پژوهنده )مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي( تاریخ دریافت مقاله: 21/1/1395
سال بيست و یکم، شمارهآذر و5 ، دیپي 5 در9پي 313 11، صفحات 313 تا 319 تاریخ پذیرش مقاله: 26/4/1396
فراواني درگيری غدد لنفاوی در بيماران مبتلا به سرطان معده مراجعه کننده به بيمارستان امام سجاد )ع( شهرستان رامسر طي سالهای 1389 الي 1394
دکتر شهربانو کيهانيان1، دکتر مریم ذاکری حميدی*2، فروغ چهرهگشا3، دکتر محمد منصور ساروی4، شادی ساروی5، علي ساروی6

دانشيار هماتولوژی و انکولوژی، گروه پزشکي، دانشکده پزشکي، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تنکابن، تنکابن، ایران
استادیار بهداشت باروری، گروه مامایي، دانشکده پزشکي، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تنکابن، تنکابن، ایران
دانشجوی پزشکي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تنکابن، تنکابن، ایران
متخصص رادیولوژی و سونوگرافي، بيمارستان امام سجاد )ع( رامسر
کارشناس علوم آزمایشگاهي، واحد بين الملل دانشگاه علوم پزشکي مازندران
-10921208246

دانشجوی پزشکي، دانشگاه علوم پزشکي گيلان، رشت، ایران چکيده
سابقه و هدف: یکي از مهمترین شاخصهای تعيينکننده پيش آگهي و اتخاذ نوع درمان، ميزان درگيری غدد لنفاوی ناحيهای استت. از
اینرو، مطالعه حاضر با هدف تعيين فراواني درگيری غدد لنفاوی در بيماران مبتلا به سرطان معده انجام شده است.
مواد و روش ها: این مطالعه متکي بر دادههای موجود Routine data base study روی 110 پرونده بيماران مبتلا به سرطان معده که طي سالهای 1389 تا 1394 تحت عمل جراحي قرار گرفته بودند انجام شد. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه مشتمل بتر مشخصتاتدموگرافيک و پزشکي بيماران بود. تجزیه و تحليل دادهها با آمار توصيفي و آزمون chi-square انجام شد.
یافته ها: اکثر بيماران) 89/28%( درگروه سني 70-61 سال بودند .56/65% از بيماران، مترد بودنتد. 33/73% از بيمتاران درگيتری غتددلنفاوی داشتند که 93/43% از آنها بيش از 7 غده لنفاوی درگير داشتند. محل سکونت اکثر بيماران )11/31%(، نوشهر و چتالوس بتود.
شایعترین علامت باليني )22/62%(، درد اپيگاستر بود. شایعترین محل تومتور ) 44/54%(، یتک ستوم تحتتاني معتده بتود. شتایعتترینپاتولوژی تومور) 67/96%(، آدنوکارسينوم و سایز توده در اکثر بيماران) 22/52%(، بالای 4 سانتيمتر بود .50% از بيمتاران،III grade و 44/44% از بيماران ،stage III داشتند. اکثر بيماران) 43%( درگيری ساب سروز و 89/8% بيماران، متاستاز دوردست داشتند. درگيتریغدد لنفاوی با سایز ،stage و عمق تهاجم بافتي تومور، رابطهی معناداری داشت.
نتيجه گيری: 33/73% از بيماران درگيری غدد لنفاوی داشتند. با توجه به بروز بالای سرطان پيشرفته معتده، بتالابودنStage ، ستایز وعمق تومور در زمان تشخيص و خفيف بودن علایم باليني و بنابراین عدم انجام بررسيهای تشخيصي به موقع، غربالگری سرطان معده در سنين بالای 60 سال توصيه ميشود.

-17982225807

واژگان کليدی: سرطان معده، غددلنفاوی، متاستاز لطفاً به این مقاله به صورت زیر استناد نمایيد:
Keyhanian S, Zakerihamidi M, Chehregosha F, Saravi MM, Saravi S, Saravi A. Consumer neuroscience: Frequency of lymph node involvement in patients with gastric cancer in Ramsar Imam Sajjad hospital from 2010-2015. Pejouhandeh
:)5(12;6102313-319.
8644354

مقدمه1
یکي از سرطانهای شایع دستتگاه گتوارش، سترطان معتدهاست که با وجود کاهش در ميزان بروز در دهههای اخير، هنوز هم یکي از شایعترین علل متر ناشتي از سترطان در جهتاناست. سرطان معده چهتارمين سترطان شتایع و دومتين علتت

*نویسنتده مسؤول مکاتبات: دکتر مریم ذاکری حميدی؛ استادیار بهداشت باروری، گروه مامایي، دانشکده پزشکي، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تنکتابن، تنکتابن، ایتران؛ پست الکترونيک: [email protected]
مر ناشي از سرطان در جهان محسوب ميشود. در سالهای اخير در امریکا و کشورهای غربي ميزان بروز آن کتاهش یافتتهاما در آسيا و کشورهای اروپای شرقي همچنتان یکتي از علتلمر ناشي از سرطان است )1(.
نقاط مختلف دنيا از نظر بروز سرطان معده، تفتاوت هتایي رانشان ميدهند که این ميزان در ایران در متردان 1/26 در هترصد هزار نفر و در زنان 1/11 در هتر صتد هتزار نفتر استت . در ایالات متحده آمریکا نسبت مرد به زن 2 بته 1 گتزارش شتدهاست و در ایران در برخي از گزارشها این نسبت بته ميتزان 3به 1 گزارش شده است )2(. شروع بيماری به طتور معمتول ازدههی چهارم زندگي است و با افزایش سن، شيوع بيماری نيتزافزایش ميیابد به طوری که حداکثر شتيوع در دهتهی هفتتمزندگي برای مردان و بهخصوص سنين بالاتر در زنان است )3(.
ميانگين سني در ایران در برخي از گزارشها 50 تتا 60 ستالب وده اس ت و در ح دود 75 درص د بيم اران ني ز در مراح ل پيشرفته متاستاتيک، مراجعه کردهاند.
در سرطان معده بيمار ممکن است از درد ناگهتاني قستمتفوقاني شکم با درجات مختلف شکایت داشتته باشتد. احستاسپری بعد از غذا، درد مداوم، بياشتهایي همراه با تهوع، کتاهشوزن و استفراغ از جمله علایم شاخص سرطان معتده هستتند . علایم باليني سرطان معده در مراحل اوليه مشخص نبوده و به علت مبهم و غيراختصاصي بودن علایم و نشانهها تشخيص آن دشوار است )4(. بيماران معمولاً زماني مراجعته مت يکننتد کتهتومور گسترش پيدا کرده و به مرحله پيشرفته رست يده کته در این مرحله طول عمر کوتاه است. بته همتين جهتت تشتخ يص زودرس در سرطان معده بسيار بتا اهميت ت استت و در صتورتوجود هر گونه شک به آن، شرح حال و معاینه دقيق و گرافت ي معده برای لوکاليزه کردن تومور و بيوپسي ضروری است )5(.
عوامل پروگنوستيک زیتادی در طتول عمتر بيمتاران متؤثر هستند که مهمترین آنها مرحله بيماری و سن بيمتاران استتولتتي در برختتي مطالعتتات ستتایر عوامتتل ماننتتد تومورهتتایپروگزیمال، نياز به جراحي وسيعتر و تعداد غدد لنفاوی درگير نيز در ميزان طول عمر مؤثر بودهاند )6(.
در مناطق بدون غربالگری برای سرطان معده، این بيمتاریدیر تشخيص داده ميشود و درگيری غتدد لنفتاوی از فراوانتيبالایي برخوردار است. حتتي در سترطان معتدهی زودرس هتمبروز متاستاز به غدد لنفاوی به ميتزان 10 درصتد متيرستد وبسته به عمق تومور در معده ميتزان درگيتری از 8/4 تتا 6/23 درصد متغير است )7(. درگيری غدد لنفاوی به همتراه فتاکتورعمق تهاجم تومور از شاخصهای مهم پيش آگهي در سترطانمعده هستند و تعداد لنتف نودهتای ختارد شتده حتين عمتلجراحي با بقا در ارتباط است )8(. تشتخيص متاستتاز لنفتاوییکي از فاکتورهای مهم در staging سرطان معده است و سایز توده به عنتوان یکتي از کرایتریاهتای مهتم بترای پتيشبينتيمتاستازهای غدد لنفاوی استفاده ميشود )9(.
در یک مطالعه در سال 2014، ميزان شيوع سترطان معتدهزودرس 3/16 درصد و ميزان متاستت از بته غتدد لنفتاوی 8/30 درصد بود که ميزان متاستاز بته غتدد لنفتاوی در بيمتاران بتاپيشروی تومور به ساب موکوس ،9/42 درصد، در تومورهای بتاتمتتایز ضتتعيف 4/36 درصتتد و در تومورهتتای بزرگتتتر از دوسانتيمتر ،3/33 درصد بود. و همچنتين درجته تهتاجم بتافتيمعده با متاستاز غدد لنفاوی ارتباط معناداری داشت )10(.
در مطالعه Hirasawa و همکتاران، ستایز تومتور معتده 36 ميليمتر و ميتزان شتيوع متاستتاز لنفتاوی 1/13% بتود. 56% بيماران تهاجم داخل مخاطي و 43 درصد تهتاجم زیتر مختاطداشتند و تنها 9/4 درصد از تومورهای داخل مخاطي، متاستتازلنف اوی داش تند در ح الي ک ه در زی ر مخ اطي ه ا، 8/23% درگيری غدد لنفاوی وجتود داشتت و ارتبتاط معنتاداری بتينمتاستاز غتدد لنفتاوی بتا ستایز تومتور بتيش از 29 ميليمتتر،درگيری عروق لنفاتيک و زیرمخاط وجود داشت )11(.
باتوجه به اهميت پيشبيني درگيری غدد لنفاوی در درمان بيماران مبتلا به سرطان معده، مطالعهی حاضر با هدف تعيين ميزان درگيری غدد لنفاوی در بيماران مبتلا به سرطان معتدهطراحي گردیده است.

مواد و روش ها
این مطالعه متکتي بتر داده هتای موجتودRoutine data base study بر 110 پرونده بيماراني که طي سالهای 1389 تا 1394 به کلينيک انکولوژی بيمارستان امتام ستجاد رامسترمراجعه کرده و با تشخيص سرطان معده تحت عمتل جراحتيقرار گرفته بودند، انجام شده است .معيار خرود شامل اطلاعات ناقص در پرونده بود که در نتيجهی آن 20 پرونتده از مطالعتهخارد و در نهایت اطلاعتات 90 بيمتار وارد چتک ليستت شتد.اطلاعات اخذ شده شامل یافتههای دموگرافيک )ستن، جتن، محتل س کونت( و اطلاعتات پزش کي )نتوع پ اتولوژی ، وج ود متاستاز دوردست، Stage تومور ،Grade تومور ،درگيری غتددلنفاوی، محل تومور در معده، علایم باليني، مدت زمتان شتروععلایم، اندازه تومور ،عمق تهاجم بافتي( بود.
این مطالعه توسط کميتته پژوهشتي دانشتگاه آزاد استلاميواحد تنکابن مورد تأیيد قترار گرفتت. بترای تجزیته و تحليتلدادهها از آمتار توصتيفي و آزمتون کتای -دو استتفاده شتد. -pvalue کمتر از 05/0 از لحاظ آماری، معني دار در نظر گرفتته شد.

یافته ها
در این مطالعه تعداد کل بيماران مبتلا به سترطان معتده ازابتتتدای ستتال 1389 تتتا شتتهریور 1394 کتته بتته کلينيتتکانکولولوژی بيمارستان امام سجاد رامسر مراجعته کترده بودنتد210 مورد بوده استت کته پت از بررستي پرونتدهی بيمتارانمشخص شد که 110 بيمار تحت عمل جراحي قرار گرفتنتد و100 بيمتتار دیگتتر بتته علتتت مرحلتته پيشتترفته بيمتتاری ومتاستازهای گسترده سيستتميک و یتا عتدم تحمتل جراحتي،گاسترکتومي نشده بودند. از این 110 بيمار نيتز پرونتدهی 20 بيمار به علت ناقص بودن اطلاعات از مطالعته ختارد شتد و درنهایت 90 بيمار مورد بررسي قرار گرفتند.
در این مطالعه ،33/73% از بيماران جراحي شده، درگيتری )متاستاز( غدد لنفاوی داشتند؛ که این افراد از نظر تعداد غتددلنفتاوی، اکث راً ) 22/32%( N3 )ب ا بتيش از 7 غدهی لنف اوی درگير( بودند و پ از آن به ترتيب N2 )3-6 غتده ی درگيتر(ب ا فراوان ي22/22% و N1 )1-2 غدهی درگي ر( ب ا فراوان ي 89/18% بودند.
سن اکثر بيماران) 89/28%( بين 61-70 سال بود. کمترین فراواني) 33/3%( مربوط به بيماران زیر 40 سال بود. ميتانگينسني بيماران 56/63 سال، کمترین سن ،23 سال و بيشتترینسن ،83 سال بود. بيشترین فراواني درگيری غتدد لنفتاوی درسنين 61-70 سال بود. همچنين هيچ رابطهی معناداری بتينسن و درگيری غدد لنفاوی دیده نشد) 201/0=p(.
ب يش از دو س وم بيم اران) 56/65%( م رد بودن د. مي زان درگيری غدد لنفتاوی در متردان بيشتتر از زنتان) 27/76% در مقابتتل 74/67%( و همچنتتين شتتدیدتر بتتود. اغلتتب متتردان)29/37%(، درگي ری N3 و اغل ب زن ان) 25%( درگي ری N2 داشتند. علاوه بر آن، بتين جنستيت و درگيتری غتدد لنفتاویرابطه معنيداری وجود نداشت )455/0=p(.
محل سکونت اکثر بيمتاران )11/31%( نوشتهر و چتالوس وپ از آن تنکابن )89/28%( و رامسر )89/28%( بود. کمتترینفراواني )11/11%( نيز مربوط به سایر نواحي )چابکسر، رودسترو کلاچای( بود. بيشترین فراواني درگيری غدد لنفتاوی هتم بتاتفاوت بسيار نزدیکي به ترتيب در ستاکنين تنکتابن )9/76%(، چالوس )75%( و رامسر )1/73%( مشاهده شتد. از نظتر تعتدادغدد لنفاوی درگير، ساکنين رامسر با فراواني بيشتری درگيری N3 داشتتتند )31/42%( و پتت از آن بتته ترتيتتب تنکتتابن
)62/34%( و نوشهر و چالوس )6/28%( بيشتترین تعتداد غتددلنفاوی درگير را داشتند. علاوه بر آن ،رابطهی معنتا داری بتينمحل سکونت و درگيری غدد لنفاوی دیده نشد )772/0=p(.
شکایت اکثتر بيمتاران) 22/62%(، درد اپيگاستتر بتود و در
ردههای بعدی به ترتيب کاهش وزن )89/48%(، کاهش اشتتها
)11/41%(، استفراغ )56/25%(، دیت پسستي )20%( و تهتوع
)20%( بود. آنمي، هماتمز و ملنا هر کدام با ميزان 3% کمترین ش کایت بودن د. همچن ين در 93% بيم اراني ک ه دیستتفاژیداشتند، تومور در یک سوم فوقاني معده بود. همچنين رابطهی معناداری بين علایم باليني و درگيری غدد لنفاوی دیتده نشتد )496/0=p(.
اکثتر بيم اران ) 78/67%( بتيش از ی ک متاه علای م ب اليني داشتند و در هتر دو گتروه بيمتاران بتا علایت م بتاليني کمتتر وبيماران با علایم باليني بيشتر از یک ماه، درگيری N3 بيشتتربود و رابطهی معنيداری بين درگيتری غتدد لنفتاوی و متدتزمان شروع علایم وجود نداشت )1=p(.
شایعترین محل تومور در یک سوم تحتتاني معتده بتود کته54% کل را شامل ميشد و پت از آن بته ترتيتب یتک ستومفوقاني و یک سوم ميتاني معتده بتوده استت. ميتزان درگيتریگ رهه ای لنف اوی در ی ک س وم فوق اني مع ده، اکث راً N3 )46/38%(، در یک ستوم ميتاني معتده،N0 )40%( و در یتکسوم تحتتاني معتده، N3 )61/30%( بتود . همچنتين رابطتهی معناداری بين محل تومور در معتده و درگيتری غتدد لنفتاویوجود نداشت )350/0=p(.
شایعترین پاتولوژی) 68/96%( آدنوکارسينوم بتود و ارتبتاط
معنيداری بين نوع پاتولوژی و درگيتری غتدد لنفتاوی وجتودنداشت )114/0=p(.
اکثر بيماران) 50%( در درجه III تومور بودند. 75% بيماران درجه III تومور و 73% بيماران درجه II تومور، درگيری غتددلنفاوی داشتند و رابطه معنيداری نيتز بتين درجته بيمتاری ودرگيری غدد لنفاوی وجود نداشت )924/0=p(.
بيشتر بيماران) 44/44%( در زمان جراحتي درStage III و کمت رین آنه ا) 89/8%( در Stage IV بودن د. تم ام بيم اران Stage IV، درگيری گرههای لنفاوی داشتند و پت از آن بتهترتيب، Stage III )5/97%( و Stage II )25/56%( بيشتتریندرگيری را داشتند و 90% بيماران Stage I درگيری گرههتایلنفتتاوی نداشتتتند. برطبتتق نتيجتته آزمتتون کتتای دو ارتبتتاطمعنيداری بين Stage و درگيری غتدد لنفتاوی )001/0=p( و همچنين تعداد گتره هتای لنفتاوی درگيتر )001/0>p( وجتودداشت. به این معنتي کته هرچته Stage بيمتاری بتالاتر باشتددرگيری غدد لنفاوی و همچنتين تعتداد غتدد لنفتاوی درگيترافزایش ميیابد.
89/8% بيماران، متاستاز دوردست داشتند که در حين عمل جراحي، کشف شتده بتود. تمتام آنهتا درگيتری غتدد لنفتاویداشتند و ازنظر تعداد گرههای لنفتاوی درگيتر هتم تنهتا یتکمورد N2 و بقيه N3 بودند. وجتود درگيتری غتدد لنفتاوی بتامتاستاز دوردست رابطته معنتيداری نداشتت )074/0=p(. امتا

جدول 1. مقایسه برخي متغيرهای فردی و پزشکي در دو گروه بيماران با درگيری غدد لنفاوی و بيماران فاقد درگيری غدد لنفاوی.
سطح معنيداری*
)آزمون آماری 2( بيماران فاقد درگيری غدد لنفاوی
66 نفر )33/73%( بيماران با درگيری غدد لنفاوی
24 نفر )67/26%( گروه متغيرها
0/201 )33/33( 1
)21/43( )44( 11
)15/38(
)22/73( )66/67( 2
)78/57( 11
)56( 14
)86/62( 22
)77/27( 17 زیر 40 سال 50-41 سال
60-51 سال
70-61 سال بالای 70 سال سن
0/455 )%32/26( 10
)%23/73( 14 )%67/74( 21 )76/27( 45 زن
مرد جنسيت
0/772 )%25( 7
)%23/1(
)%26/9(
)40( 4 )%75( 21
)%76/9( 20
)73/1( 19
)60( 6 نوشهر و چالوس تنکابن رامسر
سایر نواحي )چابکسر، کلاچای و رودسر( محل سکونت
1 )27/59( 8
)26/23( 16 )72/41( 21 )73/77(45 کمتر از یک ماه
بيشتر از یک ماه زمان شروع علایم
0/350 )19/23(
)40(
)26/53( 13 )80/77( 21
)60( 9
)73/47( 26 یک سوم فوقاني یک سوم مياني یک سوم تحتاني محل تومور
0/114 )25/29( 22
)100( 1 )0( 0
)100( 1 )74/71( 65
)0(
)100(
)0( 0 آدنوکارسينوم سارکوم GIST SCC نوع پاتولوژی
0/924 )30/77( 4
)25( 8
)26/67( 12 )69/23( 9
)75( 24
)73/33( 33 I
II
III درجه تومور

0/001 )90( 9
)43/75( 14
)2/50( 1
)0( 0 )10( 1
)56/25( 18
)97/50( 39
)100( 8 I
II
III
IV مرحله تومور
0/074 )0(0
)29/3( 24 )100( 8
)70/7( 58 دارد
ندارد متاستاز دوردست

0/001 )86/67( 13
)14/29( 4
)14/89( 7 )13/33( 2
)85/71( 24
)85/11( 40 کمتر از 2 سانتيمتر
4-2 سانتيمتر بيشتر از 4 سانتيمتر اندازه تومور
)77/78( 7 )22/22( 2 T1 ميزان تهاجم بافتي
0/001 )23/08( 3
)28/21( 11
)10/34( 3 )76/92( 10
)71/79( 28
)89/66( 26 T2
T3
T4

تعداد غدد لنفاوی درگيتر بتا متاستتاز دوردستت مترتبط بتود)005/0>p(. بيشتر بيماران) 22/52%(، تودهی بيش از cm 4 و کمت رین آنه ا تودهی کمت ر از cm 2 )67/16%( داشتتند .بيشترین فراواني درگيری غدد لنفاوی در تومورهتایcm 4-2 و بيش از cm 4 با فراواني 85% بتوده استت. اکثتر تومورهتایبيشتتتر از 4 ستانتيمتتتر )06/51%( درگيت ری N3 و اکثت ر تومورهای cm 4-2 )43/46%( درگيری N1 و اکثر تومورهتایکمتتر از cm 2 )67/86%( درگيتری N0 داشتتنتد. رابتطتهی
معنيداری بين سایز توده و وجتود درگيتری غتدد لنفتاوی
)001/0>p( و همچنين تعداد غدد لنفاوی درگير) 001/0>p( وجود داشت. به این معني که هر چه سایز تتوده بيشتتر باشتداحتمال درگيری غدد لنفاوی بيشتر ميشود و تعتداد درگيتریغدد لنفاوی هم افزایش ميیابد.
اکثر بيماران) 33/43%( تهاجم به ساب سروز) T3( داشتند و در ردههای بعدی به ترتيب T2 ،)%32/22( T4 )44/14%( و T1 )10%( بودند.

بيشترین درگيری غدد لنفاوی) 66/89%( در T4 )تهاجم بهسروز( دیده شد و کمترین درگيری غدد لنفاوی) 22/22%( در T2 بود. از نظر تعداد غدد لنفاوی درگير هم بيشتترین شتيوع
)72/51%( در T4 دیده شد. همچنين ارتبتاط معنتاداری بتينعمق تهاجم بافتي بتا وجتود درگيتری لنفتاوی) 001/0>p( و تعداد غدد لنفتاوی درگيتر) 003/0>p( وجتود داشتت؛ بتدینمعني که هر چه تهاجم تومور به دیوارهی معتده بيشتتر باشتدشان درگيتری غتدد لنفتاوی و تعتداد غتدد لنفتاوی درگيترافزایش ميیابد.

بحث
در ای ن مطالع ه، درگي ری غ دد لنف اوی از ش يوع ب الایي برخوردار بود و این شيوع در مردان، گروه سني 61-70 ستال،ساکنين منطقه نوشهر و چالوس، تودههتای یتکستوم فوقتانيمعده، تومورهای Grade II، بيشتتر بتود. همچنتين مطالعتهی حاضر نشان داد که ميزان درگيتری غتدد لنفتاوی بتا انتدازهی توده، مرحلهی بيماری و عمق تهاجم بافتي در ارتبتاط بتوده و هرچه بيماری پيشرفتهتر باشد درگيری غدد لنفتاوی شتایعتتراست.
در مطالعتهی ما، ميانگين سني بيماران 63 سال و محدوده سني 23-83 سال بود و اکثر بيماران در گتروه ستني 61-70 سال قرار داشتند. در مطالعهی داوود آبادی و همکاران در سال 1380 در کاشان بيشترین شيوع سني سرطان معتده در رده ی سني 70-80 سال و محدودهی سني 30 تا 82 سال بتود )2(.
در مطالعهی زراعتي و همکتاران در تهتران) 1378(، ميتانگينسني بيماران 70 ستال و محتدودهی ستني بيمتاران، 35-96 سال بود )1(. در مطالعته ی کيهانيتان و همکتاران) 1388( در مازندران، ميانگين سني بيماران بيماران مبتلا به سرطان معده 63 سال و شایعترین گروه سني درگير 60-90 سال بتود )3(. در مطالعهی Nam و همکاران در سال 2006 در کره جنتوبي ، ميانگين سني 6/53 سال بود و بيمتاران بتازهی ستني 21-87 سال داشتتند )12(. در مطالعته ی Gabriella Nesi در ستال2009 در ایتاليا، ميانگين سني بيمتاران 5/69 بتود و بيمتاران
محدودهی سني 37-89 ستال داشتتند )6(. ایتن آمتار نشتان
ميدهتد کته ميتانگين ستني مبتلایتان بته سترطان معتده درکشورهای ژاپن و کره نسبت به ایران و اروپا جوانتر بوده و در طول زمان پایينتر هم آمده استت کته نشتاندهنتده ی شتيوعبالای بيماری در آن کشورها است. دليل دیگر آن هتم ، وجتودروشهای غربتال گتری استت کته باعتث تشتخيص زودهنگتامبيماری ميشود.
در مطالعهی ما، بيش از دو سوم بيماران )66%( مرد بودند و نسبت مرد به زن1: 94/1 بود. در مطالعهی داوودآبادی، نسبت م ردان ب ه زن ان 1: 8/2 ب ود )2(. در مطالع هی زراعت ي 77% بيمتتاران را متتردان تشتتکيل متتيدادنتتد )1( و در مطالعتتهی کيهانيان، این ميزان 71% بتود )3(. در مطالعته ی Nam، 64% بيماران مرد و 36% زن بودند )12(. در مطالعهی Maruyama نيز نسبت مرد به زن 2:1 )13( و در مطالعهی Nesi نسبت 1:
4/1 بود )8(. در نتيجه، همانند مطالعه ما نسبت مردان همواره بيشتر بوده است که این موضوع در رفرن  های مختلف هم بتهثبت رسيده است که شيوع سرطان معتده در متردان دو برابترزنان است )14،15(.
در مطالعهی حاضر ،شایعترین علایم باليني بته ترتيتب درداپيگاستر، کاهش وزن، کاهش اشتها، استتفراغ، دیت پسستي،ته وع، هم اتمز، ملن ا و آنم ي ب ود. در مطالع هی داوودآب ادی همانند مطالعهی ما شایعترین یافتههای باليني به ترتيتب درداپيگاستر، کاهش وزن و بي اشتهایي بود )2(.
در مطالعهی ما، شایعترین محل تومور در معده) 54%( یک سوم تحتاني )آنتر و پيلور( و ستس یتک ستوم فوقتاني معتده)کاردیا و فوندوس( بتوده استت. در مطالعتهی زراعتتي از نظترمحل درگيری تومور در معده، شایعترین محل) 11/4%( کاردیا ب وده و آنت ر تنه ا 1/17% م وارد را تش کيل م يداد) 1( ک ه درمقایسه، جامعهی ما شيوع درگيری آنتر بيشتر بوده که علت این اختلاف ميتواند نوع رژیم غذایي و سبک زنتدگي متفتاوتباشد. در مطالعهی کيهانيان، شایعترین محل درگيتری ) 45%(، آنتر و پ از آن کاردیا بود )3( و کاملاً با مطالعهی ما مطابقت داشت که ميتواند به علت یکسان بودن مناطق متورد بررستيباشد. در مطالعهی Nesi، 66% از بيمتاران مبتتلا بته سترطانمعده، درگيری تحتاني و 26% درگيتری ميتاني معتده داشتتند )6( و در مطالعهی Han هم شایعترین محل درگير یک ستومتحتاني) 52%( و پ از آن یک سوم ميتاني ) 37%( بتود )16( که در مقام مقایسه، در مطالعهی ما درگيری یک سوم فوقتانيشيوع بالاتری داشت که سبک زندگي و رژیم غذایي متفتاوت،این اختلاف را توجيه ميکند.
در مطالع هی م ا، شایعت رین پ اتولوژی توم ور) 64/96%( آدنوکارسينوم بود و مابقي را GIST، سارکوم و SCC تشتکيلم يداد. در مطالع هی کيهاني ان، 8/95% از پ اتولوژی توم ور ،آدنوکارسينوم بود )3( و در مطالعهی داوودآبادی) 2003( هتم97% بيماران پاتولوژی آدنوکارسينوم داشتند )2(. در مطالعهی Maruyama در ژاپن نيز شایعترین پاتولوژی، آدنوکارستينومبود )13(.
در مطالعته ی حاضتر ، اکثتر بيمتاران) 50%( درGrade III بيماری بودند و پ از آن به ترتيب گرید II )35%( و I )14%( بود. در مطالعهی کيهانيان و همکاران) 2012( همانند مطالعتهما، گرید III شایعتر بوده استت )3(. نتتای مطالعتهی نتوری وهمکاران که به بررسي شاخصهای مرتبط با سرطان معتده در8 استان کشور در سال 1380 پرداختنت د نشتان داد کته 39% بيم اران گری د III و 35% بيم اران، گری د II دارن د )17(. در مطالعهی Maruyama در سال 1986 در ژاپن نيز شایعتترینگرید بيماری، تمایز ضعيف) III( بود )13(.
در مطالعهی حاضر، اکثر بيماران) 40%( در زمان جراحي در مرحله) III )Stage بودند و پ از آن به ترتيب شيوع مراحل I ،II وIV قرار داشت. در مطالعته ی کيهانيتان، اکثتر بيمتاران،Stage IV داشتند و 8/18% در Stage III بودند که البته کل بيماران جراحي نشده را هم شامل متي شتد )3(. بتا توجته بتهاینکه مطالعهی حاضر ،محدود به بيماران جراحتي شتده بتوداین تفاوت قابل قبول است. از آنجایي کته بيمتاران مرحلتهی چهارم، اندیکاسيون جراحي ندارند ،بيشتر آنها از مطالعته ی متاحذف شدند و این تعداد کم بيماران در Stage IV هم آنهتایي هستند که جراح درحين جراحتي متوجته متاستتاز دوردستتشده است. در مطالعهی داوودآبتادی 60% بيمتارانStage III بودند) 2( که همانند مطالعهی ما، پيشرفته بتودن بيمتاری دربيماران را نشان ميدهد.
در مطالع هی حاض ر، اندازهی توم ور در بيش تر بيم اران )52%(، بيش از cm 4 بود. در مطالعهی نتوری نيتز در بيشتتر بيماران) 6/46%(، سایز توده 5-10 ستانتي تمتر بتود و در 38% بيماران هم بين 2-5 سانتيمتر بتود )17(. ایتن ارقتام نشتانگراین است که در ایران، تومورها اکثراً در مرحلهی پيشرفته کتهگسترش یافتهاند، تشخيص داده ميشوند.
در مطالعته ی متا از نظتر ته اجم بته دیتوارهی معتده، اکث ربيم اران) 33/43%( درگي ری س اب س روز )T3( داش تند. در مطالعهی کيهانيان در تنکابن) 2012(، اکثتر بيمتاران) 38%(، درگيری T2 داشتند )3( که نشان ميدهد بيماری به تدری از سال 2012 تا 2016، سير پيشرفتهتری را در منطقه در پتيشگرفته است. در مطالعته ی Bravo Neto و همکتاران در ستال2014، T2 ،)%50( T3 ،)%12( T4 )14%( و T1 )22%( بت ود )10( و در مطالعتتتهی Han در کتتتره جنتتتوبي ) 2011(، T1
)43%(، T2 )18%( و T3 )38%( موارد را شامل شده بود )16(.
با مقایسهی این فراوانيها با مطالعهی حاضر، متي تتوان نتيجتهگرفت که سرطان معده در کره جنوبي در مراحتل پتایينتترینسبت به اروپا و ایران تشخيص داده ميشود و یکي از دلایلش غربالگری در سنين بالا است کته بتا توجته بته شتيوع بتالایبيماری در آن کشور منطقي و به صرفه است.
در مطالعهی ما متاستاز لنفاوی در بيماران مبتلا به سرطان معده چه در مرحلته ی زودرس و چته در مرحلتهی پيشترفته ، 33/73% بود و از نظتر تعتداد غتدد لنفتاوی درگيتر هتم اکثترتومورهتتا) 32%(، N3 و پتت از آن N2 بودنتتد. در مطالعتتهی کيهانيان در همين منطقه، 9/72% از بيماران، درگيری لنفاوی داشتند )3( که نشان ميدهد در این منطقه همچنان تومورهتادر مراحل پيشرفته و در زمان درگيری غدد لنفتاوی تشتخيصداده ميشوند که بتر ایتن استاس، آمتوزش گستترده در متوردبيماری و ایجاد روشهای غربالگری مناسب ضترورت دارد . در مطالعهی Maruyama در ژاپن نيز ميزان متاستاز لنفتاوی در کل بيماران مرحلهی زودرس و پيشرفته ،74% بود )13(.
مطالعهی ما نشان داد که درگيری لنفاوی در بتازه ی ستني
61-70 سال، در مردان و در تومورهای تحتاني معتده، بيشتتراست. همچنين تعداد غدد لنفاوی درگير هم در متردان بتالاتربود. در مطالعهی Nesi درگيری لنفاوی در مردان بيشتر بود و تودههای یک سوم تحتاني دو برابر بيشتر از یتک ستوم ميتانيدرگيتتتری داشتتتتند )6(. در مطالعتتتهی Kunisaki )2009( متاستاز لنفاوی در مردان، سنين زیر 75 سال و تومورهای یک سوم مياني معده بيشتر بوده است )18(.
در مطالعهی حاضر، ميزان درگيری لنفاوی بر استاس گریتد بيماری بته ترتيتب شتيوع در گریتدIII ،)%75( II )73%( و I )69%( بود. در مطالعته ی Bravo Neto شتایع تترین درگيتریلنفاوی، در تومورهای مهاجم به ستروز ) T4( بتا فراوانتي 92% بود و تومورهای مهاجم به T3 و T2 بته ترتيتب 84% و 58% و در تومورهای مخاطي نيز 9/42% در تهتاجم بته زیتر مختاط و7/16% در تهاجم به مخاط بتوده استت )10(. نتتای مطالعتاتKunisaki )18( و Nesi )6( هت م کت ه بت ه بررست ي EGC پرداخته بودند نشان دادند که درگيری زیر مختاط نستبت بتهمخاط با متاستاز لنفاوی بيشتری همتراه بتوده استت و هرچتهسایز تومور بزرگتر باشد، درگيری لنفاوی بيشتر است .
از جمل ه مح دودیته ای مطالع هی حاض ر، ن اقص ب ودن بسياری از پروندهها و فقدان برگههای پتاتولوژی بيمتاران بتود.همچنين برگههای پاتولوژی مراکز مختلف هتم از نظتر وجتودبرخي متغيرها مانند نوع پاتولوژی، انتدازه ی تومتور و درگيتریعروق لنفاوی کامل نبودند.

نتيجه گيری
در این مطالعته مشخص شد که شيوع درگيری غدد لنفاوی در منطقه بسيار بالاست و ایتن شتيوع در تومورهتای بتا ستایزبزرگتر، تومورهایي که تهاجم عميقتری به جدار معده دارنتد وهمچنين در تومورهایي که در مراحل پيشرفتهتر بيماری قتراردارند، بيشتر مشاهده م يشود. از آنجتایي کته شتيوع سترطانپيشرفتهی معتده در منطقته بسيتار بالاتتر از نتوع زودرس آن است، شيوع بالای درگيری غدد لنفاوی قابتل انتظار بود و این موضوع ناشي از عدم مراجعه به موقع بيماران، توجه نکردن بتهعلایم خفيف گوارشي و عتدم آگتاهي کتافي بيمتاران از رونتدبيماری است. در نتيجه، برای کاهش ميزان درگيری لنفتاوی وافزایش بقای بيماران، تشتخيص بيمتاری در مرحلته پتایينتتربهترین راه حل است که آن هم نيازمند استتفاده از روش هتایغربالگری و مراجعهی زودهنگام بيماران است.

REFERENCES

Zeraati H, Mahmoudi M, Kazemnejad A, Mohammad K, Haddad P. Postoperative survival in patients with adenocarcinomatous pathology and lymph node metastasis: a method based on stochastic processes. Hakim Health Sys 2006;8(4):15-20.
DavoodAbadi AH, Sharifi H, Erfan N, Dianati M, AbdolRahim Kashi E. An epidemiologic and clinical survey on gastric cancer patients refered to Shahid Beheshti hospital of Kashan (1994-2001). Razi J Med Sci 2003;10(34):211-20.
Keyhanian s, Farhadifar N, Fotoukian Z, Pouya M, Saravi M. Epidemiologic and malignancy indices of gastric cancer in patients referred to oncology clinic at Ramsar Emam Sajjad Hospital during 2002-2009. J Shahid Sadoughi Univ Med Sci 2012;20(1):110-8.
Jalali S. Review of clinical picture, new diagnostic modalties and role of surgical treatment in ca of stomach. IJS 2013;21(2):1-12.
Saif M, Makrilia N, Zalonis A, Merikas M, Syrigos K. Gastric cancer in the elderly: an overview. Eur J Surg Oncol 2010;36(8):709-17.
Nesi G, Basili G, Girardi LR, Manetti A, Biliotti G, Barchielli A. Pathological predictors of lymph node involvement in submucosal gastric carcinoma: a retrospective analysis of long-term outcome. In Vivo 2009;23(2):337-41.
Stojanovic D, Milenkovic S, Mitrovic N, Marinkovic D, Stevanovic D, Radovanovic D. The feasibility of sentinel lymph node biopsy for gastric cancer: the experience from Serbia. J BUON 2013;18(1):162-8.
Hölscher AH, Drebber U, Mönig SP, Schulte C, Vallböhmer D, Bollschweiler E. Early gastric cancer: lymph node metastasis starts with deep mucosal infiltration. Ann Surg 2009;250(5):791-7.
Novotny AR, Schuhmacher C. Predicting lymph node metastases in early gastric cancer: radical resection or organsparing therapy? Gastric Cancer 2008;11(3):131-3.
Bravo Neto GP, Santos EGD, Victer FC, Carvalho CEDS. Lymph node metastasis in early gastric cancer. Rev Col Bras Cir 2014;41(1):11-7.
Hirasawa T, Gotoda T, Miyata S, Kato Y, Shimoda T, Taniguchi H, et al. Incidence of lymph node metastasis and the feasibility of endoscopic resection for undifferentiated-type early gastric cancer. Gastric Cancer 2009;12(3):148-.25
Nam MJ, Oh SJ, Oh CA, Kim DH, Bae YS, Choi MG, et al. Frequency and predictive factors of lymph node metastasis in mucosal cancer. J Gastric Cancer 2010;10(4):162-.7
Maruyama K, Gunven P, Okabayashi K, Sasako M, Kinoshita T. Lymph node metastases of gastric cancer. General pattern in 1931 patients. Ann Surg 1989;210(5):596.
Schwartz S, Brunicardi F, Andersen D, Billiar T, Dunn D, Hunter J. Schwartz’s principles of surgery. New York: McGraw-Hill Education; 2015.
Kumar V, Abbas AK, Aster JC. Robbins basic pathology: Elsevier Health Sciences; 2012.
Han KB, Jang YJ, Kim JH, Park SS, Park SH, Kim SJ, et al. Clinical significance of the pattern of lymph node metastasis depending on the location of gastric cancer. J Gastric Cancer 2011;11(2):86-.39
Nourinayer B, Akhondi Sh, Asadzadeh H, Ansari Sh, Behrouz N, Zali MR. Evaluation of gastric cancer related indicators in Tehran and 7 other provinces in, 1999 and 2000. Med Sci J 2005;15(1):15-.8
Kunisaki C, Takahashi M, Nagahori Y, Fukushima T, Makino H, Takagawa R, et al. Risk factors for lymph node metastasis in histologically poorly differentiated type early gastric cancer. Endoscopy 2009;41(6):498.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید