پژوهنده (سال پانزدهممجله ، شماره مهرپژوهشي4 ، و پي آبان در دانشگاهپ ي 1389 علوم76 ، پزشكي صفحات 171 شهيد تا 178بهشتي ) تاريخ تاريخ دريافت پذيرش مقالهمقاله: : 2625//121//8889

علل مرگ مغزي و نتيجه پيگيري آنها جهت اهداي اعضا در
بيمارستانهاي تابعه دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دكتر حميدرضا خداميويشته1، دكتر فريبا قرباني1، دكتر اميد قبادي1، دكتر شادي شفقي1، دكتر محمداسماعيل بربطي1، آمنه رستمي لويه2، دكتر كتايون نجفيزاده3* 1. پزشك عمومي، مركز تحقيقات اهداي اعضا ايران، مركز آموزشي، پژوهشي و درماني سل و بيماريهاي ريوي، بيمارستان دكتـر مسـيح دانشـوري،دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
كارشناس روانشناسي، مركز تحقيقات اهداي اعضا ايران، مركز آموزشي، پژوهشي و درمـاني سـل و بيماريهـ اي ريـوي ، بيمارسـتان دكتـر مسـيحدانشوري، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
-9828388842

دانشيار، فوق تخصص بيماريهاي ريوي و مراقبتهاي ويژه، مركز تحقيقات پيوند ريه، مركز آموزشي، پژوهشي و درماني سـل و بيماريهـاي ريـوي، بيمارستان دكتر مسيح دانشوري، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي چكيده
سابقه و هدف: مرگ مغزي آسيب غيرقابل برگشت مغز و ساقه مغز است و امروزه يكي از منابع اصلي تأمين عضو ميباشد. با ايـن حـال درايران خانواده هاي كمي حاضر به اهداي عضو ميگردند. هدف اين مطالعه بررسي علل مرگ مغزي و ميزان اهداي عضو در بيمارستانهاي تحت پوشش دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي بود.
مواد و روشها: اين مطالعه توصيفي در سال 1388 در بيمارستانهاي تابعه دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي انجام شد. پـس از شناسـاييبيماران مشكوك به مرگ مغزي، بيمار توسط يك هماهنگ كننده ماهر بررسي مي شد و در صورت مناسب بودن براي اهداي اعضا، با خانواده وي مشاوره صورت ميگرفت. در صورت رضايت خانواده و تأييد نهايي مرگ مغزي، اهداي اعضا انجام ميشد.
يافتهها: در 373 نفر از مجموع 467 بيمار، مرگ مغزي تأييد شد. سن 29 نفر (8%) 15 سـال يـا كمتـر (ميـانگين : 10 سـال) و 344 نفـر(92%) بيش از 15 سال (ميانگين: 47 سال) بود. تروماي ناشي از تصادف (35%) شايعترين علت مرگ مغزي بود؛ دومين علت در بيماران 15 سال يا كمتر، تومورهاي مغزي (14%) و در بيماران بزرگتر از 15 سال، خونريزي هـاي مغـزي وCVA ايسـكميك (هـر كـدام 14%) بـود . در مجموع 184 نفر (49%) دهنده مناسب تشخيص داده شدند كه با خانواده 160 نفر م شاوره شد. در 117 مورد (73%)، بستگان بيمار رضـايتبه اهداي اعضا ندادند ، 2 بيمار (1%) پيش از اهداي عضو فوت شدند و اهداي عضو تنها در 41 نفر (26%) انجام شد. درصـد اهـداي عضـو دردهندگان مناسب در بيماران ترومايي، خونريزي مغزي، CVA ايسكميك و تومورهاي مغزي به ترتيب 24%، 25%، 23% و 47% بود. با وجـوداينكه 80% بيماران ترومايي، دهنده مناسب تشخيص داده شدند، در 74% موارد بستگان آنها رضايت به اهداي عضو نداشتند.
نتيجه گيري: مطالعه حاضر نشان داد كه شايعترين علت مرگ مغزي تروماي ناشي از تصادف است. با وجـود اينكـه اكثـر بيمـاران ترومـاييدهنده مناسب تشخيص داده مي شوند ، اما در بيش از دو سوم موارد بستگان بيمار رضايت به اهداي عضو ندارند. از اينـرو برنامـهريـزي بـرايارتقاي سطح فرهنگي جامعه براي آگاهي و شناخت ماهيت مرگ مغزي و لزوم اهداي عضو ضروري به نظر ميرسد.
واژگان كليدي: مرگ مغزي، اهداي عضو، تروماي ناشي از تصادف ، رضايت به اهداي عضو

لطفاً به اين مقاله به صورت زير استناد نماييد:
Khoddami Vishteh HR, Ghorbani F, Ghobadi O, Shafaghi Sh, Barbati ME, Rostami Louyeh A, Najafizadeh K. Causes and follow-up outcomes of brain dead patients in Shahid Beheshti University of Medical Sciences hospitals. Pejouhandeh .8-171:)4(51;0102

مقدمه1
مرگ مغزي، قطع كليه اعمال مغز و ساقه مغز در يك بيمار در كمـاي عميـق اسـت كـه شـواهدي دال بـر مصـرف داروهـاي

*نويسنده مسؤول مكاتبـات : دكتـر كتـايون نجفـي زاده؛ تهـران، نيـاوران،دارآباد، بيمارستان دكتـر مسـيح دانشـوري، مركـز تحق يقـات پيونـد ر يـه؛ تلفـــ ن: 26109966 -21 -98+ و 26109419 -21 -98+، پســــت الكترونيك: [email protected]

تضعيف كننده دستگاه عصـبي مركـزي، هيپـوترمي، اخـتلالاتمتابوليك، توكسيك يـا انـدوكرين را نـدارد (1). مـرگ مغـزي 79/0% تمــام مرگهــا، 4-1% مرگهــاي بيمارســتاني و 13-8% مرگهاي رخ داده در ICU را تشكيل مي دهد (2). مـرگ مغـزي وضعيت قابل بازگشتي نيست و امكان حيات مجدد بـراي ايـنبيماران وجود ندارد. با اين حال ممكن است اعضاي بـدن آنهـادر بدن فرد ديگري قابل استفاده باشد، از اينرو تشخيص سريع مرگ مغزي و نگهداري بيمار مبتلا به آن از مهمتـرين عوامـلدست يافتن به ارگانهاي مناسب براي پيوند اعضا است (3).
از سوي ديگر پيوند اعضا به عنوان يك شيوه نوظهـور درمـانيبراي جانشـيني اعضـاي بيمـاران بـا نارسـايي پيشـرفته اعضـاشناخته شده است و پس از فراز و فرودهـاي بسـيار، در حـالحاضر يكي از درمانهاي مؤثر و گاهي تنهـا درمـان بسـياري ازبيماريهاي پيشرفته مي باشد. بسته به نـوع بيمـاري در حـدود25-10% بيماران نيازمند پيوند بدون دريافت عضـو در ليسـتانتظار فوت ميكنند (4). پيوند اعضـا توانسـته اسـت كيفيـتزندگي بيماران و نيز نگاه به آينده آنها را بهبود بخشـد (6-5). به همين دليل، تقاضا براي انجام چنين درماني افزايش يافته و تعداد بيماران نيازمند پيوند نسبت به گذشته 70% بيشتر شده است (7). با اين حال سالانه تنهـا نيمـي از اعضـاي دهنـدگانبالقوه در امريكا اهدا مي شود (8). از آنجا كه يكي از اصليترين منابع تـ أمين عضـو در دنيـا، بيمـاران مـرگ مغـزي هسـتند، شناسايي اين بيماران از اهميت خاصي برخوردار است.
در كشور ما با پيگيري جناب آقاي دكتر فاضل و همكارانشـاندر رفع موانع برداشت عضو از اجساد توسط استفتاء از حضـرتامام خميني (ره)، در فروردين ماه سال 1379 قانون برداشـتعضو از جسد به تصويب رسـيد و در سـال 1381 بـا تشـكيلمعاونت امور بيماريهاي خاص و پيوند اعضا در وزارت بهداشت، شبكه فراهمآوري اعضاي پيوندي در كشور طراحي و به تدريج اجزاي آن شكل گرفت و اهداي عضو از بيماران مرگ مغزي به طور رسمي آغاز شد. از اينرو واحد فراهمآوري اعضاي پيونـدي در بيمارســتان دكتــر مســيح دانشــوري در دانشــگاه علــوم پزشكي شهيد بهشتي در سال 1383 تأ سيس شد. ايـن واحـدبا شناسايي بيماران مشكوك به مرگ مغزي در بيمارسـتانهايتابعه دانشگاه، فرآينـد تأييـد مـرگ مغـزي و اخـذ رضـايت ازخانواده بيماران براي اهداي اعضا را بر عهده دارد.
از آنجا كه اپيدميولوژي مرگ مغزي در هر منطقـهاي متفـاوتبوده و بسته به آداب، رسوم و عقايد مذهبي و فرهنگـي و نيـزميزان دانش و آگاهي افراد نسـبت بـه مفـاهيم مـرگ مغـزي،ميزان رضايت خانواده بيماران و اهداي عضو نيز متفاوت است، هدف از مطالعه حاضر بررسـي اپيـدميولوژيك بيمـاران مـرگمغزي شناسايي شده در سال 1388 توسط مركـز فـراهم آوري پيوند اعضا و نتيجه پيگيري آنها جهت اهداي عضو بود.
روش كار
اين مطالعه از پانزدهم فروردين لغايـت 30 دي مـاه 1388 در واحد پيوند اعضاي بيمارستان دكتر مسيح دانشـوري دانشـگاهعل وم پزش كي ش هيد بهش تي انج ام ش د . ابت دا ليس تي از بيمارستانهاي داراي ICU تحت پوشش دانشگاه علوم پزشـكيشهيد بهشتي در زمينه پيوند اعضا تهيه گرديد. يك كارشناس پرستاري (رابط پيونـد ) بـ ه صـورت روزانـه از طريـق تلفـن بـاICU هاي اين بيمارستانها تماس گرفته و در مورد داشتن بيمار مشكوك به مرگ مغزي سؤال مي كرد. بدين ترتيب 467 بيمـارم ورد پيگي ري ق رار گرفتن د . پ س از شناس ايي، ي ك نف رهماهنگ كننده ماهر در زمينه تشـخيص اوليـه و تأييـد مـرگمغزي به بيمارسـتان مـورد نظـر فرسـتاده مـي شـد. 3 نفـر ازبيماران به خارج از محدوده بيمارستانهاي تابعه دانشگاه علـومپزشكي شهيدبهشتي منتقل شدند و در نهايت 373 بيمـار بـه عنوان مرگ مغزي مورد تأييـد قـرار گرفتنـد و اطلاعـات آنهـاشامل نام بيمار، سن، جنس و علت مرگ مغزي ثبـت گرديـد.
علل مرگ مغزي به صورت زير تقسيمبندي شد: تروماي ناشي از وسايل نقليه، CVA، خـونريزي هـاي مغـزي (غيـر از مـواردتروما) ، تومورهاي مغـزي، مـرگ مغـزي پـس ازCPR و سـايرموارد (شامل مسموميت با داروهايي غير از داروهـاي مـؤثر بـرسيستم عصبي، تشنج، آنوكسي).
بر اساس معيارهاي بررسي اين بيماران از نظـر مناسـب بـودنخود بيمار و نيز مناسب بودن اعضاي بيمار براي اهداي اعضـا، بيماران در سه گروه قرار گرفتند. گـروه اول شـامل دهنـدگاننامناسب بودند. دهنده نامناسب بيماري است كه به علت وجود برخ ي ش رايط پزش كي، اس تفاده از ارگ انه اي وي ك املاً غيرممكن است (9)، اين شرايط شامل موارد زيـر اسـت: سـنبيش از 65 سال، عفونت سيستميك (سپسيس)، و عفونتهـايمزمن قابل انتقال (هپاتيت B يا HIV ،C). گروه دوم دهندگان مناسبي بودند كه هيچيك از اعضاي آنها عملكرد مناسبي براي اهدا نداشتند. گروه سوم شامل دهنـدگان مناسـب بودنـد كـهحداقل يكي از اعضاي آنها براي پيوند مناسب بـود (دهنـدگانمناسب بالقوه). طبق تعريف، دهنده مناسب بالقوه بيمار مـرگمغزي است كه از لحاظ پزشكي قادر به اهداي اعضا باشـد (9).
خانواده دهندگان مناسب بالقوه تحـت مشـاورهاي بـه منظـورآگاهي از مرگ مغـزي و رضـايت آنـان بـه اهـداي اعضـا قـرارمي گرفتند و در صورت رضايت خانواده به اهداي اعضا، بيمار به ICU پيوند اعضاي بيمارستان دكتر مسـيح دانشـوري منتقـلشده و تحت درمانهاي نگهدارنده قـرار مـي گرفـت . در صـورتعدم فوت بيمار پيش از تكميل مشاوره بـا خـانواده و رضـايتآنها به اهداي اعضـا ، و در صـورت تأييـد نهـايي مـرگ مغـزيتوسط تأييدكنندگان وزارت بهداشت و سپس تأييد متخصـصپزشكي قانوني، بيمار تحـت هاروسـت و برداشـتن اعضـا قـرارمي گرفت (دهنده واقعـي ). بـر طبـق تعريـف، دهنـده واقعـي، دهنده مناسب بالقوه اي اسـت كـه اعضـاي آن در اتـاق عمـلبرداشته مي شود (9). الگوريتم شناسايي بيماران مرگ مغزي تا اهداي اعضا در شكل 1 آمده است.
كاملاَ مشخص مي شد، بيمار در قسمت مربوط به خود قرار ميگرفت.

يافته ها
از 373 بيمار تأييد شده مرگ مغزي، 29 بيمار (8%) سـن 15 سـال يـا كمتـر و 344 بيمـار (92%) سـن بـيش از 15 سـال داشتند. ميانگين (انحراف معيار) سن بيماران در هر يك از اين دو گروه به ترتيب 4 ± 10 و 21 ± 47 بود. 13 نفـر (45%) از بيماران 15 سـال يـا كـوچكتر و 221 نفـر (64%) از بيمـارانبزرگتـر از 15 سـال مـذكر بودنـد. در كـل، ترومـاي ناشـي از تص ادف ش ايعترين عل ت م رگ مغ زي (131 نف ر، 35%) و
خــونريزي هــاي مغــزي (51 نفــر، 14%) و CVA ايســكميك (49 نفر، 13%) به ترتيب دومين و سومين علـت شـايع مـرگمغزي بود. الگوي مشابهي در زيرمجموعه بيماران بزرگتر از 15 سال وجود داشت اما در بيماران 15 سال يا كوچكتر تومورهاي مغزي دومين علت مرگ مغزي بودند (جدول 1).

مغزي

مرگ

به

مشكوك

بيماران

شناسايي

)
GCS
<
5
(

ت
أ
مغزي

مرگ

اوليه

ييد
مغزي

مرگ

رد

مناسب

دهنده

نامناسب

دهنده
نامناسب

اعضا

تمام

خانواده

با

مشاوره

تكميل

مشاوره

تكميل

از

پيش

فوت

خانواده

با

مشاوره

اعضا

اهداي

به

رضايت

اعضا

اهداي

به

رضايت

عدم

نتيجهمشاوره

اعضا

اهداي

اعضا

اهداي

از

پيش

بيمار

فوت

اهدا

نتيجه



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید