نشریه تخصصی مهندسی صنایع، دوره 47، شماره 2 ، مهر ماه 1392، از صفحه 113 تا 125

بررسی تأثیر متغیرهاي میانی بر افزایش بهره وري حاصل از IT در مراکز
تحقیقاتی

امیر البدوي*1، فائزه دارابیان2 و سید حسامالدین ذگردي3
استاد بخش مهندسی صنایع- دانشکده فنی و مهندسی- دانشگاه تربیت مدرس
دانش آموخته کارشناسی ارشد مهندسی صنایع – دانشگاه تربیت مدرس
دانشیار مهندسی صنایع – دانشکده فنی و مهندسی – دانشگاه تربیت مدرس
(تاریخ دریافت 7/8/91، تاریخ دریافت روایت اصلاح شده 3/6/92، تاریخ تصویب 27/7/92 )

چکیده
با توجه به حجم عظیم استفاده از فناوري اطلاعات، میزان بهره وري حاصل از آن در سازمان ها همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است .
تحقیقات نشان داده اند سرمایه گذاري در IT در صورتی به بهره وري بالا خواهد رسید که در کنار آن، مجموعه اي از سرمایه گذاري هاي مکمل انجام گرفته باشد.
در این تحقیق نقش عوامل مکمل توجه به زیرساخت هاي سازمانی، استراتژي، موانع موجود در راه پیاده سازي IT، میزان نوآوري مدیران میانی ، چگالی اطلاعات زنجیره محصول و میزان پویایی محیطی، به عنوان متغیرهاي تعدیلی و مهندسی مجدد فرایندها و مدیریت دانش به عنوان متغیرهاي واسطه اي در یک مرکز تحقیقاتی مورد بررسی قرار گرفته است . نتایج حاصله نشان می دهد براي آنکه در سازم انهاي تحقیقاتی سرمایه گذاري در IT به افزایش عملکرد بیانجامد، لازم است مدیران به متغیرهاي ذکرشده نیز توجه داشته و در راستاي تحقق و بهبود آنها بکوشند .

واژه هاي کلیدي: فناوري اطلاعات، بهره وري، مراکز تحقیقاتی، متغیرهاي تعدیلی، متغیرهاي واسطه اي

مقدمه
با توجه به حجم بالاي سرمایه گذاري در زمینه فناوري اطلاعات در سازمان ها در 5 دهه گذشته، یک سؤال اساسی و مهم براي مدیران وجود دارد و آن این است که آیا خروجی حاصل از سرمایه گذاري در IT هزینه هاي ناشی از آن را جبران می کند یا خیر .

Email: [email protected] 02182884323 :نویسنده مسئول: تلفن: 02182883395 فکس *

بنابراین تعیین ارتباط میان به کارگیري فناوري اطلاعات در سازمان و بهره وري آن سازمان، اهمیت زیادي دارد و توسط محققان بسیاري مورد بررسی قرار گرفته است . محققان دریافته اند که ارتباط میان سرمایه گذاري در IT و بهره وري سازمان، یک ارتباط پیچیده است، چرا که برخی از مطالعات از افزایش چشمگیر بهره وري حکایت دارند، در حالی که عده اي دیگر نتوانسته اند به رابطه اي مشخص میان این دو برسند و یا حتی یک ارتباط معکوس را گزارش نکرده اند . این موضوع به “پارادوکس بهره وري” شهرت دارد و ذهن بسیاري از محققان را به خود مشغول کرده است .[1] در واقع پارادوکس بهره وري و تفاوت هاي اساسی در نتایج حاصل از مطالعه شرکت هاي مختلف، موجب شد تا سؤال اساسی از “آیا فناوري اطلاعات باعث افزایش بهره وري می شود؟” به این سؤال که “چگونه بر فناوري اطلاعات سرمایه گذاري کنیم تا حداکثر بهره وري حاصل شود؟” تغییر یابد . محققان با رویکردهاي مختلفی به حل مسئله پارادوکس بهره وري پرداخته اند . یکی از این رویکردها بررسی تأثیر متغیرهاي میانی بر افزایش بهره وري حاصل از فناوري اطلاعات در سازمان بوده است .
این رویکرد معتقد است در صورتی سرمایه گذاري در فناوري اطلاعات به بهره وري بالا می انجامد که علاوه بر سرمایه گذاري، مجموعه اي از اقدامات مکمل توسط سازمان انجام شده باشد و نبود توجه به این عوامل سبب بهره وري پایین IT در سازمان ها و ایجاد پارادوکس بهره وري است[2]. محققان بسیاري به بررسی این عوامل و نقش آنها در رابطه میان سرمایه گذاري در فناوري اطلاعات و بهره وري حاصل از آن پرداخته اند و متغیرهاي متعددي را معرفی کرده اند . از جمله این متغیرها می توان به مهندسی مجدد فرایندهاي کسب و کار، توجه به زیرساخت هاي سازمانی، میزان نوآوري مدیران میانی، میزان چگالی اطلاعات زنجیره ارزش و محصول و . . . . اشاره کرد . ما در این تحقیق به بررسی نقش متغیرهايمیانی بر بهره وري حاصل از فناوري اطلاعات درسازمان هاي تحقیقاتی و مراکز تحقیق و توسعه که ازارکان اصلی پیشرفت و ترقی هر کشوري به حساب آمده و بهره وري آنها اهمیت زیادي دارد، پرداخته ایم . در این میان بعضی عوامل مورد بررسی مانند مدیریت دانش و عامل زیرساختی دفتر مدیریت پروژه، مختص سازمان هاي پروژه محور مانند مراکز تحقیقاتی بوده و سایر متغیرها جنبه عمومی داشته و در همه سازمان ها تأثیرگذار هستند.

مرور ادبیات
همان طور که بیان شد دلایل متعددي براي ایجاد مسئله پارادوکس بهره وري IT وجود دارد . این دلایل در واقع همان چالش هاي پیش روي محققان در بررسی مسئله تأثیر سرمایه گذاري در IT بر بهره وري هستند. بعضی ادعا کرده اند که مشکلات اندازه گیري، کمبود متدولوژي ها و کیفیت ضعیف داده ها ممکن است در مسئله پارادوکس بهره وري نقش داشته باشند[ 3].
برینجلفسن (1996) چهار دلیل براي پارادوکس بهره وري ارائه کرده است: اندازه گیري غلط ورودي ها و خروجی ها (محاسبه نکردن جنبه هاي نرم افزاري، ارتباطاتی و خدمات کارکنان IT به علت نبود اطلاعات آماري معتبر و اندازه گیري خروجی هاي مختلف مانند سودآوري، بازگشت سرمایه، درآمد و . . . به جاي بهره وري)، فاصله زمانی بین یادگیري و تنظیم و تعدیل، مدیریت غلط اطلاعات و تکنولوژي و توزیع مجدد و اتلاف منابع حاصل از آن[4].
از طرفی مسئله تأثیر سرمایه گذاري در IT بر عملکرد سازمان، تحت تأثیر عوامل سازمانی و محیطی بسیاري است. به عبارت دیگر میزان ثابت سرمایه گذاري در فناوري اطلاعات در سازمان هاي مختلف و با وجود شرایط محیطی و سازمانی متفاوت، عملکرد متفاوتی را در بر خواهد داشت و بهره وري حاصل از آن یکسان نخواهد بود [3].
البدوي و همکاران(2007) در تحقیقات خود بیان کردند مطالعات مرتبط با موضوع ارتباط میان فناوري اطلاعات و بهره وري حاصل از آن و حل مسئله پارادوکس بهره وري ،با سه رویکرد انجام شده است . رویکرد سنجه هاي مستقیم، رویکرد سنجه هاي میانی و رویکردمکملی . در روند سنجه هاي مستقیم، تحقیقات اساساً برسنجه هاي مستقیم و متداول بهره وري نظیر سنجه هايبهره وري جزئی مثل بهره وري نیروي کار و سرمایه، وبهره وري عامل کل و نیز سودآوري و کاهش هزینه هاتمرکز دارند؛ این سنجه ها همگی مالی بوده و به صورتنسبتی از خروجی به ورودي تعریف می شوند که در واقع ازتعریف سنتی و معمول بهره وري پیروي می کنند [2].
رویکرد سنجه هاي میانی اغلب در ارتباط با هزینه ها و فایده هاي غیر قابل لمس، رفتار مدیریتی و استفاده مناسب از ظرفیت ها است، چرا که انتخاب داده ها و انتخاب روش تجزیه و تحلیل آنها به عنوان دو عامل کلیدي در تلاش براي حل مسئله پارادوکس بهره وري مطرح شدند .
پارادوکس بهره وري در این دو رویکرد نیز مورد تأیید قرار گرفته و به طور کامل از بین نرفت . سومین رویکرد یا رویکرد مکملی بر این باور است که سرمایه گذاري هاي فناوري اطلاعاتی، زمانی بر عملکرد تأثیر مثبت خواهند داشت که با سرمایه گذاري هاي مکمل همراه شوند . در این رویکرد محققان به جاي پرداختن به اندازه گیري سنجه هاي مستقیم و متداول بهره وري به دنبال یافتن راه هایی هستند که از آن طریق، سازمان ها بتوانند ارزش هاي جدیدي خلق کنند[5] . سرمایه گذاري هاي مکمل در رابطه با میان فناوري اطلاعات و بهره وري سازمان نقش متغیرهاي میانی را ایفا می کنند. تحقیقات متعددي در زمینه متغیرهاي میانی تأثیرگذار بر رابطه میان سرمایه گذاري در IT و بهره وري حاصل از آن در سازمان ها انجام گرفته است . هانتر و لافکاس (2003) عنوان کردند که سازمان ها به بهره وري بالاتري از سرمایه گذاري در فناوري اطلاعات دست پیدا خواهند کرد؛ اگر این سرمایه گذاري با طراحی دوباره فرایندهاي سازمانی و مهندسی مجدد آنها همراه باشد[6 ]. اتاران (2004) نیز ارتباط متقابل میان فناوري هاي اطلاعاتی با مهندسی مجدد فرایندهاي کسب و کار را بیان کرده و فناوري اطلاعات را یک تواناساز براي تغییر و بهبود فرایند ها در سازمان دانسته است[7] .
مطالعات موردي متعددي نشان داده اند که جنبه هاي زیرساختی و توجه به آنها، در کسب بهره وري بالا از فناوري اطلاعات، اهمیت زیادي دارند. ارزیابی میزان توجه سازمان به زیر ساخت ها و سرمایه گذاري لازم در این زمینه با استفاده از بررسی معیارهاي خاصی امکان پذیر است .
هایس و ویلرایت (1984) نشان دادند که در همه جنبه هاي به کارگیري فناوري اطلاعات، اغلب به مدیریت صحیح الزامات کارمندان کمترین توجه شده است . یکی ازاین الزامات موضوع دادن اختیارات است. توجه مناسب بهاین معیار زیرساختی سبب افزایش بهره وري حاصل از ITمی شود. [8]
مطالعات نشان می دهد سازمان هایی که ساختارهاي سازمانی و ساختارهاي کاري غیر متمرکزي را به کار گرفته اند، بهره وري بیشتري از IT نصیبشان شده است . روند امروزي نیز به سمت ایجاد ساختارهاي سازمانی پهن براي تسریع در فرایندهاي تصمیم گیري، مسیرهاي ارتباطی کوتاه تر و در نهایت پس انداز بیشتر است [9].
لو و همکاران (2001) تأکید کرده است که “فرهنگ کاري هماهنگ با تکنولوژي” که در آن به ارتباطات باز با کارمندان، بهبود همکاري و آموزش مداوم اهمیت داده می شود، بسیار پر اهمیت است[10]. به عبارت دیگر پذیرش موفقیت آمیز یک تکنولوژي جدید و یکپارچه سازي آن با سازمان، مستلزم یادگیري مهارت هاي جدید و به روز کردن سطح مهارتی گروه هاي کاري است . بنابراین انتظار می رود شرکت هایی که تکنولوژي هاي جدید را می پذیرند و در همان زمان در مهارت ها نیز سرمایه گذاري می کنند، بهره وري بیشتري به دست آورند [11].
کار تیمی و حل مسئله گروهی، یکی دیگر از اجزاي مهم بهبود سازمانی هستند که توسط فرانکالانکی و گالا (1998) و همچنین توحیدي و تارخ (2006) مورد بررسی قرار گرفته است . گروه هایی با عملکرد بالا، فرهنگ کاري جدیدي را پرورش می دهند که در آن ارتباطات باز و محیط کار انعطاف پذیر است و زمینه را براي توسعه و به کارگیري سیستم هاي اطلاعاتی ابتکاري مهیا کرده و بازدهی استفاده از آنها را افزایش می دهد [13] ، [1] .
برینجلفسن و هیت (2000) بر اساس شماري از مطالعات موردي نشان داده اند که مدیریت فرایندهاي کاري بر اساس نیازهاي جاري و بعدي مشتریان و تغییر در تعاملات سازمان با آنها، می تواند باعث حصول بهره وري بیشتر شود[14] . همچنین بنا بر یافته هاي هایز و ویلرایت (1984) راهبري بهبود و مسئولیت برقراري برنامه بهبود در سازمان، به طور مستقیم به عنوان یکی از جنبه هاي زیرساختی است[8] .
بر اساس آنچه ستی و کینگ (1994) در تحقیقاتخود بیان کرده اند، یکی از عوامل ساختاري مهم درسازمان، فاصله میان CEO (مدیر ارشد سازمان) و CIO(مدیر ارشد اطلاعات) است . ارتباط مهمی میان رتبه یکCIO و جهت گیري استراتژیک یک سازمان در ارتباط بامسئله IT وجود دارد . هر چه CIO به CEO نزدیک ترباشد، اهمیت پیاده سازي برنامه هاي IT در سازمان نیزبیشتر شده و در نتیجه بهره وري حاصل از آن نیز افزایش خواهد یافت[15] .
محققان اعتقاد دارند که ناتوانی سازمان براي درك و تحقق یافتن ارزش شایسته سرمایه گذاري فناوري اطلاعات به دلیل نبود همسویی استراتژیک در سازمان است . همسویی فناوري اطلاعات با استراتژي هاي کسب و کار به سازمان ها، امکان تعریف و تعیین اثربخشی توانمندي ها و قابلیت هاي مورد نیاز IT براي انجام و رسیدن به اهداف سازمانی را می دهد که از مهم ترین موضوعات مورد بحث مدیران در سال هاي اخیر بوده است[16 ].
بحث دیگري که در زمینه نقش استراتژي در رابطه میان فناوري اطلاعات و بهره وري حاصل از آن اهمیت زیادي دارد، نوع استراتژي است که هر سازمان براي کسب و کار خود انتخاب کرده است . سازمان ها با توجه به استراتژي هاي مختلفی که براي خود بر می گزینند از مزایاي متفاوت IT نیز بهره مند خواهند شد و بهره وري هاي متفاوتی را نیز از سرمایه گذاري در IT به دست خواهند آورد . سازمان هایی که استراتژي هایی با جهت گیري خارجی بزرگ تر دارند ،نیازمند مزایاي IT بوده و در نتیجه بهره وري و عملکرد آنها نیز با استفاده از فناوري اطلاعات به میزان بیشتري افزایش خواهد یافت [15]. مطابق با نظر مایلز و اسنو (1978) سازمان ها در جهت گیري هاي استراتژیک خود یکی از چهار استراتژي اصلی دفاعی، اکتشافی، تحلیلی و واکنشی را بر می گزینند[17 ]. از این میان می توان گفت استراتژي هاي اکتشافی و تحلیلی، جهت گیري خارجی بیشتري داشته و بیشتر به دنبال رصد کردن محیط خارجی خود هستند[18] . بنابراین سازمان هایی که از این استراتژي ها استفاده می کنند، در صورتی که از ابزار هاي فناوري اطلاعات بهره گیرند، سودآوري و بهره وري بالاتري را تجربه خواهند کرد .
یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر رابطه میان سرمایه گذاري در فناوري اطلاعات و بهره وري حاصل از آن وجود موانع سازمانی، انسانی و تکنولوژیکی در راه پیاده سازي فناوري اطلاعات است که سبب پیاده سازي ناقص آن در سازمان شده و بر توانایی سازمان براي دستیابی به مزایاي عملکردي فناوري اطلاعات به صورتمعکوس تأثیرگذار است[19 ]. مطابق یک بررسی از آمبل وآمبل (2002) دلیل اصلی شکست پروژه هاي IT توجهنامناسب به عوامل انسانی و سازمانی است[20] .
با توجه به رقابت رو به افزایشی که امروزه سازمان هاي تجاري با آن مواجه هستند، یکی از مسائل پراهمیت در این ارتباط، نحوه استفاده از فناوري اطلاعات توسط مدیران است . مدیرانی که توانایی بالاتري براي استفاده مناسب و بهینه از امکانات فناوري اطلاعات دارند، بهره وري بالاتري را نیز براي سازمان ها به ارمغان می آورند . لارسن و ودربی (1999) نشان دادند هر چه میزان نوآوري مدیران میانی بیشتر باشد، کارآیی و بهره وري حاصل از سرمایه گذاري در فناوري اطلاعات در سازمان نیز بیشتر خواهد بود[21] .
میزان چگالی اطلاعات زنجیره ارزش و محصول نیز در تحقیقی که توسط هو و کوان (2005) انجام گرفت، به عنوان یک متغیر تأثیرگذار در رابطه میان فناوري اطلاعات و بهره وري سازمان معرفی شده است . بر این اساس، در سازمان هایی که در آنها اغلب محصولاتی که در طول فعالیت هاي اصلی زنجیره ارزش و محصول در حرکت هستند، اطلاعات باشند، استفاده از IT در حجم زیاد و با هزینه بالا می تواند منجر به بهبود هاي مهم در کارآیی عملیاتی شود . اما اگر محصولاتی که در طول زنجیره ارزش در حرکتند، اغلبشان فیزیکی باشند، ممکن است تأثیر IT بر کارآیی فعالیت هاي عملیاتی به اندازه مورد قبلی نباشد[22 ].
بر اساس تحقیقی از لی و یه (1999) می توان گفت میزان نوسان در تغییرات محیطی سازمان ها یک عامل بالقوه در تحصیل بهره وري بالاتر از فناوري اطلاعات است. به عبارت دیگر در سازمان هایی که محیط خارجی آنها پویایی بیشتري داشته باشند، استفاده از IT بهره وري بالاتري را نیز به همراه خواهد داشت و فناوري اطلاعات تأثیر قوي تري بر عملکرد سازمان خواهد گذاشت[3] .
یکی از عوامل تأثیرگذار در رابطه میان سرمایه گذاري در فناوري اطلاعات و عملکرد سازمان به طور خاص در سازمان هاي پروژه محور که مراکز تحقیقاتی را نیز شامل می شود ،مدیریت دانش است. تحقیقات یانگ وهمکاران(2011) نشان داد که با توجه به حجم زیاد تولیداطلاعات و دانش در سازمان هاي پروژه محور، در صورتیاستفاده از فناوري اطلاعات در این سازمان ها به سودآوريو بهره وري خواهد انجامید که از فناوري اطلاعات در جهتمدیریت دانش ایجادشده که شامل ذخیره و یکپارچه سازيدانش و به اشتراك گذاري و به کارگیري مؤثر آن درسازمان است، استفاده شود . [23]

چارچوب تحقیق و فرضیات
با مرور ادبیات مربوط به تحقیق و استخراج متغیرهاي میانی تأثیرگذار در رابطه میان سرمایه گذاري در فناوري اطلاعات و بهره وري حاصل از آن، چارچوب نظري تحقیق به دست آمد . متغیرهاي میانی از نظر نوع تأثیرگذاري به دو دسته متغیرهاي واسطه اي و متغیرهاي تعدیلی تقسیم می شوند . در این مدل، دو متغیر “مهندسی مجدد فرایندهاي کسب و کار” و “مدیریت دانش” بر متغیرهاي اصلی فناوري اطلاعات و عملکرد سازمان، تأثیر واسطه اي، و سایر متغیرها تأثیر تعدیلی دارند .
پس از انجام مرور ادبیات و دستیابی به چارچوب اولیه تحقیق، با توجه به آنکه منابع محدودي به طور خاص موضوع مورد نظر ما را در مراکز تحقیقاتی مورد بررسی قرار داده بود، بر آن شدیم تا با انجام مصاحبه کیفی با متخصصان این موضوع، بر جامعیت مدل خود بیفزاییم و تا حد امکان آن را تکمیل کنیم . بنابراین در این مورد با 6 نفر از متخصصان دانشگاه مورد کاوي این تحقیق که به مسائل مربوط به فناوري اطلاعات و تأثیرات آن در سازمان تا حد زیادي احاطه داشتند، در مورد مدل نهایی حاصل از مرور ادبیات تحقیق به مصاحبه پرداخته و از نظرات آنها استفاده کردیم .
با بررسی نظرات متخصصان، دو تغییر در مدل ایجاد شد . اولین تغییر مربوط به سرمایه گذاري هاي مکمل در زمینه ایجاد زیرساخت هاي سازمانی لازم براي کسب بهره وري بالاتر از سرمایه گذاري در فناوري اطلاعات است . اکثر متخصصان پیشنهاد کردند معیار “مدیریت پروژه” یک معیار زیرساختی براي مراکز تحقیقاتی است . از آنجا که سازمان هاي تحقیقاتی اغلب ساختار پروژه محور داشته و بر مبناي پروژه سازماندهی می شوند، لزوم وجود یک دفتر که مسئولیت هدایت و رهبري امور مربوط به پروژه ها را بر عهده داشته باشد، کاملاً آشکار است . بنابراین این متغیر به سایر عوامل زیرساختی اضافه شد تا مورد آزمایش قرار بگیرد .
یکی دیگر از اصلاحات انجام شده در مدل، مربوط بهمتغیر”میزان نوآوري مدیران میانی” است . عده اي ازمتخصصان اعتقاد داشتند، تأثیر میزان نوآوري بر افزایشبهره وري حاصل از IT فقط بستگی به مدیران بخش میانی سازمان ها ندارد ، بلکه به نظر می رسد وجود این مشخصه در مدیران ارشد سازمان نیز به سبب وسعت بیشتر حیطه اختیارات و تصمیم گیري، نقش بسزایی در ایجاد بهره وري بالاتر داشته و به اندازه مدیران میانی اهمیت بسیار زیادي دارد. بنابراین این متغیر به “میزان نوآوري مدیران میانی و ارشد” تغییر پیدا کرد .

در شکل (1) چارچوب نهایی تحقیق ارائه شده است .
مطابق این چارچوب فرضیات تحقیق به این شرح است:

. استفاده از ابزارهاي فناوري اطلاعات تأثیر مثبتی بر عملکرد و بهره وري سازمان هاي تحقیقاتی می گذارد .
. متغیرهاي توجه به زیرساخت هاي سازمانی مناسب، استراتژي، میزان نوآوري مدیران میانی، میزان چگالی اطلاعات زنجیره ارزش و محصول، میزان پویایی محیطی و موانع موجود در راه پیاده سازي فناوري اطلاعات بر رابطه بین به کارگیري فناوري اطلاعات و عملکرد سازمان در مراکز تحقیقاتی، تأثیر تعدیلی1 دارد .
. متغیرهاي مهندسی مجدد فرایندها و مدیریت دانش، بر رابطه بین به کارگیري فناوري اطلاعات و عملکرد سازمان در مراکز تحقیقاتی، تأثیر واسطه اي2دارد .

روش تحقیق
در این تحقیق هدف اصلی ، بررسی تأثیر متغیر هاي میانی در رابطه میان سرمایه گذاري در فناوري اطلاعات و بهره وري حاصل از آن در سازمان هاي تحقیقاتی است .
براي این منظور ما به طور خاص یکی از دانشگاه هاي معتبر تهران را که مراکز تحقیقاتی متعدد داشته و در حوزه هاي مختلف دانش مانند فیزیک، فناوري هاي زیستی، فناوري اطلاعات و ارتباطات، مکانیک، برق، مواد، شیمی، کامپیوتر و . . . . مجري پروژه هاي تحقیقاتی بسیاري است، به عنوان مطالعه موردي انتخاب کرده ایم .
به عنوان اولین گام ابتدا متغیرهاي میانی تأثیرگذار از مرور ادبیات استخراج شد . در این قسمت براي آنکه مدل عمومی به دست آمده، تناسب بیشتري با مراکزتحقیقاتی داشته و همچنین سایر عوامل احتمالی مؤثر دررابطه میان IT و بهره وري در این مراکز شناسایی شود، انجام یک مصاحبه کیفی با متخصصان آگاه به مسائل مربوط به سازمان هاي تحقیقاتی در دستور کار قرار گرفت.
پس از انجام مصاحبه کیفی و تدوین مدل مفهومی نهایی تحقیق، براي جمع آوري اطلاعات مورد نیاز براي آزمایش فرضیات، از پرسشنامه خودکار استفاده شد . براي طراحی پرسشنامه ابتدا در مورد هر متغیر، معیار ها و سؤالات مناسب را از مرور ادبیات استخراج کرده و پس از انتخاب، روش مقیاس 5 گزینه اي لیکرت براي پاسخگویی به سؤالات، آنها را در پرسشنامه قرار دادیم . در این پرسشنامه، میزان استفاده از ابزارهاي مختلف فناوري اطلاعات در 4 بعد و با 21 سؤال و عملکرد هر مرکز تحقیقاتی نیز در 4 بعد و با 11 سؤال مورد سنجش قرار گرفته است .
همچنین براي ارزیابی وضعیت متغیرهاي میانی موجود در مدل مفهومی، متغیر استراتژي در 2 بعد و با 8 سؤال، متغیر زیرساخت هاي سازمانی در 8 بعد و با 26 سؤال، متغیر بهبود فرایندها با 8 سؤال، متغیر میزان چگالی اطلاعات زنجیره ارزش و محصول با 3 سؤال، متغیر میزان پویایی محیطی با 4 سؤال، متغیر میزان نوآوري مدیران میانی و ارشد با 4 سؤال، متغیر مدیریت دانش در 2 بعد و با 8 سؤال و متغیر موانع موجود در راه پیاده سازي IT با 10 سؤال ، مورد سؤال قرار گرفت .
پس از تهیه پرسشنامه اولیه، مراحل اعتبارسنجی آن انجام شد . براي سنجش اعتبار محتوا، پرسشنامه در اختیار 10 نفر از خبرگان و متخصصان دانشگاه مورد کاوي مورد نظر، ارائه شد تا سؤالات را از نظر دقت، استاندارد بودن، انطباق با شرایط مطالعه موردي و . . . مورد بررسی قرار دهند .
در طی این فرایند، بعضی اصلاحات در پرسشنامه ایجاد شد . از آنجا که سؤالات پرسشنامه از پرسش هاي تحقیقات معتبر دیگر استخراج شده و پس از آن نیز از طریق پیش آزمایش توسط خبرگان و متخصصان مورد بازبینی قرار گرفته است، این پرسشنامه از روایی محتوا بر خوردار است.

شکل 1: مدل مفهومی پژوهش

جدول1: تحلیل همبستگی دو متغیره میان معیارهاي فناوري اطلاعات و عملکرد
عملکرد رشد نتایج عملکرد نتایج کارکنان نتایج مشتري همبستگی معیار
0. 281* 0. 232* 0. 13 0. 238* 0. 278* r ITدر ارتباطات ابتدایی
0. 013 0. 041 0. 254 0. 036 0. 014 sig 0. 311** 0. 266* 0. 242* 0. 193 0. 303** r IT در ارتباطات پیشرفته
0. 006 0. 19 0. 033 0. 091 0. 007 sig 0. 240* 0. 099 0. 249* 0. 226* 0. 231* r ITدر تولید محصول ابتدایی
0. 034 0. 301 0. 028 0. 047 0. 042 sig 0. 349** 0. 261* 0. 232* 0. 326** 0. 283* r ITدر تولید محصول پیشرفته
0. 002 0. 021 0. 041 0. 004 0. 012 sig 0. 500** 0. 428** 0. 421** 0. 331** 0. 434** r ITپشتیبان تصمیم گیري
0. 000 0. 000 0. 000 0. 003 0. 000 sig 0. 428** 0. 331** 0. 381** 0. 370** 0. 287* r ITدر امور اداري
0. 000 0. 003 0. 001 0. 001 0. 011 sig 0. 558** 0. 430** 0. 433** 0. 449** 0. 476** r بکارگیري فناوري اطلاعات
0. 000 0. 000 0. 000 0. 000 0. 000 sig

جامعه مورد نظر ما در این پژوهش، محققان، پژوهشگران و مدیران پژوهشی مراکز تحقیقاتی دانشگاه مورد کاوي تحقیق است. براي انتشار پرسشنامه در میان اعضاي جامعه، روش نمونه گیري لایه اي مورد استفاده قرار گرفت . مطابق این روش ما ابتدا جامعه تحقیق را به 6 بخش که همان مجتمع هاي تحقیقاتی هستند، تقسیم کرده و سپس در هر بخش نمونه گیري تصادفی ساده را انجام دادیم . تعداد نمونه گرفته شده از هر بخش، متناسب با نسبت جمعیت آن بخش به کل جامعه آماري است. از مجموع 100 پرسشنامه انتشاریافته در جامعه، حدود 80 پرسشنامه بازگشت داده شد . بنابراین نرخ پاسخ در این تحقیق 0 . 8 است. از میان این تعداد، 2 پرسشنامه به دلیل جوابگویی ناقص حذف شده و تعداد نمونه نهایی ما براي تحلیل هاي آماري به 78 عدد رسید .
پس از تهیه و جمع آوري داده هاي مورد نیاز، بار دیگر مراحل آزمایش پایایی با استفاده از روش آلفاي کرونباخ وآزمایش روایی ساختار با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدي روي داده ها انجام شد . همه متغیرها از مقادیر آلفاي کرونباخ بالاي 0 . 7 داشتند که نشان دهنده پایایی بالاي داده ها است. نتایج مربوط به آنالیز عامل اکتشافی نیز وجود دو معیار را در هر یک از معیارهاي IT در ارتباطات و IT در تولید محصول نشان داد . بنابراین معیار IT در ارتباطات به دو معیار IT در ارتباطات ابتدایی و IT در ارتباطات پیشرفته و همچنین معیار IT در تولید محصول به دو معیار IT در تولید محصول ابتدایی و IT در تولید محصول پیشرفته تقسیم شد . براي تأیید نهایی کار نیز از روش تحلیل عاملی تأییدي با استفاده از نرم افزار Lisrel استفاده شد . نتایج مربوط به خروجی هاي مدل اندازه گیري همه متغیر ها در این نرم افزار، همبستگی خوبی را میان متغیرها و معیارهاي آنها نشان داد .
جدول 2: نتایج استفاده از رگرسیون سلسله مراتبی براي آزمایش تعدیل گري متغیرها
F test
∆ R2
R2 T test

Sig t
B
مقیاس اندازه گیري
گام
متغیر معیار
Sig ∆ F ∆ F F 006 . 8. 053 8. 053 0. 096 0. 096 0. 006 0. 83 0. 15 PVI 1 چگالی اطلاعات زنجیره محصول
0. 00 50. 321 31. 800 0. 363 0. 459 0. 000 0. 09 0. 44 ITU 2 041 . 4. 321 23. 579 0. 030 0. 489 0. 04 0. 07 0. 14 PVI *ITU 3 096 . 2. 837 2. 837 0. 036 0. 036 0. 09 0. 68 0. 13 END 1 میزان پویایی
محیطی
0. 00 30. 119 17. 022 0. 276 0. 312 0. 00 0. 48 0. 40 ITU 2 0. 006 8. 168 15. 155 0. 068 0. 381 0. 006 2. 85 -0. 32 END *ITU 3 0. 00 21. 439 21. 439 0. 220 0. 220 0. 00 0. 63 0. 26 ITM 1 میزان نوآوري مدیران میانی و ارشد
0. 00 55. 659 46. 259 0. 332 0. 552 0. 00 0. 46 0. 42 ITU 2 0. 005 8. 238 36. 562 0. 045 0. 597 0. 005 0. 87 0. 18 ITM *ITU 3 0. 022 5. 435 5. 435 0. 067 0. 067 0. 02 2. 33 -0.
16* IMIM 1 موانع موجود در راه
پیاده سازي IT
0. 00 54. 646 31. 959 0. 393 0. 460 0. 00 0. 39 0. 46 ITU 2 0. 073 3. 297 23. 058 0. 023 0. 483 0. 073 1. 81 -0. 16 IMIM *ITU 3 * این متغیر با میزان عملکرد حاصل از فناوري اطلاعات ارتباط معکوس دارد.

ادامه جدول ۲: نتايج استفاده از رگرسيون سلسله مراتبي برای تست تعديل گري متغيرها
F test T test

Sig t
B
گام مقیاس اندازه گیري
معیار
متغیر
Sig ∆ F ∆ F F ∆ R2 R2 00. 02 5. 471 5. 471 00. 067 00. 067 00. 02 20. 33 00. 14 EMO 1

تفویض
اختیارات

تفویض

اختیارات



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید