پژوهنده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي) تاريخ دريافت مقاله: 7/5/88 سال پانزدهم، شماره 1، پي در پي 73، صفحات 38 تا 44 تاريخ پذيرش مقاله: 23/10/88 فروردين و ارديبهشت 1389

بررسي تأثير فتوديناميك تراپي در مبتلايان به بازال سل كارسينوما
دكتر زهره تهرانچي نيا 1*، دكتر هدي رحيمي 2، دكتر علي فرنقي2

استاديار، مركز تحقيقات پوست، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
-9911211718

دستيار پوست، مركز تحقيقات پوست، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي چكيده
سابقه و هدف: بازال سل كارسينوما (BCC) يك بيماري تومورال پوستي است و شايعترين سرطان پوست در انسان به شمار مي رود. با توجه به درمان ناكامل اين بيماري توسط برخي روشهاي درماني متعارف و عـوارض آنهـا و گزارشـاتي از موفقيـت فوتوديناميـك تراپـي(PDT) در اين بيماران و به منظور تعيين تأثير PDT بر BCC اين تحقيق روي مراجعين به بيمارستان شهداي تجـريش در سـالهاي
1386 و 1387 انجام شد.
مواد و روش ها: تحقيق به روش كارآزمايي باليني از نوع مقايسه قبل و بعد روي 28 ضايعه BCC از 12 بيمـار صـورت گرفـت. همـهبيماران تشخيص قطعي BCC برمبناي پاتولوژي داشتند. بيماران بين 6-1 نوبت با فواصل 1 ماهه تحت PDT قرار مي گرفتند و ماهانه ويزيت شده و از نظر پاسخ به درمان، عوارض و نتايج زيبايي بررسي ميشدند و در نهايت نتايج آن در دو گـروه پاسـخ كامـل و ناكامـلطبقه بندي مي شد.
يافته ها: تحقيق روي 28 ضايعه از 12 بيمار انجام گرفت. بهبودي كامل در 9 ضايعه (1/32%) ديده شد (01/0p<). بيماراني كه سـنكمتري داشتند (01/0p<) و سايز ضايعهشان كوچكتر بود (001/0p<) پاسخ بهتري به درمـان نشـان دادنـد. ضـايعاتBCC سـطحينسبت به ساير انواع BCC به طرز معني داري پاسخ بيشتري به درمان نشان دادند. همچنين بيماران با سابقه مثبت راديـوتراپي پاسـخكمتري به درمان نشان دادند (05/0p<).
نتيجه گيري: به نظر ميرسد PDT در درمان بيماران مبتلا به BCC موثر باشد. انجام مطالعات تجربي تكميلي توصيه ميشود.
واژگان كليدي: بازال سل كارسينوما، فتوديناميك تراپي، فتوكموتراپي.
15245240

مقدمه1
س رطانهاي غيرملانـومي پوس ت (non-melanoma skin cancer=NMSC) شــايعترين ســرطان در جوامــع بشــريهستند. بروز NMSC به طور فزاينده اي رو بـه افـزايش اسـت(8-3درصـد در سـال) و حـدود 50-40 درصـد بيمـاراني كـه سابقه يك NMSC دارند، در عرض 5 سال آينده بـاز هـم بـهتومورهاي غيرملانومي ديگر مبـتلا خواهنـد شـد (1). در ايـن
ميان بازال سل كارسـينوما (basal call carcinoma=BCC) به عنوان شايعترين شكل سرطان پوستي كه با تهاجم موضعي و موربيديتي قابل توجه همراه است از اهميت ويژهاي برخوردار است (2). روش انتخابي بـراي درمـانBCC در حـال حاضـراكسزيون جراحي اسـت ولـي از آنجـايي كـهBCC عمـدتا در

*نويسنده مسئول مكاتبات: دكتر زهره تهرانچي نيا؛ تهـران، بيمارسـتان شـهدايتجريش، مركز تحقيقات پوست؛ پست الكترونيك: [email protected]
نواحي در معرض آفتاب (عمومـاً سـر و صـورت) رخ مـي دهـد ، كاربرد يك روش جديد كه با بهترين نتايج زيبـايي و كمتـريناسكار همراه باشد از اهميت خاص برخوردار است.
كليه روشهاي غيرجراحي كه تا امروز در درمان BCC بـه كـاررفته اند از جمله كورتاژ، كوتر، كرايـوتراپي، راديـوتراپي، ليـزر و داروهاي سيتوتوكسيك مانند 5- فلوئورواوراسيل همگي كـاملاغيراختصاصي عمل ميكنند، بدين معني كـه فقـط سـلولهايتومورال را هدف قرار نميدهند، لذا سبب اثـرات نـامطلوب در بافت اطراف ضايعه و از جمله تشـكيل اسـكار مـي شـوند و بـاdisfigurment همراه هستند (1).
فتوديناميك تراپـي (photo dynamic therapy=PDT) يـكروش جديد در درمان BCC است. ايـن روش غير تهـاجمي بـاكمترين آسيب در بافت غيرتومورال اطراف ضايعه همراه اسـت (4،3). به علاوه در بيماراني كه كانديد مناسبي براي اكسزيون جراحي نيستند، PDT جايگزين مناسبي به شمار ميرود، اين شرايط عبارتند از: ضايعات بزرگ (5)، ضايعات متعدد به علـ ت راديو تراپي قبلي، عود ضـايعه پـس از عمـل جراحـي يـا سـايرروشهاي درماني (8-6)، عدم رزكسيون كامـل (8)، درمـان بـاآنتي كواگولان (5)، ندادن رضايت عمل جراحـي (5)، ابـتلا بـهGorlin Syndrome (11-9)، ضــعف ايمنــي يــا بيمــاران پيوندي (13-12)، ديابت (12) و استعداد تشـكيل كلوئيـد يـااسكار هيپرتروفيك (12).
در مطالعــات مختلــف ميــزان تــأثيرPDT در درمــان BCC سطحي از حداقل 80% تا حداكثر 100% گـزارش شـده اسـت(11-5). نتـــايج در خصـــوص BCC نـــدولار (14،6،5،2) و همچنين BCC پيگمانتـه (5) بسـيار متفـاوت اسـت. لـذا بـهمنظور بررسي تـأثيرPDT در درمـانBCC ايـن تحقيـق درمــراجعين بــه بيمارســتان شــهداي تجــريش در ســالهاي 87-1386 انجام گرفت.

مواد و روش ها
اين كارآزمايي باليني از نوع مقايسه قبل و بعـد بـر روي كليـهبيماراني كه با تشخيص قطعي BCC موافقت كتبي و آگاهانـهخود را اعلام نمودند، انجام شد. چنانچه بيمار مبتلا به چندين ضايعه مشابه بود، فقط از يكي از ضايعات بيوپسي شد. پـس ازتأييد هيستوپاتولوژيك تشخيص باليني، بيمار از نظـر ورود بـهمطالعه ارزيابي شد. بيماراني كه داراي يـك يـا چنـد مـورد ازمعيارهاي زير بودند، از مطالعه خـارج شـدند: سـابقه ابـتلا بـهبيماريهاي حساس به نور، سابقه مصرف دارويي كه حساسـيتبه نور بدهد، كـاربرد يـك روش درمـاني ديگـر جهـت ضـايعهBCC در 6 مـاه اخيـر، بـارداري، شـيردهي، سـن 18 سـال و كمتر، ابتلا به نوع rodent ulcer يا مورفئيك.
همچنــين كليــه بيمــاران قبــل از ورود بــه مطالعــه از نظــر
آنتــ ـي نــ وكلئرآنتيبــ ادي (ANA) جهــ ت تشــ خيص photosensitization احتمالي آزمـايش شـدند و در صـورتمثبت بودن نتيجه آزمايش، بيمار از مطالعه حذف ميشد.
براي هر بيمار فرم اطلاعاتي طرح تكميل و از ضـايعه /ضـايعاتبيمار در شروع كار عكس تهيه شد. سپس كرم 20% ALA به ضخامت 1 ميلي متر بر روي كل ضايعه و 1 سانتي متر از پوست سالم اطراف ضايعه ماليده و با پانسمان غيرچسـبنده و -lightproof بسته شد. 8-6 ساعت بعد پانسمان برداشته و باقيمانده كرم به آرامي از سطح پوست پاك شد و بيمار تحت PDT قرار مي گرفت. دسـتگاهPDT كـه در ايـن مطالعـه بـه كـار رفـت ,Waldman Medizintechnik, Villengen; SchwenningenPDT 1200L Germany بود كه يك فيلـد سـيركولار از نـورقرمز incoherent با ديامتر 15 سانتي متر توليد مي كرد. طول موج نور توليد شده بين nm730-600 بود. هـر ضـايعه تحـتتابش با دوز 2J/cm 120 و با 2intensity=100mW/cm قـرارگرفت. در طي مدت تابش علاوه بر ضايعه بيمار، پوست سـالماطراف ضايعه نيز با قطري برابر با ديامتر ضايعه نور را دريافـتمي كرد. در طي مدت تابش، يك فن الكتريكـي دسـتي جهـتكاهش احساس سوزش و ناراحتي بيمار بكار رفت و چشـمهايبيمار توسط عينك مخصوص محافظت شد. در طي 24 ساعت اول پس از درمان جهت كاهش اريتم و التهاب ناحيـه از پمـادموضعي زينك اكسايد و كيسه يخ استفاده شد و پمـاد زينـكاكسايد به مدت 2 هفته ادامه پيدا كرد. كليه بيماران با فاصـله1 ماه پس از هر جلسه درمان ويزيت شدند و در هر ويزيـت ازضايعه بيمار عكس گرفتـه شـد و سـير پاسـخ بـه درمـان وي (شامل ديامتر ضايعه و عوارض پس از درمان) ثبت شد.
پاسخ به درمان طبق معيارهاي زير ارزيابي و طبقهبندي شد:
پاسخ كامل: هيچ ضايعه قابل رويت و قابل لمسي وجود ندارد.
پاسخ ناكامل: ضايعه قابل رؤيت يا قابل لمس وجود دارد.
پاسخ ناكامل خود شامل دو زير گروه پاسخ نسبي و بدون پاسخ بود كه به شرح زير تعريف شد:
پاسخ نسبي: ضايعه قابل رويت يا قابل لمس وجود دارد ولي ديامتر آن نسبت به ويزيت قبل كاهش يافته است.
بدون پاسخ: ضايعه قابل رويت يا قابل لمس وجود دارد و ديامتر آن نسبت به ويزيت قبل كاهش نيافته است.
در اين زمان در صورتي كه بيمار به درمـان پاسـخ نـداده بـودكانديد اكسيزيون ضايعه شـد و در صـورتي كـه پاسـخ نسـبينشان داده بود، كانديد نوبت بعـدPDT شـد . حـداكثر تعـدادجلسات PDT براي هر بيمار 6 جلسـه بـود و در صـورتي كـهبيمار در اين مدت به پاسخ كامل نمي رسيد كانديد اكسـيزيونضايعه مي شد. بيماراني كه پاسخ كامل به درمان نشان دادنـد،1 مــاه پــس از آخــرين نوبــتPDT از نظــر پاســخ زيبــايي
(cosmetic) طبق معيارهاي زير ارزيابي شدند:
عالي: اسكار، آتروفي، اندوراسيون، اريتم يا هيپرپيگمانتاسيوني وجود ندارد.
خوب: اسكار، آتروفي، اندوراسيون وجود ندارد ولي در مقايسه با پوست اطراف اريتم يا هيپرپيگمانتاسيون دارد.
نسبي: اسكار، آتروفي، اندوراسيون خفيف.
ضعيف: اسكار، آتروفي، اندوراسيون شديد.
در همين زمان از ضايعاتي كه پاسخ باليني كامل نشان داده بودند، در صورتي كه در مناطقي از بدن غير از صورت واقع شده بود و بيمار نيز رضايت داشت، بيوپسي مجدد انجام شد تا پاسخ كامل از نظر هيستولوژيك نيز تأييد شود.
همچنين ضايعات با پاسخ كامل به مدت 6 ماه بعد از پايان دوره درمان از نظر عود ضايعات پيگيري شدند. تأثير درمان و عدم درمان با آزمون sign-test مورد قضاوت قرار گرفت و ارتباط بين محل ضايعه، سن و جنس بيمار نوع و ديامتر BCC و سابقه راديوتراپي با نتيجه درمان با آزمون دقيق
Fisher و t-test مورد قضاوت قرار گرفت.

يافته ها
در مجموع 28 ضايعه از 12 بيمار (8 مرد و 4 زن) با ميانگين سني 7/12±1/59 سال (72- 22 سال) وارد مطالعه شدند. از 28 ضايعه مورد مطالعه 15 ضايعه (5/53%) BCC ندولر، 7 ضايعه (25%) BCC پيگمانته و 6 ضايعه (5/21%) BCC سطحي بودند. 13 ضايعه (4/46%) در ناحيه اسكالپ، 13 ضايعه (4/46%) در ناحيه صورت و 2 ضايعه (2/7%) در ناحيه گوش واقع شده بودند.
قطر ضايعات 3/22±9/19 ميلي متر، از حداقل mm2 تا حداكثر mm100 بود. تعداد جلسات درماني 7/1±9/4، از حداقل 1 تا حداكثر 6 جلسه بود. در واقع در 18 مورد (3/64%) 6 جلسه، 2 مورد (1/7%) 5 جلسه، 4 مورد (3/14%)
3 جلسه، 3 مورد (7/10%) 1 جلسه و در 1 مورد (6/3%) 4 جلسه درماني برنامه ريزي شد. سابقه راديوتراپي در 17 مورد (7/60%) مثبت و در 11 مورد (3/39%) منفي بود.
از 28 ضايعه كه تحت درمان با PDT قرار گرفتند، 9 ضايعه (1/32%) پاسخ كامل (شكل 1) و 14 ضايعه (50%) پاسخ نسبي داشتند . اين در حاليستكه 5 ضايعه (9/17%) هيچ پاسخي ندادند. آزمون sign-test نشان داد كه تأثير درماني PDT به لحاظ آماري معني دار است (01/0p<).
از 9 ضايعه اي كه پاسخ كامل دادند 3 ضايعه پس از اتمام دوره درمان مورد بيوپسي مجدد قرار گرفتند كه در هر سه مورد رفع كامل ضايعه از نظر هيستولوژيك نيز تأييد شد. از 9 ضايعه اي كه پاسخ كامل به درمان دادند، نتايج زيبايي در 5 ضايعه (55%) عالي، در 2 ضايعه (5/22%) خوب و در 2 ضايعه (5/22%) متوسط بود.
از نظر عوارض بعد از درمان در 17 مورد (7/60%) هيچ عارضه اي گزارش نشد، در 11 مورد درد، سوزش و اريتم حين درمان گزارش شد كه در اكثر موارد خفيف و در حد قابل تحمل بود.
سن بيماراني كه پاسخ كامل به درمان دادند، 8/1±6/53 سال و سن بيماراني كه پاسخ ناكامل داشتند 1/8±8/61 سال بود كه در گروه با پاسخ ناكامل سن بيماران 2/8 سال بيشتر بود و
40/ دوماهنامه پژوهنده تأثير فتوديناميكتراپي در
آزمونt-test نشان داد كه اين اختلاف به لحاظ آماري معني دار است (01/0p<).
قطر ضايعات در گروهي كه پاسخ كامل به درمان دادند 2/1±13 ميلي متر و در گروه با پاسخ ناكامل2/3±2/23 ميلي متر بود. به عبارت ديگر قطر ضايعاتي كه بطور كامل درمان نشدند 2/10ميلي متر بيشتر از گروه درمان كامل بود. آزمون t-test نشان داد اين اختلاف اندازه قطر ضايعه با نتيجه درمان ارتباط معنيدار دارد (001/0p<).
بيماران بر اساس نوع باليني BCC در دو گروه BCC سطحي و غيرسطحي (شامل BCC ندولار و پيگمانته) قرار گرفتند (جدول 1). پس از انجام آناليز آماري بين نوع BCC و پاسخ به درمان رابطه آماري معني دار يافت شد (01/0p<). بدين معني كه بيماران با BCC سطحي پاسخ بيشتري به درمان نشان دادند (8/6=relative risk و
9/43=attributable risk). 3 ضايعه BCC ندولار (20%)، 2 ضايعه BCC پيگمانته (29%) و 4 ضايعه BCC سطحي
(67%) پاسخ كامل به درمان دادند.
توزيع ضايعات بر اساس سابقه انجام راديوتراپي و پاسخ دهي به درمان در جدول 1 آمده است. پس از انجام آناليز بين ميزان پاسخ به درمان و سابقه راديوتراپي رابطه آماري معني داري يافت شد (05/0p<). در گروه با سابقه مثبت راديوتراپي به
موضع احتمال پاسخدهي به درمان كمتر بود (6/5relative risk= و 37attributable risk=). لازم به ذكر است علت راديوتراپي در كليه بيماران با سابقه مثبت، درماتوفيتوز اسكالپ (كچلي قارچي سر) در دوران كودكي بود.
پس از انجام آناليز آماري بين محل ضايعه و جنس بيمار با پاسخ به درمان رابطه آماري معنيدار يافت نشد.

جدول 1- توزيع بيماران مبتلا به BCC برحسب نتايج درمان به تفكيك عوامل همراه
Attributable
risk (%) Relative risk
نتيجه
آزمون ناكامل* (%) كامل
(%)

43/9

6/8

<0/01
2(33/4)
17(77/3) BCC نوع
سطحي (6/66)4
غيرسطحي (7/22)5

37
5/6
<0/05
5(45/4) 14(82/4) سابقه راديوتراپي منفي (5/54)6 مثبت (6/17)3

23
2/8
NS
7(53/8)
10(76/9) محل ضايعه صورت (2/46)6 اسكالپ (1/23)3

5/3
1/4
NS
9(47/4) 10(52/6) جنس
زن (5/55)5 مرد (5/44)4
* پاسخ ناكامل شامل پاسخ نسبي و عدم پاسخ؛ NS: Not significant

شكل 1- BCC :A ناحيه اسكالپ قبل از PDT؛ BCC :B ناحيه اسكالپ با پاسخ كامل بعد ازPDT

بحث
تحقيق نشان داد PDT در مجموع در 1/32% موارد BCC با پاسخ كامل، در 50% با پاسخ نسبي و در 9/17% موارد با عدم پاسخ همراه بود.
در اين مطالعه 6/66% ضايعات BCC سطحي (sBCC) پاسخ كامل به درمان دادند. ميزان پاسخ كامل به درمان در مطالعات مختلف بين 100- 80 درصد گزارش شده است ( 17- 15). شايد علت تفاوت در پاسخ كامل به درمان در مطالعه حاضر در مقايسه با ساير مطالعات معيارهاي ورود و اندازه ضايعات باشد به عنوان مثال در يك مطالعه (6) كه ميزان پاسخ به PDT را 82% گزارش كرده است، ميانگين بزرگترين قطر ضايعه mm14 گزارش شده است در صورتي كه در مطالعه حاضر mm9/19 بود. علت اين تفاوت در اندازه ضايعات ممكن است به دليل مراجعه ديرهنگام بيماران باشد. از سوي ديگر اين مطالعه در يك مركز ارجاعي صورت گرفته است كه اغلب مراجعين آن را موارد پيچيده و صعب العلاج تشكيل داده اند. به علاوه همه مواردي كه در اين مطالعه پاسخ نسبي نشان دادند، ميزان كاهش قطر ضايعه در پايان دوره درمان بيش از 80% بود لذا حتي در اين موارد نيز انتظار مي رفت كه در صورت ادامه درمان در تعداد جلسات بيشتر اين ضايعات نيز به پاسخ كامل برسند. مطالعه ديگري كه اين مسئله را تاييد ميكند، مطالعه جديدي است كه توسط Madan و همكاران درباره تأثير PDT بر BCCهاي بزرگ (giant) صورت گرفته است. در اين مطالعه همه BCC هاي بزرگ كاهش سايز داده ولي در نهايت نياز به جراحي پيدا كردند (18).
در مطالعه حاضر 29% ضايعات BCC پيگمانته (pBCC) پاسخ كامل نشان دادند، در صورتي كه در تنها مطالعهاي كه pBCC را تحت درمان با PDT قرار داده است هيچ يك از 4 بيمار مورد مطالعه پاسخ كامل نشان ندادند (15).
در مورد BCC ندولار (nBCC) نتايج مختلفـي حاصـل شـدهاست. در مطالعه حاضر ميزان پاسخ كامل به درمان در ضايعات nBCC، 20% بــود. ايــن عــدد از 10% در مطالعــه Wolf و همكارانش (19) تـا 94% در مطالعـهMosterd و همكـارانش(20) متفاوت بود. يك علت مهم توجيه كننده تفاوتهـاي فـوقآن است كه در برخي مطالعات حجم نمونه كوچـك بـوده، بـهعلاوه معيارهاي متفاوتي جهت ارزيابي پاسخ كامل بـه درمـانمورد استفاده قرار گرفته است. بـه عـلاوه رژيـم هـاي درمـانيمختلفي از نظر مدت مانـدنALA بـر روي ضـايعات قبـل ازتابش نور، طول موج نور به كار رفته و مدت تابش نـور و… در اين مطالعات مورد استفاده قرار گرفته است. در برخي موارد از روشهايي جهت افزايش نفوذپـذيريALA بـه بافـت اسـتفادهشده است. مثلاً در مطالعه Rhodes و همكارانش از methyl-ALA بـــه جـــايALA جهـــت افـــزايش نفوذپـــذيريphotosensitizer به بافت استفاده شده است. در صـورتي كـهدر مطالعه ديگري كه به مقايسه m-ALA و ALA در درمـانBCC پرداخته است تفاوتي بين اين دو ماده يافت نشد (21). در مطالعه ديگري كه توسط Thompson و همكارانش صورت گرفت از فيبرهايي كه در تماس مستقيم با سطح تومور بودنـدبراي افزايش كارآيي PDT استفاده شد كه در اين مطالعه هـمپاسخ كامل 75% در ضـايعات nBCC مشـاهده شـد (22). در مطالعه حاضر ميزان پاسخ كامل به درمان در گـروهsBCC بـاگــروهBCC هــاي غيرســطحي (شــامل pBCC و nBCC) مقايس ـه ش د ك ه نش ان داد احتم ال پاس خ ب ه درم ان درBCCهاي سطحي 8/6 برابر ساير BCCهـا اسـت. اگرچـه درمطالعات قبلي هم ميزان پاسخ به درمان sBCC بيش از ساير انواع BCC گزارش شـده بـود ولـي تاجـايي كـه مـا ميـدانيممقايسـه آمـاري و تعيـين relative risk در مطالعـات قبلـي صورت نگرفته بود.
از لحاظ عوارض جانبي در مطالعه حاضر 7/60% بيماران هـيچعارضه اي را گزارش نكردنـد و در سـاير بيمـاران نيـز عـوارضخفيف (شامل درد، اريتم و سوزش حين تابش) بـود . در سـايرمطالعات نيز عوارض PDT بسيار اندك گزارش شده است.
در اين مطالعه نتايج cosmetic در 5/77% ضـايعات خـوب يـاعالي بود كه بـا نتـايج مختلـف قبلـي، كـه ايـن عـدد را بـين 93-79 درصد گزارش كرده اند، قابـل مقايسـه اسـت. در يـكمطالعه نشان داده شد كـه نتـايجcosmetic حاصـل ازPDT بهتر از كرايوتراپي است (89% از بيماران تحت درمان با PDT نتــايج خــوب يــا عــالي داشــتند در مقايســه بــا 50% بــراي كرايوتراپي) (23) و در مطالعه ديگر هم در 60% بيماران تحت درمان با PDT نتايج cosmetic عالي گزارش شد كـه مشـابهنتيجه مطالعه حاضر بود و به طور معنيداري از نتـايج زيبـاييكرايوتراپي (16% عالي) بهتر بود (24). در مطالعه حاضر نتـايجcosmetic بلافاصله پس از پايان دوره درمان ارزيابي مـي شـدولــي از آنجـ ايي كـ ه مطالعـ ه Horn و همكــارانش (6) و Vinciullo و همكارانش (25) نشان داد با گذشت زمان نتايج cosmetic حاصل از PDT بهتر مي شود، به نظر مـي رسـد در صورت ارزيابي اين نتايج بـا يـك فاصـله زمـاني از اتمـام دورهدرمان ممكن است به عدد بالاتري نيز دست يافت.
در مطالعه حاضر بـين سـن بيمـار و پاسـخ بـه درمـان رابطـهمعني دار يافت شد. بيماراني كه پاسـخ كامـل بـهPDT نشـاندادند به طرز معني داري از ساير بيماران جوانتر بودند. تا جايي كه ما ميدانيم اين رابطه در هيچيك از مطالعات قبلي گزارش نشده است.
همچنين در مطا لعه حاضر بين ميانگين قطر ضايعه و پاسخ به درمان ارتباط معنيداري يافت شد بدين معنـي كـه ميـانگينقطر ضايعاتي كه پاسخ كامل بـهPDT نشـان دادنـد بـه طـرزمعنـي داري كمتـر از سـاير ضـايعات بـود. مطالعـه Madan و همكارانش نشان داد BCC هاي بزرگ پاسخ كامل بـه درمـاننشان ندادند (18)، كه با ارتباط يافت شده بين اندازه ضـايعاتو پاسخ به درمان در مطالعه حاضر قابل مقايسه است. هر چند در مطالعه Rhodes و همكارانش بين اندازه ضايعه و پاسخ بـهدرمان ارتباط معنيداري يافت نشد (2).
42/ دوماهنامه پژوهنده تأثير فتوديناميكتراپي در
عامل ديگري كه بـا ميـزان پاسـخ دهـي رابطـه داشـت سـابقهراديوتراپي (به علت درمـاتوفيتوز اسـكالپ در دوران كـودكي) بود. بيماران با سابقه مثبت راديوتراپي پاسخ كمتري بـهPDT نشان مي دادند و شانس پاسخ به درمان در افراد بـدون سـابقهراديوتراپي 6/5 برابر بيش از افراد با سابقه راديـوتراپي بـود. تـاجايي كه ما مي دانيم بررسي ارتبـاط ايـن متغيرهـا بـا ميـزانپاسخ دهي به PDT قبلاً مورد مطالعه قرار نگرفتـه بـود و نيـازاست تا مطالعات بيشتري در اين زمينه و با حجم نمونه بـالاترصورت گيرد.
در مطالعه حاضر بين عواملي مثل جنس بيمار و محل ضـايعهبا ميزان پاسخدهي به PDT رابطه اي يافـت نشـد كـه مشـابهمطالعه Rhodes و همكاران است (2).
از محدوديتهاي مطالعه حاضر مي توان به عدم پيگيري بيماران از نظر عود اشاره كرد كه اميد اسـت در فازهـاي آتـي مطالعـهبررسي و گزارش گردد.
در پايان مي توان اين نكته را اضافه كرد كه درمان BCC بايـدبا در نظر گرفتن كارآيي، نتايج cosmetic، ترجيح بيمار و بـهصرفه بودن روش درمـاني انتخـاب شـود. در مطالعـات متعـددنشان داده شده است كه بيماران، PDT را به روشهاي معمـولدرمان ترجيح مي دهند (28-26) و به صرفه بودن PDT از نظر اقتصادي نيز ثابت شده است (29).

نتيجه گيري
با توجه به كارآيي بالا و برتري نتايج cosmetic، روش درماني فوتوديناميك تراپي مي تواند به عنوان يك انتخـاب مناسـب دربيماران مبتلا به BCC خصوصـاًsBCC بـه كـار رود. اگرچـههنوز به مطالعات بيشتر و با حجم نمونه بالاتر نياز است.

REFERENCES
113614264002

.1 Kuijpers DIM, Thissen MRTM, Neumann MHA. Basal cell carcinoma treatment options and prognosis, a scientific approach to a common malignancy. Am J Clin Dermatol 2002;3:247-59.
.2 Rhodes LE, de Rie M, Enström Y, Groves R, Morken T, Goulden V, et al. Photodynamic therapy using topical methyl aminolevulinate vs surgery for nodular basal cell carcinoma. Arch Dermatol 2004;140:17-23.
.3 Szeimies RM, Karrer S. Towards a more specific therapy : targeting nonmelanoma skin cancer cells. Br J Dermatol 2006;154(S1):16-21.
.4 Tierney E, Barker A, Ahdout J, Hanke CW, Moy RL, Kouba DJ. Photodynamic therapy for the treatment of cutaneous neoplasia, inflammatory disorders, and photoaging. Dermatol Surg 2009;35:725-46.
.5 Kaviani A, Ataie-Fashtami L, Fateh M, Sheikhbahaee N, Ghodsi M, Zand N, et al. Photodynamic therapy of head and neck basal cell carcinoma according to different clinicopathologic features. Lasers Surg Med 2005;36:377-82.
.6 Horn M, Wolf P, Wulf HC, Warloe T, Fritsch C, Rhodes LE, et al . Topical methyl aminolaevulinate photodynamic therapy in patients with basal cell carcinoma prone to complications and poor cosmetic outcome with conventional treatment. Br J Dermatol 2003;149:1242-49.
.7 Soler AM, Warloe T, Berner A, Giercksky KE. A follw-up study of recurrence and cosmesis in completely responding superficial and nodular basal cell carcinomas treated with methyl 5-aminolevulinate – based photodynamic therapy alone and with prior curettage. Br J Dermatol 2001;143:467-71.
.8 Soler AM, Warloe T, Tausjo J. Photodynamic therapy for residual and recurrent basal cell carcinoma after radiotherapy using topical 5-aminolevulinc acid or methylester aminolevulinic acid. Acta Oncologica 2000; 39:605-9.
.9 Itkin A, Gilchrest BA. Aminolevulinic acid blue light photodynamic therapy for treatment of multiple basal cell carcinomas in two patients with nevoid basal cell carcinoma syndrome. Dermatol Surg 2004;30:1054-61.
.01 Chapas AM, Gilchrest BA. Broad area photodynamic therapy for treatment of multiple basal cell carcinomas in a patient with nevoid basal cell carcinoma syndrome. J Drug Dermatol 2006;5(S2):3-5.
.11 Madan V, Loncaster JA, Allan D, Lear JT, Sheridan L, Leach C, Allan E. Nodular basal cell carcinoma in Gorlin’s syndrome treated with systemic photodynamic therapy and interstitial optical fiber diffuser laser. J Am Acad Dermatol 2006;55:S85-S89.
.21 Braathen LR, Szeimies RM, Basset-Seguin N, Bissonnette R, Foley P, Pariser D, et al. Guidelines on the use of photodynamic therapy for nonmelanoma skin cancer: An International Consensus. J Acad Dermatol 2007;56:12543.
.31 Perrett CM, McGregor JM, Warwick J, Karran P, Leigh IM, Proby CM, et al. Treatment of post-transplant premalignant skin disease: a randomized intrapatient comparative study of 5-fluorouracil cream and topical photodynamic therapy. Br J Dermatol 2007;156(2):320-8.
.41 Wulf HC, Pavel S, Stender I, Bakker-Wensveen CA. Topical photodynamic therapy for prevention of new skin lesions in renal transplant recipients. Acta Derm Venereol 2006;86:25-8.
.51 Pinton PGC. Repetitive photodynamic therapy with topical aminolevulinic acid as an appropriate approach to the routine treatment of superficial nonmelanoma skin tumors. J Photochem Photobiol 1995;29:53-7.
.61 Vinciullo C. MAL-PDT in difficult to treat basal cell carcinoma. An Australian study: 48 month follow up data. 3rd Meeting of the European Association of Dermato-Oncology. Rome, Italy, June 23-25, 2006.
.71 Vinciullo C, Elliot T, Gebauer K. MAL-PDT in patients with basal cell carcinoma: results of an Australian multicenter study. International Skin Cancer Conference. Zurich, Switzerland, July 22-24, 2004.
.81 Madan V, West CA, Murphy JV, Lear JT. Sequential treatment of giant basal cell carcinomas. J Plast Reconstr Aesthet Surg. 2009 Oct;62(10):e368-72.
.91 Wolf P, Rieger E, Kerl H. Topical photodynamic therapy with endogenous porphyrins after application of 5aminolevulinic acid. An alternative treatment modality for solar keratoses, superficial squamous cell carcinomas, and basal cell carcinomas? J Am Acad Dermatol 1993;29: 41-4.
.02 Mosterd K, Thissen MR, Nelemans P, Kelleners-Smeets NW, Janssen RL, Broekhof KG, et al. Fractionated 5aminolaevulinic acid-photodynamic therapy vs. surgical excision in the treatment of nodular basal cell carcinoma: results of a randomized controlled trial. Br J Dermatol 2008;159: 864-70.
.12 Kuijpers DI, Thissen MR, Thissen CA, Neumann MH. Similar effectiveness of methyl aminolevulinate and 5aminolevulinate in topical photodynamic therapy for nodular basal cell carcinoma. J Drugs Dermatol 2006;5:642-5.
.22 Thompson MS, Andersson-Engels S, Svanberg S, Johansson T, Palsson S, Bendsoe N, et al. Photodynamic therapy of nodular basal cell carcinoma with multifiber contact light delivery. J Environ Pathol Toxical Oncol 2006; 25:411-24.
.32 Basset-Seguin N, Ibbotson SH, Emtestam L. MAL-PDT versus cryotherapy in primary sBCC: results of 36 months follow-up. J Eur Acad Dermatol Venereol 2004;18(suppl 2):412-15.
.42 Basset-Seguin N, Ibbotson SH, Emtestam L, Tarstedt M, Morton C, Maroti M, et al. Topical methyl aminolaevulinate photodynamic therapy versus cryotherapy for superficial basal cell carcinoma: a 5 year randomized trial. Eur J Dermatol 2008;18(5):547-53.
.52 Vinciullo C, Elliott T, Francis D, Gebauer K, Spelman L, Nguyen R, et al. Photodynamic therapy with topical methyl aminolaevulinate for ‘difficult-to-treat’ basal cell carcinoma. Br J Dermatol 2005;152(4):765-72.
.62 Wennberg AM, Keohane S, Lear JT. A multicnter study of photodynamic therapy with methyl aminolevulinate (MAL-PDT) cream in immnocompromised organ transplant recipients with non-melanoma skin cancer. 10th World Congress of Cancers of Skin. Vienna, Austria, May 13-16, 2005.
.72 Vinciullo C, Tardstedt M, Pariser DM. Patient satisfaction after treatment of basal cell carcinoma and actinic keratosis with MAL-PDT compared to previous other therapies. 14th Congress of the European Academy of Dermatology and Venereology. London, October 12-16, 2005.
44/ دوماهنامه پژوهنده تأثير فتوديناميكتراپي در
.82 Weston A, Fitzgerald P. Discrete choice experiment to derive willingness to pay for methyl aminolevulinate photodynamic therapy versus simple excision surgery in basal cell carcinoma. Pharmacoeconomics 2004;22(18):1195-208.
.92 Caekelbergh K, Annemans L, Lambert J, Roelandts R. Economic evaluation of methyl aminolaevulinate-based photodynamic therapy in the management of actinic keratosis and basal cell carcinoma. Br J Dermatol 2006;155:784-90.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید