نشریه تخصصی مهندسی صنایع، دوره 48، شماره 1، فروردین ماه 1393، از صفحه 125 تا 135
ارائه مدل ارزیابی ریسک پروژه با استفاده از رویکرد تصمیم گیري چندهدفه
(مطالعه موردي: پروژه سد خاکی منطقه عسلویه)

ام البنین یوسفی1، پوریا ناصري*2 و سید اکبر نیلی پور طباطبایی3
دانشجوي دکتراي دانشگاه علم و صنعت- عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر
دانشجوي کارشناسی ارشد- دانشگاه صنعتی مالک اشتر
استادیار- عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر
(تاریخ دریافت 4/8/92، تاریخ دریافت روایت اصلاح شده 17/12/92، تاریخ تصویب 23/1/93 )

چکیده
در این مقاله، براي ارزیابی ریسک هاي احتمالی پروژه، از یک مدل برنامه ریزي خطی صفر و یک با اهداف چندگانه استفاده می شود. مـدلپیشنهادي دو هدف دارد. هدف اول عبارت است از مینیمم کردن هزینه مورد انتظار حاصل از ریسک هاي مختلف و هدف دوم به دنبال مینیمم کردن زمان مورد انتظار حاصل از ریسک هاي احتمالی است. مدل مورد نظر دو محدودیت دارد که محدودیت اول باید اثر زمـانی ریسـک هـايوقوع یافته از کل ارزش زمانی مورد انتظار وقوع ریسک ها بیشتر نشود و محدودیت دوم کنترل می کندکه اثر هزینه اي ریسک هاي وقوع یافتـه ، کوچک تر یا مساوي ارزش مورد انتظار هزینه وقوع ریسک ها باشد. براي حل مدل پیشنهادي، روشL-P متریک پیشنهاد می شود. نتیجه حـلمدل براي یک مطالعه موردي در یک پروژه سدسازي در منطقه عسلویه، که شامل جواب هاي بهینه پارتویی است، ارائه شده اند.

واژه هاي کلیدي: ارزیابی ریسک، تصمیم گیري با اهداف چندگانه (MODM)، جواب هاي مؤثر

در شرایط متحول امروز، موفقیت هر بنگاه یا سازمان، وابسته به نوع مدیریت و میزان تسلط آن بر ریسک ها است. مدیریت ریسک، شرط لازم براي دستیابی به اهداف پروژه است ،بنابراین در فرایند مدیریت پروژه لازم است به صورت نظام مند به موضوع ریسک و فرایند مدیریت ریسک توجه شود[1]. یافته ها حاکی از آن است که فقط یک سوم پروژه هاي نرمافزاري، قبل از تکمیل اسمی شان پایان یافتهاند، در حالی که بیش از پنجاه درصد پروژه ها هزینه اي تقریبا معادل دو برابر هزینه برآوردي خود دارند[2]. بنابراین داشتن برنامهاي براي پاسخگویی و کنترل ریسک، یکی از ارکان اساسی مدیریت پروژه موفق است.
مقدمه* نویسنده مسئول: تلفن: 07724243975 ، تلفکس: 07724244048، Email: [email protected]

در دانش مدیریت پروژه 1(PMBOK)، ریسک پروژه بدین صورت تعریف شده است: یک رویداد یا شرایط نامطمئن که در صورت وقوع بر حداقل یکی از اهداف پروژه از قبیل زمان، هزینه یا کیفیت و دامنه مصوب پروژه تأثیر مثبت یا منفی میگذارد[3]. مدیریت ریسک، یک عنصر کلیدي در مدیریت پروژه بوده [4] و عبارت است از رویکردي نظام مند در شناسایی، ارزیابی و پاسخگویی به ریسک هایی که پروژه در چرخه حیات خود با آنها روبه رو می شود[5]. تا کنون استانداردهاي مختلفی براي مدیریت ریسک پیشنهاد شده است، ولی مهم ترین و مقبول ترین آنها که مورد استقبال و استفاده قرار گرفته است، دانش مدیریت پروژه (PMBOK) است که بر اساس آن، فرآیند مدیریت ریسک شامل 6 مرحله برنامه ریزي مدیریت ریسک، شناسایی ریسک، تحلیل کیفی ریسک، تحلیل کمی ریسک، پاسخگویی به ریسک و کنترل و پیگیري ریسک است[6].
این اعتقاد که پروژه ها سرشار از بی اطمینانیهایی مانند مهارت هاي فنی یا کیفیت، مدیریت و … هستند، این واقعیت را تقویت میکند که بسیاري از پروژه ها در دستیابی به اهداف محدوده، منافع، هزینه و زمان مورد نظر خود شکست میخورند. با توجه به نوع ارزیابی ریسک ها براي انتخاب پاسخ مناسب در جهت حفظ منافع پروژه و مدیریت آن، مقالاتی تدوین شده است. جبل عاملی و همکاران (1385) روش هاي مختلف تصمیم گیري چند شاخصه را به عنوان روش هاي کمی و به منظور استفاده از آنها در مسئله رتبه بندي ریسک هاي پروژه، مورد بررسی قرار می دهند و بیان می کنند که اینراهکار ها قابلیت کاربردي بیشتري در مسئله رتبه بندي ریسک هاي پروژه دارد[7]. در ادامه تارك زاید و همکاران (2008) دو منبع اصلی ریسک را که یک پروژه بزرگراه را تحت تأثیر قرار می دهد، در دو سطح کلان (شرکت) و خرد (پروژه) معرفی کرده و اثرات هر یک را روي ریسک ها ارزیابی می کند و یک مدل ریسک را براي ارزیابی و اولویت بندي پروژه ها با استفاده از فرآیند تحلیلی سلسله مراتب 2(AHP) معرفی می کند. نتایج نشان می دهد که ریسک سیاسی و ریسک مالی به ترتیب بیشترین وزن در سطح کلان و ریسک هاي فن آوري در حال ظهور و منابع بیشترین وزن در سطح خرد دارند[8].
صالحی صدقیانی و همکاران (1388) در مدل خود براي رتبه بندي فعالیت ها، از دو معیار هزینه و زمان استفاده می کند و به دلیل قطعی نبودن مدت زمان و هزینه انجام فعالیت ها، این دو معیار را به صورت فازي در نظر می گیرند. معیار زمان به صورت درجه بحرانی بودن به دست آمده از شبکه 3CPM فازي در این شرایط، لحاظ شده است و از آنجایی که در هر پروژه با توجه به اهداف و شرایط آن پروژه، میزان اهمیت هزینه و زمان متفاوت است، به این دو معیار وزن تخصیص داده و با استفاده از روش 4TOPSIS فازي فعالیت ها بر اساس ریسک انجام آنها رتبه بندي می شوند[9].
نیتو مروت و همکاران (2010) روشی جدید براي تجزیه و تحلیل ریسک براي پروژه ساخت و ساز ارائه می کنند که مربوط به مقابله با ریسک هاي در موقعیت پیچیده است که در آن اطلاعات براي ارزیابی ریسک ها ناقص یا غیر قابل حصول باشد. روش سلسله مراتبی براي ارزیابی وزن ریسک ها با استفاده از دو فاصله، مقایسه شده است. این روش براي به حداقل رساندن تفاوت بین ارزش اولویت هایی که به طور مستقیم از اعضاي گروه ارزیابی بدست آمده و ارزش ایده آل است[10].
صیادي وهمکاران (1390) از تصمیم گیري گروهی و میانگین وزن ها جهت جمع آوري و تجمیع نظر خبرگان و از روش تخصیص خطی به عنوان یکی از روشهاي تصمیم گیري چند شاخصه جهت تعیین رتبه ریسک ها استفاده می کنند. شاخص هاي رتبه بندي در دو دسته اولیه وثانویه تقسیم می شوند. شاخص اولیه بر مبناي احتمال ومیزان اثرگذاري ریسک ها بر اهداف اصلی پروژه (زمان ،هزینه، کیفیت و عملکرد) با وزن هاي متفاوت تعیین شده است و دسته دوم شاخص ها شامل اثرات اجتماعی- اقتصادي، زیست محیطی، نزدیکی زمان وقوع ریسک ،میزان مواجهه با ریسک ،نبود اطمینان تخمین و میزان مدیریت پذیري ریسک است. ریسک ها با کمک روش تخصیص خطی، با توجه به شاخص هاي گوناگون، بهتر ارزیابی می شوند و در نتیجه واقع بینانه تر رتبه بندي می شوند. بر اساس نتایج به دست آمده، عوامل اقتصادي و شرایط حقوقی، به ترتیب بیشترین و کمترین رتبه ریسک را به خود اختصاص می دهند[11].
امیر رضا کریمی آذري(2011) با بیان این موضوع که محققان به یک مدل ارزیابی ریسک مناسب نرسیده اند و عوامل بسیاري را براي این مشکل متصور شده اند که داده هاي نامشخص و مبهم و درگیري چند نفر در فرآیند انتخاب از جمله آنها است، استفاده از روش TOPSIS فازي به عنوان یک فرآیند منطقی، سیستماتیک و در حال توسعه در نظر گرفته می شود. معیارهاي تصمیم گیري از تکنیک گروه اسمی 5(NGT) به دست می آیند. روش TOPSIS فازي می تواند روش موفقیت آمیز و روشنی از میان روش هاي ارزیابی ریسک باشد[12].
در این مقاله سعی شده است با مدل سازي ریاضی براي کمینه کردن خسارت ریسک ها در قالب یک مدل بهینه سازي دو هدفه، بتوان برنامه ریزي صحیح و واقع بینانهاي نسبت به ریسک ها داشت و کمترین خسارت ممکن را متحمل شد.

تصمیم گیري چند هدفه 6(MODM)
مدل یک تصمیم گیري چند هدفه بدین قرار است:
116840-23768

( )} (1)
,… ,

مقیاس سنجش براي هر هدف ممکن است با مقیاس سنجش براي بقیه اهداف متفاوت بوده و به سادگی نتوان آنها را مثلا با یکدیگر جمع کرد. در این گونه مدل هاي طراحی، منظور از عبارت بهینه کردن، تابع کلی مطلوبیت براي تصمیم گیرنده است.
براي حل این گونه مسائل، دو نوع رویکرد اساسی را می توان تعریف کرد:
1)رویکردي بر مبناي ادغام تمام k تابع هدف درهمدیگر و تبدیل آنها به یک تابع هدف.
2) اولویت بندي k تابع هدف و حل مسئله با توجه به این اولویت ها.

در رویکرد اول، در حقیقت یک تابع مطلوبیت ساخته می شود و مسئله چندهدفه به یک مسئله با یک تابع هدف تبدیل می شود. البته فرآیند ساختن مطلوبیت، می تواند بسیار ساده و یا بسیار پیچیده باشد؛ چرا که تابع مطلوبیت باید قادر باشد رفتار و سلیقه هاي تصمیم گیرنده را درست مثل خود آن منعکس کند و با توجه به اینکه هر تصمیم گیرنده اي، خواسته ها و شرایط ویژه خود را دارد، براي هر مسئله تصمیم گیري نیز یک نوع خاص از تابع مطلوبیت باید ساخته شود[13].

روش معیار کلی (روش هاي L-P متریک) تفاوت عمده روش هاي حل مسائل MODM بستگی به زمان و نوع اطلاعاتی دارد که از DM گرفته می شود، به طوري که این اطلاعات همگی به منظور تخمین تابع مطلوبیت DM است. روشL-P یکی از روش هاي پرکاربرد در حل مسائل MODM است. این روش نیاز به اطلاعات خاصی از DM در مورد مطلوبیت هاي او در مورد توابع اهداف ندارد و در واقع به برآورد تابع مطلوبیت یا تابع ارزشی DM که اغلب فرآیندي پیچیده و زمان بر است، نیازي ندارد. در روش L-P متریک مزاحمتی براي DM نیست و به راحتی می توان با تغییر مقدارP و یا تغییر اوزان توابع هدف، جواب هاي بهینه پارتویی را تولید کرده و DM با توجه به مطلوبیت خود در پایان حل از بین این جواب ها به انتخاب یک جواب مطلوب بپردازد. در ضمن روش هاي L-P متریک به نسبت بسیاري از روش هاي حل MODM محاسبات پیچیده و وقتگیر نیز ندارد.
منظور از این مجموعه روش ها، حداقل کردن انحراف توابع هدف موجود از یک مدل چندهدفه نسبت به یک راه حل ایده آل است. چنانچه همه اهداف موجود از یک مسئله مفروض را به طور همزمان بهینه کند. البته این راه حل بهینه به گونه اي خواهد بود که داریم:
(∗ ) و(∗ )
( ∗) = {( ∗),( ∗), …,( ∗)}
(∗ ) در فضاي اهداف مشخص کننده بهینه اهداف بوده، به طوري که X* می تواند هر (f(x را بهینه کند، ولی وجود چنین راه حلی همچون X* به دلیل تعارضات موجود در بین اهداف مختلف غیر معمول است و از این رو ترجمان دیگري از این نقطه ایدهآل و غیرقابل حصول این است که هر تابع هدف را به طور مجزا و به ازاي x S بهینه می شود، یعنی راه حل ایده آل در این ترجمان تعدیل شده از حل k مسئله یک هدف به صورت زیر حاصل شود:
( ) , = 1,2, … ,
. : ( ) ≤ 0 , = 1,2, … ,

مختصات این معرفی به صورت
{( ∗f (x∗), f (x∗ ), … , f (x} بوده و∗ و نیز هدف jام را بهینه میکند. در حالی که = = شود، آنگاه راهحل ایدهآل براي یک برنامه ریزي چندهدفه حاصل شده است[13].

توابع سازگار
فاصله متریک در روش هاي L-P ،براي سنجش نزدیکی یک راه حل موجود نسبت به راه حل ایده آل، مورد استفاده واقع می شوند. این سنجش از انحراف به صورت یک تابع سازگار به صورت ذیل خواهد بود:
−= ∑∗ −} / (4)
اهداف به صورت بیشینه مدنظر است،∗ نشان دهنده راه حل ایده آل در بهینهسازي هدف jام است.
x بیانگر یک راه حل مفروض بوده و نشاندهنده درجه اهمیت (وزن) براي هدف j ام با 0 > است.
تابع سازگار L-P براي حداقل کردن انحرافات از ایدهآل باید کمینه شود.  P1 بیانگر پارامتر مشخصکننده خانواده L-P است. ارزش P مشخص کننده درجه تأکید به انحرافات موجود است. به گونهاي که هر چه این ارزش بزرگتر باشد، تأکید بیشتري بر بزرگترین انحرافات خواهد بود و اگر P= شود، بدان مفهوم خواهد بود که بزرگ ترین انحراف از انحرافات موجود براي بهینه سازي مدنظر واقع می شود.
اغلب ارزشهاي P=1,P=2,P= در محاسبات به کار گرفته میشوند، ارزش P در هر صورت میتواند بستگی به معیارهاي ذهنی تصمیم گیرنده داشته باشد. چون ارزش متریک L-P می تواند تحت تأثیر مقیاساندازه گیري از اهداف موجود واقع شود، براي برطرف کردن این مشکل، می توان از فرمول (5) استفاده کرد:

∑= 1 (5)
با مفروض بودن بردار ، راه حل حاصل از کمینه کردن − ، معروف به یک راه حل
سازگاري است. مجموعه راه حل هاي به ازاي  P 1 در صورت 0 > j راه حل هاي مؤثر را تشکیل می دهند.
مجموعه سازگار براي مورد خطی بودن یک مسئله،
توسط , کاملاً مشخص می شود؛ بخصوص در وضعیت موجود بودن دوهدف و به ازاي 0 > مجموعه سازگار براي راه حل هاي مؤثر از بین نقاط واقع تشکیل می شود[14].

ارائه مدل جدید دو هدفه براي بهینه ساختن و ارزیابی ریسک پروژه فرضیات
مدل مورد نظر بر مبناي فرضیات زیر ارائه شده است:
1)ریسک هاي مطرح شده می توانند فرصت و یا تهدیدي براي پروژه باشند.
هر ریسک یک احتمال وقوع دارد که مقدار آن عددي است معلوم و بین صفر و یک.
هر ریسک یک اثر روي اهداف پروژه دارد، اگر ریسک براي پروژه فرصت باشد، در مدل اثر را منفی و اگر ریسک تهدید باشد، اثر آن بر پروژه را مثبت در نظر می گیریم.
هر ریسک یک ارزش مورد انتظار دارد که مقدار آن از حاصلضرب احتمال وقوع در اثر ریسک به دست می آید. ارزش مورد انتظار پروژه، یکی از ابزارهاي تعیین هزینه و زمان واقعی تکمیل پروژه است[15].
پارامتر هاي مدل
n : تعداد ریسک هاي پروژه i : اندیس تأثیر ریسک nو…2و1=i
: میزان اثر هزینه اي ریسک iام
: میزان اثر زمانی ریسک iام
: احتمال وقوع ریسک iام
: ارزش مورد انتظار هزینه ریسک i اُُم که برابر است با
: ارزش مورد انتظار زمان ریسکi اُُم که برابر است با
b: کل ارزش مورد انتظار هزینه ب

==
:کل ارزش مورد انتظار زمان به طوري که

==

متغیرهاي تصمیم
در این مدل، ریسک ها به عنوان متغیر تصمیم صفر و یک در نظر گرفته شده و با x i نشان داده می شوند به طوري که:
اگر در ریسک غیرi اُُم این اتفاق صورت بیافتد 10x i 

در مدل پیشنهادي، فرض شده است که هنگام برنامه ریزي پروژه و در نظر گرفتن زمان و هزینه اي مشخص براي اتمام پروژه، ریسک هاي احتمالی در نظر گرفته شده و ضرر زمانی و هزینه اي که ممکن است براي پروژه ایجاد کند، در نظر گرفته می شود. مدل ارائه شده، در واقع به برنامه ریزان پروژه در حین اجراي پروژه و در واقع بعد از ایجاد احتمالی هر یک از ریسک هاي پروژه، کمک می کند تا متوجه شوند در صورت وقوع یک ریسک که به احتمال زیاد غیر قابل اجتناب است، و هنگام برنامه ریزي پروژه در نظر گرفته شده است، آیا هزینه و زمان انجام پروژه از زمان و هزینه مورد انتظار و برنامه ریزي شده فراتر می رود یا خیر. در صورت فراتر رفتن، نیاز به تجدید نظر در زمان و هزینه اجراي زمان پروژه است.
در مدل پیشنهادي براي وقوع یا واقع نشدن هر یک از ریسک هاي پروژه، یک متغیر صفر و یک در نظر گرفته شده است. بعد از حل مدل پیشنهادي، متغیرهایی که یک می شوند، مربوط به ریسک هایی هستند که حتی در صورت اتفاق، هزینه و زمان پروژه را از هزینه و زمان مورد انتظار بیشتر نمی کنند و حتی زمان و هزینه مورد انتظاردر کمترین میزان آن خواهد بود. به طور طبیعی برنامه ریزي و اولویت بندي براي واقع نشدن این ریسک ها در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد و برنامه ریزان پروژه، خیلی نگران اتفاق افتادن این ریسک ها در عمل نبوده و در صورت وقوع آنها نیازي به تجدید نظر در زمان و هزینه پیش بینی شده براي پروژه نیستند و متغیرهایی که صفر شده اند، متغیرهایی هستند که در اولویت اول ،براي واقع نشدن قرار می گیرند، یعنی این ریسک ها در صورت وقوع باعث می شود که یا هزینه و زمان، از هزینه و زمان مورد انتظار بیشتر شود و یا سبب از بین رفتن بهینگی زمان و هزینه مورد انتظار پروژه شود. بنابراین باید برنامه ریزي دقیقی براي پاسخگویی به آنها توسط برنامه ریزان پروژه انجام بگیرد. مجموع متغیرهایی که بعد از حل مدل، یک می شوند، نشان دهنده بهترین ترکیب از ریسک ها است که در عین حال که زمان و هزینه وقوع ریسک از زمان و هزینه ارزش مورد انتظار فراتر نمی رود، باعث بهینه شدن زمان و هزینه مورد انتظار ریسک هاي حاصل از اجراي پروژه می شود. بدین ترتیب مدل پیشنهادي ریسک هاي مختلف را از نظر تأثیري که روي زمان و هزینه مورد انتظار پروژه، البته در صورت وقوع، می گذارند، رتبه بندي و اولویت گذاري می کند.

توابع اهداف مدل پیشنهادي
این مدل پیشنهادي دو تابع هدف دارد، که یکی زمان و دیگري هزینه را که از اهداف پروژه هستند، مینیمم می کند. تابع هدف اول مینیمم سازي، زمان پروژه است و عبارت است از مینیمم مجموع ارزش زمانی مورد انتظار ریسک هاي وقوع یافته و به صورت رابطه (8) مدل سازي می شود:
min f(x) = ∑c x (8)
تابع هدف دوم، عبارت است از مینیمم سازي هزینه پروژه است و عبارت است از مینیمم مجموع ارزش مالی مورد انتظار ریسک هایی که به وقوع می پیوندند و به صورت رابطه (9) مدلسازي می شود:
minf (x) = ∑c x
(9) محدودیتهاي مدل پیشنهادي
همان طور که در بخش 3-1 آورده شده است، ارزش مورد انتظار پروژه، یکی از ابزارهاي تعیین هزینه و زمان واقعی تکمیل پروژه است. به همین دلیل در مدل مورد نظر، هزینه و زمان ریسک هاي پروژه نباید از هزینه و زمان مورد انتظار بیشتر شوند. این مدل دو محدویت دارد، به طوري که محدودیت اول نشان دهنده زمان پروژه است. برقراري این محدودیت در مدل، تضمین می کند که اثر زمانی ریسک هاي وقوع یافته، از کل ارزش مورد زمانی مورد انتظار براي وقوع ریسک ها بیشتر نشود و به صورت رابطه (10) مدل سازي می شود:
∑≤ (10)
کوچک تر یا مساوي با ارزش مورد انتظار وقوع ریسک ها است و به صورت رابطه (11) مدل سازي می شود:
≤ (11)

مدل نهایی
با توجه به موارد مطرح شده، مدل نهایی به صورت رابطه (12) خواهد بود:

minp a ,p a
s. t: a x ≤p a (12)
ارائه یک مثال
پروژه اي کوچک را در نظر بگیرید که با سه ریسک مواجه باشد ،بنابراین مقدار n برابر 3 بوده و مقادیر سایر پارامترهاي مدل در جدول (1) ارائه شده است. دقت کنید در این جدول، ستون هاي، و ورودي هاي مسئله بوده و ستون هاي و ، به ترتیب از ضرب ستون در ستون هاي و به دست میآیند.
با توجه به مشخصات ریسک ها، مدل دو هدفه براي این ریسک ها و بر اساس رابطه (13) به این صورت است:

( ) = 10.56− 6+ 6.8
( ) = 9000− 1080+ 15600

1 یا0 =, .…,,
مطالعه موردي
پروژه ساخت سدي خاکی در منطقه عسـلویه در نظـرگرفته شده است. در اجـراي ایـن سـد خـاکی، 10ریسـکمختلف شناسایی شده است که از این 10 ریسک، تعداد 3 ریسک در صورت وقوع ایجاد فرصت می کند که ردیفهاي 4، 9 و 10 نشان دهنده این نـوع ریسـک هـا اسـت و سـایرریسک ها در صورت وقوع اثر منفی از نظر هزینه و زمان بـرپروژه تحمیل می کند و پروژه را از اهـداف مشـخص شـدهدور می کند. اطلاعات مربوط به ریسک هاي سد در جـدول(2) آورده شده است.

مدل سازي
در این مرحله، بهینه سازي همزمان دو هدف مدنظر پروژه که مینیمم سازي مجموع ارزش مورد انتظار زمان و هزینه هاي حاصل از وقوع احتمالی ریسـک هـاي شناسـاییشده است، مدل سازي می شود. مدل مورد نظر متناسب بـاداده هاي موجود و با توجه به مدل (10) به صـورت رابطـه(14) است:

min ( ) = 5.76 + 2.52 + 12.6 − 12.48 + 6.84 + 4.27 + 10.37
+ 5.84− 6.27− 9.38
( ) = 6400+ 10395+ 14000
− 17550+ 6270+ 7680
+ 11285 + 13870 − 5220 − 10720
1615440

.
0313941

(14)

1 یا0 =, .…,,

ارزش مورد انتظار میزان اثر احتمال وقوع
pi ریسک
زمان(روز) ci هزینه(دلار)
ci زمان(روز)
ai هزینه(دلار)ai  10/5 9000 14 12000 0/75 1
– 6 – 1080 -10 -18000 0/60 2
6/8 15600 17 39000 0/40 3
11 23520 جمع ارزش مورد انتظار ریسک ها و فرصت هاي پروژه جدول1: ریسک هاي پروژه، احتمالات وقوع و اثرات آن بر اهداف

جدول2: ریسک هاي پروژه ساخت سدي خاکی در عسلویه، احتمالات وقوع و اثرات آن بر اهداف پروژه
ارزش مورد انتظار میزان اثر احتمال وقوع
p i

ریسک ردیف
زمان
ci
هزینه
ci زمان
ai هزینه
ai  5/76 6400 9 10000 64 درصد انتخاب نامناسب روش اجراي پروژه 1
2/52 10395 4 16500 63 درصد دخالت هاي کارفرما 2
12/6 14000 18 20000 70 درصد پیش بینی مدت زمان نامناسب براي اجراي پروژه 3
-12/48 -17550 -16 -22500 78 درصد روش مناقصه گذاري و انتخاب پیمانکار(کمترین زمان) 4
6/84 6270 12 11000 57 درصد نبود(کاهش) توان مالی پیمانکار 5
4/27 7680 7 12000 64درصد نبود بازدهی مناسب نیروي انسانی 6
10/37 11285 17 18500 61درصد نبود کفایت تجربه پیمانکار 7
5/84 13870 8 19000 73 درصد تورم اقتصادي و افزایش قیمت ها 8
– 6/27 – 5220 -11 – 9000 58 درصد روش اجراي مناسب مورد استفاده 9
– 6/27 -10720 -14 -16000 67 درصد تخصص و مهارت بالاي نیروي انسانی 10
28/13 36410 جمع ارزش مورد انتظار ریسک ها و فرصت هاي پروژه
حل مدل

بهینه سازي تابع هدف مربوط به زمان
مدل بهینه سازي مربوط به مینیمم کردن زمان ارزش مورد انتظار پروژه به صورت رابطه (15) است:
براي حل مدل پیشنهادي از روش L-P متریک با P=1 استفاده می شود. براي به دست آوردن جواب هاي بهینه جداگانه به دست می آوریم و سپس به کمک این مقادیر به ازاي مقادیر مختلف , تایع هدف L-P بهینه می شود.
min ( ) = 5.76 + 2.52 + 12.6 − 12.48 + 6.84 + 4.27 + 10.37 + 5.84 − 6.27 − 9.38
.

(15) 1 یا0 =, .…,,

جواب بهینه مسئله با استفاده از نرم افزار winqsb عبارت است از:
143256-82295

(16)
بهینه سازي تابع هدف مربوط به هزینه
مدل بهینه سازي مربوط به مینیمم کـردن ارزش مـوردانتظار هزینه پروژه به صورت رابطه (17) است:

min( ) = 6400+ 10395+ 14000
− 17550+ 6270+ 7680
+ 11285+ 13870
− 5220− 10720
.

1 یا0 =,. …,,
(17)
حل بهینه مسئله با اسـتفاده از نـرم افـزار winqsb عبـارت است از:
143256-82295

(18)
از فرمول L − P استفاده کرده و سپس با مینیمم کردن آن و با در نظر گرفتن دو محدودیت موجود، نقاط مؤثر را به دست می آوریم. براي حل سه مدل بهینه سازي فوق از نرم افزار winqsb استفاده می شود.
بهینه سازي همزمان دو هدف با استفاده از روش L-P متریک
در این قسمت با توجه به تفاوت مقیـاس انـدازه گیـرياهداف موجود و همچنـین حـداقل کـردن انحرافـات توابـعهدف نسبت به راه حل ایده مدل بهینه سازي نهایی، بـا درنظر گرفتن 1 = و با توجه بـه رابطـه (5) بـه صـورترابطه (19) در می آید:
455168-18020

(−28.13 −( ) +−33490 −( ) )
−28.3−33490
1463030

.

(19)
1 یا0 =, .…,,
با در نظر گرفتن مقادیر مختلف , ، راه حل هاي مؤثري به دست می آید که جدول(3) نمایشدهنده جواب هاي حاصل از حل مدل به ازاي چهار بردار مختلف مقادیر(,)است.
بر حسب نتایج به دست آمـده از جـدول (3) نمـودار ، ( ) بر حسب ( ) به صورت شکل (1) خواهد بـود
که نشان دهنده جواب هاي بهینه پارتویی حاصل از 4 مقدار مختلف بردار γ است.
با توجه به نتایج به دست آمده براي(5.0,5.0) ،
1 === و ====
0 = = = شده است. در واقع با حل مدل بالا ریسک هاي پروژه به طور غیر مستقیم اولویت بندي شده است؛ به این صورت که متغیر هایی که یک شده اند، متغیر هایی هستند که در اولویت دوم قرار می گیرند؛ یعنی اینکه ریسک حتی در صورت اتفاق هم، هزینه و زمان پروژه را از هزینه و زمان مورد انتظار بیشتر نمی کند و حتی زمان و هزینه مورد انتظار در کمترین میزان آن خواهد بود و متغیر هایی که صفر شده اند، متغیرهایی هستند که در اولویت اول قرار می گیرند؛ یعنی این ریسک ها در صورت وقوع باعث می شود که یا هزینه و زمان، از هزینه و زمان مورد انتظار بیشتر می شوند و یا این سبب از بین رفتن بهینگی زمان و هزینه مورد انتظار پروژه می شود و باید برنامه ریزي دقیقی براي پاسخگویی به آنها توسط شخص تصمیم گیرنده صورت بگیرد. با توجه به مسئله ترکیب وقوع ریسک ها بهترین ترکیبی است که در عین حال که زمان و هزینه وقوع ریسک از زمان و هزینه ارزش مورد انتظار فراتر نمی رود، باعث بهینه شدن زمان و هزینه مورد انتظار ریسک هاي حاصل از اجراي پروژه می شود. در مورد ریسک هاي اول، سوم، چهارم، پنجم ،هفتم، نهم و دهم با توجه به حل مدل و اینکه
======= 0
می توان نتیجه گرفت این ریسک ها در صورت اتفاق، یا باعث فراتر رفتن زمان و هزینه ارزش مورد انتظار شده و یا باعث می شود زمان و هزینه از حالت بهینه خارج شود. در مورد ریسک هاي دوم، ششم و هشتم نیز می توان اینگونه نتیجه گرفت که با توجه به اینکه =x = x = x
جدول3: نتایج حاصل از حل مدل
 (,)
12 نتایج حاصل از مدل متناسب با وزن اهداف (0.5,0.5)
= = = 1 12/63 31945
(0.1,0.9)
== = = == 1 12/82 26010
(0.6,0.4)
== = = == 1 17/35 23425
(0.9,0.1)
= = = = 1 13/33 24830

0
.
2
0
.
25
0
.
3
0
.
35
12
13
14
15
16
17
18
݂

)
ݔ
(
x
100000
݂
)
ݔ
(



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید