تاثير دماي سنتز بر ويژگيهاي نانوذرات مغناطيسي اكسيد آهن در
روش همرسوبي

مژده محمدعليزاده هنجني1، ابراهيم قاسمي2*، احمد منشي3
دانشجوي كارشناسي ارشد، دانشكده مهندسي مواد، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد نجف آباد، اصفهان، ايران.
استاديار، موسسه پژوهشي علوم و فناوري رنگ، گروه پژوهشي رنگدانههاي معدني و لعاب، تهران، ايران
استاد، دانشكده مهندسي مواد دانشگاه صنعتي، اصفهان،ايران.
*eghasemi@icrc.ac.ir
(تاريخ دريافت: 1/11/1389، تاريخ پذيرش: 24/02/1390)

چكيده:
در اين تحقيق، نانوذرات اكسيد آهن نوع مگنتيت (4Fe3O) با استفاده از روش همرسوبي تهيه و تاثير دمـاي سـنتز، بـر انـدازه ذرات وخواص مغناطيسي آنها بررسي شد. جهت بررسي اثر دما، سنتز در محدوده دمـاييC °25 تا C°80 در اتمسـفر هـواي معمـولي انجـامگرديد. از ميكروسكوپ الكترون عبوري (TEM)، و پراش اشـعه ايكـس (XRD) بـراي بررسـي ريزسـاختاري و فـازي اسـتفاده شـد.
خواص مغناطيسي از روش VSM بررسي و اندازه بلوركها با استفاده از روش اصلاح شده شرر، محاسبه گرديد. نتايج حاصل نشـانداد كه اندازه بلوركها و اندازه ذرات پودر سنتز شده با افزايش دماي سنتز افزايش مييابد. ويژگيهاي مغناطيسي مشخص كرد كـهمقادير اشباع مغناطيسي با دما از محدوده emu/g31 تا emu/g 66 افزايش يافته و در عين حـال خاصـيت ابرپارامغناطيسـي دچـار افـت
ميشود.

واژه هايكليدي:
نانو ذرات، مغناطيسي، همرسوبي، مگنتيت، اكسيد آهن.

1- مقدمه
رنگدانه هاي اكسيد آهن به دليل داشتن خواص متنوعي مانند غير سمي بودن، پايداري شيميايي، تنوع رنگي (زرد، نـارنجي، قرمـز،قهوه اي تا سياه)، خواص مغناطيسي و قيمت پايين تـا حـد زيـادي مورد توجـه قـرار دارنـد. در ايـن بـين، تركيبـاتي ماننـد مگنتيـت(4Fe3O) و مگهميـــت (3γ-Fe2O) بـــه دليـــل داشـــتن خـــواص فـريمغناطيس ي از جملـه م وادي هس تند ك ه حجـم زي ادي ازمطالعات و بررسيها بر رويآنها معطوف شده اسـت . ايـن مـواداز دسته فريتهاي مغناطيسـي هسـتند كـه داراي سـاختار اسـپينل ميباشند [1]. خواص فيزيكي و ساختاري مگنتيت1 و مگهميـت 2 تا حد زيادي مشابه يكديگر ميباشد با اين تفاوت كه مگنتيـت ازنظر خواص مغناطيسي تا حدودي قـوي تـر اسـت. هـر دوي ايـنمواد در مقياس نانو داراي خاصيت ابرپارا مغناطيسي هسـتند . ايـنخاصيت كاربردهاي متنوعي را براي آنها به وجود آورده اسـتكه از جمله ميتوان به مواردي ماننـد تصـويربرداريMRI [2]، انتقال دارو [3]، معالجه غدههاي سرطاني [4]، حسگرهاي زيسـتي [5]، كاربردهـــاي نـــوري [6]، كاربردهـــاي الكترونيكـــي [7] و شيميايي [8] اشاره كرد.
راي جت رين روش س نتز اي ن ذرات، روش همرس وبي3 ي ونه اي نمك آهن هيدارته دو و سـه ظرفيتـي در حضـور يـك بـاز قـويمـيباش د و واك نش ش يميايي تش كيل آن بص ورت زي ر اس ت [9-13]:
Fe++22Fe+3+ 8OH-Fe3O 4+4H2O (1)

طبق اين واكنش، براي توليد مگنتيت، نسبت مولي اوليه 2:1، از 2+Fe3+:Fe نياز است. اما در صورتيكه آماده سازي در هـوا انجـامشود، 2+Fe به 3+Fe اكسيد ميشود. بنابراين، بهرهگيري از اتمسـفرخنثي روش مناسبي براي اين كار است [14].
كنترل اندازه دقيق، شـكل و سـطح ذرات بطـور كلـي موضـوعيچالش انگيز است. جهت كنترل اندازه و ماهيت سـاختاري ذراتاز نظر تبلور و نـوع فـاز، عوامـل محيطـي ماننـد اتمسـفر، شـرايطآماده سازي، دماي واكنش، سرعت مخلوط كردن، شدت يـونيمح يط، و همجن ين ن وع نم كه اي م ورد اس تفاده (كلري دها، نيتراتها و سولفاتها) در خواص نهايي ميتواند موثر باشد.
در اين تحقيـق، تـاثير دمـاي واكـنش بـر انـدازه ذرات و خـواصمغناطيس ي ن ـانوذرات اكس يد آه ن در روش همرس وبي تح تاتمسفر هواي آزاد مورد بررسي قـرار گرفتـه اسـت. شـايان ذكـراست كه در منابع مطالعاتي به اين اثر كمتر پرداخته شده است.

2- مواد و روش تحقيق
2-1- انتخاب مواد اوليه
كلريــدهاي آبــدار آهــن دو (FeCl2.4H2O) و ســه ظرفيتــي(FeCl3.6H2O)، هيدروكسيد آمونيـوم(NH4OH) ، اسـتن و آبمقطر متعلق به شركت مرك بود. از ماده سي تب(CTAB) متعلق به شركت آلدريچ به عنوان اصلاح كننـده سـطحي اسـتفاده شـد. كليه مواد استفاده شده داراي خلوص بالايي بودند.
2-2- سنتز پودر مگنتيت
در اين روش به منظور تهيـه نـانو ذرات مغناطيسـي، ابتـدا بـا حـلكردن هر يك از نمكهاي آهن(II) و (III) در آب، محلولهاي 5/0مولار از هر يك تهيه شد، اين محلولها با نسبت وزني 2:1 از آهن(II) : آهن(III)، به هم افزوده و با استفاده از همزن مكـانيكيهم زده شد. سپس با تنظيم دما براي هـر آزمـون (C°80-25)، بـااستفاده از محلول 25% بازي هيدروكسيد آمونيوم و سورفكتانت، pH محلول به 11 رسانيده شد، به محض افزودن بـاز، رسـوبي بـهرنگ سياه تشكيل گرديد. عمل بهم زدن محلول تا30 دقيقه ادامه يافت. سپس هم زدن متوقف و رسوب حاصـل، بـه كمـك يـكآهنرباي معمـولي از محلـول جـدا شـد. بـراي جـدا كـردن مـوادمحلول، عمليات شستشو با استفاده از آب مقطر چندين بار تكرار شد و پودر به دست آمده در خشك كن خـلاء خشـك گرديـد.
نمونه هاي سنتز شده در اتمسفر هوا بر حسب دماي سنتز به شـرحجدول (1) كد گذاري شدند.

جدول (1): كد نمونههاي سنتز شده
دماي سنتز (C°) كد نمونه
25 A1
40 A2
60 A3
80 A4

2-3- بررسي ويژگيها
براي بررسي نوع فازهاي تشكيل شده از آناليز پراش اشعه ايكس استفاده شد. براي اين كار از دسـتگاه فيليـپس مـدل PW3710 بـالامپ u-Kα بهره برداري و بـراي كـاهش اثـر جـذب و خطـا ازسيس تم تكف امس از4 اس تفاده ش د. بررس يه اي ريزس اختاري ب ا استفاده از روش ميكروسكوپ الكتروني عبوري انجـام شـد. ايـنكار با استفاده از دستگاه مدل فيليپس FE/CM 200 انجـام شـد .
خــواص مغناطيســي پــودر بــا اســتفاده از روشVSM مــدل Lake-Shore 7400 بررسي گرديد. براي اين كار ابتـدا از نمونـه
پودري، منحني هيسترزيس مغناطيسي را تهيه كرده و با استفاده از روابطي كه در ادامه توضيح داده خواهد شد مقـادير كميـتهـايمغناطيسي محاسبه شد. براي سـنجش انـدازه بلـوركهـا از روشاصلاح شده شرر5 [15] استفاده شد. براي اين كار فرمول شرر در نظر گرفته شد:
L=

β0Cos.9λθ (2)
كه در آن β عرض پيك اصلي در نصف ارتفاع بر حسب راديان، λ طول موج بـر حسـب نـانومتر،L عـدد متوسـط انـدازه بلـوركبرحسب نانومتر و θ زاويه تفرق بر حسب راديان است. از طـرفين
رابطه ( 2) به شرح زير (θلگاريتم Cos/1)گرفته Lnمي+L /شود:Ln(0.94 λ =
Lnβ(3)
سپس، پارامتر β را براي تمام پيـك هـاي طيـفXRD بـه دسـتآورده و lnβ ب ر حس ب (ln(1/Cosθ رس م ش د. ع رض از مب دا بهترين خط عبور داده شده از بين نقاط اين نمـودار، بـا كـم تـرين مربع ات خط ا براب ر ب ا ( Ln (0.94λ/L م يباش د ك ه از روي آن، مقدار L بدست ميآيد.

3- نتايج و بحث
نتايج آزمونهاي XRD براي نمونـه هـاي سـنتز شـده در دماهـايمختلف در شكل 1 آورده شـده اسـت. بـراي مقايسـه، از الگـويپراش اشعه ايكـس يـك نمونـه مرجـع (كـه مربـوط بـه نـانوپودرمگنتيت با ميانگين انـد ازه ذرات nm10 اسـت ) نيـز اسـتفاده شـدهاست. بررسيهاي انجام شده نشان ميدهد كـه تمـام نمونـههـا بـاالگوي پراش اشعه ايكس ماده مگنتيـت (4Fe3O) تطـابق داشـته وفاز جانبي ديگري مشاهده نميشود. با توجه به شباهت بسيار زياد الگوي XRD مگنتيت و مگهميت، تمايز اين دو فـاز از ي كـديگربسيار مشكل ميباشد. وجـود اكسـيژن مـيتوانـد موجـب اكسـيدشدن فاز مگنتيت به مگهميت شود [16]. بنـابراين در نمونـههـايسنتز شده اين تحقيق، احتمال زيادي براي وجود فاز مگهميت در كنار مگنتيت وجود دارد. از روي اين شـكل مشـخص اسـت كـهبا افزايش دما بر شدت پيكها افزوده ميشود. اين موضوع نشـاندهنده تاثير دما بر بهبود تبلور فاز مگنتيت است. علت اين تاثير را ميتوان به تاثير دما بـر شـرايط ترمودينـاميكي و سـينتيكي انجـامواكنش دانست.

شكل(1): طيف XRD پودرهاي سنتز شده در دماهاي مختلف و مقايسه آن
با نمونه شاهد. نمونه شاهد طيف نانوذرات مگنتيت با خلوص بالا را نشان ميدهد.
از طرفي علت را ميتوان چنين تشريح كـرد كـه وجـود اكسـيژنبخشي از يـونهـاي آهـن را بـا تشـكيل فازهـاي فرعـي 3Fe2O و 2(Fe(OH از واكنش اصلي تشكيل 4Fe3O خارج ميكند بـه ايـنمعني كه استوكيومتري اوليه 1:2 بين 3+Fe و 2+Fe به هم خـورده،در نتيجه احتمال وجود فاز آمـورف در كنـار فـاز اصـلي تقويـت ميشود. با افزايش دما دو اتفاق رخ مي دهـد: اول اينكـه غلظـتاكســيژن حــل شــده در محلــول كــاهش مــييابــد. دوم اينكــه سورفكتانت بر روي سطح ذرات بهتر نشسـته و در ادامـه واكـنشاز تاثير اكسيژن بر سطح ميكاهد، نتيجهي هر دوي ايـن عوامـل، تبلور بهتر 4Fe3O خواهد بود.
نمونــهاي از تصــوير ريــز ســاختاري حاصــل از ميكروســكوپالكتروني عبوري نمونه سنتز شده در دمـاي C°40 در شـكل (2) ديده ميشود. همانطور كه مشخص است اندازه ذرات به دسـتآمده كمتر از nm20 اسـت . بـا اسـتفاده از روش شـمارش تعـدادحداقل 200 ذره و اندازهگيري ميانگين حاصل مشخص شـد كـهميانگين انـدازه ذرات معـادل nm 5/1±13اسـت . ايـن انـدازه بـامقدار محاسبه شده اندازه بلورك با روش اصلاح شـده شـرر كـهnm14 است مطابقت دارد.
349758012030

شكل (2): تصوير ميكروسكوپ الكتروني عبوري از نانو ذرات سنتز شده در
دماي C°40

منحني هيسترزيس مغناطيسي در شكل (3) قابل رويت است. اين شكل به خوبي نشان ميدهد كه هيسترزيس تقريبا ناچيز و ميـدانزدايــش و پســماند مغناطيســي بســيار كوچــك اســت. منحنــي هيسترزيس مغناطيسي، از نظر تغييرات آهنربايش، رفتـاري مشـابهرفتار مواد ابـر پارامغنـاطيس را نشـان مـيدهـد [17-16]. محاسـبهاندازه ذره مغناطيسي جهـت بـرآورد بـرهمكنشهـاي مغناطيسـيذرات اهميــت خاصــي دارد . كــه بــراي محاســبه آن، از رابطــهزيراستفاده شد [18-19]:
637794133047

Dm =⎛⎜18kT χi ⎞⎟3
(4) ⎠⎟ 2πμo Ms ⎝⎜ در اين رابطه، k ثابت بـولتزمن،T دمـاي مطلـق،χ پـذيرفتاري1H

رسم كرده و محـل برخـورد امتـداد منحنـي بـا محـورM بـهعنوان اشباع مغناطيسي در نظر گرفته شد [20]. اين مقدار با نتايج مرج ع [16] ه مخ واني دارد. ول ي در قي اس ب ا مق دار اش باعمغناطيسي بدنه مگنتيت (حالت بالك) كه حدود emu/g92 است [1- 22]، كمتر ميباشد. علت اين تفاوت به عواملي ماننـد انـدازهذرات، غلظت، و وجود اكسيژنهاي جذب شـده بـر روي سـطحنانوذرات نسبت داده شده است [17].

شكل(3): منحني هيسترزيس مغناطيسي پودرهاي سنتز شده در دماهاي مختلف

شكل(4): تغييرات اشباع مغناطيسي بر اساس دماي سنتز

براي محاسبه مقدار پذيرفتاري مغناطيسي، از منحنـي هيسـترزيس
3785600672379

مغناطيسي در شدت ميدان ضعيف و Ms اشباع iمغناطيسـي اسـت . در شـدت ه اي مي دان ك م اس تفاده شـد . ب ا توج ه ب ه رابط ه (1) براي به دست آوردن اشباع مغناطيسـي، تغييـرات Mرا برحسـبميتوان شيب خط را در شكل (3) معادلχi دانست[ 16-21 ]. (5) 0 →χi = (dMdH )M رابط ه (3) انـدازه مغناطيس ي ذرات (Dm) محاس به ش د. نت ايج در ادامه، با قـرار دادن مقـادير اشـباع و پـذيرفتاري مغناطيسـي در محاسبات فوق در جدول (2) آورده شده است.
اندازه مغناطيسي ذره
Dm(nm) پذيرفتاري مغناطيسي
(χi) پسماند مغناطيسي
Mr(emu) ميدان زداينده ( Hc(Oe اشباع مغناطيسي ( Ms (emu/g نمونه
6/6 3/17 0/5 1 30/92 A1
9/2 8/50 0/2 1/7 56/40 A2
9/9 10/65 0/5 2/8 60/88 A3
10/2 10/76 0/6 3 66/88 A4
جدول (2): مشخصات مغناطيسي پودرهاي سنتز شده

3118866212269

سطحي ذرات كاهش مي يابد. از طرفي بهبود تبلور ذرات بـا دمـاعاملي براي تشكيل مقدار بيشتر فاز مگنتيـت و در نتيجـه افـزايشخاصيت مغناطيسي است.
همانطور كه در شكل (5) ديـده مـيشـود، انـدازه بلـوركهـا واندازه مغناطيسي با دما افزايش مييابند. نكته قابل توجه اين است كه نرخ افزايش براي هر دو تقريبا مشابه است. اين نشان ميدهـد كه بهبود تبلور بلورهاي مگنتيت، با رشد نانوذرات همراه است. با افزايش دما، اندازه مغناطيسي و اندازه بلـورك هـا هـردو افـزايشيافته است، بالاتر بودن اندازه بلـورك هـا نسـبت بـه انـدازه هسـته
مغناطيسي ذرات در منابع ديگر نيز مورد اشاره قرار گرفتـه اسـت شكل( 5): مقايسه تغييرات (XRDاندازه D) با دمايمغناطيسي (سنتزDm ) ذرات و اندازه بلوركها [18]. يك دليل عمده براي اين موضـوع، وجـود ضـخامت لايـهبا توجه به داده هـاي جـدول (1) اشـباع مغناطيسـي و پـذيرفتاري غيرمغناطيسي روي سطح ذرات است كه بـه لايـه مـرده معـروفمغناطيسي از دماي C°25 تا C°80 بـه ترتيـب بـيش از دو و سـه است. اين لايه ناشي از اكسيداسيون سـطحي، عـدم تبلـور و غيـر
برابر رشد را نشان ميدهند. تغييرات اشـباع مغناطيسـي بـا دمـا درشكل (4) آورده شده است. اين شكل نشان مـي دهـد كـه اشـباعمغناطيسي با دماي سنتز افزايش مييابد و نرخ افـزايش شـدت آناز دماي اتاق تا C°40 بـيش از سـاير دماهـا مـي باشـد علـت ايـنافزايش را ميتوان چنين توجيه كرد كـه بـا افـزايش دمـا انحـلالاكسيژن در محلول كاهش يافتـه و در نتيجـه ميـزان اكسيداسـيونهمراستايي اسپينهاي الكتروني بوده و داراي خاصيت مغناطيسـينيست.
ميتوان گفت كه با افزايش دما، ميزان انحلال اكسيژن در محلول كاهش مييابد، اين كاهش غلظت، فراينـد اكسيداسـيون را كنـدكرده و ضخامت لايه مرده را كاهش مي دهـد، در نتيجـه انـدازهمغناطيسي ذرات (هسته مغناطيسي) بزرگتر ميشود.
شكل (6) تغييرات پسماند مغناطيسي (Hc) و ميدان زداينـده را بـادماي سنتز نشان ميدهـد . يكسـان بـودن رونـد افـزايش بـراي دواندازه محاسبه شده در شكل ثابت ميكند كه ضخامت لايه مرده با دما تغيير محسوسي نميكند.

شكل (6): تغييرات پسماند مغناطيسي(Hc) و ميدان زداينده (Mr)

افزايش Hc و Mr با دما داراي روندي مشابه است كه نشاندهنده اف زايش س طح هيس ترزيس در منحن ي مغناطيس ي اس ت . عل ت اف زايش اي ن پس ماند مغناطيس ي، رش د ذرات اس ت [21]. در خصوص ذرات سوپر پارا مغنـاطيس، ايـن پسـماند صـفر اسـت وبراي ماده مگنتيـت، بـا افـزايش انـدازه ذرات بـه بـيش ازnm 10، پسماند افزايش مييابد. با توجـه بـه آنچـه گفتـه شـد بايـد توجـهداشت كه گرچه افزايش دماي سنتز، مقـدار اشـباع مغناطيسـي راافزايش ميدهد ولي بر خاصيت ابر پارامغناطيسي تاثير منفي نشان ميدهد.

نتيجه گيري:
نانوپودر مگنتيت با استفاده از روش همرسوبي شيميايي در محيط اتمسفر معمولي و با استفاده از روش همرسـوبي سـنتز شـد. تـاثيردماي سـنتز بـر خـواص بلـوري و مغناطيسـي مـورد بررسـي قـرارگرفت. نتايج مشخص كرد كـه بـا تغييـر دمـا ازC °25 تـاC °80 اندازه بلوركهاي حاصل از روش اصلاح شـده فرمـول شـرر درمحدوده nm -12nm15 تغيير مـي كنـد . انـدازه مغناطيسـي ذراتكمتر از اين مقدار است و علت آن به وجود لايه مـرده در سـطحذرات مغناطيسي مربوط است. مشخص شد كـه بـا افـزايش دمـا،تبلور ذرات مگنتيت بهبود يافته و همين عامل موجب رشد اندازه ذرات و بهبــود خــواص مغناطيســي مــيشــود. همچنــين نتــايجمغناطيسي نشان داد كه دما بـر خاصـيت ابـر پارامغناطيسـي ذراتتاثير منفي گذاشته و پسماند مغناطيسي را افزايش ميدهد.

مراجع:

R.M. Cornell, U. Schwertmann. The Iron Oxides, Willey-VCH, 2003.

R.Y.Hong, B.Feng, L.L.Chen, G.H.Liu, H.Z.Li, Y.Zheng, D.G.Wei, Synthesis, characterization and MRI application of dextran-coated Fe3O4 magnetic nanoparticles, Biochemical Engineering Journal, Vol.42 , No.3, pp. 290300, 2008.

B.Chertoka, B.A. Moffatab, A.E.David, Iron oxide nanoparticles as a drug delivery vehicle for MRI monitored magnetic targeting of brain tumors,
Biomaterials, vol.29, pp.487-496, 2008.

A.P. Astalan, F.Ahrentorp, C.Johansson, K.Larsson, A. krozer, Biomolecular reactions studied using changes in Brownian rotation dynamics of magnetic particles, Biosens, Bioelectron, Vol.19, pp.945-951, 2004.

J. Philip, T. Jayakumar, P. K. Sundarman, B. Raj, A tunable optical filter, Meas. Sci. Technol, Vol.14, No.3, pp.1289, 2003.

S. Ban, V. Korenivski, Pattern storage and recognition using ferrofluids J. Appl. Phys. 99, pp 08R907, 2006.

R. L. Vander wal, T. M. Ticich, Comparative flame and furnace synthesis of single-walled carbon nanotubes Chem. Phys. lett. Vol.336, pp.24, 2001.

S. Odenbach, Ferrofluids, In the book of: Handbook of Magnetic materials, edited by K.H.J. Buschow, Vol. 16.
Hardbound, 2006.

T. Sato, T. Iijima, M. Sekin, N. Inagaki, Journal of
Magnetism and Magnetic Materials, vol.65, pp.252, 1987

E. Blum, A. Cebers, M. M. Maiorov, Magnetic Fluids, Walter de Gruyter, Berlin, 1997.

R.M. Cornell, U. Schertmann, Iron oxides in the Laboratory: Preparation and Characterization, VCH Publishers, Weinheim, 1991.

F.A. Cotton, G. Wilkinson, Advanced Inorganic Chemistry, John Wiley & Sons, Inc., New York, 1988, 1455 p.

T. Tsuchiya, Y. Miyake, T. Shigehisa, A. Tomita, M.
Watanabe, “Kinetics of magnetite formation.

in a three-phase system”, J. Chem. Eng. Jpn. vol.38 pp.509, (2005).

R. Massart, V. Cabuil, J. Phys. Chem. 84, pp.967, 1987.

منشي، احمد ، سلطان عطار، سيتا، بكارگيري روشي نوين در اندازه گيري نانو ذرات با استفاده از رابطه شرر و پراش پرتو ايكس، مجله علمي پژوهشي دانشگاه آزاد علامه مجلسي، سال دوم، شماره ششم، ١٣٨٧،
صفحه ٩-١٨

M. T. Lopez-Lopez, J. D. G. Duran, A. V. Delgado, F. Gonzalez-Caballero, Stability and magnetic characterization of oleate-covered magnetite ferrofluids in different nonpolar carriers, J. Colloid and Interface Science, Vol.291, pp. 144-151, 2005.

P. Guardia, B. Batlle-Brugal, A. G. Roca, O. Iglesias, M. P. Morales, C. J. Serna, A. Labarta, X. Batlle, Surfactant effects in magnetite nanoparticles of controlled size, Journal of Magnetism and Magnetic Materials. Vol.316, pp. 756-759, 2007.

D. Bika, L. Vekas, M. J. Rasa, Preparation and magnetic properties of concentrated magnetic fluids on alcohol and water carrier liquids, Journal of Magnetism and Magnetic Materials, Vol.252, pp.10-12, 2002.

L. Y. Zhang, H. Chen, X. M. Wang, Magnetite ferrofluid with high specific absorption rate for application in hyperthermia, Journal of Magnetism and Magnetic Materials, Vol. 311, pp. 228-233, 2007.

K. O’Grady, A. Bradbury, Particle size analysis in ferrofluids, Journal of Magnetism and Magnetic Materials, Vol.39, pp. 91-94, 1983.

B. D. Cullity, Introduction to magnetic materials, Addison-Wesley, Reading, MA, 1972.

L. Jian , H. Yan, L. Xiaodong, L. Yueqing, B. Lang, L. Qiang, Effect of aggregates on the magnetization property of ferrofluids: A model of gaslike compression, Science and Technology of Advanced Materials, Vol.8, pp. 448– 454, 2007.
پي نوشت

Magnetite
Maghemite
coprecipitation
Monochromator
Scherrer



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید