فصلنامه علمی پژوهشی بیهوشی و درد، دوره 5، شماره 1، پاییز 1393
5292162-107992

بررسـی تاثیر اضافه کردن سـولفات منیزیـوم به لیدوکائیـن اینتراتکال بر مدت بـی دردی پـس از اعمال ارتوپدی انـدام تحتانی
بهرام نادری نبی1، عباس صدیقی نژاد2، محمد حقیقی3*، حامد حسنزاده مقدم4، سمانه غضنفر طهران5، نسیم عاشوری ساحلی5
دانشیار گروه بیهوشی و فلوشیپ اینترونشنال درد، مرکز تحقیقات بیهوشی و مراقبتهای ویژه دانشگاه علوم پزشکی گیلان، بیمارستان پورسینا رشت
دانشیار گروه بیهوشی و فلوشیپ بیهوشی قلب مرکز قلب حشمت، مرکز تحقیقات بیهوشی و مراقبتهای ویژه دانشگاه علوم پزشکی گیلان، بیمارستان پورسینا رشت
دانشیار و عضو هیات علمی گروه بیهوشی، مرکز تحقیقات بیهوشی و مراقبتهای ویژه دانشگاه علوم پزشکی گیلان، بیمارستان پورسینا رشت
متخصص بیهوشی
دستیار گروه بیهوشی دانشگاه علوم پزشکی گیلان، بیمارستان پورسینا رشت
15912072

تاریخ دریافت: 20/4/93تاریخ بازبینی: 20/5/93تاریخ پذیرش: 29/5/93چکیده
0900001پژوهشـی

مقـاله
20

پژوهشـی

مقـاله

20

زمینـه و هـدف: اعمـال جراحـی ارتوپدی به دلیـل ماهیت جراحی روی اسـتخوان و مفاصل با درد پـس از عمل بالایی همراهند. اسـتفاده از مخدرهای وریـدی، عضلانـی، داخـل نخاعـی و اپیـدورال همگی از روشهـای کنترل درد پس از عمل هسـتند که دارای عـوارض جانبی متعددی میباشـند. تجویز منیزیـوم داخـل نخاعـی بـا بلوک گیرنـده آن ” متیل دیآسـپارتات” باعث کاهش درد پس از عمل میشـود، بـدون آنکه با افزایش عـوارض جانبی همراه باشـد. هـدف از انجـام ایـن مطالعـه تعییـن تاثیر اضافـه کردن سـولفات منیزیوم بـه لیدوکائین اپینفریـن داخل نخاعـی در مدت بیدردی پـس از عمل ،در جراحیهـای ارتوپدی اندام تحتانی اسـت.
مواد و روشها: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی دوسوکور در بیماران کاندید عمل ارتوپدی اندام تحتانی انجام شدهاست. برای این منظور 651 بیمار به دو گروه تقسیم شدند، که یک گروه سولفات منیزیوم همراه با لیدوکائین اپینفرین و گروه دیگر لیدوکائین اپینفرین همراه با آب مقطر بهعنوان پلاسبو دریافت نمود. مدت زمان بی دردی براساس فاصله زمانی درخواست مسکن توسط بیمار از زمان تزریق دارو، درد بیماران براساس مقیاس دیداری درد و میزان پتیدین مصرفی در دو گروه محاسبه شد. اطلاعات توسط نرمافزار آماری SPSS 12 آنالیز گردید.
یافتههـا: در مطالعـه مـا میانگیـن سـنی بیمـاران در دو گـروه درمانـی و کنتـرل به ترتیـب 5/7±34 و 1/8±9/31 سـال بـود. میانگین مـدت زمان بی دردی در گـروه درمانـی ،7/29±143/7 دقیقـه و در گـروه کنتـرل ،1/18± 100/9 دقیقـه بـود کـه مـدت زمـان بـیدردی بهطـور معنـیداری در گروه سـولفات منیزیـوم طولانیتـر از گـروه کنتـرل بودهاسـت. میـزان درد بیماران براسـاس مقیاس دیـداری درد در گروه سـولفات منیزیـوم 36/0±9/3 و در گـروه کنتـرل 53/0 ± 56/5 بـود، کـه بهطـور معنـیداری در گروه سـولفات منیزیـوم، کمتر از گـروه کنترل بـوده اسـت) 000/0=P(. میانگین پتیدین مصرفـی در گـروه سـولفات منیزیـوم 42/6 ±15 میلیگـرم و در گـروه کنتـرل 72/6 ±33 میلیگـرم بـود کـه از نظر آمـاری معنیدار بـود) 000/0=P(.
نتیجه گیری: سولفات منیزیوم همراه با لیدوکائین موجب کاهش درد پس از عمل بیشتری در مقایسه با لیدوکائین تنها میشود .
واژههای کلیدی: سولفات منیزیوم، لیدوکائین، درد پس از عمل

نویسنده مسئول: دکتر محمد حقیقی، دانشیار و عضو هیات علمی گروه بیهوشی، مرکز تحقیقات بیهوشی و مراقبتهای ویژه دانشگاه علوم پزشکی گیلان ،بیمارستان پورسینا رشتایمیل: [email protected]
مقدمه
درد پـس از عمـل بـا وجـود بسـیاری از تکنیکهـای جدیـد و درمانهـای آنالژزیک مدرن هنوز یکـی از موضوعات بحث برانگیز میباشـد. اعمـال جراحی ارتوپـدی بهدلیل ماهیـت جراحی روی مفصـل و اسـتخوان بـا درد پـس از عمـل بالایـی همراه هسـتند .اسـتفاده از مخدرهای وریدی، عضلانـی، داخل نخاعی و اپیدورال همگـی از روشهـای کنتـرل درد هسـتند کـه با عـوارض جانبی هماننـد تضعیف تنفسـی، خارش، تهـوع و اسـتفراغ و بهطور نادر ایسـت قلبی – تنفسـی همراه هسـتند)5-1(. اضافه کردن ترکیباتی هماننـد کتامین، فنتانیـل، پروسـتیگمین، میـدازولام، کلونیدینبـه داروی بیحـس کننـده موضعـی در بیحسـی نخاعـی از تحقیقاتـی اسـت کـه در ایـن زمینـه صـورت گرفتـه و همگی به نوعـی از فوایـد و معایبـی برخوردارند6)،7(. تحریـک دردناک منجر به آزاد شـدن نوروترانسـمیترهای گلوتامین و آسـپارتات میشود کـه این نوروترانسـمیترها به رسـپتورهای امینواسـیدی تحریکی ماننـد رسـپتورهای ان متیـلدی آسـپارتات متصـل میشـوند .فعـال شـدن رسـپتورهای ان متیلدی آسـپارتات، منجـر به ورود سـدیم و کلسـیم بـه داخـل سـلول و خـروج پتاسـیم بـه خـارج از سـلول شـده و سـبب حسـاس شـدن مرکـزی میشـود)8(
کـه اسـتفاده از منیزیـوم بهعنـوان یـک انتاگونیسـت غیررقابتـی گیرنـده ان متیـلدی آسـپارتات از ایـن حسـاس شـدن مرکـزی جلوگیـری مینمایـد. ایـن دارو در محـور نخاعـی اثـرات کنتـرل کننـده درد را اعمـال مینمایـد. تجویز وریدی سـولفات منیزیوم حیـن بیهوشـی عمومـی از نیازهـای مخـدری حیـن و پـس از عمـل جراحـی میکاهـد)31-9(. تحقیقـات بهعمـل آمـده نشـان داده کـه تجویـز منیزیـوم اینتراتـکال قـادر بـه تقویـت خـواص ضـد دردی مخدرهـا هنـگام درد زایمـان و کنتـرل درد پـس از عمـل ارتروسـکوپی زانـو میباشـد)41(. مطالعـات فـوق بـا تجویـز اینتراتـکال منیزیـوم در حیوانـات هماهنـگ بودهاسـت)61،71(. سـلامت تجویـز منیزیـوم اینتراتکال در مطالعات زیـادی به اثبات رسـیده و ایـن دارو در انالیزهای هیسـتوپاتولوژیکی، فاقد تاثیرات توکسـیک بودهاسـت)61(، مثـلا در یـک مطالعـه اثـرات تجویـز سـولفات منیزیـوم اینتراتـکال در جلوگیـری از ایسـکمی طنـاب نخاعـی حیـن کراس کلامپ آئـورت به اثبات رسـیده و هیچگونه آسـیب هیسـتوپاتولوژیکی مشـاهده نشدهاسـت)81(. البتـه در یک مطالعـه که در سـال 2013 توسـط ازدوگان بـر روی موش انجام شـد، تغییـرات نورودژنراتیو توسـط سـولفات منیزیـوم اینتراتکال مشـاهده شـد)91(، امـا در مطالعـات دیگـر بـا دوز 100 میلیگـرم کـه مـا در ایـن مطالعـه بـهکار بردیـم، ایـن عارضـه ایجاد نشـده اسـت)61،81،42(. هـدف از انجام این مطالعه بررسـی مـدت زمان بی دردی پـس از عمـل جراحی ارتوپـدی اندام تحتانی میباشـد که بـا اضافـه نمـودن سـولفات منیزیوم بـه ترکیب لیدوکائیـن و اپی نفریـن اینتراتـکال انجام میشـود.
مواد و روشها
587451-842267

-29671366925171

ایـن مطالعه یـک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسـوکور اسـت که ،با اسـتفاده از فرمول محاسـبه انـدازه نمونه مطالعات مقایسـهای ،انـدازه نمونـه، بـرای هـر گـروه 78 نفـر بهدسـت آمـد. بنابراین با توجـه بـه هـدف مطالعـه، حجـم کل نمونـه برابـر بـا 156 بیمار 20-50 سـاله بـا کلاس انجمـن بیهوشـی امریـکا 1 و 2 کاندیـد جراحـی ارتوپـدی اندام تحتانی در بیمارسـتان پورسـینای شـهر رشـت با طول مدت عمل کمتر از 90 دقیقه وارد مطالعه شـدند . معیارهـای عـدم ورود شـامل: بیمـاران با سـن کمتر از 20 سـال و بیشـتر از 50 سـال، کلاس انجمـن بیهوشـی امریـکا بالاتـر از 2، عفونـت موضعی و سیسـتمیک، اختلال انعقـادی، هایپوولمی ،حساسـیت دارویی، سـابقه ای از سـوء مصرف مواد مخدر و مدت عمـل بیشـتر از 90 دقیقـه بـود. پـس از کسـب اجـازه از کمیتـه اخـلاق و دریافـت شـماره ثبـت 440، بـا رعایت شـرایط اخلاقی و کسـب اجـازه بهصـورت رضایـت آگاهانـه از بیمـاران، نمونههـا بهصـورت تصادفی توسـط کامپیوتـر به دو گـروه M: )لیدوکائین ،سـولفات منیزیـوم، اپـی نفریـن( و گـروه C: )لیدوکائیـن، آب مقطـر، اپینفرین(، تقسـیم شـدند. تمـام بیماران پـس از دریافت 10 میلیلیتـر بـر کیلوگـرم از یـک محلـول کریسـتالوئید وریدی جهـت دوز بارگیـری اولیـه، توسـط یـک متخصص بیهوشـی که از نـوع داروهـای مصرفـی در سـرنگ اطلاع داشـت تـا در صورت بـروز مشـکل بتوانـد اقدامـات لازم را انجـام دهـد، در وضعیـت نشسـته در سـطوح مهـرهای سـوم و چهـارم کمری یا در سـطوح مهـرهای چهـارم و پنجـم کمـری بـا سـوزن شـماره 25 تحـت بیحسـی نخاعـی قـرار گرفتنـد. بیمـاران در گـروهM، جهـت بیحسـی نخاعـی ترکیبـی از 100 میلیگـرم لیدوکائین سـاخت شـرکت داروسازی سـینا دارو و 100 میلیگرم سـولفات منیزیوم 20% )معـادل 5/0 میلیلیتر( مربوط به شـرکت داروسـازی دکتر قاضـی و 1/0 میلیلیتـر اپینفریـن دریافـت کردنـد. حـال آنکـه بیمـاران گـروه C، 100 میلیگرم لیدوکائین شـرکت داروسـازی سـینا و 1/0 میلیلیتـر اپینفریـن و 5/0 میلیلیتـر آب مقطـر جهـت بیحسـی نخاعـی دریافـت نمودنـد. حجـم کل هریـک از دو مجموعـه فـوق 6/2 میلیلیتـر بـود. بیمار و رزیدنت بیهوشـی کـه ارزیابیهـا را انجـام مـیداد و اطلاعـات را ثبـت میکـرد ،نسـبت بـه داروهـای تزریـق شـده بیاطلاع بودنـد. پـس از انجام بیحسـی نخاعـی، بـرای بیمـاران اکسـیژن بـا ماسـک بـه میزان 4 لیتـر در دقیقـه گذاشـته شـد. جهـت مانیتورینـگ بیمـاران از دسـتگاه مانیتورینـگ سـعادت اسـتفاده شـد کـه قـادر بـه ثبـت ریتـم امـواج الکتریکـی قلـب و اندازهگیـری پالس اکسـیمتری و نیـز مجهـز بـه سـنجش فشـار خـون غیرتهاجمـی بـود. رزیدنت بیهوشـی کـه نسـبت بـه داروی تزریقـی بـی اطـلاع بـود، تمـام ارزیابیهـای پـس از تزریـق را انجـام میداد. علائم حیاتی شـامل فشـار خـون و ضربـان قلـب هـر 5 دقیقه تـا دقیقه 30 و سـپس هـر 15 دقیقـه تا پایـان عمل ثبت میشـد. در صورت افت فشـار )فشـار سیسـتولیک کمتـر از 90 میلیمتـر جیـوه یـا افـت بیش از 20 درصـد فشـار از حـد پایـه( بـه بیمـار 250 میلیلیتر نرمال سـالین بهصـورت بولـوس و در صـورت عدم پاسـخ ،10 میلیگرم افدریـن تزریـق میشـد. در صـورت کاهش ضربان قلـب )کمتر از 50 ضربـه در دقیقـه( بـه بیمـاران 5/0 میلیگـرم اتروپین تزریق میشـد. مدت زمـان بی دردی از زمـان تزریق اینتراتـکال دارو تا زمـان درخواسـت بیمـار به تجویز مسـکن ثبت شـده و درصورت نیـاز بیمـار بـه مسـکن )مقیـاس دیـداری درد بالاتـر از 4(، 5/0 میلیگـرم بـر کیلوگـرم پتیدیـن وریـدی تجویـز میگردیـد. در طـی این مدت، فعالیت موتور توسـط سیسـتم نمـره دهی بروماژ )91( بررسـی شـد. پـس از پایان عمل، مدت بـی دردی تا زمان نیاز بـه مسـکن، درد بیمـاران براسـاس مقیـاس دیـداری درد، میزان پتدیـن مصرفـی، فعالیت موتور، فشـار خـون، تعـداد ضربان قلب و تضعیف تنفسی ارزیابی شدند و عوارض گزارش گردید .
اطلاعـات بهدسـت آمـده پـس از کدگـذاری وارد کامپیوتر شـد و بـا نرمافزار اماری SPSS ویرایش 12و اسـتفاده از آزمون فیشـر ،تـی و مـن ویتنـی مـورد تجزیه و تحلیـل قرار گرفـت و 05/0P> بهعنـوان سـطح معنـیداری در نظـر گرفته شـد. برای مشـخص نمـودن نرمـال بـودن توزیـع نمونههـا از آزمـون کولوموگـورف اسـمیرنو تک نمونهای اسـتفاده شـد.
یافتهها
ایـن مطالعـه بر روی 156 بیمار ،78 نفـر در گروه M )لیدوکائین ،سـولفات منیزیـوم، اپینفریـن( و 78 نفر در گـروه C )لیدوکائین ، اپینفریـن، آب مقطر( انجام شـد. میانگین سـنی بیمـاران، توزیع جنسـی و نـوع کلاس انجمـن بیهوشـی امریـکا بیـن دو گروه M و C مشـابه بـود و اختلاف معنـیداری وجود نداشـت )جدول2(. میانگیـن مـدت عمل بیماران در دو گروه درمانی و کنترل مشـابه و بهترتیـب 92/5±91 و 7/11±80 دقیقـه بـوده)182/0=P(، که از نظـر آمـاری معنـیدار نبود. طـول مدت بـی دردی در گروه M بهطـور معنـیداری بیشـتر از گـروه C بـود) 05/0P>(. همچنین میـزان درد بیمـاران بـر اسـاس مقیـاس دیـداری درد و میـزان پتیدیـن مصرفـی در گـروه C واضحا بیشـتر از گروه M میباشـد 0/05)P>( )جـدول3(. تضعیـف تنفسـی در گـروه کنتـرل) C(، بهطـور معنـیداری بیشـتر از گـروه درمانـی) M( اسـت ولـی تغییـرات همودینامیـک در دو گـروه اختـلاف معنـیداری نـدارد )جـدول4(. میانـه درجـه آزمون برومـاژ در گـروه M و C بترتیب
3 و 2 اسـت کـه ایـن اختـلاف از نظـر آمـاری معنـیدار اسـت
)100/0=P( )جـدول5(. طـول مـدت بـی دردی هـم در مردان و هـم در زنـان در گـروه درمانی بهطـور معنیداری بیشـتر از گروه کنتـرل اسـت. همچنین طـول مدت بـی دردی هـم در افراد 02 تـا 35 سـال و هـم در افـراد 36 تـا 50 سـال در گـروه درمانـی بهطـور معنـیداری بیشـتر از گـروه کنترل اسـت) 05/0P>(.
بحث
مطالعـه حاضـر، نتایـج جالـب توجهـی در مـورد نقـش سـولفات منیزیـوم در بـیدردی پس از عمل جراحی را نشـان میدهد. این مطالعـه مـا از برخی جهات قدرت بیشـتری نسـبت بـه مطالعات مشـابه داشتهاسـت، زیـرا دو گـروه مـورد مطالعـه بـه لحـاظ فاکتورهـای دموگرافیـک اختـلاف معنـیداری بـا هـم نداشـتند .لـذا ایـن فاکتورهـا اثـر مخـدوش کننـدهای بـر نتایـج مطالعـه نداشـت. بیخطـر بـودن سـولفات منیزیـوم داخـل نخاعـی در بسـیاری از مطالعـات حیوانی و انسـانی به اثبات رسیدهاسـت)51(. در ایـن مطالعـه از دوز 100 میلیگـرم سـولفات منیزیـوم داخـل نخاعـی اسـتفاده شـد که ایـن دوز، در مطالعهای که توسـط لی و همکارانـش در سـال 2007 انجـام شـدهبود، باعث طولانی شـدن مـدت بـیدردی بـدون عـوارض جانبـی شـد)61(. البتـه در یـک مطالعـه که در سـال 2013 توسـط ازدوگان بـر روی موش انجام شـد، تغییـرات نورودژنراتیو توسـط سـولفات منیزیـوم اینتراتکال مشـاهده شـد)91(. اما مطالعه مشـابهی که بتواند اثر نوروتوکسیک سـولفات منیزیـوم بـا دوز 50-100 میلیگرم را در انسـان نشـان دهـد، انجـام نشدهاسـت. بنابرایـن بهنظـر میرسـد کـه سـولفات منیزیـوم داخـل نخاعـی داروی خـوب و بـدون خطری اسـت که ایـن موضـوع در مطالعـه مـا نیـز بـه خوبی نشـان داده شـده که هیچگونـه عارضـه جانبـی بـا ایـن دارو ایجـاد نشـد. همچنین در مطالعـه ما اختلاف معنـیداری از نظر تغییـرات همودینامیک در دو گـروه وجود نداشـت.
587451-2671067

براسـاس نتایـج مطالعـه مدت زمان بـیدردی بهطـور معنیداری در گـروه سـولفات منیزیـوم طولانیتـر از گروه کنترل بودهاسـت .در ایـن مطالعـه مدت زمان بیدردی در دو گروه بر حسـب جنس مـورد آنالیـز قرار گرفـت و نتایج تحقیق نشـان داد که طول مدت بـیدردی هـم در مـردان هـم در زنـان در گـروه درمانـی بهطـور معنیداری بیشـتر از گـروه کنترل بود. در مطالعهای که در سـال 2014 توسـط دکتـر صدیقینـژاد و همکارانـش بـه بررسـی اثـر سـولفات منیزیـوم داخـل وریـدی به سـوفنتانیل در کنتـرل درد پـس از جراحـی ارتوپدی پرداختـه، موثر بودن سـولفات منیزیوم را در کنتـرل درد ایـن بیمـاران نشـان دادهاسـت)62(. دویگلـو و همکارانـش در مطالعـهای در سـال 2009 بـه بررسـی اثـر اضافه کـردن سـولفات منیزیـوم به بوپیواکائیـن و فنتانیل در بیحسـی نخاعـی در ارتروسـکوپی زانو پرداختنـد، نتایج مطالعه نشـان داد کـه مصـرف ضـد درد در طـی 24 سـاعت و در گروهـی کـه از سـولفات منیزیـوم اسـتفاده شـد، تفاوتی بـا گروه کنترل نداشـته اسـت ولـی مـدت زمانـی کـه اولین مسـکن درخواسـت شـد، در گـروه سـولفات منیزیـوم بهطـور معنـیداری طولانیتـر بـود که مشـابه مطالعـه مـا بـوده اسـت)3(. بـن حاجآمـور و همکارانش در مطالعـه خـود بـه نتیجه مشـابهی دسـت یافتنـد. آنها بـه ارزیابی اثـر انفوزیـون سـولفات منیزیوم در حیـن و پس از عمـل بر روی درد پـس از عمـل پرداختنـد. در این مطالعه آیندهنگر دوسـوکور ،48 بیمـار بهطـور تصادفـی بـه دو گروه تقسـیم شـدند و به گروه سـولفات منیزیـوم )گـروه M( در حیـن عمل و 6 سـاعت پس از عمـل سـولفات منیزیـوم تزریق شـد و گـروه P، پلاسـبو دریافت کردنـد. نتایـج مطالعـه نشـان داد کـه مـدت زمـان بیهوشـی در دو گـروه مشـابه بـود. زمـان درخواسـت اولیـن دوز مورفیـن در گـروه M بهطـور معنـیداری طولانیتـر از گـروه P بـود )30/0=P(. مصـرف مورفیـن در گـروه کنترل بهطـور معنیداری بیشـتر از گـروه M بـود) 2000/0=P(. نتایـج ایـن مطالعه حاکی از آن اسـت سـولفات منیزیـوم بـدون داشـتن عـوارض جانبـی مهمـی میتوانـد در بـیدردی پـس از عمل اسـتفاده شـود)5(. در مطالعـهای کـه در سـال 2012 توسـط میـردو و همکارانش برای ارزیابـی اثـر سـولفات منیزیـوم اینتراتـکال جهت بـیدردی پس از هیسـترکتومی پرداختنـد، نشـان داد که مدت بـیدردی بعداز عمـل در گـروه سـولفات منیزیـوم طولانیتـر و نیـاز بـه مصـرف مسـکن بعـد از عمـل واضحـا کاهـش مییابـد)8(. کـه نتایـج دو مطالعـه قبلـی قابل مقایسـه بـا تحقیق ماسـت کـه در مطالعه ما نیـز اولیـن زمان نیـاز بـه دریافت مسـکن طولانیتـر و همچنین میـزان مخـدر مصرفـی واضحـا در گروه سـولفات منیزیـوم کمتر از گـروه کنترل اسـت.
کایـا و همکارانـش در مطالعـه خـود در سـال 2009 اگرچـه در مـورد مـدت زمـان بـیدردی بـه نتیجـه خاصـی نرسـیدند ولـی میـزان کلـی مصـرف مورفیـن در گـروه M )سـولفات منیزیـوم( بهطـور معنـیداری کمتـر از گـروه R)کنتـرل( بـود. آرکیونـی و همکارانـش در مطالعهای در سـال 2007 به بررسـی نقش تجویز سـولفات منیزیـوم اینتراتـکال و اپیـدورال در کاهـش درد پـس از عمـل پرداختنـد. نتایـج ایـن مطالعـه نشـان داد کـه مصـرف مورفیـن در هـر دو گـروه اپیـدورال و اسـپاینال واضحـا کاهـش یافـت، کـه نتایج ایـن مطالعه نیز مشـابه مطالعه ما بودهاسـت)32(.در مطالعـهای کـه توسـط اونلوژنس و همکارانش در سـال 9002 انجـام شـد مـدت بـیدردی پـس از عمل با اسـتفاده از سـولفات منیزیـوم کاهـش مییابـد که ایـن در تضاد با مطالعه ما اسـت)42(. امـا ایـن میتوانـد ناشـی از دوز کمتر سـولفات منیزیـوم مصرفی 50) میلیگـرم( و اسـتفاده از آن در جراحـی غیـر از ارتوپـدی مثـل سـزارین باشـد. امـا مـا در ایـن مطالعـه از 100 میلیگـرم سـولفات منیزیـوم در جراحـی ارتوپدی اسـتفاده کردیـم. اما دوز بهینـه سـولفات منیزیـوم اینتراتـکال مشـخص نشدهاسـت. در مطالعـات قبلـی، اسـتفاده از دوز 50 و 100 میلیگـرم، بیدردی مناسـب بـدون عـوارض جانبـی ایجـاد میکنـد. بـا دوز 001 میلیگـرم سـولفات منیزیـوم، مـا افزایش مـدت بـیدردی بدون افزایـش عـوارض جانبی را در مقایسـه با مطالعات قبلی مشـاهده کردیـم)42(. هرچنـد افزایـش دوز ممکـن اسـت ریسـک تضعیـف تنفسـی را افزایـش دهـد)52(. اما هیچ یـک از بیمـاران ما تضعیف شـدید تنفسـی را تجربـه نکردنـد و تنهـا 5 بیمـار افـت درصـد اشـباع اکسـیژن شـریانی مختصر و کمتـر از 95% داشـتند.
مطالعـه مـا از لحـاظ حجم نمونـه و دوز داروی اینتراتـکال تجویز شـده بر سـایر مطالعات مشـابه برتری داشـت چراکه حجم نمونه مطالعـه فعلـی بیشـتر بـود. امـا یکـی از محدودیتهـای مطالعـه مـا اسـتفاده از پتیدیـن بـه عنـوان آنالژزیـک پـس از عمـل بـود چـرا کـه در بسـیاری از کشـورهای دنیـا، دیگـر پتیدیـن بـرای کنتـرل درد پـس از عمـل اسـتفاده نمیشـود. هرچنـد هنـوز بسـیاری از کشـورهای پیشـرفته از پتیدین جهت بـیدردی پس از عمـل اسـتفاده میکننـد)72(. بهطـوری کـه در یـک مطالعـه کـه در آفریقـای جنوبـی انجام شـده بود، نشـان داد کـه پتیدین شـایعترین مخـدر مصرفی) 69% بیمـاران( پس از عمل سـزارین میباشـد)82(. همچنیـن در مـوارد زیـر بهتـر اسـت از مصـرف پتیدیـن پرهیز شـود که شـامل بیماران سـرطانی، بیمـاران دچار آنمی سـیکل سـل، بیمـاری کلیه پلی کیسـتیک اتوزومـال غالب )ممنوعیـت مصرف مطلـق(، بیمـاران دیالیزی و بهعنـوان داروی ضـد درد پـس از اعمال جراحی میباشـد)72(. بنابراین بهتر اسـت در مطالعـات بعدی از پتیدین جهت کنترل درد بیماران اسـتفاده نشـود و از داروهـای جایگزیـن بدیـن منظـور اسـتفاده گـردد .همچنیـن جهـت پژوهشهـای بعـدی توصیـه میشـود کـه این مطالعـه در جراحیهـای دیگـر غیـر از ارتوپدی با دوزهـای بالاتر و در مقایسـه بـا سـایر داروهایـی کـه قادرنـد طـول مـدت بلوک عصبـی و بـه دنبال آن بـیدردی را افزایش دهند، صـورت پذیرد .
نتیجهگیری
3966-1762491



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید