پژوهنده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي) تاريخ دريافت مقاله: 26/8/87 سال پانزدهم، شماره 1، پي در پي 73، صفحات 19 تا 25 تاريخ پذيرش مقاله: 23/9/88 فروردين و ارديبهشت 1389

بررسي قدرت روش سنجش تراكم استخوان به روش كمي اولتراسوند
در مقايسه با روش استاندارد DEXA در تشخيص استئوپروز و استئوپني
دكتر ربابه طاهري پناه1*، دكتر محمدمهدي امام2، دكتر مجيد عمادالدين3، دكتر عباس انتظاري4، دكتر مريم نصوحي3، مريم سوهانكي5

دانشيار، مركز تحقيقات بهداشت باروري و ناباروري، گروه زنان و زايمان، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
استاديار، گروه روماتولوژي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
پزشك عمومي، مركز تحقيقات بهداشت باروري و ناباروري، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
استاديار، مركز تحقيقات بهداشت باروري و ناباروري، گروه پزشكي اجتماعي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
-9871211396

كارشناس مامايي، مركز تحقيقات بهداشت باروري و ناباروري، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي چكيده
سابقه و هدف: پوكي و شكستگي استخوان از معضلات بزرگي است كه كيفيت زندگي زنان يائسه را تحت تاثير قرار ميدهـد . از آنجـاكه حدود يك سوم زنان بالاي 50 سال از شكستگي در يكي از نقاط ستون مهره، ران و مچ دست رنج مي برنـد ، شناسـايي زنـان دچـاراستئوپني يا استئوپروز مسئله مورد بحث باليني و پاراكلينيكي است. هدف از اين تحقيق بررسي قدرت روش سنجش تراكم در مقايسه با روش DEXA در تشخيص استئوپروز و استئوپني در زنان ايراني است.
مواد و روش ها: در اين مطالعه مشاهده اي، 149 زن كه به منظور سنجش تراكم استخوان با روش DEXA مراجعه كـرده بودنـد، واردمطالعه شدند. پس از انجام سنجش تراكم با دستگاه Lunar و كسب رضايت نامه، تراكم استخوان بـه طريقـه اولتراسـوند و بـا دسـتگاهSonoace 2000 از طريق پاشنه پا هر دو پا انجام شد. اطلاعات اوليه بيماران كسب و در پرسشنامه ثبت گرديد.
يافتـ ـههــا: مي انگين س ني بيم اران 5/11±7/53 س ال (86-24 س ال)، وزن آنه ا 7/11±0/68 كيل ـوگرم و ان دكس ت وده ب دني 2kg/m1/4±7/28 بود. بر اساس DEXA در ستون مهره ها، 5/31% استئوپني و 1/12% استئوپروز داشتند. در حـالي كـه ايـن آمـار درQUS پاي چپ 49% استئوپني و 1/14% استئوپروز بود. ميزان استئوپني در گروه QUS بالاتر از روش DEXA بـود . حساسـيت روشQUS پاي چپ در گروههاي سني زير50، 65-50 و بالاي 65 سال در مقايسه با DEXA توتال ران بترتيـب 6/66%، 5/70% و 100% بود. حساسيت اين روش در مقايسه با DEXA ستون مهره نيز بترتيب 6/71%، 3/78% و 4/94% بود. حساسيت روش QUS با افزايش سن زنان افزايش پيدا ميكند.
نتيجه گيري: روش QUS از حساسيت مطلوبي در تشخيص موارد استئوپني يا استئوپروز در زنان يائسـه ، بخصـوص بـالاي 65 سـال ، برخوردار است. لذا توصيه مي شود بعنوان غربالگري از اين روش در شناسايي زنان در معرض خطر استفاده شود تا با درمان به موقـع ازبروز عوارض نامطلوب مثل شكستگي پيشگيري شود.
واژگان كليدي: استئوپروز، يائسگي، استئوپني، DEXA ،QUS.
15245238

مقدمه1
پـوكي و شكسـتگي اسـتخوان از معضـلات بزرگـي اسـت كـه كيفيت زندگي زنان يائسه را تحت تاثير قرار ميدهـد . از آنجـاكه حدود يك سوم زنان بالاي 50 سال از شكستگي در يكي از

*نويسنده مسئول مكاتبات: دكتر ربابه طـاهري پنـاه؛ تهـران، اويـن، بيمارسـتانطالقاني، مركز تحقيقات بهداشت باروري و ناباروري؛ پست الكترونيك: [email protected]
نقاط ستون مهره، ران و مچ دسـت رنـج مـي برنـد (1)، كشـفبيمــاران دچــار پــوكي اســتخوان از اهميــت بــه ســزائي در برنامه ريزيهاي كلان كشوري و تامين بودجـه برخـوردار اسـت .
يك ي از مهمت رين اه داف انج ام س نجش ت راكم اس تخوانشناس ايي افـراد در مع رض خط ر اس تئوپروز قب ل از وق وع شكستگي است چراكه شكستگي بخصوص شكستگي لگن يكي از عوامل مهم مرگ و مير زنان در سنين پس از يائسگي است.
شناسايي زنان دچار استئوپني يا استئوپروز مسئله مورد بحـثبــاليني و پــاراكلينيكي اســت. ســنجش تــراكم اســتخوان ازساده ترين روشهاي موجود است كه به طرق مختلف قابل اجـرااست. شايعترين و مطمئن ترين روشي كه براي اين كار استفاده مي شود، روش اندازه گيري تراكم اسـتخوان بـه روشDEXA
(dual energy X-ray absorptimetry) اسـت . اگرچـه ايـنروش استاندارد طلايـي اسـت و مـي تـوان بواسـطه آن تـراكماستخوان را در هر جايي از بدن اندازه گيـري و محاسـبه نمـودولي در اين روش بيشتر تراكم استخوانهاي مركزي مثل ستون فقرات و استخوان ران اندازه گيري مي شود (2).
در سالهاي اخير با توجه به افـزايش آگـاهي و دانـش جامعـه،آشنايي بيماران با روشهاي نوين درمـان اسـتئوپروز و اهميـتدادن ب ه س لامتي، ب ا اف زايش تقاض اي اف راد جامعـه ب راياندازه گيري تراكم استخوان مواجه شدهايـم، كـه نيازمنـد يـكروش ساده و كم هزينه براي بيماريابي ميباشيم.
پيشنهاد انجام DEXA به تمامي زنان يائسه بعلـت سـختي وهزينه بالاي آن بعنوان يك روش بيماريابي مقـرون بـه صـرفهنبوده و امكان پذير نخواهد بـود (3). لـذا بايسـتي از روشـهايديگر ارزيابي تراكم استخوان كه قابليت اجرا، كم هزينه و نتايج قابل قبولي دارند، در اين زمينه بهره جست. يكي از ساده ترين روشها تكميل پرسشنامه هايي است كه بـدين منظـور طراحـيشـده و بـر اسـاس سـن، وزن، شـغل، انـدكس تـوده بـدني و معيارهاي ديگر احتمال خطر استئوپروز و شكستگي را در زنان محاسبه مي كنند. هرچند اين روش ساده و كـم هزينـه اسـتولي ضريب خطاي بالايي دارد (4).
در ســالهاي اخيــر روش ســنجش ت راكم اســتخوان بــا روشاولتراسـوند كمـي ((quantitative ultrasound) (QUS بـهعن وان ي ك تكنول وژي س اده و متف اوت معرفـي گردي ده ومطالعات و تحقيقات زيادي بر روي آن انجـام شـده اسـت. در اين روش مي توان تـراكم اسـتخوان را در قسـمتهاي محيطـيبدن مثل ديستال بازو، پروگزيمال انگشتان، ديستال درشت ني و پاشنه پا انـدازه گيـري نمـود. مطالعـات مقطعـي (11-5) و بررسيهاي بـزرگ آينـده نگـر (15-12) نشـان داده اسـت كـهاندازه گيري تراكم استخوان پاشنه پـا بـا اولتراسـوند مـيتوانـداحتمال شكستگي را تعيين نمايد و ارزش آن نسبت به مناطق ديگر محيطي از دقت بالاتري برخوردار اسـت (16). لـذا روشسنجش تراكم استخوان QUS، را با توجـه بـه سـهولت انجـاممي توان در غربالگريها در سطح جامعه بعنوان روش بيماريـابيارزان و در دسترس بكار برد. هرچند مطالعات مختلف كـارايياين روش را تاييد نموده است ولي فرض بر آن است كه جامعه زنان ايراني تفاوتهـايي را از نظـر ژنتيكـي و يـا نحـوه زنـدگي،پوشش با ديگر نژادها داشته باشـند . هـدف از تحقيـق حاضـرتعيين حساسيت و ويژگي روش اولتراسوند در مقايسه با روشاستاندارد طلايي DEXA در زنان ايراني اسـت تـا در صـورتتاييد آن بتوان به عنوان يك روش بيماريابي در شناسايي افراد در معرض خطر استفاده نمود.

مواد و روش ها
در اين بررسي تمامي زناني كه جهت انجام سنجش تراكم استخوان به بيمارستان لقمان مراجعه كرده بودند، وارد مطالعه شدند. پس از توضيحات لازم از بيماران رضايتنامه آگاهانه اخذ گرديد.
با استفاه از روش DEXA و QUS تراكم استخوان در ناحيه پاشنه پا اندازه گيري گرديد. در ابتدا اطلاعات لازم از بيمار پرسيده و در پرسشنامه ثبت شد. سپس طبق روش معمول اندازه گيري تراكم استخوان زنان به روش DEXA توسط مسئول مربوطه با دستگاه Lunar انجام شد و تمامي اطلاعات به كامپيوتر داده شد. تمامي بيماران توسط يك نفر به هر دو روش مورد آزمايش قرار گرفتند. پس از اتمام سنجش تراكم به روش DEXA ، استخوان پاشنه پاي راست و چپ بيماران با الكل تميز گرديده و تراكم استخوان پاشنه هر دو پا با دستگاه (Sonoace 2000) اندازه گيري شد. ميزان تراكم هر دو روش از نظر Z score و T score در ناحيه ستون مهرههاي كمري دوم تا چهارم، سر ران و پاشنه پا با يكديگر مقايسه گرديد.
همچنين تفاوت بين پاي راست و چپ نيز در اين بررسي به مقايسه گذاشته شد. بيماراني كه دچار ادم اندام تحتاني بودند از مطالعه كنار گذاشته شدند. بر اساس شاخصهاي تشخيصي WHO تقسيم بندي ميزان پوكي استخوان با BMD به ترتيب زير است: افرادي كه T score آنها بيش از يك انحراف استاندارد با افراد نرمال متفاوت نباشد، سالم تلقي مي گردند. استئوپني يا كاهش تراكم استخوان به مواردي اطلاق مي گردد كه T score بيمار بين 1 تا 5/2 انحراف استاندارد كمتر از افراد طبيعي باشد. T score بيش از 5/2 انحراف استاندارد جزء گروه استئوپروز طبقه بندي مي شوند (17،18).
با توجه به اينكه توصيه ميشود از پاي غيرغالب براي اندازه گيري تراكم استخوان در روش QUS استفاده شود و در اغلب موارد پاي راست غالب است، در اين بررسي نيز از T score پاي چپ استفاده گرديد. همچنين به منظور ارزيابي چگونگي ارزش تشخيصي روش QUS به عنوان يك روش غربالگري، اقدام به مقايسه دو روش با يكديگر در سه گروه سني زير 50 سال ،50 تا 65 سال و 65 سال و بالاتر و در سه ناحيه سر فمور، توتال رانو ستون مهره هاي كمريگرديد.

يافته ها
149 زن با ميانگين سني 5/117/53 سال (86- 24 سال) در اين مطالعه شركت كردند. متوسط تعداد زايمانهاي قبلي 4/25/3 (11-0) زايمان بود. متوسط وزن، قد و اندكس توده بدني افراد مورد مطالعه 7/110/68 كيلوگرم، 6/125/153 سانتي متر و 1/47/28 كيلوگرم بر مترمربع بود. 43 نفر (9/28%) منوپوز نبودند و مابقي يا بطور خودبخود يا بدنبال هيستركتومي منوپوز شده بودند. در گروه زنان منوپوز، از زمان يائسگي بين صفر تا 40 سال (بطور متوسط 1/96/7) مي گذشت.
جدول شماره 1 فراواني افراد نرمال، مبتلا به استئوپني و استئوپروز را بر اساس يافته هاي حاصل از دو روش تراكمسنجي استخوان و QUS نشان ميدهد. تراكم استخواني در روش QUS مقادير كمتري را نسبت به روش DEXA نشان ميدهد و به همين علت ميزان استئوپني و استئوپروز در روش QUS بيشتر از روش DEXA است.

جدول 1- نتايج دو روش DEXA و QUS و فراواني استئوپني و استئوپروز در 149 بيمار تحت بررسي
استئوپني استئوپروز Z-score
T-score
تراكم استخوان#
%2 %28/9 0/321/00 -0/321/22† توتال ران
%3/4 %39/6 -0/0020/93 -0/551/17 گردن فمور
%12/1 %31/5 -0/11/41 -0/60/59 ستون مهره ها
%14/1 %47/7 -0/171/49 -1/151/12 پاي راست
%9/4 %49 -0/0141/56 -1/01/09 پاي چپ
# سه مورد اول به روش DEXA و به 2gr/cm و دو مورد آخر به روش QUS
† اعداد به صورت ميانگين±انحراف استاندارد

به منظور ارزيابي دقت QUS در سنين مختلف، تراكم استخواني به روش DEXA در سه ناحيه توتال ران، گردن ران و ستون مهره ها (L2-L4) به تفكيك گروههاي سني اندازه گيري گرديد و با T-score تراكم استخوان پاي چپ بيماران مقايسه و در جدول 2 تا 4 آورده شده است.
اندازه گيري با QUS پاي چپ در مقايسه با DEXA استخوان ران از حساسيت بين 6/66% تا 100% در تشخيص استئوپني يا استئوپروز برخوردار است كه هر چه سن بيمار بالاتر باشد، شانس كاهش تراكم استخواني بيمار افزايش مييابد (جدول2).
اندازه گيري بهروش QUS از حساسيت بالايي (100- 70%) در تشخيص استئوپني و استئوپروز در زنان در سنين مختلف برخوردار است كه افزايش سن بخصوص در زنان بالاي 50سال بر حساسيت آن ميافزايد (جدول 3 و4). بيشترين ميزانحساسيت روش QUS در زنان بالاي 65 سال (بيش از 95%)است.

جدول 2 – قدرت تشخيصي استئوپني يا استئوپروز در دو روش
اندازهگيري تراكم استخوان با روش QUS در پاي چپ و DEXA در ناحيه توتال ران به تفكيك گروههاي سني مختلف
ارزش اخباري ارزش اخباري مثبت منفي ويژگي حساسيت
سن (سال)
91/2 37/5 75/6 *66/6 <50
81/5 26/6 40 70/5 50 -65
100 76 25 100 ≥65
اعداد به صورت درصد آورده شده است

جدول 3 – قدرت تشخيصي استئوپني يا استئوپروز در دو روش
اندازه گيري تراكم استخوان با روش QUS در پاي چپ و DEXA در ناحيه گردن ران به تفكيك گروههاي سني مختلف
ارزش اخباري ارزش اخباري مثبت منفي ويژگي حساسيت
سن
(سال)
88/2 50 78/9 *66/6 <50
69/2 50 43/9 74/1 50-65
50 80 16/6 95/2 ≥65
اعداد به صورت درصد آورده شده است

جدول 4 – قدرت تشخيصي استئوپني يا استئوپروز در دو روش
اندازه گيري تراكم استخوان با روش QUS در پاي چپ و DEXA در ناحيه ستون مهره اي كمري به تفكيك گروههاي سني مختلف
ارزش اخباري ارزش اخباري مثبت منفي ويژگي حساسيت
سن (سال)
93/5 33/3 74/3 *71/6 <50
69/2 60/4 48/6 78/3 50-65
50 70/8 12/5 94/4 ≥65
اعداد به صورت درصد آورده شده است

بحث
شكستگيهاي ناشي از استئوپروز يكي از مهمترين علل موربيديتي و مورتاليتي بوده و يك معضل بهداشتي بزرگ در ايالات متحده و در كل جهان بشمار مي رود. بر اساس آمار ارائه شده توسط بنياد جهاني استئوپروز (NOF) حدود 5/1 ميليون از شكستگيهايي كه در عرض يك سال در ايالات متحده رخ مي دهد، ناشي از استئوپروز است (19). 50- 40 درصد زنان و 25% مردان 50 ساله و بالاتر بنحوي از شكستگي مرتبط با استئوپروز در امان نبوده و از آن رنج مي برند (19،20). هرچند امروزه درمانهاي مناسب و موثري براي درمان و پيشگيري از عواقب استئوپروز وجود دارد ولي بيش از دو سوم زنان بعلت عدم كفايت روشهاي تشخيصي و بيماريابي شناسايي نشده و بعد از وقوع شكستگي تشخيص دادهمي شوند. به همين علت سازمان جهاني بهداشت (WHO) دستورالعمل هايي را بر اساس T-score براي شناسايي اين بيماران تدوين نموده است. بر اساس دستورالعمل سازمان بهداشت جهاني و سازمان غذا و دارو، تمامي افراد در معرض خطر استئوپروز يعني زنان 50 تا 65 سال و افرادي كه در معرض خطر شناخته شده هستند بايستي سنجش تراكم استخوان را انجام دهند (21). در حالي كه ممكن است در بسياري از موارد شكستگي از نظر مخفي بماند زيرا تعداد قابل توجهي از شكستگيها در زنان زير 65 سال رخ مي دهد و در واقع اين زنان در محدوده سني انجام روتين سنجش تراكم استخوان مطابق با دستورالعمل بنياد جهاني استئوپروز قرار نمي گيرند. لذا تشخيص زودرس كليه افراد داراي تراكم استخواني پايين و ريسك بالاي شكستگي، كه در واقع دچار استئوپروز و استئوپني هستند و شروع درمان مناسب از نكات مهم و ضروري در كاهش شيوع شكستگيهاي مهره اي و غيرمهره اي خواهد بود. بر اساس آمار WHO پيشگيري و درمان كاهش تراكم استخوان و استئوپني موثرتر از درمان بيمار پس از بروز استئوپروز بوده و با ميزان شكستگي كمتري همراه است (22). لذا يك روش بيماريابي ساده و كمهزينه و قابل دسترسي ضرورت دارد. از آنجاكه روش سنجش با دستگاههاي DEXA پرهزينه بوده و امكان دسترسي تمامي نقاط كشور به آن نميباشد، بايستي از روشهاي كمهزينه تر و ساده تر اما داراي حساسيت و دقت بالاتري استفاده نمود (18). بهترين روش اندازه گيري DEXA است كه با فراهم نمودن مقادير بيشتري از فوتون، امكان اندازه گيري در زمان كوتاهتر، دقت بالاتر، تفكيك پذيري بهتر و نيمه عمر بالاتر دستگاه را به همراه دارد (18). ولي اين روش علاوه بر پر هزينه بودن امكان دسترسي در تمامي نقاط به آن را با مشكل مواجه ميسازد. مطالعات مختلفي در زمينه انجام بيماريابي بيماران در مورد استئوپروز يا استئوپني انجام گرفته است. يكي از سادهترين روشها پر كردن پرسشنامه هايي است كه بر اساس وضعيت زندگي، سن، شغل ، اندكس توده بدني، پوشش و در معرض نور قرار گرفتن طراحي شده تا بتواند احتمال خطر شكستگي را مشخص نمايد (4).
در دهه اخير اندازه گيري تراكم استخوان با دستگاه اولتراسوند تحول بزرگي را در اين زمينه ايجاد نموده و اين تكنولوژي سازمانهاي دولتي و مسئول را قادر ساخته تا بتوانند با صرف هزينه كمتر ميزان شيوع استئوپروز را در كشور خود مورد بررسي قرار داده و نسبت به پيشگيري و درمان آن اقدام نمايند (18). مقايسه حساسيت روش بيماريابي استئوپروز باپرسشنامه ها با QUS نشان مي دهد كه روش QUS از تواناييو حساسيت بالاتري درتشخيص موارد غيرطبيعي برخورداراست.
مطالعات آينده نگر و مقطعي نشان داده اند كه QUS مي تواند همانند DEXA احتمال خطر شكستگي ستونفقرات و ران را در آينده پيشگويي نمايد (26- 23). امتياز QUS پاشنه پا در زنان با شكستگي مچ دست يا نواحي ديگر مثل بازو، ران و ستون فقرات به ميزان محسوسي نسبت به افراد نرمال كاهش داشته است (31- 27). از آنجا كه احتمال بروز شكستگي مچ دست در روش DEXA و QUS مشابه و بترتيب 65% و 72% است، كفايت روش اولتراسوند در مقايسه با DEXA تاييد مي گردد (32). با توجه به اختلاف اندك اندكس ستون فقرات و ران در روش DEXA، ارزيابي ستون مهره ها از حساسيت بالاتري در تشخيص استئوپروز برخوردار است. از آنجا كه اين اختلاف در زنان بالاي 60 سال و مردان بالاي 70 سال كاهش مي يابد، توصيه ميشود در زنان زير 60 سال و مردان زير 70 سال تراكم ستون مهرهها و در سنين بالاتر هر يك از موارد ستون مهره و ران مورد ارزيابي قرار گيرد (33).
امروزه از روشهاي مختلف و نواحي مختلف براي ارزيابي تراكم استخوان استفاده ميشود. اگرچه BMD يك معيار بسيار قوي در تشخيص شكستگيهاي استئوپروتيك است ولي بسياري از شكستگيها هنگامي رخ ميدهد كه BMD در محدوده تعريف شده استئوپني قرار دارد. بعنوان مثال در بررسي 140000 زن در سال 2002 مشخص گرديد كه عليرغم
2259 مورد جديد شكستگي در طول يك سال، تنها در 4/6% از موارد، T-score در محدوده استئوپروز قرار داشت. از طرف ديگر، نيمي از شكستگي هاي ديگر نقاط بدن به جز ستون مهره، ران و مچ دست در زنان بالاي 45 سال با استئوپروز اين زنان همراه است (27). بدون شك نبايد درمان را تا زمان قرار گرفتن فرد در گروه استئوپروتيك به تعويق انداخت.
در اين بررسي نيز از DEXA ستون مهره، ران و گردن ران براي مقايسه با QUS استفاده گرديد. QUS استخوان پاشنه پا زنان 70 تا 85 ساله 71- 96 درصد و در زنان 50- 65 سال 79- 100 درصد موارد استئوپني يا استئوپروز را در مقايسه با DEXA تشخيص ميدهد (34). Boonen نشان داد حساسيت QUS در تشخيص استئوپروز 6/76%، ويژگي آن 9/67% و ارزش اخباري منفي 90% است (3). حساسيت QUS در مردان مسن تر مختصري بالاتر و حدود 82 تا 100% است. در مطالعه حاضر حساسيت QUS در سنين پايينتر از 65 سال66- 79 درصد و در سنين بالاي 65 سال بين 95 تا 100 درصد بود كه با نتايج موجود همخواني دارد (34). به نظر مي رسد حساسيت روش QUS با افزايش سن بيماران نيز افزايش مي يابد و كارايي آن بعنوان روش غربالگري در جمعيت به ظاهر سالم مسن تاييد ميگردد (34).
اگر QUS استخوان پاشنه پا توام با BMD مفصل ران اندازه گيري شود با دقت بالاتري نسبت به ديگر اندازه گيري هاي محيطي احتمال شكستگي را مشخص خواهد نمود (21). بررسي نتايج اندازهگيري تراكم استخواني نواحي مختلف مثل پروگزيمال انگشتان، ديستال بازو و ديستال درشت ني با روش QUS در تحقيقات مختلف (38- 35) نشان داد اندازه گيري QUS پاشنه پا از حساسيت قابل قبولي در مقايسه با DEXA ران يا ستون مهره برخوردار است (16).
هرچند كارايي روش اولتراسوند QUS براي غربالگري مورد تاييد است ولي هنوز نقطه شاخص و cut-off روش اولتراسوند مشخص نشده است. متاآناليزي كه توسط Nayak در سال 2006 براي مقايسه اولتراسوند با DEXA انجام گرفت نشان داد با معيار قرار دادن 5/2- براي T-score ران يا ستون فقرات، نمي توان استئوپروز را تشخيص يا رد نمود. كاهش cut-off به 1- ، حساسيت را به 79% و ويژگي را به 58% افزايش خواهد داد. تغيير cut-off به عدد صفر، حساسيت را تا 93 % افزايش داده و به ازاي آن ويژگي را به 24% تقليل ميدهد. در حاليكه در cut-off 5/2- ويژگي
93% و حساسيت 33% خواهد بود (39).
بررسي 3998 زن نشان داد حساسيت و ويژگي، ارزش اخباري مثبت و منفي آزمون QUS در زنان دچار استئوپروز ب هترتيب 5/74% ، 7/35%، 1/26% و1/82% است در حالي كه در مورد افراد استئوپنيك اين موارد ب هترتيب 71%، 8/40%، 4/67% و 9/44% بهدست آمد (40). در نتيجه در بررسي حاضر معيار انحراف استاندارد بين 5/2- و 1- براي تشخيص استئوپني وكمتر از 5/2- بعنوان استئوپروز در نظر گرفته شد. هرچند اينروش حساسيت قابل قبولي در مقايسه با DEXA دارد وليويژگي آن پايين بوده و با مقادير بالاي مثبت كاذب همراه است.
در تحقيق حاضر روش QUS از حساسيت بالايي بخصوص در افراد بالاي 65 سال (تقريبا 100%) در مقايسه با روش DEXA برخوردار بود و تفاوتي بين افراد مبتلا به استوپروز و استئوپني در تشخيص اين موارد وجود نداشت. اين واقعيت نشان دهنده كارايي بسيار خوب روش QUS در غربالگري زنان بالاي 50 سال و بخصوص بالاي 60 سال است. هرچند در اين شرايط امكان مراجعه تعداد زيادي از افراد سالم براي DEXA
وجود دارد ولي انجام اين تست بعنوان تست بيماريابي و نه تشخيصي مي تواند از انجام بيهوده روش اندازهگيري DEXA جلوگيري نمايد و اين امر براي سازمانهاي بهداشتي دولتي و جامعه بسيار مفيد خواهد بود (40).

نتيجهگيري
در اين مطالعه دريافتيم كه عليرغم تفاوتهايي كه در نحوه زندگي، ژنتيك، پوشش و تغذيه زنان ايراني با كشورهاي غربي وجود دارد روش QUS روش بسيار مطمئن و مناسبي براي غربالگري موارد استئوپني و استئوپروز است و با توجه به سهولت انجام و عدم نياز به تجهيزات پيچيده قابليت انجام دراقصي نقاط كشور وجود دارد.

تشكر و قدرداني
بدين وسيله از پرسنل محترم واحد سـنجش تـراكم اسـتخوانبيمارستان لقمان تشكر و قدرداني ميشود.

REFERENCES
113614264001

.1 Melton LJ 3rd, Chrischilles EA, Cooper C, Lane AW, Riggs BL. How many women have osteoporosis? J Bone Miner Res 1992;7(9):1005-10.
.2 Lewiecki EM, Watts NB, McClung MR, Petak SM, Bachrach LK, Shepherd JA, Downs RW Jr; International Society for Clinical Densitometry. Official positions of the International Society for Clinical Densitometry. J Clin Endocrinol Metab 2004;89(8):3651-55.
.3 Boonen S, Nijs J, Borghs H, Peeters H, Vanderschueren D, Luyten FP. Identifying postmenopausal women with osteoporosis by calcaneal ultrasound, metacarpal digital X-ray radiogrammetry and phalangeal radiographic absorptiometry: a comparative study. Osteoporos Int 2005;16(1):93-100.
.4 Cook RB, Collins D, Tucker J, Zioupos P. Comparison of questionnaire and quantitative ultrasound techniques as screening tools for DXA. Osteoporos Int 2005;16(12):1565-75.
.5 Dretakis EK, Kontakis GM, Steriopoulos K, Dretakis K, Kouvidis G. Broadband ultrasound attenuation of the os calcis in female postmenopausal patients with cervical and trochanteric fracture. Calcif Tissue Int 1995;57:419–21.
.6 Heaney RP, Avioli LV, Chesnut CH, et al. Ultrasound velocity through bone predicts incident vertebral deformity. J Bone Miner Res 1995;10:341–5.
.7 Herd RJM, Blake GM, Ramalingam T. Measurements of postmenopausal bone loss with a new contact ultrasound system. Calcif Tissue Int 1993;53:153–7.
.8 Mautalen C, Vega E, González D, Carrilero P, Otaño A, Silberman F. Ultrasound and dualenergy X-ray absorptiometry densitometry in women with hip fracture. Calcif Tissue Int 1995;57:165–8.
.9 Schott AM, Weill-Engerer S, Hans D, Duboeuf F, Delmas PD, Meunier PJ. Ultrasound discriminates patients with hip fracture equally well as DXA and independently of BMD. J Bone Miner Res 1995;10:243–9.
.01 Stewart A, Reid DM, Porter RW. Broadband ultrasound attenuation and dual-energy X-ray absorptiometry in patients with hip fracture: which technique discriminates fracture risk? Calcif Tissue Int 1994;54:466–9.
.11 Thompson P, Taylor J, Fisher A, Oliver R. Quantitative heel ultrasound in 3180 women between 45 and 75 years of age: compliance, normal ranges and relationship to fracture. Osteoporos Int 1998;8:211–4.
.21 Bauer DC, Glüer CC, Cauley JA, Vogt TM, Ensrud KE, Genant HK, Black DM. Broadband ultrasound attenuation predicts fracture strongly and independently of densitometry in older women: a prospective study. Arch Intern Med 1997;157:629–34.
.31 Hans D, Dargent-Molina P, Schott AM, Sebert JL, Cormier C, Kotzki PO, et al. Ultrasonographic heel measurements to predict hip fracture in elderly women: the EPIDOS prospective study. Lancet 1996;348:511–4.
.41 Pluijm SMF, Graafmans WC, Bouter LM. Ultrasound measurements for the prediction of osteoporotic fractures in elderly people. Osteoporos Int 1999;9:550–6.
.51 Thompson PW, Taylor J, Oliver R, Fisher A. Quantitative ultrasound (QUS) of the heel predicts wrist and osteoporosis-related fractures in women age 45-75 years. J Clin Densitom 1998;1:219–25.
.61 Cook RB, Collins D, Tucker J, Zioupos P. The ability of peripheral quantitative ultrasound to identify patients with low bone mineral density in the hip or spine. Ultrasound Med Biol 2005;31(5):625-32.
.71 WHO Technical Report series. Assessment of fracture risk and its application to screening for postmenopausal osteoporosis. Geneva: WHO, 1994.
.81 Sturtridge W, Lentle B, Hanley DA. The use of bone density measurement in the diagnosis and management of osteoporosis. Can Med Assoc J 1996;155(7):924-9.
.91 National Osteoporosis Foundation. America’s bone health: the state of osteoporosis and low bone mass in our nation. Washington, DC: National Osteoporosis Foundation, 2002.
.02 National Osteoporosis Foundation. Fast facts. Available at: http://www.nof.org/osteoporosis/diseasefacts.htm. Accessed August 15, 2006.
.12 Cummings S, Bates D, Black D. Clinical use of bone densitometry; scientific review. JAMA 2002;288(15):188997.
.22 World Health Organization. Assessment of fracture risk and its application to screening for postmenopausal osteoporosis. Geneva: WHO, 1994. Technical Report Series no. 843.
.32 Bauer DC, Gluer CC, Genant HK, Stone K. Quantitative ultrasound and vertebral fracture in postmenopausal women. J Bone Miner Res 1995;10:353-56.
.42 He YQ, Fan B, Hans D, Li C, Wu Y, Njeh CF, et al. Assessment of a new quantitative ultrasound calcaneous measurement: precision and discrimination of hip fractures in elderly women compared with dual X-ray absorptiometry. Osteoprosis Int 2000;11:354-60.
.52 Huang C, Ross PD, Yates AJ, Walker RE, Imose K, Emi K, et al. Prediction of fracture risk by radiographic absorptiometry and quantitative ultrasound: a prospective study. Calcif Tissue Int 1998;63:380-84.
.62 Pluijm SMF, Graafmans WC, Bouter LM, Lips P. Ultrasound measurements for the prediction of osteoporotic fractures in elderly people. Osteoporos Int 1999;9:550-56.
.72 Melton LJ, Thamer M, Ray NF, Chan JK, Chesnut CH, Einhorn TA, et al. Fractures attributable to osteoporosis: report from the National Osteoporosis Foundation. J Bone Miner Res 1997;12:16-23.
.82 Dretakis EC, Kontakis GM, Steriopoulos K, Dretakis K, Kouvidis G. Decreased broadband ultrasound attenuation of the calcaneous in women with fragility fracture. Acta Orthop Scand 1994;65:305-8.
.92 Graafiman WC, Bouter LM, Lips P. The influence of physical activity and fractures on ultrasound parameters in elderly people. Osteoporos Int 1998;8:449-54.
.03 Gregg EW, Kriska AM, Salmone LM, Roberts MM, Anderson SJ, Ferrell RE, et al. The epidemiology of quantitative ultrasound: a review of the relationships with bone mass, osteoporosis and fracture risk. Osteoporos Int 1997;7:89-99.
.13 Thompson PW, Taylor J, Olivere R, Fisher A. Quantitative ultrasound of the heel predicts wrist and osteoporosis – related fractures in women aged 45-47 years. J Clin Densitometry 1998;1:219-25.
.23 Frost ML, Blake GM, Fogelman H. A comparison of fracture discrimination using calcaneal quantitative ultrasound and dual X-ray absorptiometry in women with a history of fracture at sites other than the spine and hip. Calcif Tissue Int 2002;71:207-11.
.33 Moayyeri A, Soltani A, Bahrami H, Sadatsafavi M, Jalili M, Larijani B. Preferred skeletal site for osteoporosis screening in high-risk populations. Public Health 2006;120:863-71.
.43 Gudmundsdottir SL, Indridason OS, Franzson L, Sigurdsson G. Age-related decline in bone mass measured by dual-energy X-ray absorptiometry and quantitative ultrasound in a population-based sample of both sexes: Identification of useful ultrasound thresholds for osteoporosis screening. J Clin Densitometry 2005;8:80-6.
.53 Faulkner K, McClung M, Coleman L. Quantitative ultrasound of the heel: correlation with densitometric measurements at different skeletal sites. Osteoporos Int 1994;4:42–7.
.63 Herd R, Blake G, Miller C. The ultrasonic assessment of osteopenia as defined by dual X-ray absorptiometry. Br J Radiol 1994;67:631–35.
.73 Young H, Howey S, Purdie D. Broadband ultrasound attenuation compared with dual-energy X-ray absorptiometry in screening for postmenopausal low bone density. Osteoporos Int 1993;3:160–64.
.83 Benitez C, Schneider D, Barrett-Connor E, Sartoris D. Hand ultrasound for osteoporosis screening in postmenopausal women. Osteoporos Int 2000;11:203–10.
.93 Nayak S, Olkin I, Liu H, Grabe M, Gould MK, Allen IE, et al. Meta-analysis: Accuracy of quantitative ultrasound for identifying patients with osteoporosis. Ann Intern Med 2006;144:832-41.
.04 Sedrine WB, Broers P, Devogelaer JP, Depresseux G, Kaufman JM, Goemaere S, et al. Interest of a prescreening questionnaire to reduce the cost of bone densitometry. Osteoporos Int 2002;13:434-42.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید