پژوهنده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي) تاريخ دريافت مقاله: 28/10/87 سال پانزدهم، شماره 1، پي در پي 73، صفحات 1 تا 6 تاريخ پذيرش مقاله: 20/11/88 فروردين و ارديبهشت 1389

بررسي اثر سم زنبورعسل بر سندرم تخمدان پليكيستيك
در موش آزمايشگاهي بزرگ
هما محسني كوچصفهاني1*، محمد نبيوني1، حامد ادهم2

استاديار، گروه زيستشناسي، دانشكده علوم، دانشگاه تربيت معلم، تهران
-9903211706

كارشناس ارشد زيستشناسي تكويني جانوري، دانشگاه تربيت معلم، تهران چكيده
سابقه و هدف: شايع ترين اختلال اندوكرين در زنان، سندرم تخمدان پلي كيستيك است كه 5 تا 10 درصد زنان در سن توليد مثل بـهآن مبتلا هستند. اين سندرم به شكل يك بيماري خودايمن نمايان مي شود كه در آن غلظت آنتـيبـادي هـاي ضـدتخمداني بـه شـدتافزايش مي يابد. سم زنبور عسل با واكنش ايمني و فعاليت ضد التهابي 100 برابر قوي تر از هيدروكورتيزون عمل ميكند. در اين مطالعه اثر درماني سم زنبور عسل بر روي سندرم تخمدان پليكيستيك در موش بزرگ آزمايشگاهي (رت) مورد بررسي قرار گرفت.
مواد و روش ها: در اين مطالعه تجربي، القاي تخمدان پلي كيستيك با روش تزريـق زيرپوسـتي هورمـون اسـتراديول ولـرات بـا دوز 2 ميليگرم حل شده در روغن كنجد در مرحله استروس رت هاي بالغ نژاد ويستار انجام گرفت. پـس از گذشـت 60 روز از تيمـار، تزريـقدرون صفاقي سم زنبور عسل با دوز 2/0 ميلي گرم به ازاي هـر كيلـوگرم وزن بـراي هـر مـوش بـه مـدت 10 روز انجـام شـد. سـپس نمونهگيري تخمدان از موشهاي تجربي، شاهد و كنترل انجام و با روشهاي رنگآميزي بافتي به مقايسه بافتشناسي تخمـدان طبيعـي، پليكيستيك و تيمار با سم پرداخته شد. كليه نمونه هاي بافتي به ضخامت 6 تـا 7 ميكـرون بـرش زده شـدند و بـا روش رنـگآميـزيهماتوكسيلين- ائوزين تهيه گرديدند. داده ها با استفاده از روش ANOVA آزمون شدند و 05/0p< سطح معنيدار در نظر گرفته شد.
يافته ها: اندازه گيري لايه گرانولوزا، تك، تعداد و قطر كيستها و فوليكولهاي مختلف و بررسي آمـاري آن، بهبـود چشـمگير تخمـدان پليكيستيك را در رتهاي تيمار شده با سم زنبور عسل نشان داد (05/0p<). همچنين، در بيش از 70% موارد نمونههاي تيمارشده بـازهر زنبور، اجسام زرد كه در تخمدان پليكيستيك به ندرت وجود دارند، يافت شد كه ميتواند نشاندهنده آغاز مجدد اوولاسيون باشد.
نتيجه گيري: به نظر ميرسد زهر زنبور عسل با اثرات آنتياكسيداني و ضدالتهابي خود مي تواند در بهبود كيست ها مـوثر واقـع شـده وباعث آغاز مجدد فرآيند اوولاسيون گردد.
واژگان كليدي: سندرم تخمدان پلي كيستيك، هيپراندروژنيسم، زهر زنبور عسل، استراديول ولرات، جسم زرد.
15246000

مقدمه1
سـ ندرم تخمـدان پلـيكيسـتيك (Poly Cystic Ovarian Syndrome = PCOS) يكي از شايع ترين اختلالات هورموني زنان در سنين باروري است كه 5 تا 10 درصد اخـتلالات را دراين سنين شامل مي شود. علائم اين سندرم پرمويي و آكنه (به دليــل توليــد زيــاد آنــدروژن) و اخــتلالات قاعــدگي، عــدمتخمك گذاري و ناباروري است (1). توجه فيزيولوژيست هـا بـهعـوارض طـولاني مـدت ايـن سـندرم شـامل ديابـت نـوع II،

*نويسنده مسئول مكاتبات: هما محسني كوچصفهاني؛ تهـران، دانشـگاه تربيـتمعلم، دانشكده علوم، گروه زيست شناسي.
[email protected] :پست الكترونيك
پرفشاري خون و بيماريهاي سيستم قلبي-عروقي معطوف شده است. به علاوه هيپرپلازي آندومتر و سـرطان آنـدومتر نيـز درزنان داراي PCOS كه درماني انجام نداده انـد، مشـاهده شـدهاســت. بنــابراين PCOS بــه غيــر از اخــتلالات هورمــوني وتوليدمثلي نيازمند توجهات پزشكي ويژه اي است (2).
از دلايــل بــروزPCOS مــيتــوان بــه نقــص در عملكــردهيپوتالاموس-هيپوفيز، عملكـرد تخمـدان و فعاليـت انسـوليناشــاره كــرد . در واقــع PCOS بــا ترشــحات غيــر عــاديگنادوتروپين ها، افزايش ساخت استروئيدها در تخمدان و برخي اوقات مقاومت به انسولين همراه است (3). ميزان هورمون LH به طور ويژه در زنان مبتلا به PCOS افزايش مي يابـد كـه بـهدليل افزايش در ميزان و تنـاوب ترشـح ايـن هورمـون اسـت . زماني كه غلظت هورمون LH نسبت بـهFSH افـزايش يابـد،تخمدان هـا بـه طـور ترجيحـي سـنتز آنـدروژن هـا را افـزايشمي دهند. ميزان انسولين و فاكتورهاي شبه انسـو ليني (IGFs) نيز در زنان مبتلا به PCOS افزايش مي يابد كه موجب افزايش سنتز آندروژن در سلول هاي تك و در نتيجـه تقويـت عملكـرد LH هواهد شد (4).
كاهش كلاژن در ديواره فوليكولي در زمان تخمكگذاري براي آزاد كردن تخمك لازم است. در اين فرايند متالوپروتئينازهاي ماتريكس (MMP) كه باعث تفكيك كلاژن ميشوند، افـزايشيافته و ليزيل اكسيداز (LOX) كـه يـكcross-linker بـينكلاژن و الاستين است و بـه طـور نرمـال در فراينـد تـرميم ونوسازي كلاژن دخيل مي باشد، كاهش مـييابـد . در پاسـخ بـهآندروژن، فعاليت MMP2 بـه طـور معنـي داري كـاهش پيـدامي كند و از طرفي فعاليت LOX افزايش مـي يابـد ، در نتيجـهتفكيك كلاژن و پاره شدن فوليكول مهـار مـيشـود . ايـن امـرنشان دهنده يكي از مكانيسم هاي سلولي عـدم تخمـك گـذارياست (5).
س م زنب ور عس ل تركيب ي پيچي ده متش كل از آن زيمه ا و پلـي سـاكاريدهاي مختلـف از قبيـل مليتـين ، فسـفوليپاز A2، آپامين و هيالورونيداز با اثرات ضد التهابي است كـه بـه توليـدكورتيزول در بدن كمك ميكند. بر اساس مطالعـات مشـخصشده است كه در ميان تركيبـات سـم زنبـور، پپتيـد دگرانولـهكننده سـلول ماسـت (MCD) از اهميـت بيشـتري برخـورداراست. تحقيقاتي كه در انستيتو رومـاتولوژي كنـدي آمريكـا در سال 1973 انجام شد ثابـت نمـود كـه ايـن پپتيـد بـا اثـراتضدالتهابي خـود 100 برابـر مـوثرتر از هيـدروكورتيزون عمـلمي نمايد. مليتـين، تركيـب ديگـر سـم زنبـور، يـك پـروتئينفعال كننـده فسـفوليپاز اسـت كـه مـي توانـد دگرانولـه شـدننوتروفيــل هــا را القــاء نمايــد (6) و باعــث مهــار تشــكيلسوپر اكسيدها شود. مليتين به كالمودولين متصل شده و باعث مهار توليد سوپراكسيد مي گردد (7). پليپپتيد آدولاپين داراي اثرات ضدالتهابي است و با مهار سـنتز پروسـتاگلاندين اثـراتضد دردي نيز دارد (8).
پيشنهاد شده كه سـطوح بـالاي سوپراكسـيدها عـاملي بـرايآسيبهاي اكسيداتيو مايع سينوويال و سـاير غشـاهاي اتصـالي است. مليتـين و سـاير عناصـري كـه بـه كـالمودولين متصـلمي شوند، توليد سوپراكسيدها را كاهش ميدهند بنابراين باعث توقف فزاينده بيماريهاي التهـابي از قبيـل آرتر يـت روماتوئيـدخواهند شد (9). سم زنبـور عسـل توليـد اينترلـوكين-1 را در سلولهاي طحالي رت كـاهش مـيدهـد . سـم زنبـور همچنـينمحتوي تركيبي بـه نـام آپـامين اسـت كـه انتقـال سيناپسـيطولاني مدت را افزايش ميدهد و با واسطه دوپامين به افزايشفعاليت حركتي كمك مينمايد (10).
اين مطالعه با هدف تعيين اثر سم زنبور عسل بر روي سـندرمتخمدان پلي كيستيك در رت انجام گرفت.

مواد و روش ها
تحقيق با طراحي تجربي انجام گرفت. در اين طرح از 60 سر موش آزمايشگاهي بزرگ (رت) نژاد ويستار ماده با وزن تقريبي 20 ±170 گرم استفاده شد كه در قفس هاي مخصوص و تحت شرايط محيطي و درجه حرارت مطلوب تقريباً 22 درجه سانتي گراد و سيكل روشنايي و تاريكي 12 ساعته و با مصرف آزاد غذا و آب نگهداري ميشدند.
براي القاء فنوتيپ سـندرم تخمـدان پلـي كيسـتيك (PCOS) روش هاي الق اء هورم وني و غيرهورم وني متن وعي از جمل ه هورمون تستوسـترون، اسـتراديول ولـرات (EV)، دهيـدرو اپي اندروســــترون (DHA)، آدرنوكورتيكــــوتروپين (ACTH) و استفاده از نـور طـولاني مـدت وجـود دارد (14-11). در ايـنتحقيق از روش القاء هورموني با استراديول ولرات استفاده شد. حيوانات انتخاب شده پس از تست اسمير واژينال روزانه، داراي 2 دوره متوالي منظم سيكل استروس بودند. به تمـامي رت هـادر مرحلــه اســتروس ســيكل توليــدمثلي، دوز 2 ميلــي گــرم استراديول ولرات كه در 2/0 ميلي ليتر روغن كنجد بـه عنـوانحلال حل شده بود، به صورت زير پوستي و يك بار تزريـق درناحيه كشاله ران در سطح شكمي تزريق شـد . پـس از تزريـق،روزانه تست اسـمير واژينـال تـا تغييـرات سـيكل اسـتروس ونامنظم شدن آن و رسيدن به مرحلـه اسـمير واژينـال شـاخيپايدار (PVC) ادامه پيدا كرد (12،11).
براي تعيين دوز مناسب سم زنبور عسل، زهر به صورت پودر با درجه خلوص بالا تهيه شد. غلظت زهري كه سبب مـرگ 50% از موشها شد به عنوان LD50 در نظر گرفته شـد كـه در ايـنآزمايش غلظت 12 ميلي گـرم زهـر زنبـور عسـل بـه ازاي هـر كيلـوگرم وزن بـدن مـوش بـه عنـوان غلظـت LD50 تعيـين گرديد. بـه همـين دليـل غلظـت بسـيار پـايين سـم يعنـي 1 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن به عنـوان دوز درمـانيانتخاب شد.
موشـ ها بـه دو گـروه ده تـايي تيمـار و شـاهد تقسـيم شـدند. موشهاي تيمار روزانه به مدت 10 روز متوالي حـدودmg/kg 1 وزن بدن خود سم زنبور عسـل محلـول در سـالين نرمـال بـهصورت تزريق درون صفاقي دريافت نمودند. به موشـ هاي گـروهشاهد نيز به همان اندازه سالين تزريق شد. در پايان مـدت 10 روز موشــها كشــته شــدند و تخمــدان آن هــا جهــت بررســيمورفولوژي/ مورفومتري برداشته شد.
به منظور بررسي اثر سم زنبور بر روي تخمدانهاي طبيعي، يك سري از موشها با تخمدان سالم را مورد تيمار سم قرار داديـم .
در اين مدل نيز موشها بـه دو گـروه ده تـايي تيمـار و شـاهدتقسيم شدند. به گروه تيمار mg/kg 1 وزن بـدن مـوش سـمزنبور حل شده در سالين به مدت 10 روز تزريق شد و به گروه شاهد تنها سالين به همان حجم تزريق گرديد. بعـد از 10 روز موشــها كشــته و تخمــدانها جهــت بررســيهاي مورفولــوژي/ مورفومتري برداشته شدند.
تخمدانها پس از خارج شدن از بدن موش و حذف بافتهاي اضافي در محلول بوئن الكلي فيكس شدند. پس از قالب گيري، به صورت سريالي و با ضخامت 6 ميكرومتر برش داده و با هماتوكسيلين و ائوزين رنگ آميزي شدند.
براي تجزيه و تحليل آماري داده ها، از آزمون ANOVA يـكطرفه و نرمافـزارINSTAT اسـتفاده شـد. P value كمتـر از05/0 معني دار تلقي شد و نمودارهاي مربوطه از طريق برنامـهنرم افزاري EXCEL رسم گرديد.

يافته ها
يك روز پس از تزريق استراديول ولرات، اكثر رت ها اسمير واژينال با مخلوطي از سلولها را نشان دادند. در روز دوم پس از تزريق حدود دو سوم حيوانات اسمير استروس و يا مخلوطي از پرواستروس- استروس را نشان دادند. در روزهاي بين 3 تا 20 اسمير واژينال در رت ها به صورت مخلوطي از سلولها با موكوس فراوان بود و هيچ كدام از حيوانات مرحله استروس را نشان ندادند. در برخي از رت ها در اين دوره مخلوطي از پرواستروس- استروس ديده شد. الگوي منظمي از سيكل توليد مثلي در اين دوره در رت ها مشاهده نشد. از روز بيستم حيوانات شروع به نشان دادن الگوي اسمير استروس نمودند و از روز 25 تمامي رت ها در مرحله استروس پايدار يا PVC قرار گرفتند. رت هاي گروه شاهد در اين مدت سيكل طبيعي خود را ادامه دادند.
شماره 1، پي در پي 73، فروردين و ارديبهشت 1389 هما محسني كوچصفهاني و همكاران/ 3
در تخمدانهاي تيمار شده با EV در رت هاي بالغ، فوليكولهاي بزرگ كيستيك با لايه گرانولوزاي باريك در حد يك يا 2 لايه سلولي و تعداد كمي فوليكولهاي كوچك كه از مشخصه هاي PCOS است، مشاهده شد. در اين گروه جسم زرد كه نشانه عدم تخمكگذاري طبيعي در اين گروه باشد، مشاهده نشد. در گروه شاهد بر خلاف گروه تيمار، تخمدانها فاقد كيست و مملو از جسم زرد بودند كه نشان دهنده تخمك گذاري طبيعي در اين گروه است. همچنين ميزان فوليكولهاي كوچك به مراتب بيشتر بود. بنابراين بر پايه مشاهدات ما، تيمار با EV پس از 60 روز، منجر به ايجاد كيست و توقف رشد فوليكولي و عدم تخمك گذاري در اين گروه شده است (شكل 1). پس از تيمار تخمدانهاي پلي كيستيك با سم زنبور عسل، بررسيهاي مورفولوژيكي نشان داد كه تعداد كيستها و اندازه آنها كاهش مشخصي يافته است. همچنين تعدادي جسم زرد در اكثر آنها مشاهده شد كه نشانه انجام و آغاز تخمكگذاري در آن ها است. افزايش مشخصي در فوليكول هاي كوچك بين گروه تيمار و شاهد (PCOS بدون تزريق BV) مشاهده گرديد (شكل 2).

شكل 1- استراديول ولرات (فتوميكروگEVراف) (a,b,cتخمدان) و پلي تخمدان كيستيك سالم در شاهدگروه (با d,e,f). تزريق مقايسه لايه گرانولوزا و تك در فوليكول كيستيك (c) و طبيعي (f). نوك پيكان نشان دهنده لايه تك در ديواره كيست و پيكانها نشاندهنده لايه نازك گرانولوزا در كيست است. a,d بزرگنمايي 100 ×، b,e بزرگنمايي 400 × و c,f بزرگنمايي 1000×.

شكل2- فتوميكروگراف تخمدان پلي كيستيك تيمار شده با زهر زنبور؛ ظهور اجسام زرد كه با نوك پيكانها نشان داده شده است (a,b). تخمدان نرمال تيمار شده با زهر زنبور؛ پيكانها، فوليكولهاي پري آنترال را نشان مي دهند (a,c .(c,d بزرگنمايي
100× و b,d بزرگنمايي 400 ×.
نتايج بررسيهاي مورفولوژيكي تخمدانهاي نرمال تيمار شده با سم زنبور با گروه شاهد نيز نشان داد كه ميزان فوليكولهاي كوچك در گروه تيمار كمي بيشتر از گروه شاهد است ولي در ساير موارد اختلاف بارزي مشاهده نگرديد (شكل 2).
به منظور تعيين اثر سم زنبور عسل بر روي تكوين فوليكولي، فوليكول ها بر اساس مورفولوژي به 6 گروه: 1- فوليكول هاي بدوي (PRI)، 2- فوليكول هاي اوليه (PF)، 3- فوليكول هاي پره آنترال (PA)، 4- فوليكول هاي آنترال (A)، 5- فوليكول هاي كيستيك (C) و 6- اجسام زرد (CL) دسته بندي شدند. با توجه به نمودار 1، اختلاف معنيداري (001/0p<) بين گروههاي تيمار شده با EV و شاهد در تعداد فوليكولهاي آنترال، كيستيك و جسم زرد مشاهده شد. اين اختلاف در فوليكول هاي بدوي به ميزان 01/0p< و در فوليكولهاي پره آنترال به ميزان 05/0p< بدست آمد. اختلاف معني داري در تعداد فوليكولهاي اوليه در اين دو گروه مشاهده نگرديد.

0
5
10
15
20
25
30
35
40
45
50
C
CL
A
primordial
PF
PA
group
Number of Follicle
Cont
PCOS
**
*
**
*
***
***



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید