-248609-446

نشریه حفاظت منابع آب و خاك، سال پنجم، شماره چهارم، تابستان 1395
مدیریت تقاضاي آب آبیاري در دشت اردلان با تأکید بر سیاست قیمتگذاري
محمد مهدي مظفري1*

1*) استادیار؛ گروه مدیریت صنعتی؛ دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)؛ قزوین؛ ایران
[email protected] :نویسنده مسئول مکاتبات*

16716304659

تاریخ دریافت: 25/10/1394 تاریخ پذیرش: 02/02/1395

چکیده
بخش کشاورزي بزرگترین مصرفکننده آب در کشور است، لذا ارائه شیوههاي جامع مدیریت منابع آب و تدوین سیاست هاي صحیح در جهت افزایش بهرهوري آب در این بخش ضروري می باشد. بدین منظور، در مطالعه حاضر براي ارزیابی اثرات سیاست قیمتگذاري آب آبیاري بر مدیریت تقاضاي آب در دشت اردلان از یک سیستم مدلسازي اقتصادي مشتمل بر مدل برنامهریزي ریاضی مثبت( PMP) و رهیافت حداکثر آنتروپی( ME) استفاده شد. دادههاي موردنیاز مربوط به سال زراعی 93- 1392 بود. نتایج نشان داد که قدرمطلق کشش قیمتی تقاضاي آب براي یونجه و گوجهفرنگی که نیاز آبی بالاتري دارند، بیشتر از سایر محصولات منتخب است و تقاضاي کشاورزان براي نهاده آب در تولید این محصولات باکششتر است. افزون بر این ،نتایج نشان داد که افزایش قیمت آب آبیاري (تحت سناریوهاي 200 تا 1000 ریال نسبت به شرایط سال پایه) منجر به کاهش سطح زیرکشت گندم آبی، یونجه، گوجهفرنگی و آفتابگردان و افزایش سطح زیرکشت جو آبی و هندوانه در الگوي کشت منطقه میشود. همچنین، اعمال این سیاست منجر به کاهش 04/2 تا 83/7 درصد آب مصرفی در الگوي کشت و کاهش 96/1 تا 65/7 درصد درآمد ناخالص کشاورزان در دشت اردلان میشود. در پایان، اعمال سیاست قیمتگذاري آب آبیاري و بکارگیري راهبرد تغییر الگوي کشت به صورت توأم با آن، جهت کاهش تقاضاي آب آبیاري و پایداري منابع آب دشت اردلان توصیه شد .

کلید واژه ها: برنامهریزي ریاضی مثبت؛ پایداري منابع آب؛ دشت اردلان؛ سیاست قیمتگذاري

مقدمه
66939408146203

سال

پنجم

/

شماره

4
/

سال

پنجم

/

شماره

4

/

کمیابی منابع آب و عدم توانایی انسان در تولید آن، موجب شده تا فاصله بین عرضه و تقاضاي آب، به ویژه در دهه هاي اخیر به شدت زیاد شود و در اغلب مناطق دنیا کمبود عرضه آب به وجود آید (صبوحی و همکاران ،1386؛ مظفري ،1394). در بسیاري از مناطق ایران نیز آب کافی در زمان مورد نیاز براي فعالیتهاي کشاورزي وجود ندارد و این امر سبب شده تا آب محدودکننده ترین نهاده تولید محسوب شود (حسینزاد ،1383؛ پرهیزکاري ،1392). افزون بر آن، حدود 90 درصد از منابع آبی قابل استحصال کشور در بخش کشاورزي مصرف میشود، ولی میزان بازدهی آب مصرفی در بخش کشاورزي بسیار پایین بوده و حدود یک سوم آن به مصرف نهایی رسیده و مابقی به هدر میرود (وزارت نیرو ،1392). مدیریت ضعیف آبیاري در اغلب نقاط کشور، منجر به افزایش تقاضا براي این نهاده حیاتی و هدررفتن مقادیر قابل ملاحظه اي از آن گردیده است (ترکمانی و شجري ،1387). در مواقعی که عرضه آب دچار بحران میشود، مدیریت تقاضاي آب (یعنی کاهش تقاضا در مصرف آن) مورد توجه قرار می-گیرد. بر این اساس، تداوم افزایش شکاف میان عرضه و تقاضاي آب در آینده، توجه جدي به مبانی برنامه ریزي اقتصادي منابع آب و تخصیص بهینه آن را اجتنابناپذیر کرده و مدیریت صحیح منابع آب را ضروري می سازد
(بخشی و همکاران ،1390).
در زمینه پایداري منابع آب، سیاستهاي مدیریت عرضه و تقاضاي آب مکمل یکدیگر میباشند و تا زمانی که آب به عنوان یک کالاي اقتصادي در نظر گرفته نشود و به آن بهاي لازم داده نشود، اکثر زارعین به منظور آبیاري مزارع خود از روشهاي سنتی استفاده خواهند کرد که این امر افزایش تلفات آب را در پی خواهد داشت (پرهیزکاري و همکاران ،1392). در زمینه سیاست گذاري نیز، امروزه تلاشهاي زیادي براي کاهش مصرف آب در بخش
کشاورزي و بهبود تخصیص آن در بین فعالیت هاي مختلف صورت گرفته است. براي بهبود کارایی تخصیص آب ،اقتصاد دانان افزایش قیمت نهاده آب را پیشنهاد می کنند ،ولی سیاست گذاران به دلایل اقتصادي، فرهنگی و سیاسی این پیشنهاد را رد می کنند( 2006 ,He et al.). به طور کلی ،مدیریت مطلوب تقاضا از طریق قیمت گذاري می تواند با تأمین قسمتی از نیازهاي مالی بخش آب، موجبات تقویت نقش اقتصادي آب در توسعه را فراهم کرده و ضمن استفاده کارآتر، بهره وري نهاده هاي کشاورزي، از جمله آب را نیز بهبود بخشد. از این رو، قیمتگذاري آب به عنوان یک ابزار مناسب مدیریتی، جهت ایجاد سازگاري بین فعالیت هاي عملی و واقعی بهره برداران از آب و خدمات وابسته به آن با اهداف و استراتژي هاي توسعه ملی مطرح است (احسانی و همکاران ،1391). قیمتگذاري آب ابزاري اقتصادي است، بدین مفهوم که کشاورزان با افزایش قیمت آب روي یک منحنی تقاضا (با شیب منفی) واکنش نشان داده و مصرف آب آبیاري را کاهش میدهند. از این رو، آب ذخیره شده را میتوان بین مصارف دیگر از جمله استفاده در تولید محصولات با ارزشتر و همچنین، اهداف مربوط به حفظ محیطزیست مطابق با ترجیحات جامعه ،مجددأ توزیع نمود. تخصیص مجدد منابع آب میتواند موجب افزایش کارایی استفاده از این نهاده کمیاب شود
Gomez-Limon et al., 2002; Gomez-Limon and )
.(Martinez, 2005
طی سالهاي اخیر محققین متعددي با استفاده از تکنیکهاي برنامهریزي ریاضی مسائل مربوط به عرضه و تقاضاي آب آبیاري و سیاستهاي تأثیرگذار بر آن را مورد بررسی قرار دادهاند. در این راستا، یکی از ابزارهاي توانمند در زمینه بررسی سیاست هاي مربوط به بخش کشاورزي و مدیریت منابع آب، به خصوص سیاستهاي مربوط به عرضه و تقاضاي آب آبیاري، روش برنامهریزي ریاضی مثبت (PMP) است. کشاورزي اتحادیه اروپا طی سالهاي گذشته شاهد استفاده و کاربرد الگوهاي برنامهریزي ریاضی مثبت در سطح منطقهاي، ملی و کل اتحادیه به منظور تحلیل اصلاحات سیاست مشترك کشاورزي (CAP) بوده است (2005Schmid and Sinabell, ). با توجه به این که در مطالعه حاضر نیز براي تحلیل اثرات سیاست قیمت گذاري آب آبیاري در دشت اردلان از رهیافت برنامهریزي ریاضی مثبت( PMP) استفاده شده است، لذا در ادامه به مهم ترین مطالعات داخلی و خارجی انجام شده با این رهیافت اشاره میشود .
صبوحی و همکاران( 1386) در تحقیقی به منظور بررسی واکنش کشاورزان استان خراسان به سیاست هاي تغییر قیمت و مقدار آب در دسترس از مدل PMP استفاده کردند. نتایج نشان داد که در شرایط وجود سیاستهاي انحرافی (پرداخت یارانه) و نقص بازار (عوارض جانبی) با افزایش قیمت آب آبیاري منافع اجتماعی افزایش و منافع خصوصی کاهش می یابد. ترکمانی و شجري( 1386) در مطالعهاي به منظور تحلیل اثرات سیاست قیمتگذاري آب آبیاري بر میزان تقاضاي بهرهبرداران آبهاي سطحی در دشت زرقان استان فارس از روش برنامهریزي ریاضی مطلوبیت چند معیاري و تکنیک شبیهسازي استفاده کردند .نتایج نشان داد که کشاورزان منطقه مورد مطالعه در شرایط افزایش قیمت آب آبیاري و در نرخهاي بالاتر آببها با تغییر الگوي کشت و گرایش به سمت تولید محصولات کمآبتر و سازگار با روشهاي کمآبیاري و همچنین محصولات دیم میزان کل تقاضاي آب آبیاري و متوسط مصرف آب در هر هکتار را به طور قابل ملاحظهاي کاهش می دهند، لذا کشش قیمتی تقاضاي آب در سطوح بالاي آببها براي این گروه از کشاورزان بیشتر میباشد. معین-الدینی( 1389) در پژوهشی با استفاده از مدل برنامهریزي ریاضی مثبت واکنش زارعین استان کرمان نسبت به سیاست هاي قیمتی و سهمیهبندي آب آبیاري بررسی کرد .
نتایج نشان داد که افزایش هزینه آب آبیاري و کاهش آب دردسترس در پذیرش کمآبیاري توسط کشاورزان کرمانی مؤثر می باشند. بخشی و همکاران( 1390) در تحقیقی با بهره گیري از رهیافت برنامهریزي ریاضی مثبت( PMP) اثرات سیاستهاي جایگزین قیمت گذاري آب آبیاري در دشت مشهد مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که اثر سیاست هاي جایگزین بسته به گروه بهره برداري نماینده متفاوت است و سیاست هاي قیمت گذاري آب و مالیات بر محصول در مقایسه با سیاست مالیات بر نهاده هاي مکمل، مؤثرتر و مناسب تر می باشند. پرهیزکاري و همکاران( 1393) در پژوهشی جهت شبیهسازي رفتار کشاورزان شهرستان زابل نسبت به سیاستهاي قیمت-گذاري و سهمیهبندي آب آبیاري از مجموعه مدلهاي PMP و SWAP استفاده کردند. نتایج نشان داد که اعمال سیاستهاي فوق در شهرستان زابل به ترتیب منجر به کاهش مجموع سطح زیرکشت محصولات زراعی به میزان 54/9 و 14/5 درصد و کاهش میزان آب مصرفی به میزان
23/6 و 01/7 درصد نسبت به سال پایه می شود. در پایان ،سیاست سهمیه بندي آب آبیاري با توجه به صرفه جویی 9/18 میلیون مترمکعب آب، به عنوان راهکاري مناسب براي پایداري منابع آب شهرستان زابل پیشنهاد شد. در خارج از کشور نیز Gomez-Limon و همکاران( 2004) در مطالعهاي با استفاده از تابع مطلوبیت چندصفتی و برنامه-ریزي ریاضی خطی به برآورد تابع تقاضاي آب آبیاري و بررسی اثرات سیاست قیمتگذاري آب آبیاري پرداختند .
-3560835143503

سال

پنجم

/
شماره

4
/

تابستان

95

سال

پنجم

/



قیمت: تومان

دسته بندی : منابع آب خاک

دیدگاهتان را بنویسید