح وارهها، پيوند والديني ضعيف، اختلال خوردن، بياشتهايي عصبي، نمايه توده بدني لطفاً به اين مقاله به صورت زير استناد نماييد:
Shayeghian Z, Aguilar-Vafaie ME, Rasoolzadeh Tabatabae K. Core maladaptive schemas and parental bonding among female adolescent with normal weight, overweight and anorexia symptoms. Pejouhandeh 2011;16(1):30-8.
15427257

مقدمه1
در سالهاي اخير، شيوع بـياشـتهايي عـصبيو(1 2) و چـاقي(3) در نوجوانان، به طور شگرفي افزايش داشته است. چنانچـهبي اشتهايي عـصبي در 5/0 تـا 1 درصـد دختـران نوجـوان رخمي دهد و شيوع آن در دختران 10 تا 20 برابر پـسرهاست 4() و با ميزان بالايي از مرگومير همـراه اسـت 5(). در ايـران نيـز

*نويسنده مس ؤول مكا تبات: زينـب شـايقيان؛ تهـران، تقـاطع جـلال ال احمـد- چمران، زيـر پـل نـصر دانـشگاه تربيـت مـدرس. دفتـر مـشاوره دانـشگاه؛ پـستالكترونيك: [email protected]

يك بررسـي همـهگيرشناسـي در زمينـه اختلالهـاي خـوردن، گوياي وجود 9/0% بي اشتهايي عصبي، 23/3% پرخوري عصبيو 63/6% سندرم خفيف اختلال خوردن در نمونه 3100 نفـريمورد بررسي بود 6(). از طرفي شيوع چاقي نيز طبـق گـزارشايالات متحده آمريكا تا سال 1980، در كودكان بـه دو برابـر ودر نوجوانان به سه برابر افزايش داشته است 7(). ايران همچونبسياري از كشورهاي در حال توسعه، شاهد تجربه همـهگيـر ي چاقي و عوارض ناشي از آن اسـت. مطالعـات همـهگيرشناسـياخير نشانگر شيوع برابر و يا بيشتر اضافه وزن و چاقي در ايراندر مقايسه با اروپا و امريكا است. در بررسـي همـهگيرشناسـي ديگري در ايـران، شـيوع چـاقي و اضـافه وزن در يـك نمونـه1004 نفره به ترتيب برابر 1/3% و 9/11% بـود 8(). چـاقي بـهاحتمال بيشتري با پيامدهاي نامطلوب روانشناختي، اقتـصاديو اجتماعي همراه است و نوجوانان داراي وزن بـالا در مقايـسهبا همسالان داراي وزن طبيعي به احتمـال بيـشتري نگرانـي وم شغوليت فك ري ن سبت ب ه وزن و ب ازداري رفت اري مثـلرژيم هاي مزمن و پرخوري را از خود نشان مي دهند 5().
از ويژگيهاي تشخيصي علائم بياشتهايي عصبي؛ خـودداري ازحفظ كمترين وزن بهنجار بدن، ترس شديد از افـزايش وزن واختلال قابل ملاحظه در درك تصوير يا اندازه بدن است كه درصورت شدت يافتن اختلال، مهمترين پيامـد آن مـرگ اسـت.
گرچــه در چهــارمين مجموعــة تشخيــصي آمــاري انجمــنروانپزشـكي امريكـا (1994) بـي اشـتهايي عـصبي و پرخـوري عصبي به عنوان عمدهترين اختلالهاي خوردن شناخته شده اند (9)، اما در طبقهبندي بين المللي بيماريها (ICD)، چاقي نيز بهعنـوان يـك بيمـاري جـسماني گنجانـده شـده اسـت كـه در چهارمين مجموع ه تشخيصي آماري انجمن روانپزشكي امريكـا(1994) وجود ندارد، زيرا ثابت نشده است كه چـاقي بـه طـورقطع با يك نشانگان رواني يا رفتاري مرتبط است. با اين حـالشواهد موجود نشان ميدهد كه عوامل رواني در سببشناسـييا سير چاقي اثرگذار است، لذا بررسي عوامل روانشناختي مؤثر بر بيماريهاي جسماني مهم است (10).
برخ ي تحقيق ات گوي اي آن اس ت ك ه دختـران مب تلا ب ه بي اشتهايي عصبي و دختران چاق خودباوريهاي منفي دارنـد وبيشتر باورهاي آنها در طرحواره هاي محروميت هيجاني، تـرساز ترك شدن، سلطهپذيري و خودكنترلي ناكافي گزارش شـدهاست (11). در سبب شناسي اختلالهاي خوردن عوامل متعددياز قبيل عوامل زيستشـناختي، روانپويـشي، روانشـناختي و محيطي را ذكر كردهاند. يكي از اين عوامل، عوامـل محيطـي وخانوادگي است، گرچه هيچ مجموعه خـانوادگي خاصـي بـراياين اختلال توصيف نشده است معهذا شواهدي وجود دارد كـهمبتلايان به بياشـتهايي عـصبي روابـط نزديـك نامناسـبي بـاوالدين خود دارند (12).
دانستن رابطه بـين طـرح وارههـا (باورهـاي ناسـازگار اوليـه) و س بكهاي ناس ازگار كنتــرل وال ديني در ت شخيص نيازهــاي خانوادههايي كه مشكلات خوردن دارند، سودمند است. چرا كهطرح واره هاي ناسازگار (باورهاي ناسازگار اوليه) از كنترل مـؤثرمشكلات تغذيه كودكان جلـوگيري مـي كنـد (13). منظـور ازپيوند والديني در تحقيق حاضر، فرآيند دلبستگي است كـه درسنين اوليه بين مادر و كـودك شـكل مـيگيـرد و در نتيجـهتعاملات عاطفي مكرر بين مراقب و كـودك در رابطـه طـولانيمدت، پيوندهاي عميقي بين آنها حاصل مي شود، اما وقتي اينفرآيند به خوبي ايجاد نـشود پيونـد ضـعيفي شـكل مـيگيـرد(14). Mellin و همكارانش (15) دريافتند كه روابط خانوادگيو انتظارات والدين به عنوان عوامـل اصـلي حمايـتكننـده بـهصورت رفتارهـاي كليـشهاي منفـي و جبـري در زنـدگي فـردحضور دارند كه اغلب نوجوانان مبتلا به اختلالهـاي خـوردن ونوجوانان چاق بـا آن مواجـه هـستند. Young در سـال 1990 بـراي تبيـين رابطـه كـودك- مـادر و اسـتفاده از راهكارهـاي ناسازگار توسط كـودك (ماننـد اخـتلال خـوردن)، يـك سـازه سودمند با عنوان طـرحواره هـاي ناسـازگار اوليـه، مطـرح كـرد (16). منظور از طرحواره هاي ناسازگار اوليه، ساختارهاي ذهنيفرضي براي ارائه مفاهيم كلي ذخيره شده در حافظه است كـهنه تنها براي تفـسير اطلاعـات، بلكـه در چگـونگي رمزگـشايياطلاعاتي كه ارايه ميشوند نيز مهم هستند (17). يانـگ (18) بيان داشت كه طـرح وارههـاي ناسـازگار اوليـه نتيجـه تجـارببين فردي منفي در طول نخستين سـالهاي زنـدگي در درون وبيرون خانواده است. اين باورهاي اوليـه اساسـاً ارزيـابي فـرد ازجهان، ديگران و روابط با ديگران را مشخص مـي كنـد. از آنجـاكه مرور كلي وضعيت دانش مربوط به عوامل خطرساز اخـتلالخوردن ناكامكننده است (19) و بـا توجـه بـه اهميـت مـسأله اختلاله اي خ وردن ك ه در رديـف يك ي از 10 عل ل اص لي مرگ و مير زنان جوان قـرار دارد (20)، ايـن مطالعـه بـا هـدفتعيين طـرحواره هـا و پيونـد والـديني در سـه گـروه دختـراننوجوان داراي علائم بياشتهايي عـصبي، وزن طبيعـي و چـاقانجام گرفت.

مواد و روشها
جامعه آماري پژوهش حاضر دربرگيرنـده كليـه دانـشآمـوزاندختر مقطع دوم متوسطه مشغول به تحصيل در سال تحصيلي88-1387 در دبيرستانهاي دولتي شهر تهران بود. نمونه موردبررسي، متشكل از نوجوانان 18 كلاس (403 نفر ) بود كـه بـهشيوه خوشهاي چند مرحلهاي از مناطق جنوب و مركز و شمال ش هر ته ران ب ه ت صادف انتخ اب شـد ند. س پس ق د و وزن آزمودنيها، براي محاسبه نمايه توده بدني اندازهگيري شد و بعد از آن، آزمودنيها به تكميـل 3 پرسـشنامه مـورد نظـر تحقيـقپرداختند. سپس بر اسـاس دادههـاي بدسـت آمـده از BMI و نمراتEDI سه گروه نمونه انتخاب شدند كه شامل 25 دختـرنوجوان داراي علائم بـياشـتهايي عـصبي (بـا ميـانگين سـني08/16 و ميــانگين تــوده بــدني زيــر 2kg/m 17 ،) 25 دختــر نوجوان داراي وزن بالا (بـا ميـانگين سـني 20/16 و ميـانگينتوده بـدني بـالاي 2kg/m27) و 25 دختـر نوجـوان داراي وزنطبيعي (با ميانگين سني 17/16 و ميانگين توده بـدني 20 تـا 2kg/m 24) بود.
اطلاعات لازم براي اين تحقيـق، از اجـراي 3 آزمـون بـه طـورهمزمان و اندازهگيري قد و وزن آزمودنيها (براي محاسبه تودهكلي بدن يا Body mass index (BMI) كه از تقـسيم وزن بـهكيلوگرم بر مجذور قد به متر محاسبه گرديد) بـه دسـت آمـد.
آزمون هاي پژوهش شامل موارد زير بود:
سياهه اختلال خوردن (The Eating Disorder Inventory-EDI): ســياهه اخــتلال خــوردن يــك مقيــاس 64 ســؤالي خودتوصيفي براي ارزيابي ويژگيهاي روانشناختي و نشانههـايمرتبط با بياشتهايي و پرخوري عصبي مي باشد. اين پرسشنامه يكـي از مهمتـرين ابزارهـاي اس تانداردي اسـت كـه نـه تنهـا جنبههاي نشانهشناسي اختلال هاي خوردن را مـيسـنجد بلكـهآسيبشناسي بنيادين شخـصيت را نيـز مـيسـنجد 1(). ايـنپرسشنامه شامل 8 زير مقياس است كه مـيتوانـد بـه دو بعـدمهم باليني نگرشهاي خـوردن، و ويژگيهـاي بـدكاركردي مـن(Ego dysfunction characteristic) تق سيم شـود (21). در مطالعه حاضر، فقط زيرمقياسهاي علائـم اخـتلال خـوردن كـهمرتبط با مؤلفه نگرش خـوردن مـيباشـد، يعنـي گـرايش بـهلاغري، پرخوري و عدم رضايت از تصوير بـدني مـورد اسـتفادهق رار گرفـت. اي ن آزم ون داراي رواي ي تشخي صي (73/0) و همگراست (69/0) و با طبقهبندي بـاليني رابطـه مثبتـي دارد2() و رواي ي تشخيـصي خ وبي (73/0) دارد (22). ب ه عن وان مثال، گارنر و همكارانش (1) همبستگي دروني زيرمقياسـهايايـن سـياهه را در دامنـهاي از 30/0 تـا 58/0 گـزارش كردنـد (روايي سازه ). در نمون ه ايراني، دامنه 34/0 تـا 66/0 بـه دسـتآمد. آلفاي كرونباخ سياهه، 76/0 بدسـت آمـد كـه از اعتبـار وروايي خوبي برخوردار است (23).
فرم كوتاه پرسشنامه طرح واره هـاي يانـگ(Young Schema Questionnaire: Short For: YSQ-SF): اين ابزار بـه بررسـيطرح واره ها يـا باورهـاي ناسـازگار اوليـه مـي پـردازد، باورهـايناسازگار اوليه ، عميق ترين سـطح شـناخت اسـت و موضـوعاتثابت و دراز مدتياند كه در دوران كودكي به وجود ميآيند، بهزندگي بزرگسالي راه مييابند و تا حد زيادي ناكارآمدند . نسخه اصــلي پرســشنامه طـ ـرحواره هــا توســط يانــگ (24) بــراي اندازه گيري طرح واره هاي ناسازگار اوليه ساخته شد و امـا فـرمكوتاه آن در سال 1998 توسط يانـگ بـراي انـدازه گيـري 15 روان بنه ناسازگار اوليه ساخته شد (25). اين ابزار خودتوصيفي،شـامل 75 سـوال 6 گزينـ هاي (از كـاملاً در مـورد مـن صـدق مي كند: 6 تا اصلاً در مورد من درست نمي باشد: 1) مـي باشـد(26). اعتبار مقياس بر اساس آلفاي كرونباخ براي كـل آزمـون
964/0 و براي تمام خـرده مقياسـها بـالا بـود (27) و ضـرايببازآزمايي بين 5/0 تا 82/0 در يك جمعيت غيرباليني بدسـتآمد. اين پرسشنام ه روايي افتراقي (90/0) و همگرا يـ ي (85/0) خوبي دارد (28) و در مطالعه Waller و همكاران، ثبات دروني محاسبه شد ه براي عوامل پرسشنامه از 65/0 تا 90/0به دسـتآمد (29). در نمونه ايراني نيز، همساني دروني براي 15 عاملبه وسيل ه ضريب آلفاي كرونبـاخ در دامنـه 62/0 تـا 90/0 بـهدست آمد . تحقيق صـدوقي (30) نيـز كـه بـه بررسـي رابطـه حساسيت پردازش حسي و طرحوارهها پرداخته بود، نـشان دادكه اين پرسشنامه از روايي و پايايي زيـادي برخـوردار اسـت وآلفاي كرونباخ محاسبه شده براي مقياس كلي 94/0 بود.
ابزار پيوند والـديني (The Parental Bonding Instrument: PBI): اين ابزار سـبكهاي پيونـد والـديني را مـي سـنجد . ايـنمقياس خودتوصيفي، ابزاري گذشتهنگر است و براي نوجوانـانشانزده سال بـه بـالا، كـاربرد دارد (31). ايـن ابـزار داراي 25 سوال 4 گزينه اي مي باشد كه 12 سؤال، مراقبـت و 13 سـ ؤال، بيش از حد حمايتكنندگي را بررسي ميكند. نمـرات بـالا درمقياس مراقبت، منعكسكننده والديني گرم، مهربان و همـدلمي باشد. نمرات پايين در مقياس مراقبت، گوياي والدين سـردو طرد كننده و بيتوجه است . نمرات بالا در مقياس بيش از حدحمايت كننده بيانگر والـدين كنتـرلكننـده، مـزاحم و افـرادياست كه تمايل دارند كودكشان هميـشه بچـه بمانـد. از سـويديگر نمـرات پـايين در مقيـاس بـيش از حـد حمايـت كننـدهمنعكس كننده والديني است كه به كـودك آزادي مـي دهنـد وموجبات استقلال آنها را فراهم مـي سـازد (32). در بررسـيهاي اوليه اعتبار آزمون توسط پاركر (33) از طريق آلفـاي كرونبـاخبراي زيرمقياس مراقبت، 62/0 تا 63/0 و براي مقياس بيش ازحد حمايت كنندگي 66/0 تا 87/0 بدست آمد. نمـرات بـالا دربعد بيش از حد حمايتكنندگي و نمرات پايين در بعد مراقبتبه پيوند مشكلدار اشاره دارد (26). PBI داراي روايي همگرايبالايي است (81/0) و از حالات خلقي مستقل است (34).
در تحقيق حاضـر، نمـره پيونـد والـديني ضـعيف (متـشكل ازمراقبت پايين و بيش حمايت كنندگي) مد نظر قرار گرفته است.
اين امر از نظريه پـاركر (33) اقتبـاس شـده اسـت كـه پيونـدوالــديني ضــعيف را متـ شكل از مراقبــت پــايين و بــيش حمايت كنندگي مي داند.
اطلاعات گردآوري شده از طريق پرسـشنامه هـا بـا اسـتفاده ازنرم افزار 16SPSS و از طريق تحليلهاي همبستگي ، رگرسيون و تحليل واريانس تجزيه و تحليل شد.

يافته ها
بين سن گروههاي مورد بررسي تفاوت معناداري وجود نداشتاما ميانگي ن نمايه توده بدني، بين سه گروه متفاوت و در گـروهداراي علائم بياشتهايي عصبي بسيار پايينتر از دو گروه بعدياست (جدول1). همبستگي نمايه توده بدني با علائـم اخـتلال
جدول1 – ميانگين سن و نمايه توده بدني در سه گروه مورد بررسي
شاخص گروه اول گروه دوم گروه سوم كل نمونه (75=N)
81534-224776

متغير ميانگين انحراف استاندارد ميانگين انحراف استاندارد ميانگين انحراف استاندارد ميانگين انحراف استاندارد سن 08/16 275/0 20/16 372/0 17/16 370/0 15/16 340/0 نمايه توده بدني 28/16 936/0 24/28 76/2 56/22 19/1 36/22 25/5

جدول 2 – همبستگي هاي بين ط رحواره ها، باورهاي اختلال خوردن و علائم اختلال خوردن با پيوند والديني و نمايه تود ه بدني
نمايه توده بدني باورهاي ناسازگار اوليه پيوند والديني ضعيف علائم اختلال خوردن متغيرها
1 علائم اختلال خوردن
1 0/32* پيوند والديني ضعيف
1 0/60** 0/42** باورهاي ناسازگار اوليه
1 0/23* 0/30* -0/64** نمايه توده بدني
( 01/0(*P < 0/05 **P <جدول 3 – نتايج تحليل رگرسيون متغير پيوند والديني ضعيف و باورهاي ناسازگار اوليه
سطح معناداريF نسبت F ميانگين مجذورات مجموع مجذورات درجه آزادي منبع تغييرات متغير پيش بين
51951 1 51951 رگرسيون 0/0001 35/12 1479 73
74 10799
15994 باقيمانده كل باورهاي ناسازگار اوليه

خوردن معكوس و معنادار، و همبستگي بقيه متغيرها مستقيمو معنادار بود (جدول2). متغيـر باورهـاي ناسـازگار اوليـه 33% واريانس پيوند والديني ضعيف را تعيين ميكند و ضرايب بتا وضـريب تعيـين (جـدول 3) رابطـه معنـادار و مثبـت باورهـاي ناسازگار اوليه و پيوند والديني را نشان ميدهد.
توزيع سه گروه مورد بررسي براساس ميـانگين نمـره باورهـايناسازگار اوليـه و مؤلفـههـاي آن، و پيونـد والـديني ضـعيف ومؤلفههاي آن ، همراه با نتيجه آناليز واريانس و آزمون تعقيبـيتوكي به ترتيب در جدول و4 5 نشان داده شده است.

بحث
مطالعات اخير در زمينه اختلالهاي خـوردن و علائـم آن مثـلرفتارهاي مختل خوردن، نشان ميدهد كه عوامل متعـددي درتحول اين اختلالها نقش دارند. اين عوامل شامل عوامل فردي،مثل كنش روانشناختي و زيست شناسي، عوامل فرهنگي، مثـلخانواده و فرهنگ، عامل زيستشناسـي مثـل جـنس وBMI ، عوامل روانـشناختي مثـل افـسردگي و عـزت نفـس و عوامـلاجتماعي فرهنگي مثل خانواده و عضو گروه اقليت بودن ، نـژادو… مي باشد (34).
هدف از مطالعه حاضر، تعيين طرحوارهها و پيونـد والـديني درسه گروه دختران نوجوان داراي علائـم بـياشـتهايي عـصبي ونوجوانان دختـر داراي وزن بـالا و نوجوانـان دختـر داراي وزنطبيعي بود . نخستين يافتههـاي پـژوهش گويـاي ايـن مطلـباست كهBMI با علائم اختلال خوردن، پيوند والديني ضـعيفو طرح واره هاي ناسازگار به طور مثبت و معنـاداري ه مبـستگيدارد. BMI پاي ينتر با مقدار بيشتري از طرحوارههاي ناسـازگارهمراه بود . مطالعات قبلي شواهدي نشان دادند كهBMI پا يين دلال ت ب ر ناكارآم ديهاي شـناختي ني ز دارد (35). ف ازينو و همكاران (36)، محاسبهBMI را به عنوان يكي از رهنمودهايمهم در تشخيص اختلالهاي خوردن مي دانند.
جدول4- تحليل واريانس يكراهه براي مقايسه سه گروه نمونه بر اساس باورهاي ناسازگار اوليه و مؤلفه هاي آن
سطح معناداري انحراف معيار ميانگين گروه ها متغيرها
0/01 45
44/7 42/5
6/09
5/08
5/07 182/40
196/36
158/20
11/88
11/92
10/08 گروه اول گروه دوم
گروه سوم
گروه اول گروه دومگروه سوم باورهاي ناسازگار اوليه
0/39 محروميت هيجاني
0/05 6/39
6/41
6/24 14/48
17/20
13/44 گروه اول گروه دومگروه سوم رهاشدگي
0/2 5/51
5/02
3/56 12/04
12/20
11/76 گروه اول گروه دومگروه سوم بي اعتمادي
0/19 6/93
6/42
4/77 11/76
13/20
11/04 گروه اول گروه دومگروه سوم انزواي اجتماعي
0/01 4/40 4/5
3/19 8/28
9/48
7/88 گروه اول گروه دومگروه سوم شرم/ نقص
0/37 5/14
5/38 9/24
9/76 گروه اول
گروه دوم شكست در هدف
3/50 8/60 گروه سوم 0/29 2/93
4/19
2/9 7/80
8/84
7/7 گروه اول گروه دومگروه سوم وابستگي
0/05 5
6/3
7 9/68
12//08
10/8 گروه اول گروه دومگروه سوم آسيب پذيري به ضرر
0/14 5/42 5/9
4/76 11/12
11/6
10/20 گروه اول گروه دومگروه سوم گرفتاري
0/13 5/84
5/78
4/09 12/04
11/72
9/28 گروه اول گروه دومگروه سوم اطاعت
0/05 5/46
5/88
5/59 17/76
18/48
14/96 گروه اول گروه دومگروه سوم ايثار
0/15 5/20
4/52
4/45 12/20
11/36
9/64 گروه اول گروه دومگروه سوم بازداري هيجاني
0/05 4/44
6/52
6/22 16/88
18/56
14/16 گروه اول گروه دومگروه سوم معيارهاي سرسختانه
0/05 5/08
6/32
4/51 15/68
16/64
12/88 گروه اول گروه دومگروه سوم استحقاق
0/1 5/05
5/08
5/25 11/56
12/60
10/92 گروه اول گروه دومگروه سوم خويشتن داري ناكافي

جدول5 – تحليل واريانس يكراهه براي مقايسه سه گروه نمونه بر اساس پيوند والديني ضعيف و مؤلفه هاي آن
سطح معناداري آنووا انحراف معيار ميانگين گروه ها
0/05 3/16 11/71
13/5
13/36 31/40
31
23/40 گروه اول
گروه دومگروه سوم پيوند والديني ضعيف
0/2 1/48 9/96
8/48
7 9/92
9/28
6/96 گروه اول گروه دومگروه سوم مراقبت پايين
0/05 3/71 7/55
6/97 7/31 22/12
21/36
16/92 گروه اول
گروه دومگروه سوم بيش حمايت كنندگي

لانگ و همكاران (37) نشان دادند كه ميان رفتارهـاي ناسـالمپيوند والديني و باورهاي ناسازگار اوليه در اختلالهـاي خـوردنرابطه قو ي وجود دارد. عملكرد مختل خانواده با آسيبشناسـيرواني اختلالهاي خوردن ارتباط دارد و در اين رابطه، باورهـاييكه طرح واره ها را ف عـال مـيكننـ د بـه عنـوان ميـانجي مطـرح ميشـون د 3(، 26، 38 و 39). همچنـين در حـوزه اختلالهـايخوردن مشخص شده است كه تجارب آسيب زا يا منفـي اوليـهمنجر به شكلگيري روان بنههاي ناسازگاري است كه اغلـب بـامقاومت و عاطفه بالا در مقابل تغييـر، همـراه اسـت (40). بـهعــلاوه، چنــين باورهــايي ممكــن اســت بــا آســيبشناســي خوردن از طريق منزوي كـردن خـود بـراي جبـران طـرح واره مرتبط باشد (41).
يافته هاي ديگر تحقيق، نشان داد كـه طـرح واره هـا (باورهـايناسازگار اوليه ) در دختران داراي وزن بـالا، بيـشتر از دختـراننوجوان داراي علائـم اخـتلال خـوردن اسـت و طـرحواره هـايناسازگار هر دو گروه بطور معنـاداري بـيش از نوجوانـان دارايوزن نرمال مي باشد. بك نيز در تحقيقات خود (42) نـشان داد كـه BMI در رابطـه آداب غـذايي و مـشكلات خـوردن نقـش ميانجي را ايفا ميكند و به نظر ميرسد كـهBMI يـك عامـلبني ادي در آداب خ وردن باش د و ب ر آداب خ وردن ك ودكياثرگذار است . از طرفي اين احتمـال نيـز وجـود دارد كـه آدابخوردن بر BMI اثر بگذارد. BMIبا قوانين تشويق و منع رابطه دارد به اين معنا كه اشخاصي كـهBMI بـالاتري دارنـد (افـرادچاق) قوانين بيشتر تشويق و منع غذايي را در تاريخچه زندگيخود به خاطر ميآورند. منع غذايي نيز ممكن اسـت منجـر بـهترجيح غذاهايي شود كه احتمالاً سبب افزايش وزن مي شوند واين قوانين بيشتر بر دختران اعمـال مـي شـود، چـرا كـه لاغـربودن، هم براي مادران و هم بـراي دختـران مهـم اسـت (43).
همانطوركه تحقيق يانگ و همكـاران (2003) نيـز نـشان دادهاسـت، همـين منعهـا و قـوانين سـخت، سـبب سـاخته شـدن طرحواره هاي ناسازگار اوليه در مـورد خـوردن و كنتـرل وزن ومتعاقباً رفتارهاي نامناسب خوردن در فرزندان اين خـانوادههـامي شود كه نتيج ه تجارب منفي بين فردي طي سالهاي نخست زندگيست (17) و چنين تجـاربي مـيتوانـد منجـر بـه تحـولبي نظميهاي هيجاني در فـرد شـود (44) و ايـن بـينظميهـايهيجاني ممكن است منجر به مـشكلات خـوردن (45) و بـروزرفتارهاي تكانه اي و نابهنگام (46) در وي شوند.
ترنر و همكاران 7() بيان كردند كه نوجوانان داراي وزن بالا درمقايسه با همسالان داراي وزن نرمال، فشارهاي روان شـناختيبيشتري را گزارش كردهاند. عملكرد آنها در مدرسه و تحـصيل،پاي ينتر، اما در درماندگي هيجاني، بالاتر بود. كوپر و همكـاران(12) نيز بيان داشتند كه دختران چـاق خودباوريهـاي منفـيبيشتري نسبت به دختران لاغر و متوسط دارند و طرح واره آنهاحول محروميت هيجاني، تـرس از تـرك شـدن و خـودكنترليناك افي اسـت. وال ر و همك اران (27) دريافتن د ك ه فراوان ي نشانه شناسي پرخوري با طـرحوارههـاي اوليـه رابطـه مثبـت ومعناداري دارد.
همچنين يافته ها همسو با تحقيـق لانـگ مـي باشـد (37). وي بيان داشت كه طرح واره هاي ناسازگار اوليه در زنـان مبـتلا بـهاختلال خوردن تحت تأثير ادراكهاي پيوند والديني قرار دارد وميانجي روابط پيوند والديني (مراقبت والـديني) و نـشانههـاياختلال خوردن و شدت رفتارهاي پرخوري رواني مي باشند.
طبق يافته ديگر تحقيق، پيونـد والـديني ضـعيف در دختـرانداراي علائم بياشتهايي عـصبي و دختـران داراي وزن بـالا بـهطور معناداري بيش از گروه داراي وزن طبيعي مي باشد. روابط فرزند- والد و روشهاي نامناسب فرزندپروري به عنوان يكـي ازعوامل مهم در مدل چندعاملي سببشناسي اخـتلال خـوردنپذيرفته شدهاند. زنان مبتلا به اختلال خوردن روابط منفي تري را در رابطه با والدينشان گزارش دادند. همچنين سبك والدينكساني كه مبتلا به اختلال خوردن بودند متفاوت بود، چنانچهآنها مادرانشان را به صورت بيشحمايت كننده، كنتـرلكننـده،مداخله كننـده و پدرانـشان را بـه صـورت سـرد، گوشـه گيـر وغيرفعال توصيف كردند (27). خانواده، محيط و رسـانههـا اثـرزيادي بر نگرش دختران جوان نسبت به شـكل بـدني، رژيـم وخوردن دارند . گرچه اين نگرش اغلب در محـيط خـانوادگي، ازمادران به دختران منتقل ميشـود . خـانواده، عامـل اجتمـاعيزمينه ساز اوليه است كه ميتواند به عنوان عاملي فعال در نظـرگرفته شود (42). اين ديدگاه بيان مي كند كه مادران مبتلا بـهاختلال خوردن، تصوير بدني و رژيم غـذايي را بـه دخترانـشانمنتقل مـيكننـد . والـدين، نقـش فعـالي بـر اخـتلال خـوردنكودكان دارند و در اين بين اثر كلي محيط نبايد ناديده گرفتهشود (43). بالبي (47) نيز بر نقش مركزي روابط والد- كودكدر تحول بهنجار تأكيد نموده است . همسو با يافته اين تحقيق،هاسلام و همكاران (48) در تحقيقات خود نشان دادند كه طرد والـدين بـا آسـ يبشناسـي اختلالهـاي خ وردن رابطـه د ارد.
همچنين نتايج بررسي موراي، والر و لـگ (49) نـشان داد كـهبيماران مبتلا به اخـتلال خـوردن در مقايـسه بـا افـراد سـالم،الگوهاي متفاوتي از رفتارهاي اجتماعي و متمركز بر بدن را در مدت كودكي نشان دادنـد كـه بـه وسـيله خـودآزاري، طـرد وتمسخر بدني، وضعيت خانوادگي و فقـدان صـميميت توصـيفشده اند. بررسي تعامـل كـودك- والـد در اختلالهـاي خـوردن،بسيار ارزشمند ميباشد، زيرا روابط نابهنجار خانواده بـه خـاطرتأثيرات طولاني مدت، از اهميت خاصي برخوردارند (38).

نتيجه گيري
بر اساس شواهد حاضر، مـيتـوان چنـين اسـتنباط كـرد كـهمكانيزم هاي شناختي از طريق باورهاي ناسـازگار اوليـه، نقـشپيش بينيكننده مهمي در مسأله چاقي دختـران نوجـوان دارد.
همچنين پارامترهاي بين فردي، ممكن است به صورت دريافتمراقبت پايين و بيشحمايت كنندگي مراقب ت كننـده اصـلي، در بروز علائم اختلال خوردن و چـاقي در نوجوانـان مـؤثر باشـد.
بررسي اثر رابطه طرحواره هاي اوليـه و پيونـد والـديني ممكـناست به درك بهتر سببشناسي اختلالهاي خوردن كمك كند.

تشكر و قدرداني
از تمامي كساني كه ما را در انجام اين پژوهش ياري كـرده انـدبه خصوص مس ؤولين آموزش و پرورش تهـران كمـال تـشكر وقدرداني را داريم.
REFERENCES
120788567667

Rosen JC, Silberg NT, Gross J. Eating attitudes test and eating disorders inventory: norms for adolescent girls and boys. J Consult Clinic Psychol 1988;56(2):305-8.
Garner DM, Olmsted MP, Polivy J. Development and validation of a multidimensional eating disorder inventory for anorexia nervosa and bulimia. Int J Eat Disord 1983;2(2):15-34.
Turner HM, Rose KS & Cooper MJ. Parental bonding and eating disorder symptoms in adolescents: The meditating role of core beliefs. Eat Behav 2005;6(2):113-8.
Sadock BJ, Sadock VA. Kaplan and Sadock’s Synopsis of psychiatry: Behavioral sciences/Clinical psychiatry. Lippincott Williams & Wilkins; 2003.
Cooper M, Cohen-Tovée E, Todd G, Wells A, Tovée M. The eating disorder belief questionnaire: Preliminary development. Behav Res Ther 1997;35(4):381-8
Nobakht M. Epidemiology of disorders in the feedback second year high school girl students in Tehran 76-77 (Dissertation). Mashhad: Mashhad university; 2000. (Text in Persian)
Turner HM, Rose KS, Cooper MJ. Schema and parental bonding in overweight and non overweight female adolescents. Int J Obes (Lond). 2005;29(4):381-7.
Barzin M, Mirmiran P, Afghan M, Azizi F. The prevalence of obesity, central obesity and their relationship with nutritional status and physical activity among 18 to 25 year-old females referring to premarriage consultation centers (Tehran, Iran, Summer 2008). Pejouhandeh 2009;14(2):59-65. (Full text in Persian)
Dadsetan P. Developmental pathogenesis psychology. Tehran: Samt publication; 2002. (Text in Persian)
Vander Wal JS, Gibbons JL, Grazioso Mdel P. The sociocultural model of eating disorder development: Application to a Guatemalan sample. Eat Behav 2008;9(3):277-84.
American psychiatry association. Diagnostic and statistical manual of mental disorders DSM-IV-TR fourth edition. USA: American Psychiatric Publication;2000.
Cooper MJ, Rose KS, Turner HM. Core beliefs and the presence or absence of eating disorder symptoms and depressive symptoms in adolescent girls. Int J Eat Disord 2005;38(1):60-4.
Blissett J. Maternal core beliefs and children’s feeding problems. Int J Eat Disord 2005;37(2):127-34.
Chambers JA, Power KG, Loucks N, Swanson V. Psychometric properties of the parental bonding instrument and its association with psychological distress in a group of incarcerated young offenders in Scotland. S Soc Psychiatry Psychiatr Epidemiol 2000;35(7):318-25.
Mellin AE, Neumark- Sztainer D, Story M, Ireland M, Resnick MD. Unhealthy behaviours and psychosocial difficulties among overweight adolescents: the potential impact of familial factors. J Adolesc Health 2002;31(2):145-53.
Young JE. Cognitive therapy for personality disorders: A schema-focused approach (revised edition). Sarasota, Florida: Professional Resource Press Inc; 1990.
Young JE, Klosko S, Weishaar M. Schema therapy: A practitioner’s guide. J Psychosom Res 2003;57:113-6.
Young JE. Schema focused diagnosis for personality disorders. In Kaslow FW, editor. Handbook of relational diagnosis and dysfunctional family patterns. 1st ed. New York: Wiley-Interscience; 1996.
Wittchen HU, Jacobi F. Size and burden of mental disorders in Europe–A critical review and appraisal of 27 studies. Eur Neuropsychopharmacol 2005;15(4):357-76.
Striegel-Moore RH, Bulik CM. Risk factors for eating disorders. Am Psychol 2007;62(3):181-98.
Norring CEA. The eating disorder inventory: its relation to diagnostic dimensions and follow-up status. Int J Eat Disord 1990;9(6):685-94.
Jones C, Harris G and leung N. Parental rearing behaviours and disorders: The moderating role of core beliefs. Eat Behav 2005;6(4):355-64.
Shayeghian Z, Agilar vafae M. The evaluation of psychometric properties of eating disorder beliefs Qqestionnaire. Olomraftari Jornal. T 2010;6 (2):1-13. (Full text in Persian)
Young JE. The young schema questionnaire: Short form (serial online) 1998 Jan-Mar [cited 1998 Jun 5]; Available from:
http://www. Schematherapy.com
Ahi Gh. Normalization of young schema questionnaire: Short form (Dissertation). Tehran: Allameh University; 2006.
Meyer C, Gillings K. Parental bonding and bulimic psychopathology: The mediating role of mistrust/abuse beliefs. Int J Eat Disord 2004;35(2):229-33.
Waller G, Meyer C, Ohanian V. Psychometric properties of the long & short versions of the young schema questionnaire: Core beliefs among bulimic and comparision women. Cognit Ther Res 2001;25(2):137-47.
Babayi S. Relationship between core beliefs and ability of eating self-control with eating disorders symptoms (Dissertation). Tehran: Beheshti University; 2006. (Text in Persian)
Waller G, Dickson C, Ohanian V. Cognitive content in bulimic disorders core beliefs and eating attitudes. Eat Behav 2002;3(2):171-8.
Sadooghi Z. parental bonding styles, sensational- perceptional processes and cognitional function of internet (Dissertation). Tehran: Tarbiat Modarres University; 2007. (Text in Persian)
Luck A, Waller G, Meyer C, USSHER Michael, Lacey H. The role of schema processes in the eating disorders. Cognitive therapy Res 2005; 29(6):717-732.
Canetti L, Bachar E, Galili-Weisstub E, Kaplan-DeNour A, Shalev AY. Parental bonding and mental health in adolescence. Health Care Ind 1997;32:381-94.
28. Parker G. Parental Overprotection: A Risk Factor in Psychosocial Development. New York: Grune & Stratton Inc; 1983.
Parker G, Tupling H, Brown LB. The parental bonding instrument. Br J Med Psychol 1979;52:1-10.
Rose KS, Cooper MJ, Turner H. The eating disorder belief questionnaire: Psychometric properties in an adolescent sample. Eat Behav 2006;7(4):410-8.
Braitman KA. Relationships among body satisfaction, appearance schemas, early maladaptive schemas, and sociocultural attitudes towards appearance (Dissertation). Carbondale: Southern Illinois University; 2001.
Fassino S, Leombruni P, Pierò A, Daga GA, Amianto F, Rovera G, et al. Temperament and character in obese women with and without binge eating disorder. Compr Psychiatry 2002;43(6):431-7.
Leung N, Thomas G, Waller G. The relationship between parental bonding and core beliefs in anorexic and bulimic women. Br J Clin Psychol 2000;39 ( Pt 2):205-13.
Strober M, Freeman R, Morrell W. The long-term course of severe anorexia nervosa in adolescents: Survival analysis of recovery, relapse, and outcome predictors over 10–15 years in a prospective study. Int J Eat Disord. 1997 Dec;22(4):339-60.
Shayeghian Z, Vafae M, Rasolzadeh Tabatabay K. The mediating role of maladaptive core beliefs and eating disorder beliefs in the relationship between parental bonding and eating disorder symptoms. Adv Cogn Sci 2010;11(4): 29-39. (Full text in Persian)
Cooper MJ, Rose KS, Turner HM. The specific content of core beliefs and schema in adolescent girls high and low in eating disorder symptoms; Eat Behav 2006;7(1):27-35.
Cooper MJ, Hunt J. Core beliefs and underlying assumptions in bulimia nervosa and depression. Behav Res Ther 1998;36(9):895-8.
Back E. Adolescent eating problems (Dissertation). Uppsala: Uppsala University; 2005.
Striegel-Moore RH, Cachelin FM. Etiology of eating disorders in women. Counseling Psychologist 2001;29(5):635–61.
Lineham M. Cognitive- behavioural treatment of borderline personality disorders. New York: Gilford; 1993.

Crostophine E, Mountford V, Tomlinson S, Waller G, Meyer C. Distress tolerance in the eating disorders. Eat Behav 2007;8(1):91-7.
Root MPP, Fallon P. Treating the victimized bulimic: The functions of binge-purge behavior. J Interpersonal Violence 1989;4(1):90−100.
Bowlby J. Attachment and loss. New York: Basis Book; 1969.
Haslam M, Mountford V, Meyer C, Waller G. Invalidating childhood environments in anorexia and bulimia nervosa. Eat Behav 2008;9(3):313-8.
Murray C, Waller G, Legg C. Family dysfunction and bulimic Psychology: The Mediating Role of Shame. Int J Eat Disord 2000;28(1):84-9.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید