-86935192111

نشريه حفاظت منابع آب و خاك، سال دوم، شماره اول، پاييز 1391
تحليل آورد رواناب، رسوب معلق و مواد مغذي وروديهاي مختلف به درياچه زريوار
در پايه زماني رگبار و آب پايه
شيركو ابراهيمي محمدي، سيد حميدرضا صادقي2* و كامران چپي
1) دانشجوي دكتري علوم و مهندسي آبخيزداري؛ دانشگاه تربيت مدرس؛ مازندران؛ ايران
2*) استاد دانشكده منابع طبيعي؛ دانشگاه تربيت مدرس ؛ مازندران؛ ايران؛ مسئول مكاتبات: [email protected]
3) استاديار دانشكده منابع طبيعي؛ دانشگاه تربيت مدرس؛ مازندران؛ ايران

1916362190751

تاريخ دريافت: 17/01/1391 تاريخ پذيرش: 30/06/1391

چكيده
هر چند بررسي تغييرات زماني و مكاني مولفههاي هيدرولوژي اساس مديريت صحيح و كارآي منابع آب و خاك در مقياس حوزة آبخيز محسوب ميشود، ليكن اين مهم كمتر مورد توجه قرار گرفته است. بر همين اساس، در اين تحقيق ميزان آورد رواناب، رسوبات معلق و مواد مغذي محلول (نيترات و فسفات) از طريق وروديهاي فعال درياچه زريوار محاسبه و تغييرات زماني و مكاني آنها بررسي گرديده است. براي اين منظور، 8 نقطه نمونهبرداري روي 7 ورودي درياچه از فروردين 1390 تا ارديبهشت 1391 مورد پايش روزانه در شرايط جريان پايه و همچنين نمونهبرداري با فواصل زماني يك ساعت در طول رگبارها قرار گرفت. طي سال 1390، ميزان آورد رواناب، رسوب معلق، نيترات و فسفات ورودي به درياچه بهترتيب برابر با 7/9 ميليون مترمكعب و 8/685، 4/25 و 15/1 تن بود. با وقوع 7 رگبار در دو دوره در اين مدت به -ترتيب 6/1 ميليون متر مكعب رواناب، 8/685 تن رسوب معلق، 4 تن نيترات و 211 كيلوگرم فسفات به درياچه حمل گرديد. در حالت آب پايه 1/8 ميليون مترمكعب رواناب، 65/718 كيلوگرم رسوب معلق، 4/21 تن نيترات و 35/944 كيلوگرم فسفات وارد درياچه شد. نتايج تحقيق حاكي از مشاركت مكاني بسيار بيشتر بخشهاي شمالي حوزه آبخيز درياچه زريوار در آورد رواناب و نيترات بود. همچنين بيشترين آورد رسوبات معلق از بخشهاي شمالي و غربي درياچه بود. در حاليكه بخش غربي
درياچه بيشترين آورد فسفات را داشت. از نظر زماني نيز بيشترين آورد رواناب، رسوب معلق، نيترات و فسفات بهترتيب در فصول بهار و زمستان اتفاق افتاد. همچنين،
حدود 82 درصد رسوب معلق در دوره مطالعاتي طي يك بارش بهاره 50 ساعته وارد درياچه زريوار شده كه نشانگر تغييرپذيري بسيار زياد رسوب معلق در شرايط رگبار و ضرورت لحاظ آن در مديريت منابع آب و خاك در حوزة آبخيز بسته اين درياچه است.
واژههاي كليدي: مواد مغذي؛ رواناب؛ رسوب معلق؛ مقياس زماني؛ درياچه زريوار
مقدمه
حوزههاي آبخيز درياچهاي به دليل دارا بودن پتانسيلهاي خاص خود از جمله تعادل اكوسيستم منطقه، حفظ و بقاي گونههاي خاص و ذخاير ژنتيكي موجودات آبزي، جاذبه-هاي گردشگري، پرورشماهي و بهرهبرداري براي مصارف كشاورزي داراي اهميت فراواني هستند. ورود رسوبات –
معلق و مواد مغذي1 توسط رواناب به خروجي آبخيز يا سطوح اساس، يكي از مهمترين دلايل كاهش كيفيت سامانههاي آبي است. در دهههاي اخير، مقادير زياد مواد مغذي در رودخانههاي حوزههاي آبخيز كشاورزي، به يكي از مشكلات زيست محيطي جهان تبديل شده است
همچنين (Heathwaite et al.,1996; Blanco et al., 2010)

غلظتهاي بالاي مواد مغذي در آبهاي سطحي نقش مهمي در افزايش جلبكها و در نتيجه باروري اكوسيستم- هاي آبي2 دارد ( ,.Garnier et al., 1995; Sharpley et al
5002 ,.2003; Jarvie et al). اگرچه انباشتگي مواد مغذي بهعنوان پديدهاي موثر بر تغيير كيفيت آب شناخته شده است، اما رسوبات معلق بهعلت دارا بودن مواد مغذي ذره-اي و همچنين تاثير بر چگالي، نفوذ نور و دماي آب (Eder 0102 ,.et al) تاثير قابل ملاحظهاي بر اين فرايند دارند. از اينرو، رسوب معلق بهعنوان يكي از اجزاي مهم عملكرد هيدرولوژيك، ژئومرفولوژيك و اكولوژيك حوزههاي آبخيز و عامل اصلي كاهش كيفيت آب رودخانهها شناخته شده است (USEPA, 2000).
تغييرات حمل رسوبات معلق بهصورت مكاني و زماني در مقياس حوزه آبخيز بهطور گستردهاي مطالعه شده است (Walling and Kane, 1982; de Vente and Posen,
2005; Ali and De Boer, 2007; Nadal-Romero et al., اگرچه بار رسوب معلق (2008; Wilkinson et al., 2009 de Vente ) بهوسيله مدلهاي فيزيكي3 قابل برآورد هستند
8002 ,.et al., 2006; Gao, 2008; Kliment et al) ليكن نتايج اين مدلها نيازمند ارزيابي با دادههاي رسوب اندازه-گيري شده ميباشد.
عموماً دو ديدگاه پذيرفته شده براي محاسبه بار رسوب معلق با توجه به دقت و نوع دادهها وجود دارد. ديدگاه اول روش درونيابي4 (Walling and Webb, 1981) است كه نيازمند نمونهبرداري منظم رسوب است. در اين روش بار رسوب به كمك ميانگين غلظت رسوب معلق و دبي آب در دورههاي زماني خاص از قبيل يك ساعت، يك روز و يا يك ماه محاسبه ميشود. بر اساس فرضيات مختلف، شش معادله براي محاسبه بار رسوب معلق در رابطه با تغييرات مختلف زماني دادهها ارائه شده است (Walling and Webb, 1981). اين روشها در مورد برآورد بلندمدت بار رسوب معلق و تخمين بار مواد مغذي توسط محققينمختلف نيز به كار گرفته شدهاند (Li et al., 2003; Bowes 0102 ,.et al., 2005; Quilbe et al., 2006; Pepin et al). ديدگاه دوم، تجزيه و تحليل رگرسيون يا روش برونيابي ميباشد (Walling and Webb,1981) كه متداولترين آنها روش منحني سنجه رسوب است ( ;5002 ,.Kazama et al
2010Mano et al., 2009; Alexandrov et al., ). در هر صورت اندازهگيري دادههاي مختلف هيدرولوژيك براي ارزيابي دقيق عملكرد سامانة آبخيز و رفتارسنجي آن ضروري است.
استفاده مفرط از كودها در اراضي كشاورزي يكي از بزرگترين منابع ورود مواد مغذي به سامانههاي آب شيرين است (Cloern, 001). از طرفي نيتروژن و فسفر در بين مواد مغذي متنوع، بيشترين تاثير را بر كيفيت آب دارند. وجود دادههاي بلندمدت غلظت مواد مغذي به متخصصين محيط زيست و مديران آبخيزها امكان تجزيه و تحليل ميزان ورود آنها به منابع آب، بررسي روند و رفتار آنها، ارزيابي اقدامات حفاظتي/اصلاحي گذشته و اتخاذ تصميمات موثر در خصوص كنترل مواد مغذي در آينده را ميدهد (Burt, 200). با انجام برنامههاي پايش آبخيزها ميتوان چنين دادههايي را جمعآوري نمود (Oeurng, 2010). از طرفي بهدليل اضافه شدن منابع آب جديد طي وقايع سيلابي و در نتيجه فعال شدن منابع مختلف مواد مغذي در حوزه آبخيز، بررسي دورههاي فعال هيدرولوژيكي بهويژه سيلابها از اهميت خاصي برخوردار است (Kronvang et al., 1997; Buda and DeWalle,
67031208345831

سال

دوم

سال

دوم

5781658498231

سال

دوم
/

شماره
1
/

پاييز

91

سال

دوم

/

شماره

1

/



قیمت: تومان

دسته بندی : منابع آب خاک

دیدگاهتان را بنویسید