پژوهن ده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي شهي د بهشتي) تاريخ دريافت مقاله ١٧/٧/۸۵ سال دوازده م, شماره ۴, پي در پي ۵۸ ، صفحات ۲۵۹ تا ۲۷۲ تاريخ پذيرش مقاله ١/٣/٨٦ مهر و آبان ۱۳۸۶

اثرات تجويز توأم م كم ل ويتامين E و اسي د ني كوتيني ك بر روي چربي ها و آپوپروتئين هاي خون بيماران همودياليزي هيپرتري گليسري دمي ك
دكتر هادي طبيبي *، دكتر فريدون سياسي ، دكتر ميترا مهدوي مزده ۳ ، دكتر محمود جلالي ۴ ، دكتر محمدرضا اشراقيان

چکي ده
سابقه و ه دف: استرس اكسيداتيو و ناهنجاري هاي ليپيدي دو عامل اصلي بروز آترواسكلروز در بيماران همودياليزي هستند.
داروهاي موجود جهت تصحيح ناهنجاري هاي ليپيدي، به صورت منفرد يا تجويز توأم قادر به تصحيح كليه ناهنجاري هاي ليپيدي موجود در بيماران همودياليزي نيستند. لذا مطالعه حاضر به منظور تعيين اثرات تجويز توأم ويتامين E با مقادير کم و قابل تحمل اسيد نيكوتينيك بر روي چربي ها و آپوپروتئين هاي سرم بيماران همودياليزي هيپرتري گليسريدميك صورت گرفت.
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

مواد و روش ها: دراين تحقيق كه به روش كارآزمايي باليني تصادفي دوسوكور انجام شد، ۳۹ بيمار همودياليزي كه غلظت تري گليسريد آن ها درحالت ناشتا بين ۲۳۰ تا۵۰۰ ميلي گرم در دسي ليتر بود به طور تصادفي به يكي از سه گروه دريافت كننده توأم ويتامين mg/d) E۶۰۰) و اسيد نيکوتينيک ( mg/d۵۰۰)، اسيد نيكوتينيك تنها ( mg/d۵۰۰)، و دارونما اختصاص داده شدند.كليه بيماران مكمل هاي مربوطه را به مدت سيزده هفته دريافت كردند. در آغاز مطالعه و پايان هفته هاي ششم و سيزدهم بعد از ۱۲تا ۱۴ ساعت ناشتايي از بيماران خون گيري به عمل آمد. سپس غلظت چربي ها و آپوپروتئين هاي سرم بيماران تعيين و مورد قضاوت آماري قرار گرفتند.
يافته ها: در اين مطالعه، در گروه دريافت كننده توأم ويتامين E و اسيد نيکوتينيک، غلظت تري گليسريد سرم به ميزان معني داري در مقايسه با گروه دارونما كاهش يافت. در گروه هاي دريافت كننده اسيد نيكوتينيك تنها، و توأم ويتامينE و اسيد نيکوتينيک، غلظت HDL-C به طور معني داري در مقايسه با گروه دارونما افزايش و نسبت LDL-C به HDL-Cكاهش
يافت. ميزان تغييرات كلسترول تام، apoB100 ، apoAI ، LDL-C و Lp(a) سرم بين سه گروه مورد مطالعه تفاوت آماري معني داري را نشان ندادند.
نتيجه گيري: به نظر مي رسد تجويز توأم ويتامين E و اسيد نيكوتينيك مي تواند كليه ناهنجاري هاي ليپيدي به استثناي بالا بودن Lp(a) را در بيماران همودياليزي تصحيح نمايد.
واژگان کلي دي: ويتامينE ، اسيدنيكوتينيك ، همودياليز ، چربي ها ، آپوپروتئين ها

مق دمه
نارسايي مزمن كليه بيماري غيرقابل برگشتي است كه صورت مي گيرد. مه م ترين علت ميرايي بيماران مبتلا درمان آن در مراحل انتهايي از طريق دياليز و يا پيوند كليه به نارسـايي مزمـن كليـه و از آن جمله بيماران همودياليزي،
۲۶۰ / ويتامين روي آپوپروتئين
بيماري هاي قلبي و عروقي مي باشد. به طوري كه حدود ٠۵ داشته باشد اما اين دارو چون در بيماران مبتلا به نارسايي
درصد ميرايي افراد همودياليزي به دليل اين بيماري ها است مزمن کليه نمي تواند در دوزهاي بالا تجويز شود لذا اين دارو و فراواني بيماري هاي قلبي و عروقي در اين بيماران ٣ تا ۵٤ نيز همانند ساير داروهاي تنظي م كننده ی چربيهاي خون ، در برابر آن نسبت به كل جامعه مي باشد (۱و۲). بيماران مبتلا به نارسايي مزمن کليه كارآيي لازم را ندارد.
استرس اكسيداتيو و ناهنجاري هاي ليپيدي شامل هيپرتري گليسريدمي، بالا بودن سطح VLDL ، IDL، ox-LDL ، small dense LDL و Lp(a)و پايين بودن غلظت HDL-C و apoAI سرم، دو عامل اصلي ايجاد آترواسكلروز در اين بيماران مي باشند (٤‐٢).
مقادير ٠٠۵١ ميلي گرم در روز يا بيش تر، به تنهايي تحمل اسيد نيکوتينيک مي تواند ناهنجاري هاي ليپيدي
داروهاي موجود جهت تصحيح ناهنجاري هاي ليپيدي، به صورت منفرد يا تجويز توأم قادر به تصحيح كليه ناهنجاري هاي ليپيدي موجود در بيماران همودياليزي نيستند. همچنين اين داروها داراي عوارض جانبي متعددي مي باشند كه با تجويز توأم آن ها اين عوارض جانبي ميتوانند تشديد گردند. در ميان داروهاي موجود، اسيد نيكوتيني ك در در طي ساليان گذشته، مطالعات متعددي براي يافتن داروهايي كه بتوانند ناهنجاري هاي ليپيدي مختلف را تنظي م نمايند و عوارض جانبي كمتري داشته باشند، صورت گرفته است. برخي از اين مطالعات نشان داده اند كه مكمل ويتامين E قادر به كاهش تري گليسريد، كلسترول تام، LDL-C ، نسبتLDL-C/HDL-C و افزايش HDL-C خون مي باشد(۱۴–۹). چون مكمل ويتامين E تا مقادير ١٦٠٠ ميلي گرم در روز فاقد عوارض جانبي است (۱۵) و به عنوان ي ك آنتي اكسيدان مي تواند استرس اكسيداتيو موجود در بيماران همودياليزي را خنثي نمايد، لذا در صورتي كه ثابت گردد تجويز توأم مکمل ويتامين E و مقادير ک م و قابل
ترانس آميناز و آلكالين فسفاتاز خون و غيره همراه به بيمارستان هاي لبافي نژاد، هفت تير، هاشمينژاد،
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

مي تواند تقريباﹰ كليه ناهنجاري هاي ليپيدي مشاهده شده در اين بيماران را برطرف نمايد. اما اسيد نيكوتينيك با عوارض جانبي متعددي از قبيل گشاد شدن عروق پوستي، احساس ﹸگرگرفتگي و برافروختگي، بثورات پوستي، خارش، تهوع، استفراغ، اسهال، دردهاي شكمي، كاهش فشار خون، عدم تحمل نسبت به گلوگز، هيپراوريسمي و افزايش آنزي م هاي موجود در اين بيماران را اصلاح نمايد، اين امر نقش مهمي در پيشگيري از آترواسكلروز و ميرايي اين بيماران خواهد داشت. به همين دليل مطالعه ی حاضر با هدف بررسي اثرات تجويز توأم مكمل ويتامين E بامقادير ك م و قابل تحمل اسيد نيكوتيني ك بر روي چربي ها و آپوپروتئين هاي خون بيماران همودياليزي هيپرتري گليسريدمي ك مراجعه كننده
مي باشد (۵). همچنيـن با توجـه به اين كه در بيـماران همودياليزي اختلالات گوارشي و خارش اورميك شايع مي باشد (۶و۷)، مصرف اسيدنيكوتيني ك توسط بيماران همودياليزي مي تواند باعث تشديد اين حالات گردد. لذا در اين بيماران آستانه ی تحمل اسيد نيكوتيني ك پايين تر از افراد سال م مي باشد. همچنين مقدار مجاز مصرف اسيد نيكوتيني ك در اين بيماران ۵٢ تا ٠۵ درصد افراد سال م مي باشد (۸).
بنابراين داروي اسيد نيكوتيني ك اگرچه در دوزهاي بالا بر روي کليه ناهنجاري هاي ليپيدي مي تواند اثرات مفيدي فياض بخش، سينا، مدائن ، ۵١خرداد، حضرت بقيه ا…(عج)، مهر، عيوض زاده و مركز دياليز سوده در سال هاي
١٣٨١‐١٣٨٠ انجام گرفت.
مواد و روش ها
اين مطالعه به روش كارآزمايي باليني تصادفي دوسوكور بر روي ۳۹ بيمار همودياليزي (۱۸ زن و ۲۱ مرد) كه غلظت تريگليسريد سرم آن ها در حالت ناشتا بين ٢٣٠ تا ٠٠۵ميلي گرم در دسي ليتـر بود، صورت گرفت. اين بيمارانـ سـابقـه ياختلالات غده تيروئيد، بيماري هاي كبدي، زخ م معده شديد و ديابت نداشتند و در طي دو ماه پيش از آغاز مطالعه ، داروهاي پايين آورنده ي چربي خون، گلوكوكورتيكوئيدها، استروژن، پروژسترون، مكمل ويتامينE و يا اسيد نيكوتيني ك دريافت نكرده بودند. پيش از شروع مطالعه، از بيماران شركت كننده جهت انجام اين تحقيق رضايت نامه كتبي گرفته شد.
در اين مطالعه، بيماران برحسب غلظت تري گليسريد سرم و جنس طبقه بندي شدند وسپس به طور تصادفي بر مبناي طبقه بند ي صورت گرفته به يكي از سه گروه مورد مطالعه زير اختصاص داده شدند:
الف‐ گروه توأم: دريافت كننده مكمل ويتامين E و اسيد نيكوتيني ك
ب‐ گروه اسيد نيكوتيني ك: دريافت كننده اسيد نيكوتيني ك و دارونماي ويتامين E
ج‐ گروه دارونما: دريافت كننده دارونماهاي ويتامين E و اسيد نيكوتينيك
در اين پژوهش كه ١٣ هفته به طول انجاميد افراد گروه توأم روزانه ۰٦٠ ميلي گرم مكمل ويتامين E (به صورت سه كپسول حاوي ٢٠٠ ميلي گرم α‐ توكوفرول استات) و ٠٠۵ ميلي گرم اسيد نيكوتيني ك (به صورت دو كپسول حاوي ٠۵٢ ميليگرم اسيد نيكوتيني ك معمولي) دريافت کردند درحالي که گروه اسيد نيکوتينيک تنها، روزانه٠٠۵ ميلي گرم اسيد نيكوتيني ك (به صورت دو كپسول حاوي ٠۵٢ ميلي گرم اسيد نيكوتيني ك معمولي) دريافت مي کردند .در اين مطالعه كپسول هاي ويتامين E و اسيد نيكوتيني ك از نظر شكل ظاهري كاملاﹰ مشابه با دارونماهاي خود بودند و از لاكتوز در كپسول هاي دارونماي ويتامين E و اسيد نيكوتيني ك استفاده شد.
در آغاز مطالعه و پايان هفته شش م و سيزدهم، از هر بيمار ۵ ميليليتر خون بعد از ١٢ تا ١٤ ساعت ناشتايي گرفته شد.
در هر مرحله، جداسازيHDL سرم با استفاده از كيت هاي
همکاران
شركت پارس آزمون و جداسازي LDL سرم با استفاده از كيتهاي Randox انجام گرفت . كلسترول موجود در HDL و LDL ، كلسترول تام و تريگليسريد سرم به روش آنزيماتي ك و آلبومين سرم از طريق روش برم كرزول گرين (Bromcresol green) با استفاده از كيت هاي شركت پارس آزمون اندازه گيري گرديدند. اندازه گيري apoAI، 100 apoB وLp(a) سرم به روش ايميونوتوربيدومتري توسط اتوآنالايزر Cobas Mira صورت پذيرفت (٦۱). در اين مطالعه براي اندازهگيري غلظت آلفا‐توكوفرول سرم، ٢٠٠ ميكروليتر سرم به مخلوط ٢٠٠ ميكروليتر متانول و
٢٠٠ ميكروليتر اتانول اضافه گرديد. سپس ي ك ميلي ليتر n‐ هگزان حاوي ١/٠% BHT به اين مخلوط افزوده و سانتريفوژ انجام شد. سپس ۵/٠ ميلي ليتر از فاز رويي محلول با استفاده از گاز ازت تبخير و باقيمانده آن در ١/٠ ميلي ليتر از فاز متحر ك كه شامل n‐ هگزان و اتيل استات به نسبت ۵٨% و ۵١% بود حل گرديد و ٢٠ ميكروليتر از اين محلول به دستگاه HPLC تزريق و با طول موج nm٢٩٨ قرائت گرديد (٧۱و٨۱).
همچنين وزن هر بيمار، در آغاز و سپس در هفته های شش م و سيزده م مطالعه بعد از انجام دياليز اندازه گيري و پرسشنامه ياد آمد ٢٤ ساعته خورا ك نيز تكميل گرديد. پي گيري بيماران در اين پژوهش ، تقريباﹰ هر دو هفته ي ك بار، از طريق ملاقات با بيماران به هنگام دياليز صورت پذيرفت .
در پايان مطالعه نيز با شمارش كپسول هاي باقيمانده ، ميزان رعايت بيماران از نظر مصرف كپسول ها مورد ارزشيابي قرار گرفت و بيماراني كه بيش از ١٠ درصد از كپسول ها را مصرف نكرده بودند از مطالعه كنار گذاشته شدند. تجزيه و تحليل رژي مهاي غذايي بيماران از نظر كل انرژي، كربوهيدرات ، پروتئين ، فيبر، كل چربي ، اسيدهاي چرب اشباع ، اسي دهاي چرب حـاوي ي ك باند مضاعف ياMUFA) Monounsaturated Fatty Acid ) و
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

اسيـ دهاي چـرب حاوي ي ك بانـ د مضاعفـ يا به عبارتي PUFA) Polyunsaturated Fatty Acid)، كلسترول و ويتامين E دريافتي با استفاده از نرم افزار تغذيه اي
. انجام گرفت Food Processor II
بود براي مقايسه ميانگين آن ها بين گروه هاي هفته شش م مطالعه در بيماران گروه دارونما به طور
۲۶۲ / ويتامين روي آپوپروتئين
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

دراين مطالعه براي مقايسه فراسنج هاي تن سنجي و رژي م غذايي بين سه گروه مورد مطالعه از آزمون آناليز واريانس (ANOVA) وBonferroni استفاده گرديد. چون در اين مطالعه از نظر BMI و كل كالري دريافتي بين گروه هاي مورد بررسي تفاوت آماري معنيدار وجود داشت و اين عوامل مي توانستند بر روي چربي ها و آپوپروتئين هاي سرم اثر مخدوش كننده داشته باشند، لذا براي از بين بردن اثر اين فاكتورهاي مخدوش كننده و مقايسه سه گروه از نظر ميزان تغييرات چربي ها و آپوپروتئين هاي سرم از آناليز كوواريانس (ANCOVA) و آزمون Adjusted Bonferroni استفاده شد (١٩). براي مقايسه ی ميزان تغييرات ويتامين E وآلبومين سرم در بين سه گروه از آناليز واريانس استفاده گرديد (۱۹). در صورتي كه آزمون ANOVA معني دار بود و آزمون Levene كه تفاوت آماري بين واريانس گروه هاي مختلف را نشان مي دهد نيز معني دار بود، سپس براي مقايسه دو به دو گروه هاي مختلف با يكديگر از آزمون Tamhane استفاده به عمل آمد (۲۰). اما در صورتي كه آزمون Levene معني دار نبود، براي مقايسه ی دو به دو كليه گروه هاي مختلف با يكديگر از آزمون Bonferroni استفاده گرديد (۱۹). متغيرهايي که توزيع آن ها غير نرمال از گروه توأم، سه بيمار از گروه اسيد نيكوتيني ك و ي ك بيماراز گروه دارونما به دليل عدم مصرف مرتب كپسول ها ، عدم تحمل كپسول ها و مصرف ديگر داروهاي پايين آورنده ي چربي هاي خون از مطالعه كنار گذاشته شدند.
از ۳۹ بيـمار مشاركت كننده در اين مطالعه، ۳۷ بيمار درهر هفته سه بار تحت عمل همودياليز به مدت چهار ساعت قرار مي گرفتند و تنها دو بيمار در هر هفته دو بار دياليز مي شدند.
ميانگين سني بيماران در گروه هاي توأم، اسيدنيكوتيني ك و دارونما به ترتيب برابر با١٤±٥١ ، ٩± ٤٥ و ١٦± ٥٣ بود و بين آن ها از اين نظـر تفـاوت آمـاري معـني داري وجـود نداشت. همچنين بين گروه هاي مورد مطالعه از نظر جنسيت و استعمال سيگار نيز تفاوت آماري معني داري مشاهده نگرديد.
ميانگين وزن و نيز ميانگين پروتئين، كربوهيدرات ، فيبر، كل چربي ، اسيدهاي چرب MUFA و PUFA، كلسترول و ويتامين E دريافتي از طريق رژي م غذايي، در شروع مطالعه، هفته هاي شش م و سيزده م بين سه گروه مورد مطالعه تفاوت آماري معني داري را نشان ندادند (جدول ۱). اما نمايه توده بدن ياBMI) Body Mass Index ) در پايان هفته سيزده م مطالعه در بيماران گروه توأم به طور معني داري كمتر از بيماران گروه دريافت كننده اسيد نيکوتينيک بود (۵٠/٠ P<) و همچنين ميانگين كل انرژي دريافتي در پايان
مختلف از آزمون غيرپارامتري ك كروسكال – واليس (Kruskal-Wallis) و براي مقايسه ميانگين آن ها در داخل هرگروه بين زمان هاي مختلف از آزمون غيرپارامتري ك فريدمن Friedman ) ) استفاده گرديد (۲۱و۲۲).
يافته ها
در اين پژوهش كه بر روي سه گروه سيزده نفره از بيماران همودياليزي هيپرتري گليسريدمي ك صورت گرفت يک بيمار معني داري كمتر از بيماران گروه دريافت كننده اسيدنيکوتينيک بود (۵٠/٠ P<) (جدول۱).
در اين مطالعه غلظت ويتامين E سرم در شش هفته اول و در كل دوره سيزده هفته اي مطالعه در گروه دريافت كننده توأم ويتامين E و اسيد نيکوتينيک به طور معني داري در مقايسه با گروه اسيدنيكوتيني ك و گروه دارونما (٠١/٠P<) افزايش يافت. درحالي كه، ميزان تغييرات ويتامين E درهفت هفـته دوم مطالعـه، تفاوت آمـاري معـني داري بين سهگروه مورد بررسي نداشت (جدول ۲).
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

در شش هفته ي اول و هفت هفته ي دوم مطالعـه، ميـزان تغييرات غلظت تري گليسريد سرم تفاوت آماري معني داري بين سه گروه مورد بررسي نداشت. در كل دوره سيزده هفته اي مطالعه نيز غلظت تري گليسريد سرم در گروه دريافت کننده اسيد نيکوتينيک در مقايسه با گروه دارونما تفاوت آماري معني داري نداشت اما غلظت تري گليسريد سرم در گروه دريافت كننده توأم ويتامين E و اسيد نيکوتينيک در مقايسه با گروه دارونما در كل دوره سيزده هفته اي مطالعه به طور معني داري کاهش يافت (٠١/٠P<) (جدول۲)، به طوري كه در كل دوره مطالعه غلظت تري گليسريد سرم در گروه توأم به طور متوسط ٧٢ ميلي گرم در دسيليتر (٥/٢٢%) كاهش يافت درحالي كه، در گروه دارونما به طور متوسط ٨٤ ميلي گرم در دسي ليتر (٣١%) افزايش يافت (جدول۲).
بر اساس نتايج به دست آمده، ميـزان تغييرات كلسـترول تام و LDL-C سـرم بيـن سه گروه مورد مطالعه ما در شش هفته اول، هفت هفته دوم و دركل دوره سيـزده هفـته اي مطالعـه تفاوت آمـاري معـني داري را نشـان نداد (جدول۲).
غلظت HDL-C سرم در گروه اسيد نيکوتينيک و گروه دريافت كننده توأم ويتامين E و اسيد نيکوتينيک در مقايسه با گروه دارونما در شش هفته اول و در كل دوره سيزده هفته اي مطالعه به ميزان معني داري افزايش يافت (٠٥/٠P<) (جدول۲)، به نحوي كه در كل دوره مطالعه غلظت HDL-C در گروه دريافت كننده اسيدنيكوتيني ك به طور متوسط ٦ ميلي گرم در دسيليتر (٣٠%) و در گروه دريافت كننده توأم ويتامين E و اسيد نيکوتينيک به طور متوسط ٥/٧ميلي گرم در دسيليتر (٣٨%) افزايش يافت. اما
همکاران
هفته
دوزاده م هفته
شش م شروع
مطالعه گروه ها شاخص ها
۶۶±۱۲
۷۳±۱۷
۶۱/۵±۱٤ ۶۶±۱۲
۷۳±۱۷ ۶٢±۱٣ ٦٧±۱۲
۷٣±۱۶
٦٢±۱۳ دارونما
اسيد نيكوتيني كتوأم وزن (kg)
٢۵±٣
۲۷±٤
٢۳±٣ a ٢۵±٣
۲۷±٤
٢۴±۳ ٢۵±۳
۲۷±٤
٢۴±۳ دارونما
اسيد نيكوتيني كتوأم BMI (kg/m2)
٥٧٧±١١٧١
۱۳٤۵±۵۶۱
١١۰۵±۳۸۵ ٩٨٠±٤۰۲ a
۱٤۹۳±۶۲۹
۱۰۱۳±٣٦٣ ١١٠٣ ±۴۵۵
۱۵٤۰±۵۵۷
١٢٠٩±۳۰۱ دارونما
اسيد نيكوتيني كتوأم انرژي (kcal)
٤٠±١٨
۵۲±۲۷
۳۶±١٤ ٣٨±١٧
۶۱±۳۷
٤١±١٧ ٤۰±٢٣
۵۸±۲۵
٤٢±۱۶ دارونما
اسيد نيكوتيني كتوأم پروتئين (gr)
١٩١±١٠٩
۲۱۰±۱۰۶
١٧٢±٥٥ ١٦١±٩٣
۲۲۸±۹۰
١٦١±٦١ ١٦٨±٦٨
۲٤۸±۱۱۷
١٩٣±٦١ دارونما
اسيد نيكوتيني كتوأم كربوهيدرات (gr)
١۱±١۰
۸±۵
۶±٣ ٦±۳
۸±۵
۸±۹ ٦±۳
۷±۵
٧±٤ دارونما
اسيد نيكوتيني كتوأم فيبر (gr)
٣١±١٢
٣۹±۲۶
٣٤±١٩ ٢٨±١٠
٤۱±۱۹
٢۹±١٣ ۳۲±١٩
٤۰±۱۸
٣٠±٩ دارونما
اسيد نيكوتيني كتوأم ك ل چربي (gr)
٨±٤
۱۰±٨
٧±٥ ٧±٣
۱۱±۶
٨±٦ ۹±۷
۹±۶
۸±٤ دارونما
اسيد نيكوتيني كتوأم اسيدهاي چرب
اشباع(gr)
١٠±٣
۱۰±۶
۹±٥ ٨±٤
۱۲±۷
٩±٥ ۱١±٧
١١±۶
٩±٤ دارونما اسيد نيكوتيني ك توأم اسيدهاي چرب
(gr)MUFA
٧±٦
۷±۵ ٧±۵ ۵±٢
۸±۵
۶±٤ ٦±٤
۷±۵
۶±۵ دارونما
اسيد نيكوتيني كتوأم اسيدهاي چرب
(gr)PUFA
١٨٨±٢١٠
۱۲۷±۱۳۸
١١٣±١٧١ ١٥٢±١٤٩
۲۱۶±۲۱۳
١٢٣±۱۰۵ ١٨٢±٢٠٨
۱۹۰±۲۳۷
١٣٣±١٦٨ دارونما
اسيد نيكوتيني كتوأم كلسترول (mg)
۵±۵ ٤±٤
۴±٣ ۳±۳
٤±۳
۴±۲ ۳±٤
۳±٤
۴±۵ دارونما
اسيد نيكوتيني كتوأم ويتامين E (mg)
جدول ۱ ‐ وزن ، BMI ، انرژي و ترکيبات رژي م غذايي بيماران ه مودياليزي مورد مطال عه بر حسب زمانهاي پيگيري و به تفکيک گروه هاي يدرمان (گروه دارون ما ۱۲ نفر ،گروه اسيد نيکوتينيک ۱۰ نفر و گروه توأ م ۱۲ نفر)
در گـروه دارونمـا در كل دوره مطالعـه غلظت HDL-C
a ‐ تفاوت آماري م عنيدار در مقاي سه با گروه اسيد نيكوتيني ك:
به طـور متوسـط فقط ٣/٠ ميلي گرم در دسي ليتر افزايش ۵٠/٠P< پيدا كرد (جدول ۲).
۲۶۴ / ويتامين روي
جدول۲ ‐ ميزان ت غييرات ويتامينE و چربيهاي سر م در بي ماران ه مودياليزي مورد مطال عه بر حسب زمانهاي پيگيري و به تفکيک گروه هاي درماني (گروه دارون ما ۱۲ نفر ، گروه اسيد نيکوتينيک ۱۰
نفر و گروه توأ م ۱۲ نفر)

ك ل دوره هف ت هفته دوم شش هفته اول هافراسنج
٤ ±٠/٣
۵ ±١/٣
٧ ± ٦ a,b ۵ ±٠/٠٨
٤ ±٠/٩
٩ ± ٣ ٢ ±٠/٤
۶ ±٠/٣
١٠± ٩a,b دارونما
اسيد نيكوتيني ك توأم Eويتامين (µg/ml)
١١٠± ٨٤
١٢٤ ±۵
٩١ ±٧٢b ٧٦±۵٦
١٠٧±٣٢
٨٣±٢٩ ٩٣±٢٨
٨٣±٢٧
٩٣±٤٣ دارونما
اسيد نيكوتيني ك توأم تري گليسريد
(mg/dl)
٢۵ ±١۵ ٣٦ ±۵ ٢٩ ±٩ دارونما كلسترول
زمان مطالعه گروه
اسيد نيكوتيني ك ۵± ٣٩ ٧/٠± ۵٣ ٦± ٣٩
(mg/dl)تام
توأم ۱۲± ٣٨ ٨± ٣٦ ٤± ٣٢
٢١±٢٠
٢٧ ±١
٤٠ ±١٤ ٣١±٣
٣٠ ±۵
٣٦ ±۱ ٢۵ ±١٧ ٣٧±٦
٣٥ ±١٥ دارونما
اسيد نيكوتيني ك توأم
LDL-C
(mg/dl)

560832-34932

٣ ±٠/٣
٧ ±٦ c
٧/٥ ±۶c 519684-34981

٤±٠/٣
±١
±٠/٤ 500634-34910

۳ ±٠/٦
۵ ±۴/۵c
٧ ±۵c 665988-35174

دارونما
اسيد نيكوتيني ك توأم HDL-C (mg/dl)
١/٣ ±٠/٩
١/٦ ±١/٤b ۱/۴ ±٠/٧c ١/۵ ±٠/٤
٠/٩ ±٠/١
١ ±٠/٠٤ ±٠/۵
±١/٢
١/٤ ±٠/٨ دارونما
اسيد نيكوتيني ك توأم LDL-C /HDL-C
a ‐ تفاوت آماري معني دار در مقايسه با گروه اسيد نيكوتينيك: ۱٠/٠P< b ‐ تفاوت آماري م عنيدار در مقاي سه با گروه دارون ما : ٠١/٠P< c ‐ تفاوت آماري م عنيدار در مقاي سه با گروه دارون ما : ۵٠/٠P<
نسبتLDL-C/HDL-C سرم در كل دوره سيزده
هفتـه اي مطالعـه در گـروه دريافـت كننـده اسيدنيكوتيني ك (٠١/٠P<) و گروه دريافت كننده توأم ويتامين E و اسيد نيکوتينيک (٠٥/٠ P<) به طور معنيداري در مقايسه با گروه دارونما كاهش يافت (جدول۲).
ميزان تغييرات Lp(a) ، apoB100 ، apoAIو آلبومين سرم بين سه گروه مورد مطالعه در شش هفته اول، هفت هفته دوم و در كل دوره سيزده هفتهاي مطالعه تفاوت آماري معنيداري را نشان نداد (جدول ۳).
جدول۳ ‐ ميزان ت غييرات غلظ ت آپوپروتئين ها ، Lp(a)
و آلبومين سر م در بي ماران ه مودياليزي مورد مطالعه بر ح س ب
زمانهاي پيگيري و به تفکيک گروه هاي درماني (گروه دارون ما ۱۲ نفر ، گروه اسيد نيکوتينيک ۱۰ نفر و گروه توأ م ۱۲ نفر)
زمان مطالعه گروه فراسنج
كل دوره هفت هفته دوم شش هفته اول ٢٩±٩
٣٣±١١ ٢١±٩
٢٢±٨ ١٨±٠/١٧
٣٩±١٩ دارونما اسيد نيكوتيني ك apoAI
(mg/dl)
٤٠±٢٤ ١٥±٣ ٤٠±٢٧ توأم ١٣±٣ ٢٦±٨ ١٥±١
٢٥±٢ ١٤±٢
٣٧±١٠ دارونما اسيد نيكوتيني ك apoB100 (mg/dl)
١٦±٢ ٢٤±١٠ ٢٤±١١ توأم ١٢±٧ ١٩±٦ ٩
٢٩±١٣ ١٢±٧
١٨±٧ دارونما اسيد نيكوتيني ك Lp(a)
(mg/dl)

١٣±١ ٩±٣ ١٠±٢ توأم ۰/۳±۰/۰۶

۰/۶±۰/۰۵ ۰/۴±۰/۰۹

۰/۶±۰/۰۹ ۰/۴±۰/۰۳

۰/۵±۰/۰۴

دارونما اسيد نيكوتيني ك آلبومين (g/dl)
۰/۵±۰/۰۵ ۰/۴±۰/۱۲ ۰/۵±۰/۱۷ توأم
بح ث
غلظت ويتامين E سرم در گروه دريافت كننده توأم ويتامين E و اسيد نيکوتينيک در طول مطالعه افزايش يافت و اين افزايش در شش هفته اول نسبت به گروه دريافت كننده اسيد نيكوتيني ك و گروه دارونما معني دار بود. اما غلظت ويتامينE سرم از هفته شش م مطالعه به بعد، در گروه دريافت كننده توأمويتامين E و اسيد نيکوتينيک تا حدودي كاهش يافت . اين كاهش غلظت ويتامين E سرم در گروه توأم مي تواند در نتيجه كاهش كل چربي هاي خون (تري گليسريد و كلسترول تام سرم) باشد، زيرا غلظت ويتامين E خون از ي ك سو وابسته به ميزان ويتامين E
1268731734566Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

Downloaded from pajoohande.sbmu.ac.ir at 10:13 +0330 on Wednesday January 10th 2018

دريافتي و از سوي ديگر وابسته به ميزان كل چربي هاي موجود در خون مي باشد، چرا كه حمل ويتامين E در خون از طريق ليپوپروتئين ها صورت مي گيرد (۲۳). بالا رفتن غلظت ويتامين E سرم در بيماران گروه دريافت كننده توأم ويتامين E و اسيد نيکوتينيک (در شش هفته اول) مي تواندنقش مهـمي را در خنثي كـردن استرس اكسيـداتيـو در ايـنبيماران و پيشگيري از بيماري هاي قلبي و عروقي در آن ها داشته باشد.
در بيماران مبتلا به نارسايي مزمن كليه ، از جمله بيماران همودياليزي ، بالا رفتن سطح تري گليسريد خون يکي از شايع ترين ناهنجاري های ليپيدي مي باشد كه مي تواند در ٢٠ تا ٧٠ درصد اين بيماران رخ دهد (٣و۷). بالا رفتن سطح تري گليسريد خون در بيماران همودياليزي به دليل افزايش سطح ليپوپروتئين هاي VLDLو IDLمي باشد كه در اثر كاهش فعاليت آنزي م هاي ليپوپروتئين ليپاز و ليپازكبدي به وجود مي آيد (۳). بالا بودن سطح تري گليسريد خون يكي از



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید