۵۴
مقاله

نوع

:
پژوهشي

۵۴

مقاله

نوع

:

پژوهشي

فصلنامه علمي پژوهشي بيهوشي و درد، دوره 3، شماره 1، پاييز 1391

مقايسه اثر بخشي ماسك حنجره اي كلاسيك (LMAc) با
در بيهوشي عمومي (SLIPA) streamlined liner pharyngeal airway
افسانه نوروزي1، شاهين فاتح2، هوشنگ طالبي*1، عليرضا اكبري3، ملوك رودباراني4، مريم كوچكي5، آرمين فاتح6
استاديار بيهوشي، دانشگاه علوم پزشكي اراك، بيمارستان ولي عصر، بخش بيهوشي
استاديار جراحي، دانشگاه علوم پزشكي اراك، بيمارستان ولي عصر
كارشناس هوشبري، دانشگاه علوم پزشكي اراك، بيمارستان اميرالمومنين
كارشناس پرستاري، دانشگاه علوم پزشكي اراك، بيمارستان طالقاني
كاردان هوشبري، دانشگاه علوم پزشكي اراك، بيمارستان وليعصر
دانشجوي پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي تهران

تاريخ دريافت: 15/12/1390 تاريخ بازبيني: 24/5/1391 تاريخ پذيرش: 1/6/1391

چكيده
زمينه و هدف: ماسك حنجرهاي از وسايل كنترل راه هوايي است كه در بسياري از اعمال جراحي با بيهوشي عمومي جايگزين لوله تراشه شده است. اين مطالعه مقايسه اي بين كارايي و عوارض فرم كلاسيك با نوع SLIPA مي باشد.
مواد و روش ها: اين مطالعه كارآزمايي باليني تصادفي يك سو كور، بر روي 320 بيمار 15-70 ساله با ASA I-II وBMI كمتر از 35 تحت جراحي عمومي، ارتوپدي، اورولوژي و زنان كه نياز به بيهوشي عمومي داشته و زمان عمل كمتر از يك ساعت بود، انجام شد. نحوه گذاشتن ماسكهاي حنجرهاي، زمان كارگذاري، ميزان ورود هوا به معده و شدت گلودرد ثبت گرديد.
يافته ها: در SLIPA موارد كارگذاري آسان (38/74%) و نسبتاً مشكل(62/25%) در مقابل كارگذاري آسان(87/66%) و نسبتا مشكل(75/28%) و مشكل(38/4%)براي LMAc بود. ميانگين زمان كارگذاري نيز به طور معنيداري در SLIPA كمتر از LMAc بود ( 57/34 ثانيه در مقابل 56/45 ثانيه). بين ميزان ورود هوا به معده و راحتي خارج كردن وسيله بين دو گروه تفاوتي وجود نداشت. بروز گلودرد با شدت بالاتر از 5 در LMAc بيشتر از SLIPA بود ولي موارد بدون گلودرد در LMAc بيشتر بود ( 20% در مقابل 13% ). در گروه LMAc موارد وجود خون در روي وسيله بعد از خارج كردن آن به طور معنيداري بيشتر از گروه SLIPA بود.
نتيجه گيري: SLIPA وسيله مناسبي در كنترل راه هوايي در بيهوشي عمومي است كه مناسب بودن آن در جراحيهاي كوچك و كوتاه مدت ثابت شده ولي استفاده از آن در جراحي هاي طولانيتر نياز به تحقيق بيشتري دارد.
واژه هاي كليدي: بيهوشي عمومي ، ماسك حنجرهاي كلاسيك، SLIPA

مقدمه كاهش داد و تحت نام كلي (SADs)
از اوايل دهه 1980 براي كنترل راههاي هوايي ابزاري Supraglottic airway devices نامگذاري شد. اين طراحي گرديد كه مشكلات لولهگذاري داخل تراشه را وسيله حدفاصل ماسك صورت و لوله تراشه بوده و در
-760-4444

۵۴

۵۴

نويسنده مسئول: هوشنگ طالبي، اراك، بيمارستان وليعصر، بخش بيهوشي
[email protected] :ايميل
محل آناتوميك حنجره قرار گرفته، نياز به لارنگوسكوپينداشته و به صورت كوركورانه در حنجره قرار ميگيرد ودر نتيجه تغييرات هموديناميك كمتري ايجاد ميكند.(2،1) از سال 1990 اين ابزارها به طور وسيع براي اعمال جراحي كوچك كه نياز به بيهوشي عمومي داشتند بكار ميروند. همچنين در بيماراني كه لولهگذاري مشكل دارند بر طبق الگوريتم انجمن بيهوشي آمريكا (ASA) جايگزين لوله تراشه براي حفظ راه هوايي و برقراري تهويه ميباشند.(2،1)
فرم كلاسيك اين ابزار به نام ماسك حنجرهاي كلاسيك (larangyal mask airway classic)
(LMAc) از حدود 1988 در بيش از 200 ميليون نفر بكار رفته است.(3) LMAc در حنجره قرار گرفته و داراي يك كاف مي باشد كه بعد از قرارگيري در حنجره با هوا پر ميشود. عدم جايگذاري مناسب و در نتيجه آن آسپيراسيون و پنوموني از عوارض اين وسيله است. در ضمن مقداري نشت هوا از اطراف كاف و يا انسداد نسبي راه هاي هوايي با كاف بيش از حد پر شده ويا بد قرار گرفته وجود دارد.(4)
امروزه نوع جديدي از ماسك هاي حنجره اي به نام SLIPA) streamlined liner pharyngeal airway ) معرفي شده كه به شكل قايق بوده و كاملاً شكل آناتوميك حنجره را دارد. اين وسيله محفظهاي براي جمعآوري ترشحات و مايعات دارد كه بالقوه ميتواند خطرآسپيراسيون را كاهش دهد و به خاطر شكل خاصش احتمال نشت هوا از اطراف آن بسيار كم است. به علت نداشتن كاف گذاشتن آن در دهان ميتواند راحتتر باشد، هر چند از نظر شكل ظاهري از LMA هم سايز خود بزرگتر به نظر ميرسد.(3)
مطالعات متعددي در چند سال گذشته به منظور بررسي مقايسه كارآيي و عوارض احتمالي استفاده از انواع
۵۵
مختلف ماسك هاي حنجره اي انجام شده است كه در مجموع برموثر بودن و كارآيي اين وسيله در جراحيهايي با بيهوشي عمومي همراه با تنفس مكانيكي و زمان كوتاه اذعان داشته اند.(10 -5)
در اين مطالعه اثر بخشي نوع كلاسيك ماسك حنجره اي (LMAc) را با نوع SLIPA در بيماران تحت بيهوشي عمومي را مقايسه كرده و متغيرهايي چون راحتي در نحوه گذاشتن وسيله، زمان تعبيه آنها، ميزان ورود هوا به معده، سطح اكسيژن شرياني در طي بيهوشي و مقدار بروز گلودرد بعد از خارج كردن وسيله در اين مطالعه مقايسه شده است. با توجه به وجود انواع مختلف ماسك -هاي حنجرهاي در دسترس، نتايج بدست آمده ميتواند به متخصص بيهوشي در انتخاب وسيله مناسب براي تهويه بيمار تحت بيهوشي عمومي كمك كند.

مواد و روشها
اين مطالعه به صورت كارآزمايي باليني تصادفي يك- سوكور طراحي و در بيمارستانهاي تابعه دانشگاه علوم پزشكي اراك انجام شد. بعد از تصويب كميته اخلاق پژوهش دانشگاه، 320 بيمار به صورت تصادفي ساده جهت شركت در اين مطالعه انتخاب شدند.
حجم نمونه بر اساس 05/0 = α و 80% =توان مطالعه و نسبت برابر دو گروه و درصد پيشفرض كارگذاري وسيله كنترل راه هوايي آسان به ترتيب در گروه LMAc و SLIPA بر اساس مرور متون 95% و 85% با استفاده از فرمول مقايسه نسبتها 160 نفر در هر گروه محاسبه گرديد.
بعد از معاينه اوليه قبل از عمل و دادن توضيحات لازم در مورد نحوه بيهوشي و روش مورد استفاده براي حفظ راه -هاي هوايي و تهويه بيمار در حين عمل و مشخص كردن عوارض و محاسن استفاده از انواع ماسكهاي حنجرهاي، از
۵۶
بيمار رضايت آگاهانه كتبي براي شركت وي در طرحتحقيقاتي گرفته شد. معيارهاي ورود بيماران در گروههايمورد مطالعه شامل بيماران تحت عمل جراحي عمومي، ارتوپدي ، اورولوژي و زنان كه نياز به بيهوشي عمومي داشتند، وضعيت قرارگيري بيمار در حين عمل در حالت خوابيده به پشت، سن 15 -70 سال، ASA I – II، شاخص توده بدني كمتر از 35، زمان عمل كمتر از يك ساعت، ناشتا بودن قبل از عمل حداقل 6 ساعت، نداشتن گلودرد، باردار نبودن، و نداشتن سابقه رفلاكس مري بودند.
براي كليه بيماران بعد از قرار گرفتن روي تخت عمل جراحي، راه وريدي تعبيه شده و تحت پايش استاندارد (فشارسنج ، ضربان قلب و پالساكسيمتر) قرار گرفتند.
بيهوشي عمومي با استفاده از پروپوفول 3-2 ميليگرم بر كيلوگرم و 2-1 ميكروگرم بركيلوگرم فنتانيل و آتراكوريم 2/0 ميليگرم بر كيلوگرم وريدي براي ايجاد شلي عضلاني كافي در طي عمل شروع شده، 2 دقيقه بعد LMA يا SLIPA به صورت تصادفي براي بيماران گذاشته شد. براي ادامه بيهوشي از ايزوفلوران و مخلوط
50% نيتروس اكسيد و اكسيژن استفاده شد.
قرارگيري ماسك حنجرهاي توسط متخصص بيهوشي انجام شده و براي لغزنده سازي در هر دو نوع ماسك، از ژل محلول در آب استفاده شد. براي گذاشتن هر دو نوع ماسك ابتدا سر بيمار مختصري به عقب خم شده و دهان را باز كرده، با دست راست ماسك حنجرهاي را وارد دهان كرديم. اگر از نوع كلاسيك LMA استفاده شده بود، كاف آن را با 20 -30 ميليليتر هوا پر كرده و در صورت وجود نشت هوا موقع تهويه، حجم آن را تا حدي افزايش ميداديم كه نشت از بين برود. در نوع SLIPA با توجه به نداشتن كاف، بعد از قرار دادن ماسك در داخل دهان، وجود نشت هوا در موقع تهويه را چك كرده، در صورت وجود نشت، سايز مناسب بزرگتر براي بيمار گذاشته شد كه در اين صورت زمانهاي قرارگيري بار دوم براي بيمار ثبت ميشد.
نحوه گذاشتن ماسكهاي حنجره اي LMA و
SLIPA به فرم 4 تايي كه در صورت گذاشتن موفق در همان بار اول در كمتر از 15 ثانيه كارگذاري آسان، گذاشتن موفق در بار اول ولي طولاني تر از 15 ثانيه كارگذاري نسبتاً مشكل، بيشتر از يكبار سعي براي كارگذاري موفق كارگذاري مشكل و عدم موفقيت در كارگذاري امتيازبندي شد. زمان گذاشتن LMA و SLIPA كه زمان لازم براي باز كردن دهان تا قراردادن موفق وسيله و انجام تهويه كامل با بيش از 6 ميليگرم بر كيلوگرم بود، برحسب ثانيه ثبت شد. تمام قرارگيري -هاي ماسكها توسط متخصص بيهوشي انجام شده و زمانها با كرونومتر يكسان توسط همكار هوشبري اندازه گيري و ثبت گرديد.
در طي عمل بيمار تحت تنفس مكانيكي با حجم 8 ميليگرم بر كيلوگرم و تعداد 12 در دقيقه قرار گرفته و fresh gas flow به ميزان 3 ليتر در دقيقه برقرار گرديد.
ميزان اشباع خون شرياني با استفاده از پالساكسيمتر هر 5 دقيقه تا 15 دقيقه بعد از شروع بيهوشي ثبت گرديد. ورود هوا به معده با گوش كردن محل معده روي شكم با گوشي پزشكي در سه نوبت بلافاصله بعد از گذاشتن ماسك، بعداز
15 دقيقه و در انتهاي عمل بررسي و ثبت شد.
بعد از پايان جراحي وقتي بيمار تنفس خودبخود داشته و حجم جاري به 8ميليگرم بر كيلوگرم رسيد و به تحريكات كلامي پاسخ ساده داد، ماسك خارج گرديد.
خارج كردن ماسك مي توانست به صورت آسان يا مشكل باشد كه ثبت گرديد. 30 دقيقه بعد از خارج كردن ماسك براساس مقياس بينايي ده رتبهاي (VAS) در مورد گلودرد از بيمار سوال شد و نتيجه در چكليست ثبت شد. در صورت وجود خونريزي در گلو و يا سطح ماسك نيز وجود آن ثبت گرديد.
در طي مراحل انجام كار، بيمار از نوع وسيله بكاررفته آگاهي نداشت ولي امكان بي اطلاع بودن همكارانيكه اطلاعات را ثبت ميكردند از نوع وسيله بكار رفته وجود نداشت.
در آناليز نتايج از نرم افزار SPSS استفاده گرديد. براي توصيف دادهها از شاخصهاي ميانگين و درصد فراواني و انحراف معيار استفاده شده ، در آناليز تحليلي در مقايسه شاخص هاي كيفي از تست 2Chi و براي شاخص هاي كمي براساس نرماليته و برابري واريانسها از يكي از دو تست T student و من-ويتني استفاده شد.
يافته ها
از 320 بيمار مورد مطالعه، 147 نفر زن و 173 نفر مرد بودند (جدول 1) كه بين دو گروه از لحاظ توزيع جنسيتي، اختلاف معنيداري مشاهده شد. (018/0 = p) بين ميانگين سن بيماران مورد مطالعه در دو گروه LMAc و SLIPA از لحاظ آماري تفاوتي وجود نداشت.
نتايج حاصل از چگونگي كارگذاري ابزار هاي كنترل
راه هوايي (LMAc و SLIPA) كه بر اساس 4 سطح كارگذاري آسان، كارگذاري نسبتاً مشكل، كارگذاري مشكل و عدم موفقيت در كارگذاري تقسيم بندي شده بود،. نشان دهنده وجود اختلاف معني دار در چگونگي قرار گرفتن وسيله هاي كنترل راه هوايي بين دو گروه مي باشد. ( 019/0 = P) (جدول 1) در هيچ كدام از دو گروه مورد عدم موفقيت مشاهده نشد.
ميانگين زمان كارگذاري وسيله هاي كنترل راه هوايي كه به صورت زمان لازم براي باز كردن دهان تا قرار دادن موفق وسيله و انجام تهويه كامل با بيش از 6 ميليليتر بر كيلوگرم برحسب ثانيه ثبت شده بود، در گروه SLIPA به طور معنيداري كمتر از ميانگين زمان جايگذاري LMAc ميباشد (جدول 1). (01/0 = p)
۵٧
ميانگين زمان لوله گذاري بر اساس جنسيت و نوع ماسك حنجره اي با يكديگر مقايسه گرديد كه در هر دو جنس اختلاف معنيداري بين دو گروه مشاهده گرديد.
(جدول 2)
بررسي داده ها مشخص كرد بين دو گروه درصد اشباع خون شرياني كه در سه نوبت بعد از كارگذاري وسيله كنترل راه هوايي ثبت شده (دقيقه 5 و 10 و 15) از لحاظ آماري تفاوتي وجود ندارد ( جدول 1).
از لحاظ ورود هوا به معده در دقيقه 1 و 15 بعد از گذاشتن وسيله كنترل راه هوايي و در پايان عمل بين دو گروه اختلاف معني داري مشاهده نشد. (جدول 1) مقايسه داده ها را بر اساس نوع وسيله سوپراگلوتيك و
جنسيت نشان داد؛ در گروه LMAc و SLIPA بين مردان و زنان از لحاظ ورود هوا به معده در دقيقه 1 اختلاف معنيداري وجود نداشت. در گروه LMAc بين مردان و زنان از لحاظ ورود هوا به معده در دقيقه 15 اختلاف معنيداري وجود نداشت ولي در گروه SLIPA تعداد زناني كه در دقيقه 15 هوا در معده داشتند به طور معنيداري از مردان بيشتر بود. در گروه LMAc بين مردان و زنان از لحاظ ورود هوا به معده در پايان عمل جراحي اختلاف معنيداري وجود نداشت ولي در گروه SLIPA تعداد زناني كه در پايان عمل جراحي هوا در معده داشتند به طور معنيداري از مردان بيشتر بود. (جدول 2) از لحاظ راحتي خروج وسيله بين دو گروه اختلاف معنيداري مشاهده نشد. (جدول 1) مقايسه داده ها بر اساس نوع وسيله و جنسيت نشان داد كه در گروه LMAc بين مردان و زنان از لحاظ راحتي خارج كردن ماسك اختلاف معنيداري وجود نداشت ولي در گروه SLIPA ، ميزان خروج راحت ماسك در مردان به طور معنيداري بالاتر از زنان بود. (جدول 2) در گروه SLIPA تعداد 21 نفر (125/13%) گلودرد

جدول1: مقايسه متغيرهاي دموگرافيك، كارايي و عوارض ماسك حنجره اي در دو گروه
333756-107714

بررسي

مورد

متغيرهاي

مطالعه

مورد

گروه



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید