پژوهنده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي)
تاريخ دريافت مقاله: 24/2/1387
سال چهاردهم، فروردين شمارهو 1، پي در ارديبهشت پي 67، 1388 صفحات 21 تا 26 تاريخ پذيرش مقاله: 13/11/1387

بررسي تأثير تمرينات ثباتدهنده كمري بر حس عمقي ستون فقرات
لومبو ساكرال در زنان جوان سالم
دكتر مينو خلخالي زاويه1*، مهري قاسمي2، فاطمه ميرزايي3، هدي پرنده4

استاديار، گروه فيزيوتراپي، دانشكده توانبخشي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دانشجوي دكتراي فيزيوتراپي، گروه فيزيوتراپي، دانشكده توانبخشي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دانشجوي كارشناسي ارشد فيزيوتراپي، گروه فيزيوتراپي، دانشكده توانبخشي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
6144224556

كارشناس فيزيوتراپي، گروه فيزيوتراپي، دانشكده توانبخشي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي چكيده
سابقه و هدف: عليرغم اينكه آسيب مفصل،جنبههاي مختلف حس عمقي از قبيل وضعيت و تعادل را تحت تأثير قرار مـيدهـد و از سـوي ديگـر،نقش توانبخشي بر بهبود عملكرد و تحرك افراد در ضايعات مختلف ثابت گرديده است، ولي اهميت برنامههـاي توانبخـشي در بهبـود حـس عمقـيمورد سؤال است. هدف از اين تحقيق، تعيين تأثير تمرينات ثباتدهنده ك مر در بهبود حس عمقي و همچنين بر امتداد ستون فقرات لومبوسـاكرالدر افراد سالم و جوان بود.
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

مواد و روشها: در اين مطالعة كارآزمايي باليني،30 زن جوان سالم وارد مطالعه شدند كه به طور تصادفي در دو گروه آزمـون(20 نفـر ) و كنتـرل(10 نفر ) قرار گرفتند . از آنجا كه تغيير وضعيت لگن بر وضعيت كمر اثر ميگذارد، از ارزيابي حس عمقي لگن به عنوان معياري براي بررسـي حـسعمقي لومبوساكرال استفاده شد. خطاي بازسازي زاويه هدف براي ارزيابي حس عمقي لگن توسط شيبسنج لگني اندازهگيري شد؛ همچنين مقـدارلوردوز كمر و تيلت استراحت لگن قبل و بعد ازتمرينات براي بررسي تأثير احتمالي اين تمرينات بر امتداد ناحيه لومبوساكرال انـدازه گيـري شـد. در گروه آزمون، افراد در ده جلسه، هرروز ورزشهاي ثباتدهندة كمر را انجام دادند. گروه كنترل در طي اين ده روز هيچ ورزشي انجام ندادنـد. در هـردو گروه قبل و بعد از ده جلسه خطاي حس عمقي با آزمون هاي غيرپارامتري مورد قضاوت آماري قرار گرفت.
يافته ها: در گروه آزمون، خطاي مطلق حس عمقي از مقدار 2/1±4/1 در جلسه اول، به1/0±006/0 درجلـسه دهـم كـاهش معنـيدار پيـدا كـرد(0001/0p<)؛ در حالي كه در گروه كنترل، پس از ده جلسه خطاي مطلق حس عمقي تغيير معنيداري پيدا نكرد(3/0=p). مقـدار خطـاي مطلـقجلسة دهم بين دو گروه تفاوت معنيدار داشت(0001/0p<). همچنين بين ميزان اولية خطاي عمقي با ميزان تغييـر آن ارتبـاط آمـاري معنـيدار وجود داشت (99/0=p). در هر دو گروه، پس از ده جلسه مقدار لوردوز و تيلت استراحت تغيير آماري معني داري پيدا نكرد.
نتيجه گيري: ده جلسه تمرين ثبات دهندة كمر ميتواند كاهش معنيدار خطاي حس عمقي ناحية لومبوساكرال را در افـراد سـالم و جـوان ايجـادكند. ميزان اين تغيير با مقادير اولية خطاي حس عمقي ارتباط دارد؛ يعني افرادي كه خطاي اولية بيشتريدارند، در اثر تمـرين بهبـودي بيـشتريپيدا مي كنند.
واژگان كليدي: حس عمقي، ستون فقرات لومبو ساكرال، لگن، تمرينات ثبات دهندة كمر
213839242

مقدمه1
حس عمق ي يكي از اساسيترين عوامل ثبات ديناميك مفـصلميباشد و يكي از حواس پيكري مهم محسوب ميشود (5-1). آسـيب حـس عمقـي، اخـتلالات متعـددي در مفاصـل ايجـاد ميكند. بعد از آسـيب، وروديهـاي ايـن حـس دچـار آسـيب
ميشـوند (9-6) كـه اثـرات نـامطلوبي بـر وضـعيت، تعـادل و

*نويسنده مسئول مكاتبات: دكتر مينو خلخالي زاويه؛ تهران، ميدان امـام حـسين، ابتـداي خيابان دماوند ، روبروي بيمارستان بوعل ي، دانشكده توانبخشي دانـشگاه علـوم پزشـكي شـهيد بهشتي، گروه فيزيوتراپي. پست الكترونيك: [email protected]
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

هماهنگي عصبي -عضلاني دركل بدن ميگذارد. با وجـود ايـنحس، سيـستم عـصبي قـادر اسـت بـه اطلاعـات وارده پاسـخسريعي به شكل انقباض عضلاني بدهد. علاوه بر اين، فشارهايتحميلشده به مفاصل و ليگامانها توسط اين حـس تعـديل واصلاح ميگردند. در نتيجه ايجـاد ثبـات كـافي در بـدن فقـطمستلزم قدرت و تحمل عضلاني صرف نيست؛ بلكه بـه عوامـلديگري مثل هماهنگي و تعادل نيز نياز است كه از طريق حسعمقي تأمين ميگردد (8و10و11). تحقيقات نوروفيزيولوژيك،رابطة بين كمردرد و صدمة گيرنـدههـاي مكـانيكي و اخـتلال جنبههاي مختلف حس عمقي را نشان دادهاسـت . افـراد ي كـهدچار كمردرد هستند، نوسـان وضـعيتي (postural) ب يـشتري دارند و نسبت به افرادي كه كمردرد ندارند، توانايي كمتر ي درحفظ تعادل خود به هنگام تغ يير وضع يت نشان ميدهنـد (2).
بنابراين درمانگران به دنبال روشهايي هستند كه بتوانند حسعمقي را بهبود بخشند . در يك مطالعه، محققين نتوانـستند بـاموبيليزاسيون، تغييري در حس عمقـي سـر و گـردن بيمـارانمبتلا به گردن درد ايجاد كنند (12) ؛ ولي درمطالعه ديگري در زنان شناگر، 6 هفته تمرين پل يومتريك (تمريناتي كه از كششعـضله و انقبـاض متعاقـب آن بـراي بهبـود عملكـرد عـضلاني استفاده م يكنند)، حس عمقي شـانه را بهبـود بخـشيد (13). همچنــين مطالعــه ديگــــــر ي نــشان داد كــه تمرينــــات Rhythmic Stabilization (تكنيكي شـامل انقبـاض همزمـانايزومتريك عضلات آگونيست وآنتاگون يست اطـراف مفاصـل) و Tilt board Training در ستون فقرات لومبـوسـاكرال موجـببهبودي معني دار حس عمقي ميگردند (14).
هدف از اين تحق يق، تع يين تأث ير تمر ينات ثبات دهندة كمر برحس عمقي ناحيـة لومبـو سـاكرال بـود. همچنـين تـأثير ايـ ن تمرينات بر امتداد ناح ية كمر ي و لگني (لوردوز كمري و تيلت لگني) مورد بررسي قرار گرفت.

مواد و روش ها
اي ن پ ژوهش ب ه ص ورت كارآزم ايي ب اليني انج ام گرف ت .
نمونههاي مورد مطالعـه، 30 نفـر از دانـشجويان دختـر سـالمدانشگاه علوم پزشكي شه يد بهشت ي در محـدودة سـني 19 تـا26 سال بودند كه به طور داوطلبانه در تحقيق شركت كردنـد.
افرادي كه هر يك از موارد ذيـ ل را داشـتند از مطالعـه خـارجشدند: سابفة كمردرد در يك سال اخير، سابقة عفونـت گـوشداخلي كه همراه با مشكل تعادل و هماهنگي بوده باشد، سابقةضـربة مغـزي و اخـتلالات سيـستم دهليـزي ، سـابقة ضـربه و جراحي در ناحية كم ر، اعتياد به مواد مخدر، مـصرف بـيرويـةداروهاي مسكن ، مـشكلات بي نـايي اصـلاح نـشده بـا عينـك وفعاليت منظم ورزشي. همچنين هيچيك از نمونـههـا كوتـاهيعضلات همسترينگ را نداشتند (كشيدهشـدن عـضلات كوتـاهدرحين تست ميتوانست اطلاعات حسي به افراد بدهد). افـرادسپس بـ ه طـور تـصادفي در دو گـروه آزمـون و كنتـرل قـرارگرفتند.
ابتدا خصوصيات نمونـه هـا شـامل قـد، وزن و سـن آنهـا ثبـتگرديد. اندازه گيري لوردوز كمر بوسيلة خط كش انعطـاف پـذير 30 سانتيمتر ي ب ه روش Hartو Rose انجام شد (15). به ايـنترتيب كه دو سرخطكش انعطاف پـذير بـر روي زوا يـ د شـوكي مهره هاي S2 و L1 قرار داده ميشد و به طور كامل بر پوسـتبدن چسبانده ميشد تا شكل قوس كمر را بگيرد. سپس بدونبرهم زدن انحنا ، آن را روي كاغذ گذاشـته و شـكل آن ترسـيممي شد. بـرا ي محاسـبة لـوردوز كمـر نقـاطL1 وS2 در روي انحناي رسم شده، با يك خط مستقيم به يكديگر وصل مي شد و نقطة وسـط آن، مـشخص و از آن نقطـه عمـودي بـر انحنـاترسيم م ي شد. اين خطوط به ترتيبL و H نام يـ ده شـدند. بـااسـتفاده از رابطـة θ=4[arc tg (2H/L)] زاويـة لـوردوز كمـر محاسبه شد.
از شيب سنج لگني (Pelvic inclinometer) براي انـدازه گ يـري تيلت لگن و خطاي بازساز ي زاو يه در ناحية لگنـي بـه عنـوانروشي برا ي ارز يابي حس عمقي كمر استفاده شد. ايـ ن وسـيله توسط خلخال ي و همكارانش در سال 1370 در دانشگاه تربيت مدرس طراح ي و ساخته شده است (16) و اعتبار و پا يـايي آننيز خوب (بين 66% تا 98%)گـزارش شـده اسـت (17). بـراي اندازهگيري تيلت لگـن توسـط شـيبسـن ج، از افـراد خواسـتهميشد در وضعيت ايستاده ريلكس در حالي كه وزن را يكسان ب ر روي ه ر دو پ ا توزي ع ك ردهانـد، باي ستند. ي ك ب ازوي شيـــبسـنج روي خ ــــــ ار ايليـــــ اك خلف ـــــي فوقـاني
(posterior superior iliac spine) و بـازوي ديگـر روي خـارايليــاك قــدام ي فوقــاني (anterior superior iliac spine) استخوان ايليوم قرار ميگرفت. تيلت لگن در ايـ ن وضـعيت، ازروي راستا ي عبـور شـاقول از درجـة روي نقالـه شـيبسـنج،خوانده و در پرسشنامه ثبت مي شد. بـراي انـدازه گ يـري حـسعمقي ستون فقـرات لومبوسـاكرال از خطـاي بازسـازي زاو يـه (repositioning error: RE) تيلت لگن استفاده شد (18و19). در روش استفاده از خطاي بازساز ي زاو ية هدف به عنوان روشارزيابي حس عمقي، از فرد خواسته ميشود يك زاو ية مشخصيعني زاو ية هدف را بدون اتكا به حواس ديگر و تنها با اتكا بـهحس عمق ي بازساز ي نمايد. مقدار خطاي فرد در بازساز ي زاوية RE ميزان دقت يا خطا ي حس عمقي را نشان ميدهد. ارزيابي حس عمق ي افراد دو ساعت پس از صرف غذا و در حالي انجـامميشد كه خسته نبودند و ناحية كمر آنها بدون پوشـش بـود،انجام م يشد. افراد، شلوارك گشادي پوش يده بودند تا اطلاعاتناشي از تحريكات حس ي لباس تنگ برRE اثـر نگـذارد. زاويـ ة هــدف 20 درجــه تيلــت قــدامي لگــن انتخــاب شــد . همــة اندازهگيريها از سمت چپ بود و دقت ميشد كـه ايـ ن زاو يـ ه حداكثر تيلت قدام ي فرد نباشـد . بـراي ارز يـابي خطـا ي حـسعمقي از فرد خواسته ميشد در حاليكه با چشم بـاز ايـ ستاده است (فاصلة بين پاها 30 سانت يمتر و دسـتهـا آويـ زان در دوطرف بدن ) زاوية فـوق را بـه طـور ارادي ايجـاد كنـد. پـس ازساختن زاو ية هدف، از او خواسته ميشد اين زاو يه را در ذهـنبسپارد و سپس اين زاو يه را بـه هـم بزنـد. پـس از آن از فـردخواسته م يشد با چشمان بسته زاوية هدف را با اتكا بـه حـسعمقي سه بار بازسازي نما يد. زواياي سا ختهشده اندازه گ يـري و ثبت م يشد. از رو ي تفاوت زاوية ساخته شـده و زاويـ ة هـدف،مقدار عدد ي خطا ي بازساز ي محاسبه و ثبت گرديد و ميانگين سه تكرار به عنوان خطاي بازساز ي زاو يه يا خطا ي حس عمقي محسوب م يشد. اندازهگيري لوردوز كمر، تيلت لگن و خطـاي حس عمق ي لومبوساكرال در شروع مطالعه در همه افراد انجـامشد و اين اندازهگيريها پس از ده جلسه در هر دو گروه تكـرارگرديد. افراد گروه آزمون دراين مدت تمرينات ثبات دهنده كمر (20) را ط ي ده جلسه روزانه متوالي درحـضور فيزيوتراپيـ ست انجام دادند و افراد گروه كنترل تمرين خاصـي انجـام ندادنـد.
تمرين ها درگروه آزمون به شرح زير بود:
مانور Hollowing: فرد در حالت طاقباز در حالي كه كف پاها روي زمين قرارگرفته بود مي خوابيد و با انقباض عضلة عرضي، شكم را به داخل فرو مي برد (براي اطمينان از انقباض عضله عرضي شكم، محل تاندون اين عضله در داخل خارهاي خاصره قدامي فوقاني دو طرف لمس ميشد و مراقبت مي شد تا عضلات راست شكمي منقبض نشوند).
در حالي كه فرد وضعيت Hollowing را حفظ كرده بود از او خواسته ميشد لگن را از زمين بلند كند.
فرد در حالت چهار دست وپا قرار مي گرفت و در حالي كـهوضعيت Hollowing را حفظ كرده بود، پا ي راست را از مفصلران و زانو باز مي كرد.
فـرد در حالـت چهـار دسـت و پـا در حـالي كـه وضـعيت Hollowing را حفظ كرده بود، پا ي چپ را از مفصل ران و زانو باز مي كرد. درچهار تمرين اول انقباض در هر كدام ده بار و هربار براي ده ثانيه حفظ ميشد.
فــرد در حالــت چهــا ر دســت و پــا بــا حفــظ وضــعيت Hollowing، پاي راست را از مفصل ران و زانو باز و دست چپ را از شانه خم و از آرنج باز ميكرد.
فــرد در حالــت چهــار دســت و پــا بــا حفــظ وضــعيت Hollowing، پاي چپ ودست راست را مانند تمر ين قبل ي بـاز مي كرد.
شماره 1، پيدر پي 67، فروردين و ارديبهشت 1388 دكتر مينو خلخالي زاويه و همكاران/ 23
فرد درحالت به پهلو خوابيده با حفظ وضـعيتHollowing قرار ميگرفت، در حال ي كه زانوها را خـم كـرده بـود و بـدن دريك راستا ي صاف قرار داشت. سپس با انداختن وزن روي آرنجو زانو ، لگن را از زمين بلند مي كرد. اين تمرين بر روي پهلـويراست و چپ هر دو انجام ميشد. سه تمرين آخر هركدام پـنجبار و هر بار براي ده ثانيه انجام ميشدند.
زمان استراحت بين ورزشها به اندازة تغيير وضعيت و قرار گرفتن در وضعيت جديد بود. تمرين ها در ده روز متوالي در حضور فيزيوتراپيست انجام م يشد. پس از ده روز مجدداً خطاي حس عمقي و مقدار تيلت و لوردوز كمر در حالت استراحت در دو گروه اندازهگيري و ثبت شد. مقدار خطاي بازسازي زاوية هدف به عنوان خطاي حس عمقي به دو صــورت خطاي مطــلق Absolute Error (AE) يعني مقدار مطلق تفاوت زاوية هدف و زاوية بازسازي شده توسط فرد، بــــدون توجه به جهــــت خطــا و خطـاي ثابـــت (Constant Error: CE) يعني مقدار تفاوت زاوية هدف و زاوية بازسازيشده توسط فرد با در نظر گرفتن جهت خطا، محاسبه شد.
در پا يان، به كمك نرم افـزار آمـاري SPSS نـسخه 11، توز يـع متغيرها توسط آزمون كولموگروف اسميرنوف، ارزيابي گرديد و چون توزيع متغيرها نرمال نبود، از روشهاي آماري ناپارامتريبراي بررسيهاي آماري استفاده شـد. بـراي مقايـسه ميـانگينمتغيرهـا در هـر گـروه قبـــل و بعـد از 10 جلـسه از آزمـون Wilcoxon و براي بررسي تفاوت ميانگينها در بين دو گروه ازآزمونMan-Withney استفاده شد. براي بررسـي رابطـة بـينمتغيرها از آزمون Spearman استفاده شد.

يافتهها
اين پژوهش، بر روي 20 نفر درگروه تجربي و 10 نفر در گـروهشاهد انجام گرفت. ميانگين قد ، وزن، سن، تيلت لگن و لوردوزكمر در افراد دو گروه قبل از شروع تحقيـ ق درجـدول 1 ارايـهگرديده است و نشان ميدهد كه تفاوت آماري معني داري بين اين متغيرها وجـود نداشـت و افـراد از نظـر ا يـن متغ يرهـا بـايكديگر همسان بودند
ميانگين خطاي مطلق حس عمقي در همه افراد قبل از آزمون5/1±8/1 درجه بود. درگروه آزمون پس از ده جلـسه تمـرين،خطاي مطلق و ثابـت حـس عمقـي هـر دو كـاهش معنـيدار پيداكرد ولي در گروه كنترل، تفاوتي پس از ده جلسه مشاهدهنشد (جدول 2).
مقايسه مقدار خطاي مطلق حس عمقـي در جلـسه دهـم نيـ ز بين دو گـروه، تفـاوت معنـيداري را نـشان داد (0001/0p<).
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

ميانگين مقدار تيلت اسـتراحت لگـن و لـوردوز كمـر پـيش ازآزمون، در گروه آزمون ب ه ترتيب 3/3±3/9 و 14±7/46 درجه

جدول 1- شاخص هاي فردي نمونه ها در گروه هاي كنترل و آزمايش
807747-90055

گروه شاخص سن (سال) قد (سانتيمتر) وزن (كيلوگرم) تيلت لگن (درجه) لوردوز (درجه) كنترل (تعداد=10 نفر) 9/0±1/21 1/5±1/157 7/5±1/51 2/2±7/9 3/17±53
آزمايش (تعداد- 20 نفر) 7/1±9/21 2/5±9/158 3/5±7/53 3/3 ±2/9 1/14±7/46 نتيجه آزمون 2/0=p=0/3 p=0/9 p=0/3 p=0/4 p

جدول 2- ميزان خطاي حس عمقي (مطلق و ثابت) قبل و بعد از تمرين ها به تفكيك در گروه آزمون و كنترل خطاي حس عمقي مطلق (درجه) ثابت (درجه)
1327431-228347

مراحل قبل بعد قبل بعد تمرينات ثباتدهنده
نداشته (شاهد، تعداد= 10 نفر) 6/1±5/2 8/1±1/2 1/3±6/0- 9/2±3/0-
p=0/7 p=0/3
داشته (آزمون، تعداد= 20 نفر) 2/1±4/1 1/0±006/0 6/1±9/0- 1/0±003/0
1332003152343

p=0/01 p=0/0001
بود. اين مقادير ، پس از آزمـون در جلـسه دهـم بـه 6/3±6/8 و10±9/45 درجه رس يدند كـه تغ ييـر معنـيداري نكرد نـد. در گروه كنترل نيز مقدار تيلت اسـتراحت لگـن و لـوردوزكمر بـه ترتيـب از 2/2±7/9 و 17±53 درجـه جلـسه اول بـه مقـادير 5/2±1/10 و 7/12±4/55 درجه جلسه دهم رسيد كـه تغ ييـر معني داري را نشان نداد.
در گروه آزمون، بين مقدار خطاي مطلق اوليـ ه و تغ ييـ رات آندر ط ي ده جلسه درمان و همينطورمقدار خطا ي ثابت اوليـ ه وتغييرات آن در طي ده جلـسه درمـان، هـر دو بـا 001/0=p و99/0=r همبستگي معن يداري وجود داشت؛ به عبـارت ديگـر،هر چه مقدار خطاي اول يه بيشتر بود، مقدار تغيير خطا در طي ده جلسه درمان و كاهش خطاي حس عمق ي بيشتر بود.

بحث
اين تحقيق نشان داد تمرين هاي ثبات دهنده كمري موجب كاهش خطاي مطلق و ثابت حس عمقي ناحيه لومبوساكرال ميگردند. در مطالعه شربت اوغلي و امجد ي در سال 1380 در دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي نيز بازآموزي حس عمقي با ده جلسه تمرين Rhythmic Stabilization در يك گروه و Tilt Board Training در گروه ديگر، هر دو باعث كاهش خطاي مطلق حس عمقي لگن ب ه ترتيب به اندازه 3 و 3/0درجه گرديد (14). در مطالعة خلخالي و همكارانش نيز در
سال1383 ده جلسه تمرين با Tilt Board باعث بهبود خطاي مطلق حس عمقي زانو به ميزان 5/1 درجه شد (21). در اين مطالعه، در گروه كنترل تغيير معني داري در مقادير خطاي ثابت و خطاي مطلق پس از ده روز ايجاد نشد؛ بنابراين مي توان تغييرات ايجادشده در گروه آزمايش را ناشي از تمرين هاي ثبات دهنده كمر دانست.
ميانگين خطاي بازسازي زاويه لگن در ايـن مطالعـه بـا نتـايجBrumagne و همكـارانش كـه در افـراد سـالم از همـين روش اندازهگيري استفاده كرده بودند، مشابه است (18). در مطالعـهشربت اوغلي و امجدي نيز مقدار خطاي بازسازي لگن با همينروش ارزيابي شده كه به نتايج اين مطالعه نزديك اسـت (14).
Ashton Miller و همكارانش گـزارش كردنـد بـه دل يـ ل عـدموجود مطالعات ي كه تأثير تمر ينات حس عمقي را مـستقيماً بـر خطاي حس عمقي اندازه گرفته باشند، نمي توان نتيجه گرفـت تمرينات حس عمقي، خطاي اين حـس را كـاهش مـي ده نـد (22). اما با انجام تحقيقات Revel و همكـارانش (23)، شـربتاوغلــي و امجــدي (14)، خلخــالي و همكــارانش (21) و نيــز پژوهش حاضر ميتوان نتيجه گرفت كه تمرين درمـاني حـس
عمقي م ي تواند خطـاي بازسـازي زاو يـه را كـه مع يـاري بـراي ارزيابي خطاي حس عمقي است ، لااقل در زنـان جـوان سـالم، كاهش دهد.
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

با ا يـن حـال ، Ashton Miller و همكـارانش معتقدنـد كـه در صــورت مــشاهده ايــن تغييــرات از آنجــا كــه هــ يچ دليــل اثباتشدهاي وجود ندارد كه تمرين درمان ي تعداد گيرنده هـاي محيطي را تغيير مي دهد، با يد به دنبال مكـانيزم هـاي مركـزي احتمالي براي توض يح چگونگ ي تغيير حس عمقي در اثر تمرين بود. يك مكانيزم احتمـالي بـراي بهبـود حـس عمقـي در اثـرتمرين، افزا يش توجه است. توجه يك رونـد نوروسـايكولوژيك است كه سيستم عـصبي مركـزي از ايـن طريـق بـر اطلاعـاتدريافتي ثأثير ميگذارد. احتمالاً تمرينات حس عمقـي، توجـهبه علايم حس عمقي توسط مغز را، ابتدا در سطح هوشيارانه وپس از تمرين، در سطح اتوماتيك افزايش ميدهد. بـه عقيـدهآنها، مكانيزم احتمالي د يگر برا ي توجيه بهبود حس عمقـي دراثـر تمـرين، مـي توانـد فعـال شـدن مـسيرها، افـزا يش تعـداد سيناپس ها و افزايش منطقة حسي مربوطه كه در پلاستيسيتهديده ميشود، باشد؛ البته مشخص نيست آ يا ايـ ن مكـانيزم هـامي توانند تغييرات دقت حس عمقي را در اثـر تمـرين توجيـ ه كنند يا خ ير. همچنين مطالعـات نـشان دادهانـد كـه خروجـيدوك عضلاني را ميتوان به طور ارادي افزايش داد كه مي تواند از طر يق تغ يير تون ، دقت عمل را افزايش دهد (22). Myers وو همكارانش نيز معتقدند تكنيـكهـاي خـاص توانبخـشي دربهب ود سي ستم ح سي حركت ي مـؤثر ه ستند و در بازيـابيمسيرهاي آوران از گيرندههاي مكـانيكي بـه سيـستم عـصبيكمك ميكننـد و مـسيرهاي آوران كمكـي را بـه عنـوان يـكمكانيسم جبراني براي نقايص حس عمقي كه از ضـايعه ناشـيشده، تسهيل مـينماينـد (24)، البتـه ايـن مكانيـسم را تنهـامي توان در بيماران ضايعهديده و نه در افراد سالم، مطرح نمود.
در مطالعه حاضر، ده جلسه تمرين ثبات دهندة كمر، در مقدار تيلت استراحت لگن تغيير معنيداري ايجاد نكرد. همينطور مقدار لوردوز كمر پس از ده جلسه تمرين تغيير ي نكرد؛ يعني گرچه تمرينات ثبات دهندة كمر، حس عمقي ناحية لومبو ساكرال را تغيير ميدهند، ولي با اين تعداد جلسات، قادر به تغيير امتداد طبيعي لگن و كمر نيستند.
شماره 1، پيدر پي 67، فروردين و ارديبهشت 1388 دكتر مينو خلخالي زاويه و همكاران/ 25

همچنين نتايج تحقيق حاضر نشان داد كه بين مقدار اولية خطاي حس عمقي و مقدار تغيير آن پس از ده جلسه تمرين، همبستگي معنيدار قوي (001/0=p و 99/0=r) وجود دارد و افرادي كه دقت حس عمقي كمتري داشتند، بهبود بيشتري در اثر تمرين پيدا كردند. اين نتايج نشان مي دهند افرادي كه حس عمقي آنها به محدوده هاي طبيعي خود نزديكتر است، در اثر تمــرين هاي ثباتدهندة كمر، تغيير كمتري مييابند.
Leine و Mc Nair نيز در تحقيق خود نتايج مشابهي در اثر استفاده از بريس ناحية كمر مشاهده كردند (8). همچنين در مطالعة شربت اوغلي و امجدي، و خلخالي و همكارانش نيز اين رابطه مشاهده شد؛ يعني كساني كه حس عمقي بدتري داشتند، از تمرينات تعادلي و تمرينات ثبات دهندة كمر سود بيشتري در جهت بهبود حس عمقي بردند (14و21).

نتيجه گيري
در مجموع، نتايج اين تحقيق نشان دادند كه ده جلسه تمرين ثباتدهندة كمر ميتواند خطاي حس عمقي ناحية لومبو ساكرال را در زنان جوان سالم كاهش دهد.
پيشنهاد مي شود در مطالعات آينده، پس از اتمام جلسات تمرين پيگيري صورت گيرد تا تداوم اثر تمرينها در بهبود حس عمقي مورد بررسي قرار گيرد. همچنين پيشنهاد مي گردد در مطالعات آتي، تأثير اين تمرين ها بر حس عمقي بيماران مبتلا به كمردرد بررسي شوند.
REFERENCES

.1 Lephart S.M, Fu F.H. Proprioception and neuromuscular control in joint stability. New Zealand, Human Kinetics 2000; p. 40-48.
.2 Laskowski E, Aney K.N, Smith J. Refining rehabilitation with proprioception training: expending return to play. Phys Sports Med 1997;25(10):1-9.
.3 Lephart SM, Pincivero DM, Geraldo JL, Fu FH. The role of proprioception in the management and rehabilitation of athletic injuries. Am J Sports Med 1997;25(1):130-7.
.4 Bouet V, Gahery Y. Muscular exercise improves position sense in humans. Neurosci Lett 2000;289(2):143-9.
.5 Kavounoudias A, Gilhodes JC, Roll R, Roll JP. From balance regulation to body orientation: two goals for muscle proprioceptive information. Exp Brain Res 1999;124(1):80-8.
.6 Lephart SM, Henry J. Functional rehabilitation for the upper and lower extremity. Sports Med 1995;26(3):579-
93.
.7 Lonn J, Grenshaw AG, Djopsjobacka M, Pederson J. Johansson H. Position sense testing: influence of starting position and type of displacement. Arch Phys Med Rehabil 2000; 81(5):592-7.
.8 McNair PJ, Heine PJ. Trunk proprioception: enhancement through lumbar bracing. Arch Phys Med Rehabil 1999; 80(1):96-9.
.9 McWorther JW, Schuerman SE. Balance and aging. Orthop Phys Ther Clin N Am 2002;11(1):111-30.
.01 Swinkels A, Dolan P. Regional assessment of joint position sense in the spine. Spine 1998;23(5):590-8.
.11 Newcomer L, Laskowski R, Yu B, Johnson JC, An K.N. Differences in repositioning errors among patients with low back pain compared with control subjects. Spine 2000;25(19):2488-93.
.21 McNair PJ, Porter P, Chiquet C, Mawst G, Lavaste F. Acute neck pain, cervical range of motion and position sense prior to and after joint mobilization. Man Ther 2007;12(4):390-4.
.31 Swanik KA, Lephart SM, Swanik B, Lephart SP, Stone DA, Fu FH. The effects of shoulder plyometric training on proprioception and selected muscle performance characteristics. J Shoulder Elbow Surg 2002;11(6):579-86.
.41 Sharbatoghli R, Amjadi S. Comparative study of the effects of two proprioception training methods (Rhythmic Stabilisation, Tilt board) on lumbosacral proprioception. Thesis for Bachelor of Sciences in Physiotherapy. Faculty of Rehabilitation, Shahid Beheshti Medical University;1380. (Thesis in Persian)
.51 Hart DL, Rose SJ. Reliability of a noninvasive method for measuring the lumbar curve. J Sports Phys Therapy 1986;8(4):180-4.
.61 Khalkhali Zavieh M. Studying the effect of interferential current on the length of hamstring muscles and design and constructing an appliance for measurement of pure hip flexion and pelvic tilt. Thesis for Master of Sciences in Physiotherapy. Faculty of medicine, Tarbiat Modares University; 1370. (Thesis in Persian)
.71 Eftekhar Hosseini A, Khalkhali M. The design and implementation of two instruments for measuring pure hip flexion and pelvic tilt. Informative Scientific Journal of Shahed University 1994;1(4):48-51. (Full text in
Persian)
.81 Brumgne S, Lysens R, Staefen A. Lumbosacral position sense during pelvic tilting in men and women without low back pain: test development and reliability assessment. J Orthop Sports Phys Ther 1999; 29(6):345-51.
.91 Brumagne S, Cordo D, Lysens R. The role of paraspinal muscle spindles in lumbosacral position sense in individual with and without low back pain .Spine 2000; 25(8):989-94.
.02 Fritz JM, Hicks GE, Mishock J. The role of muscle strength in low back pain. Orthop Phys Ther Clin N Am 2000;9(4):529-47.
.12 Khalkhali M, Talebian Z, Abooi M. Studying the effect of open kinematic chain, close kinematic chain and balance exercises on knee joint proprioception error in healthy young women. Pejouhesh dar Pezeshki 2004;28(2):115-119. (Full text in Persian)
.22 Ashton-Miller J, Wojtys EM, Huston LJ, Fry-Welch D. Can proprioception really be improved by exercises? Knee Surg Sports Traumatol Arthrosc 2003;9(3):128-36.
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

.32 Revel M, Minguet M, Gorgy P, Vaillant J, Manuel JL. Changes in cervico-cephalic kinesthesia after a proprioceptive rehabilitation program in patients with neck pain: a randomised control study. Arch Phys Med Rehabil 1994;75(8):895-9.
.42 Myers JB, Wassinger CA, Lephart SM. Sensorimotor contribution to shoulder stability: effect of injury and rehabilitation. Man Ther 2006;11(3):197-201.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید