پژوهنده (مجله پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي)
تاريخ دريافت مقاله: 3/11/1391
سال هفدهم، شماره 6بهمن ، و پي در اسفند پي 139190، صفحات 272 تا 278 تاريخ پذيرش مقاله: 11/12/1391
مقايسه ديكلوفناك با پياسكلدين در مبتلايان به استئوآرتريت زانو
دكتر رضا توكلي دارستاني*1، دكتر هومن بخشي1، دكتر رضا صحرايي2

استاديار، گروه ارتوپدي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
-10921209123

متخصص ارتوپدي چكيده
سابقه و هدف: استئوآرتريت شايعترين بيماري مفصلي است و زانو بيش از ساير مفاصل دچار اين بيماري مي شـود. تـاكنون درمانهـاي دارويي مختلفي براي استئوآرتريت مطرح شده است كه هر كدام مزايا و معايبي دارند. هدف از اين مطالعه مقايسه تـ أثير پياسـكلدين وديكلوفناك بر عملكرد و درد بيماران دچار استئوآرتريت زانو بود.
مواد و روشها: اين تحقيق به روش كارآزمايي باليني تصادفي انجام شد و بيماران از بـين مراجعـه كننـدگاني كـه بـه بيمارسـتان امـامحسين (ع) مراجعه كرده و تشخيص قطعي استئوآرتريت زانو برايشان داده شده بود انتخاب شدند. 60 بيمار دچار استئوآرتريت زانو بـهصورت تصادفي به دو گروه دريافت كننده پياسكلدين (روزانه يك كپسـولmg 300) و ديكلوفنـاك (روزانـه 3 قـرصmg 25) تقسـيمشدند. بيماران به مدت 8 هفته تحت درمان بودند. قبـل و پـس از دوره درمـان پرسشـنامهWOMAC بـراي بيمـاران تكميـل گرديـد.
همچنين درد بيماران قبل و پس از درمان با استفاده از VAS ارزيابي شد و مورد قضاوت آماري قرار گرفت.
يافته ها: رتبه WOMAC قبل از درمان در گروه پياسكليدين و ديكلوفناك به ترتيب 1/3±7/53 و 9/2±2/54 بود كه پس از درمان به طور معني داري افزايش داشت و به 1/4±3/64 و 4/4±62 رسيد( 05/0<p). همچنين مشاهده شد كه رتبه WOMAC پـس از درمـانبه طور معني داري در گروه پياسكلدين بالاتر بود( 05/0<p). ميانگين VAS در گروه پياسكليدين از 2/2±5/6 به 11/1±2/4 و در گروه ديكلوفناك از 1/2±1/7 به 4/1±5/4 كاهش يافت. تغييرات در دو گروه با آزمون من يو ويتني مقايسه شدند كه تغيير در هـر دو گـروهمعني دار بود اما بين دو گروه تفاوت معني داري ديده نشد. در هيچكدام از دو گروه مورد مطالعه عوارض جانبي ديده نشد.
نتيجه گيري: با توجه به اينكه نمره WOMAC در گروه پياسكلدين بهتر بود و اين دارو عوارض جانبي بالقوه NSAID ها را ندارد، و نيـزبه دليل آن كه استفاده روزانه يك بار از پياسكلدين نسبت به استفاده روزانه سه بـار ازNSAID مـي توانـد موجـب راحتـي و همكـاريبيشتر بيماران گردد، مي توان گفت كه پياسكلدين مي تواند جايگزين مناسبي براي NSAID ها در درمان استئوآرتريت زانو باشد.

-17525235867

واژگان كليدي: استئوآرتريت، پياسكلدين، ديكلوفناك، اندازه گيري درد لطفاً به اين مقاله به صورت زير استناد نماييد:
Tavakoli Darestani R, Bakhshi H, Sahraee R. Comparing the efficacy and safety of Diclofenac and Piascledine in
511165680

patients with knee osteoarthritis. Pejouhandeh 2013;17(6):272-8.

0مقدمهF1
استئوآرتريت يا آرتروز يـك بيمـاري روماتولوژيـك دژنراتيـواست( 1 و 2) كه با تخريب مكانيكي و آنزيمي ماتريكس خارج س لولي و در نتيج ه دژنراس يون غض روف مفص لي مش خصمي شود( 2 و 3). اين بيماري شايعترين بيماري مفصـلي اسـت(4) و گفته مي شود كه شيوع آن از بيماريهاي قلبـي و ديابـتنيز بيشتر اسـت . ايـن بيمـاري يكـي از دلايـل مهـم احسـاسناخوشـــــي و تنـــــزل كيفيـــــت زنـــــدگي اســـــت و

*نويسنده مسؤول مكاتبات: دكتر رضا توكلي دارستاني؛ تهران، خيابان شهيد مدني جنوبي، بيمارستان امام حسـ ين(ع)، بخـش ارتوپـدي؛ پسـت الكترونيـك:
[email protected]

به ويژه زماني كه مفاصل تحمـل كننـده وزن را درگيـر نمايـدمي تواند تحرك و ارتباطات اجتمـاعي افـراد را تـا حـد زيـاديكاهش دهد (5). يكي از مفاصل بدن كه بيشـتر از بقيـه دچـاراستئوآرتريت مي شود، زانو اسـت كـه نقـش بسـيار مهمـي درتحمل وزن و تحرك دارد (6).
به طور كلي از سه دسـته دارويـي در درمـان بيمـاران دچـاراستئوآرتريت استفاده مي شود( 10-7): 1- داروهايي كه علائـمرا سريع از بـين مـي برنـد ماننـد اسـتامينوفن وNSAIDs ؛ 2- داروه ايي ك ه اث ر آهس ته در تس كين علائ م دارن د مانن دكندرويتين سـولفات و پياسـكليدين؛ و 3- داروهـاي مـؤثر بـرساختار كه انتظار مي رود اثر مفيدي بر كاهش سرعت تغييرات ساختاري استئوآرتريت داشته باشند.
پزشكان بر اين نكته تأكيد دارند كه جهـت درمـان و كـاهشعلائم دردهاي غير تروماتيك زانو، از استامينوفن به عنوان خط اول درمان استفاده شود( 10). برخي محققين عقيده دارند كه NSAID ها بيشتر در موارد متوسط تا شديد استئوآرتريت مؤثر هستند و برخـي ديگـر بيـان مـي كننـد كـه اثـر اسـتامينوفنوNSAID در موارد خفيف همانند يكديگر است و در هر حـالاين مطلب همچنان مورد اختلاف نظر فراوان است( 11 و 12).
داروي پياسـكليدين بـه نسـبت 1 بـه 3 از unsaponifiable avocado وsoybean تشكيل شده اسـت و خـواص جـالبي دردرمان استئوآرتريت در محيطهـايin vitro و in vivo داشـتهاست. اين دارو به صورت كپسول هاي 300 ميلي گرمي و روزانه يك عدد مصرف مي شود( 16-13). طي بررسيهاي انجام شـدهبر روي كشتهاي مفصلي، جـزءunsaponifiable avocado بـهمهار اينترلوكين-1 و تحريك سنتز كلاژن مي پردازد( 17).
با توجه به افزايش شيوع استئوآرتريت زانو به دليـل افـزايشسن افراد جامعه و روند رو به رشـد چـاقي و نيـز عـدم اجمـاع كلي بر تعيين داروي خط اول درمان استئوآرتريت زانـو، لـزومآن ديده شد تا به بررسي دارو درماني ايـن بيمـاري بپـردازيم.
بـدين ترتي ب در مطالع ه حاضـر ب ه مقايس ه ت أثير دو داروي ديكلوفن اك و پياس كليدين در بهب ود عملك رد و ك اهش درد بيماران مبتلا بـه درد زانـوي ناشـي از اسـتئوآرتريت متوسـطپرداختيم.

مواد و روشها
در اين مطالعه كه به صورت كارآزمايي باليني تصادفي انجـامگرديد مجموعـاً 60 بيمـار بـا تشـخيص قطعـي اسـتئوآرتريتكمپارتمان داخلي زانو (4) مـورد بررسـي قـرار گرفتنـد. تمـامبيماران قبل از ورود به مطالعه فرم رضايتنامه كتبي آگاهانـه راامضا نمودند و موافقت كتبي و شفاهي خـود را اعـلام نمودنـد.بيمــاران بــه صــورت تصــادفي بــه دو گــروه پياســكلدين وديكلوفناك تقسيم شدند. در گروه پياسكلدين 21 مرد و 9 زن با ميانگين سني 83/3±3/52 سال و در گـروه ديكلوفنـاك 18 م رد و 12 زن ب ا مي انگين س ني 87/3±34/53 سـال ق رار داشـتند. شـرايط ورود بـه مطالعـه عبـارت بودنـد از: درد غيـرتروماتي ك زانـو ب يش از 6 م اه، س ن بيش تر از 45 س ال و اســتئوآرتريت درجــهII يــا III بــر اســاس مقيــاسK-L در راديوگرافي هايي كه در 6 ماه اخير گرفتـه شـده بـود. بيمـاراندچار استئوآرتريت هيپ، آرتريت سپتيك، خـونريزي گوارشـي فعال يا سابقه آن، بيماري كليوي با GFR كمتر از 30، لكوپني شديد و بيماريهاي همراه نيازمند درمـان بـا كورتيكواسـترو ئيد مثل آسم يا بيماريهاي التهـابي روده از مطالعـه خـارج شـدند.همچنين افراد با سابقه جراحي يا تروماي ماژور زانـو در 6 مـاهقبل، سابقه سكته قلبي يا مغزي در 6 ماه قبل، سـابقه مصـرفقبلي NSAID يا پياسكليدين بـا دوز مشـابه يـا بيشـتر از دوزمورد مطالعه، سابقه مصرف كورتيكواستروئيد طـي مـاه قبـل وBMI بيشتر از 35 و نيز زنان باردار از مطالعه خارج شدند.
بيماران به مدت 8 هفته تحت درمـان بـا دارو بودنـد . ميـزانمصرف دارو در گـروه پياسـكليدين روزانـه يـك كپسـول 300 ميلــي گرمــي و در گــروه ديكلوفنــاك روزانــه 3 قــرص 25 ميلي گرمي بود. براي بررسي بيماران قبـل و پـس از درمـان ازپرسشنامه WOMAC (براي ارزيـابي فعاليـت بيمـار) و معيـارخطي- بصري درد (VAS) استفاده شد. پرسشنامه WOMAC مشتمل بر 33 سؤال مي باشد كه 5 سؤال اول مربوط به علائـمبيماري ،2 سؤال در مورد خشـكي ،9 سـ ؤال در مـورد درد، و17 سؤال آخر در مورد فعاليت فيزيكي مـي باشـد كـه از 0 تـا
100 رتبه بندي مي شد.
همچن ين جه ت ارزي ابي درد زان و از معي ار VAS اس تفاده گرديد .VAS يك خط افقي 100 ميلـي متـري مـي باشـد كـهتوسط 10 خط عمودي كوتاه در دو انتهايش قطـع مـي گـردد.انتهاي سمت چپ با عبارت بدون درد و انتهاي سـمت راسـتبا عبارت درد بسيار زياد مشخص مي شود و بيمار وضعيت خود را به صورت عددي بين 0 تا 100 ميلي متر مشخص مي كند.
پـس از جمـع آوري و دسـته بنـدي داده هـا ازindependent
paired t-test ،samples t-test و chi-square بــراي قضــاوتآم اري اس تفاده ش د .مي زان اولي ه و ثانوي ه VAS و فعالي ت WOMAC در دو گروه با آزمون من-يـ و-ويتنـ ي و داخـل هـرگروه با آزمون ويل كاكسون مورد قضاوت آمـار ي قـرار گرفـت.
سطح معني داري در اين مطالعه 05/0 در نظر گرفته شد.

يافته ها
تحقي ق روي 60 بيم ار در دو گ روه ديكلوفن اك (ش اهد) و پياسكلدين (به تعداد مساوي) انجام گرفت. خصوصيات فـرديو بيماري افراد در دو گـروه در جـدول شـماره 1 ارائـه شـده و نشان مي دهد در گروه ديكلوفناك 18 نفر مرد و 12 نفر زن، و در گروه پياسكلدين 21 نفر مرد و 9 نفر زن بودنـد (4/0(P< و سن بيمـاران بـه ترتيـب 9/3± 3/53 و در گـروه ديگـر 8/3± 3/52 ســال بــود (3/0(P<. از نظــر درجــهK-L ، در گــروهديكلوفن اك 16 نف ر درج ه 2 و 14 نف ر درج ه 3 و در گ روه پياسكلدين 18 نفر درجه 2 و 12 نفر درجه 3 بودند( 6/0(P<.
به اين ترتيـب بيمـاران از نظـر سـن و جـنس و درجـه اوليـهاس تئوآرتريت زان و و همينط ور درج ه اقتص ادي و اجتم اعي
(مراجعين به يك بيمارستان) و نيز همزماني مشابه بودند.

جدول 1. خصوصيات فردي و بيماري افراد مورد بررسي بر حسب گروههاي درماني
درجه K-L II سن
جنس خصوصيات بيماران و بيماري
III زن مرد دارو
14 16 53/3 ± 3/87 12 18 ديكلوفناك (30 نفر)
12 18 52/3 ± 3/83 9 21 پياسكليدين (30 نفر)
P < 0/6 P< 0/3 P < 0/4

جدول 2. عملكرد زانو و شدت درد قبل و بعد از درمان به تفكيك گروه درماني
درد عملكرد زانو
نتيجه آزمون داخل گروه بعد از درمان قبل از درمان بعد از درمان نتيجه آزمون داخل گروه قبل از درمان گروه دارويي
0/08 4/5 ± 1/4 7/1 ± 2/1 P < 0/001 62 ± 4/4 54/2 ± 2/9 ديكلوفناك (30 نفر)
0/3 4/2 ± 2/1 6/5 ± 2/2 P < 0/001 64/3 ± 4/1 53/7 ± 3 پياسكليدين (30 نفر)
– P < 0/4 P < 0/4 – P < 0/4 P < 0/4 آزمون دو گروه
رتبه بندي ميزان عملكرد زانو و نيز ميزان درد قبـل و بعـد ازدرمان به تفكيك نوع داروي مصرفي در جدول شـماره 2 ارائـهشده اسـت و نشـان مـي دهـد كـه رتبـه ميـزان فعاليـت زانـو(WOMAC) قبل از درمان در گروه ديكلوفنـاك 9/2±2/54 و در گروه پياسكلدين 3±7/53 بـود و آزمـون مـن–يـو -ويتنـينشان داد كه فعاليت زانـوي بيمـاران در دو گـروه مشـابه بـود (4/0(P<. بعد از درمان فعاليت زانـو در گـروه ديكلوفنـاك بـه
4/4±62 و در گروه پياسـكلدين 1/4± 3/64 افـزايش يافـت واي ن اخ تلاف در دو گ روه ب ه لح اظ آم اري معن ي دار ب ود (001/0(P<. ميــزان فعاليــت زانــو در بيمــاراني كــه داروي پياسكيليدين دريافت داشتند بـه ميـزان 3/2 واحـد بيشـتر ازگروه ديكلوفناك بود و آزمون نشـان داد كـه ايـن اخـتلاف بـهلحاظ آماري معني دار بود (05/0(P<. شدت درد (VAS) قبـلاز درمان در گروه شاهد 1/1± 2/7 و در گروه مورد 2±5/6 بود (4/0(P< و بعد از درمان در گروه شاهد 4/1±5/4 و در گـروهتجربي 1/1±2/4 بود و هر دو دارو موجـب كـاهش درد شـدند (001/0(P< امــا ميــزان كــاهشVAS در دو گــروه اخــتلاف معني داري نداشت( 4/0(P< (جدول شماره2).
بحث
استئوآرتريت زانو يك بيماري شايع مي باشـد و بـا توجـه بـهافزايش سن جوامع انساني و نيز شيوع روزافزون چاقي، كـه دوعامل مهم در ابتلا به بيماري هستند، لزوم توجه به درمـان آننيز بيشتر مي شود( 18). اين بيماري با توجه به تبعات فراوانـيكه در پي دارد مي تواند فشار سنگيني بـر سيسـتم بهداشـت ودرمان وارد نمايد( 22-18). در حال حاضر در مراحل انتهـاييبيماري از درمانهـاي جراحـي بـويژه تعـويض مفصـل اسـتفادهمي شود. با توجـه بـه محـدوديت امكـان انجـام دفعـات مكـررآرتروپلاستي زانو و محدوديت عمر پروتزهـا، علـم ارتوپـدي درپي يافتن راههايي براي به تأخير انداختن سن جراحي تعويض مفصل مي باشد، لذا استفاده از درمانهاي ديگر مانند درمانهـايدارويي و كانسرواتيو سودمند به نظر مي رسد.
همانطور كه پيشـتر اشـاره گرديـد داروهـايي كـه در درمـاناستئوآرتريت به كار مي روند در سه دسته كلي قرار مي گيرنـد:
داروهــايي كــه ســريع اثــر مــي كننــد ماننــدNSAID هــا و استامينوفن، داروهايي كه كند اثر مي كنند كـه دو نمونـه آنهـا كه تاكنون به بازار عرضه شده انـد و عبارتنـد از پياسـكليدين و كندرويتين سولفات و داروهايي كه هدف از آنها كند يا متوقف كردن روند بيمـاري و ايجـاد بهبـودي در سـاختارهاي آسـيبديده است( 10-7). البته لازم به ذكر است كه هنـوز در مـورداثرات دسته سوم شواهد كافي وجود ندارد( 23).
NSAIDها كـه در درمـان آرتـروز كـاربرد وسـيعي دارنـد بـاعوارض جانبي و بويژه مشكلات معدي- روده اي فراوان همـراههستند و حتي در دراز مدت مي توانند باعث مـرگ فـرد شـوند(24 و 25). با توجه به همين عوارض ACR در آخـرين اصـولدرم اني خ ود ب راي اس تئوآرتريت اس تفاده از اس تامينوفن را توصيه نموده است. اما به هر حال در مطالعـات فراوانـي نشـانداده شده است كه كارآيي استامينوفن نسـبت بـهNSAID هـاپايين تر است( 34-25). به عنوان مثـالPincus و همكـارانشدر سال 2001 در مطالعـه خـود نشـان دادنـد كـه اسـتفاده ازديكلوفناك به همراه ميزوپروستول به مدت 6 هفتـه مـي توانـددرد را به ميزان بيشتري نسبت به استامينوفن كاهش دهد، اما عوارض جانبي در بيماراني كه استامينوفن مصـرف مـي نماينـدكمتـ ر اســت( 11). همچنـ ين Williams و Bradley در دو مطالعه جداگانه به مقايسه ايبوپروفن و ناپروكسن پرداختنـد وبيان كردند كه اگرچه كارآيي NSAIDها بالاتر بوده اسـت امـااين اختلاف از نظر آماري معني دار نبود كه احتمالاً بـه خـاطر حج م كوچ ك نمون ه ب وده اس ت( 34 و 35). در ي ك م رور سيسـ تماتيك شـ امل 15 كارآزمـ ايي بـ اليني ،Towheed و همكاران نشان دادند كه اگرچه استامينوفن نسبت بـه پلاسـبودر ك اهش درد م ؤثرتر اس ت ام ا ك ارآيي آن در مقايس ه ب ا NSAIDها كمتر است( 12). از سوي ديگر گفته مي شـود كـهNSAIDه ا بيش تر در درم ان م وارد متوس ط و ش ديد م ؤثر هستند و در موارد خفيف كارايي آنها بـا اسـتامينوفن يكسـاناست( 13). از سوي ديگر همانطور كه در مطالعات مذكور نيـزذكر گرديده است ،NSAIDها عوارض شديدي به همراه دارنـد.در واقع توكسيسته آنها در سيستم گوارشي به خوبي شـناختهشده است( 36) و گفته مـي شـود كـه سـالانه 103000 مـوردبستري و 16500 مورد مرگ ناشي از عوارض شديد درمـان بـا NSAID در ايالات متحده ثبت مي گردد( 37).
با در نظر گرفتن آنچـه كـه گفتـه شـد، يـافتن داروهـايي بـاحداقل عوارض و حداكثر كارآيي بـراي درمـان بيمـاران دچـاراستئوآرتريت ضروري است. يكي از اهداف استفاده از داروهـايبا تأثير آهسته در استئوآرتريت، كـاهش نيـاز بـه مسـكن هـا وNSAIDهاست كه عـوارض جـانبي دارنـد( 38). پياسـكليدينتركيب ي اس ت ك ه ب ه نس بت 1 ب ه 3 از unsaponifiable avocado وsoybean تشـكيل شـده اسـت (17) و در بررسـيت أثير آن ب ر س نتز ك لاژن و غض روف مفص لي و آرت روز در مدل هاي آزمايشگاهي و مدل هاي حيواني زنـده و مـرده نتـايججالبي به دست آمـده و شـواهدي از درمـان زمينـه اي آرتـروزگزارش گرديده است( 16-13).
Mauviel و همك اران در در مطالع ه خ ود در 1989 نش ان
دادند كه avocado/soybean unsaponifiable، اينترلـوكين -1 را مهار و سنتز كلاژن در محيط كشت كندروسيت هاي مفصلي را تحريك مـي نمايـد ( 17). Henrotin و همكـاران در 1998 و Boumediene و همكاران در 1999 در مطالعـات خـود نشـاندادند كه اين مواد مي توانند تأثيرات مخـرب اينترلـوكين-1 را در محيط كشت كندروسيت هاي حيواني و انساني مهار نماينـدو تأثيرات anti-collagenilytic داشته باشند( 13). Mauviel و همكاران در مطالعـه ديگـري در 1991 كـاهش تـأثير مخـرباينترلـوكين -1 بـر سـلول ه اي سـينوويال و كندروسـيت ه اي مفصلي خرگوش را گـزارش كردنـد( 39). همچنـين در چنـدمطالع ه ديگ ر ت أثيرات بـاليني اي ن دارو در بيم اران دچ ار اس تئوآرتريت م ورد بررس ي ق رار گرفت ه اس ت.Blotman و همك اران در 1997 ب ه بررس ي ت أثير پياس كلدين در درم ان بيماران دچار استئوآرتريت هيپ يا زانو پرداختند. آنها مشاهده كردند كـه مصـرفNSAID هـا در گـروه دريافـت كننـده دارونسبت به گروه پلاسبو كمتر شـد. هم چنـين عملكـرد بيمـارانگروه پياسكلدين بهتر از گروه پلاسـبو بـود، امـا بـه هـر حـالبيماران دو گروه در پايان درمان از نظر درد تفاوتي بـا يكـديگرنداشــتند( 38). Maheu و همكــاران نيــز در ســال 1998 در بررسي تأثير پياسكلدين بر بيماران دچار اسـتئوآرتريت زانـو وهيپ نتايج مشابهي گزارش كردند. البته آنها اعلام نمودند كـهنتايج در بيماران دچار استئوآرتريت هيپ نسـبت بـه بيمـاراندچار استئوآرتريت زانو بهتر بـود( 40). Lequesne و همكـاراندر ســال 2002 از پياســكلدين در درمــان بيمــاران دچــاراستئوآرتريت هيپ استفاده كردند و بيان نمودند كـه ايـن داروتغييرات ساختاري ايجاد نمي كند اما مي تواند از پيشرفت تنگ شدن فضاي مفصلي بويژه در بيماراني كه فضاي مفصلي شديداً تنگ شده است، جلوگيري نمايد. همچنين آنها بيان كردند كه از نظــر پارامترهــاي بــاليني بــين بيمــاران دريافــت كننــدهپياسكليدين و گروه پلاسبو تفاوتي وجود ندارد( 41).
در مطالعه اي كه اخيـر اً توسـطPavelka و همكـاران در سـال2010 انجام شده است، ميزان كارآيي پياسكلدين با كنـدرويتينسولفات در درمان استئوآرتريت زانو بررسي گرديد( 23). در اين مطالعه بيماران با استفاده از معيـارWOMAC بررسـي شـدند ومشاهده گرديد كه تفاوت معني داري بين دو گروه وجـود نـدارد.
آنهــا بيــان كردنــد كــه هــر دو دارو تــا 50% در بهبــود نمــره
WOMAC مؤثر بودند. همچنـين درد در حركـت و اسـتراحت،Lequsne index، كارآيي كلي دارو و مصرف مسكن بين بيماران دو گروه يكسان بود( 23). در مطالعه حاضر مـا مشـاهده كـرديمك ه نم ره WOMAC در گ روه پياس كلدين نس بت ب ه گ روه
ديكلوفناك بهتر و اختلاف بين دو گروه از نظر آمـاري معنـي دار بود. از سوي ديگر در مطالعـه مـا، درد در بيمـاران دو گـروه بـراساس VAS تفاوت معني داري نداشت. همچنين در هيچكدام از دو گروه مورد مطالعه، عوارض جانبي ديده نشد.
با توجه بـه افـزايش روزافـزون شـيوع اسـتئوآرتريت، تبعـاتفراوان اين بيماري مي تواند فشار سنگيني بر سيستم بهداشـتو درمان وارد نمايد( 29-25). تا جايي كه ما مي دانيم مطالعـهحاضر اولـين مطالعـه در مقايسـه پياسـكلدين و ديكلوفنـاك ودومين مطالعه در زمينه مقايسه NSAIDها و پياسكلدين بوده است و مطمئناً داراي محدوديتها و نواقصي مي باشد. مهمتريت محدوديت مطالعه ما، بررسي كوتاه مدت تأثيرات دو دارو بود و شايد يكي از دلايل عدم مشاهده عـوارض جـانبي همـين بـود.همچنين كنترل بيماران خارج از توان ما بود و امكـان داشـتبيماران از داروهاي مسكن استفاده نمايند، بدون اينكه پزشـكرا در جريان بگذارند.

نتيجه گيري
با توجه به اينكه بهبود نمره WOMAC در گروه پياسـكلدينبيشتر بود و اين دارو عوارض جانبي NSAIDها را ندارد، و نيـزبه دليل آن كه استفاده روزانه يك بار از پياسكلدين نسبت بـهاستفاده روزانه سـه بـارNSAID مـي توانـد موجـب راحتـي وهمكاري بيشتر بيماران گردد، مي توان گفـت كـه پياسـكلدينمــي توانــد جــايگزين مناســبي بــرايNSAID هــا در درمــان استئوآرتريت زانو باشد .

تشكر و قدرداني
بدينوسيله از استاد ارجمند جنـاب آقـاي مهنـدس ولايـي كـهمشاوره متدولوژي و آمار اين تحقيق را بر عهده داشتند تقـديرو تشكر مي شود.
REFERENCES
120954583956

Poitras S, Avouac J, Rossignol M, Avouac B, Cedraschi C, Nordin M, et al. A critical appraisal of guidelines for the management of knee osteoarthritis using appraisal of Guidelines Research and Evaluation criteria. Arthritis Res Ther 2007;9:R126.
Katsuragawa Y, Fukui N, Nakamura K. Change of bone mineral density with valgus knee bracing. Int Orthop 1999;23(3):164-7.
Kraemer WJ, Ratamess NA, Maresh CM, Anderson JA, Tiberio DP, Joyce ME, et al. Effects of treatment with a cetylated fatty acid topical cream on static postural stability and plantar pressure distribution in patients with knee osreoarthritis. J Strength Cond Res 2005;19(1):115-21.
Group for the respect of ethics and excellence in science (GREES): osteoarthritis section. Recommendations for the registration of drugs used in the treatment of osteoarthritis. Ann Rheum Dis 1996;55(8):552-7.
Altman R, Brandt K, Hochberg M, Moskowitz R, Bellamy N, Bloch DA, et al. Design and conduct of clinical trials in patients with osteoarthritis: recommendations from a task force of the Osteoarthritis Research Society. Results of a Workshop. Osteoarthritis Cartilage 1996;4(4):217-43.
Jordan KM, Arden NK, Doherty M, Bannwarth B, Bijlsma JW, Dieppe P, et al. EULAR recommendations 2003: an evidence based approach to the management of knee osteoarthritis: Report of a task force of the standing committee for international clinical studies including therapeutic trials (ESCISIT). Ann Rheum Dis 2003;62(12):1145-55.
Lequesne M, Brandt K, Bellamy N, Moskowitz R, Menkes CJ, Pelletier JP, Altman R. Guidelines for testing slow acting drugs in osteoarthritis. J Rheumatol Suppl 1994;41:65-71.
Bellamy N, Kirwan J, Altman R, Boers M, Brandt KD, Brooks P, et al. Recommandations for a score set of outcome measures for future phase III clinical trials in knee, hip and hand osteoarthritis. Results of consensus development at OMERACT III. J Rheumatol 1997; 24:799-804.
Zhang W, Moskowitz RW, Nuki G, Abramson S, Altman RD, Arden N, et al. OARSI Recommendations for the management of hip and knee osteoarthritis, Part II: OARSI evidence-based expert consensus guidelines. Osteoarthritis Cartilage 2008;16(2):137-62.
Zhang W, Moskowitz RW, Nuki G, Abramson S, Altman RD, Arden N, et al. OARSI Recommendations for the management of hip and knee osteoarthritis, Part I: Critical appraisal of existing treatment guidelines and systematic Review of current research evidence. Osteoarthritis Cartilage 2007;15(9):981-1000.
Pincus T, Koch GG, Sokka T, Lefkowith J, Wolfe F, Jordan JM, et al: A randomized, double-blind, crossover clinical trial of diclofenac plus misoprostol versus acetaminophen in patients with osteoarthritis of the hip or knee. Arthritis Rheum 2001;44(7):1587-1598.
Towheed TE, Maxwell L, Judd MG, Catton M, Hochberg MC, Wells G. Acetaminophen for osteoarthritis. Cochrane Database Syst Rev 2006;(1):CD004257.
Henrotin YE, Labasse AH, Jaspar JM, De Groote DD, Zheng SX, Guillou GB, et al. Effects of three avocado/soybean unsaponifiable mixtures on metalloproteinases, cytokines and prostaglandin E2 roduction by human articular chondrocytes. Clin Rheumatol 1998;17(1):31-9.
Gabay O, Gosset M, Levy A, Salvat C, Sanchez C, Pigenet A, et al. Stress-induced signaling pathways in hyaline chondrocytes: inhibition by Avocado–soybean unsaponifiables (ASU). Osteoarthritis Cartilage 2008;16(3):373-84.
Henrotin YE, Sanchez C, Deberg MA, Piccardi N, Guillou GB, Msika P, et al. Avocado/soybean unsaponifiables increase aggrecan synthesis and reduce catabolic and proinflammatory mediator production by human osteoarthritis chondrocytes. J Rheumatol 2003;30(8):1825-34.
Henrotin YE, Deberg MA, Crielaard JM, Piccardi N, Msika P, Sanchez C. Avocado/soybean unsaponifiables prevent the inhibitory effect of osteoarthritic subchondral osteoblasts on aggrecan and type II collagen synthesis by chondrocytes. J Rheumatol 2006;33(8):1668-78.
Mauviel A, Daireaux M, Hartmann DJ, Galera P, Loyau G, Pujol JP. Effects of unsaponifiable extracts of avocado/soy beans (PIAS) on the production of collagen by cultures of synoviocytes, articular chondrocytes and skin fibroblasts. Rev Rhum Mal Osteoartic 1989;56(2):207-11. (Full text in French)
Boileau C, Martel-Pelletier J, Caron J, Msika P, Guillou GB, Baudouin C, et al. Protective effects of total fraction of avocado/soybean unsaponifiables on the structural changes in experimental dog osteoarthritis: inhibition of nitric oxide synthase and matrix metalloproteinase-13. Arthritis Res Ther 2009;11(2):R41.
Verkleij SP, Luijsterburg PA, Koes BW, Bohnen AM, Bierma-Zeinstra SM. Effectiveness of diclofenac versus acetaminophen in primary care patients with knee osteoarthritis: [NTR1485], DIPA-trial: design of a randomized clinical trial. BMC Musculoskelet Disord 2010;11:7.
Lawrence RC, Hochberg MC, Kelsey JL, McDuffie FC, Medsger TA Jr, Felts WR, et al. Estimates of the prevalence of selected arthritic and musculoskeletal diseases in the United States. J Rheumatol 1989;16(4):427-41.
Hochberg MC. Epidemiologic considerations in the primary prevention of osteoarthritis. J Rheumatol 1991;18(10):1438-40.
Christensen R, Bartels EM, Astrup A, Bliddal H. Symptomatic efficacy of avocado-soybean unsaponifiables (ASU) in osteoarthritis (OA) patients: a meta-analysis of randomized controlled trials. Osteoarthritis Cartilage 2008;16(4):399408.
Pavelka K, Coste P, Géher P, Krejci G. Efficacy and safety of piascledine 300 versus chondroitin sulfate in a 6 months treatment plus 2 months observation in patients with steoarthritis of the knee. Clin Rheumatol 2010;29(6):65970.
Griffin MR, Ray WA, Schaffner W. Nonsteroidal anti-inflammatory drug use and death from peptic ulcer in elderly persons. Ann Intern Med 1998;109(5):359-63.
Fries JF, Williams CA, Bloch DA, Michel BA. Nonsteroidal anti-inflammatory drug-associated gastropathy: incidence and risk factor models. Am J Med 2001;91(3):213-22.
Fries JF, Miller SR, Spitz PW, Williams CA, Hubert HB, Bloch DA. Toward an epidemiology of gastropathy associated with nonsteroidalantiinflammatory drug use. Gastroenterology 1989;96(2 Pt 2 Suppl):647-55.
Gabriel SE, Jaakkimainen L, Bombardier C. Risk for serious gastrointestinal complications related to use of nonsteroidal anti-inflammatory drugs. Ann Intern Med 1991;115(10):787–96.
Hochberg MC, Altman RD, Brandt KD, Clark BM, Dieppe PA, Griffin MR, et al. Guidelines for the medical management of osteoarthritis. Part I. Osteoarthritis of the hip. American College of Rheumatology. Arthritis Rheum 1995;38(11):1535-40.
Hochberg MC, Altman RD, Brandt KD, Clark BM, Dieppe PA, Griffin MR, et al. Guidelines for the medical management of osteoarthritis. Part II. Osteoarthritis of the knee. American College of Rheumatology. Arthritis Rheum 1995;38(11):1541-6.
American College of Rheumatology Subcommittee on Osteoarthritis Guidelines. Recommendations for the medical management of osteoarthritis of the hip and knee: 2000 update. Arthritis Rheum 2000;43:1905–15.
Wolfe F, Zhao S, Lane N. Preference for nonsteroidal anti-inflammatory drugs over acetaminophen by rheumatic disease patients: a survey of 1,799 patients with osteoarthritis, rheumatoid arthritis, and fibromyalgia. Arthritis Rheum 2000;43(2):378–85.
Pincus T, Swearingen C, Cummins P, Callahan LF. Preference for nonsteroidal anti-inflammatory drugs versus acetaminophen and concomitant use of both types of drugs in patients with osteoarthritis. J Rheumatol 2000;27(4):1020–7.
Eccles M, Freemantle N, Mason J. North of England evidence based guideline development project: summary guideline for non-steroidal anti-inflammatory drugs versus basic analgesia in treating the pain of degenerative arthritis. BMJ 1998;317:526-30.
Williams HJ, Ward JR, Egger MJ, Neuner R, Brooks RH, Clegg DO, et al. Comparison of naproxen and acetaminophen in a two-year study of treatment of osteoarthritis of the knee. Arthritis Rheum 1993;36(9):1196–206.
Bradley JD, Brandt KD, Katz BP, Kalasinski LA, Ryan SI. Comparison of an antiinflammatory dose of ibuprofen, an analgesic dose of ibuprofen, and acetaminophen in the treatment of patients with osteoarthritis of the knee. N Engl J Med 1991;325(2):87-91.
Wolfe MM, Lichtenstein DR, Singh G. Gastrointestinal toxicity of nonsteroidal anti-inflammatory drugs. N Engl J Med 1999;340(24):1888-99.
Singh G, Triadafilopoulos G. Epidemiology of NSAID-induced GI complications. J Rheumatol Suppl 1999;26:18-
24.

Blotman F, Maheu E, Wulwik A, Caspard H, Lopez A. Efficacy and safety of avocado/soybean unsaponifiables in the treatment of symptomatic osteoarthritis of the knee and hip. A prospective, multicenter, three-month, randomized, double-blind, placebo-controlled trial. Rev Rhum Engl Ed 1997;64(12):825-34.
Mauviel A, Loyau G, Pujol JP. Effect of unsaponifiable extracts of avocado and soybean (Piascledine) on the collagenolytic action of cultures of human rheumatoid synoviocytes and rabbit articular chondrocytes treated with interleukin-1. Rev Rhum Mal Osteoartic 1991;58(4):241-5. (Full text in French)
Maheu E, Mazières B, Valat JP, Loyau G, Le Loët X, Bourgeois P, et al. Symptomatic efficacy of avocado/soybean unsaponifiables in the treatment of osteoarthritis of the knee and hip: a prospective, randomized, double-blind, placebocontrolled, multicenter clinical trial with a six-month treatment period and a two-month followup demonstrating a persistent effect. Arthritis Rheum 1998;41(1):81-91.
Lequesne M, Maheu E, Cadet C, Dreiser RL. Structural effect of avocado/soybean unsaponifiables on joint space loss in osteoarthritis of the hip. Arthritis Rheum 2002;47(1):50-8.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید