بررسي تاثير جنس كاتد بر مورفولوژي پودر ريزدانه مس سنتز شده به روش
الكتروليز پالسي

سيد رسول خيام نكوئي1،*، فرشته رشچي2و نصراله ناصري جدا1
دانشجوي كارشناسي ارشد، دانشكده مهندسي متالورژي و مواد، پرديس دانشكده هاي فني، دانشگاه تهران، تهران، ايران،
دانشيار، دانشكده مهندسي متالورژي و مواد، پرديس دانشكده هاي فني، دانشگاه تهران، تهران، ايران.
*[email protected]
(تاريخ دريافت: 03/08/1391، تاريخ پذيرش: 13/12/1391)

چكيده
يكي از روش هاي توليد پودر مس با خلوص بسيار بالا، رسوبدهي شيميايي پالسي (يا الكتروپالس) است. بررسي مورفولوژي پودر و اندازه ذرات پودر مس هدف اين تحقيق بوده است. در توليد اين پودر، پارامترهاي زيادي موثر هستند، يكي از اين عوامل جنس كاتدي است كه پودر بر روي آن مينشيند. بنابر اين زيرلايه اي از جنس هاي مختلف به عنوان كاتد انتخاب شدند كه عبارتند از: مس، آلومينيم، سرب، فولاد زنگ نزن، تيتانيم و طلا. پودرهاي حاصل با روشهاي پراش اشعه ايكس (XRD) و ميكروسكوپ الكتروني روبشي (SEM) و طيفسنجي تفرق انرژي (EDS) مشخصه يابي شدند. از نقطه نظر كاهش اندازه دانه و راندمان جريان، نتايج نشان داد كه طلا بهترين كاتد براي سنتز پودر (ايجاد ريزدانه ترين پودر) و آلومينيم
بدترين كاتد ميباشد.

كلمات كليدي:
پودر مس، الكتروپالس، كاتد

1- مقدمه
در سال هاي اخير سنتز پودرهاي ريزدانه (كوچكتر از 10 ميكرون) توجهات زيادي را به خود جلب كرده است. پودر ريزدانه مس به دليل خواص برجسته فيزيكي و شيميايي، به طور گسترده در روانكارهاي روغني، خميرهاي هدايت الكتريكي، پزشكي، فيلترهاي بيولوژيكي و ديگر مقاصد مورد استفاده قرار مي گيرد [1-2]. پودرهاي ريزدانه مس به روشهاي مختلفي از جمله اتميزه كردن، احياي اكسيد مس، رسوب شيميايي و الكتروشيميايي توليد مي شوند. از بين اين روش ها، پودر توليد شده به روش الكتـروشيميايي داراي بالاترين خـلوص، استحكـام خام مناسب و ميزان اكسيژن كمتري است [1]. پودرهاي ريزدانه مس به روشهاي مختلفي از جمله اتميزه كردن، احياي اكسيد مس، رسوب شيميايي و الكتروشيميايي توليد مي شوند. از بين اين روشها، پودر توليد شده به روش الكتروشيميايي داراي بالاترين خلوص، استحكام خام مناسب و ميزان اكسيژن كمتري
است [1]
بسياري از محققين به بررسي توليد پودر مس از محلول هاي اسيدي سولفاتي به روش هاي گالوانواستاتيكي يا پتانسيواستاتيكي پرداخته اند [1-6]. اغلب آنها به بررسي مورفولوژي پودر حاصل در اضافه ولتاژهاي بيشتر و كمتر از دانسيته جريان حدي پرداخته اند. بر اساس نتايج بدست آمده، پارامترهاي زيادي بر روي مورفولوژي و خواص فيزيكي و شيميايي پودر تاثير دارند، كه از جمله آنها مي توان اضافه ولتاژ، ميزان هيدروژن آزاد شده، دانسيته جريان، غلظت يون مس، غلظت اسيد، دما، فاصله و جنس الكترودها و سرعت حركت الكتروليت را نام برد. با توجه به اين پارامترها، مورفولوژي پودر حاصل مي تواند به صورت دانه اي، دندريتي و گل كلمي باشد [3-6]. براي توليد پودر مس، پارامترها بايد به گونه اي تركيب شوند كه چسبندگي بر روي الكترود نداشته باشند و به راحتي از روي كاتد جدا شوند، از طرفي راندمان كاتد بايد ب ه گونه اي باشد كه از لحاظ اقتصادي به صرفه باشد.
نوع كاتد در پوشش دهي به روش الكتروليز بسيار تعيين كننده و مهم است، زيرا چسبندگي پوشش به زيرلايه به جنس كاتد بستگي دارد. اما در توليد پودر بايد پارامترها ب ه گونه اي انتخاب شوند كه چسبندگي به حداقل برسد و پودر به راحتي جدا شود.
پارامترهاي مختلفي در اين مورد دخيل هستند. غلظت يون فلز كم در محلول الكتروليت، دانسيته جريان بالا، غلظت اسيد بالا و جنس كاتد از جمله اين عوامل هستند [7]. علاوه بر آنچه گفته شد، خاصيت تبادل الكترون كاتد هم مي تواند بر روي نرخ رسوب دهي، مورفولوژي رسوب و اندازه ذرات رسوب اثر داشته باشد.
تحقيقاتي بر روي اثر نوع آند (مصرف شدني يا مصرف نشدني) بر روي خواص پودر مس توليد شده به روش الكتروليز انجام شده است [8]. كاراواستوا [9] به بررسي سينتيك و خواص رسوب مس بر روي كاتدهاي آلومينيم، روي و آهن پرداخته است. موردي كه در اين كاتدها مطرح است، اين است كه با قرار گرفتن كاتد در محيط اسيدي دو حالت رخ ميدهد، برخي كاتدها با قرار گرفتن در اسيد، يك لايه پسيو روي آنها ايجاد شده و مانع خورده شدن آنها ميشود و برخي ديگر شروع به خورده شدن ميكنند [9].
رايج ترين كاتد مورد مصرف، مس است [10]. هاس وهمكارانش [11] به سنتز نانوپودر مس به روش سونوشيميايي برروي كاتد طلا پرداختند. آنها به اين نتيجه رسيدند كه مورفولوژي ذره تشكيل شده به جنس زيرلايه هم بستگي دارد.
آنها به خوبي توانستند بر روي زيرلايه طلا، نانو پودر توليد كنند.
كو و همكارانش [12] نيز به سنتز نانوپودر طلا با مورفولوژي هرمي بر روي زيرلايه طلا پرداختند. هاس و همكارانش [13] در تحقيقي ديگر به سنتز پودر مس بر روي كاتد تيتانيمي پرداختند.
در تحقيق آنها از پراب دستگاه اولتراسونيك به عنوان كاتد استفاده شد. پرمصرف ترين كاتد صنعتي جهت توليد پودر مس، سرب است [7]. ژو و همكارانش [14] نيز از كاتد سربي استفاده كردند و به بررسي اثر افزودني ها در سنتز پودر مس پرداختند.
چولوسكايا و همكارانش [15-16] و تساوكا و همكارانش [8] نانوپودر مس را بر روي كاتد فولاد زنگ نزن توليد كردند. كاتد مورد استفاده ديگر، پلاتين است [17-19]. واكر و همكارانش [10] به توليد و بررسي موفورلوژي پودر مس در سلول حمام دولايه پرداختند. جنس كاتد از جيوه بود. اووياس [19] در تحقيقات خود به سنتز پودر مس بر روي آلومينيم پرداخت.
لوكومسكا و همكارانش [20] پودر ريزدانه مس را بر روي كاتدهاي بسيار ريز از جنس طلا، پلاتين و فولاد زنگ نزن توليد كردند.
نكته اي كه در اكثر تحقيقات بالا بارز است، اين است كه اغلب آنها به مطالعه تاثير جنس كاتد بر مورفولوژي و خواص پودر نپرداخته اند. اغلب آنها از همان ابتداي تحقيق يك جنس مشخص از كاتد را انتخاب كرده و تا انتهاي تحقيق از همان جنس استفاده كرده اند. از اين رو فقط به ذكر جنس كاتد مورد استفاده آنها بسنده شده است، زيرا كه نتيجه اي در مورد مقايسه جنس كاتد در كار آنها موجود نبوده است.
در اين پژوهش، پارامتر جنس كاتد به عنوان متغير انتخاب شد و بقيه پارامترها ثابت نگه داشته شد. شش فلز به عنوان كاتد انتخاب شدند كه عبارت بودند از: مس، آلومينيم، سرب، تيتانيم، فولاد و طلا. تمام آزمايش ها ب ه روش گالوانواستاتيكي انجام شد و اندازه ذرات پودر و مورفولوژي پودر، مورد بررسي قرار گرفت.

مواد و روش تحقيق
مواد
مس كاتدي با خلوص بالاي 9/99% به عنوان آند انتخاب شد. سولفات مس پنج آبه (CuSO4.5H2O)، اسيد سولفوريك با خلوص 96% (4H2SO)، استون و اتانول، از شركت مرك آلمان، به عنوان مواد اوليه مورد استفاده قرار گرفتند. براي كاتد، فلزات مس، سرب، تيتانيم و آلومينيم به صورت خالص و با خلوص بالاي 99% تهيه شدند. فولاد تهيه شده از جنس زنگ نزن بود.
براي كاتد طلا، زيرلايه مس انتخاب شد و پوشش طلا بر روي آن با دستگاه پوشش دهنده (BIO-RAD, E5200 Auto Sputter
Coater) ايجاد شد. ضخامت پوشش حدود 5/0 ميكرون بود.

سنتز

در اين پژوهش، پودر مس به روش گالوانواستاتيك و به وسيله ركتيفاير (SL20RPC-IPC) با دقت دو رقم اعشار در نمايش ولتاژ و جريان، توليد شد. جريان به صورت پالسي و با زمان روشني 2/0 ميلي ثانيه و زمان خاموشي 8/0 ميلي ثانيه انتخاب شد. ميانگين دانسيته جريان برابر 2/0 آمپر بر سانتيمتر مربع بود. در هر آزمايش، دو قطعه فلز (25 ميليمتر در 40 ميليمتر) به عنوان دو الكترود استفاده شد. جنس آند از مس بود و جنس كاتد در هر آزمايش تغيير مي كرد. سطح الكترودها پس از شستشو با آب ديونيزه شده، با كاغذ سنباده (از جنس SiC) 120، 240، 360، 600 و 1200 صيقلي شدند. در ادامه به منظور چربي زدايي به مدت 10 دقيقه در استون و در حمام اولتراسونيك (BANDELIN sonorex, 30W) قرار گرفتند. سطوح الكترودها پس از آبكشي و خشك كردن، بلافاصله وارد اسيد سولفوريك 10% شدند. اين مرحله، به منظور حذف اكسيدهاي سطحي، به مدت 5 دقيقه و در حمام اولتراسونيك انجام شد. در ادامه آبكشي مجدد انجام شد و الكترودها وارد محلول الكتروليت شدند. دانسيته جريان كاتدي دو برابر دانسيته جريان آندي انتخاب شد، به همين دليليكي از سطوح آند پس از چربي زدايي به وسيله لاك، پوششداده مي شد.
محلول الكتروليت تركيبي از آب، اسيد سولفوريك (140 گرم بر ليتر) و سولفات مس (2 گرم بر ليتر مس) بود و آزمايشها در يك بشر شيشه اي 500 ميلي ليتر انجام شد. اختلاط مواد اوليه به
وسيله همزن مغناطيسي (IKA RH Basic2) با سرعت چرخش همزن ثابت انجام شد و با استفاده از گرمكن (IKA RH Basic2)، دماي الكتروليت به 50 درجه سانتيگراد رسانده مي شد. روبش پودر به وسيله يك كاردك تميز انجام شد و پودر حاصل چندين بار با آب ديونيزه شستشو شده و به جهت جلوگيري از اكسيد شدن، داخل اتانول ريخته مي شد. از آنجايي كه پودر مس حاصل از اين روش عموماً به صورت آگلومره مي باشد، به منظور پراكنده كردن ذرات پودر، pH محيط به 5/9 [21] رسانده شد. در ادامه پودر حاصل به مدت 20 دقيقه به وسيله همزن مغناطيسي هم زده شد و سپس به مدت 40 دقيقه در حمام اولتراسونيك قرار داده شد. در پايان، پودرها به وسيله كوره (Oven) و در دماي 80 درجه سانتيگراد خشك شدند.

مشخصه يابي
به منظور شناسايي و اطمينان از خلوص مس كاتدي اوليه، آناليز كوانتومتري انجام شد و خلوص مس بيشتر از 9/99% بود. پس از انجام آزمايش، به جهت بررسي تغييرات غلظت مس در محلول، محلول باقيمانده مورد آناليز تيتراسيون مس قرار گرفت تا خطاي حاصل از ناپيوسته بودن (Batch) سلول مشخص شود.
شناسايي پودر خشك مس توسط آناليز پراش اشعه ايكس (XRD, Xpert Philips) انجام شد. بررسي مورفولوژي و اندازه ذره پودر به وسيله ميكروسكوپ الكتروني روبشي ميدان نزديك (FESEM, CamScan MV2300) و پس از پوشش دهي با طلا انجام شد. براي بررسي اندازه ذره از نرم افزار Clemex Vision 3.5.025 استفاده شد.

نتايج و بحث
يكي از مهمترين فاكتورهاي تعيين كننده سينتيك و مكانيزم جوانه زني مس، نوع فلز زيرلايه است [20]. در اين پژوهش، به بررسي مورفولوژي پودر مس توليد شده به روش الكتروپالس بر روي كاتدهاي مس، آلومينيم، سرب، تيتانيم، فولاد زنگ نزن و طلا پرداخته شد. بيشترين تاثير بر مورفولوژي بر روي پودر حاصل از كاتد طلا و كمترين تاثير بر روي پودر حاصل از كاتد آلومينيم بدست آمد.

مكانيزم رسوب مس
واكنش آندي و كاتدي مس در معادلات 1 و 2، به ترتيب، نشان داده شده است.
Cu (آند) = Cu2+ + 2e (1)
Cu2+ + 2e = Cu (رسوب بر روي كاتد) (2)

ولتاژ تعادلي واكنش مجموع (كاتدي و آندي) صفر است، امابراي انجام واكنش و داشتن سينتيك مناسب بايستي ولتاژ اعماليبزرگتر از صفر باشد. در شكل 1 بخش الف، ب، پ و ت پلاريزاسيون ديده مي شود [22]. منطقه الف: منطقه رسوب فلز به صورت پوشش و كاملاً فشرده، منطقه ب: منطقه رسوب فلز به صورت خشن و ناهموار، منطقه پ: منطقه رسوب پودر به حالت دانه درشت و بعضاً چسبنده و منطقه ت: منطقه رسوب فلز به حالت پودر ريزدانه و بدون چسبندگي بر روي سطح كاتد است.
پس براي توليد پودر، اضافه ولتاژ و دانسيته جريان بايد در منطقه “ت” قرار بگيرد. عملاً در توليد پودر مس، بايد دانسيته جريان و ولتاژ بالا باش د كه با تصاعد گاز هيدروژن در كاتد همراه است. در تمامي آزمايشها، ولتاژ بين 6 تا 7 ولت تغيير مي كرد. در اين شرايط، فرايند به صورت كنترل نفوذي يون كنترل مي شود.[22]

شكل (1): منحني معمول پلاريزاسيون: الف) تشكيل فلز فشرده، ب) تشكيل رسوب خشن، پ) تشكيل پودر، ت) تشكيل پودر بسيار ريزدانه همراه با متصاعد شدن هيدروژن [22]

شكل 2 (الف – و) نشان دهنده مورفولوژي پودرهاي حاصله از كاتدهاي به ترتيب، مس، فولاد، تيتانيم، سرب، آلومينيم و طلا، هستند. رنگ تمامي رسوبات تقريباً قهوه اي تيره بود كه پس از خشك شدن كمي روشن تر مي شد. تيره تر بودن پودرهاي ريزدانه نسبت به پودرهاي درشت به دليل انكسار نور مي باشد.
آناليز XRD و EDS نشان مي داد كه پودر حاصله، مس خالص است. اما با گذشت زمان و قرار گرفتن پودر در معرض هوا، رنگ پودر كم كم تيره شده و به سياه متمايل مي شد كه نشانگر اكسيد شدن پودر است.
شكل 2 – الف مورفولوژي پودر مس بر روي كاتد مسي را نشان مي دهد. پودر رسوب كرده بر روي كاتد مسي، يكنواخت و يك دست بود. همان طور كه در شكل ديده مي شود، دندريت هاي ذرات پودر به صورت تقريباً كروي و با ابعاد حدود 200 نانومتر هستند. شكل 2 – ب نشان دهنده مورفولوژي پودر بر روي كاتد فولادي است. سطح مقطع دندريت هاي اين پودرها حالت كاملاً گرد ندارند. از طرف ديگر، اندازه دندريت ها بزرگتر از حالت قبل است. شكل كلي دندريت ها در دو كاتد تقريباً يكسان است.
شكل 2 – ج و 2 – د نشان دهنده پودر مس بر روي كاتد تيتانيمي و سربي است. همان طور كه از شكل ها مشخص است، اين دندريت ها حالت گرد ندارند. شكل آنها نامنظم و داراي گوشه هاي تيز است. شكل 2 – ه پودر حاصل بر روي كاتد آلومينيمي را نشان مي دهد. مشابه پودر توليدي بر روي كاتد تيتانيم و سرب، اين پودر نيز تقريباً هيچ شكل خاصي ندارد. از سوي ديگر، اندازه دندريت ها در پودر كاتد آلومينيمي بزرگتر است (با توجه به مقياس تصوير). به عبارت ديگر، بين تمامي كاتدها، بدترين شرايط براي ريز دانه شدن را كاتد آلومينيمي دارد. وزن پودر رسوب كرده بر روي كاتد آلومينيمي كمتر بود كه مي تواند به دليل پسيو شدن سطح كاتد (تشكيل لايه اكسيد) [9] و افزايش اضافه ولتاژ مورد نياز براي رسوب فلز باشد.
شكل 2 – و پودر سنتز شده بر روي كاتد طلا را نشان مي دهد.
همان طور كه مشخص است اندازه دندريت ها نسبت به بقيه كاتدها ريزتر و مورفولوژي دندريت ها تقريباً گرد است. علاوهبر اين، حالت يكنواختي دارند. پودر رسوب كرده بر روي كاتدطلا راحتتر از كاتد جدا مي شد. آناليز XRD (مطابق با (JCPDC card No. 04-0836 [1] و EDS پودر سنتز شده بر روي كاتد طلا در شكل 3 آمده است، اين شكل نشان دهنده خلوص بالاي پودر سنتز شده است. با توجه به دقت آناليز XRD مي توان نتيجه گرفت كه پودر توليد شده، مس خالص است. آناليز EDS دو بار انجام شد و در هر دوبار عدد %100 ارائه شد. با توجه به دقت EDS مي توان گفت خلوص پودر بيشتر از 5/99% است. علي رغم اينكه احتمال خورده شدن كاتدها در شرايط اسيدي بسيار قوي وجود دارد، اما عملاً خوردگي محسوس و قابل مشاهدهاي در كاتد رخ نداد كه مي تواند ناشي از دو عامل باشد: 1- زمان كوتاه فرايند (15 دقيقه)، 2- قرار گرفتن رسوبات بر روي سطح كاتد و انجام واكنش الكتروشيميايي احيايي بر روي سطح كاتد كه فرصتي براي خوردگي سطح كاتد (عمل اكسيداسيون فلز كاتد)، باقي نگذاشته است.

4 – نتيجه گيري
در اين تحقيق تاثير جنس هاي متفاوت كاتد (مس، آلومينيوم، سرب، فولاد زنگ نزن، تيتانيم و طلا) بر روي مورفولوژي پودر مس مورد بررسي قرار گرفت و نتايج زير حاصل شد:
-پودر توليد شده بر روي تمامي كاتدها داراي خلوص بسيار بالا و ابعاد بسيار ريز بود، و آناليزهاي XRD و ESD، خلوص بالاي پودر (بيش از 5/99%) را تاييد كردند.
-جنس كاتد تاثير زيادي بر روي اندازه ذرات ندارد، اما با توجه به تصاوير SEM، تاثير آن بر روي مورفولوژي پودرهاي سنتز شده مشخص شد.
-در بين كاتدهاي انتخاب شده، پودر سنتز شده بر روي آلومينيم بزرگترين ابعاد و در مورد طلا كمترين ابعاد دندريت ها را داشت. مورفولوژي پودر حاصل از كاتد طلا به صورت دندريت هاي كروي بود.

(الف) (ب)

(ج) (د)

(ه) (و)
شكل (2): مورفولوژي پودرهاي سنتز شده بر روي كاتدهاي مختلف از جنس: الف) مس، ب) فولاد زنگ نزن، ج) تيتانيم، د) سرب، ه) آلومينيم و و) طلا.

(الف)

(ب)
شكل (3): الف) الگويXRD ، ب) آناليزEDS ، پودر مس سنتز شده بر روي كاتد طلا
5- مراجع

H. Wei, D. Xue-chen & Z. Lei,
“Characterization of ultrafine copper powder prepared by novel electrodeposition method”, journal of Center South University Technology, Vol.16, pp. 709-712, 2009.
G. Orhan, G. Hapci, “Effect of electrolysis parameters on the morphologies of copper powder obtained in a rotating cylinder electrode cell”, Powder Technology, Vol. 201,
pp. 57-63 , 2010.
N. Nikolic, L. Pavlovic, M. Pavlovic & K. Popov, “Morphologies of electrochemically formed copper powder particles and their dependence on the quantity of evolved hydrogen”, Powder Technology, Vol. 185, pp. .8002 ,102-591

N. Nikolic, K. Popov, L. Pavlovic & M. Pavlovic, “The effect of hydrogen codeposition on the morphology of copper electrodeposits. I. The concept of effective overpotential”, Journal of Electroanalytical Chemistry, Vol. 588, pp. 88-98, 2006.

K. Popov, T. Kostic, N. Nikolic, E. Strojilkovic & M. Pavlovic, “A new approach to metal electrodeposition at a periodically changing rate Part I. The reversing overpotential method”, Journal of
Electroanalytical Chemistry, Vol. 464, pp.
.9991 ,152-542

V. Maksimovic, L. Pavlovic, M. Pavlovic & M. Tomic, “Characterization of copper powder particles obtained by electrodeposition as function of different current densities”, Journal of Application of Electrochemistry, Vol. 39, pp. 2545-2552, 2009.

P.W. Lee, W.B. Eisen, B.L. Ferguson, R.M. German, R. Iacocca, D. Madan, H. Sanderow & Y.T. Hardbound,”ASM Metals Handbook Powder Metallurgy”, vol. 7, 9th Edition, p.
317, ASM International, Ohio, 1998.

M.V. Tesakova, V.I. Parfenyuk, “Effect of the Anode Material on the Composition and
Dimensional Characteristics of the NanoSized Copper-Bearing Powders Produced by the Electrochemical Method”, Surface Engineering and Applied Electrochemistry, Vol. 46, pp. 11-16, 2010.

M. Karavasteva, “Kinetics and deposit morphology of copper cementation onto zinc, iron and aluminium”, Hydrometallurgy, Vol. 76, pp. 149–152, 2005.
R. Walker, S.J. Duncan, “The morphology and properties of electrodeposited copper powder”, Surface Technology, Vol. 23, pp. 301-321, 1984.

Haas, S. Shanmugam & A.
Gedanken, “Pulsed Sonoelectrochemical Synthesis of Size-Controlled Copper Nanoparticles Stabilized by Poly(Nvinylpyrrolidone)”, J. Phys. Chem. B, Vol. 110, pp. 16947-16952, 2006.

W.Y. Ko, W.H. Chen, C.Y. Cheng & k.J. Lin, “Architectural Growth of Cu Nanoparticles Through Electrodeposition”, Nanoscale Res Lett, Vol. 4, pp.1481–1485, .9002

Haas, S. Shanmugam & A.
Gedanken, “Synthesis of Copper Dendrite Nanostructures by a Sonoelectrochemical Method”, Chem. Eur. J., Vol. 14, pp. 4696 –
4703, 2008.

J. Xue, Q. Wu, Z. Wang & S. Yi, “Function of additives in electrolytic preparation of copper powder”,
Hydrometallurgy, Vol. 82, pp. 154–156, 2006.

S.A. Chulovskaya, S.A. Lilin, V.I.
Parfenyuk & G.V. Girichev,
“Physicochemical Properties of Ultrafine Copper-Containing Powders Synthesized by Cathode Reduction”, Russian Journal of Physical Chemistry, Vol. 80, pp. 264–267, 2006.

S.A. Chulovskaya, A.V. Balmasov,
S.A. Lilin & V.I. Parfenyuk, “Electrochemical
Production of Ultradisperse CopperContaining Particles from Organo-Aqueous Electrolyte Solution”, Protection of Metals, Vol. 42, pp. 394-397, 2006.

L.I. Gurevich, A.V. Pomosov, “The effect of chlorodes on electrodeposition of powdered copper precipitates”, Poroshkovaya Metallurgiya, Vol. 1, pp. 13-20, 1969.

K.I. Popov, D.N. Keca & M.D.
Maksimovic, “Formation of powdered copper deposits by constant and pulsing overpotential electrolysis”, Journal of Applied
Electrochemistry, Vol. 7, Vol. 77-80, 1977.

Owais, “Effect of electrolyte characteristics on electrowinning of copper powder”, J Appl Electrochem, Vol. 39, pp. 1587–1595, 2009.

Łukomska, A. Plewka & P. Łos,
“Shape and size controlled fabrication of copper nanopowders from industrial electrolytes by pulse electrodeposition”, Journal of Electroanalytical Chemistry, Vol.
637, pp. 50–54, 2009.

X. Li, D. Zhu & X. Wang,
“Evaluation on dispersion behavior of the aqueous copper nano-suspensions”, Journal of Colloid and Interface Science, Vol. 310, pp.
456–463, .7002

S. Jafar, “Effects of new additives (lanolin) on the electro-deposition of copper powder”, Engineering and Technology Journal, Vol. 27, pp. 2308- 2321, 2009.



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید