پژوهن ده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي شهي د بهشتي) تاريخ دريافت مقاله ۲۳/۲/۸۶ سال سيزده م, شماره ۱ , پي در پي ۶۱ ، صفحات ۹ تا ۱۵ تاريخ پذيرش مقاله ٢٢/٦/٨٦ فروردين و ارديبهش ت ۱۳۸۷

بررسي تأثير دوز بالاي 99mTc-MIBI بر آسي ب کروموزمي بيماران تح ت اسکن خون رساني قل ب
دکتر مهدي مقربي۱ ٭، دکتر عارف هومن۲، دکتر نري مان مصفا۳، دکتر فرج تاب عي۴، مهند س ناصر ولائي۵،
۷۶
دکتر بابک شفيعي ، دکتر عي سي ن شاندار اصلي

چکي ده
سابقه و ه دف: با توجه به موارد متـعدد اسکن قلب با 99mTc –MIBI
، رونـد رو به افزايش آن ها و وجـود نگراني از تأثيـرات
احتمالي سيتوژنيـک دوز بالاي 99mTc
که در اين اسکن مورد استفاده قرار مي گيرد و به منظور تعيين تأثيـر دوزکلي ۴۰
ميلي کوري تجويز شده از راديو داروي فـوق بر ايجـاد آسيـب کرومـوزمي و سلـولي، اين مطالعه بر روي بيماران مراجعه کننده به بخش پزشکي هسته اي بيمارستان طالقاني انجام شد.
مواد و روش ها: تحقيق با طراحي کارآزمايي باليني از نوع مقايسه قبل و بعـد روي تعـداد ۲۵ بيمار که به شکل مستمر با انديکاسيون اسکن مراجعه کرده و موافقت کتبي و آگاهانه خود را اعلام کردند انجام شد. در اين مطالعه نمونه خون بيماران، قبل و ۴۸ ساعت پس از تجويز دوز کلي ۴۰ ميلي کوري از راديو داروي 99mTc -MIBI از لحاظ بروز آسيب کروموزمي بررسي شد.
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

تعداد سلول هاي دو هسته اي محتوي مايکرونوکلئوس به روش Micronucleus assay و هم چنـين تعـداد سلـول هاي آپوپتوتيک به طريقه مشاهده ميکروسکوپي، به عنوان شاخص هاي آسـيب کروموزمي اندازه گيـري شدند. سپس تغييرات آن ها با آماره Paired t- test مورد قضاوت آماري قرار گرفت.
يافته ها: تحقيق روي ۲۵ نفر، ۵۲ درصد مرد و ۴۸ درصد زن، در سنين ٨ ± ٦/٤۵ سال انجام گرفت. تعداد لنفوسيت هاي در حال تقسيم محتوي مايکرونوکلئوس به ازاي صد سلول در حال تقسيم، از ٨/٣ ± ٩/۱۰ به ۲/۴ ± ٣/١١ وتعداد لنفوسيت هاي آپوپتوتيک به ازاي صد لنفوسيت، از ٨/٧ ± ٤/١٦ به ۹/٧ ± ٦/١٦تغيير پيدا کرد.
نتيجه گيري: به نظر مي رسد دوز بالاي 99mTc تجويز شده در اسکن قلب با 99mTc -MIBI ،نمي تواند باعث نگرانی باشد.
تحقيقات بيش تر و با روش های اختصاصی تر توصيه می گردد.
واژگان کلي دي: لنفوسيت ، مايکرونوکلئوس ،آپوپتوز ، آسيب سيتوژنتيک ، رادياسيون ، 99mTc –MIBI، تکنسيوم

مق دمه
يکي از نگراني ها درمورد بيماراني که تحت اسکن با مواد راديواکتيو قرار مي گيرند، ايجاد آثار مخرب سيتوژنيک بر سلول ها به عنوان يکي از خطرات بالقوه رادياسيون است که مي تواند به صورت مستقيـ م (شکستـن تک زنجيره اي يا دو
زنجيـره اي DNA) و يا غيـر مستقيـم (تشکيل راديکال هاي آزاد و آسيـب به پروتئـين هـاي DNA) به DNA آسيـب

۱ ٭ . نويسنده مسؤول : دستيار پزشکي هسته اي، بيمارستان آيت ا … طالقـاني، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي . آدرس براي مکاتبه: تهران، اوين، خيابان تابناك، بيمارستان آيت ا … طالقـاني ، بخش پزشکي هسته ای
۲ . دستيار پزشکي هسته اي، بيمارستان آيت ا … طالقـاني، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
. استاد، گروه ايمونولوژی، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
. استاديار، گروه فيزيک پزشکي، دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي
. عضو هيأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی
. استاديار، گروه پزشکي هسته اي، دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي
. استاد، گروه پزشکي هسته اي، دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي
پژوهندهخون
وارد کند و طيفي از تغييرات سيتوژنتيکي از جهش ژني تـا سـؤال اين است که آيـا واقـعاﹰ تجـويز اين راديوداروي ناهنجاري در ساختار و حتي تعداد کروموزم ايجاد کند. پرمصرف در دوز بالايي که جهت اسکن قلب تجويز مي شود،ه م چنين آسيب ناشي از اشعه مي تواند طيفي از تغييرات از باعث آسيب کروموزمي در بدن مي شود يا خير؟ مطالعاتيجمله، ترانسفـورماسيون، مرگ سلول و مهـ م تر از همـه، که تاکنون بر روي رابطه بيـن تجويز 99m Tcو بروز
غير قابل مهار شدن رشد (تومورال شدن) در سلول ايجاد کند ناهنجاري هاي كرومـوزومي انجام شده است اين مطلب را
(۱و۲). به صورت يک موضوع مورد مناقشه نشان داده است. تاکنون بيش ترين کاربردها در بين اسکن هايي که با 99mTc در ايران مطالعه اي در مورد بروز آثار پرتوگيري ناشي از انجـام مي شـود مربـوط بـه کارديـولوژي هسـته اي است، تجويز راديوداروهاي مورد استفاده در پزشکي هسته اي بـر
به طوري که بيش از ٤٧ در صد از اسکن هاي سالانه پزشکي هسته اي انجام شده در کشور ما را تشکيل مي دهد (۳و۴).
کشورمان با اين راديو دارو انجام مي شوند (۳و۴). اين طالقاني جهت اسکن قلب در سال ۸۵ انجام شد.
راديو دارو به صورت غير فعال از غشاي سلول گذشته
و جذب ميتوکندري مي گـردد. ه م چنين مطالعات مواد و روش ها
99mTc –MIBI راديو دارويي است که به طور گسترده در پزشکي هستـه اي و مخصوصاﹰ کارديولوژي هسته اي کاربرد دارد و بيـش از ۹۹ درصد اسـکن هاي قلب در روي بيـماران مراجعه کننده انجام نشده است، حال آن که بعضي از مطالعات مؤيد حساسيت متفاوت نژادهاي مختلف به آثار زيانبار اشعه است (۱۲). با توجه به موارد فوق به منـظور بررسي آثار سيتوژنيک تجويز راديوداروي فوق، اين مطالعه بر روي بيماران مراجعه کننده به بيـمارستان
ايجاد آثار ساختاري بر روي DNA را مطرح مي کند (۵و۶). خود را اعلام داشتند انجام گرفت. با توجه به اين که متغيرهاي
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

ميکرواتوراديوگرافي نشان مي دهد که اين ماده در نواحي اطراف هسته تجمع مي يابد که اين مجاورت با هسته و از سوي ديگر تابش الکترون اوژه ک م انرژي با برد ک م، احتمال اين مطالعه با طراحي کارآزمايي باليني از نوع مقايسه قبل و بعد، بر روي تعداد ۲۵ بيمار که به طور مستمر (Sequential) مراجعه نموده و موافقت کتبي و آگاهانه
سنجش مايکرونوکلئوس روشي حساس جهت ارزيابي آسيب کروموزمي ناشي از رادياسيون مي باشد. مايکرونوکلئوس در طـي تقسي م سلول بر اثر جدا شدن قسمتي از کروموزم
(به علت شکستگي دورشته اي DNA) يا تمام کروموزم (بر
سپس شـکل گيـري غشـايي حـول آن شـکل مي گيـرد و • روش انجام کار
اثر نقص در پروتئين اتصال دهنده به رشته هاي دوک) و
ما کمي و توزيع نرمال داشته و بهترين مشابه سازي (قبل و بعد هر فرد) صورت گرفته بود و تعداد نمونه در مطالعات مشابه ديگر حداکثر ۲۲ بود (۱۳)، در اين مطالعه تعداد نمونه ۲۵ برآورد گرديد. در ابتدا خصوصيات دموگرافيک بيماران
(سن و جنس) ثبت گرديد.
به صورت يک جس م مدور سيتوپلاسمي مشاهده مي شود.
وجود اين جسمک در سيتوپلاس م سلول مي تواند علامتي از بروز شکستـگي دو رشتـه اي و نشان گري غيـر مستقي م از احتمال رخ دادن ه م زمان انواع ناهنجاري هاي ساختاري کروموزومي باشد، چنان که مطالعات متعدد اين همراهي را نشان داده اند (۱۱‐۷).
الف‐ تهيه نمونه ها: ۵ سي سي از خون بيماران مراجعه کننده جهت اسکن پرفيوژن قلب، قبل از اسکن و نيز ٤٨ ساعت بعد از تـزريق وريـدي دوز کلي ۴۰ ميلي کوري از راديو داروي 99mTc -MIBI ، گرفته شده و در ويال هاي داراي هپارين
(۰٥ واحد به ازاي هر ميلي ليتر خون) سريعاﹰ به آزمايشگاه کشـت سـلول منتقل گرديد. نمونـه هاي خون بيماران بدون ذکر نام ايشان، به وسيله شخصي به غير از فرد مسؤول بررسي آزمايشگاهي نمونه ها شماره گذاري شد (blind).
ب‐ جدا سازي و تخليص تک هسته اي هاي خون محيطي: انجام اين مرحله به کمک گراديان غلظتي فايکول هپاک (با وزن مخصوص ۱۰۴۷‐۱۰۴۴ محصول شرکتBiosera ) صورت گرفت. بدين صورت که ابتدا خون بيمار با ه م حج م خود از محلول هنکس يا RPMI رقيق و سپس به آرامي به کمک پيپت پاستور بر روي فايکول که قبلاﹰ در لوله هاي مخصوص سانتريفوژ کشت سلول ريخته شده بود، منتقل گشت. بعد از انجام عمل فوق لوله هاي تحت بررسي با حفظ تعادل دو طرفه، به مدت ۲۰ دقيقه در سانتريفوژ با شتاب g۴۰۰ قرار گرفتند، دماي دستگاه نيز بر روي ۴ درجه سانتي گراد تنظي م شد.
ج‐ انجام تست ترانسفورماسيون لنفوبلاستيک: پس از انجام عمل سانتريفوژ، منطقه مربوط به تجمع تک هسته اي ها که بين لايه فايکول و پلاسماي نمونه مي باشد، با عمل ساکشن توسط پيپت پاستور استريل جهت کشت سلول برداشت و به يک لوله مخصوص شستشو منتقل گرديد. با عمل شستشو در ۱۵ ميلي ليتر از محلول متعادل نمکي از نوع Hanks
(محصول شرکت بهار افشان) و سانتريفوژ با شتاب g ۰١٥ به مدت ٥ دقيقه، سلولها آماده کشت شدند. قبل از کشت سلولاريتي، نمونه به کمک لام نئو بازشمارش شده و با رنگ آميزي تريپان بلو (از شرکت Sigma) مورد ارزيابي از حيث Viability قرارگرفتند. توضيح آن که اين ماده وارد سلول هايي مي گردد که دچار آسيب غشايي شده باشند و در نتيجه سيتوپلاسم سلول هاي نکروزه را رنگي و مشخص مي کند. در اين مرحله محلول فيتوهماگلوتنين(محصول شرکت Gibco) به ميزان ۵ ميکروگرم بر ميلي ليتر به عنوان محرک تقسي م لنفوسيت ها به سلول ها اضافه شد و مجموعه براي٧٢ ساعت در دماي ۳۷ درجه و دي اکسيد کربن ۵% در محيط کامل کشت سلول محصول شرکت Gibco(محتويRPMI ، سرم جنيـن گـاوي ۱۰% و آنتي بيوتيـک هاي پنـي سيـلين و استرپتومايسين) مورد انکوباسيون قرار گرفت. پس از ۴۴
/
ساعت از شروع کشت، ماده سيتوکالاسين (محصول شرکت Sigma) به ميزان ۳ ميکروگرم بر ميلي ليتر به محيط اضافه شد.
د‐ مطالعه وضعيت سلولهاي کشت شده از حيث وقوع مايکرونوکلئوس و ساير اندکس هاي سلولي: پس از خاتمه انکوباسيون، لوله هاي کشت سلول خارج و به مدت ۲ دقيقه سانتريفوژ شدند. با خارج ساختن ته نشين سلولي بر روي يک لام، ابتدا وضعيت سلول ها از نظر تکثير بررسي گرديده و با برداشت حج م مختصري از آن ها مجدداﹰ آزمونViability به کمک تريپان بلو انجام و نتايج آن ثبت گرديد. با باقي مانده
ته نشين سلولي يک گسترش نيمه ضخيم از سلول ها
تهيه گرديد که با متانول فيکس و با روش گيمسا رنگ آميزي شد.
هـ ‐ مشاهده ميکروسکوپي نمونه ها: به کمک ميکروسکوپ نوري، نمونه ها مورد بررسي سيتولوژيک قرار گرفتند (اين عمل به صورت تصادفي در چند فيلد ميکروسکوپي تکرار و ميانگين اخذ شد). تعداد سلول هاي دو هسته اي در ۰۰١ سلول و هـ م چنيـن تعداد سلول هاي دو هستـه اي حـاوي مايکرونوکلئوس شمارش شد. همين کار در مورد سلول هاي آپوپتوتيک نيز تکرار شد.
و‐ معيار شناسايي سـلول هاي آپـوپتـوتيـک: سـلول هاي آپوپتوتيک بر اسـاس چهار علامـت ذيـل شناسايي گرديدند:
الف) چروکيده شدن سلول در حج م پلاسمايي و غشا ب) فشردگي و قطعه قطعه شدن هستـه سلول (تکـه هاي هسته هر کدام در گوشه اي از سيتوپلاسم مشاهده گردند) ج) تبديل غشاي پلاسمايي و محتويات آن به جوانه ها و وزيکول هاي متعدد که در حال جدا شدن از جس م اصلي سلول هستند.
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

د) عدم خروج و رهايي مواد داخل سلول به فضاي خارج سلول. سلول هاي نکروزه نيز همان طور که تبيين شد به وسيله رنگ آميزي تريپان بلو شناسايي و بر اساس آن قابليت حيات نمونه ها قبل و بعد از اشعه ديدن به صورت درصد بيان شد.
خون پژوهنده
ارزيابي تأثير دوز بالاي99mTc -MIBI بر آسيبکروموزمي بيماران تحت اسکن (جدول۲)، نشان دهنده افزايشميانگيـن تعـداد لنفوسيت هاي در حال تقسيـ م محتـويمايکرونوکلئوس از ۹/۱۰ به ۳/۱۱ و درصـد سلـول هاي آپوپتوتيک از ۴/۱۶ به ۶/۱۶ مي باشد. در ۴ نفر (۱۶%) از بيماران تعداد مايکرونوکلئوس در نمونه خون دوم به طور چش م گيري افزايش يافته بود، در ١٨ نفر (۷۲%) تغيير قابل ملاحظه اي نکرده و در٣ نفر (۱۲%)کاهش يافته بود . آزمون paired t-test نشان داد که اين تغـييـر در ميزان آسيب سلولي‐کروموزمي بيـماران اختلاف معني داري نداشته است
.(P < ۰/۰۵) اطمينان از روايي وپايايي مطالعه
براي تخمين روايي و پايايي و بررسي اين که آيا set up کارمان براي اندازه گيري شاخص هاي آسيب سلولي مناسب است، درصد سلول هاي نکروزه و تعداد لنفوسيت ها در نمونه
خون اوليه (قبل از تجويز راديو دارو) و ثانويه (بعد از تجويز راديو دارو) تعيين شد که نتايج حاکي از روايي مناسب تحقيق بود. ميزان همبستگي مقادير فوق، قبل و بعد تجويز راديودارو برابر ۸۵/۰ بود.
بررسي آماري
يافته هاي به دست آمده در اين مطالعه با استفاده از نرم افزار 15 SPSS بررسي شد که مقايسه نتايج بررسي نمونه هاي
خوني بيماران قبل و بعد از تماس با اشعه ناشي از
۴۸ساع ت بع د از
تجويز راديو دارو قب ل از تجويز
راديو دارو شاخص هاي آسي ب سلولي
مرحله

١١/٣ ± ۴/۲
۱۰/ ٩ ±٣/۸ تع داد لنفوسي ت هاي دوهسته اي
محتوي مايکرونوکلئي به ازاء ص د لنفوسيت دوهسته اي

١٦/٦±٧/۹
١٦/٤ ±٧/۸ تع دادسلول آپوپتوتيک به ازاء ص د لنفوسي ت
جدول ۲ ‐ تاثير دوز بالاي 99mTc -MIBI بر آسي ب کروموزمي ،سلولي تجـويز راديـو دارو بـه وسيـله آزمـون paired t-test و تأثيـر متغيـر جنسيت و سن بر اين يافته ها با کمک آزمون independent samples t-test انجام گرفت. در تمام موارد فوق۰۵/۰ P- value <ازلحاظ آماري معني دار تلقي شد.
يافته ها
تحقيق روي ۲۵ بيمار واجد شرايط (۱۳ نفر (۵۲ %) مرد و
ضمناﹰ تعداد لنفوسيت هاي حاوي مايکرونوکلئوس در نمونه خون اوليه در بيماران گروه سني ۵۰‐۴۰ سال برابر١/٤±٩/٩ و در گروه سني ۶۰‐۵۰ سال ۲/٣ ± ٢/١١ بود که اختلافي نداشتند. اين ميزان در زنان ۹/۳± ۱۳ و ۴۶% بيش از مردان (۱/۴ ± ۹/۸) بود که تفاوت مشاهده شده معني دار نبود
.( P >۰/۰۵) ۱۲ نفر (۴۸%) زن) با ميانگين سني ا۸/۸ ۶/۵۴ سال انجام گرفت. درصد نکروز و تعداد لنفوسيت ها در مراحل قبل و بعد از تجويز راديو اکتيو (جدول يک)، نشان مي دهد که مقادير آن ها اختلاف آماري نداشته و به تعبير ديگر نشان گر سلامت کاليبره بودن تحقيق است.
جدول ۱ ‐ميزان سلولهاي نکروزه و ت عداد لنفوسي ت هاي نمونه خون،به تفکيک قب ل و ب عد از تجويز راديو دارو
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

±
۴۸ساع ت بع د از تجويز راديو دارو قب ل از تجويز راديو دارو شاخص هاي آسي ب سلولي
مرحله
۴۵/٧ ± ۲/١ ٤٦/ ٤ ± ۲/٢ تع داد لنفوسيتها
(هزارسلول بر ميکرو ليتر)
%١٢/٢ ± ۰/۰۹ %١٦/٨ ± ۱/۰ درص د لنفوسي ت هاي نکروزه
بح ث
تحقيق ما نشان داد که دوز بالاي 99mTc –MIBI که
در اسکن قلب استفاده مي شود تأثيـر قابل ملاحظه اي بر شاخص هاي آسيب سيتوژنيک (ايجاد مايکرونوکلئوس و آپوپتوزيس) ندارد.
در ايـن مطالعـه تعـداد لنفوسيت هـاي خـون محيـطي و
ه م چنين لنفوسيتهاي آپوپتوتيک قبل و همچنين ٤٨ ساعت پس از تماس با رادياسيون ناشي از تزريق ۰٤ ميلي کوري 99mTc –MIBI (جهت انجام اسکن قلب) مقايسه شدند.
ه م چنين رابطه سن و جنسيت با تعداد لنفوسيت هاي خون محيطي در نمونه خون اوليه و تغييرات آن ها پس از تماس با اشعه جذب شده بر اثر انجام اسکن قلب با راديو داروي ذکر شده بررسي شد.
جهت اطمينان از يکسان بودن و مناسب بودن شرايط خون گيري، انتقال و کشت براي نمونه هاي خون اوليه و ثانويه، مقايسه تعداد سلول ها در نمـونه هاي خون بيماران و بررسي قابليت حيات سلول ها قبل و پس از کشت انجام شد که عدم وجود تفاوت معـني دار اين فاکتورها در نمونه هاي اوليه و ثانويه بيـماران، شاهدي بر سلامت روش کار بود.
بيش تر مطالعاتي که تاکنون در مورد اثر راديو داروهاي نشان دار با تکنسيوم انجام شده، بر روي گلبول هاي سفيد نشان دار شده با تکنسيوم صورت گرفته است که عده اي از آن ها نشان گر افزايش صدمات ساختاري کروموزم بوده و بعضي چنين افزايشي را گزارش نکرده اند.
در تنها مطالعه اي که اثر راديو داروي99mTc –MIBI بـر ميزان بروز ناهنجاري ساختاري کروموزم صورت گرفته است Taibi و همکاران، نمونه هاي خون محيطي را در محيط خارج از بدن در معرض دوزهاي مختلف راديو داروي فوق قرار داده و رابطـه افزايـش دوز جـذبي و تغييرات تعداد لنفوسيت هاي محتوي مايکرونوکلئوس را نسبت به نمونه هاي شاهد بررسي کردند. مطالعه فوق نشان داد که در دوز جذبي بيش از ۱۰ راد افزايش چش م گيري در تعداد مايکرو نوکلئي رخ مي دهد (۱۴).
در ي ك مطالعـه، در پنـج بيـمارکه تحـت اسکن استخوان قرارگرفته بودند ميزان ناهنجاري هاي كروموزومي به روش FISH مورد ارزيابي قرار گرفت و رابطـه اي بيـن دوزهـاي معمول تجويز شده 99mTc و تأثيرات سيتوژنتي ك به دست نيامد (۱۵). در تحقيقي ديگر لنفوسيت هاي خون محيطي
/
بيـماران پزشکي هستـه اي که در معـرض دوز پاييـن اشعـه ناشي از اسکن هاي مرسوم انجام شده با تکنسيوم قرار گرفته بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند و هيج افزايشي در آسيب هاي کروموزمي گزارش نشد (۱۶). در مطالعه مشابه ديگر اثر لکوسيت هاي نشاندار با 99m TC-HMPAO بر شکستگي و آسيب کروموزمي در خون انسان بررسي شد. در اين مطالعه نمونه خون بيماراني تحت اسکن با لکوسيت نشان دار، ۲ ساعت قبل، ٧ روز و ٦ ماه بعد گرفته و بررسي شد، ولي هيچ افزايشي در شکستگي و آسيب کروموزمي در خون محيطي مشاهده نگرديد (۱۷).
با اين حال، در تحقيقي ديگر با نشاندار کردن لنفوسيت ها با 99m TC-HMPAO، اثـر تکنـسيوم بـر شکسـتـگي
کرومـوزومي لنـفوسيـت هـاي نشـان دار و غيـر نشـان دار بررسي شد. نتـايج حاکي از آن بود که لنفوسيت هاي نشان دار شـده به شـدت دچـار شکستگي و اختلالات
کروموزمي شده بودند، ولي اين اثر در لنفوسيت هاي غير نشان دار بسيار محدود و قابل چش م پوشي بود (۳١). در يک مطالعه ديگر ميزان شکست کروموزمي در لنفوسيت هاي نشان دار شده با 99 m TC-HMPAO آن قدر بالا بود که پيشنهاد شد لنفوسيت هاي نشان دار شده ديگر به بيماران تزريق نشـده و فقـط از پلـي مورفونوکلئـرهاي نشـان دار استفاده شود (۱۸).
نکته قابل توجه اين است که اکثر مطالعاتي که نشان گر
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

افزايـش آسيـب سـاختـاري مشخـص ناشـي از تجـويز راديو داروهاي نشان دار شده با تکنسيوم بوده اند در محيط ex vivo انجام شده اند (۱۳و۱۴و۱۸)، حال آن که در اغلب مطالعاتي که همانند مطالعه ما پس از تجويز راديو دارو به بيماران و به بيان ديگر رادياسيون در محيط in vivo صورت گرفته است آسيب هاي کروموزمي فوق مشاهده نشده اند (۱۷‐۱۵). روشن شدن دليل اين تفاوت در نتايج، مطالعات بيش تري را طلب مي کند. اگرچه به نظر مي رسد مطالعه در محيـطin vitro قابليت کنترل بيش تري را در
يکسان کردن شرايط و مقايسه نمونه ها فراه م مي سازد، ولي روشin vivo مدلي شبيه تر به محيط بدن انسان در اختيار مي گذارد.
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

در بررسي ما نيز گرچه متوسط لنفوسيت هاي در حال تقسي م حاوي مايکرونوکلئوس، قبل و بعد از اسکن تفاوت معني داري نداشتند، با اين حال در ۴ بيمار اين تفاوت بسيار قابل ملاحظه بود که لزوم مطالعات با حج م نمونه بيش تر و خصوصاﹰ به وسيله روش هاي اختـصاصي تر جـهت بررسي ناهنجاري کروموزمي نظير روش FISH، را يادآوري مي کند.
اين مطالعـه براي اوليـن بـار در ايـران به بـررسي احتمال ايجاد آسيب کروموزمي بر اثر رادياسيون داخلي پرداخت.
بررسي و گزارش روايي و پايايي، حج م نمونه کافي، blind بودن مطالعه و بهترين مشابه سازي (مقايسه نمونه خون افراد قبل و بعد رادياسيون) را مي توان از نقاط قوت آن دانست.
لازم به ذکـر است که مطالعـات قبـلي (۱۹و۲۰) نشـان داده اند که تعداد مايکرونوکلئوس هاي لنفوسيت هاي
پژوهندهخون
خون محيطي با افزايش سن زياد مي گردد، با اين حال دراين مطالعه تفاوت معني داري بين دو گروه سني ۵۰‐۰٤سال و ۰٦‐۵۰ سال ديده نشد. البته از آن جا که تمامبيماران مورد مطالعـه ما در محدوده ۰٦‐۰٤ سال بودند، تعمي م نتايج امکان پذير نمي باشد. در مورد نقش جنسيت در تعداد مايکرونوکلئوس موجود درنمونه خون اوليه، نتايج اين مطالعه در بيش تر بودن اين ميزان در جنس مؤنث هماهنگ با نتايج مطالعات پيشين (۱۹و۲۰) است. با اين حال پس از تماس با اشعه تفاوت تغييرات تعداد مايکرونوکلئوس در دو گروه، معني داري نبود.
نتيجه گيري
در يک جمع بندي به نظر مي رسد تجويز دوز بالاي 99mTc –MIBI که در اسکـن قلـب استفـاده مي شـود نمي تواند باعث نگراني باشد .تحقيقات بيش تر و با روش هاي اختصاصي تر توصيه مي شود.
1587293119555

REFERENCES
.1 Rinchik EM, Stoye JP, Frankel WN. Molecular analysis of viable spontaneous and radiationinduced albino (c)-locus mutations in the mouse. Mutat Res 1993; 286:199-207.
.2 Tacker J. Radiation induced mutation in mammalian cells at low doses and dose rates. In: Nygaard OF, Sinclair WK, Lett JT, editors. Effects of low dose rate radiation. New York: Academic Press. 1992; PP: 77-124.
.3 Tabeie F, Neshandar AI, Agha miri SMR. Staff and patient radiation absorbed dose from diagnostic nuclear medicine. Iranian J Radiat Res 2003; 2: 150-4.
.4 Zakavi SR. Nuclear cardiology in Iran in 2002. Iranian J Nuclear Med 2004; 21: 73-7.
.5 Iwnica-worms D, Holman BL. Non cardiac application of hexakis (alkylisonitril)-technetium99m complexes. J Nucl Med 1990; 31: 1166-7.
.6 Rao DV, Govelitz GF, Sastry KS. Radiotoxicity of thallium-201 in mouse testes: inadequacy of conventional dosimetry. J Nucl Med 1983; 24: 145-53.
.7 Fenech M.Holland N, Chang W, Zeiger E, Bonassi S. The Human MicroNucleus project–an international collaborative study on the use of the micronucleus technique for measuring DNA damage in humans. Mutat Res 1999; 428: 271-83.
/
.8 Miller B, Albertini S, Locher F, Thybaud V, Lorge E. Comparative evaluation of the in vitro micronucleus test and the in vitro chromosome aberration. Mutat Res 1997; 392: 187-208.
.9 Albertini S, Miller B, Chetelat A, Locher F. Detailed data on in vitro MNT and in vitro CA: industrial experience. Mutat Res 1997; 392: 187-208.
.01 Miller B, Pötter-Locher F, Seelbach A, Stopper H, Utesch D, Madle S. Evaluation of the in vitro micronucleus test as an alternative to the in vitro chromosomal aberration assay: position of the GUM working group on the in vitro micronucleus test. Mutat Res 1998; 410: 81-116.
.11 Matsushima T, Hayashi M, Matsuoka A, Ishidate M, Miura KF, Shimizu H, et al. Validation study of the in vitro micronucleus test in a Chinese hamster lung cell line (CHL/IU). Mutagenesis 1999; 14: 569-80.
.21 Violot D, Kacher R, Adjaj E, Dossou J, de Vataire F, Parmentier C. Evidence of increased chromosomal abnormalities in French Polynesian thyroid cancer patients. Eur J Nucl Med 2005; 32: 174-9.
.31 Ak I, Vardereli E, Durak B, Gulbas Z, Basaran N, Stokkel Mp, et al. Labeling of mixed leucocytes with 99m Tc-HMPAO causes severe chromosomal aberrations in lymphocytes. J Nucl Med 2002; 43: 203-6.
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

.41 Taibi N, Aka P, Kirsch-Volders M, Bourgeois P, Frühling J, Szpireer C. Radiobiological effect of 99mTechnetium-MIBI in human peripheral blood lymphocytes: Ex vivo study using micronucleus /FISH assay .Cancer Lett 2006; 233:68-78.
.51 Jacquet N, Bourahla K, Guiraud-Vitaux F, Petiet A, Voisin P, Colas-Linhart N. Biological consequences of irradiation by low doses of technetium 99m: ultra structural studies, p53 protein expression and cytogenetic effects. Cell Mol Biol 1999; 45: 1139-47.
.61 Kelsey KT, Donohoe KJ, Memisoglu A, Baxter B, Caggana M, LiberHL. In vivo exposure of human lymphocytes to technetium-99 m in nuclear medicine patients does not induce detectable genetic effects. Mutat Res 1991; 264: 213-8.
.71 Liberatore M, Poscente M, Prosperi D, Mancini B, Iurilli AP, Donnetti M, et al. The effects of
99m
Tc-HMPAO- labeled leukocyte scan on human karyotype. Eur J Nucl Med Mol Imaging 2003; 30: 1365-70.
.81 Labriolle-Vaylet C, Colas Linhart N, Sala-Trepat M, Petiet A,Voisin P, Bok B. Biological consequences of the heterogeneous irradiation of lymphocytes during technetium-99m hexamthylpropylene amine oxime white blood cell labeling. Eur J Nucl Med 1998; 25: 1423-8.
.91 Matsushima T, Hayashi M, Matsuoka A, Ishidate M, Miura K.F, Shimizu H, et al. Validation study of the in vitro micronucleus test in a Chinese hamster lung cell line (CHL/IU). Mutagenesis 1999; 14: 569-80.
.02 Von der Hude W, Kalweit S, Engelhardt G, McKiernan S, Kasper P, Slacik-Erben R, et al. In vitro micronucleus assay with Chinese hamster V79 cells—results of a collaborative study with in situ exposure to 26 chemical substances. Mutat Res 2000; 468. 137-63.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید