پژوهنده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي) تاريخ دريافت مقاله: 6/3/88 سال پانزدهم، شماره 2، پي در پي 74، صفحات 62 تا 66 تاريخ پذيرش مقاله: 5/2/89 خرداد و تير 1389

شيوع افسردگي پس از زايمان و عوامل همراه با آن در شهرستان قم
اشرف خرمي راد1، سيده مريم موسوي لطفي2*، عليرضا شعوري بيدگلي1

كارشناس ارشد پرستاري، مربي، هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي قم
-9910212477

كارشناس ارشد پرستاري، مربي، هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي رشت چكيده
سابقه و هدف: افسردگي پس از زايمان يكي از شايعترين اختلالات رواني بدنبال زايمان است كه مشكلات جدي براي مادر ،كـودك وخانواده ايجاد ميكند. مطالعات مختلف شيوع اين اختلال را 5 تا40 درصد گزارش كردهاند. در بررسي عوامل مرتبط نيز نتايج متفـاوتيبدست آمده است. هدف اين مطالعه ارزيابي شيوع افسردگي پس از زايمان و تعيين عوامل مرتبط با آن در زنان مراجعه كننده به مراكـزبهداشتي درماني قم است.
مواد و روش ها: در اين پژوهش مقطعي، به روش نمونه گيري متوالي، اطلاعات مربوط به 300 مادر كـه 12ــ 6 هفتـه از زايمـان آنهـامي گذشت، مورد بررسي قرار گرفت. ابزار گردآوري داده ها شامل پرسشنامه استاندارد ادينبورگ و پرسشنامه عوامل مرتبط بود كه پس از تائيد اعتبار و اعتماد علمي بكار گرفته شد. نمونه ها بر اساس آزمون ادينبورگ بـه دو گـروه افسـرده (نمـره برابـر يـا بـيش از 13) و غيرافسرده (نمره كمتر از 13) تقسيم شدند و سپس با استفاده از مدل رگرسيون لجستيك ارتباط متغيرها با افسردگي پـس از زايمـانبررسي شد.
يافته ها: شيوع افسردگي پس از زايمان با استفاده از آزمون ادينبورگ، 7/23% تعيين شد. در بررسي عوامـل خطر سـاز بـين افسـردگيپس از زايمان و ناخواسته بودن بارداري، ناهنجاري نوزاد، عدم رضايتمندي زناشويي، وضعيت اقتصادي، فقدان حمايت اجتماعي، تجربه بحران در 1 سال گذشته، سابقه افسردگي در طول زندگي، سابقه افسردگي پس از زايمانهاي قبلي و سابقه افسردگي در بـارداري اخيـر رابطه معني دار مشاهده شد.
نتيجه گيري: با توجه به نتايج پژوهش بر لزوم توجه بيشتر بر بهداشت روانـي مـادران و گنجانـدن برنامـههـاي غربـالگري، حمـايتي و مشاورهاي بهداشت روان در مراقبتهاي روتين بعد از زا يمان به خصوص براي گروههاي در معرض خطر تاكيد مي گردد.
واژگان كليدي: افسردگي پس از زايمان، تست ادينبورگ، عوامل خطر.
15245239

مقدمه1
مطــابق معيارهــاي چهــارمين ويراســت راهنمــاي روشــهايتشخيصي و آماري اخـتلالات روانـي (DSM-IV)، افسـردگيپس از زايمان عبارت است از افسردگي ماژور و وجود همزمـانپنج مورد از علائم برهم خوردن نظم فيزيولوژيـك و مشخصـهافسردگي كه حداقل يكي از آنها خلق افسرده يا كاهش علاقـهو لذت در فعاليتها باشد. اين علائـم حـداقل بايـد بـه مـدت 2 هفته تداوم داشته و حداكثر ظرف 4 هفته پس از زايمان آغـازگردد (1).

*نويسنده مسئول مكاتبات: سيده مريم موسوي لطفي ؛ قم، شهر قـائم ، دانشـگاهعلوم پزشكي قم، دانشكده پرستاري و مامايي؛ پست الكترونيك: [email protected]
محققين با توجه به يافتههاي همه گيرشناسي محدوده زماني 3 م اه پ س از زايم ان را ب راي افس ردگي پ س از زايم ان در نظرمي گيرند (2). افسردگي پس از زايمان با شيوع متفـاوت 5 تا 40% در جوامع متفـاوت، بـيش از 5/12% پذيرشـهاي زنـانبدليل مشـكلات روانـي را بـه خـود اختصـاص مـي دهـد و درزماني كه مادر بعد از بـدنيا آوردن نـوزاد تجـارب لذتبخشـي راانتظار مي كشد، وي را با حالات ناشناخته و ناخوشايندي نظيـرنگراني، احساس از دست دادن توانايي، اعتماد به نفس پايين و اضطراب دست به گريبان ميكند (3).
اين اختلال اثرات سوئي بر روابط مـرتبط بـا همسـر و كـودكدارد و رشد و خصوصا تكامل شيرخوار را بطور زيانباري تحـتتاثير قرار مي دهد (4). مطالعات اخير در دانشگاه ميشيگان بـهوجود رابطـه بـين علايـ م افسـردگي مـادر و تغييـرات عصـبيهورموني و اختلال در سازگاري در جنبه هاي مختلف خـواب وتغذيه و خلق خـو و وابسـتگي در نـوزاد تاكيـد مـي كنـد (5).
مادران افسرده احسـاس مسـئوليت و پاسـخگويي كمتـري درقبال نوزاد داشته و در تعامل با نوزاد دچار مشكلات پيچيده اي مي شوند (6) كه تكامل عـاطفي شـناختي نـوزاد را بـه شـدتتهديد كرده و ممكن است باعث غفلت وسوءرفتار در مراقبت از نوزاد شود (7،1،8). هنوز علت اين بيماري شناخته نشده است با اين حال عوامل بيولوژيك نظير افت ناگهاني غلظت استروژن بعد از زايمان، افت پروژسترون، افزايش دفع ادراري كورتيزول، وجود آنتيبادي هاي ضدتيروئيد، پـرولاكتين، اكسـي توسـين وبتااندروفين ها نقـش دارنـد (8،9). شـايان ذكـر اسـت كـه درمطالعات مختلف شايعترين عوامل خطر مرتبط با اين اخـتلالعواملي نظير سن مادر، بـارداري ناخواسـته، وضـعيت شـغلي ودرامدي ناپايدار، اختلافات زناشويي و عـدم حمايـت همسـر وبحرانهاي 1 سال اخير قبل از تولد نوزاد گزارش گرديده اسـت (10،8،11).
جهت پيشگيري از عوارض جدي و ناخواسته ايـن اخـتلال بـرسلامت مادر، شيرخوار و خانواده لازم است مشخص شود كدام زنان در جمعيـت كنـوني در معـرض خطـر افسـردگي بعـد اززايمان قرار دارند. همچنين با توجه به متاثر بـودن آن از يـكسري عوامل، اين مطالعه با هدف تعيين فراواني افسردگي پس از زايمان و عوامل همراه آن در زنان مراجعه كننـده بـه مراكـزبهداشتي درماني شهر قم انجام گرفت.

مواد و روش ها
در يك مطالعه مقطعي، مادراني كه 12- 6 هفته از زايمانشان مي گذشت و براي دريافت مراقبتهاي روتين خود و يا كودك به مراكز بهداشتي درماني شهر قم مراجعه مي نمودند، در صورت تمايل و به شرط ايراني و فارسي زبان بودن وارد پژوهش شدند.
پرسشنامه مربوطه در كليه مراكز بهداشتي درماني سطح شهر توزيع و بطور متوالي از ارديبهشت تا تيرماه سال 1387 نمونه گيري انجام شد تا حجم نمونه به 300 نفر رسيد. ابزار گردآوري داده ها در اين پژوهش، پرسشنامه 2 بخشي شامل پرسشنامه استاندارد ادينبورگ و پرسشنامه عوامل همراه بود. پرسشنامه ادينبورگ در 10 سوال توسط كاكس و همكاران در سال 1978 تنظيم شد و بارها به منظور تحقيق روي معيارهاي تشخيص افسردگي مورد استفاده قرارگرفته است و حساسيت، ويژگي و ارزش پيشگويي كننده آن در ايران نيز تائيد گرديده است (12،13).
شماره 2، پي در پي 74، خرداد و تير 1389 اشرف خرمي راد و همكاران/ 63
پرسشنامه عوامل خطرساز با بررسي متون و مقالات و نظر صاحبنظران در 4 بخش عوامل فردي، مامايي، اجتماعي و رواني طراحي شد. براي ارزيابي پايايي پرسشنامه از روش آزمون مجدد استفاده شد كه ضريب پايايي براي پرسشنامه ادينبورگ 90% و پرسشنامه دوم 83% بود. براساس پرسشنامه ادينبورگ افرادي كه نمره كمتر از 13 دريافت ميكردند، غيرافسرده و آن دسته كه نمره برابر يا بيشتر از 13 را كسب مي نمودند، افسرده در نظر گرفته شده و جهت تائيد تشخيص و مداخلات لازم ارجاع مي شدند. سپس مشخصات فردي دو گروه در 4 بخش تعريف شده جهت تعيين عوامل مرتبط يا مستعد كننده افسردگي مورد مقايسه آماري قرار گرفت.
تجزيه و تحليل داده ها در نرم افزار آماري SPSS انجام شد و براي توصيف دادههاي كمي از شاخصهاي ميانگين و انحراف معيار و براي توصيف داده هاي كيفي از جداول فراواني مطلق و نسبي استفاده شد. همچنين تحليل داده ها با استفاده از مدل رگرسيون لجستيك انجام شد.

يافته ها
از 300 مادر مورد بررسي، 71 نفر نمره 13 و بالاتر و 229 نفر نمره كمتر از 13 كسب نمودند بنابراين بر اساس ملاك تشخيصي تست ادينبورگ شيوع افسردگي 7/23% تعيين شد.
ميانگين نمره دريافتي از پرسشنامه ادينبورگ در كل نمونه ها
2/10 با انحراف معيار 82/3 بود.
ميانگين سني (±انحراف معيار) جمعيت تحت مطالعه 2/5±5/26 سال بود. اكثر مادران تحصيلات در حد متوسطه داشته (7/44%) و داراي يك فرزند بودند (3/31%). همچنين 1/88% از جنسيت نوزاد راضي بودند حال آنكه در 7/17% بارداري ناخواسته اتفاق افتاده بود.
در بين عوامل مرتبط، افسردگي پس از زايمان با ناخواسته بودن بارداري، تعداد فرزندان، ناهنجاري در نوزاد متولد شده، عدم رضايتمندي زناشويي، عدم رضايت از وضعيت اقتصادي خانواده، فقدان حمايت اجتماعي، تجربه بحران در 1سال گذشته، سابقه افسردگي در طول زندگي، سابقه افسردگي در طول بارداري اخير و سابقه افسردگي پس از زايمانهاي قبلي رابطه معني داري وجود داشت ولي بين ساير عوامل نظير سن و ميزان تحصيلات مادر، جنس و دلخواه بودن جنس نوزاد، نوع زايمان، سابقه سقط و سابقه از دست دادن والدين در سنين قبل از 11سالگي رابطه معنيداري با افسردگي مشاهده نشد (جدول 1).

جدول 1- عوامل رواني، اجتماعي و مامايي موثر بر افسردگي پس از زايمان با استفاده از مدل رگرسيون
P-Value فاصله
اطميناني خطر نسبيخام (OR) متغير مورد مطالعه

0/003

1/1-4/7

1/2
1
بله
خير عوامل رواني سابقه افسردگي پس اززايمان
0/03
0/02-4/7
1/7 1 بله
خير سابقه افسردگي در طول زندگي
0/03
1/5-6/8
2/9 1 بله
خير سابقه افسردگي در بارداري اخير
0/002
1/5-6/8
3/2 1 بله
خير تجربه بحران در يك سال گذشته
0/33
0/9-2/6
0/7 1 بله
خير سابقه از دست دادن والدين در سنين قبل از 11 سالگي

0/003
1
بله عوامل اجتماعي
رضايتمندي زناشويي
1/1-8/8 3/4 خير
0/02

1/1-4/8 1
2/3 بله
خير رضايت از وضعيت اقتصادي
0/001 1 بله حمايت اجتماعي
0/1-3/2 1/3 خير

0/001
1/5-4/4
2/1
بله عوامل مامايي
ناخواسته بودن بارداري
1 خير
0/31 1 طبيعي نوع زايمان
0/7-3/5 1/5 سزارين
0/01 1/6-5/1 2/6 بله تولد نوزاد ناهنجار
1 خير
0/06 0/9-6/2 2/3 بله سابقه سقط
1 خير

بحث
شيوع افسردگي پـس از زايمـان در جوامـع مختلـف از 5% در دانمارك تا 4/13%در برزيل و 36% در شيلي متغيير است (1). در مطالعات داخلي نيـز ايـن رقـم 2/22% در خـرمآبـاد (14)، 2/39% در بيمارس تانهاي تابع ه ش ركت نف ت ته ران (15) و
64/ دوماهنامه پژوهنده افسردگي پس از زايمان
5/30% در تبريــز گــزارش شــده اســت (16). الگــوي شــيوع افسردگي پس از زايمان در ايران از الگوي كشـورهاي در حـالتوسعه پيروي ميكند كه تا حدود 3 برابر بيشتر از كشـورهاي توسعه يافته است (1،4،2،11،17). بسياري از محققان معتقدند حمايت رواني بايد در طـول دوره بـارداري و بلافاصـله پـس اززايمان انجام شود چراكه در اين دوران احتمـال ايجـاد و عـوداختلالات رواني بسيار زياد است (18،19). متاسفانه در كشـورما بعلت عوامل فرهنگي، بيشترين توجه معطوف به نوزاد گشته و مادر از توجهات لازم محروم مي ماند بنابراين يكـي از دلايـلشيوع بيشتر افسردگي پس از زايمان در كشور مـا همـين امـراست.
در مطالعه حاضر مادران با سن بالاي 30 سال 2/1 برابر بيشتر خطر ابتلا به افسردگي را نشان دادند كه البتـه ايـن يافتـه بـهلحاظ آماري معني دار نبود. تعدادي از مطالعات سن كم مادر را عامل خطر و سن بيشتر را عامل حفـاظتي د ر برابـر افسـردگيپس از زايمان مي شناسند (8،10،15) ولي برخـي ديگـر سـنبالاي 30 سال را عامل خطـر شناسـايي نمودنـد (1،18). ايـن اختلاف نظر را مي توان چنين توجيه نمـود كـه در كشـورهايغربي حاملگي در سنين پـايين تر، ناخواسـته و يـا در محـدودهخـارج از رواب ط زناشـويي اس ت و اي ن عوامـل بع لاوه عـدمبرخورداري از حمايت خانواده شانس ابتلا به افسردگي پـس اززايمان را بالا مي برد (8،10). از سوي ديگر، سن بالاي مادر در برخي جوامع نظير جامعه ما با تعداد فرزنـد بيشـتر، ناخواسـتهبودن بارداري و عدم تمايل به پـذيرفتن مسـئوليت مراقبـت ازفرزند ديگر در كنار تحميل مشكلات مالي در پي تولـد فرزنـدجديد همراه بوده (1،15) كه اين عوامل به نوبـه خـود ميـزاناسترس را در مادران با سنين بالاتر افـزايش داده و آنهـا را بـهسمت افسردگي سوق مي دهد (1،18).
در برخي تحقيقـات تحصـيلات بـه عنـوان يـك عامـل خطـر شناسايي شده اما در مطالعه حاضر تحصيلات رابطه معنيداري با افسردگي پس از زايمان نشان نـداد . ازآنجـا كـه تحصـيلاتپايين ممكن است با عواملي نظيـر سـطح اقتصـادي فرهنگـيضعيفتر همراه بوده و نقش تحصيلات بالاتر نيز ميتواند مربوط به تـاثير عوامـل اجتمـاعي فرهنگـي وابسـته از قبيـل درجـهفرهيختگي و مدرنيزاسيون باشد، اين يافته قابل توجيه اسـت .
نتايج مطالعه Tannous و Segre نيـز بـا ايـن يافتـه منطبـقاست (1،17).
اگرچه وضعيت اقتصادي متغير مستقلي است كه در مطالعـاتهمواره به عنوان عامل خطر به آن اشاره شده است (8)، لـيكندر شرايط سازگاري رابطه معني داري بين وضعيت اقتصـادي وافسردگي پس از زايمان مشاهده نمـي شـود (1،17). در تائيـد اين نكته در مطالعه حاضر رضايت از وضعيت اقتصـادي مـوردبررسي قرار گرفت و زناني كـه بـا وضـعيت موجـود سـازگارينيافته بودند، 3/2 بيشتر از گروهي كه اين سازگاري را داشتند در معرض افسردگي قرار داشتند كه اين اختلاف از نظر آماري نيز معنيدار بود.
از طرف ديگر زنان دچار مشكلات زناشـويي در معـرض خطـربيشتري از افسردگي پـس از زايمـان هسـتند. نتـايج مطالعـهآباديان، روحي و شعباني با يافتههاي اين مطالعه همسو اسـت (15،2،19). در مطالعــه شــريفي و ســاكي نيــز رضــايتمنديزناش ويي درگ روه نرم ال، ب ا افس ردگي خفي ف، متوس ط و افسردگي شديد پس از زايمان به ترتيب 4/90، 5/83، 3/74 و 5/37درصد بود و همانگونه كه مشاهده مي شود در مطالعه آنها ميزان رضايتمندي زناشويي در زنان با افسردگي شديد، بسـيارپايينتر از گروههاي ديگر است (20). با توجـه بـه نتـايج ايـنپژوهش و ساير پژوهشهاي مـرتبط اعتقـاد بـر ايـن اسـت كـهكيفيت ضعيف روابط زناشويي و عدم دريافت حمايت از همسر يكي از مهمترين ريسك فاكتورها در ايجاد اين اخـتلال اسـت كه مطالعات متعددي اين نتيجه را مـورد تائيـد قـرار دادهانـد (8،4،1،10،18).
يكي از مهمترين يافته هاي اين مطالعه وجود رابطـه معنـيدار ب ين افس ردگي پ س از زايم ان و درياف ت نكـردن حما ي ت اجتماعي بود كه با نتـايج پژوهشـهاي پيشـين همسـويي دارد (17،4،18). مــادراني كــه در دوره پــس از زايمــان ، حمايــت اجتماعي نظير داشتن دوست، روابط خوب بـا خـانواده خـود وخانواده همسر و نيز حمايت همسـر را دريافـت نمـوده انـد ، در ارائه نقش مادري اطمينان بيشـتري داشـته و اظهـار ر ضـايت بيشتري از مادر بودن خود نمودهاند (8).
در اين مطالعه بحرانهاي بد زندگي نظير ازدست دادن شـغل ، از دست دادن مسكن و بحران مالي و.. در طول يكسال گذشته بطور معنيداري با افسردگي بعد از زايمـان رابطـه داشـت. در يك مطالعه وقايع تلخ زندگي قويترين عامل خطـر بـراي بـروز اختلالات رواني خصوصا افسردگي پس از زايمان معرفي شـدهاست (10).
شماره 2، پي در پي 74، خرداد و تير 1389 اشرف خرمي راد و همكاران/ 65
از يافته هاي مهم ديگر مطالعه حاضر ناخواسته بودن بارداري و ناهنجاري در نوزاد به عنوان عوامل خطرساز افسردگي پس از زايمان است بطوريكه زنان با بـارداري ناخواسـته 1/2 برابـر وزنان با داشـتن نـوزاد ناهنجـار 58/2 برابـر شـانس افسـردگي بيشتري نشان دادند. به عقيدهBreese و Nakku حـاملگي وزايمان به عنوان استرس هاي پاتولوژيك براي انسـان شـناختهشده اند حال اگر اين حاملگي ناخواسته باشـد مشـكل مـادر راچند برابر ميكنـد زيـرا حـاملگي نا خواسـته منجـر بـه حالـتدوگـانگي در پـذيرش و عـدم پـذيرش نـوزاد شـده و عـوارض جسمي و روانـي زيـادي بـراي زنـان بـه همـراه دارد (8،10).
همچنين وجود بيماري در اعضاء خـانواده در جـدول اسـترسرواني هولمز و راحه به عنـوان يـك اسـترس شـديد محسـوبمي شود، بخصـوص اگـر ايـن مـورد ناهنجـاري در نـوزاد و درشرايط پر استرس بعد از زايمان باشد كه در اين صورت باعـثحالات هيجاني شديدتر و نگراني بيشتر در مـادر خواهـد شـد (10،21،22).
بر اساس مطالعه حاضر، افسردگي در طول بارداري و يا در پـيزايمانهاي قبلي مادر، بر خطر ابتلا به افسردگي پس از زايمـانم ي افزاي د بط وري ك ه زن ان ب ا س ابقه افس ردگي در ط ول حاملگي7/1 برابر و زنان با سابقه افسردگي پـس از زايمانهـايقبلي 1/2 برابر بيشتر خطر افسردگي را نشان دادنـد . در تائيـداين يافته، پژوهش Leigh اظهار مـيدارد زنـان بـا اخـتلالاتخلقي در دوره بارداري، بيشتر در معرض خطر افسردگي پـساز زايمان هستند (23). اين يافته در ساير مطالعات نيـز تاييـدشده است (8،11).

نتيجهگيري
با توجه به شيوع قابـل ملاحظـه افسـردگي پـس از زايمـان وخطرات جدي آن بر سلامت مادر، كـودك و خـانواده ضـرورتتوجه ويژه در خصوص برنامه ريزي مراقبتهاي حين بـارداري وپس از زايمان و نيز غربالگري از نظر اختلالات رواني بخصوص در گروههاي در معرض خطر احساس مي شود. همچنـين بايـدبه نقش حفاظتي و تاثيرگذار حمايتهاي خانوادگي بـر آمـوزش و مشاوره خانواده ها خصوصا همسران تاكيد گردد.

تشكر و قدرداني
نگارندگان اين مقاله مراتب تشكر و قدرداني خود را از معاونـتمحترم پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي قم كه هزينه هاي انجـاماين طرح پژوهشي را تامين نمودند، اعلام مي دارند.

66/ دوماهنامه پژوهنده افسردگي پس از زايمان
REFERENCES
.1 Tannous L, Gigante LP, Fuchs BS, Busnello EDA. Postnatal depression in southern Brazil: prevalence and its demographic and socioeconomic determinants. BMC Psychiatry. 2008;8(1):22-32.
2. روحي م، يوسفي ه. بررسي شيوع افسردگي پس از زايمان در 6 هفته اول پس از زايمان در شهرستان تبريز. فصلنامه پرستاري و مامايي دانشگاه آزاد اسلامي واحد مهاباد 1384، سال دوم، شماره 3، صفحات 19 تا 23.
.3 Harrington AR, Harrington CCG. Healthy start screens for depression among urban pregnant, postpartum and inter conceptional women. Natl Med Assoc. 2007;99(3):226–31.
.4 Ana MPF, Claudio ES ,Claudia GP, Gualda de la M, Tamara HO, Claudia PH. Prevalence and risk factors associated with postpartum depression in puerperal women consulting in primary care. Revista Medica De Chile. 2008;136(1):44-52.
.5 Marcus SM. Depression during pregnancy: rates, risks and consequences. Can J Clin Pharmacol. 2009;16(1):15-22. 6. Posmontier B. Sleep quality in women with and without postpartum depression. Obstet Gynecol Neonatal Nurse. 2008;37(6):722-38.
.7 Vesga-Lopez O, Blanco C, Keyes K, Olfson M, Grant BF, Hasin DS. Psychiatric disorders in pregnant and postpartum women in the United States. Arch Gen Psychiatr. 2008;65(7):805-15.
.8 Breese McCoy SJ, Beal JM, Shipman SBM, Payton ME, Watson GH. Risk factors for postpartum depression: A retrospective investigation at 4-weeks postnatal and a review of the literature. J Am Osteopath Assoc. 2006;106(4):193-98.
.9 Kendall K. A new paradigm for depression in new mothers: the central role of inflammation and how breastfeeding and anti inflammatory treatments protect maternal health. International Breastfeeding Journal. 2007;2:1-15.
.01 Nakku JEM, Nakasi G, Mirembe F. Postpartum major depression at six weeks in primary health care: prevalence and associated factors. Afr Health Sci. 2006;6(4):207–14.
2143506790956

.11 Wissart J, Parshad O, Kulkarni S. Prevalence of pre-and postpartum depression in Jamaican women. BMC Pregnancy Childbirth. 2005;5:1-15.
.21 Montazeri A, Torkan B, Omidvari S. The Edinburgh postnatal depression scale (EPDS): translation and validation study of the Iranian version. BMC Psychiatry. 2007;7:11.
.31 Mazhari S, Nakhaee N. Validation of the Edinburgh postnatal depression scale in Iranian sample. Arch Women Mental Health. 2007;10(6):291-7.
جناني ف، ساكي م، چنگاوي ف. غربالگري افسردگي پس از زايمان در زنان تحت پوشش مراكز بهداشتي –درماني شهرستان خـرم آبـاد. همـايش سراسـريبهداشت خانواده، سال 1380.
آباديان شريف آباد م. بررسي ميزان شيوع افسردگي پس از زايمان و عوامل مستعد كننده آن در مادران مراجعه كننده به مراكز بهداشتي – درمـاني وابسـتهبه بيمارستان شركت نفت تهران. پايان نامه، دانشكده پرستاري و مامايي، دانشگاه علوم پزشكي ايران، سال 1379.
صحتي شفايي ف. بررسي 42 مورد افسردگي پس از زايمان در مادران مراجعه كننده به بيمارستانهاي زنان – مامايي وابسته به دانشگاه علوم پزشـكي تبريـزدر سال 1377. مجله علمي دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان 1377، سال 14 صفحات 54 تا 58.
.71 Segre LS, O’Hara MW, Arndt S, Stuart S. The prevalence of postpartum depression: the relative significance of three social status indices. Soc Psychiatry Psychiatr Epidemiol. 2007;42(4):316-21.
.81 Bjerke SEY, Vangen S, Nordhagen R, Yeterdahi T, Magnus P, Stray-Pedersen B. Postpartum depression among Pakistani women in Norway: Prevalence and risk factors. Maternal–Fetal and Neonatal Medicine. 2008;21(12):889-94.
19. شعباني ز، صيادي ا، رفيعي غ، كاظمي م، انصاري ع. شيوع افسردگي پس از زايمان و عوامل موثر بر آن در زنان مراجعه كننده بـه مراكـز بهداشـتي درمـانيرفسنجان 1386. فصلنامه دانشكده پرستاري مامايي و پيراپزشكي رفسنجان 1386، شماره اول، صفحات 53 تا 57.
.02 Sharifi KH, Sooky Z, Tagharrobi Z, Akbari H. The assessment of postpartum depression and satisfaction from husband. Eur Psychiatr 2007;22(suppl 1):566-67.
هاديزاده طلاساز ف، بحري ن، توكلي زاده ج. مقايسه ميزان افسردگي پس از زايمان طبيعي و سزارين اورژانسي در خانمهاي نخست باردار مراجعه كننده بـهبيمارستان 22 بهمن شهرستان گناباد در سال 1382. همايش سراسري راهكارهاي ارتقاي كيفيت خدمات پرستاري و مامايي، سال 1383، يزد.
كوشان م، واقعي س، مولفين. روان پرستاري. انتشارات انتظار، سال 1378، صفحات 150 تا 152.
.32 Leigh B, Milgrom J. Risk factors for antenatal depression, postnatal depression and parenting stress. BMC Psychiatry 2008;8:24.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید