پژوهنده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي) تاريخ دريافت مقاله: 16/7/87
سال چهاردهم، شماره خرداد2 ،و پيتير در پي 1388 68، صفحات 93 تا 97 تاريخ پذيرش مقاله: 20/2/88

بررسي لوله گذاري سريع تراشه با روش پرايمينگ با دوز معمول آتراكوريوم دكتر فاطمه رودنشين1*، دكتر مهوش آگاه2

استاديار، گروه بيهوشي و مراقبت هاي ويژه، بيمارستان شهيد دكتر لبافي نژاد، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
-9902206372

دانشيار، گروه بيهوشي و مراقبت هاي ويژه، بيمارستان شهيد دكتر لبافينژاد، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي چكيده
سابقه و هدف: با توجه به روند رو به افزايش تروماها و نياز به لوله گذاري سريع تراشه و اهميت شلي عضلات در انتوباسيون سريع، در اين تحقيق، لوله گذاري سريع تراشه با روش پرايمينگ با دوز معمول آتراكوريوم و ساكسينيل كولين مقاي سه شد.
مواد و روش ها: در اين كارآزمايي باليني دوسوكور تصادفي، پس از توضيح كامل طرح و اخذ رضايت نامه كتبي، 100 بيمار با مقياس American Society of Anesthesiologists) ASA) كلاس 1 و 2، در محدوده سني 15 تا 55 سال، بدون مشكلات آناتوميك راههاي هوايي، اندكسهاي لوله گذاري مشكل، و سوابق خانوادگي هايپرترمي بدخيم، ميوپاتي و كمبود كول يناستراز سرم، به طور تصادفي، در دو گروه شاهد (S، دريافت ساكسينيلكولين) و آزمون (P، پرايمينگ با آتراكوريوم) قرار گرفتند. بيماران در هر دو گروه، ميدازولام mg 5/1-5/0و فنتانيل µg/kg 2 به صورت وريدي به عنوان پريمد دريافت نمودند. سپس به بيماران گروه آزمون، آتراكوريوم mg/kg 05/0 و به بيماران گروه شاهد، نرمال سالين با حجم مساوي تزريق شد. بيماران سه دقيقه پراكسيژنه شدند و سپس در هر دو گروه، اينداكشن بيهوشي با استفاده از تيوپنتال (mg/kg 6-5)، ليدوكايين (mg/kg 5/1)، آتراكوريوم (mg/kg 55/0، براي گروه آزمون) و ساكسينيل كولين (mg/kg 5/1، براي گروه شاهد) انجام، و 60 ثانيه بعد، لوله گذاري شد. با توجه به درجه شلي فك (1و0) و بازبودن طناب هاي صوتي (1و0) و عدم زورزدن (bucking) (2و1و0) به عنوان معيارهاي باليني و با استفاده از پاسخ بيمار به نرواستيمولاتور (ST) (2و1و0) شلي عضلات ثبت گرديد. امتياز 4، به عنوان شلي كامل و امتياز 3 به عنوان شلي نسبي در نظر گرفته شد. تأثير اين روش ها بر مبناي شلي عضلات، با ارزيابي معاينات كلينيكي و باليني ST تعيين و با آزمون مجذور كاي و دقيق فيشر قضاوت شدند.
يافتهها: از نظر شلي عضلات و ارزيابي كلينيكي، هيچيك از بيماران، درجات 2 و كمتر را نداشتند. در گروه شاهد، 16% و در گروه آزمون، 8% شلي نسبي داشتند كه اختلاف معني دار نبود. از نظر ST دو گروه تفاوت معني دار داشتند. 100% افراد گروه شاهد شلي كامل عضلاني داشتند و 64% افراد گروه آزمون، شلي نسبي پيدا كردند. اين تفاوت، معني دار بود (000001/0<p).
نتيجه گيري: به نظر مي رسد روش جديد پرايمينگ با آتراكوريوم با دوز معمول، از نظر باليني مشابه روش ساكسينيل كولين مي باشد و لوله گذاري سريع قابل انجام است. استفاده از روش فوق براي بيماراني كه منع مصرف ساكسينيل كولين دارند، توصيه نمي شود. اجراي يك تحقيق كاملتر با ارزيابي عملكرد عصبي- عضلاني با كمك Train of Four (TOF) ضروري به نظر ميرسد.
واژگان كليدي: لوله گذاري سريع، بيهوشي، ساكسينيل كولين، آتراكوريوم، پرايمينگ با دوز معمول
-3246115-19239

مقدمه1
لولهگذاري سـريع تراشـه در مـوارد اورژانـس، يكـي از مـسايل بسيار مهم و بحثبرانگيز در بيهوشي عمـومي مـي باشـد؛ زيـراهنوز آسپيراسيون محتويات معـده و پنومـوني ناشـي از آن، ازعوارض تهديدكننده حيات در اعمال جراحي اورژانس (با شكم پر) محسوب ميشود و لولهگذاري سريع تراشه براي پيشگيري از اي ن ع وارض، ش رط اساس ي و لازم اس ت. روش انتخ ابي

*نويسنده مسئول مكاتبات: دكتر فاطمه رودنشين؛ تهران، خيابان پاسداران، انتهايبوستان نهم، تقاطع خيابان شهيد ابراهيمي، بيمارستان شهيد دكتر لبافينژاد، گـروهبيهوشـــــ ي و مراقبـــــ ت هـــــ اي ويـــــ ژه؛ پـــــ ست الكترونيـــــ ك:
[email protected]
بيهوشي در بيماران شكم پر، القاي بيهوشـي بـا تـوالي سـريع(rapid sequence induction) اس ت (1). در اي ن روش، ب ه صورت مرسوم از ساكسينيلكولين استفاده مـي شـود (5-1) و در حدود 60 الي 90 ثانيه بعـد از تزريـق، لولـه گـذاري تراشـهانجـام م ي پ ذيرد (11-6). مـصرف ساك سينيل ك ولين داراي محدوديت ها، موارد منع مصرف و عوارضي نظير افـزايش فـشارداخـل چـشمي (IOP)، فـشار داخـل جمجمـه (ICP) و فـشار داخل شـكمي (IGP)، و اسپاسـم عـضلات مـستر (masseter) است (15-12 و 2-1). امـروزه در بـسياري از مـوارد، مـصرفساكسينيلكولين به علـت عـوارض احتمـالي آن ، كمتـر شـده است و استفاده از آن بجز در موارد ضروري توصـيه نمـي شـود(17و16). لــذا همــواره پيــداكردن راهــي جــايگزين بــراي لولهگذاري سريع تراشه مـورد توجـه محققـين بـودهاسـت . در روش پرايمينگ مرسوم، ابتـدا 10% از دوز لولـهگـذاري داروينان دپلاريزان (20% ED95) تزريق و بعد از 2 تا 4 دقيقـه ، دوز ب الاي داروي ن ان دپلاري زان (4 ED95) تزري ق م ي گ ردد و مي توان 60 تا 90 ثانيه بعد از تزريق دوم، لولهگذاري تراشـه راانجـام داد (19و18). در ايـن روش، مـصرف دوز بـالاي داروي ن اندپلاري ـزان در اعم ـال جراح ـي كوت اه م دت ، س بب ب ه تأخير افتادن برگشت بلوك عصبي- عضلاني و بيداري ميگردد (24-20). اين تحقيق با هدف يـافتن روشـي جـايگزين بـرايلوله گذاري سريع تراشه انجام شد.

مواد و روش ها
در اين كارآزمايي باليني تصادف ي دوسوكور ، 100 بيمار 15 تـا55 سـاله كانديـداي عمـل جراحـي الكتيـو بـا مقيـاس ASA (American Society of Anesthesiologists) كلاس 1 و 2، و بدون هرگونه سابقه خانوادگي م ي وپـاتي، هـايپرترمي بـدخيم وكمبود كول ين استراز سرم، و مشكلات آناتوميك راه هاي هـوايي انتخاب شدند . اين بيماران پس از توضيح كامـل طـرح و اخـذرضايت آگاهانه كتبي وارد مطالعه شدند. بيماران داراي هرگونه اندكس دال بر لولـهگـذاري مـشـكل تراشـه از مطالعـه حـذفشــدند. كليـــــه بيمـــاران فنتانيــل (µg/kg 2)، ميــدازولام (mg 5/1-5/0) و ليدوكايين (mg/kg 5/1) به عنوان پريمد بـهصورت وريدي دريافت كردند و به روش تـصادفي سـاده در دوگروه ساكسينيل كولين (S، گروه شاهد) و آتراكوريوم (P، گروهآزمـون) قـرار داده شـدند. در گـروه P، آتراكوريـوم بـه مقـدار mg/kg 05/0 به عنوان پرايمينگ تجويز گرديـد و در گـروهS ، نرمال سالين به مقدار cc 5/0تجويز شد و بعـد از سـه دقيقـه، تـنفس بـا اكـسيژن 100% توسـط ماسـك، بـه هـر دو گـروه، تيوپنتال (mg/kg 6-5) تزريـق گرديـد. بـه بيمـاران گـروهS ، ساكــسينيل كــولين (mg/kg 5/1) و بــه بيمــاران گــروه P، آتراكوريوم (mg/kg 55/0) تزريق گرديـد. بـه بيمـاران هـر دوگروه، قبل از لولهگذاري، تيوپنتـال سـديم (mg 100-50) بـهعنوان دوز دوم تزريق شد.
60 ثانيه بعد از تزريق داروي شلكننده عـضلاني، لولـهگـذاريتراشه توسط يك فرد ماهر و ثابت انجام گرفت.
از نرواس تيمولاتور ب را ي تحري ك ع ضله اداكت ور پولي سيس (adductor policies) اســتفاده شد. وضعيت پاسخ بيمـــار به نرواستيمولاتور (single twitch; ST) به طريق زيـر نمـره دادهشد:
94/ دوماهنامه پژوهنده بررسي لوله گذاري سريع تراشه
نمره 2= عدم پاسخ بيم ار به ST؛ نمره 1= پاسخ متوسط بيمـاربه ST؛ نمره صفر= پاسخ شديد بيمار به ST.
در زمان لولهگذاري تراشه، ارزيابي شل ي دهـان بـه طريـق زيـرانجام شد:
نمره 1= باز شدن كامل دهـان بيمـار بـدون اعمـال فـشار بـرمانديبل؛ نمره صفر= عدم بازشدن دهان بيمار به خوبي.
در موقع لارنگوسكوپي، وضع يت طناب هاي صوت ي به طريق زيرارزيابي شد:
نمره 1= فلج كامل طناب هـاي صـوتي و بـدون حركـت؛ نمـرهصفر= طناب هاي صوت ي، بسته و حركت داشت كـه تحـت ايـنشرايط لولهگذاري انجام نميپذيرفت.
در صورتي كه مجموعه اعداد شرايط باليني و نرواسـتيمولاتور، 3 و 4 بود ، با استفاده از سايز مناسب لوله تراشـه، لولـه گـذاري انجام م يشد كه در اين مرحله، زورزدن (bucking) بيمار معيار امتيازدهي به شرح زير بود:
نمره 2= بـدون هـيچbucking ، نمـره 1= يـك حركـت شـبيه bucking ضعيف؛ نمره صفر= bucking شديد.
در گروهS ، بعد از دارونما، شل كننـده تزريـق مـيگرديـد كـهمراحل امتيازدهي آن نيز مشابه گـروهP بـود. وضـعيت شـليعضلات بر حسب بررسي بـاليني وST در دو گـروه بـا آزمـونآماري مجذور كاي و يا دقيق فيشر مورد قـضاوت آمـاري قـرار گرفت و مقدار p كمتر از 05/0، معني دار تلق ي شد.

يافته ها
در اين مطالعه،100 بيمار مـورد بررسـي قـرار گرفتنـد. از 50 مورد گروه آزمـون (P)، تعـداد 20 مـورد زن و 30 مـورد مـردبودند. از 50 مورد گروه شـاهد (S)، 27 مـورد زن و 23 مـوردمرد بودند . ميانگين سني در گروه آزمون 8/35 سال، در گـروهشــاهد 8/31 ســال بــود. ميــانگين وزن در گــروه آزمــون ، 8/10±7/59 و در گروه شاهد، 12±9/61 بود . مشخصات پايـهو دموگرافيك در دو گـروه مـورد مطالعـه، قبـل از مداخلـه بـايكديگر تفاوت معني داري نداشتند.
فراواني و درصد نمرات بـاليني گـروه هـاي آزمـون و شـاهد درجدول 1، توز يع بيماران مورد بررسي بر حسب نمـرات بـاليني به تفك يك در جدول 2، توز يع بيماران تحت لوله گذاري سـريع تراشه بر حسب شلي عضلان ي و بـه تفكيـ ك گـروه درمـاني درجـــدول 3، و فراوانـــي و درصـــد نمـــرات كـــل (بـــاليني+ نرواستيمولاتور) گروه هاي آزمون و شـاهد در جـدول 4 نـشانداده شده است.
نتايج به دست آمده حاكي از آن است كـه در بررسـي بـاليني، هيچ كدام از دو گروه، نمـرات زيـ ر 3 نداشـتند (جـدول 2). درگروه شاهد ، 8 نفر (16%) و در گروه آزمون 4 نفـر (8%) شـلينسبي داشتند (جدول 3) و بقيـه نمـره 4 را دريافـت نمودنـد.
آزمون مجذور كاي نشان داد كه ايـن اخـتلاف، از نظـر آمـاريمعنيدار نيست. از نظر وضعيت پاسخ به نرواستيمولاتور (ST)، در گروه شاهد همگي شلي كامل عـضلاني داشـتند (100%) و در گروه آزمون، تعداد 36 نفر (64%) شلي نسبي پيـدا كردنـد.
آزمون دقيق فيشر نشان داد كه اين اختلاف بـه لحـاظ آمـاريمعني دار است (000001/0<p).
جدول 1- توزيع افراد مورد بررس ي بر حسب نمرات باليني
به تفكيك گروه هاي مورد مطالعه نمرات باليني
329196-81345

نمره 4 نمره 3 مجموع گروه
شاهد (88%) 44 (12%) 6 (100%) 50 آزمون (92%) 46 (8%) 4 (100%) 50

جدول 2- توزيع افراد مورد بررسي بر حسب نمرات باليني
به تفكيك گروه ها
نمره 2 نمره 1 مجموع باليني

نمرات

گروه

باليني

نمرات

گروه

شاهد (100%) 50 (-) صفر (100%) 50 آزمون (38%) 19 (62%)31 (100%) 50

جدول 3- توزيع بيماران تحت لوله گذاري سريع تراشه بر حسب شلي عضلاني و به تفكيك گروه درماني
-13703-19812

نتيجه يافته باليني پاسخ به نرواستيمولاتور گروه شلي كاملشلي نسبيشلي كامل شلي
(4) (3) عضله بينابيني شاهد (تعداد= 50) (84%) 42 (16%) 8 (100%) 50 (-) صفر آزمون (تعداد=50) (92%) 46 (8%) 4 (36%) 18 (64%) 32 نتيجه آزمون آماري 3/0<p<0/000001 p

جدول شماره 4- فراواني و درصد نمرات كل ( باليني+ نرواستيمولاتور) گروه هاي آزمون و شاهد
352818-69476

نمراتگروه باليني نمره 6 كمتر از 6 مجموع
شاهد (84%) 42 (16%) 8 (100%)50 آزمون (38%) 19 (62%) 31 (100%) 50

بحث
شماره 2، پي در پي 68، خرداد و تير 1388 دكتر فاطمه رودنشين و همكار/ 95
اين تحقيق نشان داد كه از نظر باليني لوله گذاري سريع تراشهبدون مشكل در هر دو گـروه ساكـسينيل كـولين و پرايمينـگ آتراكوريوم با دوز معمولي انجام پذير است و با وجـود ايـن كـهمجموع نمره باليني گروه آزمون بيشتر از گروه شاهد بود، ولياين تفاوت معني دار نبود . اين امر حاكي از آن است كـه انجـاملوله گـذاري ظـرف 60 ثانيـه در گـروه پرايمينـگ آتراكوريـوم، امكان پذير بوده و بيمار ان دچار مشكلاتي ماننـد سـفتي فـك،اسپاسم حنجره و طناب هـاي صـوتي و زورزدن نـشدند. نمـرهباليني پايين تر بيماران در گروه شاهد كـه ساكـسينيلكـوليندريافت كردند احتمالاً مربوط به وجود يكي از عـوارض نـسبتاً شايع اين دارو، يعني اسپاسم عضلات ماضغه مي باشد (14و1).
نمرات به دست آمـده بـا نرواسـتيمولاتور در دو گـروه، تفـاوتمعنيداري داشت كه م ؤيد اين است كه با ايـن دوز پرايمينـگ آتراكوريوم، نمي توان در طي 60 ثانيه پاســـخ عـضله اداكتـورپوليسيس به نرواستيمولاتور را به طـور كامـل از بـين بـرد؛ در حالي كه شروع بلوك در عضلات لارنكس بعد از مصرف داروي بلـوكر نوروماسـكولر نـ اندپـولاريزان 1 تـا 2 دقيقـه زودتـر از عضلات اداكتور پوليسيس است (27-25).
در نت ايج ب ه دس ت آم ده از مجم وع ك ل نم رات ب اليني ونرواستيمولاتور، تفاوت معني داري بين دو گروه وجود داشـت ومجموع نمرات حاصل درگروه آزمـون، بـه صـورت معنـي داري كمتر از گروه شاهد بود كه مربوط به پاسخ هاي نرواست يمولاتور ST بود.
در مطالعـــه اي كـــه در ســـال 1996 توســـط Bissinger و همكارانش انجام شد، شرا يط لولهگذاري تراشه بعـد از مـصرفپرايمينـگ آتراكوريـوم و وكوروني وم بـا دوز معمـول ب ا روش بولوس آنهـا مقايـ سه و شـرايط انتوباسـيون براسـاس وضـعيتلارنگوسكوپي ارز يابي گرديد (حركت طناب هاي صوت ي، سـرفهيـا bucking بيمـاران و …). ايـن پژوهـشگران بـه ايـن نتيجـه رسيدند كه تكنيك پرا يمينگ بر بولوس ارجحيت دارد و زمـانلولهگذاري تراشه را كوتاه ميكند؛ به عبارت ديگـر در مطالعـهفوقالذكر، سرعت تأثير روش پرايمينگ بيشتر از روش بولـوسبود (100 ثانيه در مقابل 120 ثانيه ) (28). در مطالعه حاضـر، روش ساكسينيل كولين با آتراكوريوم مقايسه گرديـد، بيمـارانبعد از 60 ثانيه انتوبه شدند؛ يعني بلوك نوروماسكولر سـريعترايجاد گرديد.
در يك مطالعه كه توسط دپارتمـان بي هوشـي دانـشگاه م يـامي امريكا در سال 1999 انجـام شـد، اثـرات تكن يـك پرا يمينـگ،سيس آتراكوريوم با دوز mg/kg 01/0 به عنوان دوز پرايمينـگو سپس سي سآتراكوريوم بـا دوزهـاي مختلـف (mg/kg 19/0، 14/0، 09/0) بـه عنـوان دوز انتوباسـيون داده شـد و شـرايط لولهگذاري، بررس ي و با بولوس مقايسه گرديد. در ايـن مطالعـه مشخص شد كه شرايط انتوباسـيون در بـين گـروه هـا تقـاوتي نداشته و در همگـي، تكنيـك پرايمينـگ سـبب كوتـاه شـدن قابلتوجه زمان شروع نان دپلار يزان و همچنين مدت اثـر دارو گرديده است (29). در مطا لعه حاضر، دوز معمـول آتراكوريـ وم مصرفي (mg/kg 55/0) و زمان شروع به 60 ثانيه تقلي ل يافت.
در مطالعـــه اي كـــه در ســـال 1999 توســـط Hoffmann و همكارانش انجـام شـد، اثـرات پرايمينـگ سـيسآتراكوريـوم وپانكرونيوم رو ي شروع اثر سيس آتراكوريـ وم مقايـسه گرديـد ونــشان داده شــد كــه در گــروه پرا يمينــگ، شــروع بلــوك نوروماســكولر بــه وضــوح ســريعتر بــوده و بــا پرايمينــگ بــاسيس آتراكوريـوم در عـرض 120 ثانيـه شـرايط خـوبي بـراياينتوبيشن فراهم ميشود (30). در مطالعه حاضـر ، ايـن زمـان60 ثانيه بود؛ ولي از نظردرجهبندي انتوباسـيون ، گـروه آزمـون
(پرايمينگ با آتراكوريوم) برتري واضح ي نسبت به گروه شـاهد نداشــت و بــا اســتفاده از روش پرايمينــگ شــروع بلــوك نوروماسكولر به وضوح سريعتر از روش بولوس بود.
96/ دوماهنامه پژوهنده بررسي لوله گذاري سريع تراشه
در مطالعه ديگري كـه توسـطMak و همكـار در سـال 2004 انجام شد، بيماران در سه گروه مورد مقايسه قرار گرفتند. گـروهاول روكورونيــــ وم بــــ ا دوز mg/kg 09/0، گــــ روه دوم سيس آتراكوريـوم بـا دوز mg/kg 015/0، و گـروه سـوم فقـطدارونمــا دريافــت كردنــد و بعــد از 6 دقيقــه بــه دو گــروهپرايمينگشده، سـيس آتراكوريـوم mg/kg 135/0 و بـه گـروهشاهد، mg/kg 15/0 سـيسآتراكوريـوم تزريـق گرديـد. نتـايجبه دست آمده حاكي از آن بـود كـه بـين دو گـروه اول، تفـاوتمعني داري در شروع اثر شلي عضلاني وجود نداشت؛ ولـي ايـندو گروه نسبت به گروه شاهد شروع اثـر سـريعتري داشـتند. و بعد از 50 تا 90 ثانيه لوله گذاري انجام گرديد. زمان لازم بـرا ي تزري ـق دوم 6 دقيق ـه بــود (31). در مطالع ـه حاض ـر فقــط از آتراكوريوم به عنوان پرايمينگ استفاده شد و زمـان لازم بـرايتزريق دوم 3 دقيقه بود كه در مقايسه با 6 دق يقه تحق يق فـوقاحتمال خطر براي بيمار وجود نداشت.
در مطالعهاي كـه در سـال 2006 توسـط دپارتمـان بي هوشـي نيجريه انجام گرديد، براي انجام لوله گـذاري بـا تـوالي سـريع(rapid sequence intubation) پرايمينــگ بــا آتراكوريــوم و ساكسينيل كولين مقايسه شد. در نتيجه ، زمان لارنگوسكوپي براساس نمره بندي باليني در گروه شـاهد، 68 ثانيـه و در گـروهآزمون، 66 ثانيه بود. اين در حـالي اسـت كـه پـايش عملكـرد
عـصبي- عـضلاني بـا كمـك Train of Four) TOF) در گـروهشاهد، 62 ثانيـه و در گـروه آزمـون ، 89 ثانيـه بـود (32) كـهتقريباً مشابه نتايج اين مطالعه ميباشد؛ با ايـن تفـاوت كـه در مطالعه حاضر از طريق بررسي پاسخ بيمار بـه نرواسـتيمولاتور اين نتيجه به دست آمد ؛ درحاليكه در مورد تحقيق فوقالـذكر ، از TOF استفاده شده بود.

نتيجه گيري
با انجام اين تحقيق، امكان لوله گـذاري سـريع تراشـه بـا روشپرايمينگ با دوز معمول آتراكوريوم ظـرف مـدت 60 ثانيـه بـهتأييد رسيد . اين روش، يك جـايگزين مناسـب بـراي مـواردياست كه ساكسينيل كولين منع مـصرف دارد (32). البتـه بايـديادآور شد كه استفاده روتين از اين روش توصيه نمـيگـردد وانجام اين روش، منوط به تحقيقات بيشتر و بررسي موضـوع ازجنبه هاي مختلف به ويژه استفاده از TOF مي باشد.
REFERENCES
120778667669

.1 Miller RD .Anesthesia. 6th ed. Philadelphia: Elsevier/Churchill Livingstone; 2005. p.491,1613,2384-5,2395,2456.
.2 Barash PG, Cullen BF, Stoelting RK, editors. Clinical Anesthesia, 5th ed. Philadelphia: Lippincott Williams & Wilkins; 2006. p.426-9.
.3 Kopman AF, Klewicka MM, Kopman DJ, Neuman GG. Molar potency is predictive of the speed of onset of neuromuscular block for agents of intermediate, short, and ultrashort duration. Anesthesilogy 1999;90(2):425-31.
.4 Chestnut RJ, Healy TE, Harper NJ, Faragher EB. Suxamethonium–the relation between dose and response. Anaesthesia 1989;44(1):14-8.
.5 Szalados JE, Donati F, Bevan DR. Effect of d-tubocurarine pretreatment on succinylcholine twitch augmentation and neuromuscular blockade. Anesth Analg 1990;71(1):55-9.
.6 Mehta MP, Choi WW, Gergis SD, Sokoll MD, Adolphson AJ. Facilitation of rapid endo tracheal intubations with divided doses of nondepolarizing neuromuscular blocking drugs. Anesthesiology 1985;62(4):392-5.
.7 Taboada JA, Rupp SM, Miller RD. Refining the priming principle for vecuronium during rapid-sequence induction of anesthesia. Anesthegiology 1986;64(2):243-7.
.8 Baker T, Stanec A. Drug actions at mammalian motor nerve endings: The suppression of neostigmine-induced fasciculations by vecuronium and isoflurane. Anesthesiology 1987;67(6):942-7.
.9 Donati F. Neuromuscular blocking drugs for the new millennium: Current practice, future trends–comparative pharmacology of neuromuscular blocking drugs. Anesth Analg 2000;90(5 suppl):S2-6.
شماره 2، پي در پي 68، خرداد و تير 1388 دكتر فاطمه رودنشين و همكار/ 97
.01 Viby-Mogensen J, Ostergaard D, Donati F, Fisher D, Hunter J, Kampmann JP, et al. Pharmacokinetic studies of neuromuscular blocking agents: good clinical research practice (GCRP). Acta Anaesthesiol Scand 2000;44(10):1169-90.
.11 Smith CE, Saddler JM, Bevan JC, Donati F, Bevan DR. Pretreatment with non-depolarizing neuromuscular blocking agents and suxamethonium-induced increases in resting jaw tension in children. Br J Anaesth 1990;64(5):577-81.
.21 Pandey K, Badola RP, Kumar S. Time course of intraocular hypertension produced by suxamethonium. Br J Anaesth 1972;44(2):191-6.
.31 Greenan J. The cadio-oesphageal junction. Br J Anaesth 1961;33:432-9.
.41 Leary NP, Ellis FR. Masseteric muscle spasm as a normal response to suxamethonium. Br J Anaesth 1990;64(4):488-92.
.51 Minton MD, Grosslight K, Stirt JA, Bedford RF. Increases in intracranial pressure from succinylcholine: prevention by prior nondepolarizing blockade. Anesthesiology 1986;65(2):165-9.
.61 Carroll JB. Increased incidence of masseter spasm in children with strabismus anesthetized with halothane and succinylcholine. Anesthesiology 1987;67(4):559-61.
.71 Rosenberg H, Fletcher JE. Masseter muscle rigidity and malignant hyperthermia susceptibility. Anesth Analg 1986;65(2):161-4.
.81 Baumgarten RK, Carter CE, Reynolds WJ, Brown JL, DeVera HV. Priming with nondepolarizing relaxants for rapid tracheal intubation: a double-blind evaluation. Can J Anaesth 1988;35(1):5-11.
.91 Jones RM. The priming principle: How does it work and should we be using it? Br J Anaesth 1989;63(1):1-3.
.02 Mencke T, Echternach M, Kleinschmidt S, Lux P, Barth V, Plinkert PK, et al. Laryngeal morbidity and quality of tracheal intubation: a randomized controlled trial. Anesthesiology 2003;98(5):1049-56.
.12 Rørvik K, Husby P, Gramstad L, Vamnes JS, Bitsch-Larsen L, Koller ME. Comparison of large dose of vecuronium with pancuronium for prolonged neuromuscular blockade. Br J Anaesth 1988;61(2):180-5.
.22 Magorian T, Flannery KB, Miller RD. Comparison of rocuronium, succinylcholine, and vecuronium for rapidsequence induction of anesthesia in adult patients. Anesthesiology 1993;79(5):913-8.
.32 Scott RP, Savarese JJ, Basta SJ, Embree P, Ali HH, Sunder N, et al. Clinical pharmacology of atracurium given in high dose. Br J Anaesth 1986;58(8):834-8.
.42 Savarese JJ, Ali HH, Basta SJ, Scott RP, Embree PB, Wastila WB, et al. The cardiovascular effects of mivacurium chloride (BW B1090U) in patients receiving nitrous oxide-opiate-barbiturate anesthesia. Anesthesiology 1989;70(3):386-94.
.52 Meistelman C, Plaud B, Donati F. Rocuronium (ORG 9426) neuromuscular blockade at the adductor muscles of the larynx and adductor pollicis in humans. Can J Anaesth 1992;39:665-669.
.62 Cantineau JP, Porte F, d’Honneur G, Duvaldestin P. Neuromuscular effects of rocuronium on the diaphragm and adductor pollicis muscles in anesthetized patients. Anesthesiology 1994;81(3):585-90.
.72 Donuti F, Meistelman C, Pland B. Vecuroniom neuromuscular blockade at diaphragm, the orbicularis oculi and adductor policies muscle. Anesthesiology 1990;73:870-875.
.82 Bissinger U, Rex C, Lenz G. Intubation conditions following administration of atracuriom and vecuroniom.Bolus method versus priming technique. Anaesthetist 1996;45(6):512-7.
.92 Deepika K, Kenaan CA, Bikhazi GB, Martineau DB. Influence of the priming technique on pharmacodynamics and intubating conditions of cisatracurium. J Clin Anesth 1999;11(7):572-5.
.03 Hoffmann W, Schwarz U, Ruoff M, Georgieff M, Geldner G. Effects of priming technique on onset profile of cisatracurium. Anaesthesiol Reanim 1999;24(5):130-3.
.13 Mak PH, Irwin MG. The effect of cisatracurium and rocuronium on cisatracurium precurarization and the priming principle. J Clin Anesth 2004;16(2):83-7.
.23 Yusuf AH, Okeke CI, Merah NA, Olatosi JO, Desalu IS, Kushimo OT. Comparison of suxamethonium and priming with atracurium for rapid sequence orotracheal intubation in a Nigerian adult population. Niger Postgrad Med J. 2006;13(4):313-8.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید