نشریه تخصصی مهندسی صنایع، دوره 45، شماره 1، فروردین ماه 1390، از صفحه 71 تا 81
بررسی سیستمی اثرات سیاستهاي قیمتی بر مصرف خانگی انرژي کشور

منصوره زارع زاده *1، سیدفرید قادري 2 و رضا توکلی مقدم3
دانش آموخته کارشناسی ارشد مهندسی صنایع- پردیس دانشکد ههاي فنی – دانشگاه تهران
دانشیار گروه مهندسی صنایع- پردیس دانشکد ههاي فنی – دانشگاه تهران
استاد گروه مهندسی صنایع- پردیس دانشکد ههاي فنی – دانشگاه تهران
(تاریخ دریافت 14/10/88 ، تاریخ دریافت روایت اصلاح شده 2/8/89، تاریخ تصویب22/1/90 )

چکیده
امروزه رویکرد سیستمی در حل مسائل پیچیده، براي برنامهریزي و مدیریت بخشهاي مختلف کشور از جمله بخش انرژي، مورد توجه بسیاري از مدیران و محققان جهان است. در این مقاله با استفاده از روش پویایی سیستم به ارزیابی اثرات سیاستهاي قیمت انرژي بر مصرف آن و سایر متغیرهاي مرتبط در بخش خانگی کشور به عنوان بخشی که بیشترین سهم را مصرف به خود اختصاص داده، پرداخته شدهاست. در ابتدا با توجه به مطالعات انجامشده در رابطه با تقاضاي انرژي در بخش خانگی عوامل اثرگذار بر مصرف انرژي در این بخش شناسایی شده، سپس چگونگی تأثیر این عوامل توسط معادلات مربوطه شرح داده شده است. در ادامه پس از اعتبارسنجی نتایج کسبشده، سیاستهاي قیمتی با چهار سناریو مختلف تعریف شده است. در پایان میزان مصرف انرژي و سایر متغیرهاي مهم در مدل با سناریوهاي مختلف تا سال 1400 شبیهسازي و مورد بررسی قرار گرفته شده و همچنین سناریوي بهینه معرفی شده است.

واژه هاي کلیدي: پویایی سیستم، قیمت انرژي، بخش خانگی، مصرف انرژي، صرفه جویی

م قدمه Email: [email protected] ، 88013102 : نویسنده مسئول : تلفن : 88021067 , فاکس *

در حال حاضر کشور ایران در زمینه انرژي با مشکلاتی فرآوانی نظیر نبود مرکزیت واحد براي سیاستگذاري در بخش انرژي و انحصاري، دولتی بودن ساختار انرژي و مدیریت ناکاراي آن، قیمت پایین انرژي و افزایش تقاضاي انرژي و … مواجه است. براي جلوگیري از عواقب ناشی از این مدیریت ناکارآمد و توسعه یافتگی در بخش انرژي، نیاز به تغییر برخی از سیاستهاي در این بخش بیش از گذشته احساس میشود. از این رو تغییر سیاست قیمتی پرداخت یارانه انرژي، در مرحله مقدماتی و به دنبال آن کاهش اختیارات دولت در بخش انرژي کاري ضروري محسوب میشود. از آنجایی که در پیش گرفتن هر گونه سیاستی در قیمت انرژي تأثیر قابل توجهی را بر مصرف انرژي سایر عوامل اثرپذیر از آن، در آینده میگذارد، استفاده از ابزاري کارآ براي تعریف سیاستهاي مختلف قیمتی براي آگاهی مدیران از نتایج تصمیمگیريهایشان در آینده، کاري ضروري براي برنامهریزي براي اهداف بلندمدت، در امر توسعه کشور است. با توجه به نقش مهم انرژي در زندگی انسان معاصر براي تأمین نیازهاي اولیه نظیر پخت و پز و محافظت در برابر گرما و سرما و تأمین رفاه جامعه و… تا کنون در کشور تحقیقات کمی در زمینه پیشبینی تقاضا و مصرف انرژي انجام شده است که شاید یکی از دلایل مهم نداشتن انگیزه کافی در مدیریت مصرف انرژي به دلیل دسترسی ایران به ذخایر غنی انرژي قابل ذکر باشند. البته در برخی از تحقیقات نظیر کاري که فخرایی[1]براي تخمین توابع تقاضاي انواع حامل هاي انرژي براي بخش هاي مختلف کشور از جمله بخش خانگی ارائه کرده و یا کاري که صدیقی در پایاننامه خود [2] به منظور بررسی اثرات یارانه بر شاخصهاي کلان کشوري از جمله مصرف انرژي با استفاده از روش پویایی سیستم انجام داده است. به طور کلی میتوان گفت در زمینه پیش بینی مصرف و تقاضاي انرژي در بخش خانگی کشور با استفاده از روشهاي سیستمی با وجود اینکه بیشترین سهم مصرف انرژي را نسبت به سایر بخشها دارد، مطالعات اندکی انجام شده است و این در حالی است که در اکثر کشورهاي پیشرفته میزان تقاضاي انرژي در هر یک از بخشهاي کشور براي سالهاي آینده با استفاده از مدلهاي سیستمی معروفی همچون مدل NEMS و 21T پیش بینی میشود [5 -3].
با توجه به تصمیماتی که به تازگی دولت در رابطه با حذف یارانههاي انرژي و افزایش قیمت آن در آینده کشور خواهد گرفت، بررسی اثرات این موضوع بر سایر عواملقبل از رخداد آن، توسط محققان در کشور موضوعیاجتنابناپذیر محسوب میشود. از این رو در این مقالهسعی شده است به بررسی برخی از این اثرات در بخش خانگی پرداخته شود که در ادامه شرح مختصري در مورد روشی که براي بررسی انتخاب شده، بیان شده است.

روش تحقیق و پیشینه آن
روش پویایی سیستمها در اواسط سال 1950 توسط پروفسور فارستر1 از دانشگاه MIT ابداع شد. او در واقع پارادایم مشتقگیري را در نظریه کنترل به انباشت (انتگرالگیري) در پویایی سیستم تبدیل کرد، زیرا وي عقیده داشت که طبیعت به جاي مشتق شدن انباشته می شود.
از به کارگیري مدل پویایی سیستمها در برنامهریزي و سیاستگذاري در زمینه انرژي بیش از 40 سال میگذرد.
از کارهاي ارزشمند اولیه در زمینه مدلسازي انرژي می توان به مدلهاي 2,1COAL اثر راجر نیل2، سري فسیلی اثر باکس3 اشاره کرد که به مطالعه آسیب پذیري هاي سیاسی و اقتصادي در زمان بحران در حوزه نفت پرداختهاند. پس از این دو نیز افراد دیگري نظیر استرمن4،ریچاردسو5 ،دیویدسن6، نیز هر یک در بخشهاي مختلف انرژي از این تکنیک استفاده کردند.
حل مسئله توسط مدل پویایی سیستمها در شش مرحله زیر انجام می شود:
تعریف مسئله و شناسایی متغیرها (تعیین مرز سیستم و مشخص کردن متغیرهاي مسئله).
ساختن مدل مفهومی(ترسیم نمودار زیرسیستم ها و نمودارهاي حلقه علی).
ساختن مدل ریاضی (ترسیم نمودار حالت-جریان و شرح معادلات مربوطه).
شبیهسازي و اعتبارسنجی مدل (براي اطمینان از اینکه رفتار مدل مشابه دنیاي واقعی است).
تعریف سناریوهاي مختلف روي مدل و تحلیل آنها
(تحلیل سیاستها).
انتخاب و پیاده سازي راه حل مناسب(اجراي سیاست).
با توجه به اینکه یکی از مهمترین مراحل مدلسازي، ساختن مدل ریاضی و شناسایی متغیرهاي نرخ و حالت7، است، در این قسمت لازم میدانیم توضیحاتی درباره آنارائه شود. به طور کلی در بازخوردهاي سیستم دو نوعمتغیر وجود دارد که شناسایی دقیق آنها به دقیقتر بودننتایج حاصله کمک بسیاري خواهد کرد. آن دو متغیرعبارتند از:
متغیر حالت: متغیري است که حالت یا وضعیت سیستم را در یک مقطع زمانی خاص نشان میدهد. اگر زمان متوقف شود مقدار متغیر حالت را می توان اندازه گیري کرد. به عنوان مثال تعداد جمعیت کشور یک متغیر حالت است.
متغیر نرخ یا جریان: متغیري است که سبب تغییر متغیرهاي حالت می شود؛ اگر زمان متوقف شود متغیر نرخ هیچ گونه مقداري نخواهد داشت. به عبارت دیگر متغیر حالت نتیجه تجمع (انتگرال) متغیر نرخ است. به عنوان مثال میزان زاد و ولد در سال یک متغیر نرخ است که تجمع آن نشان دهنده جمعیت کشور است.
همچنین از متغیرهاي کمکی براي بیان متغیرهاي نرخ در مدل استفاده میشود. وجود این متغیرها در مدل اختیاري بوده و استفاده از آنها به فهم و سادگی مدل کمک بسیاري میکند[6].

تعریف مسئله و شناسایی متغیرهاي مهم
همان طور که در قسمت قبل بیان شد، اولین مرحله در حل مسئله توسط روش پویایی سیستم تعریف مسئله و شناسایی متغیرها است. همان طور که بیان شد هدف ما از این تحقیق بررسی اثرات تغییرات سیاستهاي قیمتی بر مصرف انرژي در بخش خانگی و سایر عوامل تأثیرپذیر از آن است. عوامل تأثیرپذیر از تغییرات قیمتی در بخش خانگی با توجه به تحقیقاتی که در زمینه پیش بینی تقاضاي بخش خانگی انجام گرفته است[7] و [8]، مصرف انرژي در این بخش تحت تأثیر عوامل مهمی همچون، تعداد خانوارها، سطح در آمد خانوار، قیمت انرژي و میزان صرفه جویی در مصرف قرار دارد. خود این عوامل نیز تحت تأثیر عوامل دیگري قرار دارند که همه این عوامل و چگونگی اثرگذاري آنها بر هم، توسط نمودار علی و معلولی در ادامه نشان داده شده است. البته عوامل دیگري نظیر شرایط آب و هوایی در هر کشور، فرهنگ مصرفیافراد جامعه، سطح توسعه یافتگی در یک کشور و … نیز
میتواند بر میزان مصرف انرژي در بخش خانگی اثرگذار حلقه مصرف انرژي بر یارانه اثر مثبت، یارانه انرژي برباشد که به دلیل نبود امکان اندازه گیري این اثرات، در درآمد دولت اثر منفی، درآمد دولت بر میزان یارانه برايمقالات کمتر به این عوامل توجه شده که در این مقاله نیز بهینهسازي اثر مثبت و بهینهسازي بر مصرف انرژي اثر با توجه به مرز سیستم از لحاظ کردن آنها در مدل منفی میگذارد و در واقع وجود این حلقه است که از رشد صرفنظر شده است. نمایی مصرف در آینده میکاهد. اما در وضعیت فعلی کشور به دلیل قیمت پایین انرژي و نبود یارانههایی براي نمودار علی و معلولی بهینهسازي ساختمان از قبیل استانداردسازي اثر منفی به طورکلی هدف از به کارگیري نمودارهاي علی در این حلقه بسیار کوچک تر از آن بوده که از رشد نمایی این روش، نشان دادن فرضیههاي علی هنگام مدلسازي مصرف در آینده جلوگیري کند. سایر حلقهها نیز به همین است تا از طریق آنها ساختار بازخوردي مدل به شکل شکل قابل استدلال هستند[10].
27432196100

کامل بیان شود. در همه نمودارها، متغیرهاي سیستم از طریق پیوندهاي علی با نماد فلش به هم متصل میشوند.
جهت فلش از سوي علت به معلول است و علامت مثبت روي فلش، هم جهت بودن تغییرات علت و معلول و علامت منفی غیر هم جهت بودن تغییرات را نشان می دهد. در صورتی که مسیر علی از متغیري شروع شود و در نهایت به همان متغیر برسد، یک حلقه بازخوردي علی و معلولی شناسایی میشود. بر اساس قاعده تجربی در صورتی که تعداد پیوندهاي منفی حلقه بازخوردي زوج باشد، حلقه مثبت تشکیل میشود. این حلقههاي مثبت،
رشد یا زوال خودشان را به صورت نمایی تقویت میکنند.
همچنین در صورتی که تعداد پیوندهاي منفی حلقه شکل1: نمودار علی و معلولی بخش خانگی
بازخوردي فرد باشد، حلقه منفی تشکیل میشود. این همان طور که در شکل (1) نیز مشاهده میشود، از حلقههاي منفی، هدفگرا است، به شکلی که با گذشت جمله عواملی که اثر غیرمستقیم بر مصرف انرژي از طریق زمان پیوندهاي منفی اثر پیوندهاي مثبت را خنثی تغییر در درآمد دارند، میزان تولید ناخالص ملی و نیروي می کنند[9]. کار است که خود آنها نیز بر هم اثر افزایشی داشته، به در شکل (1) متغیرهاي شناسایی شده در بخش قبل گونه اي که با افزایش هر یک بر میزان دیگري افزوده و تأثیراتشان بر هم، توسط نمودار علی و معلولی نشان می شود و حلقه مثبت شماره (2) را تشکیل میدهند.
داده شده است. در این شکل به وضوح متغیرهاي بخش همچنین اثر مثبت مصرف انرژي بر میزان تولید آینده در خانگی و تعاملات بین آنها و مرز مدل قابل مشاهده است. مدل لحاظ شده است.
در مجموع نمودار علی و معلولی بخش خانگی از چهار
حلقه اصلی (سه حلقه مثبت و یک حلقه منفی) که رفتار تشریح معادلات مهم
این زیر مدل را تعیین میکنند، تشکیل شدهاست. (که این در این بخش، نمودار جریان-حالت کل و معادلات حلقه ها با دو خط و علامت مثبت و منفی در شکل نشان مهم مربوط به آنها به تفصیل بیان خواهد شد. در واقع داده شدهاند. یکی از حلقههاي مهم تعیین کننده رفتار در نمودار جریان-حالت این بخش که در پیوست آورده شده این بخش، حلقه منفی شماره یک است که به ترتیب است، شکل توسعهیافتهاي از نمودار علی و معلولی بخش متغیرهاي مصرف انرژي – یارانه انرژي- درآمد دولت – یارانه قبل است. همان طور که قبلاًٌ نیز اشاره شد، براي ترسیم بهینهسازي- صرفهجویی – مصرف انرژي را در بر می گیرد، این معادلات قبل از هر اقدامی باید همه متغیرها به صورتهمانطور که در شکل (1) نشان داده شده است، در این متغیرهاي نرخ، حالت و کمکی مشخص شوند و سپس
طبق نظرات افراد خبره در تحقیقات انجام گرفته نظیر21NEMS ،T و …[5]-[10]-[12] و همچنین تجربهفرد مدلساز به تبیین معادلات بین آنها پرداخته شود. دربرخی از روابط از دادههاي مربوط به سالهاي 1380-1350 موجود در سایت آمار و بانک مرکزي1براي برازش منحنی و تخمین عوامل توابع استفاده شده است، همچنین از روش اقتصادسنجی و بسته نرم افزاري Eviews براي تخمین عوامل در برخی روابط کمک گرفته شده است.

مصرف انرژي بخش خانگی: براي محاسبه مصرف انرژي در بخش خانگی (HEC) به عنوان مهمترین متغیر در مدل، طبق توضیحات ارائه شده در بخش قبل آن را به شکل تابعی لگاریتمی از درآمد خانوار(HI) ، تعداد خانوار NH)) و قیمت واقعی انرژي (RHEP) در نظر گرفته شدهاست (البته در صورت دسترسی به تعداد منازل مسکونی میتوان آن را به جاي تعداد خانوار به شکل تابعی از تعداد منازل مسکونی و ارزش افزوده بخش مسکن محاسبه کرد، همچنان که در برخی مقالات این کار انجام گرفته است[12].) همچنین میزان صرفهجویی سالانه در مصرف انرژي را براي نشان دادن اثر افزایش قیمت در آینده از مقدار مصرف انرژي محاسبهشده (در وضعیت فعلی این مقدار نزدیک به صفر است) کم شده است که در ادامه به محاسبه این میزان پرداخته شده است. بعد از تخمین عوامل مربوطه، رابطه زیر براي محاسبه میزان مصرف انرژي در بخش خانگی به دست آمده است:

(1)

در رابطه (1) هر چند کشش قیمتی انرژي کمتر از یک است، اما عدد منفی برآورد شده نشان میدهد که با افزایش قیمت انرژي مصرف کاهش خواهد یافت. این کاهش در میزان مصرف انرژي در بخش خانگی در آینده از دو راه شکل خواهد گرفت، یکی از راه مصرف کمتر (استفاده کمتر از تجهیزات انرژي بر) و کاهش سطح رفاه بخصوص براي اقشار کم درآمد جامعه (این موضوع توسط تابع تخمینی Lookup در مدل لحاظ شده است) و
1
http://www.sci.org.ir
دیگري صرفهجویی از راه جایگزینی تجهیزات با مصرفبهینه و استانداردسازي ساختمان که از میزان مصرفمحاسبه شده در رابطه (2) کم خواهد شد. این نکته نیزقابل ذکر است که در مدلسازي این قسمت فرض ما براین است که با افزایش قیمت رفتار مصرف کننده دراستفاده از تجهیزات انرژيبر به سوي تجهیزات کارآتر و استانداردسازي در بخش ساختمان تغییر خواهد کرد. در ادامه هر یک از عوامل مؤثر بر میزان صرفهجویی و روابط مهم بین آنها به تفصیل شرح داده شده است.

میزان صرفه جویی در بخش خانگی(TES) : به طور معمول صرفهجویی در دو بخش ساختمان(BES) و تجهیزات انرژيبر (SES) انجام میگیرد که میزان صرفهجویی در بخش خانگی از مجموع این دو مقدار حاصل میشود. میزان صرفهجویی تجهیزات انرژيبر به شکل تابعی از تعداد تجهیزات کم مصرف (TOS) در میزان کاهش شدت (DEIS) نسبت به شدت در بخش خانگی (EIH) و میزان صرفه جویی در بخش ساختمان به شکل تابعی از تعداد ساختمانهاي استانداردشده (CSH) در میزان صرفه جویی که 25درصد مصرف انرژي در سال گذشته (PEHC) (میزان صرفه جویی در صورت استانداردسازي طبق اطلاعات ترازنامه) در نظر گرفته شده است. در مجموع میزان صرفهجویی به طوري که در معادله (2) بیان شده است، قابل محاسبه است:
(2)

در معادله (2) تقسیم کل خانههاي استانداردشده بر تعداد خانوار به دلیل به دست آوردن نسبت خانههاي استانداردشده است و فرض ما بر این بوده که هر خانوار در یک منزل مسکونی ساکن است، از این رو این مقدار برابر NHدر نظر گرفته شده است. در مورد محاسبه مقادیر تعداد تجهیزات کم مصرف و شدت تجهیزات خانگی نیز در ادامه توضیح داده شده است.

شدت انرژي در بخش خانگی: در این قسمت شدت
انرژي استاندارد بخش خانگی در سطح جهانی به عنوان شدت مطلوب تعریف شده است. شدت انرژي تجهیزات خانگی در کشور به صورت متغیر حالت تعریف شده استکه سالانه با توجه به تعداد تجهیزات خریداري شده باشدت کم از میزان شدت آن کاسته میشود.

میزان خرید تجهیزات کممصرف: میزان خرید سالانه
تجهیزات کممصرف (IOS) از حاصلضرب تمایل براي خرید آنها (TBOS) در کل ظرفیت خرید این تجهیزات (PBOS) توسط خانوارها محاسبه میشود. کل ظرفیت جایگزینی تجهیزات با شدت کم 10 برابر تعداد خانوار فرض شده است. معادله محاسبه این میزان در زیر آورده شده است:

( 3)
در معادله (3) مقدار PBOS از مینیمم تفاضل 10 برابر تعداد خانوار با کل تجهیزات استاندار در ساختمان (TOS) و حاصل ضرب تمایل براي خرید در قدرت خرید
(ABOS) به دست آمده، کل تجهیزات استاندارد در بخش خانگی به صورت متغیر حالت در نظر گرفته شده-است که با خرید آنها سالانه بر میزان آن افزوده و با استهلاك (متوسط طول عمر تجهیزات 5 سال فرض شده)آنها از میزان آن کاسته میشود. همچنین براي محاسبه قدرت خرید خانوار (ABOS) آن را به صورت تابعی Lookup از نسبت تغییر درآمد خانوار به تغییر قیمت COSP توسط رابطه زیر محاسبه شده است:

(4)

قیمت این تجهیزات OSP به شکل متغیر حالت در نظر گرفته شده است که با فرض افزایش نرخ تورم سالانه بر میزان آن افزوده میشود.

میزان خرید تجهیزات کم مصرف: با توجه به رفتار
عقلایی سرپرست خانوار در رسیدن به حداکثر سود، از نسبت سود حاصل از صرفهجویی بر هزینه اضافی که بابت خرید این تجهیزات نسبت به تجهیزات معمولی باید پرداخت شود، محاسبه میشود که این مقدار توسط معادله 5 که در ادامه آورده شده، قابل محاسبه است:

(5)

در این معادله LTS طول عمر تجهیزات است کهمقدار آن به طور میانگین 5 سال در نظر گرفته شدهاست و NSP نیز هزینه خرید تجهیزات معمولی است.

تمایل خانوارها در خرید تجهیزات کم مصرف: تمایل خانوارها در خرید تجهیزات کممصرف توسط تابع تقریبی (Lookup)محاسبه شده است که با توجه به رفتار عقلایی سرپرست خانوار در رسیدن به حداکثر سود، مقدار تابع تمایل وقتی مقدار این نسبت برابر یک است، یک فرض شده است و در صورتی که این نسبت مقدار صفر بگیرد، مقدار تمایل نیز صفر خواهد شد. در بقیه نقاط مقدار آن توسط تابع تقریبی به دست میآید.

شکل2: تابع تمایل مصرفکننده میزان صرفهجویی بخش ساختمان: همان طور که در
رابطه (2) نیز نشان داده شده است، این میزان مشابه میزان صرفه جویی در تجهیزات از حاصلضرب درصدي از عایقکاري کل ساختمانها (به دلیل نبود دسترسی به تعداد ساختمانها در مدل فرض شده است که هر خانوار یک منزل مسکونی دارد.) در میزان کاهش در مصرف انرژي خانگی در بخش ساختمان به دست میآید که درصد خانههاي عایق کاري شده از نسبت خانههاي استانداردشدهTSH به کل خانهها (فرض ما بر این بوده است که هر خانوار در یک منزل مسکونی ساکن است و این مقدار برابر NHدر نظر گرفته شده است) به دست میآید.
تعداد خانههاي استانداردشده: این مقدار به شکل متغیر
حالت تعریف شده است که با افزایش استانداردسازي بر میزان آن افزوده و با استهلاك (20سال عمر مفید) از تعداد آنها کاسته می شود.

درصد عایقکاري ساختمان: درصد عایقکاري در هر ساختمان از حاصلضرب تمایل براي استانداردسازي (TINSH) که به شکل تابعی از نسبت سود حاصل از عایقکاريبرهزینه استانداردسازي،در ظرفیتساختمانهاي قابل استانداردسازي(PSH) به دستمیآید. این تابع نیز مانند تابعLookup تعریف شده درقسمت قبل است. هزینه عایق کاري نیز برابر با ده میلیون ریال براي هر خانوار فرض شده است که سالانه با افزایش شاخص قیمت مصرفکننده بر این میزان افزوده میشود. همچنین در ازاي این مقدار هزینه 25درصد در میزان مصرف انرژي در بخش خانگی صرفهجویی خواهیم داشت. (طبق نتایج بهینهسازي ساختمان در ترازنامه انرژي) در ادامه به تفصیل معادلات مربوط به متغیرهایی که اثر غیر مستقیم بر مصرف انرژي در بخش خانگی دارند پرداخته شده است.

تولید ناخالص ملی: تولید ناخالص ملی با الهام از تابع تولید کاب -داگلاس [13]به شکل تابعی از عوامل تولید یعنی کار (NL) و سرمایه (INV) در نظر گرفته شده-است، علاوه بر این، از آنجایی که امروزه انرژي یکی از عوامل مهم تولید محسوب میشود، مقدار تولید ناخالص از رابطه زیر محاسبه شدهاست:
(6)

نیروي کار: نیروي کار به صورت متغیر حالت تعریف شده است که با افزایش نرخ استخدام (REL) بر میزان آن افزوده و با افزایش نرخ بیکاري(RUL) از میزان آن کاسته میشود. این رابطه در زیر نشان داده شدهاست:
(7)

در این رابطه نرخ استخدام از مینیمم مقدار عرضه نیروي کار (جمعیت فعال کشور) که به شکل تابعی خطی از جمعیت کشور در نظر گرفته شده است و تقاضاي نیروي کار محاسبه میشود.

تقاضاي نیروي کار: تقاضاي نیروي کار در هر بخش تولیدي به شکل تابعی لگاریتمی از قیمت نیروي کار، قیمت انرژي(HEP) و هزینه سرمایهگذاري قابل محاسبه است. براي بررسی هدف که دیدن اثرات تغییر قیمت انرژي بر نیروي کار است، اثر سایر عوامل بر تقاضاي نیروي کار را به شکل یک عامل در نظر گرفته شده و تقاضاي نیروي کار را به شکل تابعی لگاریتمی از تولید ناخالص ملی (نشان دادن اثر توسعه بخشها) وقیمت انرژي فرض کردهایم. (البته ممکن است در آیندهبین نیروي کار و رشد تکنولوژي جانشینی انجام بگیرد وبا تغییر در بهرهوري نیروي کار عوامل برآورد شده در تابعزیر تغییر کند، در آن صورت این تابع نیز دیگر برايمحاسبه تقاضاي نیروي کار در آینده صادق نخواهد بود.) (8)

نرخ استخدام هر ساله به اندازه مینیمم تقاضاي نیروي کار و جمعیت بیکار با یک سال تأخیر انجام می گیرد. نرخ بیکاري نیز طبق قانون “اکان” از رابطه زیر قابل محاسبه است که در این رابطه CGDPتغییرات سالانه تولید ناخالص ملی است:
(9)

درآمد خانوار: درآمد خانوار از مجموع سود حاصل از سرمایهگذاري و دریافت دستمزد توسط نیروي کار قابل محاسبه است. فرض ما بر این است که دستمزد سالانه با نرخ متوسط 20درصد تغییر میکند (با توجه به شاخص کل مزد و حقوق کارکنان کارگاههاي صنعتی) و سود سرمایهگذاري نیز از حاصلضرب میزان سرمایهگذاري در نرخ بهره به دست میآید. البته با توجه به دادههاي درآمد موجود در ایران مقدار پسانداز منفی است و این مقدار در شرایط فعلی صفر فرض شده است.

قیمت اسمی انرژي: براي محاسبه قیمت انرژي در بخش خانگی با استفاده از میانگین وزنی (سهم مصرف هر حامل در بخش خانگی) قیمت انرژي براي هر بشکه نفت خام محاسبه شده است که قیمت و مصرف هر حامل انرژي بر حسب واحد بشکه معادل نفت خام محاسبه شده است.

قیمت واقعی انرژي: از تقسیم قیمت اسمی انرژي بر شاخص لاسپیرز(L) ضربدر 100 حاصل میشود. از این شاخص براي دیدن اثر قیمت روي مصرف در بخش خانگی استفاده شده است.

قیمت انرژي: دو نوع قیمت انرژي در مدل محاسبه شده است؛ یکی مربوط به وضعیت فعلی با نرخ افزایش سالانه در حدود 10 درصد، دیگري براي اجراي سیاست حذف یارانه انرژي که در آن صورت نیز افزایش سالانه قیمت10 درصد فرض شده است.

یارانه انرژي: این متغیر از تفاضل قیمت انرژي در خاورمیانه (ارزش منطقهاي آن) از قیمت اسمی انرژي هر بخش در کشور ضرب در مصرف انرژي حاصل میشود. ارزش منطقهاي انرژي در هر بخش مصرفی با استفاده از دادههاي ترازنامه هیدروکربوري برآورد شده است.
همچنین در مدل، متغیري با عنوان یارانه بهینهسازي براي تعریف سناریو سوم (در صورت افزایش قیمت انرژي و حذف یارانه) که در ادامه شرح داده شده است، این میزان به اقشار جامعه براي استاندارد سازي در بخش ساختمان تعلق خواهد گرف، در مدل تعبیه شده است. نکته قابل توجه دیگر در محاسبه میزان مصرف انرژي در بخش خانگی در نظر گرفتن درجه اشباع و مطلوبیت در مصرف انرژي در آینده است که به صورت عاملی (با استفاده از تعریف سرانه استاندارد مصرف انرژي) در میزان مصرف نهایی ضرب شده است.

اعتبار سنجی
ماهیت اعتبار و نوع آزمونهایی که براي اعتبارسنجی این روش به کار گرفته میشود، تفاوت زیادي با اعتبارسنجی در روشهاي نظیر اقتصادسنجی دارد. اعتبار مدلهاي ارائه شده با این روش بیشتر در توانایی آن در برقراري ارتباط، کمک به ایجاد بینش، سازگاري با سیستم واقعی، ارتقاي درك و به طور کلی تأثیرگذاري بر مخاطب خود بستگی دارد تا به تطابق تاریخی و پیش بینیهاي دقیق براي آینده. همان طور که در ادامه نشان داده شده است، خروجیهاي مدل به خوبی مؤید این امور است. همچنین در ادامه آزمایش حدي که یکی از آزمایش هاي رایج در این روش است، انجام شده است. در شکلهاي زیر نتایج تحلیل حساسیت قیمت انرژي روي میزان صرفه جویی و مصرف انرژي نشان داده شده است. در شکل (3) تغییرات نرخ قیمت انرژي از صفر تا یک با تابع توزیع یکنواخت مشاهده میشود.
همان طور که در شکلهاي (4) و (5) مشاهده می شود، با افزایش نرخ قیمت انرژي، میزان صرفهجویی افزایش مییابد و از مصرف انرژي کاسته میشود.
C:\Users\mansooreh\Documents\mansoore\Doc\thesis\0

%
50
75
%
95
%
100
%
rp
1
0.75
0.5
0.25
0
1380
1385
1390
1395
1400
Time (Year)

%

50

75

%

95

%

100



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید