سال پژوهنده (مجله چهاردهم، شماره پژوهشي 3، پي دردانشگاه پي علوم 69، پزشكي صفحات شهيد 137 تا 141بهشتي ) تاريخ دريافت مقاله: 1/3/1387
مرداد و شهريور 1388 تاريخ پذيرش مقاله: 11/3/1388

بررسي بيوماركرها ي كارسينوماي سلول هاي بازال با استفاده از آناليزهاي پروتئوميكي
دكتر حميده مروج فرشي1، دكتر عليرضا زالي2، حكيمه زالي3، دكتر مصطفي رضايي طاويراني4*، دكتر مجيد رضايي طاويراني5، دكتر فردوس رستگارجزي6، مينو شاهاني7، امين رستمي8، شيوا كلانتري3

دانشيار، مركز تحقيقات پوست، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دانشيار، بخش جراحي مغز و اعصاب، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دانشجوي دكتري پروتئوميكس كاربردي، مركز تحقيقات پروتئوميكس، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
استاديار، مركز تحقيقات پروتئوميكس، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دستيار جراحي، دانشگاه علوم پزشكي همدان
استاديار، انستيتو بين المللي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي
دانشجوي دكتري بيوفيزيك، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات
-9904207074

كارشناس ارشد بيولوژي سلولي و مولكولي، مركز تحقيقات پروتئوميكس، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي چكيده
سابقه و هدف: كارسينوماي سلولهاي بازال، يكي از شايعترين نوع سرطانهاي پوست غير ملانومايي انـساني محـسوب مـيشـود . بـامطالعه فاكتورهاي پروتئيني آن و شناسايي بيشتر تغييراتي كه در روند سرطانيشدن پوست رخ ميدهند، ميتوان در روند پيشگيري ودرمان، به بيماران كمك مؤثري نمود . هدف از انجام اين پژوهش، دستيابي به بيوماركرهاي پروتئيني اسـت كـه در تـشخيص و درمـانكارسينوماي سلول هاي بازال مؤثر باشند.
1268731734566

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:11 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:11 +0330 on Wednesday January 10th 2018

مواد و روشها: تحقيق به روش توصيفي انجام گرفت. نمونههاي بافت سرطاني و سـالم از 3 بيمـار مبـتلا بـه سـرطان پوسـت از نـوعكارسينوماي سلولهاي بازال گرفته شد و با روشهاي جداسازي استاندارد، كل پروتئينهاي بافت تخليص و بـا اسـتفاده از الكتروفـورزدو بعدي پروتئينها جدا گشتند. پروتئومهاي بافت سالم و توموري با همديگر مقايسه و ميزان بيان پروتئينهاي مورد نظر با اسـتفاده از آناليزهاي لازم بررسي شد.
يافته ها: تعداد 87 پروتئين در ژلهاي حاصل از الكتروفورز دو بعدي، تعيين شد كه 76 عـدد از آنهـا، داراي تفـاوت آشـكاري در بيـانبودند. تعداد 7 پروتئين، از طريق بانك هاي اطلاعاتي شناسايي شدند.
نتيجهگيري: به نظر ميرسد در بيماري مورد مطالعه، بيان جمع كثيري از پروتئينهاي بافتي در بافت سرطاني، تغيير يافتـه و بيـشترآنها كاهش يافته يا اصلاً بيان نشدهاند. اين پروتئينهاي تغيير بيانيافته، ميتوانند به عنوان بيوماركر در مراحل شناسايي و درمان ايـنبيماري مؤثر واقع شوند.
واژگان كليدي: سلول هاي كارسينوماي بازال، الكتروفورز دوبعدي، پروتئوميك

مقدمه1
كارسـينوماي سـلول هـاي بـازال (Basal Cell Carcinoma; BCC)، يكي از شايعترين سرطانها در انسان ميباشـد كـه ازگروه سرطانهاي پوست غير ملانومايي است (1) و اولـين بـار

*نويسنده مسئول مكاتبات: دكتر مصطفي رضاييطاويراني؛ تهران، ميدان قدس،ابتداي خيابان دربند، دانشكده پيراپزشكي دانـشگاه علـوم پزشـكي شـهيد بهـشتي،مركز تحقيقات پروتئوميكس؛ پست الكترونيك: [email protected]
در سال 1827 توسط ژاكوب تشريح شد (2). به نظر مـيرسـدنور آفتاب و جايگاه آناتومي، مهمتـرين دلايـل آسـيب شناسـيپيشرفتBCC باش ند. در واقع، نور خورشيد عمدهتـرين عامـل گـسترش BCC اسـت. پيـشرفت BCC بـه نـواحي از پوسـت محدود ميگردد كـه داراي فوليكـولهـاي مـو اسـت.در مـورد جايگــاه آنــاتومي، خــصوصاً آن نــواحي از پوســت كــه دارايبيشترين تعداد سلولها با پيري زودرس ميباشند، هـدف ايـنبيماري است . يكي از مهمترين جنبههايBCC اين اسـت كـهتومورها تقريباً هيچوقت متاستاز نميدهند. به نظر ميآيد ايـننوع سرطان به رشد تومور در جايگاه خود محدود مـيگـردد وهيچ متاستازي ديده نشده است (2). طبيعـت تهـاجميBCC ميتواند توسط خاصيت پروتئـوليتيكي تومـور، توصـيف شـود.
افزايش بيان آنزيمهايي مانند متالوپروتئينازها و كلاژنازهـا كـهبافت پوستي قبلي را از بين ميبرنـ د و باعـث گـسترش آسـانسلولهاي تومور ميگردند، در سلولهايBCC و سـلولهـايبافت محافظ ديده شده است (2و3).
اختلال در مسير سيگناليHedgehog-Patched ، بـا پيـشرفت BCC كاملاً مرتبط است و ژنp53 معمولاً در BCC موتاسيون يافته است (1). ژني كه بيـشتر درBCC تغييـر مـيكنـد ، ژنPTCH است كه روي كرومـوزوم9q قـرار دارد . در تومورهـاييكـه ژن PTCH آنهـا سـالم اسـت، سـاير موتاسـيون هـا مثـل موتاسيونهاي فعالكنندهsmoothened در20% موارد مشا هده شده است (4). موتاسـيون در لوكـوسCDKN2A كـهp16 وp14ARF را كد ميكند، نيز در نمونههـايي ازBCC مـشاهدهشده است (5). برخلاف ژن هاي سـركوب كننـده تومـور ماننـدp53 وPTCH ، به نظر ميرسد انكوژنها نقش كمرنگتـري درپيــشرفت BCC داشــته باشــند . ژن هــاي ras، از بيــشترين انكوژنهاي مورد مطالعه هستند و درصد موتاسيونهاي ras در BCC بين صفر الي 30 درصد بـر اسـاس نـوع مطالعـه اسـت.
تغيير در ساير انكوژنها و ژنهاي سركوبكننده تومور فقط درموارد نادري ثبت گرديده است. تقسيم بـالقوه نامحـدود بـرايايجاد فنوتيپ سرطاني و پايداري تلومر به واسطه فعاليت زيـادتلومراز، نيز لازم و ضروري است. مسأله مورد توجه ايـن اسـتكه سطح بيان تلومراز در مقايسه با ساير سـرطانهـا درBCC بيـشتر اس ت (5و6). پ روتئين Bcl-2 ني ز يـك مهاركنن ده شناختهشده آپوپتوز است و به صـورت دايمـي درBCC بيـانمي شود. سلول هـاي سـرطانيBCC ، ليگانـد Fas را بـا ميـزانبالايي توليد و ترشح مـيكننـد . ايـن پـروتئين كـه از خـانواده ف اكتور نك روز دهن ده توم ور م ي باش د، موج ب آپوپت وز در سلولهايي ميشود كه رسپتورFas را دارا ميباشند. بر اسـاسفرضيه اي، سـلول هـايBCC بـا توليـد ليگانـدFas ، از حملـهسلولهاي اجرايي ايمني بيانكننده Fas در امـان مـيماننـد وتومـور بـدين گونـه رشـد مـيكنـد . مهـار توليـد ليگانـدFas ، سلولهايBCC را مستعد حملـه سـلول هـاي اجرايـي ايمنـيمي كند (7).
138/ دوماهنامه پژوهنده بررسي بيوماركرهاي كارسينوماي سلول هاي بازال
مطالعات بسياري نشان دادهاند كه الكتروفورز دوبعدي ميتواند تفاوت هاي بين پروتئوم سلول نرمال و سرطاني را مشخص كند كه وسعت اين تغييرات به نظر ارزشمند مي آينـد (8). در ايـنتحقيق براي اولين بار، با كمك تكنيكهـاي پروتئـوميكي، بـهمطالعه و آنـاليز فاكتورهـاي پروتئينـيBCC پرداختـه شـد وميزان تفاوت بيان ژني آن با سـلولهـاي نرمـال پوسـت مـوردبررسي قرار گرفت.

مواد و روش ها
در اين مطالعه توصيفي، نمونهگيري از فرد بيمار حين جراحيانجـام شـد و بخـش سـالم نمونـه، پـس از تأييـد آزمايـشگاهپاتولوژي، به عنوان كنترل استفاده گرديـد. بـه منظـور حـذفپارامترهاي مداخلهگر، بافت سالم و سرطاني در هر نمونهگيري از يك بيمار گرفته شد. به منظور تكرارپذيري، از سه نفر بيمارنمونه بـرداري شـد. ابـتلا بـه ايـن بيمـاري توسـط متخـصصپاتولوژي و متخصص بيماريهاي پوست تاييد شد.
به منظور استخراج پروتئين، بافتهاي يخزده سـالم و تومـوريبيماران، تحت شرايط نيتروژن مايع، كاملاً پـودر شـدند. پـودرحاصله را با بـافر ليزكننـده شـامل Tris-Hcl، ك لريـد منيـزيم، EDTA و فنيــل متيــل ســولفونيل فلـــورايد (PMSF) ، 5 ميليمولار بتا مركاپتواتـانول، 5/0% چـپس (CHAPS) و 10% گليسرول براي 30 دقيقه در يـخ نگـه داشـته شـد . در ادامـه، محلـول فـوق در دور G16000 در دقيقـه در دمـاي 4 درجـه سانتيگراد به مدت 30 دقيقه ، سـانتريفوژ شـده و بـه منظـورسنجش پروتئين به روش برادفورد مورد اسـتفاده قـرار گرفـت (9و10).
به منظور الكتروفورز دوبعدي، نمونـه را سـه بـار بـا بـافرPBS شستشو داده و در 300 ميكروليتر از بافر ليزكننـده (7 مـولاراوره، 2 مــولار تيـ واوره ، 4% چـ پس (CHAPS)، 2/0-3/0% DTT، و 1 الي 2% آمفولين بـا محـدودهpH 3 الـي 10) قـرارداده و براي مدت يك ساعت در دماي اتـاق آن را تكـان داده،سپس محلول ليزشده بـا دورG 10000 در دمـاي اتـاق بـرايمدت 10 دقيقه سانتريفوژ شد . محلـول تـا زمـان اسـتفاده، دردماي 20- درجه سانتي گراد نگهـداري شـد. اسـتريپ خـشكبراي يك شب در بافر جهت آبگيري، قرار داده شد . نمونـه نيـزدر حين آبگيري به كار گرفتـه شـد . سـپس، ابتـدا الكتروفـورزدوبعدي بر اساس سيـستم IEF-IPG (Bio-Rad) انجـام شـد.
سپس ژلها در بافر متعادلكننـده بـراي بعـد دوم الكتروفـورزدوبعدي قرار داده شدند. استريپ روي سطح ژل دوم گذاشـتهشـد و بـا آگـاروز 5/0% در بـافر الكتروفـورز حـاوي SDS (25 ميليمولار تريس، 192 ميلـيمـولار گلايـسين و 1/0 % SDS) ثابت ميشد و سپس به صورت عمودي شروع به كار مـي كـرد
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:11 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:11 +0330 on Wednesday January 10th 2018

.(11)
براي رنگ آميزي پروتئين ها به روش رنگ آميزي كوماسي بلو، ژل به دنبال انجام الكتروفورز، در محلول متانول40%، اسيد استيك 10% و رنگ كوماسي 025/0% كه با استفاده از فيلتر كاغذي واتمن فيلتر شده است، براي مدت 6 ساعت قرار داده شد. ژل، تا زماني كه كل زمينه ژل بيرنگ شود، به صورت پي در پي، در محلول بي رنگ كننده نگهداري شد.
الكتروفورز دوبعدي قادر است صدها پلي پپتيد را از يك محلولپروتئيني بر اساس بار الكتريكي و وزن مولكولي آنها جدا كنـد.
پس از طي مراحل رنگ آميزي، پروتئينها بصورت لكههايي بـاصفات و ويژگي هـاي ظـاهري متفـاوت ماننـد شـكل، انـدازه وشدت رنگ نمايان ميگردند. آناليز اين تصوير به طـور معمـولمراحل زيـر را در برمـي گيـرد : اسـكن تـصوير ژل و اسـتخراجداده ه ا، پ ـردازش ت ـصوير، شناس ايي لك ه ه اي پروتئين ـي و كمي سازي (اندازه گيري شدت رنگ لكه)، تطابق ژلهـا، آنـاليزدادهها، تفسير دادهها و در نهايت به وجـود آوردن پايگـاه هـايداده الكتروفورز دوبعدي.
همه نتايج به دست آمده در اين مطالعه بر اساس مقايسه ژل هاي به دست آمده از دو بافت سالم و سرطاني سه بيمار استوار مي باشد كه با تعيين ميانگين و محاسبه انحراف معيار، ميزان تغييرات محاسبه شد.
يافته ها
در شكل 1، ژل الكتروفورز دوبعدي بافت نرمال و در شـكل 2، ژل الكتروفورز دو بعدي بافـت تومـوري پوسـت انـسان پـس ازشناسايي لكه ها نشان داده شده است. نقاطي كه توسط اعـدادبر روي ژلها نشان داده شده اند، بيانگر پروتئينهـايي هـستندكه از طريق آناليز ژلها و تطابق آنها با بانك هاي اطلاعاتي بـه دســــت آمـــده اســـت. نقطـــه شمــــاره 27 پـــروتئين
(Apolipoprotein poss, Apo poss) مي باشد كه ميزان آن در بافت توموري نسبت به بافت نرمال كاهش نشان ميدهد. نقطه شـماره 30 پـروتئين (Fibrinogen Gamma Chain, FGG) را در بافت نرمال نشان ميدهد كه اين پروتئين در بافت توموري بيان نشده اسـت. نقطـه شـماره 66 پـروتئين سرالوپلاسـمين (Ceruloplasmin) ميباشد كـه ميـزان آن در بافـت تومـورينسبت به بافت نرمال كاهش نشان ميدهـد . نقطـه شـماره 76 پروتئين سيس پركسي ردوكتاز (Prx-cis) ميباشد كه در بافتتوموري بيان نگرديده اسـت. نقطـه شـماره 77 نيـز، پـروتئينپروترومبين (Prothrombin) است كه در بافـت تومـوري بيـاننشده است . نقطه شماره 83 پروتئين كانال آنيوني وابـسته بـهولتــاژ (Voltage-Dependent Anion Channel, VDAC) ميباشد كه در بافت توموري بيان نشده است. نقطه شماره 87
شماره 3، پي در پي 69، مرداد و شهريور 1388 دكتر حميده مروج فرشي و همكاران/ 139
پروتئين لوسـين ريـچ آلفـا 2 گليكـوپروتئين (Leucine Rich Glycoprotein, LRG) مي باشـد كـه در بافـت تومـوري بيـاننشده است.
شكل 1– نمايش نقاط پروتئيني به دست آمده از ژل بافـت نرمـال پوسـتانــــسان (27- آپوپــــوس، 30- FGG، 66- سروپلاســــمين، 76- ســــيس پروكسي ردوكتاز، 77- پروترومبين ، 83- كانال آنيوني وابسته به ولتاژ، 87 – لوسين ريچ آلفا 2 گليكوپروتئين)

شكل 2– نمايش نقاط پروتئيني به دست آمده از ژل بافت سرطاني پوسـتانسان (27- آپوپوس، 66- سروپلاسمين)
بحث
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:11 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:11 +0330 on Wednesday January 10th 2018

1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:11 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:11 +0330 on Wednesday January 10th 2018

پيشرفت تشخيص بـر مبنـاي پروتئوميـك، انقلابـي در زمينـهپزشكي مولكولي است كه نـه تنهـا مـيتوانـد بـراي تـشخيصبيماريها استفاده شود، بلكه از نظر باليني نيز مـورد اسـتفادهمـي باشـد (8و12). محققـين بـسياري بـا اسـتفاده از فنـاوري پروتئوميكس در مطالعه بر روي اغلب سـرطانهـا و مقايـسه وشناسايي پلي پپتيدها در بافت سالم و سرطاني، بـه ماركرهـايبيوشيميايي مناسب جهت تشخيص درجه، نوع و ميزان آسيبوارده، دست يافتهانـد . بـا توجـه بـه اينكـه تـاكنون مطالعـاتپروتئوميكي در زمينه كارسينوماي سـلول هـاي بـازال انـسانيصورت نگرفته است ، اكنـون بـا در اختيـار داشـتن روش هـايمؤثري نظير الكتروفورز دو بعدي، ميتوان در جهـت شناسـاييماركرها در اين نوع سرطان، اقدام نمود تا بهترين و مـؤثرترينروش هاي درماني مناسب را قبل از وخيم شدن بيماري اتخـاذكرد، همانطوري كه در درمان سرطان ريه با شناسايي ماركرها و تشخيص بـه طريـق الكتروفـورز دو بعـدي، اقـدام بـه درمـانمي نمايند (13و14).
BCC يك تومور غيرتهاجمي پوستي است كه يكي از علت هاي آن اشعه ماوراي بنفش است و تغيير در ژنp14 ،p53 ،PTCH وp16 (1و2) و همچنين افزايش بيان تلومراز، BCL2 ،TGFβ و ليگاندFas از نشانه هاي آسيب شناسي مهم اين بيماري است(3-1).
با توجه به مطالعاتي كه در سال هاي گ ذشته بر روي ايـن نـوعسرطان پوست انجام گرفته است ، در اين تحقيق نيز با مقايسهپروتئوم بافت پوست سالم و سرطاني چندين بيمـار بـه نتـايجقابل توجهي دست يافته ايم.
140/ دوماهنامه پژوهنده بررسي بيوماركرهاي كارسينوماي سلولهاي بازال
شكل 1، پروتئينهاي تفكيك شده به روش الكتروفورز دو بعدي را نشان مي دهد و نمونه مورد آزمايش مربوط بـه بافـت نرمـالپوست است، .شكل 2، نمونه مورد آزمـايش مربـوط بـه بافـتتوموري پوست را نشان ميدهد. ژلهـاي نـشان داده شـده درشكل هاي مورد اشاره، قابليت مقايسه و آناليز بيوانفورماتيكي رادارند، به همين دليل نقاط واقع بر روي دو ژل توسط نرم افـزارفليكر با يكديگر مقايسه شده اند. با كمك اين نرمافزار 87 نقطه در بافـت نرمـال و بافـت تومـوري پوسـت مـورد رديـابي قـرارگرفتند، كه از اين تعداد 76 نقطه تفاوت بيــان معنـي داري رانشــان ميدهنـد. بنابراين وجود 76 نقطه متفـاوت، حاصـل ازمقايـسه بافـت هـاي تومـوري و نرمـال پوسـت نـشان دهنـده دگرگوني عظيم ي است كه متعاقـب تومـوري شـدن بافـت، دربدن رخ ميدهد. بـه عبـارت ديگـر، وجــود اخـتلاف در بيـانپروتئينها، هنگام ابتلاي به تومور نشان مـيدهـد كـه تنظـيمتعداد كثيري از ژن ها دستخوش تغيير شده است. اخـتلاف دربيان ژن در دو ژل ميتواند در جهت دسـت يابي به ماركر هـايپروتئيني براي شناسايي و درمان بيماران مبـتلا بـه ايـن نـوعتومور مفيد باشد. آناليز نقاط با توجه به بانـكهـاي اطلاعـاتيموجود، نيز سـبب شناسـايي تعـدادي از لكـههـا بـه نـام هـايآپوپــوس، FGG، سروپلاســمين، ســيس پروكــسيردوكتــاز، پروترومبين، كانال آنيوني وابسته به ولتاژ، لوسين ريـچ آلفـا 2 گليكوپروتئين به وسيله نرمافزار فليكر شده است. پروتئينهاي LRG ،FGG، پروترومبين، سـيس پركـسيردوكتـاز وVDAC در بافت توموري بيان نشده است. مطالعـات گذشـته همراهـيبين پروتئينهـاي آپوپـوس،FGG ، سـيس پروكـسي ردوكتـاز،پروترومبين،كانال آنيوني وابسته به ولتاژ، لوسـين ريـچ آلفـا 2
گليكـوپروتئين و سـرطان BCC را نـشان ندادنـد، امـا ارتبـاط پروتئين سرالوپلاسمين وBCC در يك مطالعه نشان ميدهـدكه ميزان سرالوپلاسمين در بيماري كاهش يافته است و علـتآن، شايد قرار گرفتن در معـرض اشـعه مـاوراي بـنفش باشـد (15). سرالوپلاسمين به عنوان يك آنتي اكسيدان پلاسمايي درفرآيند هـاي اكـسيداسيون در بـدن انـسان دخالـت دارد (16).
نتايج اين تحقيق، يافتههاي مطالعه ما را تاييد ميكند. از آنجـاكه امـروزه بيـشتر تـشخيص هـا ، بـر مبنـاي رديـابي پـروتئينميباشند و تغيير در بيان ژن ها، در سـطح پـروتئين مـي توانـدراهنماي مؤثري جهت شناسايي بيوماركرهاي بيماري باشد، در اين مطالعه پروتئينهاي تغيير يافته در هـر دو گـروه بيمـار وكنترل مي توانند به عنوان بيوماركر اين بيماري محسوب شوند.

نتيجه گيري
تغيير همزمان سطح وسـيعي از پـروتئينهـا در ايـن بيمـاريميتواند مسيرهاي بيوشيميايي و مكانيزم هاي دخيل در ايجـادبيماري را نشان دهد كه جهت اهداف دارويي در فرآيند درمانميتواند م ؤثر واقع شود. از طرفي، بـا بـه كـارگيري روش هـايپروتئوميـك، مـ يتـوان بـا سـاخت كيـ تهـاي بيولوژيـك، در تشخيص و شناسايي بيماري كمك بسياري كرد.

REFERENCES
123063067667

Gawkrodger DJ. Dermatology: An Illustrated Colour Text, 2nd ed. USA, Edinburgh: Churchill Livingstone, 1997.
Crowson AN, Basal cell carcinoma: biology, morphology and clinical implications. Mod pathol 2006;19 suppl 2:S127-47.
Silverman MK, Kopf AW, Bart RS, Grin CM, Levenstein MS .Recurrence rates of treated basal cell carcinomas .Part 3: Surgical excision. J Dermatol Surg Oncol 1992;18(6):471–6.
Kinzler KW, Bigner SH, Bigner DD, Trent JM, Law ML, O’Brien SJ, et al. Identification of an amplified, highly expressed gene in a human glioma. Science 1987;236(4797): 70-3.
شماره 3، پي در پي 69، مرداد و شهريور 1388 دكتر حميده مروج فرشي و همكاران/ 141
Backvall H, Asplund A, Gustafsson A, Sivertsson A, Lundeberg J, Ponten F, Genetic tumor archeology: microdissection and genetic hwtrogeneity in squamous anb basal cell carcinoma, Mutation Research 2005;571: 65-79.
Ruiz i Altaba A. Gli proteins encode context-dependent positive and negative functions: implications for development and disease. Development 1999;126 (14):3205-16.
Ji J, Wernli M, Mielgo A, Buechner SA, Erb P. Fas-ligand gene silencing in basal cell carcinoma tissue with small interfering RNA. Gene Ther 2005; 12(8):678-84.
Wulfkuhle JD, Liotta LA, Petricoin EF. Proteomic applications for the early detection of cancer. Nat Rev Cancer 2003;3(4):267-75.
Bradford MM. A rapid and sensitive method for the quantitation of protein utilizating the principle of protein-dye binding. Anal Biochem 1976;72:248-54.
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:11 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:11 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Hirano H, Kawasaki H, Sassa H. Two-dimensional gel electrophoresis using immobilized pH gradient tube gels. Electrophoresis 2000;21(2):440-5.
Zhou G, Li H, DeCamp D, Chen S, Shu H, Gong Y. 2D differential in-gel electrophoresis for the identification of esophageal scans cell cancer-specific protein markers, Mol Cell Proteomics. 2002;1(2):117-24.
Kolch W, Mischak H, Pitt AR. The molecular make-up of a tumour: proteomics in cancer research. Clin Sci (Lond) 2005;108(5):369-83.
Patterson SD , Aebersold RH. Proteomics: the first decade and beyond. Nat Genet 2003;33 Suppl:311-23.
Reif DM, White BC, Moore JH. Integrated analysis of genetic, genomic and proteomic data. Expert Rev. Proteomics 2004;1(1):67-75.
Vural P, Canbaz M, Selçuki D. Plasma antioxidant defense in actinic keratosis and basal cell carcinoma. J Eur Acad Dermatol Venereol. 1999;13(2):96-101.
Healy J, Tipton K. Ceruloplasmin and what it might do. J Neural Transm. 2007;114(6):777-81.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید