پژوهن ده (سال شانزمجلهدهم ، شماره پژوهشيآذر5 ، و پي دي در دانشگاه پي 1390 علوم 83، پزشكي صفحات شهيد219 تا 225بهشتي) تاريختاريخ پذيرشدريافت مقالهمقاله:: 6/1026//2/13901390

بررسي وضعيت بهداشت باروري زنان خشونت ديده مراجعه كننده به مراكز
كاهش آسيب شهر تهران در سال 1389
گوهر محمدي1، صديقه اميرعلي اكبري2*، دكتر علي رمضانخاني3، دكتر حميد علوي مجد4

كارشناس ارشد مامايي، گروه بهداشت عمومي، دانشكده بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
عضو هيأت علمي، گروه مامايي، دانشكده پرستار ي ومامايي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دانشيار، گروه بهداشت عمومي، دانشكده بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دانشيار، گروه آمار زيستي، دانشكده پيراپزشكي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

چكيده
سابقه و هدف: نظر به مشكلات و تبعات ناشي از خشونت عليه زنان و كم بودن اطلاعات در زمينـه بهداشـت بـاروري زنـان بـا تجربـهخشونت، اين پژوهش به منظور تعيين وضعيت بهداشت باروري زنان خشونت ديده مراجعه كننده به مراكز كاهش آسيب شهر تهران در سال 1389 انجام گرفت.
مواد و روشها: در اين مطالعه توصيفي- مقطعي، وضعيت بهداشت باروري 69 زن با تجربه حداقل يك نوع خشونت (عاطفي، جسمي يا جنسي) از 75 زن آسيب پذير مراجعه كننده به مراكز كاهش آسيب به روش غير احتمالي مورد بررسي قرار گرفت. داده هاي مطالعه بهوسيله پرسشنامه 5 قسمتي (دموگرافيك، بهداشت باروري، عملكرد جنسي، رفتـار جنـسي و خـشونت) بـه روش مـصاحبه جمـع آوري گرديد و با استفاده از نرم افزارSPSS 18 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافتهها: ميانگين سن زنان (6/9) 3/34 سال بود و 7/37% آنها مطلقه بودند . ميـانگين سـن ازدواج 5(/2) 7/16 سـال، ميـانگين سـنشروع رابطه جنسي 8(/4) 1/16 سال و درصد بيسوادي 4/17% بـود . 3/69% هـر سـه نـوع خـشونت، 3/85% خـشونت جـسمي، 7/86% خشونت عاطفي و 76% خشونت جنسي را تجربه كرده بودند. 6/51% سابقه سقط و 9/62% بارداري ناخواسته داشـتند. 5/46% واجـدينشرايط، روش پيشگيري از بارداري نداشتند. 2/52% آنان هرگز پاپ اسمير انجام نـداده بودنـد، 4/82% آنـان اخـتلال عملكـرد جنـسي،1/39% رابطه جنسي مقعدي و 8/ 34% رابطه جنسي دهاني داشتند.
نتيجهگيري: به نظر ميرسد در بسياري از موارد عليرغم دسترسي به خدمات بهداشت باروري، وضعيت اين زنان نامناسب بوده، لذا بـاانجام حمايتهاي بيشتر و مداخلات مناسب ميتوان نتايج بهتري براي اين زنان فراهم نمود.
-19032245295

واژگان كليدي: بهداشت باروري،آسيب ديدگي اجتماعي، خشونت، خشونت خانگي لطفاً به اين مقاله به صورت زير استناد نماييد:
Mohammadi G, Amir Aliakbari S, Ramezankhani A, Alavi Majd H. The reproductive health status of women with experience of violence in harm reduction centers in Tehran, 2010. Pejouhandeh .52-912:)5(61;1102

مقدمه1
خشونت عليه زنان يك نگراني عمده است و از نظر سلامت وبهداشت بسيار حائز اهميت بوده و نياز به توجهـات ويـژه دارد. بين10 تا 65% زنان در طول زنـدگي خـود خـشونت را تجربـه مي كنند (1). خشونت در واقع نوعي آسـيب اجتمـاعي پنهـاناست و در همه جوامع ديده مـي شـود . ايـن معـضل اجتمـاعي

* نويسنده مسؤول مكاتبات: صديقه امير علي اكبري؛ تهران، خيابـان ولـي عـصر ، دانــشگاه علــوم پزشــك ي شــهيد بهــشتي، دانــشكده پرســتار ي و مامــايي؛ تلفــن: 88655366-21-98 ؛+ پست الكترونيك: [email protected]

زمينه ساز بروز ساير مشكلات بهداشتي و اجتماعي در قربانيانآن به شمار مي رود 2-5(). خشونت طيفي از رفتارهـاي بـسيار تند و آسيب زا تا عكسالعملهاي منفي چـون بـيتفـاوتي وكـمتوجهي را در بردارد 6( و 7) .محيط خانواده مـيتوانـد بنـا بـهدلايلي متشنج شود و در معرض آفتهـا و آسـيبها قـرار گيـرد.
زنان به عنـوان گروهـي ويـژه، همچنـان كـه در جامعـه مـوردخشونت قرار ميگيرند، در خانواده نيز ديگر اعضاي خانواده، بهويژه همسرانشان از آنان بهرهكـشي مـي كننـد و قربـاني انـواع خشونتهاي بدني و رواني مي گردند كه آثار و پيامدهاي سـوييبراي آنها به بار مـي آورد 8(). نتـايج تحقيقـات مختلـف نـشانمي دهد كـه زنـان هـشت مرتبـه بيـشتر از مـردان در معـرضخشونت همسرانشان قرار دارند 9(). خشونت مي تواند وضـعيتبهداشت باروري زنان را تحت تأثير قرا ر دهد و سـبب افـزايشمرگ و مير و مشكلات و ناتواني ها بـراي مـادران، مـرده زايـي،زايمـان زودرس، خونريزيهـاي غيرطبيعـي دسـتگاه تناسـلي و بيماريه اي الته ابي لگ ن شـود و(4 5) . آس يبهاي دس تگاه تناسلي، بارداري ناخواسـته، سـقط ناسـالم، اخـتلال قاعـدگي،اختلال عملكـرد جنـسي، عفونتهـاي دسـتگاه ادراري، نـازايي، مصرف الكل و مواد مخدر، ابتلا به بيماريهاي منتقلـه جنـسي،ايدز و افـزايش خطـر تطـابق بـا رفتارهـاي پـر خطـر جنـسي(شركاي جنسي متعدد) از پيامدهاي فيزيكي خشونت جنـسياست 7(). زنان آسيب پذير، بـه دليـل مـشكلات خـاص خـودنسبت به زنان عادي بيشتر در معرض خشونت قرار مي گيرنـد . طبق پروتكل “مراكز ارتقاي سلامت اجتماعي زنان آسيب پذير” وزارت بهداشت در سال 1389، زنان آسيب پذير از گروههـاي كليدي در معرض خطر HIV/ ايدز مي باشـند . بـر مبنـاي ايـن اصل مسلم كه تمـامي آحـاد جامعـه حـق دارنـد از بهداشـت و حقوق انساني مرتبط با سلامتي برخوردار باشند، مراكز ارتقـاي سلامت اجتمـاعي زنـان آسـيب پـذير در ايـن زمينـه فعاليـتمي كنند. اگر چه در رابطه بـا مـشكلات خـشونت عليـه زنـان،مطالعات زيادي صـورت گرفتـه اسـت، امـا موضـوعات خاصـيوجود دارند ك ه تقريب اً به طور كامـل ناديـده گرفتـه شـده انـد،موضوعاتي كه بـراي درك كـاملتر زنـدگي ايـن گـروه از زنـانضروري هـستند. از جملـه واضـح تـرين ايـن مـسايل، موضـوعبهداشت باروري و حاملگي است. بـا توجـه بـه اينكـه زنـان درسنين باروري بيشتر در معرض آسـيب قـرار دارنـد و هرگونـهاقدام بهداشتي و درماني در اين دوران سـلامت زن را در تمـامدوران زندگي تأمين مي كند و از آنجا كه حل معضلات ناشي از آسيبهاي بهداشت باروري تنها در گرو شناسايي ابعاد مـسأله و كسب آمار و اطلاعات دقيق در مورد ايـن زنـان مـي باشـد و از طرفي كمبود مطالعات نيز در اين زمينـه بـه خـوبي احـساسميشود، لذا پژوهش حاضر با هدف تعيـين وضـعيت بهداشـتباروري در زنان خشونت ديده مراجعه كننده به مراكـز كـاهشآسيب زنان شهر تهران (در سال 1389) انجام پذيرفت.

مواد و روشها
اين پژوهش يك مطالعه توصيفي- مقطعي بود . جامعه مـوردبررسي شامل كليه زنان ايراني آسيب پذير مراجعه كننـده بـهمراكز گذري كاهش آسيب بود. زناني وارد مطالعـه شـدند كـهتوان درك س ؤالات را داشتند و مورد خشونت همـسر يـا افـرادخانواده واقع شده و در حال حاضر در مركز كاهش آسيب زنانبه سر ميبردند. نمونه گيري به روش غيرتصادفي و مبتنـي بـر هدف انجام گرفت، بدين ترتيب كه محقـق بـه مراكـز گـذريكاهش آسيب زنان مراجعه نمود و پرسشنامه ها را بـراي افـرادواجد ويژگي پژوهش كه مايل به شركت در طرح بودند تكميلنمود. زمان نمونهگيري از خرداد تا پايان شهريور 89 بود كه در مجموع در اين مقطع زماني از 75 زن آسـيب پـذير اجتمـاعيمراجعه كننده به مراكز كاهش آسيب، 69 نفر مورد خشونت قــرار گرفتـ ه بودنـ د. ابـ زار گـ ردآوري داده هـ ا شـ امل پرسشنامه هاي مربوط به بررسي وضعيت بهداشـت بـاروري، وضعيت عملكرد جنسي، رفتار جنسي و همچنـين خـشونتبـود. پرسـشنامه وضـعيت بهداشـت بـاروري شـامل سـابقه بــارداري، حــاملگي ناخواســته، ســقط، روش پيــشگيري از بارداري، غربالگري از نظـر سـرطان سـرويكس و پرسـشنامه عملكرد جنسي (Female sexual function index (FSFI)) و شامل 19 س ؤال پنج گزينهاي بود كه در آن حداكثر نمره برابـربا 36 بود و نمره كمتر از 28 به عنوان اختلال عملكـرد محـسوبمي شد (نمره صفر در هر بخش نشاندهنده گزارش نكردن فعاليتجنسي طي ماه گذشته بود). اعتبار و پايايي پرسـشنامه شـاخصعملكرد جنسي در پژوهشهاي متعددي مورد تأييـد قـرار گرفتـهاست (10). درمطالعه محمدي و همكاران (10 ،) نمرات حاصـل ازمقياس، خرده مقياسها و تشخيص روانپزشك با استفاده از منحني
راك (Receiver operating characteristic curve (ROC)) و سـطح زيـر منحنـي راك (Area under the curve (AUC)) تحليل شد. نمره برش مناسـب (Cut off point) كـل مقيـاسبراي تشخيص اختلال عملكرد جنسي 28 تعيين گرديد كه براساس آن 83% زنانِ داراي اختلال و 82% زنانِ بـدون اخـتلالبه درستي طبقهبندي شدند . شاخص صحت ارزيابي مقيـاس و خرده مقياسها و تشخيص اخـتلالات عملكـرد جنـسي، ميـزانسطح زير منحني راك است. در اين مطالعـه بيـشترين سـطحزير منحني را كـل مقيـاس (873/0) دارا بـود. ميـزان پايـاييمقياس و خرده مقياسها، از طريـق آلفـاي كرونبـاخ بزرگتـر از70% محاسبه شد كه نشانگر پايايي خوب اين ابزار است (10).
در اين پـژوهش منظـور از خـشونت، خـشونت اعمـال شـدهتوسط همسر يا يكي از اعضاي خانواده يا هر دو بـود و در سـهحيطه جسمي، جنسي و عاطفي سنجيده شد و زنـي خـشونتديده در نظر گرفته شد كه حداقل يك پاسخ مثبت به هركداماز سؤالات مربوط به پرسشنامههـاي مربـوط بـه خـشونت دادهبود. به منظور جمعآوري اطلاعات خشونت، از پرسـشنامههـايتهيه شده بوسيله پژوهشگران ايراني، كه متناسـب بـا شـرايطاجتماعي و فرهنگي جامعه ايران تهيه و قبلاً روايي و پايايي آنسنجيده شده بـود، اسـتفاده گرديـد (13-11). مـافي نيـز در پژوهش خود روايي آن پرسشنامه را توسط چند تن از اسـاتيدكارشناس تأييد نمود و ضريب پايايي درونـي آن را بـ ر اسـاسيـك نمونـه 60 نفـري، معـادل 97/0 بـه دسـت آورد 8(). در ادامه، با توجه به شرايط خاص گروه هدف س ؤالاتي كم يا زيـادگرديد و به همـين دليـل اعتبـار و پايـايي آن مجـدد بررسـيگرديد. جهت تعيين اعتبار آن از اعتبار محتوا و جهت بررسـي پايايي آن از آلفاي كرونباخ استفاده شـد. در ايـن پـژوهش بـا بررسي يك نمونه مقدماتي (15 نفـر) ضـريب آلفـاي كرونبـاخآزمونهاي خشونت جسمي، عاطفي و جنسي بـه ترتيـب 82 ،/0 83/0 و 73/0 و براي كل پرسـشنامه 84/0 بدسـت آمـد. ايـنپرسشنامه مشتمل بر 27 سؤال بـود (13 سـؤال اول خـشونت جـسمي، 7 سـؤال خـشونت عـاطفي و 7 سـؤال خـشونت جنسي را مورد بررسي قرار ميداد). پرسـشنامه هـاي وضـعيتباروري، و رفتار جنسي با استفاده از كتب و مقـالات تنظـيم وسپس براي تعيين اعتبار آن از اعتبار محتوا و صوري اسـتفادهشد، به اين ترتيب كه پرسشنامهها در اختيار 15 نفر از اعضايهيأت علمي قرار گرفت و با توجه به نظرات و پيشنهادات آنهـااصلاحات لازم انجام گرفت. پاياي ي نيز بـا روش آزمـون مجـددمورد بررسي قرار گرفت، به اين صـورت كـه ابتـدا پرسـشنامهبراي 15 نفر واجد شرايط تكميل و سپس 10 روز ديگر مجدداًبراي همين افراد تكميل گرديد و در نهايت ضريب همبـستگيتعيين و سؤالات با همبستگي كمتـر از 7/0 حـذف و سـؤالات مناسب جايگزين گرديد.

يافته ها
مشخصات دموگرافيك زنان بررسي شده در جـدول 1 نـشانداده شده است. ميانگين سن زنان خشونت ديـده (6/9) 3/34 سال بود؛ بيشترين درصد زنان آسيب ديده در گروه سني زيـر 25 سال (با فراواني 24%) ديده شـد. ميـانگين سـن ازدواج درزنان خشونت ديده (5/2) 7/16 سـال و ميـانگين سـن شـروعرابطه جنسي 8(/4) 1/16 سال بود.
از 75 زن آسيب ديده 69 نفر مورد خشونت واقـع شـده بودنـد.
4/69 ، 3/17 و 3/5% افراد آسيب ديده به ترتيب تحت هر سه، دو و يك نوع خشونت عاطفي، جنسي و جسمي قرار گرفته بودنـد و تنها 8% (6 نفر) افراد آسيب ديده تجربه خشونت را نداشتند. در بررسي نوع خـشونت، 3/85% نمونـههـا خـشونت جـسمي،7/86% خشونت كلامي و 76% آنها خشونت جنـسي را تجربـهكرده بودند . در ميان پاسخهاي مربوط بـه فـرد اعمـال كننـدهخشونت، در 9/46% موارد اين زنان از طرف همـسر، 9/35 از% طرف والدين و ديگر افراد خـانواده، و در 2/17% هـم از طـرفهمسر و هم والدين مورد خشونت جسمي قرار گرفته بودند. در رابطه با عامل اعمالكننده خشونت عاطفي، بيشترين خشونتهااز طرف همسر (1/43%) و سپس والدين و ساير افـراد خـانواده(4/35%) و سپس هر دو مورد (5/21%) اعمال شده بود. از نظر وضعيت بهداشت باروري، از 69 زن مورد خشونت واقـع شـده، 62 نفر (9/89%) سـابقه بـارداري داشـتند، همچنـين 39 نفـربارداري ناخواسـته (9/62%) و 32 نفـر تجربـه سـقط (6/51%) داشتند. تجربه تولد نوزاد كم وزن 9/48% بود . 5/46% واجدينشرايط در حال حاضر از روش پيـشگيري از بـارداري اسـتفادهنمـ يكردن د. بي شترين روش پيـشگيري از ب ارداري كانـدوم(7/37%) بود. بقيه روشها به ترتيب شامل بستن لولـه در زنـان
2(/7%)، روش طبيعي 9(/2%)، آمپولهاي تزريقي ،(9/2%) IUD
(4/1%) و قرصهاي LD (4/1%) بـود . از نظـر سـابقه غربـالگريسرطان دهانه رحم، 8/47% آنها حـداقل يـك بـار تـست پـاپاسمير را انجام داده بودند و 2/52% آنها عليرغم واجـد شـرايطبودن، هرگز اقدام به اين كار ننموده بودند. از 68 زنـي كـه درطي ماه گذشته از نظـر رابطـه فعاليـت جنـسي فعـال بودنـد،4/82% (56 نفر) اختلال عملكرد جنـسي داشـتند و ميـانگيننمره عملكرد جنسي آنهـا (6/5) 9/21 بـود. از نظـر رفتارهـايجنسي پرخطر، 27 نفر (1/39%) رابطه جنـسي مقعـدي و 24 نفر (8/34%) رابطه جنسي دهاني داشـتند. بـه عـلاوه، 5/43% زنان خشونت ديده سابقه فرار از منزل را داشتند.

جدول 1- مشخصات دموگرافيك زنان مورد بررسي مراجعه كننـده به مراكز گذري كاهش آسيب شهر تهران در سال 1389
درصد فراواني مشخصات
8/7
20/3
37/7
23/2 6
14
26
16 مجرد
ازدواج دائممطلقه
ازدواج موقت وضعيت تأهل
10/1 7 بيوه 17/4
26/1
29
21/7 12
18
20
15 بي سواد ابتدايي
راهنمايي ديپلم تحصيلات
5/8 4 دانشگاهي 55/1 38 خانه دار شغل
44/9 31 شاغل بحث
يافته هاي پژوهش نشان داد 92% زنان آسـيب ديـده حـداقلتجربه يك نوع خشونت را داشتند كـه از ايـن ميـان، خـشونتعاطفي بالاترين ميزان را به خود اختصاص داده بود. اين يافتـهم شابه مطالع ه اكي وز و ب اقرزاده و(4 11) ب ود كــه در آن، خشونت عاطفي بيشترين ميزان را در ميان پاسخ گويان به خوداختصاص داده بود، ولي با مطالعه فرامرزي كه در آن خـشونتجنسي از بالاترين شيوع برخوردار بـود متفـاوت بـود (14). در اين زمينه ميتوان به تفاوتهاي فرهنگي و قومي موجود اشـاره نمود كه ميتوانند عامل مؤثري باش ند. اگر چه در اين مطالعـهآزارهاي جسمي و بدني كمتر اتفاق افتاده بـود ولـي تحقيـر و توهين در بين اين زنان نسبت بـه زنـان عـادي رواج بيـشتريداشت و در بيشتر موارد خشونت توسط همسران و سپس افرادخانواده (پدر، مادر و برادر ) بر افراد اعمال شده و در بقيه مواردنيز فرد هم توسط اعـضا خـانواده و هـم توسـط همـسر مـوردخشونت قرار گرفته بود.
5/43% زنان خشونت ديده سابقه فرار از منزل داشـتند . ايـن مسأله آشكار مي سازد كه تجربه تنبيهات جـسماني و تحقيـر و سرزنشهاي رواني والدين و يا همسر مـي توانـد يكـي از عوامـل عمده و مهم فرار از منزل باشد. در پژوهشي گزارش شد بيش از 80% نوجواناني كه از خانه فرار مي كنند و زندگي در خيابـان را ترجيح مي دهنـد ، از نظـر جـسمي و روانـي مـورد آزار اعـضاي خانواده قرار گرفته اند و خشونت در خانواده بيش از گسـستگيخانواده در بروز انحرافات زنان نقش دارد (15) .
نتايج بدست آمده نمايانگر پايين بـودن سـطح تحـصيلات دراين گروه بود. در پژوهش آزاده، ميزان خـشونت خـانوادگي بـا بالا رفتن ميزان تحـصيلات زنـان كـاهش معنـيداري را نـشان مي داد (16).
در زمان مطالعه، 7/37% نمونـههـا مطلقـه بودنـد. تحقيقـاتانجام شده درباره خشونت خانگي عليه زنان نشان ميدهند كهبسياري از زنان قرباني خشونت، تمايلي به جـدايي و طـلاق ازهمسرانشان ندارند (17 و 18) . در يافتههاي ما پايان دادن بـهزندگي مشترك زناشويي از طريق طلاق، راه حلي است كـه درقبال مسأله آسيبهاي اجتماعي به كار بـرده شـده اسـت. زيـرا علاوه بر خشونت، دلايل و زمينههاي ديگري چون اعتياد زنـانو يا همسرانشان براي طلاق وجود داشت و به نظر مي رسد ايندليل متفاوت بودن اين مطالعه با مطالعات ديگر باشد.
تجربه بارداري و حاملگي ناخواسته در زنان آسيب پـذير مـوردخشونت واقع شده بيشتر بود. فانگ نيز در پ ژوهش خود بـر رويزنان روسـپي چـين ايـن موضـوع را اثبـات كـرد (19) ولـي در پژوهش گيلبرگ بر روي زنان خياباني در آمريكا اين يافته تأييـدنشد (20). علت اين تفاوتها ممكـن اسـت ناشـي از اخـتلاف درجامعه پژوهش و تعريف و نحوه تعيين حاملگي ناخواسته باشـد.
ناخواسته بودن ميتواند از ديدگاه زن، مرد يا هر دو بررسي شودكه در اين پژوهش ناخواسته بودن فقـط از ديـدگاه زنـان مـوردبررسي قرار گرفته است. از طـرف ديگـر، دو دسـته از حاملگيهـاناخواسته محسوب مي شوند، يكي حاملگيهايي كه زودتر از زمـانمورد تمايل فرد رخ دهند و دسته ديگر آنهـايي كـه فـرد اساسـاً تصميمي براي بچـهدار شـدن در آينـده نـدارد . نتـايج پـژوهشسيلورمن (خشونت در حاملگي) در هند و بـنگلادش، نـشان داد كه حاملگي ناخواسته در زنان با تجربه خـشونت، دو برابـر زنـانعادي است (21). اكيوز در تحقيق خود جوانتر بودن سن شـروعرابطه جنسي و حاملگي را از علل افزايش دوره باروري و افـزايشتعداد حاملگيها ذكر نمود، كه علاوه بر بارداري ناخواسته، تبعـاتو مشكلات ديگري هم در پي دارد 4(). ميانگين سـن ازدواج در پژوهش حاضر، 7/16 سال بود كه از پژوهش اكيوز (5/19 سال) كمتر بود. زناني كه مورد خشونت واقع مـيشـوند اولـين رابطـهجنسي را در سنين پايين شروع ميكنند. به عبـارت ديگـر دورهباروري با جوانتر بودن سن زن افزايش مييابد كه اين امر منجـر به افزايش بارداري ناخواسته و مشكلات مربوط به آن مـي گـردد . اين مطالعات نشان دادند كه بين سن ازدواج و تعـداد بـاردار ي و تعداد فرزندان رابطه منف ي وجود دارد ( و4 22).
از 62 زن خشونت ديده با تجربـه زايمـان، 32 نفـر (6/51%) سابقه سقط داشتند. يافته هاي ايـن پـژوهش، انـدكي بـيش ازيافته هاي تساكريدول و هي بود. شيوع سقط القايي در مطالعـهتساكريدول 32 تا 48% بود و در مطالعه هي به ازاي حـداقل2 حاملگي، يك سقط وجود داشت (23 و 24).
در مطالعه فانگ نيز بين آسيب و سقط رابطـه وجـود داشـت ولي در مطالعه اكيوز بين سقط القايي و خشونت ارتباط وجـودنداشت 4( و 19) و نتايج آن با پژوهش ما متفاوت بـود. سـقط عمدي، يكي از عوامل مرگ و مير مادران در دنيا است. در ايران با وجود ممنوعيت قـانوني و محـدوديت فرهنگـي و اجتمـاعي ، آمارهاي تخميني، نشاندهنده وجود مواردي از سقطهاي عمدي هستند. بارداري ناخواسته به عنـوان اصـلي تـرين علـت مطـرحاست، كـه در شـرايط مختلـف منجـر بـه انجـام سـقط عمـدي مي گردد. تحقيقات انجام شده در مورد دلايل انجام سقط جنين در ايالت متحده متفاوت مي باشد (25 و 26) كـه بـا توجـه بـهساختار اجتماعي و فرهنگي متفاوت اين كشورها، اين تفاوتهـا و شباهتها، قابل انتظار هستند.
در مطالعه حاضر تجربه تولد نوزاد كـم وزن، 9/48% بـود. در مطالع ه بـاقرزاده بـين خـشونتهاي روانــي، فيزيكي، جنسي و اقتصادي در دوران حــ املگي و كم وزني زمان تولــ د ارتباط معنيداري وجود داشت (14). مطالعات نـشان مـيدهنـد كـه آسيبهاي دستگاه تناسلي، بـارداري ناخواسـته، سـقط ناسـالم،اختلال قاعدگي، اختلال عملكرد جنـسي، عفونتهـاي دسـتگاهادراري، نازايي، مصرف الكل و مواد مخدر، ابتلا بـه بيماريهـايمنتقلـه جنـسي، ايـدز و افـزايش خطـر تطـابق بـا رفتارهـاي پرخطرجنسي (شركاي جنسي متعـدد) از پيامـدهاي فيزيكـيخشونت جنسي است و(7 27).
از نظر روش پيشگيري از بارداري، 5/46% زنان واجد شـرايطتنظيم خانواده در حـال حاضـر از روش پيـشگيري از بـاردارياستفاده نمي كردند. گيلبرگ در تحقيقـات خـود در علـت يـابياپـ يين بـودن اسـتفاده از روشـهاي پيـشگيري از بـارداري، بـه مخالفت شريك جنسي، به عنوان يك شـاخص مهـم و تعيـينكننده اشاره كرد (20). در مطالعه ما بـه نظـر مـي رسـد عـدمحمايـت و مـشاوره مناسـب، عـدم آگـاهي از ديگ ر روشـهايپيشگيري از بارداري يا مخالفت شريك جنسي را مي تـوان بـهعنوان علل عـدم اسـتفاده نـام بـرد. در ايـن مطالعـه، كانـدومبيشترين روش پيشگيري از بارداري را به خـود اختـصاص داد.
در مطالعه پترسون در سال 2008 بر روي زنان آسـيب ديـده،3/56% گروه مداخله و 58% گروه كنترل مصرف كننده كاندومبودند (28).
در مطالعه گيلبرگ، زنان با يك شريك جنسي در مقايسه بـازنـان داراي چنـد ش ريك جنـسي كمت ر از كانـدوم اسـتفاده مي كردند. به نظر او، كاندوم روش اصلي پيـشگيري از بـارداريدر زنان بيخانمان است . اين يافته توسط مطالعه پترسون نيـزتأييد گرديد (20 و 28). در مطالعه ما، احتمـالاً عـواملي مثـلداشتن بيش از يك شريك جنسي، تـرس از ابـتلا بـه بيمـاريمقاربتي و همچنين در دسترس بودن كانـدوم را مـي تـوان بـهعنوان علل افزايش مصرف اين روش ذكر نمود.
نتايج اين پژوهش نشان داد، زنـان خـشونت ديـده بـه رغـممشكلاتي از قبيل شروع رابطه جنسي در سنين پايين، داشتنبيش از يك شريك جنسي و پا يين بودن وضـعيت اقتـصادي- اجتماعي، كمتر اقدام به انجام پـاپ اسـمير نمـوده و بيـشتر ازنيمي از آنان حتي تجربه يك بار غربالگري را نيز نداشـتند. درمطالعه چ يك و همكاران در سال 1999 بر روي زنان ويتنـاميمتولـد شـده در اسـتراليا، 75% و در مطالع ه يـو و همكـاران، 5/80% افراد مورد مطالعه، حداقل يك بـار پـاپ اسـمير انجـامداده بودند (29 و 30). به نظر ميرسد ايـن مـشكل بـه دليـلپايين بودن سطح آگاهي و عدم توجه ويژه به روشهاي مناسبجهت حل مشكل و ارائه خدمت مناسب بـه ايـن گـروه اسـت.
برنامه هاي غربالگري بايد مبتني بر نياز جمعيت هـدف بـوده وبه منظور انجام مرتب اين آزمايش، بايـد بـا بيـنش حمـايتي ومشاوره صحيح، مهارتها و رفتارهاي بهداشـتي را در ايـن افـرادتقويت نمود.
از نظر وضعيت عملكرد جنسي، 4/82% زنان خـشونت ديـدهاختلال عملكـرد جنـسي داشـتند. يافتـه هـاي مـا متفـاوت ازيافتـه ه اي اكي وز، محم دي و كاي ان ب ود ،(4 10 و 31). در مطالعه اكيوز در شهر آنكارا، 3/48% زنان و در مطالعه كايان در شـهر آنكـارا 9/46% زنـان اخـتلال عملكـرد جنـسي داشـتند. آمارهاي بدست آمده در زمينه عملكرد جنسي در زنـان بـسيار متفاوت است . پژوهشگران علت آمارهاي متفاوت را مربـوط بـهمتفاوت بودن نمونهها و تأثير عوامـل نـژادي، مـذهبي و حتـيمقياس مورد استفاده مي دانند (32). با توجه به شيوع اختلال عملكرد جنسي در زنان و عوامل مرتبط با آن، برنامهريزان بايـددر برنامه هاي آموزشي خـود ايـن مـسأله را مـورد توجـه قـرار دهند. بعلاوه وجود مراكز مشاوره و آموزشي براي شناسايي اين زنان و نيازهاي آنها جهت ارتقاي كيفيت زندگيشان ضروري بـهنظر مي رسد و همچنين در صـورت لـزوم، بايـد ارجـاع جهـتدرمانهاي تخصصيتر انجام گيرد. 8/34% زنان خـشونت ديـدهتجربه مقاربت دهـاني و 1/39% آنهـا تجربـه مقاربـت مقعـديداشتند. در مطالعه لوگرنبرگ كه بر روي جمعيت ملي زنـان ومـردان انج ام گرفـت، 4/25% زنـان تجربـه مقاربـت دهـاني و 6/34% تجربه مقاربت مقعدي داشتند و جمعيت زيادي از زنانگفتند كـه تجربـه مقاربـت دهـاني در آنهـا بيـشتر از مقاربـتواژينال بوده و مقاربت دهاني را كم خطرتر از مقاربـت مهبلـيمي دانستند. در بررسي ملي بر روي مردان و زنان مشاهده شـدكه مقارب ت مقعدي و دهاني نسبت به دهه گذشته افزايش پيداكرده و حتي اين افزايش، در بين جواناني كه معتقد به نداشتن رابطه جنسي تا زمان ازدواج بودند مشاهده شد. ايـن افـراد درمعرض بيشترين خطر براي ابتلا به بيماريهاي مقاربتي هستند.
زنان جوان در سال 2004، تقريباً 2 برابر، نـسبت بـه جمعيـتمشابه خود در سـال 1994، مقاربـت مقعـدي داشـتند (33 و34). ارائه دهندگان خدمات بهداشتي و درمـاني، بايـد از ايـنتغيير رفتار جنـسي آگـاهي داشـته و سرويـسهاي تشخيـصيمناسب ارائه دهند و در صورت لزوم خـدمات درمـاني مناسـبصورت گيرد . بعلاوه با توجه به تغييـر رفتـار جنـسي، آمـوزشبهداشت جنسي و رفتارهاي جنسي سالم، مدنظر قرار گيرد. باآگاهي از اهميت ايـن مـسأله و درك سـازگاريهاي فيزيكـي و رواني كه بدنبال خشونت روي ميدهد، ممكن است اين گـروهاز زنان كمتر از خدمات موجود اسـتفاده كننـد. لـذا بـا انجـامحمايتهاي بيشتر و مداخلات مناسب مـي تـوان نتـايج بهتـريبراي اين زنان فراهم نمود.

نتيجه گيري
بر اساس يافتههاي اين پـژوهش، وضـعيت بهداشـت بـاروريزنان خشونت ديده در برخي جنبـه هـا بـه خـصوص حـاملگيناخواسته، سقطهاي القايي و استفاده از روشـهاي پيـشگيري از بارداري، نيازمند ارزيابي و نظارت بيشتر مي باشـند . لـذا توجـهبيشتر بـه زنـان آسـيب پـذير جهـت بهبـود كيفيـت خـدماتبهداشت بـاروري و برنامـهريـزي مناسـب در ايـن امـر توصـيهمي شود.
همچنين يافتن راه حلي جهت كاهش خـشونتهاي خـانوادگي به عنوان يكي از عوامل عمـد ه فـرار از منـزل ضـروري بـه نظـر مي رسد و اين مهـم بـا اتخـاذ قـوانين حقـوقي ج هـت حمايـت كودكان و زنـان و از همـه مهمتـر ، شـناخت علـل پديدآورنـده خشونتهاي خانوادگي (از جمله فقر اقتصادي و فرهنگي، اعتياد، بيكاري و طلاق والدين، ازدواج مجدد والدين) و تلاش در جهت حذف آنها از خانواده تحقق يافتني است.

تشكر و قدرداني
از كليه زنان مراجعه كننده به مراكز گذري كـاهش آسـيب ونيز مس ؤولين اين مراكز كه پژوهشگر را ياري نمودنـد تـشكر وقدرداني مي گردد؛ بـدون همكـاري آنـان انجـام ايـن پـژوهشممكن نبود.
REFERENCES
120807568428

Hamzeh B, Farshi Garousi M, Laflamme L. Opinions of married women about potential causes and triggers of intimate partner violence against women. A cross-sectional investigation in an Iranian city. BMC Public Health 2008;8:209.
Shabani S, Mansogindia N, Mansogindia MA, Bahraini NS. Study of the susceptible factors in wife abuse among women referred to karaj forensic medicine center in 2005: a case – control study. Med Sci J Islam Azad Uni Tehran Med Branch 2008;18(4):269-73. (Full Text in Persian)
Mazloomi SS. Sociology and public health. Tehran: Cheraghe Danesh, Shabnam Danesh; 2004. (Text in Persian)
Akyuz A, Sahiner G Bakir B. Marital Violence: Is it a Factor Affecting the Reproductive Health Status of women? J Fam Violence 2008;23(6):437-45.
Ismayilova L. Intimate Partner violence in three former Soviet Union countries (Azerbaijan, Moldova, and Ukraine): Prevalence, risk factors and women’s reproductive health (dissertation). USA: Columbia University; 2009.
Shannon K, Kerr T, Strathdee SA, Shoveller J, Montaner JS, Tyndall MW. Prevalence and structural correlates of gender based violence among a prospective cohort of female sex workers. BMJ 2009;339:b2939.
WHO, Department of Reproductive Health and Research. Reproductive health strategy to accelerate progress towards the attainment of international development goals and targets. Global strategy adopted by the 57th World Health Assembly 2004;WHO/RHR/04.8.
Akbarzadeh N, Mafi M. Psychological characteristics of perpetrators of domestic violence. Psychological Studies 20052006;1(4-5):71-86. (Full Text in Persian)
Hemmati R. Effective Factors on men’s violence against women: case study of Tehranian families. Social Welfare Quarterly 2004;3(12):229-58. (Full Text in Persian)
Mohammadi K, Haydari M, Faghihzadeh S. Validated Persian version of women’s sexual functioning scale instruction. Payesh Health Monit J Iran Instit Health Sci Res 2008;7(2):269-78. (Full Text in Persian)
Faramarzi M, Esmaelzadeh S, Mosavi S. Prevalence, maternal complication and birth outcome of physical, sexual and emotional domestic violence during pregnancy. Acta Med Iran 2005;3(2):115-22. (Full Text in Persian)
Kazemi Navaei F. Prevalence, factors and consequences of domestic violence against pregnant women referring to labor units of medical science universities (dissertation). Tehran: University of Tehran; 2004.
Hasheminasab L. Prevalence, consequences and factors accompanying with domestic violence in pregnant women referring to sanandaj Labor unit. Sci J Kurdistan Univ Med Sci 2006;4:32-42. (Full Text in Persian)
Bagherzadeh R, Keshavarz T, Sharif F, Dehbashi S, Tabatabaei HR. T he relationship between Domestic Violence during pregnancy and Complications of Pregnancy, type of delivery and birth weight on delivered women in hospital affiliated to Shiraz University of medical sciences. Ofogh Danesh J Gonabad Uni Med Sci 2008;13(4):51-8. (Full Text in Persian)
Kamrani Fakor S. The prevalence of domestic violence experienced by Runaway and non-Runaway children. Social Welfare Quarterly 2006;6(22):197-218. (Full Text in Persian)
Azadeh MA, Dehghanfard R. Domestic violence on women in Tehran: the role of gender socialization, resources available for women and family relationships. Woman Dev Politic 2006;4(1-2):159-79. (Full Text in Persian)
Moazami S. Supporting women against domestic violence. Social Welfare Quarterly 2004;3(13):224-251. (Full Text in Persian)
Azazy S. Community structure and violence against women. Social Welfare Quarterly 2004;3(14):47-84. (Full Text in Persian).
Fang X, Li X, Yang H, Hong Y, Zhao R, Dong B, et al. Profile of female sex workers in a Chinese country: does it differ by where they came from where they work? Word Health Popul 2007;9(1):46-64.
Gelberg L, Lu MC, Leake BD, Andersen RM, Morgenstern H, Nyamathi A M. Homeless women who is really at risk for unintended pregnancy? Matern Child Health 2008;12(1):52-60.
Silverman JG, Decker MR, Reed E, Raj A. Intimate partner violence around the time of pregnancy: association with breastfeeding behavior. J Womens Health (Larchmt) 2006;15(8):934-40.
O’Donnell L, Agronick G, Duran R, Myint-U A, Stueve A. Intimate partner violence among economically disadvantaged young adult women. Perspect Sex Reprod Health 2009;41(2):84-91.
Tsakiridu DO, Franco Vidal A, Vázquez Valdés F, Junquera Llaneza ML, Varela Uría JA, Cuesta Rodríguez M, et al. Factors associated with induced abortion in women prostitutes in Asturias (Spain). PLos One 2008;3(6):e2358.
He H, Ostbye T, Daltveit AK. Reproductive and family planning history, knowledge, and needs: a community survey of low-income women in Beijing, China. BMC Womens Health 2009;9:23.
Sanaei Nasb H, Rashidi Jahan H, Tavakoli R, Tavakoli HR, Amin Shokravi F. Correlates of Unwanted Pregnancy among Pregnant Women attending Medical and Health Centers in Semnan, Iran. Hayat: J Facult Nurs Midwif Tehran Uni Med Sci 2009;15(2):81-6. (Full Text in Persian)
Finer LB, Forhwirth LF, Dauphinee LA, Singh S, Moore AM. Reasons U.S. women have abortions: quantitative and qualitative perspectives. Perspect Sex Reprod Health 2005;37(3):110-8.
Chan RL, Martin SL. Physical and sexual violence and subsequent contraception use among reproductive aged women. Contraception 2009;80(3):276-81.
Patterson TL, Mausbach B, Lozada R, Staines-Orozco H. Semple SJ, Fraga-Vallejo M, et al. Efficacy of a brief behavioral intervention to promote condom use among female sex workers in Tijuana and Ciudad Juarez, Mexico. Am J Public Health 2008; 98(11):2051-7.
Cheek J. Fuller J, Gilchrist S, Maddock A, Ballantyne A. Vietnamese women and Pap smears: issues in promotion. Aust N Z J Public Health 1999;23(1):72-6.
Yu Ck, Rymer y. Women’s attitudes to and awareness of smear testing and cervical cancer. Br J Fam Plann 1998;23(4):127-33.
Cayan S, Akbay E, Bozlu M, Canpolat B, Acar D, Ulusoy E. The prevalence of female sexual dysfunction and potential risk factors that may impair sexual function in Turkish women. Urol Int 2004;72(1):52-7.
Dobkin RD, Leiblum SR, Rosen RC, Menza M, Marin H . Depression and sexual functioning in minority women: current status and future directions. J Sex Marital Ther 2006;32(1):23-36.
van Loggerenberg F, Mlisana K, Williamson C, Auld SC, Morris L, Gray CM, et al. Establishing a cohort at high risk of HIV infection in South Africa: challenges and experiences of the CAPRISA 002 acute infection study. PLoS One 2008;3(4): e1954.
Gindi RM, Ghanem KG, Erbelding EJ. Increases in oral and anal sexual exposure among youth attending sexually transmitted diseases clinics in Baltimore, Maryland. J Adolesc Health 2008;42(3):307-8.



قیمت: تومان

دسته بندی : پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید