پژوهنده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي) تاريخ دريافت مقاله: 30/8/88 سال پانزدهم، شماره 2، پي در پي 74، صفحات 55 تا 61 تاريخ پذيرش مقاله: 5/2/89 خرداد و تير 1389

مقايسه اثر رژيم پرپروتئين و كربوهيدراتهاي با بار گليسمي كاهشيافته و رژيم كاهش وزن متداول بر فراسنجهاي چربي و ليپوپروتئين در مبتلايان به سندرم تخمدان پلي كيستيك
حميرا حمايلي مهرباني1، دكتر ساغر صالح پور2، دكتر مهدي هدايتي3، دكتر زهره اميري4، سارا جلالي فراهاني5، فريده طاهباز6*

دانشجوي دكتراي تغذيه، گروه تغذيه انساني، دانشكده علوم تغذيه و صنايع غذايي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دانشيار، مركز تحقيقات بهداشت باروري و ناباروري، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
استاديار، پژوهشكده علوم غدد درونريز و متابوليسم، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
استاديار، گروه آمار، دانشكده علوم تغذيه و صنايع غذايي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
كارشناس علوم تغذيه، پژوهشكده علوم غدد درونريز و متابوليسم، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
-9900211725

دانشيار، گروه تغذيه انساني، دانشكده علوم تغذيه و صنايع غذايي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي چكيده
سابقه و هدف: سندرم تخمدان پلي كيستيك به خصوص در زنان چاق، با عوامل خطر بيماريهـاي قلبـي عروقـي همـراه اسـت. هـدفمطالعه حاضر بررسي تاثير دو نوع رژيم غذايي محدود از انرژي بر كاهش وزن و اصلاح عوامل خطر بيماريهاي قلبي عروقي بود.
مواد و روش ها: اين كارآزمايي باليني 12 هفته اي با استفاده از رژيم غذايي كـاهش وزن در 60 نفـر از زنـان چـاق مبـتلا بـه سـندرمتخمدان پلي كيستيك انجام شد. افراد به صورت تصادفي در گروه رژيم “تغيير يافته”: 30% پروتئين و 40% كربوهيدرات با بار گليسمي پايين و گروه رژيم متداول با تركيب 15% پروتئين و 55% كربوهيدرات قرار گرفتنـد . در ابتـدا و پـس از 12 هفتـه مداخلـه تغذيـه اي، اندازه هاي تن سنجي و نمونه خون ناشتا براي اندازهگيري فراسنجهاي چربي و عوامل پيش التهابي اخذ شد. دريافتهاي غذايي با يادآمـدغذايي 24 ساعت براي 3 روز بررسي شد.
يافته ها: ميانگين سني افراد مورد مطالعه 9/5±9/28 سال بود. درصد وزن كاهش يافته در مقايسه با وزن اوليه در دو گروه مشابه بـودو تفاوت آماري معني داري نداشت. ميزان كاهش توده چربي در گروه “تغيير يافته” بيشتر بود ولي از نظر آماري معنيدار نبود. در بـينفراسنجهاي چربي خون، LDL-كلسترول بصورت معنيداري در هر دو گروه كاهش يافته بـود. افـزايش اديپـونكتين، كـاهشIL-6 و TNF-α در دو گروه معنيدار بود. ميزان CRPدر گروه “تغيير يافته” كاهش معني دار داشت.
نتيجه گيري: كاهش وزن بصورت مستقل از نوع رژيم غذايي در كاهش LDL-كلسترول و تغيير فاكتورهـاي پـيشالتهـابي مـوثر بـود.
كاهش عوامل خطر بيماريهاي قلبي افراد چاق مبتلا به سندرم تخمدان پليكيستيك از طريق كاهش وزن امكانپذير است.
واژگان كليدي: فراسنجهاي چربي خون، رژيم غذايي، كاهش وزن، سندرم تخمدان پلي كيستيك، اديپونكتين.
15245240

مقدمه1
بيماريهاي قلبي-عروقي يكي از دلايل اصـلي مـرگ و ميـر در جوامع بشري است. زمان بـروز بيماريهـاي قلبـي- عروقـي درزنان 15-10 سال ديرتر از مردان است (1) ولي بنظر مي رسـد

*نويسنده مسئول مكاتبات: فريده طاهباز؛ تهـران، شـهرك قـدس، بلـوار شـهيدفرحزادي، خيابان ارغوان غربي، دانشكده علوم تغذيه و صنايع غذايي؛ پست الكترونيك: [email protected]
زنـــان مبـــتلا بـــه ســـندرم تخمـــدان پلـــيكيســـتيك
(PCOS=polycystic ovarian syndrome) از ايـن قاعـدهمستثني هستند. سندرم PCO بيماري غدد درون ريـز و رايـجدر زنان سنين باروري است و تا 10% جمعيت زنـان را درگيـرمي كند. اغلب اين افراد دچـار چـاقي و مقاومـت بـه انسـولينهستند و 46% آنها داراي تمام شاخصه هاي سـندرم متابوليـكهستند (2).
اجزاي سندرم متابوليك شامل افزايش انسولين، تريگليسريد، كاهش HDL-كلسترول، افزايش فشـار خون و اخـتلال تحمـلگلوكز است و با افزايش خطر بيماريهاي قلبي- عروقي و ديابت نوع دو همراه است. چاقي بخصوص چاقي مركزي (شكمي) بـااين گروه از اختلالات متابوليكي مربوط است (3). كـاهش وزنيك ي از اول ين راهه ا ب راي درم ان اي ن مش كلات اس ت وخوشبختانه كاهش وزن حتي در مقادير كم (حدود 6-5% وزن اوليــه)، باعــث بهبــود شاخصــهاي غيرطب يعــي متــابوليكي و هورموني آنها مي گردد (4،5). اما در رابطه بـا تركيـب مناسـبرژيم غذايي براي بهبـود ايـن عوامـل خطـر قلبـي- عروقـي وپيشگيري از ديابت، نتايج يكساني در مطالعات بدسـت نيامـدهاست. به نظر مي رسد مقاومت به انسـولين علـت اوليـه عوامـلخطر بيماريهاي قلبـي باشـد. هيپرانسـولينمي باعـث تحريـكگرسنگي و افزايش مصرف غذا در افراد چاق مقاوم به انسـولينمي گردد. رژيمهاي غـذايي محـدود از انـرژي بـا كربوهيـدراتفــراوان و محــدود در چربــي، امــروزه از اســتقبال كمتــريبرخوردارند چرا كه نتايج كاهش وزن متوسط و ادامه رژيـم درطولاني مدت بسيار ضعيف بـوده؛ بعـلاوه كنتـرل مناسـبي درسطح تريگليسريد و HDL-كلسترول نداشته است (5). ولـيرژيمهاي با محدوديت كربوهيـدرات بيشـتر مـورد توجـه قـرارگرفته است زيرا كاهش كربوهيدرات با كاهش سـطح انسـوليندر ارتب اط اس ت. در مطالع ه Kasim-Karakas و همك اران رژيم كاهش وزن براي خانمهاي PCOS، بـراي جبـران سـهمكاهش يافته كربوهيدرات از افـزايش درصـد چربـي بخصـوصچربيهـاي غيـر اشـباع اسـتفاده شـد كـه تغييـري در س طحهورمونهاي جنسي و اندروژنها بوجـود نيامـد و بـا تعـديل اثـرBMI، كــــاهش در فراســــنجهاي چربــــي و افــــزايش در HDL-كلسـترول معنـي دار نبـود (6). راهكـار ديگـر ك اهش كربوهيدرات دريافتي، افزايش درصـد پـروتئين از كـل انـرژيدريافتي است. در برخي كارآزمايي هاي انجام شده براي كاهش وزن، با افزايش سـهم پـروتئين، وضـعيت سـيركنندگي رژيـمغذايي بهتر بوده و اثرات مثبتي از كاهش عوامل خطر بيماريها مثل هموستاز گلوكز و چربيهاي خون داشـته اسـت (7،8). در مطالعه Noakes و همكارانش در خانمهاي چـاق، اسـتفاده از رژيــم غــذايي پرپــروتئين 12 هفتــه اي باعــث كــاهش 22% تري گليسريد در مقايسه با 8% در رژيم پركربوهيدرات شد امـاسطح كلسترول تام، HDL-كلسـترول وLDL -كلسـترول دردو گروه تفاوت معنيداري نداشت (9).
بررسيهاي انجام شده براي تغييرات چربي و ليپـوپروتئينهـايخون زنان چاق مبتلا به PCOS بسيار محدود اسـت و تقريبـانتايجي همسو با افراد چاق داشته است. هـدف مطالعـه حاضـرمقايسـه اثـرات رژيـم پرپـروتئين و كربوهيـ دراتهـاي بـا بـار گليسمي كاهش يافته و مقايسه آن با رژيم كاهش وزن متداول در فراسنجهاي چربي و ليپوپروتئين خانمهاي چـاق مبـتلا بـهسندرم تخمدان پلي كيستيك بود.

مواد و روش ها
اين كارآزمايي باليني يك سوكور در 60 زن 40- 20 ساله، با نمايه توده بدن در محدوده بيش از 25 كيلوگرم بر متر مربع، مبتلا به سندرم تخمدان پلي كيستيك و بدون سابقه بيماريهاي قلبي- عروقي، ديابت، يا ساير بيماريهاي متابوليكي كه از داروهاي كاهنده وزن و حساس كننده انسوليني استفاده نمي كردند، در مركز تحقيقات بهداشت باروري و ناباروري بيمارستان طالقاني تهران طي سالهاي 1388-1387 انجام شد.
برگه رضايتنامه تصويب شده توسط كميته اخلاق انستيتو تحقيقات تغذيهاي و صنايع غذاي كشور، توسط افراد داوطلب شركت كننده در طرح تحقيقاتي پس از توضيح درباره روند اجراي طرح، امضا شد. سپس اطلاعات دموگرافيك جمع آوري و از افراد خواسته شد تا پس از 12 ساعت ناشتايي شبانه براي انجام اندازههاي تنسنجي و تهيه نمونه خون مراجعه نمايند و در پايان 12 هفته مداخله همين اندازه گيريها تكرار شد. خون گيري در افرادي كه عادت ماهانه مي شدند، طي روزهاي 5 -2 قاعدگي و براي كساني كه قاعده نميشدند، بصورت تصادفي انجام شد. اندازه هاي تن سنجي شامل وزن با استفاده از ترازوي ديجيتال، قد، دور كمر و دور باسن با استفاده از متر نواري غيرقابل ارتجاع، ضخامت چين پوستي در ناحيه سوپراايلياك با كاليپر Vogel (آلمان)، ميزان توده چربي و توده بدون چربي با BioStat Co.,1500, UK) BIA) اندازه گيري شد. كلسترول تام، HDL- كلسترول، LDL- كلسترول، تري گليسريد و گلوكز ناشتا در سرم جداشده از 5 ميلي ليتر نمونه خون اندازه گيري شد. گلوكز، كلسترول تام و تري گليسريد با استفاده از رنگ سنجي آنزيمي (كيت گلوكز، كلسترول و تري گليسريد، شركت پارس آزمون، تهران، ايران)، HDL- كلسترول به روش رنگ سنجي آنزيمي مستقيم با كيت (Grenier ( Bahlingen, Germany و LDL- كلسترول با استفاده از فرمول فريدوالد در صورتيكه تري گليسريد كمتر از 400 ميلي گرم در دسي ليتر بود، تعيين و محاسبه شد (10).
حساسيت اندازهگيري كلسترول تام 3 ميلي گرم در دسيليتر، HDL- كلسترول 1 ميلي گرم در دسي ليتر، تريگليسريد 1 ميلي گرم در دسي ليتر و گلوكز 5 ميلي گرم در دسي ليتر بود.
ميزان ضريب تغييرات درون آزموني (CV) همه اندازهگيريها كمتر از 5/2% بود. ميزان IL-6 و TNF-α با استفاده از روش الايزا (كيتهاي الايزا، كمپاني دياكلون، بسانكون، فرانسه) و hs-CRP با روش الايزا (كيت الايزا، كمپاني دي بي سي، انتاريو، كانادا) اندازه گيري شد. اندازه گيري اديپونكتين با روش الايزا (كيت اديپونكتين، كمپاني مركوديا، آپسالا، سوئد) بود. حساسيت اندازهگيريهاي فوق به ترتيب 2 پيكوگرم در ميلي ليتر،10 نانوگرم در ميلي ليتر و 25/1 نانوگرم در ميلي ليتر
بود. ضريــب تغييرات درون آزموني براي IL-6 8/5%، hs- CRP ،%7/9 TNF-α 8/9% و اديپونكتين 1/5% بود.
افراد به صورت تصادفي در يكي از دو گروه رژيم غذايي “تغيير يافته” و “متداول” قرار گرفتند، سپس بطوري كه تنها تنظيم كننده برنامه غذايي از نحوه گروهبندي مطلع بود و افراد شركتكننده و آزمايش كننده از نحوه تقسيم بندي بي اطلاع بودند، برنامه غذايي براي هر فرد بصورت جداگانه بر اساس عادات غذايي وي توسط كارشناس تغذيه طراحي شد. ميزان انرژي مورد نياز هر فرد با استفاده از وزن ايده ال (وزن در محدوده BMI 22 تا 23 كيلوگرم بر متر مربع) محاسبه شد و 500 كيلوكالري از كل انرژي مورد نياز كسر شد (11). رژيم غذايي گروه “تغيير يافته” داراي تركيب 30% پروتئين، 30% چربي و 40% كربوهيدرات هاي با بار گليسمي كم و متوسط و رژيم غذايي گروه متداول به صورت 15% پروتئين، 30% چربي و 55% كربوهيدرات بود. از افراد گروه متداول خواسته شده بود تا انواع شيرينيها، بيسكوئيتها، نوشابه ها و مواد غذايي با بار گليسمي بالا را از رژيم غذايي خود حذف كنند. از افراد خواسته شد كه ميزان فعاليت بدني خود را در طول اين 12 هفته تغييري ندهند و توصيه اي براي افزايش فعاليت به آنها نشد. پس از شروع رژيم غذايي، در طول 12 هفته افراد بصورت هفتگي مورد بررسي تغذيه اي با استفاده از يادآمد 24 ساعته خوراك براي سه روز قرار ميگرفتند.
تجزيه و تحليل نتايج مطالعه با استفاده از نسخه 15 نرم افزار SPSS انجام شد. مقادير در سطح 05/0 p<معني دار در نظر گرفته شد. متغيرها بصورت ميانگين± خطاي معيار گزارش شد. منحني توزيع نرمال و آزمون Kolmogorov-Smirnov براي بررسي نرمال بودن متغيرها استفاده شد. مقادير پرت بيشتر و كمتر از 3SD ± از مطالعه خارج شد. مقايسه ميانگينها بين دو گروه براي هر يك از زمانهاي ابتداي مطالعه و هفته 12 با t-test و مقايسه مقادير متغيرها در هر گروه (ابتداي مطالعه و پس از 12 هفته) با paired-t-test بود و براي مقايسه به روش ناپارامتري از آزمون Mann-Whitney وWilcoxon استفاده شد.

يافته ها
ميانگين سني افراد مورد مطالعه در گروه متداول و “تغييريافته” به ترتيب 2/5±5/27 و 4/6±5/30 سال بود و تفاوت معنيدار نداشت. ميزان تحصيلات 51% افراد مورد مطالعه ديپلم، 7/32% بالاتر از ديپلم و بقيه پايينتر از ديپلم بود. نسبت افراد در سه رتبه تحصيلي تفاوت معني داري بين دو گروه نداشت. 67% متاهل و 33% مجرد بودند. تعداد افرادي كه اين مطالعه را كامل كردند در گروه “تغيير يافته” 23 نفر و در گروه متداول 26 نفر بود. 18% ريزش در اين مطالعه مشاهده شد و تفاوتي بين دو گروه وجود نداشت.
ميانگين و انحراف معيار دريافت انرژي در ابتداي مطالعه به ترتيب در گروه متداول 629±2179 و در گروه “تغيير يافته” 540±2264 كيلو كالري در روز بود كه تا پايان مطالعه 22 و
24% نسبت به ابتداي مطالعه در دو گروه كاهش يافته بود
(74/0 p<براي دو گروه در پايان مطالعه). 33% كل انرژي دريافتي دو گروه در ابتداي مطالعه از چربيها تامين ميشد كه با سهم 30% از كل انرژي در دو گروه تغيير يافت. ميانگين و خطاي معيار كربوهيدرات، پروتئين و چربيهاي دريافتي دو گروه به تفكيك اجزاي چربي در جدول 1 آمده است. مقادير چربيها و كلسترول دريافتي تفاوت معنيداري بين دو گروه در ابتداي مطالعه و پس از 12 هفته نداشت.
ميانگين±خطاي معيار درصد وزن كاهش يافته براي گروه متداول 62/0±3/3 و در گروه “تغيير يافته” 58/0±1/4 درصد بود. درصد وزن كاهش يافته در مقايسه با وزن اوليه در دو گروه مشابه بود و بين آنها تفاوت آماري معني داري وجود نداشت. اندازه توده چربي از كل وزن بدن (ميانگين±انحراف معيار) در افراد گروه رژيم متداول و “تغيير يافته” در ابتداي مطالعه به ترتيب 3/7±9/38 و 7/7±3/41 درصد و در پايان مطالعه 0/8±4/37 و 8/7±0/39 درصد بود. ميزان كاهش توده چربي در گروه “تغيير يافته” بيشتر بود ولي از نظر آماري معني دار نبود. در مقايسه با مقادير طبيعي فراسنجهاي چربي، 4/22% افراد مورد مطالعه تريگليسريد بالاتر از 150 ميليگرم در دسي ليتر، 8/40% كلسترول تام بيش از 200 ميلي گرم در دسي ليتر و 2/8% HDL–كلسترول كمتر از 50 ميليگرم در دسي ليتر داشتند.
ميانگين و خطاي معيار فراسنجهاي چربي خون در ابتداي مطالعه و پس از 12 هفته از اجراي رژيم غذايي در شكل 1
جدول 1- ميانگين و خطاي معيار انرژي و درشتمغذيهاي دريافتي روزانه در زنان چاق مبتلا به سندرم تخمدان پلي كيستيك در ابتداي مطالعه و پس از 12 هفته مداخله تغذيهاي
p تغيير يافته
هفته 12

گروه رژيم هفته صفر

p هفته 12 متداول

رژيم

متداول

رژيم

گروه
هفته صفر

0/001 1578±97 2264±113 0/001 1633±99 2179±123 انرژي(Kcal)
0/001 172/8±4/3 298/4±9/8 0/001 225/3± 15/2 313/3± 17/5 كربوهيدرات(gr)
0/001 107/6±2/6 74/8±2/0 NS 61/4±4/0 66/5± 3/9 پروتئين(gr)
0/001 49/5±1/8 83/2±7/3 0/01 55/8±3/8 80/0±8/0 چربي تام(gr)
0/001 17/7±1/4 22/8±1/8 0/01 16/6±1/1 22/2±1/8 چربي اشباع(gr)
0/05 25/5±2/6 28/9±2/8 0/05 22/0±2/0 28/6±3/4 چربي غيراشباع تك باندي(gr)
0/01 19/5±2/2 22/9±2/5 NS 16/0±1/4 19/8±2/6 چربي غيراشباع چندباندي(gr)
NS 0/07±0/03 0/06±0/03 NS 0/08±0/02 0/05±0/01 چربي غيراشباع بلند زنجيرهچندباندي(gr)
NS 169/5±12/6 194/8±15/5 0/01 155/8±10/1 198/8±15/7 كلسترول(mgr)

NS: not significant
جدول 2 – ميانگين و خطاي معيار اديپونكتين و عوامل پيش التهابي در زنان پروزن و چاق مبتلا به سندرم تخمدان پليكيستيك در ابتداي مطالعه و پس از 12 هفته مداخله تغذيهاي
296371-6015



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید