تاريخ دريافت مقاله ۷/۱۲/۸۵ تاريخ تجديد نظر ۱۲/۳/۸۷ تاريخ پذيرش مقاله ٢٥/٣/٨٧ پژوهن ده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي شهي د بهشتي)
سال سيزده م, شماره ۵ , پي در پي ۶۵ ، صفحات ۳۸۳ تا ۳۸۹
آذر و دی ۱۳۸۷

تأثيرگروه درمان ي شناخت يمعنوي بر ميزان افسردگي
دکتر مصطفي ح مديه ٭، دکتر صديقه ترقي جاه

چکي ده
سابقه و ه دف: افسردگي يک بيماري شايع عصبي است. تأثير روان درماني با رويکرد شناختي از سـه دهـه قبـل در ايـن مـوردشناخته شده است. شناخت درماني گروهي رويکرد جديدي است که در دهه اخير بهمنظور درمان افسردگي استفاده شده اسـت.
در اين تحقيق تأثير گروه درماني شناختي معنوي روي دانشجويان دختر مبتلا به افسردگي انجام گرفت.
مواد و روش ها: تحقيق با طراحي كارآزمايي باليني انجام گرفت. آزمودني هاي پژوهش از ميان ۸۰ نفر مراجعـه کننـده انتخـاب
شدند. از آن ها آزمون افسردگي بک گرفته شد و با مـصاحبه تشخيـصي اسـتاندارد، افـسردگي آن هـا تأييـد شـد . هـيچ يـک از نمونه هايانتخاب شده دارو مصرف نمي کردند. گروه آزمايش ي در ده جلسه گروه درماني شناختي معنوي شرکت نمودند و گـروهشاهد هيچ مداخله روان شناختي را دريافت نکردند. در پايان مداخله درماني، هر دو گروه بار ديگر با آزمون ياد شده مورد ارزيـابي قرار گرفتند. داده هاي به دست آمده با استفاده از آزمون ويلكاكسون و من ويتني مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافته ها : تحقيق روي تعداد۱۶ نفر ( در دوگروه ۸ نفره انجام گرفت). خصوصيات سن، جنس، تأهـل، رشـته تحـصيلي، دانـشگاه و نيز ميزان افسردگي آن ها در دو گروه مشابه بود. ميزان افسردگي افراد شـاهد پـس از درمـان۸/۶ ± ۵/۲۳ و در گـروه تجربـي
۱/۵ ± ۵/۵ بود ( ۰۰۱/۰P<).
نتيجه گيري : بهنظر مي رسد كهگروه درماني شناختي معنوي در کاهش افسردگي دانـشجويان دختـر مـؤثر باشـد. ت حقيقـات بيش تر بر روي ساير گروه هاي جامعه توصيه مي شود.
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

واژگان کلي دي: افسردگي ، گروه درماني شناختي معنوي ، آزمون بك

مق دمه
افسردگي يکي از شايع ترين اختلال هاي رواني است (۱).
انجمن روان پزشکي امريکا، در سال ۱۹۹۴ برآورد كرده استکه از هر پنج نفر يک نفر در طول زنـدگي دچــار افـسردگي مي شود (۲و۳). ه م چنين افسردگي يکي از مشکلات شـايعدر ميان نوجوانان و جوانان در جهـان و نيـز در کـشور اسـتچنان که فدراسـيون جهـاني بهداشـت روان در سـال ۲۰۰۴
عنـوان کـرده اسـت کـه افـسردگي يـک عامـل خطـر بـراي بيماري هايي مثل سرطان و بيمـاري هـاي قلبـي بـه شـمار مي رود (۴). افسردگي يکـي ازعـود کننـده تـرين اخـتلالات
روانـــي و داراي ســـير مـــزمن و دوره اي اســـت کـــه در سبب شناسي اين اختلال از عوامل چندي ياد نموده انـد کـهعوامل زيست شناختي وتوارث و مسايل روانـي‐ اجتمـاعي ازآن جمله اند (۳و۵). علامت اصلي اختلال افسردگي ي ك دورهحداقل دو هفته اي است كه در طي آن يا خلق افسرده استو يا فـرد علاقــه و احـسـاس لـذت را تقريبـاﹰ در طـي همـه
فعاليت هايش از دست مي دهد (۳) و احساس عـدم شـاديضعف روحي، خود ك م بينـي، خـستگي، كـاهش انـرژي کـهممكن اس ت به صورت كاهـش عملكردهاي اجتماعي، شغلي، تحصيلي بروز كند از ديگر علايـ م افـسردگي مـي باشـد (۶).
آمار شيوع افسردگي در بين زنان ۲۵‐۱۵ درصد گزارش شده
و در بين همه بيماري هـاي جـسمي و روانـي در بـين زنـان ۴۵‐۱۵ سال ه شا يع ترين بيماري شناخته شده است (۷). اين بيماري يکي از مشکلاتي است که به مقدار زيادي مانع رشـدو فعاليت و بالندگي جوانان است و هزينه هاي مالي سنگيني
را ه م در بخش درمان و هـ م کـ م کـاري ناشـي از افـسردگي به جامعه تحميل مـي کنـد. مطالعـات انجـام شـده بـر روي گــروه هــاي دانــشجويي نــشان مــي دهــد کــه ۷۸ درصــد از دانشجويان از بعضي نشانه هاي افـسردگي رنـج مـي برنـد و۴۶درصد آن ها تا اندازه اي دچار افسردگي شديد هستند کهنياز به خدمات تخصصي دارند (۸).
بررسـي هـا نـشان داده انـ د کـه شـناخت درمـ اني “بـک” از دانشجويان مورد بررسي در محدوده سني ۱۹ تا ۲۵ سـال
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

متناسب با سبب شناسي اين اختلال ، روش هـاي درمـانيمتفاوتي پيشنهاد شده است يکي از روش هاي رايج و معمولاستفاده از تکنيک شناخت درماني اسـت كـه از دهـه ۱۹۷۰ بـراي درمـان انـواع بيمـاران افـسرده مطـرح شـ ده اسـت و
۳۸۴ شناختي
مواد و روش ها
تحقيق با طراحي كارآزمايي باليني انجام گرفت. مراجعاني که به تـشخيص مـشاور و معيارهـاي تشخيـصيDSM IV
وتــست بــک، افــسردگي داشــتند و از دارو هــ م اســتفاده نمي کردند، انتخاب شدند . برنامه مداخلهاا ِيِي از پيش طراحـيشده به گروه آزمايشي ارايه و نتايج اثـرات مداخلـه بـا گـروهكنترل مقايسه شد و نتايج يافتهها در مراحل پيش آزمـون وپس آزمون و پيگيري با استفاده از تكني كهاي آمار توصـيفيو استنباطي ( آزمون t ) مورد ارزيابي و مقايسه قرار گرفت.
جامعه آماري که نمونـه مـورد مطالعـه از آن انتخـاب شـد
عبارتست از جامعـه دانـشجويان دختـر تـرم دوم و بـالاتر دردوره کارشناسي مراجعه کننده به مراکز مشاوره دانشگاه کـهنمره تست بک بالاتر از ۱۴دارند. جامعه آماري پژوهش دارايويژگي هاي خاصي مي باشند که به منظور بـالا بـردن دقـتپژوهش و کنتـرل متغيرهـاي مـزاح م بـه ويژگـي هـاي زيـرمحدود مي گردد.
درمان هاي تأييد شده براي افـسردگي اسـت. در دهـه هـاياخير پژوهش گران به نقش معنويت و مـذهب بـه عنـوان يـک
در نقـش معنويـت و مـذهب در روان درمـاني پرداختـه انـد. سردرگمي هاي مربـوط بـه ايـن امـر باشـد در ايـن تحقيـق
روش درماني پرداخته اند. پژوهش هاي انجام شده در فاصـلهسال هاي ۱۹۷۴ تا اوايل ۱۹۸۴ به گردآوري شـواهد تجربـيقرار دارند کـه در تـرم دوم تـا هـشت م دانـشگاه بـه تحـصيل مي پردازند و از دانشجويان ترم اول به علت اين كه تـازه وارددانـشگاه شـ ده انـ د و بـا دروس و امتحانـات و روش اسـاتيد آشنايي ندارند و احتمال اين كـه افـسردگي آنـان بـه خـاطر
از سال ۱۹۸۶ علاقه به معنويت و مذهب و مـشاوره چنـدينبرابر افزايش يافته است . ب ه طوري که افراد شرکت کننـده درمشاوره هاي مذهبي بين سال هاي ۱۹۹۳ تا اوايل ۱۹۹۵ درامريکا چندين برابر شده اند (۹). تحقيقات نشان مي دهد کهمداخله هاي معنوي و ديني ماننـد حـضور مکـرر در محافـلديني مانند کليسا و مسجد و … به بهزيستي و رضايت درونيبيش تر از زندگي و کاهش افسردگي مـرتبط بـوده انـد (۹).
علي هذا تعيين تأثير گروه درماني شـناختي معنـوي و عـدمارايه آن (گروه شـاهد) ايـن تحقيـق روي دانـشجويان دختـرمبتلابه افسردگي در دانشگاه شهيد بهشتي انجام گرفت. استفاده نمي شود.
در اين مطالعه همتاسازي افراد از طريق تـشابه در نمـراتافسردگي بک در پيش آزمون بوده است.
نحوه اجرای تحقيق:
ابتدا از افراد مراجعه كننده آزمون ب ك به عمل مي آيـد و از ميان آنان افرادي كه نمره آزمون ب ك آن ها از ۱۴ بـيش تـربود ۲۰ نفر با توجه به نمـره آزمـون بـ ك، افـراد در دو گـروههمتا جايگزين شدند. پس از آنو به طور تصادفي يک گروه،در گروه مداخله آزمايشي معنويـت درمـاني و يـ ك گـروه در گروه كنترل قرار گرفتند و براي گروه آزمايشي (يعني رويكرد معنويت) تعداد ده جلسه دو ساعته به شرح زير اجـرا گرديـدکه تكن يـ ك آن در كتــب مرجـع مربـوط بـه معنويـت ذکـرگرديده است (۱۰).
ساختار جلسات رويكرد معنويت:
براي گروه آزمودني طي ۱۰ جلسه (هفتهاي دو جلسه ي كساعته ونيم ه) انجام گرفت . رويكرد معنويت (شامل نگرش درمورد مبدا ء جهان، هدف زندگي، جهان پس از مرگ، نگـرشدر مورد ماهيت جهـان، زنـدگي و نگـرش در مـورد ماهيـتانسان و طرز تفکر و نگرش او ، ارايه مداخله هاي درماني و …) به شكل گروهي به شرح زير ارايه شـد؛ جلـسه اول: معارفـه،توضيح درباره اهداف و مقررات گروه و اثـر فعاليـت گـروه درحل مشکلات توسط درمانگر توضيح داده شـد، سـپس اعـضاخود را معرفي نموده ومقداري در باره مـسايل خـود صـحبتکردند. جلسه دوم : در اغاز جلسه نظر اعضا نسبت بـه جلـسهگذشــته بررســي شــد و در رابطــه بــا علايــ م افــسردگي و سبب شناسي آن در گـروه بحـث گرد يـد، آشـنايي افـراد بـا نيازهايشان و اين که اضافه بر نياز اجتماعي و جسماني همـهما نياز معنوي داري م و بايد به آن ه م توجه کني م صحبت شد.
جلسه سـوم: آشـنايي اعـضاي گـروه بـا مـشاوره بـا رويكـردمعنويت. جلسه چهارم : توضيح بيش تر در خـصوص رويكـرددرماني. جلسه پنج م : بررسي و تحليـل افكـار و نگـرش هـا و احــساسات و بحــث و تجزيــه و تحليــل در زمينــه مــسايل مطرح شده و در انته ا دادن تک ليف به اعـضا . جلـسه شـش م،هفت م، هشت م و نه م: تشريح چگونگي مقابله بـا افـسردگي درگروه با استفاده از رويكرد معنويت و ارتباط انسان با خداونـد ، با خودش و با ديگران و بحث و گفتگو در زمينه صبر و توکلدعا و تأثيرات آن در کاهش افسردگي و دادن تکليـف در هـرجلسه. جلسه دهـ م: جمـع بنـدي و نتيجـه گيـري و اجـراي پس آزمون.
ابزار به کار گرفته شده در ايـن پـژوهش عبـارت بودنـد از :
۱‐ پرسشنامه اطلاعات شخصي ۲‐ مقيـاس افـسردگي بـک
۳‐ معاينــه بــاليني توســط روان پ زشــ ك بــر مبنــاي معيــار
دکتر
تشخيصي DSM IV . در پرس شنامه اطلاع ات شخصي اطلاعاتي مربو ط به سن، تحصي لات، رشته و ترم افـراد مـوردپژوهش پرسيده شده بود.
در خصوص پرسشنامه افسردگي بک، قابل ذکر اين که اين پرسشنامه ي کي از مقياس هاي متداول خود سنجي افسردگياست و توسط آرون ب ك در سال ۱۹۶۷ تدوين شد و در سـال۱۹۷۴ مورد تجديد نظر قرار گرفت ايـن پرسـشنامه يكـي از پر كاربردترين ابزارهاي اندازه گيـري افـسردگي اسـت (۱۲).
بک اعتبار و پايايي مطالعـات را در مـورد حـ دود ۱۰۰۰ نفر بيمار افسرده گـزارش کـرده اسـت. همبـستگي بـيننمراتBDI و درجه بن دي باليني روان پزشکان در ايـنمطالعه ۶۵/۰ و ۹۱/۰ بوده است و در يک فرا تحليل، بـراي همساني دروني اين ابزار ضريب همبستگي ۷۳/۰ تا ۹۲/۰ بـاميانگين ۸۶/۰ گزارش شده است (۱۳). ضـريب همبـستگيبين افسردگي بک و مقياس درجـه بنـ دي افـسردگي هـاهيلتون در آزمودني هاي ايراني ۶۶/۰ گزارش ش ده اسـت و پايايي اين آزمون از طريق بازآزمايي با فاصله يـک مـاه ۷۸/۰=R و فاصله ي دو ماه ۷۴/۰=R گزارش ش ده اسـت
(۱۳). آزمون ب ك بارها در پـايـان ن ـامه هاي كارشناسـيارش د و دكتري در دانشگاه ها مـورد اسـتفاده قرارگرفتـهاست و در تمامي موارد از روايي و پايايي بالايي برخوردار بوده است . چنان ک ه در يـک بررسـي هنجاريـابي پايـايي اين آزمـون را روش آزمـون ‐ بـاز آزمـون چهــار ماهـه
۴۹/۰ گزارش گردي د.
داده هــاي فــرم اطلاعــاتي ۱ و ۲ ( پــيش آزمــون و پس آزمون ) طبقه بن دي، استخراج و تغييرات نمره بـ كدر داخل هر گروه با آزمون ويلكاكسون و بين دو گروه ازآزمون من ويتني مورد قضاوت آماري قرار گرفت.
يافته ها
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

از ۲۰ نفر مورد بررسي تعداد ۴ نفر به علت تداخل كـلاسدانشـگاهي با جـلسات آمـوزش از مطالعـه حـذف گرديدنـد. در نتيجه تحقيق روي ۱۶ نفر (دو گروه ۸ نفر ه) انجام گرفت .
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

افراد دو گروه همگـي دختـر و ميـانگين سـني گـروه شـاهد۳/۲۱ســال و گــروه تجربــي ۸/۱۹ســال و همــه نمونــه هــا
دانشجويان كار شناسي دانشگاه شهيد بهشتي در رشـته هـايعلوم انساني و علوم پايه بوده كـه توزيـع آن هـا در دو گـروهمشابه بود . در هر گروه ي ك نفر متأهل و بقيـه مجـرد بودنـد.
به اين ترتيب افراد در دو گروه مشابه بودند. رتبـه افـسردگيافراد مورد بررسي بر حسب قبل و بعـد از مداخلـه درمـاني ونيز به تفكي ك گروه هاي درماني در جدول ۱ ارايه گرديد كـهنشان مي دهد؛
اولاﹰ: رتبه افسردگي افراد دو گروه قبل از درمان مشابه بودهو اختلاف آن ها به لحاظ آماري معني دار نبود (۹/۰ P<).
ثانياﹰ: ميزان و تغييرات افسردگي در گروه شـاهد بـه لحـاظآماري معنا دار نبود.
ثالثـاﹰ: ميـزان افـسردگي در گـروه مـورد از ۲/۸ ± ۶/۲۳ بـه

جدول ۱ ‐ ميزان اف سردگي دان شجويان دختر قب ل و ب عد از درمان شناختي م عنوي و به تفكيك گروه هاي درماني
نتيجه آزمون داخ ل گروه بع د از درمان قب ل از درمان مراحل درمان
نمرات افسردگي معنويت درماني
ميزان ضري ب تغييرات ميزان ضري ب تغييرات P< ۰/۹ ۲۸/۹ ٢٣/٥ ± ٦/٨ ٣٧/٢ ٢٥/٩ ± ٩/٨ گروه گواه
P< ۰/۰۰۱ ۹۲/۷ ۸/۳ ± ۵/۱ ٣٤/٨ ٢٣/٩ ± ٨/٣ گروه تجربي
(۷۵/۶) ۱۸ (۸/۹) ۲/۳ ميزان تفاوت (درص د)
P< ۰/۰۰۱ P< ۰/۹ نتيجه آزمون

مي تواند خلأ هاي روحي انسان را پـر کنـد و باعـث کـاهشافسردگي شود. پراپست و همكاران در زمينه کار گروهي کـهبا مراجعان افسرده از طريق مقايسه گـروه کنتـرل و مـشاوره بح ث
اين تحقي ـق نشان داد كه درم ـان شناختي معنوي موجـبكاهش افسردگي در دانشجويان دختر مبتلا به ايـن بيمـاري
گرديـد . ايـن يافتـه بـا يافتـه هـاي پژوهش هـاي ديگـر كـه معنوي انجام داد نتايجي ب ه دست آورد کـه برابـر يـا بهتـر ازدر زمينــه معنويــت درمــاني كــه بــراي كــاهش افــسردگي نتايجي بود که توسط درمان شناختي‐ رفتاري به دست آمده
۳۸۶ شناختي
۱/۵ ± ۵/۵ و به عبارت ديگر حـدود ۱/۱۸ واحـد و يـا ۷/۷۶ درصد كاهش يافت و آزمون نشان داد اين كاهش بـه لحـاظآماري معنا دار است (۰۰۱/۰ P< ).
رابعﹰا: مي زان اف سردگي پ س از درم ان در گ روه ش اهد
۸/۶ ± ۵/۲۳و در گــروه درمــاني شــناختي معنــوي برابــر
۱/۵ ±۳/۵ بود كه از گروه شاهد به ميـزان ۲/۱۸ واحـد و يـا
۴/۷۷ درصد ك م تر بود و نتايج آزمون نشان داد كه اين تأثير مثبت درمان شناختي معنوي به لحاظ آماري معني دار بود.
خامساﹰ: ضريب تغييـرات ميـزان افـسردگي پـس از درمـانشـناختي معنـوي در گـروه شـاهد ۹/۲۸ و در گـروه تجربـي۷/۹۲ بود . به تعبير ديگر، درمان شـناختي معنـوي در افـرادمتفاوت عمل كرد.
يافته هاي فوق الذکر در تأ ييــد فرضـيه پژوهــش اسـت.
بدين معني که آزمودني هايي که در گـروه معنويـت درمـانيبودند نس ـبت به گروه کنترل بهبودي بـيش تـري در ميـزانافسردگي خود داشتند، ب ه حـدي کـه ايـن تفـاوت از لحـاظآماري واضحاﹰ معنا دار است.
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

انجام شده است همـسو مـي باشـد (۱۶‐۱۴). ايـن افـراد درتحقيقات خود به اين نتيجه رسيده اند که معنويـت درمـانيبــود (۱۷). بررســي هــا نــشان داده اســت كــه اثــر درمــاني شناخت درماني با داروهاي ضد افسردگي برابر و يا برتر از آن مي باشـد (۱۸و۱۹). بلـک بـرن و ديويدسـون معتقدنـد کـهشناخت درماني شيوه اي است که در آن مراجع موقعيت ها و فشارهاي رواني را مورد ارزيابي قرار مي دهد و ديدگاه هايشرا نسبت به خود، جهان و آينده و آن اعتقادات و نگرش هاييکه ظاهر اﹰ سبب افزايش آسيب پذيري وي در برابر اخـتلالاتهيجاني م ي ش وند، تغيير مي دهد (۲۰) و طبق گفتـه هـدلي (۲۱) استفاده از درمان معنوي در دهـه هـاي اخيـر در دنيـارايج و مؤثر واقع شده است و اخيراﹰ مقالات و کتـب بـسياريدرباره کار آمدي ادغام معنويت با درمان پزشـکي و مـشاوره وروان درماني به رشته تحرير در آمده است (۲۲)
رويکرد درماني معنويـت بـه وجـود پـر رمـز و راز خداونـد و يکي از محدوديت هاي اين پژوهش اين بود که بـ ه خـاطر
مه م ترين فرضيه اين رويکرد که عبارت از ايـن کـه “خـدايياين که پژوهش بهصورت گروهي بود جمع کردن دانشجويان
هست” و ايـن کـه”موجـودات انـساني مخلـوق او هـستند” و در يک زمان مشخص و در يک محل مشخص مشکل بود. لذافرآيند هاي معنوي نامرئي وجود دارند که ارتباط بين خـدا و مجبور شدي م تنها از دانشجويان مستقر در خوابگـاه و از يـکبشر از ان طريق حفظ مي كنند و در ايران اين تعداد به بيشدانشگاه استفاده کني م و ب ه همين دليل فرصت مطالعه تعـداداز ۹۰% است بنابر اين از نظر خيلـي هـا نيـاز بـه اسـتفاده اززياد دانشجويان حاصل نبود.
رويکــرد معنــوي بــراي روان درمــاني متــ داول بــيش از با توجه به گرايش هاي اخير روان شناسـان و درمـانگران و
بنابراين ب اورهاي معنوي و مذهبي را ديگر نمي توان صـرفاﹰ به عنوان رنجوري ها يا باورهاي غيرمنطقي که بايـد معالجـهشود نگريست . بر عکس، اينک بسياري از درمـانگران باورهـا ورفتارهاي معنوي را به عنوان منـابع احتمـالاﹰ قدرتمنـد بـرايبهب ود و تغيي ر رفت اري م ي نگرن د (۲۲و۲۳). در ش ناخت درماني سنت ي فقط با هيجانات و باورهـا و تفکـرات منفـي اوبدون در نظرگرفتن نيازهاي معنوي فرد کار مي شود ولي در
دکتر
توسط درمان شناختي‐ رفتاري به دسـت آمـده بـود. آن هـا معتقد بودند که اگر نتايج اين تحقيق بـار ديگـر تأييـد شـودتلويحـات مهمـي بـراي سـلامتي جامعـه خواهـ د بـود (۲۶).
ورثينگتون در کار ۱۰ ساله خود روي مذهب و نتيجه درمانيآن ت أکيد بر اين دارد که پژوهش هاي بيش تـري لازم اسـتکــه روي ســلامت روانــي بيمــاران متمرکــز شــود . تأســيس بيمارستان هايي با گرايش مذهبي با اين سؤال که”آيا برنامهبراي بيماران بستري با گرايش و محـو ر معنويـت مـي توانـدموثر و مفيد باشد؟” در اين راستا مؤثر است. تحقيقات تاکنون نشان داده است که پاسخ سؤال ورثينگتون مثبت است؛ يعني اين نحوه درمـان (بـا گـرايش معنـوي) هـ م احـساس خـوبمعنوي را افزايش مي دهد و ه م سـطح افـسردگي را کـاهشمي دهد (۲۷).
نتايج تحقيق برگين(۲۲) نشان دادکه معنويت تأثير مثبت
بـر سـلامت روان افـراد دارد و معنويـت درمـاني ۳۰ تـا۴۰% در کاهش افسـردگي و افزايـش سلامت روانـي وعـزت نفـسمؤثر است.
رويکرد هاي ديگر مي باشد (۲۴و۲۵). تحقيقـات هـ م چنـيننشان مي دهند که تلاش هاي مذهبي و معنوي ماننـد يوگـا، مراقبه، دعا ، نماز و حضور در مراس م مذهبي شانس ايـن نـوعروشرا در مورد مراجعاني کـه گـرايش مـذهبي داشـته انـدموفقيت آميز بـوده اسـت (۱۰). در تحقيقـي کـه پراپـست و همکاران (۱۷) در زمينه کـارگروهي بـا مراجعـان افـسرده ازطريق مقايسه گروه کنترل و گروه مشاوره معنوي بـه عمـلآورد، نتايج به دست آمده برابر يـا بهتـر از نتـايجي بـود کـهدرمانگران اختلالات عصبي به استفاده از آزمون هاي معنـوي و قدسي در شناخت درماني بيماران به ويژه بيماران افسرده و نتيجه اين پژوهش كه درمان شناختي معنـوي در افـسردگي
بــه عنــوان شــيوه م ؤثر در ش ناخت درمــاني توجــه لازم مبذول شود. تشکر و ق درداني
براي بررسي هاي جامع تر در مورد اثر بخشي گروه درمـاني با سپاس از آزمودني هاي پژوهش که با بردباري در زمينـهمعن وي پيــشنهاد مــي شــود ک ه پــژوهش هــاي آينــده در اجــراي پــژوهش همکــاري کردنــد و بــا تــشکر از دانــشکده
۳۸۸ شناختي
دختران دانشجو مؤثر بوده است، ب ه نظر مـي رسـد كـه بايـدروان پزشكان ، روان شناسان و مشاوران را به اين نكتـه مهـ متوجه داد كه در درمان بيماران خود از اين زمينه فرهنگـي واعتقادي كه جزو نيازهاي اساسـي انـسان (يعنـي معنويـت وتوجـه به امور معـنوي) است استفاده نموده تا در درمـان اين بيماري شايع خدمت بـيش تـري بـه مراجعـان خـود ارايـهنمايند. ه م چنين توصيه مـي شـود در واحـد هـاي درسـيحوزه هاي كارشناسي و مشاوره و در آمـوزش روان درمـانيبراي دستياران روان پزشكي بـه آمـوزش معنويـت درمـاني گروهي را با متغييرهاي ميزان تحـصيلات، وضـعيت ، ت أهـل وشغل يا شدت افسردگي بررسي کرد. به عـلاوه در تحقيقـاتبعدي مـي تـوان تـأثير مـشاوره گروهـي معنـوي را بـر رويافسردگي دو قطبي بررسي کرد.
گروه هاي مختلف و سطوح تحصيلي مختلف انجـام گيـرد و مراکـزي بـراي بـراي انجـام ايـن دوره هـا در دانـشگاه هـا و مدارس، کارخانه ها شروع به کار کننـد تا بتـوان اثر مشـاوره روان شناســي کــه ســالن مــولتي مــديا را بــراي اجــراي آموزش هـاي شـناخت درمـاني معنـوي گروهـي در اختيـار پژوهشگران اين طرح قرار داد.
REFERENCES

1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

.1 Cho MJ, Nam JJ, Suh Gh. Prevalence of symptoms of depression in a nation-wide sample of Korean adults. Psychiatry Res 1998; 81: 341-52.
.2 American Psychological Association. Diagnostic and statistical manual of mental disorders. 4th ed. Washington DC. 1994.
.3 Sadock BJ, Sadock VA. Synopsis of Psychiatry, 10th ed. Lippincott Williams & wilkins. 2007.
۴. پورشريفي و همکاران, مشاوره دانشجويي مستند سازي فعاليت هاي دفتر مرکزي مشاوره, جهاد دانشگاهي شهيد بهشتي, ۱۳۸۴.
.5 Kaplan HL, Sadock BJ, Greebb JA. Synopsis of psychiatry, Behavioral Sciences& clinical psychiatry. 7th ed. Middle East Edition. 1995.
.6 Halonen FS, Santrock GW. Psychology Context and Aplication. 3rd ed. New York: Mcgraw Hill Inc. 1999.
.7 Sinha SC. Depression: Behaviour Therapy Approach. 1st ed. Reference Press. 2004.
۸. اميني فريبا، فرهادي علي. بررسي ميزان شيوع اضطراب و افسردگي و تأثير آن ها بر عملکرد تحصيلي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي لرستان. ويژه نامه همايش دانشجو و بهداشت رواني، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکي. ۱۳۸۰.
.9 Worthington EL, JR Kurusu TA, McCullough ME, Sandage SJ. Empirical research on religion and research on religion and Psychotherapeutic processes and outcome: A 10-year review and research prospectus. Psychological Bulletin 1996; 119: 448-87.
.01 Richards PS, Bergin AE. A spiritual strategy for counseling and psychotherapy. 2nd ed. Washington DC: American Psychological Association 1997.
.11 Beck AT. Cognitive therapy and emotional disorder. New York: International Universities Press 1976.
دکتر
۱۲. ترقي جاه صديقه. مقايسه تأثير مشاوره گروهي با رويکرد شناختي‐ رفتاري و رويكرد معنوي بر افسردگي گروهي از دانشجويان دختر دانشگاهاي تهران، پايان نامه دكتري، تربيت معل م، ۱۳۸۵.
۱۳. حنا سابزاده مري م. بررسي کارآيي درمان شناختي‐ رفتاري روي نگرش ناسال م و علاي م افسردگي در توجه جوانان مبتلا به اختلالات افسردگي، پايان نامه کار شناسي ارشد روانشناسي باليني، انستيتو روان پزشکي تهران. ۱۳۷۸.
.41 Koenig HG, McCullough ME, Larson DB. Handbook of religion and health. New York: Oxford University Press. 2001.
.51 Richards PS, Bergin AE. Hand Book of Psychotherapy and Religious Diversity. Washington DC: American Psychological Association. 2000.
.61 Richards PS, Bergin AE. A spiritual strategy for counseling and psychotherapy. 3rd ed. Washington DC: American Psychological Association. 1999.
.71 Propst LR, Ostrom R, Watkins P, Dean T, Mashburn D. Comparative efficacy of religious and non-religious cognitive behavioral therapy for the treatment of clinical depression in religious individuals. J Consult Clin Psychol 1992; 60: 98-103.
.81 Beck AT. Depression: clinical experimental and theoretical aspects. New York: Harper & Row. 1979.
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:12 +0330 on Wednesday January 10th 2018

.91 Scott J, Williams JM, Beck AT. Cognitive therapy in clinical practice. New York: Routledge. 1991.
.02 Blackburn IM, Davidson KM. Cognitive therapy for depression and anxiety. Oxford: Oxford University Press. 1989. PP: 370-405.
.12 Worthingto EL, Jr Kurusu TA, McCullough ME, Sanders SJ. Empirical research on religion and psychotherapeutic process and outcomes: A 10-year review and prospectus. Psychol Bull 1996; 119: 448-487
.22 Peach HG. Religion, spirituality and health: how should Australia’s medical professionals’ response? Med J Aust 2003; 178: 86-8.
.32 Benson H. Timeless healing: the power and biology of belief. New York: Scribner. 1996.
.42 Bergin AE. Values and religious issues in psychotherapy and mental health. Am Psychol 1991; 46: 394-403.
.52 Shafranske EP. Religion and the clinical practice of psychology. Washington DC: American Psychological Association. 1996.
.62 Payne IR, Bergin AE, Loftus PE. A review of attempts to integrate spiritual and standard psychotherapy techniques. J Psychother Integration 1992; 2: 171-92.
.72 Hawkins RS, Tan SY, Turk AA. Secular versus christian inpatient cognitive behavioral therapy programs: Impact on depression and spiritual well being. J Psychol Theol 1999; 27; 309-31.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید