سنتز نانو ساختارهاي سيليسي و بارگذاري لانتانيدهاي خاص بر روي
آنها به منظور استفاده در راديو تراپي

اكبر الصاق*
مربي، دانشكده شيمي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران شمال، گروه شيمي، تهران، ايران
*a_elsagh@iau-tnb.ac.ir
(تاريخ دريافت: 17/05/1390، تاريخ پذيرش: 25/08/1390)

چكيده
در اين تحقيق نانو ذرات سيليسي با اندازه 50 تا 80 نانومتر با روش سل- ژل سنتز شدند و مقادير متفاوتي از نمك نيترات لانتان 6 آبه در حين واكنش تشكيل نانو ذرات به مواد اوليه افزوده شد. سپس جهت بررسي توانايي اين نـانو سـاختارهـا در رهـايش كنتـرل شـدهداروهايي مانند لانتانيدها، بافر شبيه سازي شده بدن (SBF)1 تهيه شد و رهايش لانتانيدها در فواصل زمـاني 10 دقيقـه اي بـه مـدت 48 ساعت بررسي شد و غلظت لانتانيد آزاد شده توسط (ICP)2 بررسي گرديد. طبق نتايج به دست آمده از روش پلاسـماي جفـت شـدهالقايي (ICP)، لانتانيد بار گذاري شده از درون شبكه سيليسي رها نشد. لانتانيدهاي بار گذاري شده در اين مزوپورها را ميتوان براي راديو تراپي، به خصوص در مورد سرطان كبد مورد استفاده قرار داد.

واژه هايكليدي:
سل- ژل، مايع شبيه سازي شده بدن، رهايش كنترل شده، دارو رساني.

1- مقدمه
در طي دهه گذشته، تلاشهاي زيادي براي گسترش مواد جديـدبه ويژه مواد نانوساختار انجام شده اسـت . اثبـات شـده اسـت كـهذرات نانومتري به دليل انـدازه كوچـك و مسـاحت سـطح ويـژهبالايي كه دارند خواص منحصر به فردي از خود نشان مـي دهنـد ، به طور مشابه، مواد مزوپور به دليل مساحت سطح داخلـي زيـاد واندازه حفرات كوچك، كاربردهاي زيادي پيـدا كـردهانـد . اگـرذرات نانومتري (نيمه هـادي هـا يـا فلـزات) داخـل حفـرات مـوادمتخلخل شوند، مـاده جديـدي شـكل خواهـد گرفـت كـه بـدونشك برخي از خواص منحصر به فرد نانوذرات و مـاده متخلخـلرا دارا خواهد بود [1]. ساختارهاي متخلخـل در ابعـاد نـانومتري،خواص نوري، الكتريكي و مكانيكي منحصر به فردي را از خـودنشان ميدهند كه ميتواننـد در محـدوده وسـيعي از كاربردهـا ازفتونيك و الكترونيك گرفته تا حسگرهاي بيولوژيكي و پزشـكيبه كار گرفته شوند. سنتز ذرات متخلخل با ابعاد كمتر از ميكـرونمانند سيليكا براي گسـترش تكنولـوژيهـاي پيشـرفته بسـيار مهـمهستند [2]. سيليكاي مزوپور به عنوان كاتاليست و جـاذب مـوردتوجه زيادي قرار گرفتـه اسـت زيـرا بـه دليـل دارا بـودن سـاختارحفرهاي يكنواخت قادر است مولكولهـاي نسـبتاً بزرگـي را كـهزئوليت نميتواند در خود جاي دهـد، را بپـذيرد [3]. هـم چنـينميتوان از آنها در تهيه نانو سيمهاي هادي و مغناطيسي اسـتفادهكرد [4]. روش سل- ژل امروزه به عنوان روشي بسيار مناسـب وپ ر ك اربرد ب راي تهي ه ان واع مختلف ي از م واد س راميكي و غي ر سراميكي شناخته شده است. در مورد مواد سيليسي، مشهورتـري ن فرايند، شامل هيـدروليز دي اكسـيد سـيليكون و پليمريزاسـيون وكلوخه شدن است [5]. ويژگيهاي محصولات بـ ه دسـت آمـدهكاملا به شرايط سنتز آنها وابسته است [6]. مطالعـات زيـادي درمورد ارتباط بين شرايط تهيه و ويژگـي هـاي محصـولات بدسـتآمده انجام شـده اسـت [7 – 8]. ايـن آشـكار اسـت كـه سـاختارفضايي اين مواد در چند مرحله متوالي ايجـاد مـيشـود [9]. ايـنشبكه، از ساختارهاي پيش ساز يـا اوليـه آنهـا تشـكيل شـده كـهنسبت به ساختار نهايي بسيار كوچكتر است [10 -11]. حفرههاي موجود در مزوپورها بسته به اندازه آنها ميتواند به عنوان بستري براي انواع مختلفي از اتمهـا يـا ملكـولهـاي كوچـك و بـزرگمورد استفاده قرار گيرد. بار گذاري ملكول در حفرهاي مزوپور و رساندن دارو به بافت سلولي هدف موجب افـزايش كـارايي داروو كاهش دوز مصرف آن ميشود [12]. امروزه بررسـي رهـايشكنترل شده داروهـاي بـار گـذاري شـده در ذرات، كـاربردهـايبسياري در علم پزشـكي پيـدا كـرده اسـت [13]. ايـن كاربردهـامحدوده وسيعي از داروهاي روزمره تا داروهـاي درمـان سـرطانتوسط راديوتراپي كه شـامل دارو رسـاني و كنتـرل رهـايش داروميباشد را در بر ميگيرد. كنترل رهايش دارو به دليل مزيتهاي گوناگون، موارد استفاده بسياري پيدا كرده اسـت [14]. رهـايشاين داروها در مايع شبيه سازي شده بدن كه يك بـافر بـا شـرايطخاص است بررسي ميشود.
توانايي سيستمهـاي كنتـرل دارو رسـاني در تنظـيم رهـايش دارومزاياي بسياري براي بيماران و مراكز پزشـكي و درمـاني دارد. از جمله اين مزايا، كمتر شدن تعداد دفعات تزريق يا تجويز دارو كه منجر بـه كمتـر شـدن تعـداد دفعـات مراجعـه بـه مراكـز درمـاني ميشود، كمتر شدن هزينه تجويز دارو، افزايش كـارايي و ميـزانجذب دارو و كمتر شدن هدر رفت دارو و غيره را ميتوان اشاره نمود. نوع ديگـري از دارو رسـاني ورود مـاده دارويـي بـه بافـت
ه دف ب دون ره ايش آن در ب دن اس ت . اي ن روش در م ورد داروهايي مورد استفاده قرار ميگيرد كه رهايش آنهـا در بـدن،باع ث ايج اد مس موميت م يش ود. ام ا خ واص داروي ي آنه ا به عنوان مثال تشعشعات راديو اكتيو برخي از آنها جهت درمـانبرخي بيماريها مانند انـواع سـرطانهـا، ضـروري اسـت. امـروز ه داروهـ اي بسـ ياري جهـ ت پرتـ و درمـ اني بيمـ اران سـ رطاني، مـــورد اســـتفاده قـــرار مــ يگيرنـــد كـــه برخـــي از آنهــ ا شــامل 131P32 ،Sm153 ،I و 64Cu اســت. هــمچنــين تعــدادي از لانتانيدها مانند ساماريوم و هولميوم به دليل داشتن ميزان و مـدتتشعشع و نيمه عمر مناسب و مطابق نيـاز هـاي پرتود رمـان، مـوارداستفاده زيادي پيـدا كـردهانـد [15]. در مـورد درمـان سـرطان بـااستفاده از اشعه بتا يا گاما سيستم دارو رسان، نقـش مهـمتـري بـرعهده دارد. اين سيسـتم بايسـتي چشـمه توليـد كننـده اشـعه را درخود محصور كند و اجازه خروج اين ذرات را كـه مناسـبتـرينآنها، لانتانيدها هستند را ندهند. زيرا وجود مقادير كم اين مـواددر بدن، خود باعث ايجاد مسموميتهاي حاد در بيماران دريافت كننده دارو ميشود. از سوي ديگر حاملهاي اين داروها بايسـتياز نظر شيميايي و حرارتـي بـي اثـر و پايـدار بـوده و تحـت تـاثيرتشعشعات قرار نگيرند. بدين سبب در اين تحقيق سنتز عاملهـايسيليكاتي كه پايداري فيزيكي و شيميايي بالايي دارند و از سـويديگر به دليل مساحت سطح بالا و قابليـت كنتـرل انـدازه ذرات واندازه حفرهها امكان تغيير آنهـا بـه سـهولت وجـود دارد، انجـامگرفت و آنگاه به بارگـذاري نيتـرات لانتـانيوم كـه شـباهتهـايفيزيكي و شيميايي زيادي با ساير لانتانيـد هـا از جملـه سـاماريم وهولميوم دارد، پرداخته شد. سپس رهايش آنهـا را در بـافر شـبيهسازي شده بدن مورد بررسي قرارگرفت.

مواد و روش تحقيق
مواد
نيترات لانتانيوم 6 آبه با درجه خلوص P.a از شركت سيگما تهيه شد. تترااتيل اورتوسيلان با درصـد خلـوص 98% و اسـيد اسـتيك
145588-3171

گلاسيال و ساير مواد شـيميايي مـورد اسـتفاده بـا خلـوصP.a از شركت مرك آلمان تهيه شدند.
دستگاهها
براي سنتز نمونهها از دستگاه التراسونيك مدل1440.Plus ساخت كمپاني Soltec ايتاليا استفاده شد. تصاوير تهيـه شـده از نمونـههـا
توســـط دســـتگاه (SEM)3 مـــدل Philips, XL30ســـاخت
هلند انجام شد. همچنـين سـانتريفيوژ مـدلHettich, Rotofix32
س اخت ژاپ ن جه ت جداس ازي محص ول س نتز ش ده از مح يط شكل (1): تصوير تهيه شده توسط SEM از نمونههاي سنتز شده.
واك نش و دس تگاهه اي (TEM)4 م دلPhilips, FEG.CM20
120442-157823

س اخت هلن د، (FTIR)5 م دل Bomem.b100 س اخت كان ادا، (TGA)6 مـــــــدلPL-STA.1640 ســـــــاخت انگلســــــ تان و(PL)7مدلPerkin-Elmer, LS5 ساخت امريكا بـراي شناسـايينانو مواد ساخته شده به كار گرفته شد. مقدار لانتانيد رها شـده ازنانو ذرات توسـطICP مـدلPerkin-Elmer, DV1100 سـاختانگلستان بررسي شد. در اين تحقيق از آب بدون يون توليد شـده
توسط دستگاه Milli-RO15 ساخت سوئيس موجود در سـازمان
انرژي اتمي ايران استفاده شد. شكل (2): تصوير تهيه شده توسط TEM از نمونههاي سنتز شده.

شكل (2) تصاوير TEM نمونهها كه اندازه تقريبـي آن هـا حـدود
نتايج و بحث 50 نانومتر است را نشـان مـيدهـد . ايـن تصـاوير انـدازه ذرات را
3-1- سنتز نمونههاي اوليه مطابق روش سل- ژل تاييد مينمايد.
6786488869

نمونههاي اوليه با مخلـوط كـردن اسـيد اسـتيك، آب و تترااتيـل اورتوسيلان با مقادير به ترتيب 9، 6/1 و 5/4 ميلـي ليتـر بـه دسـتآمدند. مخلوط به مدت 30 ثانيه به هم زده شد. سپس به مـدت 6 س اعت ب ه نمون ه، زم ان داده ش د ت ا واك نش كام ل ش ده و ژل تشكيل شده در ابتداي واكنش كامل گردد. پس از آن، محصول تشكيل شده توسط سانتريفيوژ با دور 600 دور بر دقيقه از محـيطواكنش خارج شد. سپس بـه منظـور حـذف مـواد اوليـه واكـنش
نــداده از ســطح ذرات تشــكيل شــده، محصــول 4 دفعــه بــا 20 TGA.
ميليليتر اتانل شستشو و توسط سانتريفيوژ خـارج شـد [16]. پـسشكل (3): منحنيهاي نمونه سنتز شده
از آن نمونهها توسـطTEM ،SEM و TGA مـورد بررسـي قـرارشكل (3) منحنيهاي TGA نمونه سـنتز شـده را نشـان مـيدهـد .
گرفتند (شكلهاي1- 3). منحني در 100 درجه سانتيگراد، كاهش وزني را نشان مـي دهـد

كه ممكن است مربوط به آب جذب شـده توسـط لايـه سـطحيذرات باش د. ك اهش وزن ت دريجي بع دي نمون هه ا مرب وط ب ه تشكيل ساختار شبكه اي در نمونهها است.
3-2- مايع شبيه سازي شده بدن (SBF) مايع شبيه سازي شده بدن حاوي يونهاي معدني بـا غلظـتهـاييمشابه غلظت آنها در پلاسماي خـون انسـان اسـت، غلظـت ايـن يونها در جدول (1) آمده است [17- 18].

جدول (1): غلظت يونهاي موجود در مايع شبيه سازي شده بدن و پلاسماي خون انسان.
دسيمتر مكعب) پلاسماي خون انسان غلظت (ميلي مول در مايع شبيه سازي شده بدن
يون
142 142 Na+
5 5 K+
1/5 1/5 Mg+2
2/5 2/5 Ca+2
103 147/8 Cl-
27 4/2 HCO3-
1 1 HPO4-2
0/5 0/5 SO4-2

جدول (2): مقدار واكنش گرها براي تهيه مايع شبيه سازي شده بدن.
مقدار واكنش گر رديف
750 ميلي ليتر آب بسيار خالص 1
350/0 گرم NaHCO3 2
996/7 گرم NaCl 3
224/0 گرم KCl 4
228/0 گرم K2HPO4.3H2O 5
305/0 گرم MgCl2.6H2O 6
40 سانتي متر مكعب HCl(1kmol/m3) 7
278/0 گرم CaCl2 8
071/0 گرم Na2SO4 9
057/6 گرم (CH2OH)3CNH2 10
به مقدار مورد نياز براي تثبيتpH HCl(1kmol/m3) 11

pH در SBF و در دماي 5/36 درجه سـانتي گـراد برابـر 25/7 در نظر گرفته ميشود. براي ساخت چنـين محلـولي از مـواد خاصـيبايد استفاده نمود، اين مواد و مقـدار آن هـا در جـدول (2) آورده شده است [19-27].
3-3- افزودن مقادير متفاوت نمك نيترات لانتان بـه نمونـهسنتز شده جهت بررسي مقدار بار گذاري لانتان در آنها نمك نيترات لانتان 6 آبه با نسبتهـاي مـولي 02/0، 05/0 و 1/0 نسبت به تترااتيـل اورتـوسـيليكات كـه بـه ترتيـب شـامل مقـادير:
18/0، 35/0 و 9/0 گرم از نيترات لانتـان اسـت در 6/1 ميلـي ليتـرآب حل شدند و سپس 9 ميلي ليتر اسيداسـتيك بـه هـر كـدام ازآنها اضافه شد و ضمن به هـم زدن ايـن مخلـوط، 5/4 ميلـي ليتـرتترااتيـ ل اورتوسـ يليكات بـ ه هـ ر كـ دام از ظـ روف اضـ افهگرديد(جدول 3).

جدول(3): بررسي مقدار بار گذاري لانتان در حضور غلظتهاي مختلف از نيترات لانتان 6 آبه و اسيد استيك.

زمان مانده (ساعت) نيترات لانتان 6 آبه (گرم)
6 0/18
6 0/35
6 0/9

مخل وط حاص له 30 ثاني ه ب ه ه م زده ش ده و پ س از 6 س اعت محصولات واكنشها استخراج، شستشو و سپس خشـك شـدند.
در نمونههايي كه 35/0 و 9/0 گرم لانتان در آنها وجود داشـت،محصولي تشكيل نشد. براي رفع ايـن مشـكل، مقـدار آب اضـافهشده به محيط واكنش، نصف مقدار اوليـه در نظـر گرفتـه شـده وسنتزها تكرار شد. با انجام اين اصلاح، واكنش منجـر بـه تشـكيلمحصول شد. سپس مقدار لانتان بار گذاري شده بر روي نمونهها به وسيله دستگاه ICP اندازه گيري گرديد.

3-4- افـزودن مقـادير يكسـان نمـك نيتـرات لانتـان بـه نمونههاي سنتز شده به كمـك التـراسـونيك در بـازههـايزماني متفاوت
به منظور بررسـي تـاثير امـواج التراسـونيك بـر ميـزان بارگـذاريلانتانيدها، واكـنش هـايي بـا اسـتفاده از 02/0، 05/0 و 1/0 مـولينمك نيترات لانتان كه شـامل مقـادير 18/0، 35/0 و 9/0 گـرم ازاين نمـك بـود، در حضـور ايـن امـواج انجـام شـد. محصـولاتواكنشها پس از گذشت 30 دقيقه از شروع واكـنش در حضـورام واج جداس ازي و شستش و ش دند (ج دول 4). واك نشه ا در شرايطي مشابه قبل انجام شدند. تـاثير وجـود ايـن نمـك بـر روياندازه ذرات و هم چنين ميـزان لانتـان بـارگـذاري شـده بـر رويذرات با غلظتهاي مختلف از نيترات لانتانيوم بررسي شـد و هـمچنـين در ص د بـار گ ذاري، ب ا مقـادير ب ار گـذاري ش ده ب ر روي نمونههاي معمـولي (بـدون اسـتفاده از التراسـونيك) مقايسـه شـد
(شكلهاي 4-7).

شكل (4): رابطه مقدار نمك اضافه شده به محيط واكنش با در صد وزني نمك بار گذاري شده بر روي نمونههاي سنتز شده.

جدول (4): اثر امواج الترا سونيك بر اندازه و شكل ذرات و همچنين ميزان بار گذاري لانتان در نمونهها در حضور اسيد استيك.
بــه منظــور اطمينــان از وجــود نيتــرات لانتــانيوم در نمونــههــا، فلورسانس نمونههـاي سـنتز شـده بـه كمـك نيتـرات لانتـانيوم بـافلورسانس اكسيد لانتانيوم خالص مقايسه شد (شكل 8).

نيترات لانتان (گرم) امواج التراسونيك (دقيقه)
0/18 10
0/35 30
0/9 60

شكل (5): نمونه سنتز شده به همراه 18/0 گرم لانتان و 30 دقيقه التراسونيك.

شكل (6): ميزان بار گذاري لانتان در نمونهها با استفاده از التراسونيك.

شكل (7): مقايسه لانتان بار گذاري شده بر روي نمونههاي معمولي با نمونههايي كه در مجاورت التراسونيك قرار داشتهاند.

شكل (8): نمودار فلوئورسانس اكسيد لانتان و نمونههاي داراي لانتان.

همچنين براي بررسي مشـاهده پيـكهـاي كششـيLa-O-Si ، از يك نمونه از سـيليكاژل اسـتاندارد (مـرك آلمـان) بـه همـراه دونمونه سنتزي كه بر روي يكي از آنها لانتان بار گذاري شده بود و ديگــري فاقــد لانتــان بــود، طيــف (IR)8 گرفتــه شــد [28] (شكلهاي 9-11).

شكل(9 ): طيف IR سيليكاژل مرك آلمان.

شكل (10): طيف IR نمونه فاقد لانتان.

IR. شكل(11): طيف نمونه سنتز شده داراي لانتان

طيف به دست آمده از سيليكاژل مرك و نمونه سنتز شـده بـدونلانتان كاملا مشابه است و نشـان مـيدهـد كـه نمونـه سـنتز شـده،داراي پيوندهايي مشابه سيليكاژل مرك است. همـان طـور كـه ازمقايسه طيف هاي دو نمونه سنتز شده بر مـي آيـد پيونـدO-H در نمونه فاقد لانتان شدت بيشـتري دارد . ايـن نشـان دهنـده كـاهشتعداد پيوندهاي O-H استكه تبديل بـه O-La شـده انـد . ارتعـاشكشش ي پيون د O-La باي د در ناحي ه ب ين 1000 ت ا 2000 ك ايزر مشاهده شود كه به دليل همپوشاني، قابل مشاهده نيست.
3-5- بررسي رهايش لانتان بـار گـذاري شـده در داخـلنمونههاي سنتز شده
به دليل اينكه عدم رهايش لانتانيدهاي بار گذاري شده در داخـلنمونهها از اهميت بالايي برخـوردار اسـت، نمونـههـا بايـد از نظـررهايش لانتان مورد بررسـي قـرار گيرنـد. از آنجـا كـه نيمـه عمـرراديو ايزوتوپهـايHo 166 و Re188 بـه ترتيـب برابـر 17 و 8/26 ساعت است [29]، بنابراين با ملاك قـرار دادنRe 188 كـه نيمـهعمــر بيشــتري دارد، پــس از گذشــت 81 ســاعت، تنهــا 12% از راديوايزوتوپ بار گذاري شـده بـاقي مـيمانـد و 88% آن در اثـرواپاش ي از ب ين م يرود. بن ابراين جه ت تعي ين مي زان ره ايشاحتمالي لانتان، 5/0 گرم از يك نمونه كه بيشترين مقـدار لانتـاندر آن بار گـذاري شـده بـود در آب ريختـه شـد و بـه مـدت 81 ساعت در دماي Co37 به هـم زده شـد. در زمـان هـاي 1، 5، 10، 20، 40، 60 و 80 ساعت، نمونههايي از اين مخلوط برداشته شد و مقدار لانتان موجود در آن به وسيله ICP اندازه گيري شد.
3-6- افزودن مقادير متفاوت نمك لانتـان بـه نمونـه سـنتزشده اوليه
همانگونه كه در شكل(4) مشاهده مـي شـود، بـا افـزايش غلظـتنيترات لانتان در محيط واكنش، مقدار لانتان بارگذاري شـده درنمونههاي سنتز شده بيشتر ميشود. شـيب منحنـي افـزايش مقـدارلانتان بار گذاري شده با افزايش غلظت نيترات لانتان موجـود درمحيط، كاهش مييابـد . در صـورت افـزايش بسـيار زيـاد غلظـتنيترات لانتان در محيط، واكنش، انجام نميشـود . دليـل ايـن امـرميتواند افـزايش قـدرت يـوني محـيط همـراه بـا افـزايش مقـدارنيترات لانتان باشد كه موجب افزايش سرعت واكـنش هيـدروليزميشود كه توام با افزايش هسته زايي است.
3-7- افـزودن مقـادير يكسـان نمـك نيتـرات لانتـان بـه نمونههاي سنتز شده به كمـك التـراسـونيك در بـازههـايزماني متفاوت
همانگونه كه در شكل (6) مشاهده ميشود، لانتـان بـار گـذاريش ده در نمون هه ا، هنگ امي ك ه از ام واج التراس ونيك اس تفاده ميشود به مقدار قابل توجهي بيشتر از سنتز بدون اسـتفاده از ايـنامواج است. اما همـان گونـه كـه در شـكل (7) مشـاهده مـيشـودشيب منحني لانتان بار گذاري شده در نمونـه هـا، در ايـن حالـتبسيار كمتر است. اين امر را مـي تـوان ايـنگونـه توضـيح داد كـهام واج التراس ونيك موج ب تس ريع در فراين ده اي هي دروليز و تراكم ميگردد. با تسريع واكنش هيدروليز، سـرعت هسـته زايـيافزايش مييابد و به دليل اينكه يونهاي لانتان هنگام هسـته زايـيدر محيط وجود دارند، در هستههاي اوليه وارد ميشوند. بنـابراينمقدار لانتان بار گذاري شده در نمونهها با اسـتفاده از ايـن امـواجبيشتر از حالت عادي است. اما به دليـل افـزايش سـرعت تـراكم،مقدار بار گذاري لانتان در نمونهها در اين مرحله كمتر از حالـتعادي است و بنابراين شيب منحني بار گذاري بسـيار كـم اسـت.
مقايسه طيفهاي IR سيليكاژل (شكل 9) و نمونههاي سنتز شـدهبدون لانتان(شكل 10) و داراي لانتان (شكل 11) نشـان مـيدهـدكه اولا نمونههاي سنتز شده به دليل تشـابه بسـيار زيـاد طيـفIR، ساختاري كاملا يكسان با سيليكاژل دارند و ثانيا باندي كـه بتـوانآن را به پيوند La-O-Si نسبت داد، پيدا نشد. بنابراين با استناد بـهاين طيفها نميتوان در مورد وجود لانتان در نمونـه هـا اطمينـانداشت، اما طيفهاي فلورسانس اكسيد لانتان و چند نمونه داراي لانتــان كــه در طــول مــوج 258 نــانومتر تهيــيج شــده انــد [30] (شكل 8)، وجود لانتان را در نمونههـاي سـنتز شـده كـاملا تاييـدميكند.
3-8- بررسي رهايش لانتان بـار گـذاري شـده در داخـلنمونههاي سنتز شده
نمونههـاي برداشـت شـده در بـازههـاي زمـاني مختلـف، بوسـيلهدستگاه ICP آناليز شدند تـا مقـدار لانتـان احتمـالي رهـا شـده ازنمونهها در محيط بررسي شود. در هيچكـدام از نمونـههـا، لانتـانمشاهده نشد. با توجه به حد تشـخيص دسـتگاهppm) ICP 01/0) ميتوان اينگونه نتيجه گرفت كه يا لانتان از نمونههـا آزاد نشـدهاست و يا اينكه لانتان آزاد شده آنقدر كم اسـت كـه غلظـت آنپايينتر از حد تشخيص دستگاه ICP است.

نتيجه گيري
افزودن نمكهاي لانتانيدهاي مختلف ميتواند دو تاثير عمده بـرمحصولات واكنش داشته باشد. يكي كـاهش انـدازه ذرات سـنتزشده و هم شكل شـدن ايـن ذرات و دومـي قـرار گـرفتن مقـاديرمختلفي از اين نمكها در درون ساختار با پيونـد هـاي فيزيكـي وشيميايي است. به دليل اين كه هـدف اصـلي در ايـن تحقيـق بـارگذاري نمكهاي لانتان در نمونههـاي سـنتز شـده بـود، بـه تـاثيرمورد دوم پرداختـه شـد. بـا افـزودن مقـادير متفـاوت نمـكهـايلانتانيدها بـه محـيط واكـنش، مقـدار لانتـان بارگـذاري شـده درنمونههاي سنتز شده، بيشتر خواهـد شـد. اسـتفاده از التراسـونيكميتواند روند كلي واكنش را تسريع كند به صورتي كه واكـنشمعمــولي حــدود 6 ســاعت و واكــنش انجــام شــده بــه كمــكالتراسونيك، يك ساعت به طول خواهد انجاميد. هم چنين ميزان بار گذاري لانتانيد هـا در نمونـه را افـزايش خواهـد داد. ايـن بـارگذاري بخصوص در مورد لانتانيدها زماني مفيد خواهد بـود كـهلانتانيدهاي بار گذاري شـده، از درون نـانو ذرات خـارج نشـوند.
همانگونه كه نتايج ICP نشان ميدهند، نمـك هـاي بـار گـذاريشده از درون نانو ذرات خـارج نشـدهانـد . ايـن نـانو ذرات را كـهلانتانيد-ها در آنها بار گذاري شدهاند را ميتوان به منظور راديو تراپي و موارد تشخيصي، به خصوص در مورد سرطان كبد مـورداستفاده قرار داد.

تشكر و قدرداني بدينوس يله مرات ب س پاس و ق درداني خ ود را از راهنم اييه ا و مساعدت اسـتاد فرهيختـه، جنـاب آقـاي دكتـر محمـد ربـاني درسـازمان ان رژي اتم ي اي ران و دانشـكده علـوم و فنـون دري اييدانشگاه آزاد اسـلامي واحـد تهـران شـمال و از معاونـت محتـرمپژوهش و فناوري دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال جناب آقاي دكتر رضا مرندي در خصوص حمايت مالي طرح پژوهشي فوق اعلام ميدارم.
مراجع

D. Edimar, R.C. Neri, A.S. Osvaldo and G.S. Alexandre
Prado, “Antenna Effect in Highly Luminescent Eu3+ Anchored in Hexagonal Mesoporous Silica”, Chem Mater., Vol. 19 (22), pp. 5437-5442, 2007.

S.G. Weber and H. Marsmann, “From Nanosize Silica Spheres to Three-Dimensional Colloidal Crystals Siegmund Greulich-Weber and Heinrich Marsmann, in Ordered Porous Nanostructures and Applications”, Nanoscale Science and Technology Series, Kluwer Academic Plenum Publisher, New York, ed. R.
Wehrspohn., pp . 350-351, 2005.

D. Zhang, X. Wang, Z. Qiao, D. Tang, Y. Liu and Q. Huo, J. Phys. Chem. C., Vol. 114, pp. 12505-12510, 2010.

K. Ikeue, T. Tanaka, N. Miyoshi and M. Machida, Solid State Sciences., Vol. 10, pp. 1584-1590, 2008.

Q. Yan, C. Huanfa, L. Yiyang, Y. Zhiyi, C. Xinhao and H. Jianbin, “Photoluminescent Lanthanide-Doped Silica
Nanotubes: Sol-Gel Transcription from Functional Template”, J. Phys. Chem. C., Vol. 115 (15), pp. 7323-7330, .1102
A. Pénard, T. Gacoin and J. Boilot, “Functionalized SolGel Coatings for Optical Applications”, Acc. Chem. Res., Vol. 40(9), pp. 895-902, 2007.

S. Yttrium and the Lanthanides: Applications Simon A. Cotton Copyright © Wiley and Sons, Ltd, John 2006.

G.C.J.G.W. Scherer, “Sol-Gel Science: The Physics and Chemistry of Sol-Gel Processing”, Academic Press., ISBN 0121349705, 1990.

A. Meijerink, R. Wegh, P. Vergeer and T. Vlugt, Optical Materials, Vol. 28, Issues 6-7, pp. 575-581, 2006.

Yu.V.F. Borchert, V.A. Sadykov, G.M. Alikina, A.I. Lukashevich, E.M. Moroz and D.I. Kochubey, Solid State Ionics, Vol. 177, Issues 26-32, pp. 2533-2538, 2006.

Y. Qiao, H. Chen, Y. Lin, Z. Yang, X. Cheng and J. Huang, J. Phys. Chem. C., Vol. 115(15), pp. 7323-7330, 2011.

K. Kurumada, H. Nakabayashi, T. Murataki and M.
Tanigaki, “Structure and Formation Process of Silica
Microparticles and Monolithic Gels Prepared by the SolGel Method”, Colloids and Surfaces A: Physicochemical and Engineering Aspects, Vol. 139, Issue 2, pp. 163-170, 1998.

N. Dalili Mansour, K. Zare and A. Elsagh, “Theoretical Study of Drug Delivery Ability of Carbon Nanotube”, J of Physical and Theoretical Chemistry, Vol. 7(1), pp.15-21, 2010.

M.G. Kong, M. Keidar and K. Ostrikov, “Plasmas Meet Nanoparticles Where Synergies Can Advance the Frontier of Medicine”, J. Phys. D: Appl. Phys, Vol. 44, pp.174-188, 2011.

H. Hofmann, B. Steitz, A. Petri-Fink, “Nanotechnology in Medicine Nanoparticles/structures for Drug and Gene Delivery and Hyperthermia”, European Cells and
Materials, Vol. 13. Suppl. 2, p. 72. 2007.

C.E. Moran, G.D. Hale and N.J. Halas, “Synthesis and Preparation of Silica Nanoparticles”, with Rare Earth Dopants Langmuir, Vol. 17, pp. 8376-8379, 2001.

T. Kokubo, H. Kushitani, S. Sakka, T. Kitsugi and T. Yamamuro, “Solutions Able to Reproduce in Vivo Surface-Structure Changes in Bioactive Glass Ceramic AW”, J.biomerd. Mater. Res, Vol. 24, pp. 721-734, 1990.

T. Kokubo, S. Ito, Z.T. Huang, T. Hayashi, S. Sakka, T. Kitsugi and T. Yamamuro, “Ca, P-Rich Layer Formed on High-Strenth Bioactive Glass-Ceramic A-W”, J. biomer.
Mater. Res, Vol. 24, pp. 331-343, 1990.

C. Ohtsuki, H. Kushitani, T. Kokubo, S. Kotani and T. Yamamuro, “Apatite Formation on the Surface of Ceravital-Type Glass-Ceramic in the Body”, J. biomer. Mater. Res, Vol. 25, pp. 1363-1370, 1991.

S.B. Cho, K. Nakanishi, T. Kokubo, N. Soga, C. Ohtsuki, T. Nakamura, T. Kitsugi and T. Yamamura, “Dependence of Apatite Formation on Silica Gel on Its Structure: Effect of Heat Treatment”, J. Am. Ceram. Soc, Vol. 78 (7), pp. 1769-1774, 1995.

C. Ohtsuki, Y. Aoki, T. Kokubo, Y. Bando, M. Neo and T. Nakamura, “Transmission Electron Microscopic Observation of Glass Ceramic A-W and Apatite Layer Formed on Its Surface in a Simulated Body Fluid”, J.
Ceram. Soc. Japan, Vol. 103 (5), pp. 449-454, 1995.

C. Ohtsuki, T. Kokubo, M. Neo, S. Kotani, T. Yamamura,
T. Nakamura and Y. Bando, “Bone- Bonding Mechanism of Sintered β3CaOP2O5”, Phosphorous Research Bulletin, Vol.1, pp. 191-196, 1991.

A. Oyane, H. M. Kim, T. Furuya, T. Kokubo, T. Miyazaki and T. Nakamura, “Preparation and Assessment of Revised Simulated Body Fluid”, J. Biomed. Mater. Res, Vol. 65, pp. 188-195, 2003.

M. Tanahashi, T. Yao, T. Kokubo, M. Minoda, T. Miyamato, T. Nakamura and T. Yamamura, “Apatite Coatng on Organic Polymers by a Biomometic Process”, J.
Am. Ceram. Soc, Vol. 77, pp. 2805-808, 1994.

Y. Abe, M. Kawashita and T. Nakamura, “Effects of Solutions on Apatite Formation on Substrate in Biomimetic Process”, J. Ceram. Soc. Japan., Vol. 109 (2), pp.106-109, 2001.

C. Ohtsuki, T. Kokubo and T. Yamamura, “Mechanism of Apatite Formation on CaO-SiO2-P2O5 Glasses in a Simulated Fluid”, J. Non-Cryst. Solids, Vol. 143, pp.
84-92, .2991

M. Tanihara, T. Miyazaki, S. Ogata and C. Ohtsuki, “Design and Development of Functional Biocompatible Hybrid Materials for Medical Applications”, in Handbook of Organic-Inorganic Hybrid Materials and
Nanocomposites, Vol. 2, ed. By H. S. Nalwa, American Scientific Publishers, pp. 265-293, 2003.

L. Zhang, D. Pornpattananangkul, C.M.J. Hu and C.M. Huang, “Development of Nanoparticles for Antimicrobial Drug Delivery”, Current Medicinal Chemistry, Vol.17, pp.
585-594, 2010.

J. António, A. Almeida and B. Eliana Souto, “Solid Lipid
Nanoparticles as a Drug Delivery System for Peptides and Proteins”, Advanced Drug Delivery Reviews, Vol. 59, pp.
478-490, 2007.

C. Chakraborty, Æ.B. Sarkar, Æ.C.H. Hsu, Æ.Z.H. Wen, Æ.C.S. Lin and Æ.P.C. Shieh, “Future Prospects of Nanoparticles on Brain Targeted Drug Delivery”, J.
Neurooncol, Vol. 93 pp. 285-286, 2009.

7- پينوشت

Simulated Body Fluid (SBF)
Inductively Coupled Plasma (ICP)
Scanning Electron Microscopy (SEM)
Transfer Electron Microscopy (TEM)
Forie Transmission Infrared radiation (FTIR)
Thermal Gravimetry Analysis (TGA)
Photo Luminescence (PL)
Infrared radiation (IR)



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید