فصلنامه علمي پژوهشي بيهوشي و درد، دوره 1، شماره
4

بررسي اثر دگزامتازون وريدي بر شيوع سردرد پس از آنستزي اسپاينال
در عمل جراحي سزارين

كامران متقي1، فرهاد صفري1، ليلا خدابنده لو2، عليرضا سليمي*3
1 – استاديار بيهوشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دستيار بيهوشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دانشيار بيهوشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي (*مؤلف مسئول)
تاريخ دريافت: 20/3/1390 تاريخ پذيرش:24 /4/1390

چكيده:
-61975-1325121

زمينه و هدف: سردرد پس از پاره شدن دورا، يك مشكل شايع در زنان جوان كانديد سزارين ميباشد، اگر چه استفاده از سوزنهايي با قطر كمتر، شيوع آن را كاهش داده است . بروز سردرد از چند ساعت تا 7 روز پس از پاره شدن ميتواند رخ دهد و ميتواند عاملي براي تاخير در ترخيص از بيمارستان باشد. معمولاً براي جلوگيري و درمان اين عارضه، روشهاي گوناگوني مانند توصيه به استراحت و استفاده از مسكنهاي غيراپيوييدي، كافئين و كدئين پيشنهاد ميشود، ولي هيچ يك تاكنون كاملاً مؤثر نبودهاند. در صورت ادامه سردرد، تزريق خون بداخل فضاي اپيدورال انجام
ميگيرد .
مواد و روش: شصت بيمار در محدوده سني 45 -18 سال ASA class I,II كانديداي سزارين الكتيو بدون سابقه سردرد و مصرف مسكن و اعتياد به مواد مخدر ، به صورت تصادفي در دو گروه دگزامتازون و نرمال سالين به عنوان

دارونما تقسيم شدند . پس از انجام اسپاينال آنستزي به روش يكسان ، در گروه اول 8 ميليگرم دگزامتازون به صورت تزريق آهسته وريدي ( انفوزيون) و در گروه شاهد 2 ميليليتر نرمال سالين تجويز شد . سپس در ساعات 1و6و18و24 و روزهاي 2 الي 7 پس از عمل در مورد وجود يا عدم وجود سردرد از بيماران پرسيده شد .
يافتهها: يافته هاي دموگرافيك در دو گروه اختلاف معنيداري نداشت . شيوع سردرد در دو گروه در هيچيك از ساعات در روزهاي در پي، از نظر آماري، اختلاف معنيداري نداشتند .
نتيجهگيري: اين تحقيق نشان داد كه دگزامتازون ، دوز8 ميليگرم ، پس از اسپاينال در خانمهاي باردار كانديداي سزارين الكتيو بر ميزان شيوع سردرد پس از اسپاينال تاثيري ندارد.

واژگان كليدي: خانمهاي باردار، اسپاينال آنستزي، سردرد پس از پاره شدن دورا، ذگزامتازون وريدي.

مؤلف مسئول: تهران، خ كارگر جنوبي، خ كمالي، بيمارستان لقمان حكيم، دفتر دپارتمان بيهوشي و مراقبتهاي ويژه دكتر عليرضا سليمي، پست الكترونيك: [email protected]

مقدمه
سردرد پس از سوراخ شدن دورا * يك مشكل شايع در زنان باردار مي باشد كه به دنبال بي حسي محور عصبي روي مي دهد وناشي از پاره شدن دوراست .
مكانيسم احتمالي اين عارضه به دليل از دست دادن مايع مغزي –نخاعي بوده كه منجر به بروز كشش و فشار روي اجزاي درون مغز و گشادي عروق مي شود(1). به دليل اينكه عامل خطرزا در اين بيماري سنين جواني و جنس مونث مي باشد لذا بروز اين مشكل در جمعيت زنان بار دار كه به دليل زايمان طبيعي يا سزارين تحت بي حسي محور نخاعي قرار مي گيرند ( اسپاينال ) بيشتر ديده مي شود(2). به طور كلي علائم بروز عارضه از چند ساعت پس از پاره شدن دورا روي داده و تا 7 روز بعد ادامه مي يابد(2).
-2894753-2505407

ريسك فاكتورهاي اين نوع سردرد شامل قطع ناگهاني مصرف كافئين، تاريخچهسردرد هاي قبلي، سن بيشتراز 45 سال، دهيدراتاسيون، بارداري، اندازه قطر سوزن اسپاينال،تعداد سوراخهاي ايجاد شده در دورا و تاريخچه قبلي بروز سردرد به دنبال اسپاينال ميباشد(3). با تمايلي كه در كوتاهتر شدن زمان بستري زنان پس از سزارين وجود دارد ، بروز آن ممكن است درزماني روي دهد كه مادر از بيمارستان مرخص شده يا عاملي براي تاخير در ترخيص آناناز بيمارستان گردد(4). با تكامل در ساخت سوزن هايي با قطر كمتر ، بروز اينمشكل در زنان باردار كمتر شده است ، در پژوهشي بروز آن با سوزن هاي ويتاكر شماره 72 به 1/3% رسيده است(5).
درمان اين درد شامل مصرف مسكن هاي غير اپيو ييدي ، كاهش تحريكات شنوايي و بينايي محيطي ، مصرف كافئين 300 ميليگرم خوراكي يا 500 ميليگرم در يك ليتر سرم در عرض 1 يا 2 ساعت مي باشد(6). در صورت عدم پاسخ به ادامه درمان،تنها راه باقي مانده، تزريق خون به صورت اپيدورال است(3)كه به نظر مي رسد هيچكدام درمان ايده آلي نمي باشند.
با توجه به بروز مشكلات روحي و رواني و همچنين افزايش هزينه هاي بيمارستاني در بيماران ناشي از اين عارضه و نبود روش پيش گيري قطعي براي اين گونه سردرد ها و نتايج مطالعات قبلي مبني بر تاثير داروي دگزامتازون بر درمان سردردهاي خوشخيم و ميگرني(1)، اين مطالعه با هدف تعيين تاثير داروي دگزامتازون بر پيش گيري از بروز سردردپس از بي حسي نخاعي در عمل جراحي سزارين انجام شد.

روش مطالعه
در اين تحقيق 60 بِيمار در محدوده سني 18 تا 45 سال با ASA كـلاس 1و2 بـدون سـابقه سـردرد ،داروهـــ اي ضـــ د تشـــ نج يـــ ا داروهـــ اياعصاب،دهيدراتاسيون،تاريخچه قبلي سـردرد ناشـياز بيحسي اسپاينال، بر پايه جدول اعـداد تصـادفيبـه دو گـروه مـورد ( دگزامتـازون ) و گـواه (نرمـال سالين) تقسيم شدند . نحوه كار براي افراد تشريح و از آنها رضايت آگاهانه گرفته شد.
در هر دو گروه 6 ميليليتر بر كيلوگرم مايع رينگر بعنوان حجم جبرانيداده شده، سپس بيمار در وضعيت نشسته قرار گرفته ، با بتادين 10% پوست پرپ شده وتحت شرايط استريل پس از تزريق2 ميليليتر ليدوكايين 2% جهت بيحسي پوست و بافت زير جلد ، سوزن اسپاينال Quinckeشماره 25 بصورت موازي با الياف طناب نخاعي استفاده شده و پس از ورود به دورا و خروج مايع مغزي نخاعي از سوزن، بوپيواكائين 0.5% (8/2 ميلي-گرم) هايپربار اسپاينال تزريق شده و سپس سوزن خارج شده و پوست پانسمان شده و بيمار به وضعيت خوابيده باز گردانده شد.پس از آغاز كار، در سرم گروه گواه، با يك سرنگ 2ميليليتر، 2 ميلي-ليتر نرمال سالين و در گروه تجربي mg8 ميلي -گرم(2ميليليتر) دگزامتازون به صورت وريدي تجويز شد.
-2894726-924267

پس از حصول آنستزي و حفظ سطح آنستزي در T4-T6، براي بيماران بر اساس قانون * 1/2/4 مايع defecit و نگهدارنده محاسبه شده وتجويز شد . به ازاي هر ميليليتر خونريزي تا حداكثر مجاز خونريزي 3ميليليتر مايع رينگر و پس از آن هر ميليليتر خونريزي با حجم مساوي از خون ايزوگروپ كراس مچ شده جايگزين شد . در صورت افت فشار خون بيش از 30% از ميزان اوليه از افدرين 5ميليگرم وريدي استفاده شد .
ميزان سردرد بيماران پس از عمل توسط متخصص بيهوشي دوم بلافاصله پس از ورود به ريكاوري و در ساعات 1 ، 6 ، 18 ،24 پس از ترخيص از اتاق عمل اندازه گيري شد. نحوه اندازه گيري سردرد، دارد- ندارد بود.
در صورت بروز سردرد در بيماران ، درمانهاي معمول شامل استراحت مطلق، هيدراسيون، استفاده از مسكن كه در اين تحقيق شامل استامينوفنكدئين (300 ميليگرم استامينوفن20 ميليگرم كدئين) هر 6 ساعت و استفاده از شكم بند تجويز شد.
به بيمار گفته شد كه تا موقع ترخيص از بيمارستان ويزيت خواهد شد و تا يك هفته بعد ميتواند با متخصص بيهوشي در تماس تلفني باشد ودر صورت سردرد اطلاع بدهد و در صورت بروز سردرد بيماران از درمان مطابق با پروتكل درمان برخورد مي شدند.به ازاي 10 كيلوگرم اول 4 ميليليتر بر كيلوگرم و به ازاي 10 كيلوگرم دوم 2 ميليليتر بر كيلوگرم و به ازاي بقيه وزن 1 ميليليتر بر كيلوگرم

نتايج
در اين تحقيق 60 بيمار به ترتيـب در دو گـروه 30 نفري دريافت كننده دگزامتازون و نرمال سالين قرار گرفتند . دو گروه از لحاظ يافتههاي دموگرافيك بـاهم تفاوت آماري معنيداري نداشتند(جدول 1).
در هيچيك از دو گروه دگزامتازون و نرمال سـالين،در ساعات نخست و روز ششـم و هفـتم ، سـردرديمشاهده نشد .
در ساعات ششم و هجدهم، و روزهاي دوم و سوم و چهـارم و پـنجم ، در هـر دو گـروه سـردرد پـس از اسپاينال ديده شـد ولـي اخـتلاف دو گـروه از نظـرآماري معني دار نبود. در ساعت بيست و چهـارم درگروه دگزامتازون سـردردي وجـود نداشـت ولـي درگروه نرمال سـالين دو بيمـار سـردرد داشـتند ايـناختلاف نيز از نظر آماري معني دار نبود( جدول2 ).
در هيچيك از موارد سردرد پس از اسـپاينال ، نيـازبـه تزريـق خـون بـداخل اپيـدورال پيـدا نشـد . در هيچيك از موارد، شـواهد مننژيـت و عفونـت ديـدهنشد .

بحث
در مطالعه توكلي و همكاران ( دانشگاه علوم پزشكي ياسوج ) اگرچه همانند مـا از دگزامتـازون اسـتفادهكـرده انـد ولـي هـدف آنهـا نيـز هماننـد اشـرف و همكاران، درمان سردردهاي ايجاد شده بـوده اسـت.
دوز مورد استفاده نيـز 2/0 ميلـي گـرم بـه ازاي هـركيلوگرم وزن بدن بوده است.
-3161670-134063

در مقايسه با مطالعه ديماهيس و همكاران، اگرچـههدف بر روي پيشـگيري از ايجـاد سـردرد متمركـزبوده ، ولي تفـاوت كـار ايشـان بـا پـژوهش كنـوني،استفاده از بتامتازون به جاي دگزامتازون و نيز روش تجويز بوده اسـت . راه تجـويز دارو در مطالعـه وي ، اپيدورال بوده است. كه به دليل مجـاورت دو محـلپارگي دورا، احتمالاً اثرات بارزتري به جاي گذاشـتهاست. در مطالعه اشرف و همكـاران (دانشـگاه علـومپزشكي تهران) براي درمان سردرد پس از اسـپاينالاز هيـدروكورتيزون وريـدي 200 ميلـيگـرم ب راي مقدار بارگيري و سپس 100 ميليگرم هر 8 ساعت تا 48 ساعت پس از عمل اسـتفاده شـد كـه درمـانموثر بوده است. در تحقيق كنوني ما از دگزامتـازونبه صورت 8 ميلي گرم تك دوز و براي پيشـگيري ازبروز سردرد پس از اسپاينال بهره گرفتيم كـه مـوثرنيفتاد. شايد علت ايـن تفـاوت در نتـايج ، بـه واقـعتفـاوت در صـورت مسـاله باشـد چـرا كـه اشـرف و همكاران براي درمان سردرد ايجاد شده و مـا بـرايپيش گيري از س ردردي ك ه محتم ل ب ود ، از دارو استفاده نموديم. از سوي ديگر ما به صورت تك دوز اشرف به صورت ادامه تجويز دارو تا 48 ساعت پـساز عمل استفاده كرديم. در نهايت اگرچـه دو دارويدگزامتـازون و هي دروكورتيزون، ه ر دو از خ انواده كورتيكوستروئيك بودند ولي اثرات گوناني دارند. نتيجهگيري
نتيجهگيري كلي از اين تحقيق ايـن مـي باشـد كـهتج ويز دگزامت ازون وري دي ب ا دوز 8 ميل يگ رم وريدي، بي درنگ پس از انجام اسـپاينال در خـانم-هاي باردار كانديداي سزارين، بر ميزان سردرد پـساز اسپاينال، تاثير بارزي ندارد .

پيشنهادات
در مطالعــه ديگــري دوز متفــاوت از دگزامتــازونبكارگيري شود. براي اينكـه نتيجـه مطالعـه تعمـيمپذيري بيشتري داشته باشد مطالعه با تعداد بالاتري نمونه انجام شـود مطالعـه اثـر دگزامتـازون بـر رويجمعيت هاي متفاوت انجام شود .

بررسي شاخصهاي پراكندگي و مركزي سن بيماران در دو
نرمال سالين دگزامتازونميانگين سني 56/28 73/27
بيماران
ميانه سني بيماران 28 27انحراف معيار سني 6/4 9/4
بيماران
جوان ترين بيمار 20 20 مسن ترين بيمار 36 38
گروه به تفكيك (جدول

جدول توزيع فراواني بيماران بر اساس شيوع سردرد
(جدول

complication of neuraxial blockade in parturients: a
meta- analysis of obstetrical studies. Can J Anesth

esthesiology and Pain

Vol. 1, No. 4, Summer 2011
(ISRAPM ٥ )
4
-1059178754697

n

n

2003; 50: 460-9.
. Mac Arthur C, Lewis M, Knox EG. Accidental dura puncture in obstetric patients and long terms symptoms. BMJ 1993; 306: 883-5.

Evaluation the efficacy of IV dexamethasone on post puncture
headache incidence after cesarian section

Kamran Motaghi1, Farhad Safari1, Leili Khodabendelou2, AlirezaSalimi*3

Assistant Professor of Anesthesiology, ShahidBeheshti University of Medical Sciences.
Resident of Anesthesiology, ShahidBeheshti University of Medical Sciences.
Associate Professor of Anesthesiology, ShahidBeheshti University of Medical Sciences

Abstract
Introduction: Although its prevalence has reduced since introduction of small size spinal needles, post dural puncture headache is a still a common problem in young women. Headache could appear several hours to seven days after dural puncture, and could be a cause for delayed hospital discharge. (There are several methods for prevention and treatment of this side effect such as complete bed rest, hydration, non-opioid analgesics, caffeine, codeine, which none of them proved to be totally effective. The last option would be epidural blood patch).
-25652-2372665Methods and Materials: Sixty parturients aged 18-45 years old in American Society of Anesthesiologist (ASA) class of I or II, who had no past history of headache, analgesic consumption, substance abuse and drug addiction, candidate for elective cesarean section, were randomly assigned into two groups of case (Dexamethasone) and control (Norman saline). The anesthesia method for both groups was precisely the same. After spinal anesthesia 8 mg of intravenous Dexamethasone and 2 ml of intravenous normal saline were infused for case and control groups respectively, then at 1st, 6th,18th and 24th hours and 2nd, 3rd, 4 th, 5th,6th and 7th days post operative, patients were asked about headache.
Results: There were no demographic differences between two groups. The differences of headache prevalence in all times post operative, were sot statistically meaningful between two
groups
Conclssion: This study showed that 8mg of intravenous Dexamethasone does not have any
significant effect on headache prevalence in parturients after spinal anesthesia for elective
cesarean section.
Keywords: parturients, spinal anesthesia, post dural puncture headache, intravenous dexamethasone.

*Correesponding author address: DrAlireza salami, ShahidBeheshti University of Medical Sciences, e‐mail: [email protected]

٦



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید