توليد چدن خاكستري مغزهگذاري شده با سيم آلومينيوم به روش فوم
هدر رفته و بررسي تركيبات بين فلزي ايجاد شده در اطراف مغزه

مسعود ارغياني*1، مازيار آزادبه2، مهدي ديواندري3 و محمد ضرغامي4
دانشجوي كارشناسي ارشد، دانشكده مهندسي مواد، دانشگاه صنعتي سهند تبريز
استاديار، دانشكده مهندسي مواد، دانشگاه صنعتي سهند تبريز
دانشيار، دانشگاه علم و صنعت ايران
مسئول گروه كارشناسي بخش فرآيندهاي ريختهگري، شركت ساپكو، تهران
*[email protected]
(تاريخ دريافت: 01/04/89، تاريخ پذيرش: 04/06/89)

چكيده
ريختهگري لاست فوم از سال 1950 براي توليد قطعات مورد استفاده قرار گرفته است. در اين روش امكان مغزهگذاري در نمونه قبل از ريختهگري وجود دارد. همچنين اين روش ميتواند به عنوان روشي براي توليد كامپوزيت و بيمتالها مورد توجه قرار گيرد. علاوه بر اين امكان بررسي واكنشها بين دو فلز مغزهگذاري شده و فلز مذاب در فصل مشترك نيز وجود دارد. در اين تحقيق سيم آلومينيومي با قطر 3 ميليمتر در داخل مدل فومي جاگذاري و سپس چدن خاكستري با گوگرد پايين ريختهگري شد. نحوه ذوب شدن مغزه آلومينيوم، فازها و تركيبات بين فلزي تشكيل شده از آهن و آلومينيوم و همچنين اثر آلومينيوم بر گرافيت در فصل مشترك توسط ميكروسكوپ الكتروني بررسي شد. نتايج تشكيل فازهاي 3FeAl ،FeAl2 ،FeAl و Fe3AlCx را نشان داد.

واژه هاي كليدي:
ريختهگري لاست فوم، چدن خاكستري، مغزه آلومينيوم، ريزساختار، تركيبات بين فلزي.

1- مقدمه
روش ريختهگري لاست فوم به عنوان روش قابل اعتماد در ريختهگري مورد استفاده قرار گرفته است [1]. در اين روش مدل فومي به شكل مورد نظر طراحي و ساخته ميشود و سپس در داخل ماسه قرار داده ميشود. مدل فومي پس از ريختن مذاب بخار شده و از بين ميرود و مذاب جاي آن را پر ميكند [2]. روش لاست فوم در طي سالهاي اخير به دليل مزايايي چون امكان توليد قطعات پيچيده، عدم وجود خط جدايش، كاهش نيروي انساني در كارخانههاي توليد قطعات، مورد توجه بسيار قرار گرفته است [3 و 4]. موضوعاتي نظير نوع پوشش، كاهش نواقص قطعه توليد شده با اين روش، مواردي هستند كه همواره مورد توجه محققين بودهاند [5].

شكل (1): قسمتي از دياگرام آهن- آلومينيوم در محدوده غني از آهن [16].

يكي از مزاياي اين روش امكان مغزهگذاري در داخل مدل قبل از ريختن مذاب است. روش لاست فوم امكان مطالعه فصل مشترك و ريزساختار بين فلز مغزهگذاري شده و فلز مذاب را فراهم ميسازد [5، 6، 7 و 8].
علاقه به گسترش و توليد تركيبات بين فلزي كه در دماهاي بالا كاربرد دارند در طي سالهاي اخير افزايش چشمگير داشته است.
آلياژهاي بين فلزي از آهن و آلومينيوم به ويژه Fe3AlوFeAl براي اين منظور گسترش يافتهاند. از جمله مزاياي اين آلياژها ميتوان به مقاومت بالا در محيطهاي سولفيدي، اكسيدي، دانسيته نسبتاً پايين (3kg/m 5400 تا 6700) كه حدود 30 درصد سبكتر از ديگر مواد تجاري مورد استفاده در دماي بالا هستند و هزينه پايين اشاره نمود [9 و 10]. هر چند داكتيليته و چقرمگي پايين اين آلياژها از مشكلات عمده به شمار ميرود ولي محققين پيشرفتهايي در كاهش اين قبيل مشكلات انجام دادهاند. افزودن كربن به اين آلياژها قابليت ماشينكاري آنها را افزايش ميدهد [11]. افزايش استحكام تسليم در دماي اتاق با استحكامدهي محلول جامد توسط اتمهاي بيننشين كربن انجام گرفته است كه باعث ايجاد رسوبات 0.5 Fe3AlCشد [12].
چدنهاي خاكستري آلياژهاي مهمي در صنعت به شمار ميروند. هزينهي پايين، قابليت ريختهگري خوب و خواص مكانيكي مناسب از جمله مزاياي اين چدنها محسوب ميشوند [13، 14 و 15]. شكل، اندازه و نحوه توزيع گرافيت، عواملي هستند كه بر روي خواص مكانيكي تأثير ميگذارند [15].
دياگرام تعادلي آهن- آلومينيوم در شكل (1) نشان داده شده است. در محدوه تركيبي صفر تا 54 درصد اتمي آلومينيوم، چهار فاز جامد وجود دارد. حلاليت آلومينيوم در آهن γ با ساختار fcc تا حدود 3/1 درصد است. در مقابل در ساختار بينظم آهن α(A2)، با ساختار bcc، آلومينيوم بسته به دما تا حدود 45 درصد اتمي ميتواند حل شود. بين صفر تا 54 درصد آلومينيوم، دو تركيب منظم وجود دارد. ساختار منظم DO3 كه در Fe3Al وجود دارد و در محدوه تركيبي 27 درصد اتمي آلومينيوم و در زير دماي 552 درجه سانتيگراد پايدار است و ساختار منظم B2، كه در 2( FeAl (αبين 23 تا 54 درصد آلومينيوم و بسته به دما پايدار است. علاوه بر اين خطوطي نيز براي مشخص كردن دماي كوري روي دياگرام مشاهده ميشود. همچنين در منطقهاي كه ساختار منظم FeAlوجود دارد ناحيهاي تحت عنوان حالت K وجود دارد كه فازها در اين ناحيه داراي خواص مكانيكي متفاوتي نسبت به يكديگر ميباشند، هر چند تاكنون مكانيزم اين اختلاف خواص به خوبي توسط محققين درك نشده است [16].
فازهاي موجود آهن- آلومينيوم- كربن بر اساس درصد اتمي آلومينيوم مشخص شدهاند [17].
هدف از اين تحقيق بررسي نحوه ذوب شدن سيم آلومينيوم مغزهگذاري شده، اثر آن بر روي ريزساختار و همچنين تركيبات بين فلزي از دو عنصر آهن- آلومينيوم است.

الف
ب

الف

ب

شكل (2): نحوه جاگذاري مغزه آلومينيوم در مدل فومي، (الف) با جزئيات، (ب) نماي كلي.

2- مواد و روش تحقيق
سيم آلومينيومي مورد استفاده در اين آزمايش با قطر 3 ميلـيمتـرتهي ه و ب ه روش ن شان داده ش ده در ش كل (2) در داخ ل ف وم مغزهگذاري شد . لازم به ياد آوري است كه سيم پس از شستـشوو چربي زدايي سطحي، به وسيله الكل و خشك شـدن در جريـانهوا، به طول 20 سانتيمتر بريده شده و سپس مورد اسـتفاده قـرارگرفـــ ت. مـــ دلهـــ اي مـــ ورد نيـــ از از جـــ نس فـــ وم

جدول (1): تركيب شيميايي شمش چدن خاكستري ريخته شده.
Fe C Si Mn P S
Rem. 3/70 0/342 0/027 0/047 0/02

پلياستيرن با چگالي 02/0 گرم بر سانتيمتر مكعب تهيه گرديد.
يك نمونه بدون سيم هم به عنوان نمونه شاهد ريخته شد. ارتفاع هر مقطع دايرهاي 40 ميليمتر و قطر آنها به ترتيب از بالا 15، 20، 25 و 30 ميليمتر در نظر گرفته شد. مدل به گونهاي طراحي شد كه حالتهاي مختلف ذوب شدن و انحلال سيم آلومينيوم قابل بررسي باشد. عمليات قالبگيري جهت داشتن سرعت عمل مطلوب و حذف عوامل مشكلساز با استفاده از چسب سيليكات سديم و دمش گاز 2CO انجام شد.
براي تهيه ذوب از چدن خاكستري با گوگرد پايين و كوره زميني استفاده گرديد. تركيب شيميايي شمش مورد نظر در جدول (1) ارائه شده است. پس از تهيه مذاب، عمليات جوانهزني و سربارهگيري صورت گرفت و بارريزي در درجه حرارت 1350 درجه سانتيگراد انجام شد. نمونه پس از خروج از قالب به هشت قسمت مساوي در طول ارتفاع بريده و به ترتيب از بالا شمارهگذاري شدند و پس از آمادهسازي و پوليش ريزساختار نمونههاي 1، 4 و 8 توسط ميكروسكوپ الكتروني روبشي مورد بررسي قرار گرفتند.

3- نتايج و بحث
تصوير ريزساختار نمونه بدون مغزه آلومينيومي در شكل (3) نشان داده شده است.
اين شكل نشاندهنده گرافيت ورقهاي نوع A است. اين نوع گرافيت در چدنهاي خاكستري هيپويوتكتيك و يوتكتيك كه با نرخ معمولي سرد شدهاند، مشاهده ميشود. كربن معادل طبق رابطه زير محاسبه ميگردد:
(1) CE = %C + 0.33 (%Si + %P) در اين تحقيق كربن معادل 83/3 بود كه در محدوده چدن هيپويوتكتيك است.

شكل (3): تصوير ريزساختار نمونه بدون مغزه آلومينيوم (نمونه شاهد).

شكل (4): تصوير ماكروسكوپي از نمونه 1.

نمونه مغزه آلومينيوم به مقدار بسيار ناچيزي ذوب شده است.
شكلهاي (4) و (5) نشان دهنده ريزساختار نمونه 1 است. در ايـنشــكل (4) تــصوير كلــي از ســيم آلومينيــوم در چــدن را نــشان ميدهد، انحلال سيم آلومينيوم در اين مقطع نازك نـاچيز بـوده وتقريباً بدون تغيير باقي مانده است.

شكل (5): تصوير ميكروسكوپ الكتروني روبشي از نمونه 1 كه فازها در آن مشخص شدهاند.

در شكل (5) منطقه واكنش بين مغزه آلومينيومي و چدن با بزرگنمايي بالا نشان داده شده است. در اين شكل در منطقه سمت چپ پائين مغزه آلومينيومي، در سمت راست بالا زمينه چدني و در منطقه ما بين آنها منطقه تحت تأثير توسط سيم (كه با علامت اختصاري WAZ1، نامگذاري شده) مشاهده ميشود.
همچنين مناطق فازي مختلف به وجود آمده در اثر واكنش مغزه آلومينيومي با زمينه در مقطع نمونه 1 (مقطع نازك) روي شكل مشخص شدهاند. در شكل (6) سه ناحيه مذكور در بالا به طور شماتيك نشان داده شده كه عبارتند از مناطقي كه نزديك و تقريباً چسبيده به سيم آلومينيومي هستند و مقداري گرافيت در آنجا قابل مشاهده است، منطقه بعدي كه عاري از گرافيت است و در آخر زمينه چدني كه گرافيت نوع A در آن وجود دارد.
شكلهاي (7) تا (11) نشاندهنده ريزساختار نمونه 4 هستند. شكل (7) شماي كلي از سطح مقطع 4 را نشان ميدهد، همان گونه كه در اين شكل مشاهده ميشود سيم آلومينيوم به شكل حلقه مانند در آمده است. قسمت بالايي حلقه در شكل (8) با

شكل (6): منطقه تحت تأثير توسط سيم آلومينيوم (WAZ).

شكل (7): تصوير ماكروسكوپي از نمونه 4.

بزرگنمايي بالاتر نشان داده شده است. در اين شكل فصل مشترك آلومينيوم ذوب شده با زمينه قابل مشاهده است. در شكل (9) جزئيات فصل مشترك با بزرگنمايي بالاتر مشاهده ميگردد و فازهاي به وجود آمده كه با بررسيهاي EDS تعيين شدهاند، مشخص شده است. گرافيتهاي ريزي در منطقهاي كه سيم آلومينيوم ذوب شده قابل تشخيص است. در شكل (10) تصوير ميكروسكوپ الكتروني ثانويه قسمتي از آلومينيوم كه به

شكل (8): تصوير ميكروسكوپ الكتروني روبشي از نمونه 4.

شكل (9): تصوير ميكروسكوپ الكتروني روبشي از نمونه 4 كه در آن تركيب بين فازي در اطراف مغزه ذوب شده قابل مشاهده است.

طور كامل ذوب نشده را نشان ميدهد، ضخامت لايه غني از آلومينيوم در حدود 200 تا 300 ميكرومتر تخمين زده ميشود.
در شكل (11) قسمت داخلي حلقه كه در شكل قبلي نشان داده شده بود با بزرگنمايي بالاتر نشان داده شده است. تركيبات بين فلزي مختلف با توجه به اختلاف رنگها قابل تشخيص هستند.
اين فازها كه توسط آزمايشات EDS مشخص شدهاند، روي شكل نامگذاري شدند. همانطور كه در اين شكلها مشاهده

شكل (10): تصوير ميكروسكوپ الكتروني روبشي از محل ذوب شدن مغزه آلومينيوم نمونه 4 با بزرگنمايي بالاتر.

شكل (11): تصوير ميكروسكوپ الكتروني روبشي از داخل منطقه نـشان دادهشـ ده در شـ كل (10) بـ ا بزرگنمـ ايي بـ الاتر كـ ه در آن فازهـ ا مـ شخص شدهاند.

ميگردد، سيم آلومينيوم در اين نمونه نيز به طور كامل ذوب نشده است، اما در مقايسه با نمونه 1 ميزان ذوب شدن سيم بيشتر بود.
تصاوير نمونه 8 در شكلهاي (12) و (13) نشان داده شدهاند.
شكل (12) تصوير ماكروسكوپي از اين نمونه را نشان ميدهد،

شكل (12): تصوير ماكروسكوپي از نمونه 8.

شكل (13): تصوير ميكروسكوپ الكتروني روبشي از مركز نمونه 8 كه فازها در آن مشخص شدهاند.

ظاهراً اثري از سيم در اين شكل مشاهده نميشود. در شكل (13) بزرگنمايي بيشتر شده و تركيبات بين فلزي و زمينه در قسمت مركزي نمونه مشخص شدهاند. در اين مقطع سيم به طور كامل ذوب شده است و از لحاظ ماكروسكوپي قابل تفكيك با زمينه نيست. تركيب فازهاي تشكيل شده در نمونههاي 1، 4 و 8 كه در شكلهاي (5)، (9)، (11) و (13) نشان داده شده با تعيين

جدول (2): تركيب شيميايي فازها بر حسب درصد اتمي آلومينيوم كه در شكل (5) مشخص شدهاند.

تركيب بر حسب درصد اتمي آلومينيوم فاز
Fe4Al13(FeAl3) 75
FeAl2 65

جدول (3): تركيب شيميايي فاز مشخص شده در شكل (9) بر حسب درصد اتمي آلومينيوم.
192026-28222

تركيب بر حسب درصد اتمي آلومينيوم فاز
Fe3AlCx 21

جدول (4): تركيب شيميايي فازها بر حسب درصد اتمي آلومينيوم كه در شكل (11) مشخص شدهاند.
فاز تركيب بر حسب درصد اتمي آلومينيوم
FeAl

52
FeAl2 66

جدول (5): تركيب شيميايي فازها بر حسب درصد اتمي آلومينيوم كه در شكل (13) مشخص شدهاند.
فاز تركيب بر حسب درصد اتمي آلومينيوم
FeAl 48
FeAl2 67

مقدار آلومينيوم با آزمايشات EDS و مقايسه آن با اطلاعات كريستالوگرافي و تركيبهاي شيميايي مختلف فازهاي سيستم Fe-Al-C [17]، تعيين و نتايج آن به ترتيب در جداول (2)، (3)، (4) و (5) بر حسب درصد اتمي آلومينيوم آورده شده است.
با نتايج ارائه شده تا اين قسمت، نمونهها را در مجموع ميتوان به دو دسته تقسيم كرد:
نمونههايي كه در آنها، آلومينيوم به صورت جزئي ذوب شده است.
نمونهاي كه ظاهراً سيم آلومينيوم كامل ذوب شد.

در حالتي كه سيم به مقدار ناچيزي ذوب شده بود، مشاهده شد كه مقداري آهن در بخش مركزي اين ناحيه وجود دارد (شكل 5). اين موضوع نشان ميدهد كه ذوب شدن سيم نه فقط از كنارههاي سيم، بلكه از قسمت مركزي نيز انجام گرفته است.
ولي مذاب چدن به دليل نداشتن زمان و گرماي لازم قادر به ذوب سيم آلومينيوم به ميزان زياد نبوده است. اين نمونه داراي كوچكترين سطح مقطع است و آخرين سطح مقطعي است كه مذاب به آن ميرسد، بنابراين مذاب رسيده به اين قسمت كمترين دما را داراست.
طبق تحقيقات صورت گرفته توسط محققين، بخش مركزي يك قطعه ريخته شده بيشترين گرما را دارد [18]. زيرا حرارت مذاب روي قسمت مركزي متمركز ميشود، در نتيجه در اين تحقيق سيم آلومينيوم در معرض بالاترين دما در قالب قرار داشته است.
اين موضوع را ميتوان اينگونه توضيح داد كه اگر كل گرماي مذاب QT فرض شود در اين صورت:
Qt = Qf + Qm + Qw كه Qfحرارت لازم براي تبخير فوم پلياستيرن، Qm: گرمايي كه توسط ديواره قالب منتقل شده است، Qw: گرمايي است كه بر روي سيم آلومينيوم متمركز شده است، Qw: همان گرمايي است كه در عمل باعث ذوب سيم آلومينيوم به صورت جزئي يا كامل شد. اين گرما اول بايد قادر باشد تا به شكاف هوايي بين مذاب و سيم غلبه كند و سپس بتواند سيم را ذوب كند. از اين رو ميتوان Qwرا به صورت رابطه زير بيان كرد:
Qw = Qa+ Ql كه در اين رابطه، Qa: گرماي لازم براي غلبه بر شكاف هوايي ايجاد شده بين مذاب و سيم آلومينيوم و Ql: گرماي لازم براي ذوب سيم آلومينيوم است. در اين نمونه به نظر ميرسدكه مقدار گرماي لازم براي ذوب آلومينيوم كافي نبوده است (Ql)، در نتيجه سيم آلومينيوم به مقدار بسيار ناچيزي ذوب شده است
(شكلهاي 4 و 5).
وجود آهن در بخش مركزي اين نمونه و تشكيل فاز (3Fe4Al13 (FeAl در اين بخش بيانگر اين موضوع است كه سيم آلومينيوم فقط از كنارهها ذوب نشده است بلكه احتمالاً توسط مذابي كه از قسمت پايين با سيم به طور مستقيم برخورد داشته ذوب شده است، اين فرض از طريق مقايسه با نمونه بعدي تأييد ميشود (شكلهاي 7 تا 11).
اين موضوع نشاندهنده وجود جريان جابجايي در مذاب است.
در نمونه اول، ميزان جابجايي مذاب كم بود، در نتيجه سيم آلومينيوم به ميزان زيادي ذوب و نفوذ نكرد. در شكلهاي (5) و (9) منطقه WAZ و زمينه چدني قابل مشاهده است. در شكل
(5)، گرافيتهايي در نزديكي سيم مشاهده ميشوند كه اندازه آنها كوچكتر از اندازه گرافيتهاي زمينه است، اين موضوع نشان ميدهدكه آلومينيوم در اين محدوده تركيبي باعث تشكيل گرافيت شده است. بخش ديگر منطقه WAZ، در شكل (5) مربوط به منطقه عاري از گرافيت است. آناليزEDS ، نشان داد كه مقدار آلومينيوم در اين منطقه در حدود 1% اتمي است كه مقدار بسيار ناچيزي محسوب ميشود و عملاً ميتوان آن را ناديده گرفت. در اين ناحيه كربن به جاي گرافيت، به صورت تركيبي و به شكل سمنتيت (Fe3C) شكل گرفته است. تشكيل سمنتيت در اين ناحيه را ميتوان به علت وجود سيم آلومينيوم دانست كه باعث افزايش نرخ تبريد شده و كربن فرصت لازم براي نفوذ و تشكيل گرافيت را نداشته است. شكل (7)، وجود جريان جابجايي در مذاب پيشرونده در حين پر شدن قالب را تأييد ميكند. همانطور كه شكلهاي (7) و (8) نشان ميدهند سيم آلومينيوم به شكل يك حلقه در آمده است. همچنين اين شكلها نشاندهنده اين موضوع هستند كه سيم آلومينيوم هم از كنارهها و هم از قسمت مركزي ذوب شده و سپس به وسيله جريان جابجايي كه در مذاب وجود داشت در نمونه پخش شده است. اين فرض كه قسمتي از آلومينيوم ذوب شده توسط جريان مذاب از قسمتهاي پايين نمونه به بالاي آن جابجا شده است منطقي به نظر ميرسد. زيرا فاصلهگازي ايجاد شده در حين بارريزي بين مذاب چدن و مدل فومي باعث ميشود كه سيم آلومينيوم در اين فاصلهگذاري ذوب شده و امكان پخش شدن و مخلوط شدن با مذاب را پيدا كند. شكل (9) تصوير قبلي را با بزرگنمايي بالاتر نشان ميدهد. همانند نمونه قبلي سه ناحيه مجزا از هم قابل مشاهده است. اين نواحي ظاهراً مشابه نواحي نمونه قبلي هستند. ناحيه اول منطقهاي با مقدار آلومينيوم بالا، ناحيه بعدي منطقه WAZ و ناحيه سوم زمينه چدني است. البته در بين دو نمونه در مناطقي كه مقدار آلومينيوم بالا بود فازهاي متفاوتي تشكيل شدهاند كه اين اختلاف فازهاي ايجاد شده به علت مقادير مختلف آلومينيوم در آنها است. اين فازها در تصاوير مشخص شدهاند. منطقه عاري از گرافيت در اين نمونه را ميتوان به دليل تشكيل فاز Fe3AlCXدانست كه اتمهاي كربن به جاي تشكيل گرافيت، تركيباتي با آهن و آلومينيوم تشكيل دادهاند و اين تركيبات پايدارتر از گرافيت در آن منطقه هستند. تصاوير نمونه 8 در شكلهاي (12) و (13) نشان داده شدهاند. در شكل (12) ظاهراً سيم آلومينيوم به طور كامل ذوب شده است. شكل
(13) تصويري با بزرگنمايي بالاتر را نشان ميدهد، در اين شكل دو منطقه مشاهده ميشود، منطقهاي كه ميزان آلومينيوم در آنها
نزديك تركيب FeAl و 2FeAl است و منطقهاي زمينه كه در آن گرافيت لايهاي نوع A وجود دارد. ميتوان اينگونه فرض كرد كه مذاب در اين منطقه سيم آلومينيوم را ذوب كرده است و سپس در اين سطح مقطع در نواحي مختلف پخش شده است و بخشي از آلومينيوم ذوب شده توسط جريان به قسمتهاي بالايي قطعه منتقل شدهاند. اين منطقه در معرض بيشترين جريان جابجايي مذاب قرار داشت.

4- نتيجهگيري
در نمونه شاهد بدون سيم آلومينيوم گرافيت لايهاي نوع A وجود داشت اما در نمونههايي كه سيم آلومينيوم مغزهگذاري شده بود، مناطق عاري از گرافيت مشاهده شد كه دليل تشكيل چنين منطقهاي در نمونه 1 مربوط به عملكرد سيم آلومينيوم به عنوان عاملي كه فوق تبريد را افزايش داده و در نتيجه كربن به شكل سمنتيت تشكيل شد و در نمونه 4 به علت تشكيل فاز Fe3AlCX است كه اتمهاي كربن به شكل تركيب با اتمهاي آهن و آلومينيوم درآمدند.
وجود آلومينيوم اثر جالب ديگري داشت، در مناطقي كه ميزان آلومينيوم بالا بود، گرافيت تشكيل شد. اين موضوع به علت كاهش حلاليت كربن در آهن است. زيرا آلومينيوم حلاليت كربن را در آهن كاهش ميدهد و در نتيجه اتمهاي كربن تشكيل گرافيت دادهاند.
نحوه ذوب شدن آلومينيوم در نمونههاي مختلف نشاندهنده وجود جريان جابجايي در مذاب است.
در حالتهاي مختلفي كه آلومينيوم ذوب شد، تركيبات بين فلزيهاي 3FeAl ،FeAl2 ،FeAl و Fe3AlCx تشكيل شده است.

مراجع
M. Abdelrahman, J. Pradeep, R. Dinwiddie, G. Walford and F. Vondra, “Monitoring Metal-Fill in a Lost Foam Casting. ISA Transactions”, Vol. 45, pp. 459-47, 2006.

X. J. Liu, S. H. Bhavanani and R. A. Qverfelt, “Simulation of EPS Foam Decomposition in the Lost Foam Casting Process”, Materials Processing Technology, Vol. 182, pp.
334-342, 2007.

Monroe RM. Expendable Pattern Casting. 1st ed. AFS Inc; 1992.

ASM Metals Handbook, Casting. Ohio, ASM
International, Vol. 15, 1992.

M. M. Hejazi, M. Divandari and E. Taghaddos, “Effect of Copper Insert on the Microstructure of Gray Iron Produced Via Lost Foam Casting”, Materials and Design, Vol. 30, pp. 1085-1092, 2009.

ع. وحيــد گلپايگــاني و م. ديوانــدري، “بررســي امكــان توليــدكامپوزيت به روش ريختهگري فومي”، مجلـه ريختـهگـري، سـال
26، شماره 82، زمستان 1384.

ع. وحيد گلپايگاني، م. ديواندري، “بررسي فازهـاي غنـي از مـسدر آلياژهاي آلومينيوم”، مجله ريخته گـري، سـال 26، شـماره 83، بهار 1385.

M. Divandari and A. R. Golpayegani, “Study of Al/Cu Rich Phase Formed in A356 Alloy by Inserting Cu Wire in Pattern in LFC Process”, Materials and Design, Vol. 30, pp. 3279-3285, 2009.

T. Laha, A. Tewari, R. Balasubramaniam, M. N. Mungole and R. G. Baligidad, “Microstructureal Evolution in Iron Aluminide Fe-28Al-2C after High Temperature Hydrogen Treatment”, Metallurgical and Materials Transactions A, Vol. 34 A, pp. 1789-1798, 2004.

C. T. Liu and K. S. Kumar, J. Met. Vol. 45, pp. 38-44, 1993.

N. Parvanthavarthini, U. Prakash and R. K. Dayal, “Effect of Carbon Addition on Hydrogen Permeation in Fe3Al Based Intermetallic Alloy”, Intermetallics, Vol. 10, pp.
329, 2002.

D. Das, R. Balasubramaniam and M. N. Mungole, “Hot Corrosion of Carbon-Alloyed Fe3Al Based Iron Aluminides”, Material Scince and Engineering, Vol. 338, pp. 24-32, 2002.

R. Elliott, Cast Iron Technology, 1st ed., London, Butterworth, 1988.

ASM Metals Handbook, “Properties and Selection: Irons, Steels and High Performance Alloys”, Ohio, ASM
International, Vol. 1, 1992.

WF. Smith, “Structure and Properties of Engineering Alloys”, 2nd ed., New York, McGraw-Hill, 1993.

M. Palm, “Concepts Derived from Phase Diagram Studied for the Strengthening of Fe-Al Based Alloys”,
Intermetallics, Vol. 13, pp. 1286-1296, 2005.

G. Ghosh, “Aluminum-Carbon-Iron”, Springer, LandoltBornstein, Vol. 11 A, pp. 123-138, 2008.

J. Campell, “Casting”, Oxford, Butterworth-Heinemann, 2003.
6- پينوشت
1- Wire Affected Zone



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید