پژوهنده (سال پانزدهممجله، شماره پژوهشي4 ، پي در دانشگاهپ ي علوم76 ، پزشكي صفحات 179شهيد تا 185بهشتي ) تاريخ دريافت مقاله: 8/12/88
مهر و آبان 1389 تاريخ پذيرش مقاله: 2/5/89

ترجمه و روانسنجي فرم كوتاه بررسي فعاليت عضلاني اسكلتي (SMFA) در بيماران دچار تروماي ارتوپدي در جامعه فارسي زبان
دكترعلي اكبر اسماعيلي جاه1، دكترسيد مرتضي كاظمي1، دكتر محيط بندري2، دكتر علي ارونتاج2، دكتر علي كلهرمقدم3، دكتر فريور لاهيجي4، دكتر سيد محمد جزايري1، دكتر لطيف گچكار5، دكتر محمدعلي اخوت پور6*

دانشيار، بيمارستان اختر، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دانشيار، گروه اپيدميولوژي و آمار حياتي، دانشگاه McMaster، كانادا
پزشك عمومي، مركز تحقيقات ارتوپدي، بيمارستان اختر
استاديار، بيمارستان اختر، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
استاديار، گروه بيماريهاي عفوني و گرمسيري، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
-9873193004

جراح ارتوپد، بيمارستان اختر، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي چكيده
سابقه و هدف: با توجه به شيوع و روند رو به افزايش مبتلايان به اختلالات عضلاني اسكلتي، و نارسايي ابزارهـاي فعلـي انـدازهگيـريوضعيت آن در كشور، و همچنين گزارش موفقيت پرسشنامه فرم كوتاه بررسـي فعاليـت عضـلاني اسـكلتي(SMFA) در سـنجش ايـناختلالات، اين تحقيق به منظور ترجمه و تعيين روانسنجي اين پرسشنامه انجام گرفت.
مواد و روشها: پرسشنامه اصلي انگليسي زبان SMFA تهيه و پس از ترجمه به فارسي و برگردانيدن ترجمه فارسي به انگليسي، از نظر اعتبار و پايايي مورد مطالعه قرار گرفت. براي تعيين اعتبار از روشهاي شاخص اعتبار محتوا، اعتبار صوري، اعتبار همزمان و اعتبار سازه استفاده شد. براي تعيين اعتبار همزمان از پرسشنامه SF-36 HEALTH SURVEY (كه قبلاًَ اعتبار و پايايي آن براي جامعه و فرهنگ ايراني مورد تأييد قرار گرفته بود) به روش همزماني (Concurrent Validity) استفاده شد.
يافته ها: تحقيق بر روي 326 بيمار كه در سنين 16±51 سال بوده و 7/56% مذكر بودند انجام گرفـت . ترجمـه پرسشـنامهSMFA از انگليسي به فارسي و مجدداً به انگليسي مورد تأييد قرار گرفت. شاخص اعتبار محتواي پرسشنامه به وسيله 20 نفر متخصـص ارتوپـديتأييد شد و پرسشنامه با نظرخواهي از متخصصين ارتوپدي و بيماران به لحاظ مربوط بودن، واضح بودن و ساده بودن مورد تأييـد قـرارگرفت، سپس اعتبار صوري نيز توسط همين افراد تأييد شد. اعتبار همزماني پرسشـنامه برابـر 91/0 و در زيـر مجموعـه پرسشـنامه ازحداقل 89/0 تا 93/0 به دست آمد (001/0<P).
نتيجه گيري: پرسشنامه SMFA در جامعه فارسي زبان داراي اعتبـار و پايـايي لازم بـراي سـنجش ميـزان فعاليـت عضـلاني اسـكلتيمي باشد. لذا به كارگيري اين پرسشنامه توصيه مي شود.
-17493232156

واژگان كليدي: فرم كوتاه بررسي فعاليت عضلاني- اسكلتي، اعتبار، پايايي، حساسيت و ويژگي، ارزش اخباري تست لطفاً به اين مقاله به صورت زير استناد نماييد:
Esmailijah AA, Kazemi SM, Bandari M, Arvantaj A, Kalhor Moghaddam A, Abdollahzadeh Lahiji F, Jazaieri SM,
Gachkar L, Okhovatpour MA. Translation and evaluation of short musculoskeletal function assessment questionnaire in
Farsi language patients with musculoskeletal trauma. Pejouhandeh .58-971:)4(51;0102

مقدمه1
در مطالعات پزشكي موارد بسياري رخ ميدهد كه نيازمنـد بـهاستفاده از يك روش ارزيابي اسـتاندارد جهـت مقايسـه نتـايج

[email protected] :پست الكترونيك
*نويسنده مسؤول مكاتبـات : دكتـر محمـدعلي اخـوت پـور؛ تهـران ، الهيـه ، بيمارسـ تان اختــر، بخـ ش ارتوپـ دي . تلفـ ـن:22605090- 21- 98+؛

خود با نتايج سايرين ميشويم. در چنين مواقعي سيستمهـايامتيازدهي به ياري ما خواهند آمد. اما نكتـه حـائز اهميـت در استفاده از اين پرسشنامه هـا ، روانسـنجي آن در ميـان جوامـعداراي فرهنگهاي مختلف مي باشد و نه ترجمه آنها. پرسشـنامهSMFA يـاShort Musculoskeletal Function Assessment form در سال 1999 توسـطSwiontkowski و همكـاران (1) در دپارتمان ارتوپدي دانشـگاهMinnesota در ايـالات متحـدهطراحي و معرفي شد و شـايد قـويترين پرسشـنامه موجـود درزمينه بررسي بيماران دچار مشكلات عضلاني اسكلت ي است كه مي تواند كوچكترين تغييـرات را در ايـن مـوارد تعيـين سـازد.
پرسشنامه مورد بحث (SMFA) دو قسمتي بـوده و 46 عنـوانرا بررسي مينمايد، بيمار محور بوده و در زمان 10 دقيقه قابل تكميل كردن است. از مزايـاي ايـن پرسشـنامه طيـف وسـيعآسيبهاي تحت پوشش آن مي باشد. بدين شكل كـه مـي توانـدموارد گستردهاي از آسيبهاي انـدام فوقـاني، تحتـاني و سـتونفقرات را بررسي كند. به گفته محققين، اين پرسشنامه توانايي مقايسه وضعيت بيمار را قبل و بعد از مداخله، مقايسه وضعيت دو بيمار با يك روش درماني و بالاخره مقايسه افـراد بيمـار بـاسالم را در سطح جامعه داراسـ ت. ايـن پرسشـنامه بـر اسـاسويرايش قديمي با نـا م MFA يـا Musculoskeletal Function Assessment طراحــي شــده اســت كــه اعتبــار، پايــايي وپاسخگويي آن قبلاً بـه تأ ييـد رسـيده و در مطالعـات، برتـريMFA نسبت به پرسشنامههاي مشابه گزارش شده است، اما به علت تعداد زياد سؤالات آن، تنها براي اهداف تحقيقاتي كاربرد دارد تا طبابت روزمره. بنابراين به نظر ميرسد در آينـده اي نـهچنـدان دور پرسشـنامه SMFA بـه عنـوان معتبرتـرين روش نمره دهي در بيماران دچار تروما و آسـيب هاي ارتوپـدي مطـرحشود.
هماهنـگ سـازي فرهنگـي (Cross cultural adaptation) بـه عنوان نخستين گام در استفاده از پرسشنامه هاي ارزيابي كننده شــرايط ســلامت (Health status questionnaire) مطــرح م ي باش ند (4-2). در ص ورت تماي ل ب ه اس تفاده از چن ينپرسشنامه هايي، ترجمه به تنهايي كفايت نمي كند و نياز مبـرمبه هماهنگ سازي موارد پرسشنامه با فرهنگ جامعه مورد نظـرجهت حفظ صحت پرسشنامه وجـود دارد (12-1). پرسشـنامهSMFA تاكنون به زبانهاي آلمـاني (6 و 9-8)، سـوئدي (5) و برزيلي (7) ترجمه و روانسنجي شده است، همچنين بر اسـاسداده هاي سايت اختصاصي دانشگاه Minnesota اين پرسشنامه بـه زبانهـاي اسـپانيولي و فرانسـوي نيـز در حـال روانسـنجي اســـــت (13). در مقام مقايسه دو پرسشـنامه قـديمي تـر بـاعنوانهاي SF-36 و WOMAC تاكنون به زبانهاي تركي، عربي، آلماني، ژاپني، ايتاليايي، اسـپانيايي، كـرهاي، سـوئدي و غيـرهترجمه و استاندارد شده كه از اين بين سهم زبان فارسي تنهـاپرسشنامه SF-36 (14) مي باشد.
در حال حاضر در مراكز گوناگون بر حسب نياز پرسشنامههـايتحقيقاتي به صورت فردي ترجمه شده و مـورد اسـتفاده قـرارمي گيرند و يا اينكه توسط پزشـك محقـق در لحظـه مطالعـه، ترجمه لفظي شده و از بيمار سؤال مي گردد. در حاليكه بعضـياز سوالات بايد توسط خود بيمـار خوانـده و پاسـخ داده شـوند يعني پرسشنامهها بعضاً بيمار محور ميباشـند . در هـر صـورتاين موضوع در منابع فارسي زبان مـورد بررسـي قـرار نگرفتـهاست. جهت ادعاي فوق مي توان به مطالعـاتي اشـاره كـرد كـهپرسشنامه ها بدون روانسنجي ثبت شده و بدون مرجعي در اين زمينه مورد استفاده قرار گرفته شده اسـت (17-15). ايـن در حالي است كه روند پژوهش جهـاني، روانسـنجي را بـه شـدتتوصيه ميكند (5). با ادامه روند كنوني خطر ايجـاد اخـتلال وخطاي ناشي از برداشـت هاي شخصـي در مطالعـات آينـده كـههمگي نيازمند چنين پرسشنامههايي هستند به وجود خواهـدآمد. يعني در يك جامعه افراد تحت عنوان يـك معيـار (مـثلاًIKDC از نظر مشكلات زانو) بررسي مي گردند در حاليكـه هـرمركز يا پزشك ويـرايش شخصـي خـود را اسـتفاده مـي كنـد .
بنابراين، نميتـوان يافتـههـا را بـا سـاير يافتـههـاي داخلـي ويافته هاي ساير محققين در ساير نقـاط جهـان مـورد مقايسـهصحيح و دقيق قرار داد (5).
با توجه با مطالب عنوان شده، مطالعـه حاضـر بـراي ترجمـه وروانسنجي يكي از مهمتـرين پرسشـنامه هـاي مطـرح در علـمارتوپدي طراحي گرديد. با استفاده از نتايج اين مطالعه ميتوان به زبان مشترك و صحيحي جهت بيان شدت آسـيبها و تـأثيردرمان دسترسي پيدا كرد.

مواد و روشها
اين مطالعـه از نـوع هماهنـگ سـازي فرهنگـي اسـت و در آن بيماران ارتوپدي كه به مراكز ارتوپدي وابسته به دانشـگاههايعلوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني شهر تهـران مراجعـهكرده و نياز به بستري يا مراجعه مجدد بـه درمانگـاه داشـتند ، پس از حصول رضايتنامه كتبي وارد مطالعه شدند. معيارهـ اي ورود عبارت بودند از: آسيب ديدگي به دليل تروما و سن بالاي 18 سال. بيماراني كه دچار سرطان، ضربه بـه سـر، شكسـتگيستون فقرات با آسيب به اعصـاب ، بيمـاري عضـلاني اسـكلتيقبلي، قطع عضو به علت بيماري زمينه اي، بيمـاري كليـوي درمراحل آخر، ايدز، بيماري جدي روان و اختلال شناختي، عـدمتوانايي در تكلم و درك زبان فارسي و يا سابقه سكته مغزي يـابيماري قلبي با حمله حـاد در 3 مـاه اخيـر بودنـد، از مطالعـهخارج شدند.
در مرحله تعيين اعتبـار محتـوا 20 نفـر متخصـص و 10 نفـرمددجو انتخاب شدند. لازم به ذكر اسـت حـداقل 5 متخصـصبراي بررسي اعتبار محتوا قابل قبول است (18). بـراي تعيـيناعتبار همزمان و پايايي درونـي از بـين جامعـه پـژوهش، 326 نمونه انتخاب گرديد. براي تعيين ثبـات انتخـاب، بعـد از يـكهفته پرسشنامه مجدداًَ بين تعدادي از همان نمونـه هـا توزيـعشد.
پرسشنامه SMFA داراي دو قسمت اختلال عملكـرد و رنـج وآسيب (bother) مي باشد. قسـمت اخـتلال عملكـرد داراي 34 بخش است كه جهت تعيـين بـرآورد بيمـار از عملكـرد خـود،طراحي شده است. دراين قسمت 25 سـؤال ميـزان مشـكلاتبيمار، و 9 سؤال تواتر ايـن مشـكلات را حـين انجـام فعاليـت روزمره مي سنجد. ايـن سـؤالات تحـت چهـار عنـوان فعاليـتروزانه، شرايط روحي، عملكرد دست و پا، و حركت مي باشـد وتماماً به صـورت 5 جـوابي (1= عملكـرد عـالي و 5 = بـدترينحالت ممكن) است. قسـمت دوم (رنـج و آسـيب) 12 سـؤالي است و به بيمار اجازه ميدهـد تـا ميـزان نـاراحتي خـود را درانجام طيف وسيعي از اعمال گزارش كند (حين تفريح، ورزش، خواب و استراحت و نهايتاً موارد مربـوط بـه خانـه و خـانواده).
جوابها در اين قسمت از سؤالات به صورت طيـف كـاملاً بـدونمشكل تا كاملاً مشكل دار مي باشد. نمره دهي پاياني به صـورتجمع تمام نمرات و بردن آن به دامنه صفر تا 100 مي باشد.
در انجام اين مطالعه مراحل زير كه مطابق دستورالعمل توصيه شده Guilleman (2) جهت پرسشنامه SMFA مي باشـد اجـراگرديد:
مرحله اول: ترجمه SMFA، كه در سه فاز زير انجام شد:
الف- ابتدا به منظور ترجمه پرسشنامه SMFA به زبان فارسي، پرسشنامه توسط دو مترجم كه زبان مادري آنان فارسي بود با شرايط زير به فارسي ترجمه گرديـد : متـرجم اول از منظـور ومقصود پرسشنامه مطلع شد در حالي كه مترجم دوم از منظور و مقصود آگاه نبود و در اين باره مطلبي نيز به وي گفته نشـد .
هر دو مترجم نسخه نوشته شده نهايي خود را با معين كـردننقاط بحث برانگيز ترجمه و دلايل انتخاب لغات استفاده شـدهدر اين موارد ارائه دادند.
در اين مرحلـه دو متـرجم كـه زبـان مـادري آنـان زبـانانگليسي و زبان دوم آنان فارسي بود نسخه فارسي را مجدداً به انگليسي ترجمه كردنـ دBack Translation) ). سـپس متـرجمديگري كه با مفهوم پرسشنامه آشنا بود به بررسـي دو نسـخهفارسي و دو نسخه مجدداً به انگليسي ترجمـه شـده پرداخـت. پس از حصول اجماع، نسخه نهايي فارسي تهيه و مراحـل كـاربه دقت مكتوب شد.
در اين مرحله تمامي نسخه هاي ترجمه شده و نسخه نهايي به همراه گزارشها به كميته تخصصي شامل متخصـص بـاليني،سايكومتريك و زبانشناس جهت بررسي و تبادل نظـر تقـديمگرديد. از هركدام از اعضا درخواست شد پيشنويس نهايي را به طـور مج زا از س ايرين تهيـه كننـد و سـپس بـر روي نقـاط اختلاف نظر با رعايت اصل اجماع به توافق برسند. در اينجا لازم بود در چهار مورد، كميته بررسي دقيقي انجام دهد: – برابـريمعنايي: يعني از برابري معني در نسخه ترجمه شده نهـايي بـانسخه اصلي اطمينان حاصل شود. – برابري در اصطلاحات: بـهمعني برابري در اصطلاحات و نكات گفتاري پرسشنامه ترجمه شده در مقابل نسخه اصلي است. – برابري تجربي: اطمينـان ازبرابر بودن ترجمه در مواردي كه مربوط به فعاليتهاي روزمره و تجربي است؛ يعني مقصود از انجام آن فعاليـت از نظـر شـدتسختي و مشكل در انجام آن در زبان هدف، تأمين شده باشـد .
برابري دركي: به معني اطمينان از برابر بودن درك و مفهـومترجمه شده در زبان هدف است.
مرحله دوم: روانسنجي، كه در دو فاز زير انجام شد:
فاز اول: شامل تعيين اعتبار پرسشنامه SMFA بود كـ ه جهـتتعيين آن از اعتبار محتوا (Content Validity)، اعتبار صـوري،و اعتب ار همزم ان(Concurrent Validity) اس تفاده گردي د. اعتبار بدين معني است كه يك ابزار آنچه كه براي اندازه گيري آن طراحي شده است را اندازهگيري كنـــد (12).
اعتبار محتوا: اندازه گيـري ميزانـي اسـت كـه در ارتبـاط بـاپوشش كافي حيطه محتوايي مي باشد. اعتبار محتوا بايد از سه منبع حاصل شود كه شـامل متـون و مقـالات، ارائـه بـه افـرادكارشناس و متخصص، و ارائه به افراد مورد مطالعه ميباشد كه بايد در طي مراحل طراحي و قضاوت ابزار تعيين گـردد (18).
جهت انـدازه گيـري و آنـاليز اعتبـار محتـوا از شـاخص اعتبـارمحتـواي والـتس و باسـل اسـتفاده گرديـد. در ايـن شـاخص “مربوط بودن” هر عبارت در ابـزار بـر اسـاس شـاخص چهـارقسمتي ارزيابي مي شود. در صورت كسب بيش از 75% نمـره،عبارت در ابزار باقي خواهد ماند و در غير ايـن صـورت حـذفمي شود. در صورتي كه عبارت مربوط اعلام شـود، “وضـوح ” و “سادگي” آنها نيز مورد بررسـي قـرار مـي گيـرد (19). درايـنپژوهش اعتبار محتواي SMFA با نظر 30-20 فرد متخصص و بيمار داراي آسيب ارتوپدي بررسي شد. پس از بررسي پاسخها در صورت نياز تغييرات لازم داده شـد و بـدين طريـق نسـخهنهايي داراي اعتبار محتوا، آماده گرديد.
اعتبار صوري: اعتبار صوري به اشـتياق افـراد مـورد مطالعـهبراي تكميل ابزار مربوط ميشود (20). جهـت اعتبـار صـوريسعي شد كه شيوه نگارش سليس و روان، جمله بندي مناسـبو ظاهري جديد براي ابزار استفاده شود و بررسي اعتبار صوري SMFA با نظرخواهي از 30-20 فرد متخصـص و بيمـار دارايآسيب ارتوپدي بررسـي گرديـد. پـس از بررسـي پاسـخها، در صورت نياز تغييرات لازم داده شد.
اعتبار همزمان: در اين مطالعـه ويـرايش فارسـي پرسشـنامه
SF-36 هم راه ب ا پرسش نامهSMFA جه ت تعي ين اعتب ارهمزمان بين بيماران دچار اختلال ارتوپدي توزيع گرديد.
فاز دوم: شامل تعيين پايايي پرسشنامه SMFA مي باشـد، كـهجهت تعيين آن از همساني دروني و ثبات استفاده شد. پايايي بدين معني است كه ابـزار در انـدازه گيـري هـاي مكـرر نتـايجيكسان به دست دهد (21). همساني دروني: بدين معني اسـتكه ابعاد يك ابزار، ويژگي مشابه را اندازه بگيرد. در اين پژوهش پس از همسان سـاز ي درونـي عبـارات ابـزار و انجـام تحليـلعاملي روي عبارات باقيمانده، ضـريب آلفـا كرونبـاخ(Alpha Cronbach) براي هر عامل و همچنين كل ابزار محاسـبه شـد
(22). ثبات بدين معني است كه ابـزار در زمانهـاي متفـاوت وروي نمونههاي يكسان، نتايج يكسـاني بـه دسـت دهـد (23). جهت بررسي ثبات ابزار از روش آزمون مجـدد (Test-Retset) استفاده شـد و پرسشـنامه توسـط افـراد يكسـان در زمانهـايمتفاوت تكميل گرديد (19). برنز و گـرو (18) در سـال 2005 بيان مي كنند كه فاصله زماني مناسب براي دو آزمون دو هفته تا يكماه مي باشد. بنابراين در صورت وجود فاصله نزديك و دور بين دو آزمون، در پايايي آزمون خطاي آشكاري ايجاد مي شود (24). در اين پژوهش فاصله دو آزمـون 7 روز در نظـر گرفتـهشد و سپس ضريب همبستگي بين نمرات بـ ه دسـت آمـده دوآزمون براي هر عامل و براي كل ابزار محاسبه گرديـد . در ايـ ن پژوهش پرسشنامه در روزهاي صفر و هفت توسط افـرادي كـهبه صورت اتفاقي (جدول اعداد تصادفي) انتخاب شدند، تكميل گرديد.

يافته ها
اين مطالعه با شركت 326 بيمار واجـد شـرايط انجـام گرفـت.
3/43% افراد مورد بررسي زن و 7/56% مرد بودنـد . سـن افـرادمورد بررسي از 22 تا 73 سال بـود ، سـن زنـان 8/12± 5/58 سال و سن مردان 4/20±5/46 سال بود.
افراد مورد بررسي دچار طيف متفاوتي از بيماريهـاي ارتوپـديشـامل آسـيب ديـدگي يـا التهـاب مفصـلي بودنـد و عمومـاً از مراجعين به بيمارستان اختر، امـام حسـين و طالقـاني بودنـد.
بيماران بـا پرسشـنامهSMFA و كـلاً بـا 46 شـاخص بررسـيشدند. 34 شاخص مربوط به برآورد بيمار از اختلال عملكـرد و12 شاخص مربوط بـه رنـج و آسـيب بـود. ضـمناً در اخـتلالعملكرد بيمار، 25 شاخص عملكرد حـين فعاليتهـاي روزانـه و12 شاخص تواتر ايـن مشـكلات در طـي يـك هفتـه بررسـيمي شد.
ش اخص اعتب ار محت واي پرسش نامه بوس يله 20 متخص ص ارتوپدي و 10 بيمار مورد تأييد قـرار گرفـت. شـاخص اعتبـارمحتواي پرسشنامه در اين پـژوهش در سـه قسـمت “مربـوطبودن”، “واضح بودن” و “ساده بودن” بين 75/0 تـا 95/0 بـ ه دست آمد و نشان داد كه واقعاً پرسشنامه ساخته شده در مقام مقايسه با بررسي باليني مطابقت دارد. ضمناً همـانطور كـه دربررسي متون و سوابق تحقيقاتي آمده است، پرسشـنامه اصـليدر چندين تحقيق در فرهنگهاي متفاوت از نظـر محتـوا مـوردتأييد قرار گرفته بود.
اعتبــار صــوري پرسشــنامه در همــان مرحلــه ترجمــه و بــا نظرخ واهي از متخصص ين ارتوپ دي و بيم اران و در مطالع هآزمايشي، از نظر ظاهري مورد تأييد قرار گرفـت . طبعـاَ تعـداداين سؤالات همان 46 عدد بود.
جهت سنجش اعتبار همزمـان پرسشـنامه، تحقيـق روي 326 بيمار انجام گرفـت . پرسشـنامه معتبـر و پايـا كـه همزمـان بـاپرسشـنامهSMFA بررسـي شـد، پرسشـنامهSF-36 Health Survey ب اIRANIAN Version ب ود و ض ريب همبس تگي اس پرمن مي زان همبس تگي را 91/0 نش ان داد (001/0<P). ميزان همبستگي در زير مجموعه اختلال عملكردي برابر 93/0 و براي رنج و آسيب برابر 89/0 بود (001/0<P).
از نظر اعتبار سازه (Construct Validity)، ميـزان همبسـتگيبين اختلال عملكرد با رنج و آسيب برابـر 9/0 و بـين اخـتلالعملكرد روزانه با تواتر آن برابر 87/0 بود (001/0<P) براي انـدازه گيـري پايـايي درونـي پرسشـنامه از ضـريب آلفـاكرونباخ استفاده گرديد كه اين ضريب بين اختلال عملكرد بـارنج و آسيب برابر 89/0 بود. اندازه گيري پايايي پرسشـنامه بـهفاصله 7 روز و با روش آزمـ ون مجـدد انجـام گرفـت و ميـزانهمبستگي آن 94/0ب ه دست آمد (001/0<P).
ضمناً نمونه هاي مورد بررسي به همه سؤالات پاسخگويي خوبي داشتند ولي حدود 7% به سؤال در مورد اختلال عملكـرد و يـافعاليت جنسي (سؤال شماره 22) پاسخ ندادند و يا دو گزينه از 5 گزينه (اصلاً، كمي، نسبتاً، مشكل، غيرقابل انجام) را انتخـابكردند.
بحث
اين تحقيق نشان داد كه پرسشنامه SMFA از اعتبـار محتـوا،اعتبار صـوري، اعتبـار همزمـان و اعتبـار سـازه بـراي بررسـيفعاليت عضلاني اسكلتي بيماران مبتلا به تروماي ارتوپـدي درجامعه فارسي زبان برخوردار است. نيز مشاهده گرديد كه ايـنپرسشنامه داراي پايايي دروني و نيز پايـا يي در آزمـون مجـددمي باشد. اين پرسشنامه درسال 1999 توسط Swiontkowski و همكاران در دانشگاه Minnesota ابـداع و معرفـي شـد و دريك تحقيق نشان داده شد كه داراي اعتبار و پايايي قابل قبول مي باشد (1). متعاقب آن درسال 2003 اين پرسشنامه توسـطPonzer و همكاران به زبان سـوئدي ترجمـه و در فرهنـگ آنكشور از نظر اعتبار و پايـا يي بررسـي گرديـد. آنـان نيـز ابتـداپرسشنامه را مثل تحقيق حاضر بـه سـوئدي ترجمـه و بعـد ازسوئدي به انگليسي برگرداندند و براي بررسـي پايـايي از روش آزمون مجـدد و نيـز مثـل تحقيـق حاضـــــر از آزمـون آلفـاكرونباخ استفاده نمودند؛ نيز اعتبار همزمان آن بـا پرسشـنامهSF-36 (كه قبلاً در كشور سوئد استاندارد شده بود) را بررسـيكرده و گزارش نمودند كـه پرسشـنامه داراي اعتبـار و پايـايي قابل قبول است (5). روش كار و نيز يافتـه هـاي تحقيـق ذكـرشده كاملاً مشابه تحقيق حاضر بوده است.
در س ال 2005 Taylor و همك اران هم ين پرسش نامه را در جامعه برزيلي زبان روانسنجي نمـوده و اعتبـار و پايـايي آن را بررسي نمودند و در مجله معتبـرJBJS منتشـر نمودنـد. آنهـاگزارش كردند كه اين پرسشنامه معتبـر و پايـا مـيباشـد (7).
اگرچه همـانطوري كـ ه محققـين گـزارش نمودنـد در تحقيـقخودشان بعضي كاستيها از قبيل ميزان پاسـخگويي بـه علـتبي سوادي نمونه ها وجود داشـت ولـي از نظـر اعتبـار و پايـايي كاملاً با يافتههاي اين تحقيق مشابهت داشت.
درسال 2005 Bohm و همكاران اعتبـار و پايـايي پرسشـنامهSMFA با ويرايش آلماني را بررسي كرده و گزارش نمودند كه اين تست در بيماران دچار پارگي ترميم شده عضلات و بررسي كيفيت درمان داراي اعتبار كافي و پايـايي لازم مـيباشـد (6).
اين نتيجه نيز با يافته هاي اين پژوهش هماهنگي دارد.
در تحقيق حاضر بعضي كاستيها و محدوديتها وجود داشت؛ از اين ميان ميتوان عدم پاسخگويي به اين سؤال كه بيماران چقدر مشكل فعاليت جنسي دارند را نام برد. در اين مورد برخي از پاسخگويان براي مخدوش كردن جواب وضعيت مشكل جنسي خود، به جاي انتخاب يكي از پنج گزينه ، 2 و حتي 3 گزينه را انتخاب كرده بودند. از سوي ديگر مطالعه ما از جنبه هاي مثبت و با ارزشي برخوردار بود كه از اين ميان مي توان وجود پيشينه كافي در مورد روانسنجي پرسشنامه SMFA، استفاده از متخصصين ارتوپدي و تعداد بالاي نمونه را ذكر نمود.
اما سؤال اين است كه اين تحقيق و اين پرسشنامه چه اهميتي دارد؟ يكي از اهميتهاي اين تحقيـق ، مسـأله فراوانـي بيمـارانمبتلا به اختلال عملكرد، رنج و آسيب است؛ در اين مورد بايـد ميزان اختلال و نيز نتايج درمان بررسي گردد كه خود نيازمند يك پرسشنامه مناسب است. ثانياً هماهنگ سازي فرهنگي نيـزاز جمله نيازهاي كشورها اسـت كـه بـدون آن همكـاري بـيندانشگاهها و كشورها مقدور نميباشد. در راستاي همين اهداف بود كه ساخت پرسشنامه به زبان انگليسي شـروع و بعـدها بـه زبانهاي سوئدي، آلماني و برزيلي ترجمه شـد (7-5) و بنـا بـر اطلاع، ترجمه آن به زبانهاي فرانسه و اسـپانيولي نيـز درحـالاجرا مي باشد.
مسأله مهم ديگر در اين تحقيق پس از ترجمـه پرسشـنامه بـهزبان فارسـي، بررسـي مجـدد اعتبـار و پايـايي آن بـود . عـدماستفاده از ابـزار مناسـب و قابـل اعتمـاد، از جملـه مشـكلاتپژوهش در ايران و دنيـا اسـت . در تحقيقـي بـر روي مقـالاتمنتشره در مجلات داراي رتبه علمي- پژوهشي در ايران انجام شد، گزارش شد كه نداشتن و يا گزارش نكـردن پايـايي ابـزاراندازه گيري در 96% مقالات وجود داشت و نيـز عـدم گـزارشپايايي ابزار در 60% مقالات منتشره وجود داشت (25). تحقيق يعني سنجش متغير و اگـر ابـزار انـدازهگيـري داراي اعتبـار وپايايي نباشد، نتايج گمراه كننده اي به بار ميآورد (26). در هر تحقيق براي بررسي و نقد و نيز براي اطمينان از نتايج تحقيق بايد به اين سؤال پاسخ داده شود كه آيا پرسشنامه معتبر بود؟ و آيا پرسشنامه يا هر ابزار اندازه گيري در شرايط يكسان تا چه اندازه نتايج يكسان به دست مي دهد (27).
در يك جمع بندي به نظر ميرسد كه پرسشنامه SMFA يـكپرسشنامه واجد شرايط براي سنجش ميزان فعاليـت عضـلانياسكلتي ميباشد و بـ ه كـارگيري آن بـراي بررسـي وضـعيت وتعيين درمان در اين بيماران توصيه ميشود.
توصيه و پيشنهاد: روانسـنجي هرچـه بيشـتر پرسشـنامه هـايارزيــابي عملكــرد انــدام و فقــرات ضــروري اســت زيــرا كــهپرسشــنامه هــاي زيــادي تر جمــه شــده اســت امــا مهــمهماهنگ سازي فرهنگي و روانسنجي آن ميباشد، زيرا بـا ايـنروش مي توان به زبان مشترك و صـحيحي بـراي بيـان شـدتآسيبها و تأثير درمان آنها دسترسي پيدا كرد.

نتيجه گيري
در يك جمع بندي به نظر مي رسد كه پرسشـنامه SMFAيـك پرسشنامه واجد شرايط براي سنجش ميزان فعاليـت عضـلاني اسكلتي مي باشد و بـه كـارگيري آن بـراي بررسـي وضـعيت و تعيين درمان اين بيماران توصيه مي شود. همچنـين پيشـنهادمـي گـردد تـا هماهنـگ سـازي فرهنگـي و روانسـنجي سـايرپرسشنامه هاي مربـوط بـه ارزيـابي عملكـرد انـدامها و سـتون فقرات كه تاكنون ترجمه شده اند، انجام شود. زيرا با اين روش مي توان به زبان مشترك و صحيحي براي بيان شدت آسـيبها و تأثير درمان آنها دسترسي پيدا كرد.

تشكر و قدرداني
بدينوسيله از زحمات و تلاشهاي آقاي مهندس فرشاد صفدري كه در نگارش اين مقاله ما را ياري كردند، قدرداني ميگردد.
REFERENCES
113614264002

Swiontkowski MF, Engelberg R, Martin DP, Agel J. Short musculoskeletal function assessment questionnaire: Validity, reliability, and responsiveness. J Bone Joint Surg Am 1999;81(9):1245-60.
Guillemin F, Bombardier C, Beaton D. Cross-cultural adaptation of health-related quality of life measures: Literature review and proposed guidelines. J Clin Epidemiol 1993;46(12):1417-32.
Beaton DE, Bombardier C, Guillemin F, Ferraz MB. Guidelines for the process of cross-cultural adaptation of selfreport measures. Spine (Phila Pa 1976) 2000;25(4):3186-91.
Beaton D, Bombardier C, Guillemin F, Ferraz MB. Recommendations for the cross-cultural adaptation of health status measures. Rosemont, IL: American Academy of Orthopaedic Surgeons Institute for Work and Health; 1998.
Ponzer S, Skoog A, Bergström G. Short Musculoskeletal Function Assessment Questionnaire (SMFA) Cross-cultural adaptation, validity, reliability and responsiveness of the Swedish SMFA (SMFA-Swe). Acta Orthop Scand 2003;74(6):756-763.
Böhm TD, Kirschner S, Köhler M, Wollmerstedt N, Walther M, Matzer M, et al. The German Short Musculoskeletal Function Assessment questionnaire: Reliability, validity, responsiveness, and comparison with the Short Form 36 and constant score–a prospective evaluation of patients undergoing repair for rotator cuff tear. Rheumatol Int 2005;25(2):86-93.
Taylor MK, Pietrobon R, Menezes A, Olson SA, Pan D, Bathia N, et al. Cross-cultural adaptation and validation of the Brazilian Portuguese Version of the Short Musculoskeletal Function Assessment Questionnaire: The SMFABR. J Bone Joint Surg Am 2005; 87(4):788-94.
Kirschner S, Walther M, Mehling E, Faller H, König A. Reliability, validity and responsiveness of the German short musculoskeletal function assessment questionnaire (SMFA-D) in patients with osteoarthritis of the hip undergoing total hip arthroplasty. Z Rheumatol 2003;62(6):548-54. (Full text in German)
Kirschner S, Walther M, Böhm D, Matzer M, Heesen T, Faller H, et al. German short musculoskeletal function assessment questionnaire (SMFA-D): comparison with the SF-36 and WOMAC in a prospective evaluation in patients with primary osteoarthritis undergoing total knee arthroplasty. Rheumatol Int 2003;23(1):15-20.
Estimating reliability of measurement. In: Ghiselli EE, Campbell JP, Zedeck S, editors. Measurement theory for the behavioral sciences. San Francisco: W. H. Freeman and Company; 1981. p. 230-64.
Dunn G. Design and Analysis of Reliability Studies. Stat Methods Med Res 1992;1(2):123-57.
Ware JE Jr, Gandek B. Methods for testing data quality, scaling assumptions and reliability: The IQOLA Project Approach. International Quality of Life Assessment. J Clin Epidemiol 1998;51:945-52.
Montazeri A, Goshtasebi A, Vahdaninia M, Gandek B. The Short Form Health Survey (SF-36): Translation and validation study of the Iranian version. Qual Life Res 2005;14(3): 875-82.
Esmaili Jah AA, Jazayeri SM, Farahmandi MV, Kalhor Moghaddam A. Total hip arthroplasty in 40 years old patients or younger in comparison with old ones. Iran Red Crescent Med J 2005;8(2):69-76.
Noroozi M, Sattarzadeh F. Total Hip Replacement for Patients with Femoral Neck Fracture after Unsuccessful Primary Treatment. J Iran Univ Med Sci 2004;11(42):667-73. (Full text in Persian)
Giti MR, Afshin Tehrani A. Determinants of non-surgical treatment outcome in subacromial impingement syndrome. Iran J Orthop Surg 2003;3(7):8-12. (Full text in Persian)
Burns N, Grove S. The Practice of Nursing Research: Conduct, Critique and Utilization. 5th ed. United States of America: Elsevier Saunders: 2005.
Yaghmaiee F. Behavior measurement using valid and reliable tools. Tehran: Shahid Beheshti University of medical Sciences Publication; 2007. (Text in Persian)
Macnee CL. Understanding Nursing Research: Reading and Using Research in Practice. Philadelphia: Lippincott, Williams and Wilkins; 2003.
Polit DF, Beck CT. Essentials of Nursing Research: Method, Appraisal and Utilization. 6th ed. Philadelphia|: Lippincott, Williams and Wilkins; 2006.
Schneider Z, Elliot D, LoBiondo-Wood G, Haber J. Nursing Research Methods: Critical, Appraisal and Utilization, 2nd ed. Pennsylvania: Mosby Company; 2004.
Nunnally J, Bernstein I. Psychometric Theory. 3rd ed. New York: Mc Grow Inc; 1994.
Stommel M, Wills CE. Clinical Research: Concept and Principle for Advanced Practice Nursing. Philadelphia; Lippincott, Williams and Wilkins Company: 2004.
Sheibaninia A, Valaie N, Mohammad Sadeghi Sh, Azizi F. The evaluation of accuracy of article writing in scientific journals of dentistry in 2006. J Res Med Sci Shahid Beheshti Univ Med Sci 2009;33(1):5-11.
Janghorbani M. Assessment of design, running, analysis and presentation of medical researches. J Res Med Sci Shahid Beheshti Univ Med Sci 1997;3:18-24. (Full text in Persian)
Soori H, Sanagoo M. Common biases in medical research and controlling methods. Tehran: Tehran University of Medical Sciences Publication; 2007. p. 95-126. (Text in Persian)



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید