پژوهنسال دهپان (زدهممجله، شماره آذ5پژوهشير، و پي دي در دانشگاه پي 1389 علوم77 ، پزشكي صفحات 225شهيد تا 232بهشتي ) تاريختاريخ پذيرشدريافت مقالهمقاله:: 2213//1210//13881389

مقايسه تأثير روايت درماني و رژيم درماني بر شاخص تصوير بدن زنان مبتلا به
اضافه وزن و چاقي
سميه سادات مكيّان1، دكتر حسين اسكندري2، دكتر احمد برجعلي2، دل آرام قدسي4

كارشناس ارشد روان شناسي عمومي، دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي، دانشگاه علامه طباطبايي
استاديار گروه روان شناسي باليني، دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي، دانشگاه علامه طباطبايي
-9144451289

كارشناس ارشد تغذيه، دانشكده علوم تغذيه و صنايع غذايي، كلينيك تغذيه و رژيم درماني، دانـشگاه علـوم پزشـكي شـهيدبهشتي
چكيده
سابقه و هدف: اين مطالعه با توجه به اهميت شاخص تصوير بدن در زنان مبتلا به اضافه وزن و چاقي و به منظور مقايسه نقش رژيـم-هاي غذايي و روايت درماني در اصلاح تصوير بدن زنان مبتلا به اضافه وزن انجام گرفت.
مواد و روشها: در اين كارآزمايي باليني از بين مراجعهكنندگان به كلينيك تخصصي تغذيه و رژيم درماني،0 3 زن مبتلا به اضـافه وزنانتخاب شدند و بهطور تصادفي در دو گروه آزمايشي يك و دو و يك گروه كنترل قرار گرفتند. گروه آزمايشي 1 فقط تحت رژيم درماني(به مدت 5 هفته )، گروه 2 علاوه بر رژيم درماني تحت روايت درماني نيز قرار گرفتند و گروه كنترل هـيچ مداخلـهاي دريافـت نكردنـد.
جلسات روايت درماني شامل 12 جلسه 50 دقيقه اي بود كه هفتهاي دوبار و به صورت گروهي اجرا شد. وزن افراد بـا حـداقل لبـاس بـاترازويSeca با دقت 5/0 كيلوگرم و قد افراد در حالت ايستاده با قدسنج متصل به ترازو بـا دقـت 5/0 سـانتيمتـر انـدازه گيـري شـد.
شاخص توده بدن (Body Mass Index) با تقسيم كردن وزن بر مجذور قد بر حسب متر اندازهگيري شد. دادههاي مربـوط بـه شـاخصتصوير بدن با استفاده از پرسشنامه روابط چند بعدي خود -بدن گردآوري شد. تجزيه و تحليـل داده هـا بـا اسـتفاده از نـرم افـزارSPSS نسخه 16 و آزمون تحليل كوواريانس، آزمون تعقيبي توكي و آزمون t انجام شد.
يافتهها: در ارزيابي تصوير ذهني بدن در افراد گروه كنترل در ابتداي مطالعه ميانگين 20/135 و در انتهاي مطالعه، 60/134 به دسـتآمد. در گروه آزمايشي 1 ميانگين اين شاخص در ابتداي مطالعه 1/148 و پس از انجـام مداخلـه 50/147 بـود. در گـروه آزمايـشي،2 ميانگين شاخص تصوير بدن در ابتداي مطالعه 80/150 و در انتهاي مطالعه به 90/163 افزايش پيداكرد. تحليـل دادههـا نـشان داد درپايان مطالعه، رژيمدرماني در بهبود تصوير بدني اثر معنيداري نداشته (05/0P>) اما روايت درماني در اصلاح تصوير بدن زنان مبتلا بـهاضافه وزن از رژيم درماني مؤثرتر بوده است (001/0P<).
نتيجهگيري: باتوجه به اثر روايت درماني بر بهبود تصوير بدن، اين روش از ساير روشهايي كه منجر بـه كـاهش وزن بيـشتر مـيشـود،مناسبتر است.
-18288245614

واژگان كليدي: روايت درماني، شاخص توده بدن، تصويربدن، رژيم درماني لطفاً به اين مقاله به صورت زير استناد نماييد:
McKean S, Eskandari H, Borjali A, Ghodsi D. The comparison between efficacy of narrative therapy and diet therapy on body image in overweight and obese women. Pejouhandeh 2011;15(5):225-32.
228674330

1
مقدمه

*نويسنده مـسؤول مكاتبـات: سـميه سـادات مكيّـان؛ تهـران، دانـشگاه علامـهطباطبايي، دانشكده روان شناسي وعلـوم تربيتـي؛تلفن همـراه: 091221868311؛
[email protected] :پست الكترونيك
اضافه وزن و چاقي به شـكل اپيـدمي جهـاني در آمـده اسـت.
اپيدميولوژيستها در بيش از 30 سال گذشته رونـد پايـايي ازشيوع فزاينده چاقي در اروپـا، ايـالات متحـده آمريكـا، آسـيا وخاورميانه شناسـايي كردنـد 1(). از ديـدگاه سـلامت عمـومي،افزايش مداخله هاي مؤثر بر درمان چاقي مسئله بسيار مهمـيبه شمار ميآيد. يكي از شايعترين مشكلات روانشناختي زنـانمبـتلا بـه اضـافه وزن، وجـود نقـص در تـصوير بـدن(Body Image) است . ظاهر فيزيكـي قـسمت مهمـي از تـصوير بـدنياست، زيرا اولين منبع اطلاعاتي است كه ديگران براي تعاملاتاجتماعي با فرد، از آن استفاده ميكنند. بنـابراين، ايـن عامـلنقش اساسي در تعيين باورها و رفتارها درباره بدن فـرد، بـازيميكند. اثرات روا نشناختي تصوير بدني شامل عوامـل ادراكـي،تحولي و فرهنگي–اجتماعي است 2(). تصوير بـدني، بازنمـاييدروني ظاهر بيروني فرد است كـه ابعـاد جـسماني و ادراكـي ونگرش نسبت به آنهـا را در برمـيگيـرد 3(). ابعـاد اصـلي ايـننگرشها شامل مؤلفه هاي ارزيـابي(Evaluation) (نارضـايتي ازبـدن)، سـرمايه گـذاري (Investment) (خـود طرحـواره هـاي ظاهري و اهميت ظاهر ايـدهآل درون سـازي شـده) و عواطـف (Affects) است 4(). اهميت تصوير بدني و جذابيت ظاهري دربين زنان و نوجوانان بيشتر از ساير اقشار جامعه است 5().
علم روانشناسي در دهههاي اخير شاهد ظهور الگوها و شـيوه-هاي درماني رو به رشدي بـوده اسـت كـه در درمـان فـردي وخانواده تحول ايجاد كرده و آن را به مسيرهاي جديـدي سـوقداده است . تعدادي از اين شيوههاي درمـاني بازتـاب پديـدهاي هستند كه ديدگاه پسامدرن (Post-modern) ناميده مي شـود .
متفكران اين ديدگاه معتقدند كه دانش و شناخت امري نسبيو وابسته به بافت آن است و نظام اعتقادي ما صـرفاً مـنعكس-كننده سازه هاي ذهني اجتماعي، يعني نظرهاي مختلـف و نـهواقعيت محض كه ما درباره دنياي خود خلق مـيكنـيم 6(). از طريـق روايتهـاي افـراد مـيتـوان بـه احـساسات، هيجانـات و نگرشهاي آنان پي برد. انسانها براس اس روايتهايي كه ساختهاند دست به كنش و واكنش ميزنند و اين فرآيند سبب مـيشـوداحساس كنند از توانـايي پـيشبينـي و كنتـرل زنـدگي خـودبرخوردارهستند. در واقع روايت در پي ساخت دادن به تجـاربافراد است 7().
روايت درماني(Narrative Therapy) از جمله مواردي است كه در زمين ه اختلالات خوردن مطرح شده و بهنظر مي رسـد مـي-تواند در بهبود وضـعيت روانـشناختي ايـن افـراد مـؤثر باشـد. كنترل چـاقي مـسئلهاي قابـل بحـث اسـت. چـاقي پديـدهاي پيچيده و چندعليتي اسـت و در علـل و پيامـدهاي آن عوامـلزيـستي، روان شـناختي و اجتمـاعي دخالـت دارنـد، بنـابراين كنترل و درمان آن ازحيطه يك رشته واحد خارج است. بر پايه تحليل تصوير بدني، رويكرد جديدي براي درمان چاقي بهوجود آمد. اين رويكرد براي به حداقل رساندن افـزايش دوبـاره وزن،كه عموماً به دنبال كاهش وزن پيش ميآيد، و بهمنظـور غلبـهبر موانع روان شناختي جهت فراگيري و پايبندي دراز مدت بهرفتار مؤثر كنترل وزن، طرح ريزي شد كه بـه بيمـاران كمـككند كه مهارتهاي مورد نياز براي كنتـرل موفقيـتآميـز وزن واصلاح روايتهاي مربوط به بدن و استعارههاي بدني را فرا گيرند و پس از آن به كار بندند 8(). روايت درماني در انواع مختلفـياز مشكلات اختلالات خوردن، بـي اختيـاري ادراري 9() سـوءاستفاده جنسي و مقابله با بيماريهـاي پزشـكي( 10) بـه كـارگرفته شده است. Dacosta و همكاران در سال 2007 در يـكمطالعه موردي باليني دريافتند كه روايـت درمـاني (مـي توانـددراختلال بدريختي بدني مؤثر باشد (11).
باتوجه به اينكه تا به حال به بررسي اثربخشي روايت درماني برشاخص تصوير بدني زنان مبتلا به اضـافه وزن پرداختـه نـشدهاست و ازطرف ديگر، بررسي روايتهاي افراد مبتلا به اضافه وزندر تشكيل شاخص تـصويربدن آنـان مـؤثر اسـت و پيامـدهايمؤثري براي كاهش شاخص توده بدني دارد، ايـن پـژوهش بـاهدف مقايسه تأثير روايت درماني و رژيم درمـاني بـر شـاخصتصوير بدني زنان مبتلا به اضافه وزن انجام گرفت.
مواد و روشها
در اين كارآزمايي باليني از بين زنان مراجعهكننده به كلينيـكمشاوره تغذيه و رژيـم درمـاني در شـهر تهـران، 30 زن داراياضافه وزن كه داراي معيارهاي ورود به مطالعه بودند بـه روشنمونهگيري تصادفي انتخاب شدند. معيارهاي ورود بـه مطالعـهشامل داشتن حداقل 18 سال و حداكثر 36 سال سن، حداقلتحصيلات در سطح ديپلم، شاخص توده بـدني (25(BMI ، باردار نبودن يا نداشـتن برنامـه بـراي بـارداري، عـدم مـصرفداروهاي روان گردان يا داروهاي تأثيرگذار بر وزن، عـدم وجـوداخـتلالهـاي روانـي ايجـابكننـده درمانهـاي فـوري (مانن د پراشتهايي عصبي ،اختلال در خوردن با ولع و اختلال خـوردنشبانه)، عدم وجود استرسـورهاي شـديد (مثـل طـلاق و جـداشدن از همسر)، عدم وجود سابقه بيماريهـايي نظيـر تيروئيـد،ديابــت، بيمــاري كليوي،بيمــاري قلبــي -عروقــي بــود. افــراد شركتكننده در مطالعه در زمان انجـام مطالعـه بـراي كـاهشوزن يا روان درماني تحت نظـر كلينيـك ديگـري نبودنـد و درمورد دو گروه آزمايشي، حداقل يك مـاه از آغـاز رژيـم غـذاييآنها سپري ميشد.از آنجا كه روايت درماني يك مداخله درماني باليني تلقي مي شود، بنابراين تعداد اعضاي نمونه با استناد بـهپژوهشهاي قبلي و كارهاي مـشابه در ايـن حيطـه،تعيين شـد(12). به اين صورت كه تعداد افراد گروه آزمايـشي بـراي طـيكـردن مـصاحبههـاي روايـت زنـدگي وگذران دن دوره روايـت درماني بعد از ريزش نمونه 10 نفر تعيين شد. پـس از توجيـهافراد در مورد تحقيق در حال انجام و تكميل رضايتنامه كتبـيتوسط افراد، نمونهها به طور تصادفي و بـه تـساوي در دو گـروهآزمايشي و يك گروه كنترل قرار گرفتند. گروه آزمايـشي يـك،فقط رژيم غذايي دريافت مـيكردنـد و گـروه آزمايـشي دو بـههمراه رژيم هاي غذايي، روايت درماني نيز مي شدند و 10 نفـرهم در گروه كنترل قرار گرفتند كه هيچ مداخلـهاي روي ايـنافراد صورت نگرفت. اين 10 نفر نيز از ليست انتظار متخـصصتغذيه براي آغاز رژيمهاي غذايي، با داشتن معيارهاي ورود بـهپژوهش، بهصورت تصادفي انتخاب شدند.
وزن افراد با حداقل لباس بهوسيله ترازويSeca بـا دقـت5/0 كيلوگرم و قد افراد در حالت ايستاده با قدسنج متصل به تـرازوبا دقت 5/0 سانتي متر اندازهگيـري شـد. شـاخص تـوده بـدن(Body Mass Index) با تقسيم وزن بر مجذور قـد بـر حـسبمتر اندازه گيري شد . ابزارگـردآوري اطلاعـات در ايـن پـژوهشپرسشنامه روابط چندبعدي خـود -بـدن (Multidimensional Body Self Relation Questionnaire) اسـ ت. مقيـ اس خودسنجيMBSRQ ، 46 ماده اي، توسـطCash و همكـاراندر سال 1986 و 1987، براي ارزيابي تصويربدني، طراحي شد(13). در اين تحقيـق، نـسخه نهـايي آن كـه توسـطCash در
1997 آماده شده، مورد استفاده قرار گرفت. مقياس حاضر، درواقع داراي سه زيرمقياس نگرشي شامل ارزيابي، توجه و رفتـاراست كه مقياس ارزيابي ظاهر فيزيكي آن، بهطـور گـسترده در تحقيقات انجام شده در زمينه تصويربدني استفاده شده اسـت.
زيرمقياسهاي رفتاري و توجهي نيز به منظور ايجاد يك زمينـهگرايشي د ر مورد تصويربدني، با يكديگر تركيب شدهاند (14) و زيرمقياسهايي كه رضـايت بـدني و نگرشـهاي وزنـيweight ) attitudes) در آن وجـــود دارد نيـــز، اضـــافه شـــده اســـت.
زيرمقياسهاي اين مقياس عبارتند از: 1- ارزيابي وضع ظـاهريappearance evaluation, AE) ،) 2- گـــــرايش بـــــهظ اهر(appearance orientation, AO ،) 3- ارزي ابي تناس ب (fitness evaluation, FE ،) 4- گـــرايش بـــه تناســـب (fitnessorientation ,FO ،) 5- دلمشغولي با اضافه وزن يا وزن ذهني (subjective weight, SW ،) 6- رضايت از نواحي بـدنيbody areas satisfaction, BAS)). مشخصههـاي روان سـنجيپرسشنامه روا بط چند بعدي بدن-خود در پژوهشهاي خـارجيم ـورد تأيي ـد ق رار گرفت ه اس ت .ازجمل ه در مطالع هاي كــه توسـطCash در سـال 1994 انج ام شـده، همـساني درونـي ((internal consistency زيرمقيـاس ارزي ابي وض ع ظ اهري
(AE)، 88/0 و همساني دروني زيرمقياس رضامندي از نـواحيبدني (BAS)، 77/0 بود . همچنـين زيرمقيـاس ارزيـابي وضـعظـاهري (AE) داراي اعتبـار 81/0 و زيرمقيـاس رضـامندي از نواحي بـدني (BAS) داراي اعتبـار 86/0 بـود . اعتبـار گـزارششده براساس دو بار اجرا به دسـت آمـده اسـت (15). راحتـي(1383) نيز، به بررسي اعتبار و روايي پرسشنامهMBSRQ درنمونههاي ايراني پرداخته است . نتايج به دست آمـده بـه شـرحذيل بودهاند.
اولين همگرايي آزمون، از طريق بررسي رابطه بـين پرسـشنامهتصوير بدني و عزت نفس بررسـي شـده اسـت. نتـايج مربوطـهنشان داد كه بين تـصوير بـدني بـا عـزت نفـس، در دختـران،پسران و كل نمونههاي دانشجويي، بـه ترتيـب، همبـستگيهايزير به دست آمده است: 52/0، 58/0 و 55/0. آلفـاي كرونبـاخكل و خـرده مقياسـهايSW ،FE ،FO ،AO ،AE وBAS ، در
آزمودنيهاي مؤنث به ترتيب برابر است بـا 85/0، 60/0، 76 ،/0 46/0، 79/0، 80/0 و 81/0؛ و در آزمودنيهاي مذكر به ترتيـببرابر است با 82/0، 75/0، 78/0، 69/0، 88/0، 84/0 و 8/0؛ ودر كل آزمودنيها به ترتيب برابر بـا 88/0، 67/0، 79/0، 57 ،/0
83 ،/0 83 و/0 84/0، بوده است (16).
افراد گروه يك توسط متخـصص تغذيـه و رژيـم درمـاني،برايمدت 5 هفته، رژيـم غـذايي كـم كـالري(Low calorie diet) جهت كاهش وزن دريافت كردند. بهعلاوه از افراد خواسته شـدتا برنامه فعاليت بدني خود را با توجه به نظر متخـصص تغذيـهتنظيم كرده و ميزان آن را تغيير ندهند. افراد اين گروه هر سه هفته يك بار با متخصص تغذيه ملاقات داشتند. افراد گـروه2 علاوه بر رژيـم غـذايي در 12 جلـسه گروهـي روايـت درمـانيشركت كردند . پروتكل روايت درماني نيز بر اساس جهتگيري زيرمؤلفههاي تست تصوير بدن به صورت درمان گروهي در 12 جلسه، براساس نظريه روايت ترجمه و تنظيم شد. برنامه شامل 12 جلسه 50 دقيقه اي بود كه در طول 5 هفته، هفتهاي دوبارو به صـورت گروهـي اجـرا شـد. (تعـداد جلـسات مـيتوانـستدرصورت لزوم با تكرار متناوب بعضي از جلـسات بـه عـدد 20 برسد). به منظور اجراي جلسات مداخله، ابتدا براي هر يـك ازافراد جلسه اي انفرادي جهت مصاحبه تكميلي و مطـرح كـردناهداف درماني ترتيب داده شد. پس از انجام مـصاحبه و بحـثدرباره مفيد بودن و لزوم شركت آنـان در گـروه درمـاني و بـهتوافق رسي دن جهت شركت در گروه، قراردادكتبي درمـاني بـهمنزله تعهد شركت در تمامي جلسات نوشته شد. در هر جلسه، ابتدا هدف از تشكيل جلسه، سپس موضـوعات مربـوط بـه آنجلسه مطرح شد و اعضاي گروه، با تفكر، بحث و تبادل نظر به بررسي مطالب پرداختند. همچنين به سؤالات مراجعين پاسـخداده مي شد. در پايان هرجلـسه، مطالـب جمـعبنـدي شـده وتكليفي براي جلسه بعد بهصورت تايپ شده به اعضا ارائه مـي-شد. جلسه معارفه و گرفتن پيشآزمون و جلسه برگزاري پس-آزمون بهعنوان جلسات درماني لحاظ نميشود. جلسات درماني به اين صورت طرحريزي شد : مرحله بهترين بدن، مرحله نقشبدن، مرحله تنفس بدن، مرحلـه جـاروي بدني،مرحلـه جريـانبدن، مرحلـه سـبكتـرين بـدن، مرحلـه شـروع بـدن، مرحلـهبرازندگي بدن، مرحله آيينه بدن 8(). درروايت درماني، فاصـلهبين جلسات متغيـر اسـت و هـيچ فرضـي مبنـي بـر جلـساتهفتگي و يا هر گونه فواصل از قبل تعيين شـده وجـود نـدارد.
روايت درماني يك درمان كوتـاه مـدت نيـست، بـا ايـن حـالتكنيكها و كارهاي روايتي ميتوانند طـول مـدت درمـان را ازهر نوع روش درماني ديگر كوتاهتر كنند (17). گـروه 3 (گـروهكنتــرل) تحــت هــيچ مداخلــه اي قــرار نگرفتنــد . دادههــاي دموگرافيك مربوط به وضعيت تاهـل، تعـداد فرزنـدان، سـطحسواد و وضعيت اشتغال افراد نيز با استفاده از يـك پرسـشنامهخوداجرا جمع آوري شد . سپس براي تجزيـه و تحليـل دادههـاازآزمون تي مستقل، مربع كاي و تحليل كوواريـانس و آزمـونتعقيبــي تــوكي اســتفاده شــد . 05/0< P ســطح معنــيداري اختلافها در نظر گرفته شد.
يافته ها
توزيع نمو نهها در گروههاي آزمايشي 1 و 2 و گـروه كنتـرل ازنظـر متغيرهـاي دموگرافيـك يكـسان بـود. در هـيچ كـدام از فراوانيهاي درصدي، اختلاف بيش از 10 درصد ديده نمي شـود و تفاوت آماري معنيدار بين گروهها وجود نداشت (جدول1).
جدول1 -توزيع زنان داراي اضافه وزن دريافت كننده رژيم درماني با و بدون روايت درماني و گروه گواه آنان بر اساس ويژگيهاي دموگرافيك
كل گروه كنترل گروه آزمايشي 2 گروه آزمايشي 1 ويژگيهاي فردي

83/33
6/67
26/67 0
26/67
3/33
30
3/33
متاهل مجرد وضعيت تاهل
6/67 3/33 3/33 0 مطلقه
63/33
26/67
20
16/67
ديپلم وضعيت تحصيلات

10 6/67 3/33 0 فوق ديپلم
23/33 0 10 13/33 ليسانس
3/33 0 0 3/33 فوق ليسانس

80
30
26/67
23/33 خانه دار وضعيت اشتغال

13/33 3/33 3/33 6/67 كارمند
6/67 0 3/33 3/33 دانشجو

20
3/33
10
6/67 بدون فرزند تعداد فرزند

33/33 13/33 10 10 يك فرزند
36/67 13/33 6/67 16/67 دو فرزند
10 3/33 6/67 0 سه فرزند
28/70 28/00 28/90 29/20 سن (سال)
 تفاوت بين گروههاي مورد بررسي معنيدار نبود ( 05/0>p).

آزمايشي يك، ميانگين نمره تصوير بدني قبل و بعد از مداخلـهبه ترتيب 39/9 -/+ 1/148 و 92/9 -/+ 5/147 بود كه اختلافمعنيدار نداشت و در گروه آزمايشي دو نيز به ترتيـب 8/7 -/+ 8/150 و28/9 -/+ 9/163 شـد. اخـتلاف نمـره قب ل و بعـد از مداخلــه در گــروه آزمايــشي دو معنــيدار بــود (05/0< P). در جدول 2 وضعيت تصوير بدني افراد گروههاي مورد آزمايشقبل و پس از انجام مداخله نـشان داده شـده اسـت. ميـانگيننمره تصوير بدني در گروه كنترل قبل و بعد از مطالعه يكـسانو به ترتيب 2/135 و بعد آن 6/134 بود . در جدول 3 اثر رژيمدرماني بر شاخص تصوير بـدن زنـان گـروه آزمايـشي يـك بـااستفاده از آزمـونt وابـسته نـشان داده شـده اسـت. در گـروه

جدول 2 -وضعيت تصويربدن در گروههاي مورد مطالعه قبل و پس از انجام مداخله
گروه آزمايشي 2 گروه آزمايشي 1 گروه كنترل وضعيت تصوير
ابتداي مداخله انتهاي مداخله ابتداي مداخله انتهاي مداخله ابتداي مداخله انتهاي مداخله بدن
163/90 150/80 147/50 148/1 134/60 135/20 ميانگين
جدول 3 – بررسي اثر رژيم درماني بر وضعيت تصوير بدن در زنان گروه آزمايشي
سطح معنيداري درجه آزادي مقدار t انحراف معيار ميانگين متغير ها
0/260 9 -1/203 9/39 148/1 تصوير بدن در ابتداي مطالعه
9/92 147/5 تصوير بدن در انتهاي مطالعه

تحليل كوواريانس كـه از جملـه مهمتـرين آنهـا نرمـال بـودنتوزيعها، برابري شيب خط رگرسيون و برابري واريانسهـا بـود،وجود داشت ). بـا اسـتفاده از ايـن آزمـون مـشخص شـد بـين نتايج آزمونt وابسته جهت بررسي اثر روايت درماني همراه بـارژيم غذايي بر شاخص تصوير بدن افراد گـروه آزمايـشي دو درجدول 4 ارائه شده است. در جدول 5 تـأثير روايـت درمـاني و
رژيم درماني بر شاخص تصوير بدن در سه گروه مورد مطالعـه، ميانگين نمره تصوير بدني سه گروه اخـتلاف معنـي دار آمـارين شان داده ش ده اس ت.بـراي مقايـسه س ه گ روه از آزم ون وجود دارد (001/0< P) .
كوواريانس استفاده شد (پيش فرضهاي مورد نياز براي آزمـون
جدول 4 -بررسي اثر روايت درماني به همراه رژيم غذايي بر وضعيت تصوير بدن در زنان گروه آزمايشي

378716281756

متغير ها ميانگين انحراف معيار مقدار t درجه آزادي سطح معني داري تصوير بدن در ابتداي مطالعه 8/150 80/7 964/4 9 001/0 تصوير بدن در انتهاي مطالعه 9/163 28/9

جدول 5 -مقايسه اثر رژيم درماني و روايت درماني بر شاخص تصوير بدني در زنان مورد مطالعه
سطح معني داري مقدار F ميانگين مجذورات درجه آزادي مجموع مجذورات منبع واريانس
0/000 57/311 1498/14 1 1498/1 متغير هم تغير(پيش آزمون)
0/000 22/381 585/05 2 1170/1 تفاوت بين گروه ها
26/14 26 679/7 خطا
30 669544/0 كل

در جدول 6 با استفاده از آزمـون تعقيبـي تـوكي تفـاوت بـينگروهها نشان داده شده است. با توجه به سـطوح معنـيداري و تفاوت ميانگينها مشخص ميشـود كـه بيـشترين تفـاوت بـينگروه آزمايشي 2 و گروه كنترل وجـود دارد. زيـرا تفـاوت بـينآنها 29 و سطح معني داري آنها (001/0P=) اسـت . در مرحلـهبعد گروه آزمايشي اول و گروه آزمايـشي دوم قـرار دارد. بـدينمعني كه تفاوت بين گروه آزمـايش 1 بـا گـروه آزمـايش 2 ازتفاوت بين گروه آزمايش 1 با گروه كنترل بيشتر است.

جدول 6 -تفاوت وضعيت شاخص تصوير بدن در بين گروههاي مورد مطالعه
سطح م عنيداري انحراف معيار تفاوت ميانگينها گروهها
0/001
0/009 4/01
4/01 -16/4
12/9 گروه آزمايشي 2گروه كنترل گروه آزمايشي 1
0/001
0/001 4/01
4/01 16/4
29/3 گروه آزمايشي 1گروه كنترل گروه آزمايشي 2

بحث
از ديدگاه سنتي، هدفهاي درمان چاقي به صورت كـاهش وزنبدن تا دسترسي به وزن ايدهآل با توجـه بـه نمودارهـاي قـد ووزن بــوده اســت . همــين منطــق درمــاني در دهــه 1980 پژوهشگران را برانگيخت تا انواع گوناگون مداخلـههـا همچـوندارو درماني و برنامههاي غذايي بسيار كم كالري (يعني كمتـراز 800 كيلو كالري در روز) را بـا مداخلـه رفتـاري، بـه منظـوركاهشهاي بيشتر وزن تركيب نمايند (18). اقدامات براي ايجادچنين كاهشهايي موفقيتآميز بودند، لـيكن ابقـاي دراز مـدتوزن كاسته شده، ناپايدار بود (19). به همـين جهـت در طـولدهه 1990 پژوهشگران تغييرات كوچك در وزن و رفتار را به-عنوان پيامدهاي درماني معقول(reasonable) پيش نهاد كردند(20). به اين معنـا كـه عـدم اثـر بخـشي رژيـم هـاي غـذاييبتنهايي، توسط اين محققان تأكيد شـده اسـت. Kent درسـال2000 مطرح ميكند، زمـاني كـه بافـت فرهنگـي جامعـه بـرارزشمندي جذابيت ظـاهري بـويژه بـراي زنـان تأكيـد نمايـد،بتدريج زمينه نگراني راجع به تصوير بدن فراهم ميشود (21).
همانطوركه تحقيـقLinnebach در سـال 2004 بـه بررسـينارضايتي از تصوير بدني و رشد روايـت فمينيـستي(feminist narrative) در زنان پرداخته است (22). اما همانطوركه نتايج حاصل از تحليل دادهها در مطالعه ما نـشان داد، رژيـم غـذاييترميمكننده نمرات تصوير بدني نبود. اما نارساييهاي رژيمهـايغذايي در مورد اثرگذاري بر شاخص تصويربدن، آنها را بـا يـكسيكل معيوب مواجه ميسازد كه نه تنها منجر به افزايش وزنمجدد ميشود بلكه نارضايتي از تـصويربدني، بـهعنـوان پيامـدبــالقوه آن را افــزايش مــي دهــد.كــاهش وزن ممكــن اســتمشهورترين روش درمان تصوير بـدن باشـد (23)، لـيكن بايـدتوجه داشت كه كاهش وزن به تنهايي منجر به كمي بهبـوديدر تصوير بدن افراد چاق مي شود؛ اما كـاهش وزن ـ بـويژه درحد متوسط ـ به خودي خود تمام مشكلات مربوط بـه تـصويربدن را از بين نميبرد (24) اين موضـوع كـه بهبـودي تـصويربدن با مقداركاهش وزن ارتباط كمـي دارد ، بـا نظريـه تـصويربدن بازمانده (vestigial body image) مطـرح شـده از سـويCash در 1990 همسان است. وي پيشنهاد ميكنـد برخـي ازافرادي كه وزن كم كرده اند هنوز هماننـد افـراد دچـار اضـافهوزن، از تصوير بدن خود نارضايتي بسيار دارند. همچنـين ايـنيافته كه كاهش بيشتر وزن با بهبودي بيـشتر در تـصوير بـدنهمراه نيست، وجـود يـك آسـتانه كـاهش وزن(weight loss threshold) را مطرح ميسازد. كاهشهاي كم وزن ممكن اسـتبهبوديهاي معني داري را در تصوير بدن به وجود آورد، اما الزاماًبهبوديهاي بيـشتر بـا كـاهش وزن اضـافي رخ نمـيدهـد . در عوض، اين يافته پيشنهاد ميكند كه عـواملي غيـر از وزن (يـاكاهش وزن ) ممكن است تغييرات در تصوير بدن را تحت تأثيرقرار دهد . محققان همراستا با اين مطالعـات، تـصويربدن را بـهعنوان عاملي غير از وزن، مورد بررسي و اصـلاح قـرار دادهانـد .
.همانطور كه همگام با اين يافتهRosen در سال 2002 نشانداد كه مداخله شناختي-رفتـاري طراحـي شـده بـراي اصـلاحافكار منفي مرتبط با وزن كه منجر به كاهش وزن نمـي شـود،در مقايسه با مداخلهاي كه كاهش وزن را ايجاد ميكند، باعـثبهبوديهايي در تصوير بدن ميشود (25).اشخاص چاق ممكـناست يك تصوير بدن دروني شده منفـي را بـر خـلاف كـاهششاخص توده بدنشان به سطح نرمال حفظ نمايند (26). اما بـاتوجه به نتايج به دست آمده از پژوهش، به علت اصلاح تـصويربدني دراثر روايت درماني، روايتهاي اوليه چاقي بررسي شـده ودر همين راستا از تشكيل يك تصوير بدن دروني شـده منفـيجلوگيري ميشود. به همين علت اين عامل بهعنوان يك عاملمداخلهگر در نرسيدن به شاخص توده بدني نرمال يا ابقـا وزنبعد از آن، خنثي ميشود. همچنـان كـهCope و همكـاران درسال 2004 اذعـان داشـتهانـد كـه نارضـايتي از تـصوير بـدن،بهترين پيش بينيكننده افزايش دوباره وزن به شـمار مـيآيـد(27). به عبارتي روايـت درمـاني، بهتـرين پـيش بينـيكننـدهافزايش دوباره وزن را مورد بررسـي، دسـتكاري و اصـلاح قـرارداده است . بنابراين بر پايه نتايج به دست آمده و مطالعات ذكرشده، تحقيق پيشنهاد ميكند كه موضوعهاي مربوط به تصويربدن بايد طي فاز ابقا وزن با هدف برخورد بـا هـر نـوع مـشكلباقيمانده از تصوير بدن بهعنوان اولين گام و متعاقب آن شروعفاز كاهش وزن، عنوان شود تا ابقا وزن پايدار رخ دهـد. همـانطور كه ذكر شد بـا مداخلـه روايتـي، روايتهـا اصـلاح شـده ومتعاقب آن تصوير بدني بهبود مييابد و پس از آن بدن كاهشوزن را تجربه كند. برخلاف اين يافتـهCooper و همكـاران درسال 2001 پيشنهاد كردند كـه بـا اسـتناد بـه رفتـار درمـانيشناختي(cognitive behavior therapy) درمان تـصوير بـدنبايد به دنبال كاهش وزن طي فاز ابقـا وزن درمـان، بـهمنظـوربهبود ابقاي دراز مدت وزن به كار بـسته شـود (28). محققـاناستدلال مي كنند كـه چـون برنامـههـاي كـاهش وزن سـنتي(همانند رژيم هاي غذايي ) به بهسازي تصوير بدن نميپردازنـد،بهطور مكرر شكست ميخورند. زيرا رژيمها با روايتهاي زنـدگيزنان مبتلابه اضافه وزن وچاقي، همگام نيستند. درمان تـصويربدني ممكن است حساسترين و اولين مكانيسم براي كاهش وسپس ابقا موفقيتآميز و دراز مدت كاهش وزن باشد.
نتيجه گيري
مداخله روايت درماني همگام با رژيم غذايي ميتواند رژيم هـايغذايي را از حيث اصلاح تصويربدن، تقويت كند. همانطوركـهذكرشــد رفتاردرمــاني شــناختي بــه عنــوان يــك مداخلــهروانشناختي در جهت كاهش وزن، اصلاح تصوير بدني را بـه-عنوان دومين فاز درماني پيشنهاد ميكند. اما روايت درماني بهعنوان يك رويكرد درمـاني جديـد، اصـلاح تـصوير بـدن را بـهعنوان اولين و مؤثرترين گام كه همـراه بـا رژيـمهـاي غـذايياعمال مي شود، در نظرميگيرد و فاز كـاهش وزن را بـهعنـواندومين مرحله براي كاهشهاي وزن پايدارتر معرفي ميكنـد . بـاتوجه به اثربخشي روايت درمـاني بـر شـاخص تـصوير بـدني ومعنيدار بودن سازه تصوير بدني در مقوله اضافه وزن و كاهشآن، نياز به اين مداخله همگام با رژيـمهـاي غـذايي در بهبـودمعضل چاقي در كشور احساس ميشود. قابـل ذكـر اسـت كـهحجم كم نمونه بـهعنـوان يكـي از محـدوديتهاي قابـل توجـهدرپژوهش حاضر، قلمداد ميشود، لذا پيشنهاد ميشود اجـراياين رويكرد درماني با حجم نمونه بيـشتر، مـورد بررسـي قـرارگيرد.
تشكر و قدرداني
نگارندگان اين مقاله مراتب تشكر خود را از مسئولين كلينيـكتغذيــه انــستيتو تحقيقــات تغذيــهاي ايــران و كليــه بــانوانشركت كننده در اين مطالعه، ابراز ميدارند.

1273351107143

REFERENCES
.1 Field AE, Barnoya J and Goldtiz GA. Epidemiology and health and economic consequences of obesity. In: Wadden A, Stunkard AJ, editors. Handbook of obesity treatment. New York: Guilford press; 2002; p. 3-18.
.2 Sarwer DB, Crerand CE, Didie E. Body dysmorphic disorder in cosmetic patient. Facial Plast Surg 2003;19 (1):718.
.3 Pruzinsky T. Body image assessment. In: Cash TF, editors .Body images, Development, Deviance and change.2nd ed. New York-London: Guilford press.1990; p. 102-4.
.4 Bohne A, Wilhelm S, Keuthen NJ, Florin I, Baer L, Jenike MA. Prevalence of body dysmorphic disorder in a German college student sample. J Consult Clin Psychol 2002; 109(1):101-4. 5. Mohamadi N, Sajadinejad M. Relationship between worry about body image, negative evaluation fear, self-esteem and social phobia. Journal of Psychology (Tabriz University) 2007;5(2):55-7.
.6 Liotar JF. Big narrative, Meta narrative. In: Noroozi H, editors. Modernism and post modernism. 2nd ed. Naghshe jahan Publication: 2003; p.207-13.
.7 Brown C. Narratives and metaphors. In: Brown C, Tod AS, editors. Narrative Therapy: Making meaning, making Lives. 1st ed. Sage Publication: 2007; p:28-30.
.8 Linehan MM. Using similes, Analogies, Metaphors and Stories (SAMS). In: Rushforth J, Bell R, editors. Overcoming body image disturbance.1st ed. New York: Routledge. 2008; p. 35-50.
.9 Sabol P. Narrative therapy: Perception and attitudes regarding the use of this paradigm with Latino and Pilipino Clients (Dissertation). Fairliegh Dickinson University;2006.
.01 Draucker CB. Narrative therapies for women who have live with violence. Archives of Psychiatric Nursing, Narrative Therapy and Community Work.Dulwich Center 2003;12 (3):162- 68.
.11 Dacosta D, Nelson TM, Rudes J, Guterman JT. A narrative approach to body dysmorphic disorder. AMHCA journal 2007; 26: 67.
.21 Aminikhoo N. The comparison between Efficacy of Narrative Therapy and Cognitive Behavior Therapy on Body Image and self esteem in women with breast cancer (Dissertation).Tehran: Alame Tabatabaii University; 2006. (Text in Persian).
.31 Thompson JK, Furman K. Body image, testing and mood alterations: An experimental study of exposure to negative verbal commentary. Eat disord 2002; 2(4):49-57.
.41 Annis NM, Cash TF, Hrabosky JI. Body image and psychosocial differences among stable average weight, currently overweight, and formally overweight women: the role of stigmatizing experiences. Body image 2004;1(2):155-67
.51 Wolf GE, Clark MM. Changes in eating self-efficacy and body image following cognitive–behavioral group therapy for binge eating disorder. Eat behav 2001;2(2):97-104
.61 Rahati A. Evolutionary Study of body image and its relationship with self-esteem based on comparison between adolescent, middle age and old people. (Dissertation), Tehran: Shahed University 2004. (Text in Persian).
.71 Payne M. editor. Narrative therapy (An introduction for Counsellors). 1th ed. London: Sage publication. 2004; p.4522
.81 Brownell KD, Jeffry RW. Improving long-term weight loss: pushing the limits of treatment. Behav Ther 1987;18:353-74.
.91 Wadden TA. Treatment of obesity by moderate and sever restriction: Results of clinical research trials. Ann Intern Med 1993;119:688-93.
.02 Foster GD, Kendall PC. The realistic treatment of obesity: changing the scale of success. Clin Psychol Rev 1994; 14:701-39.
.12 Kent G. Understanding the experience of people with disfigurements: An integration of four models of social and psychological functioning. Psychol Health Med 2000;5(2):117-29.
.22 Linnebach D. Culture’s not so great expectations: does feminist identity moderate women’s experiences with sexism and body image dissatisfaction. (Dissertation). Ohio: Ohio State University; 2004.
.32 Horgan KB. Body image. In: Brownell KD, Horgan KB, editors. Food Fight: The inside story of the food industry, America’s obesity crisis, and what we can do about it. 1nd ed. New York: Mc Graw Hill. 2004; p.111-12.
.42 Cooper Z. body image. In: Fairburn CG, Hawker DM, editors. Cognitive behavioral treatment of obesity: a clinician’s guide. New York: Guilford press. 2003; p. 25-7.
.52 Rosen JC. Obesity and body image .In: Fairburn CG, Brownell K, editors. Eating disorders and obesity: A comprehensive handbook.2nd ed. Routledge press. 2002; p.399-402.
.62 Adami F, Gandlofo P, Campostano A. Meneghlli A, Revera G, Scopinaro N. Body image and body weight in obese patients. Int J eating disorders 1998; 24: 299-300.
.72 Cope MB, Fernandez JR, Allison DB. Body image. In: Thompson JK, editors. Genetic and biological risk factors .Handbook of eating disorders and obesity. New Jersey: John Wiley & sons. 2004; p.232-338.
.82 Cooper Z, Fairborn CG. A new cognitive behavioral approach to the treatment of obesity. Behav Res Ther 2001;39:499-511.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید