تاریخ دریافت مقاله: 18/12/1395
تاریخ پذیرش نهایی مقاله: 16/03/1396 نویسنده مسئول مقاله: مرتضی سلطانی E-mail: mortezasoltanee@ut.ac.ir
مقدمه
با افزایش رقابت و جهانی شدن محیط کسب وکار امروزی، شرکت ها با چـالشهـا و فرصـت هـایزیادی روبه رو می شوند و برای اینکه بتوانند از فرصت ها و منابع کمیاب محیطی در جهت رشـد وپیشرفت خود استفاده کنند و در محیط رقابتی باقی بمانند و با چالشهای زیـاد ی کـه برآمـده از جهانی شدن محیط رقابتی است مقابله کنند، باید همکـاری را خـود بـا یکـدیگر افـزایش دهنـد.
استراتژی همرقابتی نیز برای شرکت هایی که به دنبال نوآوری به منظـور رقابـت در بـازار جهـانیامروزی هسـتند، ضـروری اسـت (ریتـالا، 2012). هـم رقـابتی موجـب بهبـود عملکـرد نـوآوریشرکت هایی می شود که این استراتژی را در محیطهای کسبوکار جهانی اجرا میکنند (لـی روی و فرناندز، 2015). همرقابتی پدیده اقتصادی جدیدی است که هنوز درک کاملی از آن وجود ندارد و اهمیت ویژه ای برای شرکتهای دانش محور و نوآور با دانش پیشرفته دارد، مانند شرکت هـاییکه در بخشهای با فناوری بالا فعالیت میکنند (برندبرگر و نلباف، 1996). هـم رقـابتی نـه تنهـارقابت و همکاری همزمان بین شرکتهاست، بلکه به عامل توسعه در محیطهایی بـا آشـفتگی وسرعت تغییرات بالا، تبدیل شده است و طبیعت متضاد و جدیدی دارد؛ زیرا در این استراتژی هـردو دیدگاه رقابت و همکاری که متضاد یکدیگرند با هم پیوند داده شده اند (لـو ، 2007). در عصـرحاضر، فناوری اطلاعات راهبرد جدیدی است که تمام ابعاد سازمانهـا را تحـت تـأثیر قـرار دادهاست، به گونهای که هیچ سازمانی بدون فناوری اطلاعات و همگامی با فناوریهای نوین، تصـورنمی شود (محمدی و امیری، 1392). همکاری و رقابت همزمان بین سازمانهای رقیب، استراتژی تجاری مدرن و شرط لازم برای رقابت و نوآوری در سطح جهان است و بر هر دو روابط همکاری و رقابت همزمان بین دو یا چند سازمان تأکید دارد. این مسئله نشان میدهد شرکتهایی کـه درصنایع با دانش و فناوری بالا فعالیت میکنند، بهتر است در روابط خـود همزمـان از همکـاری و
رقابت استفاده کنند؛ زیرا باعث ترک یب قوت ها و در نتیجه ایجاد همافزایی میشود (کاسیوا، ساری و جورجوپولوس، 2014). از دیدگاه مبتنی بر منابع و نظریه بـازی 1، هـم رقـابتی نـوعی بـازی بـامجموع مثبت برای همه مشارکتکنندگان در روابط همرقابتی اسـت و ارزش متمـایز آن در ایـنواقعیت است که شرکا، رقیب هستند (برندبرگر و نلباف، 2011). محیط تجاری امـروزی پویـاتر ونوآورانهتر شده، رقابت در عرصه کسب وکار رو به افزایش گذاشته و سرعت تغییر نیز زیـاد اسـت،در چنین موقعیتی شرکت ها در دسترسی به منابع کمیاب مورد نیاز خود، یادگیری و دسترسـی بـهفناوری های پیشرفته، افزایش نوآوری، محدود کردن ریسک و توسعه فعالیـت هایشـان در زمینـهتحقیق و توسعه، تولید، تأمین منابع کمیاب و افـزایش نـوآوری دائـم و… بـا مشـکلات شـدیدی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Game theory
مواجه اند (زینلدین، 2014). در چنین وضعیتی، شرکت هـا بـدون همکـاری و رقابـت همزمـان بـاشرکت ها و رقبای فعال خود در صنعت، ممکن است از امکانات، توانایی یا تسهیلات تولیدی لازم برای بهبود و افزایش نوآوری در محصولات، به منظور استفاده از فرصـت هـای منحصـر بـه فـردموجود در بازار و بقای خود، بهرهای نبرند (ریتالا، 2012). محیط تجاری جهانی بـه طـور دائـم درحال تغییر و چالش است و اگر شـرکت هـا بـه دنبـال موفقیـت در چنـین محیطـی هسـتند بایـدانعطاف پذیرتر و بازتر1 عمل کنند، در واقع در این وضعیت اقتصادی دشوار و حساس، شـرکت هـاباید با محیط خارجی پیچیده مقابله کنند، در نتیجه به راههای جدیدی برای کسبوکار، به منظـوربقا، افزایش رقابتپذیری و نوآوری نیاز دارند و افزایش همکاری بین سازمانهای مسـتقل فعـالدر یک صنعت به منظور دستیابی به اهداف خود، پیش نیازی در محیط تجاری امـروزی و اقتصـادمبتنی بر دانش محسوب میشود (کوسیوا، ساری و جورجپلوس، 2014). در صنعت IT شرکت هـابا فشارهای زیادی برای نوآوری و ایجاد دانش جدید مواجه اند که این مسائل آنهـا را وادار کـردهمبالغ زیادی را برای تحقیق و توسعه، هزینههای بسیار R&D، سرمایه گذاریهای با ریسک بالا، منابع انحصاری و حتی محصولات با فناوری بالا و چرخه عمر کوتاه، صرف کنند که این مـوارددلایل محکمی برای افزایش همکاری و رقابت همزمان با شرکتهای مختلف موجود در محـیطتجاری ازجمله با رقبا به صورت مستقیم است (برندبرگر و نلباف، 2011). امروزه، یکی از بهتـرینراه هایی که سازمانها میتوانند نوآوری خود را افزایش دهنـد و ضـمن خلـق مزیـت رقـابتی بـاپیچیدگیهای محیط تجاری امروزی مقابله کنند، استفاده از استراتژی همرقـابتی اسـت (بـارچ ولین، 2012). در صنایع دانش محور که شرکتها برای بقای خود به نوآوری نیاز دارنـد، از طریـقاستراتژی همرقابتی میتوانند از منابع کمیاب شرکای خود استفاده کنند و نوآوری خود را به طـورمداوم افزایش دهند، سود به دست آورند و در محیط رقابتی پویا بـاقی بماننـد (بـنکن و کـرواس،2013). شرکتهایی که در صنعتی با دانش بالا (مانند صـنعتIT ) فعالیـت مـیکننـد، از طریـقافزایش تواناییهای خود در زمینه همکاری با یکدیگر، میتوانند هزینههای R&D را با شـرکایخود در شبکه همرقابتی تسهیم کنند؛ زیرا در فرایندها و توسعه محصـولات جدیـد و نوآورانـه بـایکدیگر همکاری میکنند. بنابراین، هم رقابتی به کاهش هزینهها با افزایش نوآوریهای سودمند از طریق جمعآوری و ترکیب دانش و هوشهای بیشـتری از شـرکت هـای مختلـف کـه در ایـنتعاملات شرکت کردهاند، منجر میشود (بنگستون و جانسون، 2012). استراتژی همرقابتی سـببدستیابی و جمعآوری اطلاعات و منابع کمیاب و ارزشمند میشود، در نتیجه موجب بهبود نوآوری شده و در ایجاد فرصتهای جدید بهمنظور جذب دانش خارجی و منـابع کمیـاب بـه شـرکتهـا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Open-minded
کمک میکند. در واقع، رقابتپذیری شرکتها را در زمینه نوآوری افزایش میدهد (ریتالا، گلنـامو وگمن، 2014). افزایش همکاری شرکتهـا بـا یکـدیگر در یـک صـنعت از طریـق اسـتراتژیهم رقابتی، به تفکر خلاقانه و در نتیجه افـزایش محصـولات و خروجـیهـای نوآورانـهتـر منجـرمی شود و موقعیت شرکتها را در بازار تقویت مـی کنـد (لـی روی و فرنانـدز، 2015). اسـتراتژیهم رقابتی موجب میشود شرکت ها رشد شایان توجه و پایداری داشته باشند و در زمینه عملکـردنوآوری، توسعه فناوری و محصولات جدید، صرفه جویی در هزینـه و تسـهیم منـابعی کـه سـببتوسعه نوآوریهای بالقوه میشود، کمک زیادی می کند، زیـرا شـرکتهـای رقیـب دارای منـابعمرتبط بوده و با فشارهای مشابهی روبه رو هستند (ریتـالا ، 2012). هـم رقـابتی سـودمندتـرین وباصرفه ترین رابطه بین رقباست (بنگستون و کوک، 2000). استراتژی هـم رقـابتی باعـث توزیـعریسکهای بالقوه میان شرکتهای درگیر در تعاملات هم رقابتیشده و به آنها کمک میکند کـهمنافع اقتصادی ایجاد کنند و به عملکرد بلندمدت بهتری دست یابند؛ ضمن آن که فرصـت هـاینوآورانه زیادی برای شرکتها ایجاد میکند (پنگ و بورنه، 2009). در محیط تجـاری امـروزی،شرکت ها از طریق افزایش تجربه خود در زمینه همکاری با رقبـای فعـال در صـنعت، مـی تواننـدنسبت به زمانی که هیچ همکاری یا مشارکتی با رقبای خود نداشتند، بیشترین موفقیت را در یک صنعت پویا کسب کنند (گنیآولی، لی و مدهاون، 2008). افزایش همکـاری میـان شـرکتهـایفعال در یک صنعت از طریق استراتژی همرقابتی، فواید زیـادی بـرای شـرکت هـا دارد، ازجملـهدسترسی به منابع کمیاب، یادگیری، دسترسی به فناوری های پیشرفته، دسترسی بـه نیـروی کـارباکیفیت (استاندارد)، دسترسی به بازارهای جدید، محدود کردن ریسـک، صـرفه جـویی در زمـان،افزایش قدرت چانه زنی، تنوع آسان تر فعالیت ها، افزایش انعطاف پـذیری سـازمانی و اسـتراتژیکی،افزایش ارزش افزوده برای مشتریان، کاهش هزینه ها و بهبود نتـایج یـا پیامـدهای مـالی کـه درنتیجه باعث بهبود و افزایش عملکرد نوآورانه شرکتها میشود (زینلدین، 2014). ایـن پـژوهشبه دنبال بررسی تأثیر همکاری در صنعت فناوری اطلاعات بـر عملکـرد نـوآوری، هنگـام اجـرایاستراتژی همرقابتی است.
پیشینه نظری پژوهش همرقابتی
همرقابتی یعنی شرکت ها در همان صنعتی که در ایجـاد بـازار بـا یکـدیگر همکـاری مـی کننـد، همزمان در تقسیم بازار یا بهدست آوردن سهم بیشتری از بازار نیز با یکدیگر رقابت کننـد (لـوی،لویبک و پول، 2003). روابط همرقابتی شامل دو جنبه می شـود : ایجـاد ارزش و تصـاحب ارزش. جنبه نخست از فعالیتهای همکاری و جنبه دوم از فعالیت های رقابتی نشئت میگیرد (زینلـدین،2014). همرقابتی رابطه زوجی و متضاد بین دو شرکت است که در برخی فعالیتهـا بـا یکـدیگرهمکاری دارند، برای مثال در اتحادیه استراتژیکی فعالیت می کنند و همزمان در فعالیتهای دیگر نیز با یکدیگر به رقابت میپردازند. بر اساس این تعریف، هـم رقـابتی مـوقعیتی اسـت کـه در آنشرکتها در بعضی از فعالیتهای مرتبط با بازارها و محصـولات بـا یکـدیگر همکـاری دارنـد وهمزمان در سایر فعالیت های مرتبط با بازارها و محصولات با یکدیگر رقابت میکننـد ( سـیزاکن، فرنادز و مینا، 2014). ریتالا (2012)، بیان کرد کـه هـمرقـابتی ارزش ایجـاد مـیکنـد و شـاملتأمین کنندگان، مشتریان، رقبای سازمانی و تکمیل کنندگان میشود. بر اسـاس ایـن تعریـف و بـاتوجه به ساختار و همکاری، دو نوع همرقابتی وجود دارد: هم رقابتی عمودی و افقی (بوچر و لین، 2012). همرقابتی عمودی به موقعیتی اشـاره دارد کـه در آن دو شـرکت رقیـب در یـک رابطـهعرضهکنندهـ مشتری در زمینه یک فعالیت، محصول یا بازار، مشارکت دارند. هـمرقـابتی افقـیموقعیتی است که در آن دو شرکت رقیب در یک سطح از زنجیره ارزش، در یک محصول یا یک بازار با یکدیگر رقابت و همکاری دارند (سیزاکن و همکاران، 2014). هـم رقـابتی سـبب افـزایشارزش برای شرکتها میشود، در واقع راهی برای ایجاد ارزش و تصاحب آن است. این فرایند در حالت نخست، ارزش ایجاد می کند و آن را به مشتریان تحویل مـیدهـد و در حالـت بعـدی، بـهسوددهی باارزشی منجر میشود. بنابراین با فعالیتهایی ارتباط دارد که بازار جدید ایجاد میکننـدو نوآوری را افزایش می دهند که هر دو نتیجه از پیامدهای تعاملات همرقابتی است (ریتالا، گانام و گنام، 2014). تا کنون ادبیات موجود نشان داده است که استراتژی همرقـابتی یـک اسـتراتژیبرنده ـ برنده ـ برنده برای شریک و مشتریان نهایی اسـت ( پنـگ، جـی و بـورن، 2009). اغلـب هم رقابتی بهصورت مبهم تعریف شده است، اما گـاهی نیـز بـه ایـن صـورت تعریـف مـی شـود : شرکت ها بهطور همزمان در دو نوع تعامل با منطق متضاد (یعنـی رقابـت و همکـاریِ همزمـان) درگیرند (میرا و همکاران، 2015). این پدیده در صنایع توسعه یافته یا با فناوری بالا اتفاق می افتد (برندبرگر و نلباف، 1997).
در مطالع های که پارک، سیرواستاوا و گنیاوالی (2014)، با عنوان »تأثیر و قابلیت همرقابتی بر عملکرد نوآوری« انجام دادند، مشخص شد همرقابتی دارای رابطه U معکوس با نـوآوری اسـت. همچنین، نتیجه بررسی همرقابتی بر اساس شدت رقابت و شدت همکاری بین شرکا، این بود که تعادل بین رقابت و همکاری، به عملکرد نوآوری بهتر منجر میشود و قابلیت همرقـابتی شـرکتنقش مهمی در همرقابتی دارد.
ریتالا و سـاینو (2014) در پژوهشـی بـا عنـوان »هـم رقـابتی بـرای نـوآوریهـای اساسـی: دیدگاه های مدل کسب وکار و بازار« به این نتیجه رسیدند که همرقابتی با مدل کسبوکار اساسی رابطه مثبت دارد و همرقابتی در طول زمان باعث توسعه فناوری های تدریجی و توسـعه نـوآوری برای شرکتهایی می شود که به دنبال تمایز در محصولات خود هستند.
در مطالعه ریتالا (2012) با عنوان »در چه زمانی استراتژی همرقابتی موفـق اسـت؟ شـواهدتجربی مبتنی بر عملکرد نوآوری و عملکرد بازار« بـه ایـن نتیجـه رسـید کـه محـیط رقـابتی درسال های اخیر پیش بینیناپذیر شده است. این توسعه نه تنها انگیزه شرکت ها را برای مشارکت در انواع مختلف اتحادیهها تقویت می کند، بلکه موجب افزایش همکاری میان رقبا و افزایش نوآوری می شود. درنتیجه، همکاری میان شرکتهای رقیب تأثیر مثبتی بر عملکرد نوآوری شرکت ها دارد.
اسچیاونی و سیمونی (2011) در مطالعه ای با عنوان »تأثیر افزایش تجربه همکاری در صنعت بر عملکرد نوآوری از طریق به کارگیری استراتژی همرقابتی« به این نتیجه رسیدند که در صنایع با فناوری بالا، شرکتها در معرض ریسکها یا ناملایمـات بیشـتری از عوامـل محیطـی، ماننـد نوسانات شدید تقاضا، یادگیری، دسترسی به فناوری های پیشرفته، صرفه جویی در زمان، کـاهشهزینه ها و افزایش نوآوری قرار دارند. در این موقعیت، افـزایش تجربـه همکـاری شـرکتهـا بـا یکدیگر موجب میشود که بتوانند با ایجاد محصولات و فناوری های جدید و نوآور با این چالشها مقابله کنند.
پیشینه تجربی توسعه فرضیهها
برای هر شرکتی ایجاد بسیاری از اتحادیهها، منبعی برای مزیت رقابتی به شـمار مـیرود، درواقـعشرکت ها از این طریق موفقتر خواهند بـود ؛ زیـرا درگیـر روابـط همکـاری هسـتند. بررسـی هـانشان دهنده این است که افزایش همکاری شرکتها با یکـدیگر در صـنعت، بـه توسـعه و جـذبفناوری و مقاومت در برابر شوکهای محیطی و تکنولوژیکی کمک مـی کنـد و مهـمتـر از همـهسبب افزایش عملکرد یا کارایی آنها میشود (آهوجا، 2000). در محیط تجاری امروزی همکـاریشرکتها با یکـدیگر توانـایی و افـزایش نـوآوری آنهـا را توسـعه مـی دهـد؛ زیـرا ریسـکهـا و هزینه هایشان را با شرکای خود در زمینه توسعه محصولات، تولید محصولات نوآور، هزینـه هـایتحقیق و توسعه و… سهیم می شوند (چن، 2008). همکاری شرکتها با یکدیگر در یک صـنعت ، عنصر مهمی در هدایت رفتار آنها بـرای ایجـاد مجموعـه ای از فرصـت هاسـت. در راسـتای ایـندیدگاه، پژوهشگرانِ نظریه قابلیت های پویا معتقدند که افزایش همکاری شرکتها بـا یکـدیگر وافزایش تجربه آنها در این زمینه، می تواند به شدت حال و آینده سازمانها را تحت تأثیر قرار دهـد(پارک، واستاو و گنیآولی، 2014). افزایش تجربـه شـرکتهـا در زمینـه همکـاری بـا یکـدیگر، مزیت های زیادی برای آنها فراهم می کند که تأثیر بسزایی بر پویایی های داخلی و خـارجی آنهـادارد و از طریق آن می توانند محیط خارجی خـود را بهتـر تفسـیر کننـد، درک بهتـری از تحـولتدریجی صـنعت داشـته باشـند و بـرای توسـعه و تنـوع فنـاوری و قابلیـت هـای شـرکت بهتـرتصمیم گیری کنند. همچنین، شناسایی فرصت های جدید در زمینـه توسـعه محصـولات جدیـد ونوآور توسط شرکت ها را تحت تأثیر قرار می دهد. افزایش همکاری شـرکت هـا در یـک صـنعت، موجب افزایش بهره وری و نوآوری آنها از طریق یادگیری برای انجام کار بهتـر، ترکیـب دانـش،استفاده از منابع کمیاب یکدیگر و توزیع ریسکها با یکدیگر می شود (نیکن و کراوس، 2013). در بخشهای با فناوری بالا، با توجه به شدت و پیشرفت فناوری ها در این بخش، همکاری شرکتها با یکدیگر اهمیت زیادی دارد و به آنها اجازه میدهد با تکیه بر فعالیتهای خود، به مزیـت هـایرقابتی مدنظرشان دست یابند، همچنین موجب یادگیری متقابل، ترکیب دانـش هـا و مهـارتهـا،بهبود راهحلهای تکنولوژیکی، هماهنگی بهتر در زنجیره تأمین، بهرهبرداری کامل از فرصتهای بازار، گسترش مقیاس عملیات و بهبود عملکرد نوآوری مـی شـود (لـوی، لوبـک و پـول، 2003).
اکنون که زمان و سرعت عناصر مهمی هستند (مانند ICT) و دانش مورد نیاز به سـرعت منسـوخمی شود، ممکن است اتخاذ راه حل یا فناوری خاص توسط خود شرکت ها به تنهایی، بـیش از حـدمخاطره آمیز باشد. در این موقعیت، ایجاد اتحادیه استراتژیکی و همکاری در صنعت، به گزینـه ای جذاب تبدیل می شود (رایس و گالوین، 2006). در صنایع با فناوری بـالا ، شـرکت هـا در معـرضریسکها یا ناملایمات بیشتری از عوامل محیطی مانند نوسانات شدید تقاضا، یـادگیری و … قـرارمی گیرند؛ در این وضعیت، افزایش همکاری شـرکت هـای فعـال در صـنعت بـا یکـدیگر موجـبمی شود که بتوانند محصولات جدیدی به بازار عرضه کنند (ریتالا، گلنام و گنام، 2014). با توجـهبه آنچه بیان شد، فرضیه نخست پژوهش به شرح زیر مطرح می شود:
فرضیه 1: همکاری در صنعت بر عملکرد نوآوری تأثیر دارد.
شرکتی که استراتژیهای همرقابتی را در موقعیتهای مختلفی به کار مـی بـرد، مـی توانـد ازمزایای رقابت و همکاری بهـره منـد شـود. رقابـت شـرکت هـا را بـه سـمت معرفـی ترکیبـاتی ازمحصولات جدید، نوآوری و بهبود محصولات و خدمات سوق مـی دهـد . در نتیجـه سـبب تنـوعفناوری و توسعه محصولات جدید و نـوآور مـیشـود کـه عامـل پـیش رونـده یـا مترقـی بـرایشرکت هاست. همچنین به آنها توانایی می دهد با هزینه رقبـا عملکـرد و موقعیتشـان را در بـازاربهبود دهند. همکاری، هم به شرکت ها اجازه می دهد بـا منـابع تقریبـاً رایگـان، بـه مهـارتهـا ودانش های ضروری دسترسی پیدا کنند و هم به توسعه و جذب فناوری کمک می کنـد . در نتیجـههمرقابتی موجب بهبود عملکرد نوآوری شرکتهایی میشود که به آن عمـل مـی کننـد (ریتـالا،2012). محققان بیان کردهاند که همکاری میان رقبا در شرکت هایی که به دنبـال نـوآوری بـرایرقابت در بازار جهانی امروزی هستند، یک استراتژی ضروری است. با وجود اهمیت این موضـوع ، مطالعات تجربی اندکی در زمینه تأثیر استراتژی همرقابتی بر عملکرد نوآوری انجام شده است که هر یک نتایج متضادی ارائه کردهاند (کاسیوا، ساری و جـورج پلـوس ، 2014). همکـاری و رقابـت به صورت همزمان با رقبای اصلی، نه تنها برای به دست آوردن دانش جدید فنـاوری و مهـارت ازشرکا اهمیت دارد، بلکه از نظر توسعه و دسترسی به قابلیتهای مرتبط با بهرهبرداری از موجودی نیز مهم است (گارسیا و لاسکو، 2004). شرکتهای مختلف به خصوص شـرکت هـای کوچـک و متوسط، در تلاش خود برای پیگیری نوآوریهـای تکنولـوژیکی بـا چـالشهـای زیـادی مواجـه می شوند که از طریق همرقابتی می توانند تواناییهای خود را در زمینه نوآوری هـای تکنولـوژیکی افزایش دهند. درواقع همرقابتی به آنها کمک می کند قابلیتهای نوآوری خود را توسـعه دهنـد وقادر به رقابت با شرکتهای بزرگ تر در صنعت باشند (گنیآولی و پارک، 2009). مطالعـات اخیـرنشان می دهد به طورکلی همرقابتی برای خروجی نوآورانه شرکت ها سودمند است. محیط رقـابتیدر سالهای اخیر جهانیتر، سریعتر و پیش بینی ناپذیرتر شده است. ایـن توسـعه نـه تنهـا انگیـزهشرکت ها را برای مشارکت در انواع مختلف اتحادیهها تقویت کـرده ، بلکـه اسـتفاده از اسـتراتژیهم رقابتی را میان رقبا افزایش داده است (گنـی آولـی و لـی ، 2006). درنتیجـه، همکـاری میـانشرکت های رقیب، تأثیر مثبتی بر عملکرد نوآوری شرکت ها دارد. از این رو فرضیه دوم بـه شـرحزیر مطرح می شود:
فرضیه 2: هم رقابتی بر عملکرد نوآوری شرکت تأثیر دارد.
فعالیت شرکتها در بخشهای با فناوری بالا (ماننـد صـنعتIT ) بـه برگشـت هزینـههـای سرمایه گذاری شده از طریق فروش بیشتر در زمان کمتر، نیاز دارد. از سوی دیگر، پیچیـدگی زیـادمحصولات، سطح بالای پیشرفت فناوری و ناهمگونی و منحصر به فـرد بـودن منـابع، افـزایشرقابت و عدم اطمینان زیاد، موجب شده است کـه شـرکتهـا نتواننـد بـدون همکـاری بـا سـایرشرکت ها و رقبای خود در محیط پویای امروزی به تولید ادامـه دهنـد و عملکـرد خـود را بهبـودبخشند. در نتیجه، گرایش شرکتهای با فناوری بالا بـرای همکـاری بـا شـرکتهـای فعـال درصنعت خود از طریق استفاده از استراتژی همرقابتی، بیشتر شـده اسـت (بنگسـتون، اریکسـون ووینسنت، 2010). در چنین وضعیتی شرکتها با اتخاذ استراتژی هم رقابتی می توانند به مزیت های منحصر به فردی در زمینه فعالیتهای خود و همچنین در زمینههایی مانند تخصص، اطلاعـات وارتباطات، برندهای مشهور، فناوری خالص شده، بازاریابی مشترک و کانـال هـای توزیـع گسـترده دست پیدا کننـد (روی و یـامی، 2009). در واقـع شـرکتهـا از طریـق هـمرقـابتی مـیتواننـدتوانایی های خود را برای همکاری با شرکتهای فعال در صـنعت بـه منظـور بهبـود فراینـدهـاینوآورانه، افزایش دهند؛ زیرا از طریق افزایش همکاری و رقابت همزمان بین سازمانهـا، نـوآوریایجاد شده و افزایش مییابد و شرکتها از طریق استراتژی همرقابتی، دانش و مهارت های خـود را با یکدیگر ترکیب کرده و هزینه های R&D را نیز با یکدیگر تسهیم میکنند.
تحقیق و توسع ه مشترک، موجب تقسیم ریسکها و هزینهها میان شرکتها و معرفی فناوری جدید و محصولات نوآور بین آنها مـیشـود (پـادولا و دگنینـو، 2007). در محـیط هـای تجـاریامروزی، توانایی شرکتها برای رقابت، به توانایی آنها برای همکاری بستگی دارد؛ زیـرا وضـعیتآشفته محیط خارجی موجب افزایش مسئولیت و بدهی شرکتها و همچنـین افـزایش تأکیـد بـرنوآوری به عنوان یک منبع مزیت رقابتی شده است (پارک، واستاوا و گنـی آولـی ، 2014). بـا ایـن
حال، ریسکها و هزینههای بالای مرتبط با نوآوری برای شـرکت هـا در زمینـه منـابع محـدود و آسیب های مرتبط با ناپیوستگیهـای محیطـی مشـکل سـاز اسـت. در ایـن موقعیـت ، اسـتراتژیهم رقابتی یک استراتژی عملی و کاربردی است؛ زیرا بر فعالیت های تجاری، خطوط تولید، تنـوعفناوری، تقسیم هزینهها، صرفهجویی در هزینه، تأمین منابع باثبات تر، دسترسی به منـابع علمـی،دستیابی به فرصت هایی برای مقیـاس اقتصـادی و افـزایش نـوآوری، تـأثیر مهـم و مثبتـی دارد (لی ـ روی و فرناندز، 2015). ریتالا (2012) معتقد است که افزایش تجربه شرکتها در همکـاریبا رقبای خود با استفاده از استراتژی همرقابتی، موجب دسترسی شرکتها به منابع دانش خارجی و مهارتهای مختلف و در نتیجه بهبود عملکرد نوآوری میشود. دگنینو و پـادولا (2002)، بیـانکردند که افزایش تجربه شرکتها در زمینه همکاری و رقابـت همزمـان، آنهـا را در پاسـخگوییبهتر به نیازهای مشتریان توانمند می کند. از نظر استراتژیکی، افزایش توانایی شرکتها در زمینـههم رقابتی با رقبا، سبب افزایش انعطاف پذیری آنها و افزایش کنترل بیشتر آنها بر عدم اطمینان ها و ریسکهای موجود در بازار در زمینه ارائه محصولات و خـدمات نـوآور و جدیـد مـیشـود (لـو،2007). بنابراین فرضیه سوم به شرح زیر تدوین میشود:
فرضیه 3: استراتژی همرقابتی رابطه بین همکاری در صـنعت فنـاوری اطلاعـات و عملکـردنوآوری را تعدیل میکند.

با توجه به شاخصهای مطرح شده در تحقیقات مختلف و مد نظـر قـرار دادن پـژوهش هـایتجربی عنوان شده در بخش پیشینه مطالعات و تأثیرات مشاهده شـده بـین متغیـرهـای پـژوهش،چارچوب نظری پژوهش به صورت زیر طراحی شده است.

هم

استراتژی

رقابتی
نوآوری

عملکرد

صنعت

در

همکاری

هم

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

استراتژی


دیدگاهتان را بنویسید